ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
2014-02-27، 06:51
(آخرین ویرایش: 2015-01-31، 03:27 ، توسط ARSAM.)
31) چگونه بیماریم من بردارایی ام تاثیر گذاشت ایا من در امدم را از دست داده ام؟ و یا مبالغ چشم گیری را متحمل شده ام؟ایا من درمشاغل کم درامد گیرافتاده ام؟
.
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 1,204
موضوعها: 146
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Nov
اعتبار:
242
2015-01-31، 12:58
(آخرین ویرایش: 2015-01-31، 02:47 ، توسط ARSAM.)
مادرامدو مشاغلمان را از دست می داد یم یا تلاش زیادی برای انجام مسئولیت های شغلی بدون دریافت کامل حقوق مان انجام می دادیم چرا که سراسیمه بودیم وانرژی خود را برروی کار متمرکز نمی کردیم ما بخش زیادی از زندگی خود را در آشفتگی سپری کردیم زندگی خانه وکارمان را تباه کردیم.
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
ما در دوران شهوترانی فقط اقتصاد را و یا خرج زیاد خانواده را بهانه میکنیم اما جواب کتاب که سجاد عزیز هم انرا گذاشته اینست:
مادرامدو مشاغلمان را از دست می داد یم یا تلاش زیادی برای انجام مسئولیت های شغلی بدون دریافت کامل حقوق مان انجام می دادیم چرا که سراسیمه بودیم وانرژی خود را برروی کار متمرکز نمی کردیم ما بخش زیادی از زندگی خود را در آشفتگی سپری کردیم زندگی خانه وکارمان را تباه کردیم.
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 30
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2016Mar
هیچ چیز برای من مهم تر از این نبود که احساس بیهوده گی ام را خدر کنم. پول هم فقط ابزاری بود در خدمت تخدیر احساساتی که تحملشان ناممکن می نمود. من حاظر بودم کلی خرج کنم که احساس خوبی داشته باشم. تلاش برای فرار از احساس پوچی یک کار تمام وقت بود و فرصتی برای یک شغل دیگر نداشتم. آنقدری که بتوانم هزینه یک روز شهوترانی را بپردازم از سرمم زیاد بود. چیزی که من از یک کار توقع دارم مقدار کمی پول و مقدار زیادی وقت آزاد است. دیگر هیچ از این دنیا نمی خوام.