ارسالها: 7
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Dec
درگذشته دنبال راه سریع برای حل مشکلاتم بودم.فقط برای امروز یاد گرفتم،هرجیزی زمان ومکان خاصی داره، سهم خودم راانجام بدهم،مشورت کنم ومابقی را به نیروی برترم بسپارم.میدانم عجله کارهارا خرابتر میکند
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
قبلا سعی میکردم مشکلاتم را یکجا و به یکباره حل کنم و در جستجوی فرمول معجزا اسایی بودم که هیچگاه پیدا نشد.امروز مسکلاتم را به یکباره حمل نمیکنم.مشورت میکنم.کمک میگیرم و راه حل انها را در قدمها پیدا میکنم
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 179
موضوعها: 15
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
62
خوب البته اگر برای حل یک مشکل راه کوتاه ومنطقی وجودداشته باشد که انسان رابرسرمنزل مقصود برساند چراکه نه ؟ ولی موضوع اساسی این است که در بیشتر موارد که روی مسائل درونی انسانی مشکلاتی مرتبط میشود باید دید که آیا عجول بودن ویک دنده بودنکمکی میتواند بکند یااینکه کار راخرابتر میکند ومعمولا اینطورهست که وقتی تو مشکل داری یعنی بیماری باانسانهای بیماری شبیه به خودت هم سروکارداری پس حالا مسئله غامض تر هم میشود هردو طرف سعی دارند که از طریق کوتاهترین راه به دیگری غلبه کنندولی امروز که من متوجه نواقص خودم شده ام صبر تمرین میکنم ودست از غجله برداشتم زیراکه زندگی گذشته به من نشان داد که عجله وبیحوصلگی فقط اوضاع را وخیم ترمیکند . من سعی میکنم که باکمک نیروی برترم روی نواقصم کارکنم نمی تونم بگم همه را برطرف میکنم ولی ضعیفترشان حتما خواهم کرد.
ارسالها: 14
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Aug
بله همیشه در گذشته به همین صورت بوده به دلیل اینکه من خودم رو خدای دیگران می دونستم و زمانی که مشکلی پیش می آمد سعی میکردم یه وردی بخونم تا مشکل حل بشه همیشه از قضاوت هامی ترسیدم اما حالا زمانی که مشکلی پیش میاد آرامش خودم رو حفظ می کنم نقش وسهم خودم رو انجام میدم و بقیه رو به خدا میسپارم.
ارسالها: 924
موضوعها: 113
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Aug
اعتبار:
75
[font]گاهی احساساتم وقتی مشارکت نمیشود طغیان میشود و تبدیل به مشکل میشود آیا باید آسان ترین راه و سریع ترین راه را انتخاب کنم ؟ مشکل را بررسی میکنم تا متوجه شوم که سهم و نقش من چیست؟قبلا با خودمحوری و نداشتن راهکار برای احساسم سریع ترین راه را میرفتم ، آسانترین راه استفاده از ابزارهای انفجاری و منفی و احساس توانایی کردن است. اما راه حل امروز من رفتن به جلسه ، کارکرد قدمها ،استفاده از راهنما است .امروز عجله نمیکنم و تسلیم خداوند میشوم و سعی میکنم خود را کمتر در معرض مشکلات دیگران قرار دهم.[/font][img]images/smilies/heart.gif[/img]
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
قبل از آشنايي با برنامه دنبال راه سريع براي حل مشکلم بودم و گاها به خاطر همين تصميمات اشتباه ميگرفتم و بيشتر خودم رو به دردسر مي انداختم ، خیلي مواقع مي گفتم توکل به خدا اما اين جمله رو فقط بيان ميکردم اما وقتي موقع واگذاري مشکلم به خدا بود به خاطر ترسها يا عدم اعتماد کامل به خدا ، خودم سعي مي کردم راه حلي براي مشکلم پيدا کنم ، اما الان مي دونم که اگر مشکلي سر راه من هست ، خدا در زمان و مکان مناسب راه حل مشکل رو بهم نشون ميده .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 30
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2015Jan
گاها" راه سریع راهی صحیح نیست .امروز یاد گرفته ام مشورت کنم .با فردی اگاه و از او کمک بگیرم .ابعاد مختلف یک موضوع را بررسی کنم . به احساساتم توجه کنم . برای خودم عقایدم افکارم ارزش قائل شوم . برای حل مسائل زندگی و رسیدن به مقصد و هدف چندین راه و مسیر وجود دارد . کوتاهترین راه بهترین راه برای رسیدن به هدف نیست مهم انتخاب راه درست و فکر وتصمیم صحیح است .امروز برای زندگی کردن بیشتر ارزش قائل میشوم. با تمرین و تلاش و به مرور نقص عجله و دودلی خودم را برای حل مسائل کنار میگذارم . به عواقب عملکردهایم نگاه میکنم .در نهایت برنده و بازنده شدن را دیگر به گردن کسی نمی اندازم. فقط تلاش میکنم ونتیجه را به خدا میسپارم.