امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
رد پای خدا
#1
دیشب رویایی داشتم. خواب دیدم بر روی شنها راه می روم.
همراه با خود خداوند وبر روی پرده ی شب
تمام روزهای زندگی ام را، مانند فیلمی می دیدم.
همانطور که به گذشته ام نگاه می کردم.
روز به روز زندگی را، دو رد پا بر روی پرده ظاهر شد.
یکی مال من یکی از آن خداوند
راه ادامه یافت تمام روزهای تخصیص یافته خاتمه یافت.
آنگاه ایستادم و به عقب نگاه کردم.
در بعضی از جاها فقط یک رد پا وجود داشت.
اتفاقا آن محلها مطابق با سخت ترین روزهای زندگی من بود.
روزهایی با بزرگترین دردها، رنج ها، ترسها و...
روزهایی با بزرگترین دردها، رنج ها، ترسها و...
ومن پذیرفتم با تو زندگی کنم.
خواهش میکنم به من بگو چرا در آن لحظات درد آور مرا تنها گذاشتی؟
خداوند پاسخ داد:
(فرزندم تو را دوست دارم وبه تو گفتم که در تمام سفر با تو خواهم بود.
من هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت.
نه حتی برای لحظه ای ومن چنین نکردم.
هنگامی که در آن روزها یک رد پا بر روی شنها دیدی من بودم که تو را به دوش می کشیدم
خداوندا
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکست قلب من جانا به عهده خود وفا کن
پاسخ
#2
خدایم را دوست دارم و با وفاتر از او سراغ ندارم، شاید به رسم همین وفاداریست که دوستانم را به او میسپارم!!!
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#3
خدا آن حس زیبائیست که در تاریکی صحرا
زمانی که هراس مرگ میدزدد سکوتت را
یکی آهسته می گوید
کنارت هستم ای تنها
و دل آرام می گیرد . . .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#4
خـــــــــــــــــــــــــــــدای منـــــ …
دســــــــتانــــــــت که مالــــــــــــــ منــــــــــ باشند
هــــــــــیچ کــــــــــس مــــــــرا دست کم نمیگیرد!
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#5
خدایم را دوس دارم وبا وفاتر از اوسراغ ندارم به رسم همین وفاداریست که کسانی را که دوس دارم به او میسپارم
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#6
وقتی خــــــدا مشکلات تو رو حل میکنه تو به توانایی های او ایمان داری ...
و وقتی خــــــدا مشکلات تو رو حل نمیکنه ...
او به توانایی های تو ایمان داره ...
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#7
خدا همانيست كه ما ميخواهيم،اي كاش ماهم همانى بوديم كه خدا ميخواست...
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#8
دیشب با خدا دعوایم شد. با هم قهر کردیم ...
فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد.
رفتم گوشه ای نشستم.
چند قطره اشک ریختم و خوابم برد.
صبح که بیدار شدم. مادرم گفت:
" نمیدانی از دیشب تا صبح چه بارانی می آمد"...
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#9
گاهی فکر میکنیم خدا فراموشمون کرده ، صدامون رو نمیشنوه … دیگه دوستمون نداره !
غافل از اینکه همین نفسی که همین لحظه میکشیم بزرگترین و محکمترین سند دنیاست برای اثبات اینکه خدا هنوزم دوستمون داره !!!
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#10
دوسنان همدردم یادتان هست?

مواد مخدر با ما همان کاری را کرد که باد نیمه شب با گلهای سپید کوچک میکند، گریه های مادرتان یادتان هست?شکستن کمر پدرتان چطور?یادتان هست به موادفروشان بو گندو التماس میکردیم?

یادتان هست زندگی میکردیم که مصرف کنیم و مصرف میکردیم که زندگی کنیم

سرنوشت یک معتاد به قول کتاب معتادان گمنام از دو حالت خارج نیست

۱ زندان وتیمارستان و مرگ

۲زندگی به روال معتادان گمنام

و ما چقدرخوشبختیم که راه دوم را در پیش گرفتیم

بیایید همه با هم برای تمام همدردانمان دعا کنیم

خداوندا ارامشی عطا فرما تابپذیرم انچه را که نمیتوانم تغییر دهم

شهامتی که تغییر دهم انچه را که میتوانم

و دانشی که تفاوت ایندو را بدانم

امین
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان