امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 4.5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
14-آیا من فکر میکنم که در باره اعتیاد و بهبودی به اندازه کاف
#1
آیا من فکر میکنم که در باره اعتیاد و بهبودی به اندازه کافی اطلاعات و دانش دارم تا بتوانم رفتارم را قبل از اینکه از کنترل خارج شود.مهار کنم؟
پاسخ
#2
من هر موقع که می خواهم از واقعیت زندگی امروز یا مشکل ها و شخصیت خود فرار کنم خود را با گذشته مقایسه می کنم .
مقایسه قسمتی از انکار است . یعنی هر جا اذیت می شویم سریعا جیزی را انکار می کنم امروز توانایی های خود را انکار می کنم و با ابراز مقایسه زندگی گذشته با زندگی حال به تایید حال و شکل زندگی امروز می پردازیم .
غافل از اینکه من با این مقایسه توانایی های بالقوه خود را نادیده گرفتم و فقط پاک از مواد هستم .
بدین صورت خود را در چرخه و پروسه ی رشد و بهبودی قرار نمی دهم دیر نمی پاید که این یک نواختی مرا از مسیر بهبودی منحرف می کند امروز باید دور نگر باشم .
وبه قله نگاه کنم نه به جلوی پایم .
قسمت دوم :
امروز بسیار اذیت می شوم جرا که به خودم می گویم چرا اطلاعات من نسبت به مسایل اینقدر کم است .
عدم اگاهی نسبت به توانایی هایم موجب خود ازاری خواهد شد .
لذب انی مساوی است با درد پایدار و درد امروز مساوی است با لذت پایدار .
تالار گفتمان انجمن بانیان بهبودی
پاسخ
#3
من تا زمانی که نفس می کشم بیماری اعتیاد با من است و هم بیماری من و هم بهبودی من در حال کسب دانش است . من اگر اگراطلاعات و دانشی در مورد اعتیاد داشتم به جلسه ی بهبودی نمی رفتم ،راهنما نداشتم ،کلاس قدم نمی رفتم ، و ... من در مورد بیماری اعتیاد اطلاعات و دانشی ندارم ولی با آشنا شدنم با این 12 قدم اطلاعات و دانش کافی کسب می کنم ولی دانش و اطلاعات بدون عملکرد کتارساز نیست

مثال : شفای بیماری منت مثل بازیابی عضله ی فلج شده می باشد یعنی اطلاعات پزشک به علاوه ی فیزیوتراپی به عبارت ساده ، تمرین و تکرار و معالجه ی روز به روز
پاسخ
#4
هر چقدر درباره بیماریم اطلاعات بدست بیاورم باز هم ممکن است مرا دور بزند!اما داشتن اطلاعات و دانش برتامه به تنهایی کافی نیست و من نیاز دارم که عمل کنم چرا که برنامه بهبودی با عمل میسر است نه با دانش تنها
پاسخ
#5
روحشان شاد آنها که گفتند و نوشتند و خواندیم که مانند کسی هستیم که یک پای خود را از دست داده و هرگز آنرا باز نخواهد یافت

هر وقت چنین چیزی به سرم بزنه و فکر کنم که خودم میدونم چیکار کنم و حواسم هست و اینها مثل سیگار روشن کردن میمونه همه گفتند نکن گفتیم حواسم هست

من از انکار میترسم مثل.......................................
پاسخ
#6
بیماری از فکر ما سرچشمه می گیرد و هر چه آگاهی داشته باشم به اندازه تفکر من هست .
فریب ندادن خود ،داخل برنامه بودن ،دانش و آگاهی که مبتنی بر  روشن بینی و تسلیم باشد .
در هر زمینه ای کار گشا است و می توان به وسیله آن بیماری اعتیاد را مهار و کنترل کرد 

تمرین تکرار و معالجه .جسم روان روح و عواطف یعنی بهبودی .تغییر کردن مداوم یعنی بهبودی 

 

 
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
#7
خیر_ داشتن اطلاعات کافی یعنی اینکه من نیازی به جلسه/ راهنما یا کارکردن قدم ندارم و این یعنی انکار بیماری. آگاهی و اطلاعات نسبی هم که در این مدت از بیماری پیدا کرده ام به هیچ وجه کافی نیست. چون به همان میزان که من رشد میکنم بیماری من هم رشد میکند و هر روز اشکال جدیدتری از انرا میبینم. غرور بهبودی راه فروتنی را میبندد
پاسخ
#8
خیر .با توجه به این که در ابتدای قدم یک هستم هنوز خیلی دانش وآگاهی ندارم  پس نمیتوانم  قبل از اینکه رفتارم از کنترل خارج شود آن را کنترل کنم و تنها راهکار آن افزایش و دانش اگاهی در زمینه شناخت بیماری و مراحل آن است...
الهی بینایی ده که در چاه نیفتیم...
پاسخ
#9
با سلام. ارمانم و معتادم.خير  من هيچ موقعه به اون نقطه نميرسم که بتونم  قبل از اينکه از کنترل خارج بشم خودمو اسلاح کنم.چون بيماري دارم به نام اعتياد که سه جنبه دارد و بدترين جنبه ان رواني يا فکريشه من فکرم بيماره و احساس تواناي اجازه نميده که بخام سريعا خاتمه بدم من معتادم و افراطي و بايد تشو در بيارم نواقص من از عقايد قديمي من تبعيد ميکنه تا درد نکشم به درک نميرسم.اما با تمرين وتکرار ميتونم بهتر باشم.
[font]موفقیت یک انتخاب است نه یک اتفاق[/font]
پاسخ
#10
من تا زمانی که زنده هستم بیماری اعتیاد با من است و بیماری من نیاز به بهبودی و آموختن مهارت برای زندگی بدون مصرف چیزی بصورت طبیعی است و من در حال کسب دانش برنامه هستم. مطمناً اشتباه هم خواهم داشت، من اگر اطلاعات و دانشی در مورد بیماری اعتیاد داشتم فکر میکردم به جلسات و راهنما نیازی ندارم و به جلسه نمی رفتم، نیازی هم به کلاس قدم نداشتم. من یک کودک بیش فعال بودم و از همان دوران کودکی ادعا داشتم، که خیلی میفهمم و خیلی میدونم و توانایی انجام هرکاری را دارم و راجع به اعتیاد و معتادان نر خوبی هم نداشتم، فقط شنیده بودم مواد مخدر خطرناک و نابودگر است و معتادان آدمهای خطرناکی هستند و بقیه قضایا... من در مورد بیماری اعتیاد اطلاعات و دانشی نداشتم، در ابتدای مصرف یک احساس گنگ و مبهمی داشتم و احساس خطر میکردم. اما چیزی در وجودم آلارم میزد، اما اهمیتی ندادم و وقتی کاملاً غرق اعتیاد شدم، سیستم غرور و انکارم سعی کرد، زیاد جدی نگیرد و چند مورد ترکهای یابویی و دارویی و بستری در خانه و مسافرت و بیمارستان و تیمارستان و بازداشتگاه و صرف میلیونها تومن برای ترک به دعانویس و طب سوزنی و سنتی شد. ولی با مراجعه به انجمن و آشنا شدن با اصول روحانی و معنوی 12 قدم اطلاعات و دانش کافی کسب میکنم، که بتوانم در مقابل وسوسه و مراحل عود و تأثیرگاری عوامل ایجاد ترس و استرس و بیتفاوتی را بیاموزم و به وقت جلوی خودم را برای مصرف مواد مخدر را بگیرم. با اینحال میدانم بیماری اعتیاد بسیار مرموز و ناشناخته است و نباید غرور و انکار دانش و آگاهی از بهبودی هم در من باعث نابودیم شوند.

 
پاسخ


موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  1-مفهوم بیماری اعتیاد چیست؟ mehdiast 29 61,798 2021-07-19، 01:16
آخرین ارسال: هیچ
  3-وقتی نسبت به چیزی وسوسه دارم چه احساسی پیدا میکنم؟ آیا در mehdiast 21 42,490 2021-06-07، 02:29
آخرین ارسال: هشتیان
  66-چرا برای ادامه بهبودی لازم است بیماریم را بپذیرم؟ mehdiast 10 20,398 2020-11-07، 03:37
آخرین ارسال: amirjavadi
  53-آیا هر زمان که فکر مصرف یا عمل از روی اعتیاد به من دست داده mehdiast 10 16,575 2020-11-07، 02:10
آخرین ارسال: amirjavadi
  39-آیا تا به حال به خاطر اعتیاد به کسی صدمه رسانده ام؟(توضیح دهید) mehdiast 7 25,436 2020-11-06، 08:48
آخرین ارسال: amirjavadi

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان