<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - سطل بازیافت]]></title>
		<link>https://forum.banianbehboodi.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - https://forum.banianbehboodi.ir]]></description>
		<pubDate>Wed, 30 Sep 2026 14:03:22 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[قدم های دوازده گانه کدا (کتاب سبز)]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2867</link>
			<pubDate>Mon, 09 Dec 2013 21:01:17 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2867</guid>
			<description><![CDATA[1ـ آیا اكنون چیزی را کنترل می‏کنم؟ چه‌گونه؟<br />
2ـ تفاوت بین عاجز بودن و قدرتمند بودن چیست؟<br />
3ـ چه‌گونه هنگامی که دیگران را رها می‎کنم قدرتمند می‎شوم؟<br />
4ـ چه‌گونه ترس از این‌که دیگران چه فکری راجع به من می‏کنند را رها می‏کنم؟ <br />
*- چه‌گونه از خودم مراقبت می‏کنم؟ <br />
*- چه‌گونه پذیرش این که نسبت به دیگران عاجز هستم در این امر مرا یاری می‎دهد؟<br />
5ـ کدام ویژگی‌هاي شخصیت هم‎وابسته و عادت‌ها و یا کدام نواقص شخصیتی‌ام مرا از این قدم دور نگه می‎دارد؟<br />
6ـ چرا در این قدم به جای این که بگوید «ما عاجزیم» می‎گوید «ما اقرار می‎کنیم که عاجز هستیم»؟<br />
7ـ امروز از چه چیزهايی عاجزم و چه‌گونه اختیار زندگی از دستم خارج شده است؟<br />
8ـ چه علامت‏هایی وجود دارد که نشان می‎دهد من در انکار هستم؟<br />
9ـ رها کردن به چه معنا است، چرا من باید رها کنم، چه چیزی را باید رها کنم؟<br />
10ـ تا چه زمانی باید رها کنم؟ (چه زمانی برای رها کردن کافی است؟)<br />
11ـ علامت این‌که اختیار زندگی از دستم خارج شده چیست؟<br />
12ـ چرا می‏خواهم همه كس و همه چيز را کنترل کنم؟<br />
<br />
13ـ آیا تشخیص می‎دهم سعی داشتن در تغییر دیگران، زندگی‏ام را آشفته می‏کند و برایم خصومت و رنجش می‌آورد؟<br />
14ـ آیا در مورد وابستگی خودم عاجز هستم؟<br />
<br />
<br />
....................................................................................<br />
<br />
<br />
عنوان سؤالات قدم دو:<br />
این پرسش‎ها به شما در کارکرد قدم دو کمک می‎کند:<br />
1ـ آیا من به اين باور رسيده‌ام، به نیرویي به جز نیروی خودم نیاز دارم؟<br />
2ـ چه چیزی مانع می‎شود که به نیروی برتر از خودم ایمان بیاورم؟<br />
3ـ چه‌گونه می‏توانم نیروی برترم را پیدا کنم؟<br />
4ـ نیروی برتر من چه ویژگی‎هایی دارد، آن‏ها چه‌گونه مرا حمایت می‏کنند؟<br />
5ـ جمله‎ی «به مرور ايمان می‎آوریم» برای من به چه معنا است؟<br />
6ـ «نیروی برتر» برای من چه مفهومی دارد؟<br />
7ـ جمله‎ِی «سلامت عقل و روانی به ما باز می‎گردد» برای من چه معنایی دارد؟<br />
8ـ امروز سلامت عقلي و روانی برایم به چه معنا است؟<br />
9ـ قبل از این که وارد کُدا شوم تصوير و تصور من از نیروی‌برتر چه بود؟<br />
10ـ چه‌گونه عوارض کنترل وسواس‌گونه‌‎ام خودش را در زندگی‌ام نشان داد؟<br />
11ـ در نتیجه‌ی کارکرد قدم دو، چه رفتارهای جدیدی پیدا کردم، هنوز از چه چیزهایی رنج می‌برم و مي‌ترسم؟<br />
<br />
<br />
...........................................................................<br />
<br />
عنوان سؤالات قدم سوّم:<br />
این پرسش‏ها در کارکرد قدم سه به شما کمک می‎کند؟<br />
1ـ «تصمیم‎گیری» برای من به چه معنايي دارد و كاربردي است؟<br />
2ـ چه‌گونه می‌فهمم چه وقتی نیاز به رها کردن دارم، چه‌طور رها کنم؟<br />
3ـ «پروردگاری که خود درک کردیم» برای من به چه معنايي دارد و فهمي است؟<br />
4ـ آیا من آماده‎ی رها کردن هستم و می‎گذارم خداوند اختیار زندگی‎ام را در دست خود گیرد؟<br />
5ـ «مراقبت خداوند» برای من به چه معنايي است؟<br />
6ـ «سپردن» برای من چه معنی دارد؟<br />
7ـ نتايج رها کردن چه‌طور به ما کمک می‏کند این قدم را بهتر کار کنیم؟<br />
8ـ چه‌گونه می‎توانم به اراده‎ی خداوند نزدیک شوم، نیروی برترم چه‌گونه و از چه‌طريقي با من صحبت می‎کند؟<br />
9ـ جمله‎ی «اراده و زندگی‎ام» یعنی چه؟<br />
10ـ اگر نمی‎توانم به خودم اعتراف کنم، چه‌گونه می‎توانم به نیروی برترم اعتماد کنم؟ <br />
11- چه‌طور اعتماد کردن را تمرین می‎کنم؟<br />
<br />
<br />
.....................................................................<br />
<br />
عنوان سؤالات در قدم چهار:<br />
این چک لیست به عنوان ابزاری برای کمک به خود ارزیابی تهیه شده است که به ویژه برای تازه واردینی که دارند با مفهوم هم‌وابستگی آشنا می‌شوند مفید است، همچنین برای کسانی که در بهبودی هستند می‎خواهند مشخص کنند هنوز باید چه نواقص و صفت‎هایی را برطرف کرد نیز مفید است.<br />
<br />
الگوهای انکار: هم‌وابسته‎ها.....<br />
*- در شناسایی احساسات مشکل دارند.<br />
*- احساساتشان را کم می‌کنند، تغییر می‎دهند یا انکار می‌کنند.<br />
*- خودشان را طوری قبول دارند که باید متواضع باشند و خودشان را وقف دیگران کنند.<br />
<br />
الگوی عزت نفس پایین: هم‎وابسته‎ها.....<br />
*- در تصمیم‎گیری مشکل دارند.<br />
*- افکار و الفاظ و رفتارهای خود را با سختگیری قضاوت می‎کنند.<br />
*- گویی هرگز به قدر کافی خوب نبوده‎اند.<br />
*- خجالت می‎کشند هدیه بگیرند یا از آن‏ها تقدیر و قدردانی شود.<br />
*- نمی‎توانند خواسته و نیاز خود را از دیگران بخواهند.<br />
*- خودشان را با ارزش و دوست داشتنی نمی‎دانند.<br />
<br />
الگوهای تسلیم شدن و سلطه‎پذیری : هم‏وابسته‎ها ..............<br />
*- برای دوری از طرد شدن و یا ناراحت نکردن دیگران از ارزش‌های خود می‎گذرند.<br />
*- نسبت به احساسات دیگران خیلی احساسي هستند و آن احساس را مال خود می‎دانند (در آن غرق می‌شوند)<br />
*- بینهایت وفادار هستند و بیش از حد در یک وضعیت مخرب باقی می‌مانند.<br />
*- ارزش زیادی برای نظرات دیگران قائل هستند و می‎ترسند احساسات یا دیدگاه متفاوتی را بیان کنند.<br />
*- علاقه و سرگرمی‏های خود را به دلیل خواست دیگران کنار می‎گذارند.<br />
*- سکس را به عنوان جانشین عشق می‎دانند.<br />
<br />
الگوهای کنترل : هم‏وابسته‏ها ..............<br />
*- بر این باورند که اكثر مردم نمی‎توانند از خودشان مراقبت کنند.<br />
*- تلاش می‌کنند دیگران را متقاعد کنند مانند آن‏ها فکر کنند و حس کنند.<br />
*- وقتی دیگران کمک آن‏ها را رد می‏کنند ناراحت و رنجیده می‎شوند.<br />
*- بدون این که از آن‏ها خواسته شود به راحتی نصیحت می‎کنند و راهنمایی می‎دهند.<br />
*- برای کسانی که به آن‏ها علاقه دارند یا نگرانشان هستند ولخرجی می‎کنند.<br />
*- از سکس استفاده می‌کنند تا تأیید و پذیرش بگیرند.<br />
*- برای برقراری ارتباط، دوست دارند دیگران به آن‏ها نیاز داشته باشند.<br />
انجام یک قدم پنجم موفق: <br />
كاركرد یک قدم پنجم موفق یک فرایند ساده است، ما به راحتی آن را انجام می‏دهیم. شاید قبل از شنیدن اين‌كه به حد و مرزهایی نيز نیاز داشته باشیم، مثلاً: می‏توانیم:<br />
*- قطع وابستگی و هم‌وابستگي را تمرین مي‌کنیم.<br />
*- تمرکز خود را روی ترازنامه‌ي شخصی‎مان قرار می‏دهیم.<br />
*- به این‌که شخص دیگری چه‌گونه و کجا این قدم را انجام می‎دهد احترام می‏گذاریم.<br />
*- بدون بحث و قضاوت و غيبت و فرضیه‎پردازی به حرف‌ها و پيشنهادها گوش می‏دهیم.<br />
*- می‌پذیریم در فقط برای امروز زندگي كنيم و شخص مورد نظر کجا است؟<br />
*- وقت و زمان زیادی را بدون وقفه برای انجام آن درنظر می‎گیریم.<br />
*- دعا برای این‌که واقعیت‏های روحانی انجام شده‌ي قدم‌هاي قبلي و اين قدم در قبل و بعداز قدم پنجم بیشتر شود، بسیار مفید و موثر است، موقع صحبت و يا شنیدن قدم پنج، خود و كسي ديگر نیروی‌برتر را در نظر می‌‎آوریم و می‎دانیم که هرچه نیاز داریم برای ما او مهيا و فراهم می‏کند.<br />
<br />
<br />
....................................................................<br />
<br />
<br />
عنوان سئوالات قدم پنجم:<br />
جواب دادن به این پرسش‏ها به شما در کارکرد قدم پنجم کمک می‏کند.<br />
1ـ آیا کارکرد قدم پنجم برای من سخت است، چرا؟<br />
2ـ چه‌گونه می‏توانم از ترس، قضاوت شدن و خجول و شرمنده شدن رها شوم؟<br />
3ـ «اقرار می‏کنیم» برای من به چه معنايي است؟<br />
4ـ «چه‌گونگی دقیق خطاهایمان» برای من چه مفهومی دارد؟<br />
5ـ در قدم پنجم را «برای خدا، خودم و انسانی دیگر می‏خوانم» یعنی چه؟<br />
6ـ چرا اقرار خصوصی اشتباهاتم، در روند دعا و مراقبه‏هایم برای من مهم است؟<br />
7ـ چه‌گونه می‏توانم از موضع‌گيري و دفاع خودم رها شوم و حقیقت را بگویم؟<br />
8ـ چه‌گونه حضور نیروی برترم را به قدم پنجم می‎آورم؟<br />
9ـ در قدم پنجم چه‌گونه می‏توانم به شخص دیگری اعتماد کنم؟<br />
10ـ چه حد و مرزی برای کارکرد قدم پنجم تعیین می‎کنم، چه حد و مرزهایی برای دریافت قدم پنجم کسی تعیین می‏کنم؟<br />
11ـ موقع كاركرد قدم پنجم، وقتی شخصی از مسير درست ترازنامه خودش دور می‎شود و شروع می‎کند به گرفتن تراز دیگری چه می‏کنم؟<br />
<br />
<br />
..................................................................<br />
<br />
<br />
عنوان سؤالات قدم شش.<br />
1ـ چه‌گونه «کاملاً آماده» می‌شوم؟<br />
2ـ چه‌گونه اعتماد من به نیروی برتر می‌تواند به آمادگی من کمک کند؟<br />
3ـ چه موقع نواقص شخصیتی از بین می‌رود، آيا این نواقص شخصیتی از بین می‌رود؟ این نواقص چه‌گونه برطرف می‎شود؟<br />
4ـ نواقص شخصیتی ما را به چه سمتی می‌برند؟<br />
5ـ «نواقص شخصیتی» کدام‎اند، نواقص شخصیتی من کدام است؟<br />
6ـ آیا عبارت «نواقص شخصیتی» در من یک احساس مقاومت ایجاد می‌کند، چرا؟<br />
7ـ چه‌طور می‎توانم نواقص شخصیتی‎ام را بپذیرم و مقاومت کنم؟<br />
8ـ چه‌گونه می‎توانم حس کنم کاملاً آماده هستم؟<br />
9ـ چه چیزی موجب می‌شود نواقص‎ام را توجیه کنم یا آن‌‌هارا کوچک بشمارم؟<br />
10ـ قدم‏ها در پذیرش نواقصم چه کمکی به من می‎کنند؟<br />
11ـ از نگهداشتن یک نقص شخصیتی خاص چه چیزی به‌دست می‎آورم؟<br />
12ـ چرا قدم شش یک پل تعیین کننده بین قدم‏های پنجم و هفتم است؟<br />
<br />
<br />
......................................................................<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
عنوان سؤالات قدم هفت: <br />
1ـ «با فروتنی از خدا خواستیم» برای من چه مفهومی دارد؟<br />
2ـ در مورد از بین رفتن کمبودهایم چه ترس‎هایی دارم، ترس‎های خود را فهرست کنید.<br />
3ـ کمبودهای اخلاقی من کدام‎اند؟<br />
4ـ «با فروتنی خواستن» با «آمادگی کامل داشتن» چه فرقی می‌کند؟<br />
5ـ چه‌گونه این که خجالت می‌کشم نواقصم را مطرح کنم، مرا در هم‎وابستگی نگه می‎‏دارد؟<br />
6ـ فروتنی برای من چه معنایی دارد؟<br />
7ـ با فروتنی درخواست کردن چه‌گونه است؟<br />
8ـ وقتی قدم هفت را کار می‎کنم چه‌گونه پذیرشم بیشتر می‌شود؟<br />
9ـ در چه راه‏هایی قدم هفت مرا در بهبودیم یاری می‎رساند؟<br />
10ـ وقتی قدم هفت را کار می‏کنم چه‌گونه می‏توانم خواست خودم را رها کنم؟<br />
11ـ این‌که «خدا همه چیز را درباره‎ی من می‎داند و مرا همین‌طور که هستم دوست دارد و می‎خواهد» در این قدم چه‌گونه به من کمک می‎کند؟<br />
<br />
<br />
<br />
......................................................................................<br />
<br />
<br />
<br />
عنوان سؤالات قدم هشت.<br />
1ـ «درصدد جبران برآمدیم» برای من چه معنایی دارد؟<br />
2ـ هنگامی که روی این قدم کار می‎کنم چه‌گونه با ترسم برخورد می‎کنم؟<br />
3ـ از چه قدم‏هایی به عنوان «ابزار» قدم هشت استفاده می‎کنم؟<br />
4ـ چه‌گونه درصدد جبران برمی‎آییم؟<br />
5ـ چه‌گونه سعي دارم خودم را فراموش ‎کنم؟<br />
6ـ با این فکر که من بهتر یا کمتر از دیگران هستم چه خسارت‏هایی زدم؟<br />
7ـ چه‌گونه می‎توانم از توجیه این که من به کسی آسیبی نزدم رها شوم؟<br />
8ـ درباره‎ی چه کسی می‎ترسم، یا با آن به حالت تدافعی برخورد می‎کنم؟<br />
9ـ به چه صورتی به دیگران خسارت زدم؟<br />
10ـ چه‌گونه به خودم خسارت زدم؟<br />
11ـ بی‌صداقتی من چه‌گونه به خودم و دیگران آسیب رساند؟<br />
12ـ به دلیل رنجش‎هایم به چه کسی آسیب رساندم؟<br />
13ـ به دلیل نیاز به کنترل به چه کسی آسیب رساندم؟<br />
<br />
<br />
<br />
....................................................<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
عنوان سؤالات قدم نه.<br />
1ـ جبران خسارت چیست؟<br />
2ـ من چه‌گونه برای جبران خسارت آماده مي‌شوم؟<br />
3ـ به نظر من هدف از جبران خسارت چیست؟<br />
4ـ چه‌گونه متوجه می‎شوم جبران خسارتم به خودم یا دیگران صدمه می‏زند؟<br />
5ـ انگیزه‎ی من از جبران خسارت چیست؟<br />
6ـ چه‌گونه قبل از خسارت می‏توانم دیگران را ببخشم، آیا بخشش کامل ضروری است؟<br />
7-وقتی جبران خسارت می‏کنم چه‌گونه می‏توانم نتیجه را رها کنم، این‌کار چه اهمیتی در بهبوديم دارد؟<br />
8- موقع جبران خسارت چه‌گونه از خودم مراقبت می‏کنم، برای این‌که جبران خسارت آسان، امن و به روشنی انجام شود، از چه ابزار و قدم‏هایی استفاده می‏کنم؟<br />
9- چه‌گونه از خودم جبران خسارت می‏کنم؟<br />
10- اگر جبران خسارت مستقیم ممکن نبود چه راه دیگری دارم؟<br />
11-«جبران خسارت زنده» برای من چه معنایی دارد؟<br />
<br />
<br />
............................................................<br />
<br />
<br />
<br />
عنوان سؤالات قدم ده.<br />
1-	هدف قدم ده چیست؟<br />
2-	نوشتن ترازنامه شخصی برای من چه معنایی دارد؟<br />
3-	قدم دهم چه‌گونه به بهبودی من کمک می‏کند؟<br />
4-	کدام رفتارهای من؟<br />
5-	در قدم ده امروز من چه چیزهایی مثبتی وجود داشت؟<br />
6-	چرا لیست مثبت‏ها وتجربیات بهبودی از بیماریم مهم است؟<br />
7-	چه‌گونه می‌فهمم کی دراشتباه هستم، چه رفتارهایی از خود به‌روز می‌دهم؟<br />
8-	چه چیزی مانع می‎شود اشتباهاتم را اعتراف کنم؟<br />
9-	آیا همیشه فکر می‎کنم در اشتباه هم و یا برعکس همیشه فکر می‎کنم، کارم درست است، این رفتارها چه ارتباطی با این قدم دارد؟<br />
10-	چه‌گونه این قدم مرا فروتن نگه می‎دارد؟<br />
11-	چه‌گونه این‌قدم به من کمک می‎کند، گذشته و آینده را رها کرده و در حال زندگی کنم؟<br />
12-	آیا من می‎خواهم این‌قدم را به‌طور منظم و روزانه انجام دهم؟<br />
<br />
<br />
.....................................................................<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
عنوان سؤالات قدم یازده:<br />
1ـ چه چیزی به من کمک می‎کند، استفاده از این قدم را به یاد بیاوریم؟<br />
2ـ وقتی مشکل دارم چه‌گونه از قدم یازده استفاده می‏کنم؟<br />
3ـ در نتیجه‎ی کارکرد این قدم به چه نتیجه‎ی متفاوتی دست یافتم؟<br />
4ـ چه‌گونه از قدم یازده برای افزایش بهبودی‏ام استفاده می‎کنم؟<br />
5ـ چه‌گونه دعا برای شناخت خواست خداوند به سادگی زندگی من کمک می‎کند؟<br />
6ـ دعا چیست، چه‌گونه می‏توانم دعا کردن را یاد بگیرم و دعا کنم؟<br />
7ـ مراقبه چیست، چه‌گونه می‏توانم مراقبه کردن را یاد بگیرم و مراقبه کنم؟<br />
8ـ امروز درک من از خدا چیست؟<br />
9ـ افزایش «ارتباط آگاهانه با خدا» برای من چه معنایی دارد؟<br />
10ـ چه‌گونه خواست خدا برای خودم بشناسم، آیا به خودم اعتماد دارم که خواست خدا را می‎شناسم؟<br />
11ـ چه‌گونه خواست خدا را از خواست خودم تشخیص می‎دهم؟<br />
12ـ «قدرت اجرای خواست خداوند» برای من چیست؟<br />
13ـ چرا این‌قدم به من یاد می‎دهد، فقط طالب آگاهی ازخواست او برای خود و قدرت اجرایش شدیم؟<br />
<br />
<br />
<br />
................................................................<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
عنوان سؤالات قدم دوازده:<br />
1-	چه‌گونه در نتیجه‎ی کارکرد این قدم‎ها من به یک بیداری معنوی می‎رسم؟<br />
2-	از کجا می‎فهمم که به بیداری معنوی رسیده‌ام؟<br />
3-	از کجا امیدوارم که برنامه‎ی ما این قدم را به من برساند (انتقال دهد)؟<br />
4-	من در رساندن پیام چه تجربه‎‌هایي دارم؟<br />
5-	امروز در نتیجه‎ی آشنايي با قدم‎ها من چه ابزارهايی دارم؟<br />
6-	بیداری معنوی چه تأثیری روی زندگی من گذاشته و می‎گذارد؟<br />
7-	چه چیزی ممکن است مرا از بیداری معنوی یا نیروی‌برتر جدا کند؟<br />
8-	اصولی که به قدم دوازده اشاره می‎کند کدام است؟<br />
9-	چه‌گونه این اصول را در تمامی امور زندگی‎ام به کار می‎گیرم؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[1ـ آیا اكنون چیزی را کنترل می‏کنم؟ چه‌گونه؟<br />
2ـ تفاوت بین عاجز بودن و قدرتمند بودن چیست؟<br />
3ـ چه‌گونه هنگامی که دیگران را رها می‎کنم قدرتمند می‎شوم؟<br />
4ـ چه‌گونه ترس از این‌که دیگران چه فکری راجع به من می‏کنند را رها می‏کنم؟ <br />
*- چه‌گونه از خودم مراقبت می‏کنم؟ <br />
*- چه‌گونه پذیرش این که نسبت به دیگران عاجز هستم در این امر مرا یاری می‎دهد؟<br />
5ـ کدام ویژگی‌هاي شخصیت هم‎وابسته و عادت‌ها و یا کدام نواقص شخصیتی‌ام مرا از این قدم دور نگه می‎دارد؟<br />
6ـ چرا در این قدم به جای این که بگوید «ما عاجزیم» می‎گوید «ما اقرار می‎کنیم که عاجز هستیم»؟<br />
7ـ امروز از چه چیزهايی عاجزم و چه‌گونه اختیار زندگی از دستم خارج شده است؟<br />
8ـ چه علامت‏هایی وجود دارد که نشان می‎دهد من در انکار هستم؟<br />
9ـ رها کردن به چه معنا است، چرا من باید رها کنم، چه چیزی را باید رها کنم؟<br />
10ـ تا چه زمانی باید رها کنم؟ (چه زمانی برای رها کردن کافی است؟)<br />
11ـ علامت این‌که اختیار زندگی از دستم خارج شده چیست؟<br />
12ـ چرا می‏خواهم همه كس و همه چيز را کنترل کنم؟<br />
<br />
13ـ آیا تشخیص می‎دهم سعی داشتن در تغییر دیگران، زندگی‏ام را آشفته می‏کند و برایم خصومت و رنجش می‌آورد؟<br />
14ـ آیا در مورد وابستگی خودم عاجز هستم؟<br />
<br />
<br />
....................................................................................<br />
<br />
<br />
عنوان سؤالات قدم دو:<br />
این پرسش‎ها به شما در کارکرد قدم دو کمک می‎کند:<br />
1ـ آیا من به اين باور رسيده‌ام، به نیرویي به جز نیروی خودم نیاز دارم؟<br />
2ـ چه چیزی مانع می‎شود که به نیروی برتر از خودم ایمان بیاورم؟<br />
3ـ چه‌گونه می‏توانم نیروی برترم را پیدا کنم؟<br />
4ـ نیروی برتر من چه ویژگی‎هایی دارد، آن‏ها چه‌گونه مرا حمایت می‏کنند؟<br />
5ـ جمله‎ی «به مرور ايمان می‎آوریم» برای من به چه معنا است؟<br />
6ـ «نیروی برتر» برای من چه مفهومی دارد؟<br />
7ـ جمله‎ِی «سلامت عقل و روانی به ما باز می‎گردد» برای من چه معنایی دارد؟<br />
8ـ امروز سلامت عقلي و روانی برایم به چه معنا است؟<br />
9ـ قبل از این که وارد کُدا شوم تصوير و تصور من از نیروی‌برتر چه بود؟<br />
10ـ چه‌گونه عوارض کنترل وسواس‌گونه‌‎ام خودش را در زندگی‌ام نشان داد؟<br />
11ـ در نتیجه‌ی کارکرد قدم دو، چه رفتارهای جدیدی پیدا کردم، هنوز از چه چیزهایی رنج می‌برم و مي‌ترسم؟<br />
<br />
<br />
...........................................................................<br />
<br />
عنوان سؤالات قدم سوّم:<br />
این پرسش‏ها در کارکرد قدم سه به شما کمک می‎کند؟<br />
1ـ «تصمیم‎گیری» برای من به چه معنايي دارد و كاربردي است؟<br />
2ـ چه‌گونه می‌فهمم چه وقتی نیاز به رها کردن دارم، چه‌طور رها کنم؟<br />
3ـ «پروردگاری که خود درک کردیم» برای من به چه معنايي دارد و فهمي است؟<br />
4ـ آیا من آماده‎ی رها کردن هستم و می‎گذارم خداوند اختیار زندگی‎ام را در دست خود گیرد؟<br />
5ـ «مراقبت خداوند» برای من به چه معنايي است؟<br />
6ـ «سپردن» برای من چه معنی دارد؟<br />
7ـ نتايج رها کردن چه‌طور به ما کمک می‏کند این قدم را بهتر کار کنیم؟<br />
8ـ چه‌گونه می‎توانم به اراده‎ی خداوند نزدیک شوم، نیروی برترم چه‌گونه و از چه‌طريقي با من صحبت می‎کند؟<br />
9ـ جمله‎ی «اراده و زندگی‎ام» یعنی چه؟<br />
10ـ اگر نمی‎توانم به خودم اعتراف کنم، چه‌گونه می‎توانم به نیروی برترم اعتماد کنم؟ <br />
11- چه‌طور اعتماد کردن را تمرین می‎کنم؟<br />
<br />
<br />
.....................................................................<br />
<br />
عنوان سؤالات در قدم چهار:<br />
این چک لیست به عنوان ابزاری برای کمک به خود ارزیابی تهیه شده است که به ویژه برای تازه واردینی که دارند با مفهوم هم‌وابستگی آشنا می‌شوند مفید است، همچنین برای کسانی که در بهبودی هستند می‎خواهند مشخص کنند هنوز باید چه نواقص و صفت‎هایی را برطرف کرد نیز مفید است.<br />
<br />
الگوهای انکار: هم‌وابسته‎ها.....<br />
*- در شناسایی احساسات مشکل دارند.<br />
*- احساساتشان را کم می‌کنند، تغییر می‎دهند یا انکار می‌کنند.<br />
*- خودشان را طوری قبول دارند که باید متواضع باشند و خودشان را وقف دیگران کنند.<br />
<br />
الگوی عزت نفس پایین: هم‎وابسته‎ها.....<br />
*- در تصمیم‎گیری مشکل دارند.<br />
*- افکار و الفاظ و رفتارهای خود را با سختگیری قضاوت می‎کنند.<br />
*- گویی هرگز به قدر کافی خوب نبوده‎اند.<br />
*- خجالت می‎کشند هدیه بگیرند یا از آن‏ها تقدیر و قدردانی شود.<br />
*- نمی‎توانند خواسته و نیاز خود را از دیگران بخواهند.<br />
*- خودشان را با ارزش و دوست داشتنی نمی‎دانند.<br />
<br />
الگوهای تسلیم شدن و سلطه‎پذیری : هم‏وابسته‎ها ..............<br />
*- برای دوری از طرد شدن و یا ناراحت نکردن دیگران از ارزش‌های خود می‎گذرند.<br />
*- نسبت به احساسات دیگران خیلی احساسي هستند و آن احساس را مال خود می‎دانند (در آن غرق می‌شوند)<br />
*- بینهایت وفادار هستند و بیش از حد در یک وضعیت مخرب باقی می‌مانند.<br />
*- ارزش زیادی برای نظرات دیگران قائل هستند و می‎ترسند احساسات یا دیدگاه متفاوتی را بیان کنند.<br />
*- علاقه و سرگرمی‏های خود را به دلیل خواست دیگران کنار می‎گذارند.<br />
*- سکس را به عنوان جانشین عشق می‎دانند.<br />
<br />
الگوهای کنترل : هم‏وابسته‏ها ..............<br />
*- بر این باورند که اكثر مردم نمی‎توانند از خودشان مراقبت کنند.<br />
*- تلاش می‌کنند دیگران را متقاعد کنند مانند آن‏ها فکر کنند و حس کنند.<br />
*- وقتی دیگران کمک آن‏ها را رد می‏کنند ناراحت و رنجیده می‎شوند.<br />
*- بدون این که از آن‏ها خواسته شود به راحتی نصیحت می‎کنند و راهنمایی می‎دهند.<br />
*- برای کسانی که به آن‏ها علاقه دارند یا نگرانشان هستند ولخرجی می‎کنند.<br />
*- از سکس استفاده می‌کنند تا تأیید و پذیرش بگیرند.<br />
*- برای برقراری ارتباط، دوست دارند دیگران به آن‏ها نیاز داشته باشند.<br />
انجام یک قدم پنجم موفق: <br />
كاركرد یک قدم پنجم موفق یک فرایند ساده است، ما به راحتی آن را انجام می‏دهیم. شاید قبل از شنیدن اين‌كه به حد و مرزهایی نيز نیاز داشته باشیم، مثلاً: می‏توانیم:<br />
*- قطع وابستگی و هم‌وابستگي را تمرین مي‌کنیم.<br />
*- تمرکز خود را روی ترازنامه‌ي شخصی‎مان قرار می‏دهیم.<br />
*- به این‌که شخص دیگری چه‌گونه و کجا این قدم را انجام می‎دهد احترام می‏گذاریم.<br />
*- بدون بحث و قضاوت و غيبت و فرضیه‎پردازی به حرف‌ها و پيشنهادها گوش می‏دهیم.<br />
*- می‌پذیریم در فقط برای امروز زندگي كنيم و شخص مورد نظر کجا است؟<br />
*- وقت و زمان زیادی را بدون وقفه برای انجام آن درنظر می‎گیریم.<br />
*- دعا برای این‌که واقعیت‏های روحانی انجام شده‌ي قدم‌هاي قبلي و اين قدم در قبل و بعداز قدم پنجم بیشتر شود، بسیار مفید و موثر است، موقع صحبت و يا شنیدن قدم پنج، خود و كسي ديگر نیروی‌برتر را در نظر می‌‎آوریم و می‎دانیم که هرچه نیاز داریم برای ما او مهيا و فراهم می‏کند.<br />
<br />
<br />
....................................................................<br />
<br />
<br />
عنوان سئوالات قدم پنجم:<br />
جواب دادن به این پرسش‏ها به شما در کارکرد قدم پنجم کمک می‏کند.<br />
1ـ آیا کارکرد قدم پنجم برای من سخت است، چرا؟<br />
2ـ چه‌گونه می‏توانم از ترس، قضاوت شدن و خجول و شرمنده شدن رها شوم؟<br />
3ـ «اقرار می‏کنیم» برای من به چه معنايي است؟<br />
4ـ «چه‌گونگی دقیق خطاهایمان» برای من چه مفهومی دارد؟<br />
5ـ در قدم پنجم را «برای خدا، خودم و انسانی دیگر می‏خوانم» یعنی چه؟<br />
6ـ چرا اقرار خصوصی اشتباهاتم، در روند دعا و مراقبه‏هایم برای من مهم است؟<br />
7ـ چه‌گونه می‏توانم از موضع‌گيري و دفاع خودم رها شوم و حقیقت را بگویم؟<br />
8ـ چه‌گونه حضور نیروی برترم را به قدم پنجم می‎آورم؟<br />
9ـ در قدم پنجم چه‌گونه می‏توانم به شخص دیگری اعتماد کنم؟<br />
10ـ چه حد و مرزی برای کارکرد قدم پنجم تعیین می‎کنم، چه حد و مرزهایی برای دریافت قدم پنجم کسی تعیین می‏کنم؟<br />
11ـ موقع كاركرد قدم پنجم، وقتی شخصی از مسير درست ترازنامه خودش دور می‎شود و شروع می‎کند به گرفتن تراز دیگری چه می‏کنم؟<br />
<br />
<br />
..................................................................<br />
<br />
<br />
عنوان سؤالات قدم شش.<br />
1ـ چه‌گونه «کاملاً آماده» می‌شوم؟<br />
2ـ چه‌گونه اعتماد من به نیروی برتر می‌تواند به آمادگی من کمک کند؟<br />
3ـ چه موقع نواقص شخصیتی از بین می‌رود، آيا این نواقص شخصیتی از بین می‌رود؟ این نواقص چه‌گونه برطرف می‎شود؟<br />
4ـ نواقص شخصیتی ما را به چه سمتی می‌برند؟<br />
5ـ «نواقص شخصیتی» کدام‎اند، نواقص شخصیتی من کدام است؟<br />
6ـ آیا عبارت «نواقص شخصیتی» در من یک احساس مقاومت ایجاد می‌کند، چرا؟<br />
7ـ چه‌طور می‎توانم نواقص شخصیتی‎ام را بپذیرم و مقاومت کنم؟<br />
8ـ چه‌گونه می‎توانم حس کنم کاملاً آماده هستم؟<br />
9ـ چه چیزی موجب می‌شود نواقص‎ام را توجیه کنم یا آن‌‌هارا کوچک بشمارم؟<br />
10ـ قدم‏ها در پذیرش نواقصم چه کمکی به من می‎کنند؟<br />
11ـ از نگهداشتن یک نقص شخصیتی خاص چه چیزی به‌دست می‎آورم؟<br />
12ـ چرا قدم شش یک پل تعیین کننده بین قدم‏های پنجم و هفتم است؟<br />
<br />
<br />
......................................................................<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
عنوان سؤالات قدم هفت: <br />
1ـ «با فروتنی از خدا خواستیم» برای من چه مفهومی دارد؟<br />
2ـ در مورد از بین رفتن کمبودهایم چه ترس‎هایی دارم، ترس‎های خود را فهرست کنید.<br />
3ـ کمبودهای اخلاقی من کدام‎اند؟<br />
4ـ «با فروتنی خواستن» با «آمادگی کامل داشتن» چه فرقی می‌کند؟<br />
5ـ چه‌گونه این که خجالت می‌کشم نواقصم را مطرح کنم، مرا در هم‎وابستگی نگه می‎‏دارد؟<br />
6ـ فروتنی برای من چه معنایی دارد؟<br />
7ـ با فروتنی درخواست کردن چه‌گونه است؟<br />
8ـ وقتی قدم هفت را کار می‎کنم چه‌گونه پذیرشم بیشتر می‌شود؟<br />
9ـ در چه راه‏هایی قدم هفت مرا در بهبودیم یاری می‎رساند؟<br />
10ـ وقتی قدم هفت را کار می‏کنم چه‌گونه می‏توانم خواست خودم را رها کنم؟<br />
11ـ این‌که «خدا همه چیز را درباره‎ی من می‎داند و مرا همین‌طور که هستم دوست دارد و می‎خواهد» در این قدم چه‌گونه به من کمک می‎کند؟<br />
<br />
<br />
<br />
......................................................................................<br />
<br />
<br />
<br />
عنوان سؤالات قدم هشت.<br />
1ـ «درصدد جبران برآمدیم» برای من چه معنایی دارد؟<br />
2ـ هنگامی که روی این قدم کار می‎کنم چه‌گونه با ترسم برخورد می‎کنم؟<br />
3ـ از چه قدم‏هایی به عنوان «ابزار» قدم هشت استفاده می‎کنم؟<br />
4ـ چه‌گونه درصدد جبران برمی‎آییم؟<br />
5ـ چه‌گونه سعي دارم خودم را فراموش ‎کنم؟<br />
6ـ با این فکر که من بهتر یا کمتر از دیگران هستم چه خسارت‏هایی زدم؟<br />
7ـ چه‌گونه می‎توانم از توجیه این که من به کسی آسیبی نزدم رها شوم؟<br />
8ـ درباره‎ی چه کسی می‎ترسم، یا با آن به حالت تدافعی برخورد می‎کنم؟<br />
9ـ به چه صورتی به دیگران خسارت زدم؟<br />
10ـ چه‌گونه به خودم خسارت زدم؟<br />
11ـ بی‌صداقتی من چه‌گونه به خودم و دیگران آسیب رساند؟<br />
12ـ به دلیل رنجش‎هایم به چه کسی آسیب رساندم؟<br />
13ـ به دلیل نیاز به کنترل به چه کسی آسیب رساندم؟<br />
<br />
<br />
<br />
....................................................<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
عنوان سؤالات قدم نه.<br />
1ـ جبران خسارت چیست؟<br />
2ـ من چه‌گونه برای جبران خسارت آماده مي‌شوم؟<br />
3ـ به نظر من هدف از جبران خسارت چیست؟<br />
4ـ چه‌گونه متوجه می‎شوم جبران خسارتم به خودم یا دیگران صدمه می‏زند؟<br />
5ـ انگیزه‎ی من از جبران خسارت چیست؟<br />
6ـ چه‌گونه قبل از خسارت می‏توانم دیگران را ببخشم، آیا بخشش کامل ضروری است؟<br />
7-وقتی جبران خسارت می‏کنم چه‌گونه می‏توانم نتیجه را رها کنم، این‌کار چه اهمیتی در بهبوديم دارد؟<br />
8- موقع جبران خسارت چه‌گونه از خودم مراقبت می‏کنم، برای این‌که جبران خسارت آسان، امن و به روشنی انجام شود، از چه ابزار و قدم‏هایی استفاده می‏کنم؟<br />
9- چه‌گونه از خودم جبران خسارت می‏کنم؟<br />
10- اگر جبران خسارت مستقیم ممکن نبود چه راه دیگری دارم؟<br />
11-«جبران خسارت زنده» برای من چه معنایی دارد؟<br />
<br />
<br />
............................................................<br />
<br />
<br />
<br />
عنوان سؤالات قدم ده.<br />
1-	هدف قدم ده چیست؟<br />
2-	نوشتن ترازنامه شخصی برای من چه معنایی دارد؟<br />
3-	قدم دهم چه‌گونه به بهبودی من کمک می‏کند؟<br />
4-	کدام رفتارهای من؟<br />
5-	در قدم ده امروز من چه چیزهایی مثبتی وجود داشت؟<br />
6-	چرا لیست مثبت‏ها وتجربیات بهبودی از بیماریم مهم است؟<br />
7-	چه‌گونه می‌فهمم کی دراشتباه هستم، چه رفتارهایی از خود به‌روز می‌دهم؟<br />
8-	چه چیزی مانع می‎شود اشتباهاتم را اعتراف کنم؟<br />
9-	آیا همیشه فکر می‎کنم در اشتباه هم و یا برعکس همیشه فکر می‎کنم، کارم درست است، این رفتارها چه ارتباطی با این قدم دارد؟<br />
10-	چه‌گونه این قدم مرا فروتن نگه می‎دارد؟<br />
11-	چه‌گونه این‌قدم به من کمک می‎کند، گذشته و آینده را رها کرده و در حال زندگی کنم؟<br />
12-	آیا من می‎خواهم این‌قدم را به‌طور منظم و روزانه انجام دهم؟<br />
<br />
<br />
.....................................................................<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
عنوان سؤالات قدم یازده:<br />
1ـ چه چیزی به من کمک می‎کند، استفاده از این قدم را به یاد بیاوریم؟<br />
2ـ وقتی مشکل دارم چه‌گونه از قدم یازده استفاده می‏کنم؟<br />
3ـ در نتیجه‎ی کارکرد این قدم به چه نتیجه‎ی متفاوتی دست یافتم؟<br />
4ـ چه‌گونه از قدم یازده برای افزایش بهبودی‏ام استفاده می‎کنم؟<br />
5ـ چه‌گونه دعا برای شناخت خواست خداوند به سادگی زندگی من کمک می‎کند؟<br />
6ـ دعا چیست، چه‌گونه می‏توانم دعا کردن را یاد بگیرم و دعا کنم؟<br />
7ـ مراقبه چیست، چه‌گونه می‏توانم مراقبه کردن را یاد بگیرم و مراقبه کنم؟<br />
8ـ امروز درک من از خدا چیست؟<br />
9ـ افزایش «ارتباط آگاهانه با خدا» برای من چه معنایی دارد؟<br />
10ـ چه‌گونه خواست خدا برای خودم بشناسم، آیا به خودم اعتماد دارم که خواست خدا را می‎شناسم؟<br />
11ـ چه‌گونه خواست خدا را از خواست خودم تشخیص می‎دهم؟<br />
12ـ «قدرت اجرای خواست خداوند» برای من چیست؟<br />
13ـ چرا این‌قدم به من یاد می‎دهد، فقط طالب آگاهی ازخواست او برای خود و قدرت اجرایش شدیم؟<br />
<br />
<br />
<br />
................................................................<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
عنوان سؤالات قدم دوازده:<br />
1-	چه‌گونه در نتیجه‎ی کارکرد این قدم‎ها من به یک بیداری معنوی می‎رسم؟<br />
2-	از کجا می‎فهمم که به بیداری معنوی رسیده‌ام؟<br />
3-	از کجا امیدوارم که برنامه‎ی ما این قدم را به من برساند (انتقال دهد)؟<br />
4-	من در رساندن پیام چه تجربه‎‌هایي دارم؟<br />
5-	امروز در نتیجه‎ی آشنايي با قدم‎ها من چه ابزارهايی دارم؟<br />
6-	بیداری معنوی چه تأثیری روی زندگی من گذاشته و می‎گذارد؟<br />
7-	چه چیزی ممکن است مرا از بیداری معنوی یا نیروی‌برتر جدا کند؟<br />
8-	اصولی که به قدم دوازده اشاره می‎کند کدام است؟<br />
9-	چه‌گونه این اصول را در تمامی امور زندگی‎ام به کار می‎گیرم؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[- آیا من دیگران را کنترل میکنم؟ به چه صورت؟]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2713</link>
			<pubDate>Fri, 06 Dec 2013 20:22:46 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=61">شاپور الف</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2713</guid>
			<description><![CDATA[سؤالات خاص قدم اوّل:<br />
1- آیا من دیگران را کنترل میکنم؟ به چه صورت؟<br />
2- تفاوت بین عجز و توانمندی برایم چیست؟<br />
3- وقتی دیگران را كنترل و قضاوت نميكنم، چگونه توانمند میشوم؟<br />
4- با این کار چگونه زمام اختیار زندگی را دوباره به دستم میگیرم؟<br />
5- چگونه ترس از افکار دیگران نسبت به خودم را آزاد کنم؟<br />
6- چگونه از خودم مواظبت کنم؟<br />
7- چگونه "پذیرفتن عجز در مقابل عادت‌ها و روابط ناسالم با دیگران" در انجام این امر به من كمك میکند؟<br />
8- کدام عادت‌های تبديل شده به وابستگیهای ناسالم در من به عنوان نواقص شخصیتی، مانع از این میشود که در مسير قدم اول گام نهم؟<br />
9- چرا این قدم میگوید:"ما اقرار کردیم که در مقابلِ عادت و رفتارهای ناسالم و وابستگیها عاجزیم" به جای این که بگوید: <br />
"من اقرار کردم که در مقابل دیگران عاجزم؟"<br />
10- امروز، عجز و از دست دادن اختیار زندگی برای من چه معنایی دارد؟<br />
11- چه علائم و مشخصاتی را مشاهده میکنم که به من نشان میدهند هنوز هم در انکارم؟<br />
12- معنی تسلیم شدن براي من چیست؟ <br />
13- چرا من باید خود را تسلیم کنم؟<br />
14- به خاطر چه چیزی باید خود را تسلیم کنم، در مقابل چه كسي بايد خود را تسلیم كنم؟<br />
15- چه وقت میفهمم که به حد کافی روی این امر کار کردهام؟<br />
16- علائم از دست دادن اختیار زندگی در من چیست؟ (یک فهرست كامل تهیّه کنید)<br />
17- چرا همیشه میخواهم دیگران را کنترل و قضاوت کنم؟ از كنترل آنها چه چيزي عاید من ميشود؟<br />
18- آیا من حاضرم بفهمم که تلاش برای تغيير دادن دیگران، باعث از دست دادن اختیار زندگی و آشفتگی، خصومت و انزجار من از خودم و ديگران شد؟<br />
19- آیا من در برابر رفتارها، عادت‌ها و وابستگیهای ناسالم خود عاجزم؟ از كجا اين عادت به مرور تبديل به وابستگي شده است؟<br />
<br />
<br />
<br />
سؤالات قدم دوّم<br />
*- وسوسه‌ی فکری و رفتاری از نظر شما چیست؟<br />
1) آیا قبل از آشنایی با گروه آواز رهایی اعتقاد داشتید كه فكرتان قدرتمند است و قادرید به كمك آن تمام مشكلات عادتي و زندگي خود را حل كنید؟<br />
2) آیا اعتقاد مذهبی دارید یا داشتهاید؟<br />
3) آیا اعتقاد داشتید الگوهای مذهبی میتوانستند در پیشگیری از عادت‌ها و رفتارهای ناسالم و وابستگیهای مخرب به شما کمک کنند؟ <br />
4) آیا اعتقاد داشتید پاي‌بندي به یک مذهب شناخته شده میتوانست حال بد را به به حال خوب تبديل نمايد؟ <br />
5) آیا اعتقاد داشتید وابستگی و پیروی از اصول ادیان میتوانست شما را از وسوسهی فکری و رفتاری رها سازد ؟ توضیح دهید. <br />
6) آیا اعتقاد داشتيد باورها و اعتقادات مذهبی، شما را از عادت‌های ناسالم و وابستگیهای مخرب، رها مي‌سازد؟ توضيح دهيد.<br />
7) آیا اعتقاد داشتید تقویت ارزشها و دیدگاههای مذهبی میتوانست به شما در ترک عادت‌های ناسالم کمک کند؟ توضیح دهید. <br />
8) آیا اعتقاد داشتید كه قدرتی مافوق قدرت شما وجود دارد؟ اگر جواب مثبت است نشانههای وجود آن چیست و در زندگی شما چه نقشی دارد؟<br />
9) آیا اعتقاد دارید قلب نوجوان همچون زمینی خالی است، که هر بذری را كه در آن افکنده شود میپذیرد؟ توضیح دهید. <br />
10) آیا اعتقاد دارید چنانچه خودتان به طور عینی و واقعی عمل کننده دستورات دینی باشید، در صورت پرهيز از سرزنش و ملامت دیگران (كه يك عادت ناسالم است)، تأثیرگذاری بیشتری خواهيد داشت؟ <br />
11) آیا اوّلین دروغی را که گفتید، به یاد دارید؟ آيا ميپذيريد در اثر ادامه همان يك دروغ تبديل به فرد دروغگويي شدهاید؟ توضیح دهید و چند مثال زنده بزنید. <br />
12)  آیا احساس میکردید خلأيی در وجود شماست، که باید آن را به کمک دروغ، پرکنید؟ پس از هر دروغ چه احساسی به شما دست می‌داد؟ احساس گناه یا بی‌کفایتی؟ پنج مثال زنده بزنید.<br />
13) آیا تا به حـال به چیـزی ایمـان داشتهاید؟<br />
14) چه درکی از خداوند و قدرت برتر دارید؟ آیا مثبت است و به شما کمک میکند؟ <br />
15) آیا اعتقاد دارید که بیماریها و عادت‌های ناسالم در یک خانه نهاده شده و کلید آن دروغ است؟<br />
16)  آیا در زندگیتان ترسی دارید؟ مانند:<br />
*- ترس از خدا، چه كسي شما را از خداوند ترسانده است، چگونه و با چه تعريفي شما را ترساندند و شما دچار چه وسواسي شديد؟<br />
*- ترس از مردم، چرا از مردم ميترسيد، فكر ميكنيد آنها چگونه به شما آسيب ميرسانند؟<br />
*- عدم امنیت اجتماعی، شما از دزديها و جنايات و تجاوزها و دعواها و آشوبها به وسيلهي چه كسي و چگونه ترسيديد؟<br />
*- امنيت اقتصادی، شما چگونه از اين مسئله ترس و خوف به دل داريد؟<br />
17) آیا اعتقاد دارید کسانی که از مذهب و دین به عنوان یک ابزار استفاده می کنند عادت‌های ناسالم دارند ؟ چند مثال زنده بزنید.<br />
18) آیا میتوانید خود محوریهای خود را از دوران كودكي به خاطر بياوريد و بنويسيد كه چرا آنها را با خودتان تا بزرگسالي در زندگی به همراه داشتهايد؟ <br />
19) آیا اعتقاد دارید اگر از کودکی به جای ترس و تهدید، به ما ارزش و معناي (معرفت) دین و خدا را آموزش میدادند هرگز دچار عادت‌ها و افکار و رفتارهای ناسالم، وابستگیها و هم‌وابستگی نمیشدیم؟ توضیح دهید. <br />
20) در چه بخشی از زندگیتان احساس میكنید كه كنترل كم و یا اصلاً كنترلي روي آنها نداشتهاید؟<br />
21) آیا فکر میکنید با افـراد عـادی كه در اطرافتان هستند، تفاوت دارید؟ آیا پرهیـز از رفتارها و عادت‌هاي ناسالم و وابستگی یا قطع وابستگی شما را به افـراد عـادی كه در اطراف ميبينيد تبدیل میکند؟<br />
22) آیا روش فکر کردن شما با دیگـران تفـاوت دارد؟<br />
23) چه عواملی افکار بیمارگونهي شما را تشدید و فعّال ميكند؟<br />
24) آیا پس از لغزشهایتان (در ارتباط با موارد قطع عادت‌ها و وابستگیها) فکر میکردید که این بار با دفعـات دیگـر تفـاوت دارد؟<br />
25) چرا نمی‌توانیم از تجربههای دردآور گذشته برای خودداری از عود و بروز عادت‌ها و رفتارهاي ناسالم و وابستگیهاي جدید استفاده کنیـم؟<br />
26) آیا هرگز به عواقب اوّلین‌بار شروع وسواسي عادت‌هاي ناسالم و وابستگی در افكار و رفتارهای ناسالم پس از پرهیز فکر کردهاید؟ (در گذشته و حال)<br />
27) آیا خود را فردی مثبت و موفق میدانید یا منفی و ناموفق؟<br />
28) در کدام قسمت از زندگی میتوان گفت که شناخت و دیدگاههای مذهبی به شما کمک كرده است؟ توضیح دهید.<br />
29) در كدام قسمت از زندگیتان مثبت و موفق یا منفی و ناموفق بودهاید؟<br />
30) عقیدهي شما در مورد شخصیت كاذب چیست؟ ( كارگردان بیماریای كه كنترل زندگی شما را به دست میگیرد)<br />
31) شخصیت واقعی درونی خود را تشریح كنید، شما چگونه آدمي هستيد؟<br />
32) ناعاقلانهترین كارهایی را كه قبل از ورود به برنامه انجام دادهاید بنوسید. پنج مثال زنده بزنید.<br />
33) ناعاقلانهترین كارهایی را كه بعداز ورود به برنامه انجام دادهاید بنوسید. پنج مثال زنده بزنید.<br />
34) در مورد رفتار عاقلانهی خود چند مثال زنده بزنید.<br />
35) آیا فكر میكنید كه خداوند میتواند سلامت عقل را به شما بازگرداند، تا بتوانيد كارهاي موفق و مثبتي انجام دهيد؟ چگونه؟<br />
36) چه اقداماتی برای انجام درخواست کمک از خداوند لازم است؟ چگونه میتوانید بگویید که این کار را با موفقیت انجام میدهید؟<br />
37) لیست مسئولیتهای خـود را برای تداوم بهبـودی و نجات از عادت‌های ناسالم را بنویسید.<br />
مرحلهي دوّم سؤالات قدم دوّم:<br />
1) آیا میدانید ادامهی عادت‌هاي ناسالم كه تبدیل به وابستگیهاي مخرب شده و مشكلاتی كه در زندگیتان داشتهاید، همگی زاییدهی فكـر بیمار خـودتان بوده است؟<br />
2) آیا خداوند را در زندگی خود كنار گذاشتهاید، آیا او را قبلاً كنار گذاشته بودید؟<br />
3) در حال حاضر درك شما از خداوند چیست؟<br />
4) مفهـوم هــوای نفس كه اسير آن هستيد از نظـر شما چیست؟<br />
5) در مورد میل و ارادهی شخصی (هوای نفس) كه هميشه باعث تباهی و بروز مشكلات در زندگیتان شده است چند مثـال زنده بيان كنيد.<br />
6) علت عادت‌هاي ماندگار و وابستگیهای خود را در چه میدانید؟<br />
7) در صورتی که به خداوند متکّی نباشیم، چگونه می‌توانیم نیـازهای خـود را در این دنیـا برآورده کنیـم؟ آیا ما مجبـور نیستیم مطابق عادتناسالم به دیگـران وابسته باشیـم؟<br />
«بسیاری از ما زماني كه كتاب اصول خودیاری را مطالعه ميكنيم و به سؤالات آن پاسخ ميدهيم، متوجه میشویم به دليل نداشتن رابطه و شناخت کافی از خداوند، گرایش وابستهگونه به مردم، به روابط یا مسائل دنیوی که در ابتدا به نظرمان مثبت است، پيدا كرده‌ايم، امّا به مرور مشکلات و مسائلی را که به ما لطمه میزند را تجربه میکنیـم»<br />
8) آیا عادت و وابستگی به والدین برای شما مفید بوده است؟ اگر بوده، تا چند وقت چنين بود، الان وضع چگونه است؟<br />
9) در چه زمانها و يا قسمتهایی و چه اندازه می‌توانیم به والدین و دوستان خود اعتماد کنیم؟<br />
10) احساسی که نسبت به اعضاي خانوادهی خود دارید احساس تعلّق است یا تملک؟ عشق است یا عادت و یا وابستگی؟ تعصّب است یا دلبستگی؟ هر يك از احساسات مثبت و منفی را بررسی و پاسخ آن را بنویسید.<br />
11) پس از رهایی و نجات از عادت‌های ناسالم به افراد خانواده و روابط، ما بيشك به دوستان وابسته میشویم، به نظر شما آیا عادت و وابستگی به دوستاني که به آن‌ها احساس تعلّق داریم ضررهايي براي‌مان دارد؟<br />
12)آيا امكان ترك رفتارها و عادت‌هاي ناسالم براي شما وجود دارد؟ چگونه؟<br />
13) آیا به نظر شمـا امکان قطع وابستگی براي‌تان وجود دارد؟ چگـونه؟<br />
14) در حال حاضر به چه عادت‌هاي ناسالمي، وابستگی پيدا كردهايد كه هنوز هم برايتان مشكل ساز است؟<br />
15) آیا ممکن است بتوانیم عادت‌های ناسالم خود را به جـای چیـزهـا، افراد، مكانها و روابطی که بیمـاری ما را تشدید میکنند، به منبع دیگـری معطوف و منتقل کنیم که در جهت عکس بیمـاری، ما را به سوی رُشد، تعالی و نجات از وابستگیهای ناسالم، منفی و بیمارگونه هدایت کنـد؟<br />
16) مفهوم دعـای آرامش از نظـر شما چیست؟<br />
17) آیا عجز به عادت‌های ناسالم شما را براي نجات آماده كرده است؟<br />
18) آیا احساس میكنید كه در حقیقت تمایل دارید زندگی خود را به خدا بسپارید؟<br />
19) این سؤالات چه احساسی را در شما برمیانگیزد؟<br />
20) آیا جواب دادن به این سؤالات برای‌تان مشكل است؟ چرا؟<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
سؤالات قدم سوّم<br />
1) از نظر شما تصمیمگیری برای سپردن مشكلات به خدا چیست؟<br />
2) چه چیزهایی را میخواهید به خدا بسپارید؟<br />
3) لیست چیـزهايی را كه نمیخـواهید به خـدا بسپارید، تهيّه كنيد.<br />
4) آیا اعتقاد دارید که خداوند بهتر میتواند اراده و زندگی شما را هدایت کند؟<br />
5) شما به خدا اعتقاد دارید یا اعتماد؟<br />
6) آيا اعتقاد داريد كه خداوند ميتواند ما را از بيماري روحي و رواني در امان بدارد؟<br />
7) از نتایج مواقعی که اراده و زندگی شما توسط خداوند مهربان هدایت شده چند مثال زنده بزنید.<br />
8) آیا به خدا اعتماد دارید که اراده و زندگی خود را به او بسپارید؟<br />
9) از نظر شما تصمیمگیری برای سپردن مشكلات به خدا چیست؟<br />
10) آیا اعتقاد دارید که خداوند بهتر میتواند اراده و زندگی شما را هدایت کند؟<br />
11) آيا اعتقاد داريد كه خداوند ميتواند ما را از بيماري روحي و رواني در امان بدارد؟ چند مثال بزنید!<br />
12) آیا به خدا اعتماد دارید که اراده و زندگی خود را به او بسپارید؟<br />
13) در صورت سپردن زندگی به خدا ممکن است چه چیزی را از دست بدهید؟<br />
14) چه ارتباطی بین شما و خداوند وجود دارد؟<br />
15) مراحل ايمان آوري: باور+ اعتقاد+ اعتماد= ايمان:::: توضیح دهید برایتان چه مفهومی دارد؟<br />
16) چه حركت و اقدامی از جانب شما لازم است تا بتوانید بگویید در تصمیمگیری برای سپردن اراده و قدرت شخصی خود به خداوند در مسیر زندگی جدید آماده هستيد؟<br />
17) چه چیزهایی در زندگی دارید که باید به خاطر آنهـا شكرگذار باشید؟<br />
18) آیا برای فرو نشاندن ترستان، هنوز دیگران را كنترل میكنید؟ <br />
19) آیا اجازه میدهید كه دیگران به دليل ترس از بیتوجهی یا سوءاستفاده، شما را كنترل كنند؟<br />
20) آیا به دليل تإييد ديگران، رفتارتان را با آنها تغيير يا تطبيق دادهاید؟<br />
21) آیا به عنوان یك فرد بیمار، بهاء و ارزش خود را از طریق قضاوت دیگران میسنجید؟<br />
22) آیا به منظور داشتن امنیت، از دیگران اجتناب میكنید؟<br />
23) آیا بیشتر به خارج از خودتان توجه دارید؟<br />
24) آیا اجازه میدهید كه دیگران به دليل ترس از بیتوجهی یا سوءاستفاده، شما را كنترل كنند؟<br />
25) آیا به دليل تإييد ديگران، رفتارتان را با دیگران تغيير يا تطبيق دادهاید؟<br />
26) از کجا یاد گرفتیم هنگامی که خود یا دیگران مورد بدرفتاری قرار گرفته بودیم، خود را به ناآگاهی زده و اعمال انجام شده را انكار كنيم؟<br />
27) چه کسی در دوران کودکی این راه و روش و رفتار را به من یاد داد که موضوع فوق را به دیگران نگویم، یا در مورد اين احساساتمان با دیگران مشورت نكنم؟<br />
28) از کجا و چه کسی یاد گرفتیم که فرار از دیگران برای ما بهتر از درگیر شدن با آنها است؟<br />
29) از کجا آموختهایم که برای كاهش ترسهایمان، خود و دیگران را کنترل کنیم؟<br />
30) چگونه ياد گرفتیم و احساس كردیم که ما بهاندازهی کافی خوب نیستیم یا بر عکس از دیگران خیلی بهتریم؟<br />
31) چه وقت، کجا و چگونه یاد گرفتیم که افکار، احساسات و خواستهی خود را به خاطر دیگران انکار کنیم و یا بر عکس، فکر کنیم که دنیا بر وفق مراد ما میچرخد؟<br />
32) چگونه میدانستیم که هرگز اسرار خانوادگی را آشکار نکنیم، چرا؟<br />
