امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
28 اسفند
#1
اوقاتی وجود دارند که هر کاری الکلی در زندگیمان انجام میدهدمارا خشمگین میکند.گاهی اوقات حتی کارهای عادی او اشتباه به نظر میرسد!اگرچه برایم مهم است که یاد بگیرم رفتارهای غیر قابل قبول را بشناسم و از خودم در برابر آنها حمایت کنم،اما آنچه که در جریان است همیشه اینگونه نیست.وقتی که من خود را درگیر مشاهده کردن و انتقاد کردن هر جزء کوچکی از رفتار او (الکلی)میکنم،میتوانم این را به عنوان نشانه ای به کار برم که چیزی با من در جریان است که آنرا از دست داده ام و یا در نظر نگرفته ام .آیا از دیدگاه های خارجی در کارم ترسیده ام؟
آیا در جلسات چیزی شنیده ام که باعث تحریک یک خشم قدیمی شده است؟آیا به این روش به خاطر رنجش های قدیمی که من برای بحث انتخاب نکرده ام،عمل میکنم؟یک تماس تلفنی در رفع آن به من کمک میکند.........یاد آوری امروز.....سختی دست کشیدن از انتقاد دیگران تقریبا به سختی دست کشیدن الکلی از نوشیدن است_گاهی اوقات خیلی ضروری به نظر میرسد؟اما اگرچه انتقاد و افکار منفی می تواند به عنوان یک سوپاپ بخار برای درد های من به کار رود،اما هرکز مشکلات مرا حل نمیکنند،فقط باعث آشفتگی من میشوند.در نهایت ، مانع رسیدن به شناخت خودم میشود.
"یک فرد میتواند یک خال(لک)را در موی دیگری آشکار کند.اما آنرا بروی بینی خودش نمیتواند ببیند"
هر که مرا حرفی بیاموزد٬ مرا بنده خویش قرار داده است.
پاسخ


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  1 اسفند mahla 0 1,071 2014-02-04، 10:24
آخرین ارسال: mahla
  2 اسفند mahla 0 862 2014-02-04، 10:24
آخرین ارسال: mahla
  3 اسفند mahla 0 1,206 2014-02-04، 10:23
آخرین ارسال: mahla
  4 اسفند mahla 0 912 2014-02-04، 10:23
آخرین ارسال: mahla
  5 اسفند mahla 0 924 2014-02-04، 10:22
آخرین ارسال: mahla

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان