ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
اراده شخصی من خیلی اوقات خود اگاه یا ناخود اگاه باعث ناراحتی دیگران و ازار به انها یا باعث ازار به خودم شده است.من بخاطر کنترل دیگران همیشه انها را سرزنش میکردم و پشت سرشان بد میگفتم0اما جالب است دکه بعدها خودم دقیقا همان رفتار انها را انجام میدادم
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 737
موضوعها: 186
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
78
با بی ملاحظگی و خود خواهی ها باعث می شد م که رفتارم به دیکران لطمه واسیب بزند و برای خود دشمنتراشی کنم
بسیاری از زندگی ها به خاطر خود محوری من از هم پاشید
یا با مشکل مواجه شد نکتهمهم این است بی مسئولیت وبی تعهدی من باعث شد انها هیج وقت به انساندیگر اعتماد کنند
پیشروی از روی اراده شخصی
یعنی بستهشدن دریجه افکار و در پی ان دوری از خداوند وبی ایمانی
تالار گفتمان انجمن بانیان بهبودی
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
وقتی عقاید ،تمایلات و نیاز های من در زندگی اولویت داشته باشد با همه افراد و همه چیز های اطراف دائما اختلاف پیدا می کنم و سعی بر غالب کردن اراده شخصی خود بر دیگران باعث بروز اختلافاتی می شد و رفته رفته باعث منزوی شدنم شد چون همه چیز را برای خودم بود
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
ارسالها: 487
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Apr
اعتبار:
102
اراده شخصی من مخرب و ویرانگر است وهرگاه این اراده فعال شود تاثیر مستقیمی بر روی خودم و دیگران وحتی جغرافیای محل زندگیم دارد.اراده شخصی بر گرفته از خودخواهی وخودمحوری من است وهیچ تمایلی به در نظر گرفتن دیگران ندارد.....
الهی بینایی ده که در چاه نیفتیم...
ارسالها: 475
موضوعها: 0
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Mar
اعتبار:
0
7-خیلی هارااذیت کرده ام ترسانده ام وخسارتهای مالی روحی روانی وجسمی زده ام روابطم ظاهری وسردشده است چون خودمحورم وبه خواسته ونظردیگران اهمیت نمیدهم دیگران هم به خواست ونظر من اهمیتی قایل نمیشونددیگربمن احترام نمیگذارندواعتمادشان را نسبت بمن ازدست داده اندوبامن خیلی محتاطانه برخوردمیکنندبه هیچ عنوان بامن مشورت نمیکنندومرا درکارهای عام المنفعه شرکت نمیدهندآنهاراحساس وزودرنج کرده ام بااحساسات وعواطفشان بازی کرده ام وباعث دلسردی ولطمه خوردن به آنها شده ام وبه تدریج و روزبه روز از هم دورترشده ایم. اراده شخصی من هرچه بیشتروقویترباشدبیماریم نیز فعالترمیشودوهررفتاری که ریشه دربیماری من داشته باشدمیتواندصدمه رسان ومخرب باشد?