33) از کجا بدرفتاریای که منجر به صدمهی فکری، احساسی، بدنی، جنسی یا معنوی به دیگران میشود را آموختهایم؟<br />
34) از کجا یاد گرفتیم که رفتارهای فوق را اغلب از طریق سکوت یا خشونت ابراز کنیم؟<br />
35) چگونه یاد گرفتیم که اجازه دهیم تا با ما چنین رفتاری داشته باشند؟<br />
36) از کجا و چگونه یاد گرفتیم که داشتن یک رابطهی جنسی میتواند ما را آرام کند؟<br />
37) آیا این رفتارها را از طریق حرفها یا اعمال دیگران یاد گرفتیم؟ اگر چنین است، از رفتار و اعمال چه کسی؟<br />
38) چگونه به این نتیجه رسیدهایم که به جای آزاد زیستن، با استفاده از رفتارهای ناسالم زندگیمان را خراب کنیم؟<br />
39) احساس واقعی ما دربارهی این سؤالات چیست؟<br />
برداشت کلی خود را از این قدم ها در دو صفحه جداگانه توضیح دهید!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سؤالات خاص قدم اوّل:<br />
1- آیا من دیگران را کنترل میکنم؟ به چه صورت؟<br />
2- تفاوت بین عجز و توانمندی برایم چیست؟<br />
3- وقتی دیگران را كنترل و قضاوت نميكنم، چگونه توانمند میشوم؟<br />
4- با این کار چگونه زمام اختیار زندگی را دوباره به دستم میگیرم؟<br />
5- چگونه ترس از افکار دیگران نسبت به خودم را آزاد کنم؟<br />
6- چگونه از خودم مواظبت کنم؟<br />
7- چگونه "پذیرفتن عجز در مقابل عادت‌ها و روابط ناسالم با دیگران" در انجام این امر به من كمك میکند؟<br />
8- کدام عادت‌های تبديل شده به وابستگیهای ناسالم در من به عنوان نواقص شخصیتی، مانع از این میشود که در مسير قدم اول گام نهم؟<br />
9- چرا این قدم میگوید:"ما اقرار کردیم که در مقابلِ عادت و رفتارهای ناسالم و وابستگیها عاجزیم" به جای این که بگوید: <br />
"من اقرار کردم که در مقابل دیگران عاجزم؟"<br />
10- امروز، عجز و از دست دادن اختیار زندگی برای من چه معنایی دارد؟<br />
11- چه علائم و مشخصاتی را مشاهده میکنم که به من نشان میدهند هنوز هم در انکارم؟<br />
12- معنی تسلیم شدن براي من چیست؟ <br />
13- چرا من باید خود را تسلیم کنم؟<br />
14- به خاطر چه چیزی باید خود را تسلیم کنم، در مقابل چه كسي بايد خود را تسلیم كنم؟<br />
15- چه وقت میفهمم که به حد کافی روی این امر کار کردهام؟<br />
16- علائم از دست دادن اختیار زندگی در من چیست؟ (یک فهرست كامل تهیّه کنید)<br />
17- چرا همیشه میخواهم دیگران را کنترل و قضاوت کنم؟ از كنترل آنها چه چيزي عاید من ميشود؟<br />
18- آیا من حاضرم بفهمم که تلاش برای تغيير دادن دیگران، باعث از دست دادن اختیار زندگی و آشفتگی، خصومت و انزجار من از خودم و ديگران شد؟<br />
19- آیا من در برابر رفتارها، عادت‌ها و وابستگیهای ناسالم خود عاجزم؟ از كجا اين عادت به مرور تبديل به وابستگي شده است؟<br />
<br />
<br />
<br />
سؤالات قدم دوّم<br />
*- وسوسه‌ی فکری و رفتاری از نظر شما چیست؟<br />
1) آیا قبل از آشنایی با گروه آواز رهایی اعتقاد داشتید كه فكرتان قدرتمند است و قادرید به كمك آن تمام مشكلات عادتي و زندگي خود را حل كنید؟<br />
2) آیا اعتقاد مذهبی دارید یا داشتهاید؟<br />
3) آیا اعتقاد داشتید الگوهای مذهبی میتوانستند در پیشگیری از عادت‌ها و رفتارهای ناسالم و وابستگیهای مخرب به شما کمک کنند؟ <br />
4) آیا اعتقاد داشتید پاي‌بندي به یک مذهب شناخته شده میتوانست حال بد را به به حال خوب تبديل نمايد؟ <br />
5) آیا اعتقاد داشتید وابستگی و پیروی از اصول ادیان میتوانست شما را از وسوسهی فکری و رفتاری رها سازد ؟ توضیح دهید. <br />
6) آیا اعتقاد داشتيد باورها و اعتقادات مذهبی، شما را از عادت‌های ناسالم و وابستگیهای مخرب، رها مي‌سازد؟ توضيح دهيد.<br />
7) آیا اعتقاد داشتید تقویت ارزشها و دیدگاههای مذهبی میتوانست به شما در ترک عادت‌های ناسالم کمک کند؟ توضیح دهید. <br />
8) آیا اعتقاد داشتید كه قدرتی مافوق قدرت شما وجود دارد؟ اگر جواب مثبت است نشانههای وجود آن چیست و در زندگی شما چه نقشی دارد؟<br />
9) آیا اعتقاد دارید قلب نوجوان همچون زمینی خالی است، که هر بذری را كه در آن افکنده شود میپذیرد؟ توضیح دهید. <br />
10) آیا اعتقاد دارید چنانچه خودتان به طور عینی و واقعی عمل کننده دستورات دینی باشید، در صورت پرهيز از سرزنش و ملامت دیگران (كه يك عادت ناسالم است)، تأثیرگذاری بیشتری خواهيد داشت؟ <br />
11) آیا اوّلین دروغی را که گفتید، به یاد دارید؟ آيا ميپذيريد در اثر ادامه همان يك دروغ تبديل به فرد دروغگويي شدهاید؟ توضیح دهید و چند مثال زنده بزنید. <br />
12)  آیا احساس میکردید خلأيی در وجود شماست، که باید آن را به کمک دروغ، پرکنید؟ پس از هر دروغ چه احساسی به شما دست می‌داد؟ احساس گناه یا بی‌کفایتی؟ پنج مثال زنده بزنید.<br />
13) آیا تا به حـال به چیـزی ایمـان داشتهاید؟<br />
14) چه درکی از خداوند و قدرت برتر دارید؟ آیا مثبت است و به شما کمک میکند؟ <br />
15) آیا اعتقاد دارید که بیماریها و عادت‌های ناسالم در یک خانه نهاده شده و کلید آن دروغ است؟<br />
16)  آیا در زندگیتان ترسی دارید؟ مانند:<br />
*- ترس از خدا، چه كسي شما را از خداوند ترسانده است، چگونه و با چه تعريفي شما را ترساندند و شما دچار چه وسواسي شديد؟<br />
*- ترس از مردم، چرا از مردم ميترسيد، فكر ميكنيد آنها چگونه به شما آسيب ميرسانند؟<br />
*- عدم امنیت اجتماعی، شما از دزديها و جنايات و تجاوزها و دعواها و آشوبها به وسيلهي چه كسي و چگونه ترسيديد؟<br />
*- امنيت اقتصادی، شما چگونه از اين مسئله ترس و خوف به دل داريد؟<br />
17) آیا اعتقاد دارید کسانی که از مذهب و دین به عنوان یک ابزار استفاده می کنند عادت‌های ناسالم دارند ؟ چند مثال زنده بزنید.<br />
18) آیا میتوانید خود محوریهای خود را از دوران كودكي به خاطر بياوريد و بنويسيد كه چرا آنها را با خودتان تا بزرگسالي در زندگی به همراه داشتهايد؟ <br />
19) آیا اعتقاد دارید اگر از کودکی به جای ترس و تهدید، به ما ارزش و معناي (معرفت) دین و خدا را آموزش میدادند هرگز دچار عادت‌ها و افکار و رفتارهای ناسالم، وابستگیها و هم‌وابستگی نمیشدیم؟ توضیح دهید. <br />
20) در چه بخشی از زندگیتان احساس میكنید كه كنترل كم و یا اصلاً كنترلي روي آنها نداشتهاید؟<br />
21) آیا فکر میکنید با افـراد عـادی كه در اطرافتان هستند، تفاوت دارید؟ آیا پرهیـز از رفتارها و عادت‌هاي ناسالم و وابستگی یا قطع وابستگی شما را به افـراد عـادی كه در اطراف ميبينيد تبدیل میکند؟<br />
22) آیا روش فکر کردن شما با دیگـران تفـاوت دارد؟<br />
23) چه عواملی افکار بیمارگونهي شما را تشدید و فعّال ميكند؟<br />
24) آیا پس از لغزشهایتان (در ارتباط با موارد قطع عادت‌ها و وابستگیها) فکر میکردید که این بار با دفعـات دیگـر تفـاوت دارد؟<br />
25) چرا نمی‌توانیم از تجربههای دردآور گذشته برای خودداری از عود و بروز عادت‌ها و رفتارهاي ناسالم و وابستگیهاي جدید استفاده کنیـم؟<br />
26) آیا هرگز به عواقب اوّلین‌بار شروع وسواسي عادت‌هاي ناسالم و وابستگی در افكار و رفتارهای ناسالم پس از پرهیز فکر کردهاید؟ (در گذشته و حال)<br />
27) آیا خود را فردی مثبت و موفق میدانید یا منفی و ناموفق؟<br />
28) در کدام قسمت از زندگی میتوان گفت که شناخت و دیدگاههای مذهبی به شما کمک كرده است؟ توضیح دهید.<br />
29) در كدام قسمت از زندگیتان مثبت و موفق یا منفی و ناموفق بودهاید؟<br />
30) عقیدهي شما در مورد شخصیت كاذب چیست؟ ( كارگردان بیماریای كه كنترل زندگی شما را به دست میگیرد)<br />
31) شخصیت واقعی درونی خود را تشریح كنید، شما چگونه آدمي هستيد؟<br />
32) ناعاقلانهترین كارهایی را كه قبل از ورود به برنامه انجام دادهاید بنوسید. پنج مثال زنده بزنید.<br />
33) ناعاقلانهترین كارهایی را كه بعداز ورود به برنامه انجام دادهاید بنوسید. پنج مثال زنده بزنید.<br />
34) در مورد رفتار عاقلانهی خود چند مثال زنده بزنید.<br />
35) آیا فكر میكنید كه خداوند میتواند سلامت عقل را به شما بازگرداند، تا بتوانيد كارهاي موفق و مثبتي انجام دهيد؟ چگونه؟<br />
36) چه اقداماتی برای انجام درخواست کمک از خداوند لازم است؟ چگونه میتوانید بگویید که این کار را با موفقیت انجام میدهید؟<br />
37) لیست مسئولیتهای خـود را برای تداوم بهبـودی و نجات از عادت‌های ناسالم را بنویسید.<br />
مرحلهي دوّم سؤالات قدم دوّم:<br />
1) آیا میدانید ادامهی عادت‌هاي ناسالم كه تبدیل به وابستگیهاي مخرب شده و مشكلاتی كه در زندگیتان داشتهاید، همگی زاییدهی فكـر بیمار خـودتان بوده است؟<br />
2) آیا خداوند را در زندگی خود كنار گذاشتهاید، آیا او را قبلاً كنار گذاشته بودید؟<br />
3) در حال حاضر درك شما از خداوند چیست؟<br />
4) مفهـوم هــوای نفس كه اسير آن هستيد از نظـر شما چیست؟<br />
5) در مورد میل و ارادهی شخصی (هوای نفس) كه هميشه باعث تباهی و بروز مشكلات در زندگیتان شده است چند مثـال زنده بيان كنيد.<br />
6) علت عادت‌هاي ماندگار و وابستگیهای خود را در چه میدانید؟<br />
7) در صورتی که به خداوند متکّی نباشیم، چگونه می‌توانیم نیـازهای خـود را در این دنیـا برآورده کنیـم؟ آیا ما مجبـور نیستیم مطابق عادتناسالم به دیگـران وابسته باشیـم؟<br />
«بسیاری از ما زماني كه كتاب اصول خودیاری را مطالعه ميكنيم و به سؤالات آن پاسخ ميدهيم، متوجه میشویم به دليل نداشتن رابطه و شناخت کافی از خداوند، گرایش وابستهگونه به مردم، به روابط یا مسائل دنیوی که در ابتدا به نظرمان مثبت است، پيدا كرده‌ايم، امّا به مرور مشکلات و مسائلی را که به ما لطمه میزند را تجربه میکنیـم»<br />
8) آیا عادت و وابستگی به والدین برای شما مفید بوده است؟ اگر بوده، تا چند وقت چنين بود، الان وضع چگونه است؟<br />
9) در چه زمانها و يا قسمتهایی و چه اندازه می‌توانیم به والدین و دوستان خود اعتماد کنیم؟<br />
10) احساسی که نسبت به اعضاي خانوادهی خود دارید احساس تعلّق است یا تملک؟ عشق است یا عادت و یا وابستگی؟ تعصّب است یا دلبستگی؟ هر يك از احساسات مثبت و منفی را بررسی و پاسخ آن را بنویسید.<br />
11) پس از رهایی و نجات از عادت‌های ناسالم به افراد خانواده و روابط، ما بيشك به دوستان وابسته میشویم، به نظر شما آیا عادت و وابستگی به دوستاني که به آن‌ها احساس تعلّق داریم ضررهايي براي‌مان دارد؟<br />
12)آيا امكان ترك رفتارها و عادت‌هاي ناسالم براي شما وجود دارد؟ چگونه؟<br />
13) آیا به نظر شمـا امکان قطع وابستگی براي‌تان وجود دارد؟ چگـونه؟<br />
14) در حال حاضر به چه عادت‌هاي ناسالمي، وابستگی پيدا كردهايد كه هنوز هم برايتان مشكل ساز است؟<br />
15) آیا ممکن است بتوانیم عادت‌های ناسالم خود را به جـای چیـزهـا، افراد، مكانها و روابطی که بیمـاری ما را تشدید میکنند، به منبع دیگـری معطوف و منتقل کنیم که در جهت عکس بیمـاری، ما را به سوی رُشد، تعالی و نجات از وابستگیهای ناسالم، منفی و بیمارگونه هدایت کنـد؟<br />
16) مفهوم دعـای آرامش از نظـر شما چیست؟<br />
17) آیا عجز به عادت‌های ناسالم شما را براي نجات آماده كرده است؟<br />
18) آیا احساس میكنید كه در حقیقت تمایل دارید زندگی خود را به خدا بسپارید؟<br />
19) این سؤالات چه احساسی را در شما برمیانگیزد؟<br />
20) آیا جواب دادن به این سؤالات برای‌تان مشكل است؟ چرا؟<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
سؤالات قدم سوّم<br />
1) از نظر شما تصمیمگیری برای سپردن مشكلات به خدا چیست؟<br />
2) چه چیزهایی را میخواهید به خدا بسپارید؟<br />
3) لیست چیـزهايی را كه نمیخـواهید به خـدا بسپارید، تهيّه كنيد.<br />
4) آیا اعتقاد دارید که خداوند بهتر میتواند اراده و زندگی شما را هدایت کند؟<br />
5) شما به خدا اعتقاد دارید یا اعتماد؟<br />
6) آيا اعتقاد داريد كه خداوند ميتواند ما را از بيماري روحي و رواني در امان بدارد؟<br />
7) از نتایج مواقعی که اراده و زندگی شما توسط خداوند مهربان هدایت شده چند مثال زنده بزنید.<br />
8) آیا به خدا اعتماد دارید که اراده و زندگی خود را به او بسپارید؟<br />
9) از نظر شما تصمیمگیری برای سپردن مشكلات به خدا چیست؟<br />
10) آیا اعتقاد دارید که خداوند بهتر میتواند اراده و زندگی شما را هدایت کند؟<br />
11) آيا اعتقاد داريد كه خداوند ميتواند ما را از بيماري روحي و رواني در امان بدارد؟ چند مثال بزنید!<br />
12) آیا به خدا اعتماد دارید که اراده و زندگی خود را به او بسپارید؟<br />
13) در صورت سپردن زندگی به خدا ممکن است چه چیزی را از دست بدهید؟<br />
14) چه ارتباطی بین شما و خداوند وجود دارد؟<br />
15) مراحل ايمان آوري: باور+ اعتقاد+ اعتماد= ايمان:::: توضیح دهید برایتان چه مفهومی دارد؟<br />
16) چه حركت و اقدامی از جانب شما لازم است تا بتوانید بگویید در تصمیمگیری برای سپردن اراده و قدرت شخصی خود به خداوند در مسیر زندگی جدید آماده هستيد؟<br />
17) چه چیزهایی در زندگی دارید که باید به خاطر آنهـا شكرگذار باشید؟<br />
18) آیا برای فرو نشاندن ترستان، هنوز دیگران را كنترل میكنید؟ <br />
19) آیا اجازه میدهید كه دیگران به دليل ترس از بیتوجهی یا سوءاستفاده، شما را كنترل كنند؟<br />
20) آیا به دليل تإييد ديگران، رفتارتان را با آنها تغيير يا تطبيق دادهاید؟<br />
21) آیا به عنوان یك فرد بیمار، بهاء و ارزش خود را از طریق قضاوت دیگران میسنجید؟<br />
22) آیا به منظور داشتن امنیت، از دیگران اجتناب میكنید؟<br />
23) آیا بیشتر به خارج از خودتان توجه دارید؟<br />
24) آیا اجازه میدهید كه دیگران به دليل ترس از بیتوجهی یا سوءاستفاده، شما را كنترل كنند؟<br />
25) آیا به دليل تإييد ديگران، رفتارتان را با دیگران تغيير يا تطبيق دادهاید؟<br />
26) از کجا یاد گرفتیم هنگامی که خود یا دیگران مورد بدرفتاری قرار گرفته بودیم، خود را به ناآگاهی زده و اعمال انجام شده را انكار كنيم؟<br />
27) چه کسی در دوران کودکی این راه و روش و رفتار را به من یاد داد که موضوع فوق را به دیگران نگویم، یا در مورد اين احساساتمان با دیگران مشورت نكنم؟<br />
28) از کجا و چه کسی یاد گرفتیم که فرار از دیگران برای ما بهتر از درگیر شدن با آنها است؟<br />
29) از کجا آموختهایم که برای كاهش ترسهایمان، خود و دیگران را کنترل کنیم؟<br />
30) چگونه ياد گرفتیم و احساس كردیم که ما بهاندازهی کافی خوب نیستیم یا بر عکس از دیگران خیلی بهتریم؟<br />
31) چه وقت، کجا و چگونه یاد گرفتیم که افکار، احساسات و خواستهی خود را به خاطر دیگران انکار کنیم و یا بر عکس، فکر کنیم که دنیا بر وفق مراد ما میچرخد؟<br />
32) چگونه میدانستیم که هرگز اسرار خانوادگی را آشکار نکنیم، چرا؟<br />
33) از کجا بدرفتاریای که منجر به صدمهی فکری، احساسی، بدنی، جنسی یا معنوی به دیگران میشود را آموختهایم؟<br />
34) از کجا یاد گرفتیم که رفتارهای فوق را اغلب از طریق سکوت یا خشونت ابراز کنیم؟<br />
35) چگونه یاد گرفتیم که اجازه دهیم تا با ما چنین رفتاری داشته باشند؟<br />
36) از کجا و چگونه یاد گرفتیم که داشتن یک رابطهی جنسی میتواند ما را آرام کند؟<br />
37) آیا این رفتارها را از طریق حرفها یا اعمال دیگران یاد گرفتیم؟ اگر چنین است، از رفتار و اعمال چه کسی؟<br />
38) چگونه به این نتیجه رسیدهایم که به جای آزاد زیستن، با استفاده از رفتارهای ناسالم زندگیمان را خراب کنیم؟<br />
39) احساس واقعی ما دربارهی این سؤالات چیست؟<br />
برداشت کلی خود را از این قدم ها در دو صفحه جداگانه توضیح دهید!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[- آیا من دیگران را کنترل میکنم؟ به چه صورت؟]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2712</link>
			<pubDate>Fri, 06 Dec 2013 20:21:40 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=61">شاپور الف</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2712</guid>
			<description><![CDATA[سؤالات خاص قدم اوّل:<br />
1- آیا من دیگران را کنترل میکنم؟ به چه صورت؟<br />
2- تفاوت بین عجز و توانمندی برایم چیست؟<br />
3- وقتی دیگران را كنترل و قضاوت نميكنم، چگونه توانمند میشوم؟<br />
4- با این کار چگونه زمام اختیار زندگی را دوباره به دستم میگیرم؟<br />
5- چگونه ترس از افکار دیگران نسبت به خودم را آزاد کنم؟<br />
6- چگونه از خودم مواظبت کنم؟<br />
7- چگونه "پذیرفتن عجز در مقابل عادت‌ها و روابط ناسالم با دیگران" در انجام این امر به من كمك میکند؟<br />
8- کدام عادت‌های تبديل شده به وابستگیهای ناسالم در من به عنوان نواقص شخصیتی، مانع از این میشود که در مسير قدم اول گام نهم؟<br />
9- چرا این قدم میگوید:"ما اقرار کردیم که در مقابلِ عادت و رفتارهای ناسالم و وابستگیها عاجزیم" به جای این که بگوید: <br />
"من اقرار کردم که در مقابل دیگران عاجزم؟"<br />
10- امروز، عجز و از دست دادن اختیار زندگی برای من چه معنایی دارد؟<br />
11- چه علائم و مشخصاتی را مشاهده میکنم که به من نشان میدهند هنوز هم در انکارم؟<br />
12- معنی تسلیم شدن براي من چیست؟ <br />
13- چرا من باید خود را تسلیم کنم؟<br />
14- به خاطر چه چیزی باید خود را تسلیم کنم، در مقابل چه كسي بايد خود را تسلیم كنم؟<br />
15- چه وقت میفهمم که به حد کافی روی این امر کار کردهام؟<br />
16- علائم از دست دادن اختیار زندگی در من چیست؟ (یک فهرست كامل تهیّه کنید)<br />
17- چرا همیشه میخواهم دیگران را کنترل و قضاوت کنم؟ از كنترل آنها چه چيزي عاید من ميشود؟<br />
18- آیا من حاضرم بفهمم که تلاش برای تغيير دادن دیگران، باعث از دست دادن اختیار زندگی و آشفتگی، خصومت و انزجار من از خودم و ديگران شد؟<br />
19- آیا من در برابر رفتارها، عادت‌ها و وابستگیهای ناسالم خود عاجزم؟ از كجا اين عادت به مرور تبديل به وابستگي شده است؟<br />
<br />
<br />
<br />
سؤالات قدم دوّم<br />
*- وسوسه‌ی فکری و رفتاری از نظر شما چیست؟<br />
1) آیا قبل از آشنایی با گروه آواز رهایی اعتقاد داشتید كه فكرتان قدرتمند است و قادرید به كمك آن تمام مشكلات عادتي و زندگي خود را حل كنید؟<br />
2) آیا اعتقاد مذهبی دارید یا داشتهاید؟<br />
3) آیا اعتقاد داشتید الگوهای مذهبی میتوانستند در پیشگیری از عادت‌ها و رفتارهای ناسالم و وابستگیهای مخرب به شما کمک کنند؟ <br />
4) آیا اعتقاد داشتید پاي‌بندي به یک مذهب شناخته شده میتوانست حال بد را به به حال خوب تبديل نمايد؟ <br />
5) آیا اعتقاد داشتید وابستگی و پیروی از اصول ادیان میتوانست شما را از وسوسهی فکری و رفتاری رها سازد ؟ توضیح دهید. <br />
6) آیا اعتقاد داشتيد باورها و اعتقادات مذهبی، شما را از عادت‌های ناسالم و وابستگیهای مخرب، رها مي‌سازد؟ توضيح دهيد.<br />
7) آیا اعتقاد داشتید تقویت ارزشها و دیدگاههای مذهبی میتوانست به شما در ترک عادت‌های ناسالم کمک کند؟ توضیح دهید. <br />
8) آیا اعتقاد داشتید كه قدرتی مافوق قدرت شما وجود دارد؟ اگر جواب مثبت است نشانههای وجود آن چیست و در زندگی شما چه نقشی دارد؟<br />
9) آیا اعتقاد دارید قلب نوجوان همچون زمینی خالی است، که هر بذری را كه در آن افکنده شود میپذیرد؟ توضیح دهید. <br />
10) آیا اعتقاد دارید چنانچه خودتان به طور عینی و واقعی عمل کننده دستورات دینی باشید، در صورت پرهيز از سرزنش و ملامت دیگران (كه يك عادت ناسالم است)، تأثیرگذاری بیشتری خواهيد داشت؟ <br />
11) آیا اوّلین دروغی را که گفتید، به یاد دارید؟ آيا ميپذيريد در اثر ادامه همان يك دروغ تبديل به فرد دروغگويي شدهاید؟ توضیح دهید و چند مثال زنده بزنید. <br />
12)  آیا احساس میکردید خلأيی در وجود شماست، که باید آن را به کمک دروغ، پرکنید؟ پس از هر دروغ چه احساسی به شما دست می‌داد؟ احساس گناه یا بی‌کفایتی؟ پنج مثال زنده بزنید.<br />
13) آیا تا به حـال به چیـزی ایمـان داشتهاید؟<br />
14) چه درکی از خداوند و قدرت برتر دارید؟ آیا مثبت است و به شما کمک میکند؟ <br />
15) آیا اعتقاد دارید که بیماریها و عادت‌های ناسالم در یک خانه نهاده شده و کلید آن دروغ است؟<br />
16)  آیا در زندگیتان ترسی دارید؟ مانند:<br />
*- ترس از خدا، چه كسي شما را از خداوند ترسانده است، چگونه و با چه تعريفي شما را ترساندند و شما دچار چه وسواسي شديد؟<br />
*- ترس از مردم، چرا از مردم ميترسيد، فكر ميكنيد آنها چگونه به شما آسيب ميرسانند؟<br />
*- عدم امنیت اجتماعی، شما از دزديها و جنايات و تجاوزها و دعواها و آشوبها به وسيلهي چه كسي و چگونه ترسيديد؟<br />
*- امنيت اقتصادی، شما چگونه از اين مسئله ترس و خوف به دل داريد؟<br />
17) آیا اعتقاد دارید کسانی که از مذهب و دین به عنوان یک ابزار استفاده می کنند عادت‌های ناسالم دارند ؟ چند مثال زنده بزنید.<br />
18) آیا میتوانید خود محوریهای خود را از دوران كودكي به خاطر بياوريد و بنويسيد كه چرا آنها را با خودتان تا بزرگسالي در زندگی به همراه داشتهايد؟ <br />
19) آیا اعتقاد دارید اگر از کودکی به جای ترس و تهدید، به ما ارزش و معناي (معرفت) دین و خدا را آموزش میدادند هرگز دچار عادت‌ها و افکار و رفتارهای ناسالم، وابستگیها و هم‌وابستگی نمیشدیم؟ توضیح دهید. <br />
20) در چه بخشی از زندگیتان احساس میكنید كه كنترل كم و یا اصلاً كنترلي روي آنها نداشتهاید؟<br />
21) آیا فکر میکنید با افـراد عـادی كه در اطرافتان هستند، تفاوت دارید؟ آیا پرهیـز از رفتارها و عادت‌هاي ناسالم و وابستگی یا قطع وابستگی شما را به افـراد عـادی كه در اطراف ميبينيد تبدیل میکند؟<br />
22) آیا روش فکر کردن شما با دیگـران تفـاوت دارد؟<br />
23) چه عواملی افکار بیمارگونهي شما را تشدید و فعّال ميكند؟<br />
24) آیا پس از لغزشهایتان (در ارتباط با موارد قطع عادت‌ها و وابستگیها) فکر میکردید که این بار با دفعـات دیگـر تفـاوت دارد؟<br />
25) چرا نمی‌توانیم از تجربههای دردآور گذشته برای خودداری از عود و بروز عادت‌ها و رفتارهاي ناسالم و وابستگیهاي جدید استفاده کنیـم؟<br />
26) آیا هرگز به عواقب اوّلین‌بار شروع وسواسي عادت‌هاي ناسالم و وابستگی در افكار و رفتارهای ناسالم پس از پرهیز فکر کردهاید؟ (در گذشته و حال)<br />
27) آیا خود را فردی مثبت و موفق میدانید یا منفی و ناموفق؟<br />
28) در کدام قسمت از زندگی میتوان گفت که شناخت و دیدگاههای مذهبی به شما کمک كرده است؟ توضیح دهید.<br />
29) در كدام قسمت از زندگیتان مثبت و موفق یا منفی و ناموفق بودهاید؟<br />
30) عقیدهي شما در مورد شخصیت كاذب چیست؟ ( كارگردان بیماریای كه كنترل زندگی شما را به دست میگیرد)<br />
31) شخصیت واقعی درونی خود را تشریح كنید، شما چگونه آدمي هستيد؟<br />
32) ناعاقلانهترین كارهایی را كه قبل از ورود به برنامه انجام دادهاید بنوسید. پنج مثال زنده بزنید.<br />
33) ناعاقلانهترین كارهایی را كه بعداز ورود به برنامه انجام دادهاید بنوسید. پنج مثال زنده بزنید.<br />
34) در مورد رفتار عاقلانهی خود چند مثال زنده بزنید.<br />
35) آیا فكر میكنید كه خداوند میتواند سلامت عقل را به شما بازگرداند، تا بتوانيد كارهاي موفق و مثبتي انجام دهيد؟ چگونه؟<br />
36) چه اقداماتی برای انجام درخواست کمک از خداوند لازم است؟ چگونه میتوانید بگویید که این کار را با موفقیت انجام میدهید؟<br />
37) لیست مسئولیتهای خـود را برای تداوم بهبـودی و نجات از عادت‌های ناسالم را بنویسید.<br />
مرحلهي دوّم سؤالات قدم دوّم:<br />
1) آیا میدانید ادامهی عادت‌هاي ناسالم كه تبدیل به وابستگیهاي مخرب شده و مشكلاتی كه در زندگیتان داشتهاید، همگی زاییدهی فكـر بیمار خـودتان بوده است؟<br />
2) آیا خداوند را در زندگی خود كنار گذاشتهاید، آیا او را قبلاً كنار گذاشته بودید؟<br />
3) در حال حاضر درك شما از خداوند چیست؟<br />
4) مفهـوم هــوای نفس كه اسير آن هستيد از نظـر شما چیست؟<br />
5) در مورد میل و ارادهی شخصی (هوای نفس) كه هميشه باعث تباهی و بروز مشكلات در زندگیتان شده است چند مثـال زنده بيان كنيد.<br />
6) علت عادت‌هاي ماندگار و وابستگیهای خود را در چه میدانید؟<br />
7) در صورتی که به خداوند متکّی نباشیم، چگونه می‌توانیم نیـازهای خـود را در این دنیـا برآورده کنیـم؟ آیا ما مجبـور نیستیم مطابق عادتناسالم به دیگـران وابسته باشیـم؟<br />
«بسیاری از ما زماني كه كتاب اصول خودیاری را مطالعه ميكنيم و به سؤالات آن پاسخ ميدهيم، متوجه میشویم به دليل نداشتن رابطه و شناخت کافی از خداوند، گرایش وابستهگونه به مردم، به روابط یا مسائل دنیوی که در ابتدا به نظرمان مثبت است، پيدا كرده‌ايم، امّا به مرور مشکلات و مسائلی را که به ما لطمه میزند را تجربه میکنیـم»<br />
8) آیا عادت و وابستگی به والدین برای شما مفید بوده است؟ اگر بوده، تا چند وقت چنين بود، الان وضع چگونه است؟<br />
9) در چه زمانها و يا قسمتهایی و چه اندازه می‌توانیم به والدین و دوستان خود اعتماد کنیم؟<br />
10) احساسی که نسبت به اعضاي خانوادهی خود دارید احساس تعلّق است یا تملک؟ عشق است یا عادت و یا وابستگی؟ تعصّب است یا دلبستگی؟ هر يك از احساسات مثبت و منفی را بررسی و پاسخ آن را بنویسید.<br />
11) پس از رهایی و نجات از عادت‌های ناسالم به افراد خانواده و روابط، ما بيشك به دوستان وابسته میشویم، به نظر شما آیا عادت و وابستگی به دوستاني که به آن‌ها احساس تعلّق داریم ضررهايي براي‌مان دارد؟<br />
12)آيا امكان ترك رفتارها و عادت‌هاي ناسالم براي شما وجود دارد؟ چگونه؟<br />
13) آیا به نظر شمـا امکان قطع وابستگی براي‌تان وجود دارد؟ چگـونه؟<br />
14) در حال حاضر به چه عادت‌هاي ناسالمي، وابستگی پيدا كردهايد كه هنوز هم برايتان مشكل ساز است؟<br />
15) آیا ممکن است بتوانیم عادت‌های ناسالم خود را به جـای چیـزهـا، افراد، مكانها و روابطی که بیمـاری ما را تشدید میکنند، به منبع دیگـری معطوف و منتقل کنیم که در جهت عکس بیمـاری، ما را به سوی رُشد، تعالی و نجات از وابستگیهای ناسالم، منفی و بیمارگونه هدایت کنـد؟<br />
16) مفهوم دعـای آرامش از نظـر شما چیست؟<br />
17) آیا عجز به عادت‌های ناسالم شما را براي نجات آماده كرده است؟<br />
18) آیا احساس میكنید كه در حقیقت تمایل دارید زندگی خود را به خدا بسپارید؟<br />
19) این سؤالات چه احساسی را در شما برمیانگیزد؟<br />
20) آیا جواب دادن به این سؤالات برای‌تان مشكل است؟ چرا؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سؤالات خاص قدم اوّل:<br />
1- آیا من دیگران را کنترل میکنم؟ به چه صورت؟<br />
2- تفاوت بین عجز و توانمندی برایم چیست؟<br />
3- وقتی دیگران را كنترل و قضاوت نميكنم، چگونه توانمند میشوم؟<br />
4- با این کار چگونه زمام اختیار زندگی را دوباره به دستم میگیرم؟<br />
5- چگونه ترس از افکار دیگران نسبت به خودم را آزاد کنم؟<br />
6- چگونه از خودم مواظبت کنم؟<br />
7- چگونه "پذیرفتن عجز در مقابل عادت‌ها و روابط ناسالم با دیگران" در انجام این امر به من كمك میکند؟<br />
8- کدام عادت‌های تبديل شده به وابستگیهای ناسالم در من به عنوان نواقص شخصیتی، مانع از این میشود که در مسير قدم اول گام نهم؟<br />
9- چرا این قدم میگوید:"ما اقرار کردیم که در مقابلِ عادت و رفتارهای ناسالم و وابستگیها عاجزیم" به جای این که بگوید: <br />
"من اقرار کردم که در مقابل دیگران عاجزم؟"<br />
10- امروز، عجز و از دست دادن اختیار زندگی برای من چه معنایی دارد؟<br />
11- چه علائم و مشخصاتی را مشاهده میکنم که به من نشان میدهند هنوز هم در انکارم؟<br />
12- معنی تسلیم شدن براي من چیست؟ <br />
13- چرا من باید خود را تسلیم کنم؟<br />
14- به خاطر چه چیزی باید خود را تسلیم کنم، در مقابل چه كسي بايد خود را تسلیم كنم؟<br />
15- چه وقت میفهمم که به حد کافی روی این امر کار کردهام؟<br />
16- علائم از دست دادن اختیار زندگی در من چیست؟ (یک فهرست كامل تهیّه کنید)<br />
17- چرا همیشه میخواهم دیگران را کنترل و قضاوت کنم؟ از كنترل آنها چه چيزي عاید من ميشود؟<br />
18- آیا من حاضرم بفهمم که تلاش برای تغيير دادن دیگران، باعث از دست دادن اختیار زندگی و آشفتگی، خصومت و انزجار من از خودم و ديگران شد؟<br />
19- آیا من در برابر رفتارها، عادت‌ها و وابستگیهای ناسالم خود عاجزم؟ از كجا اين عادت به مرور تبديل به وابستگي شده است؟<br />
<br />
<br />
<br />
سؤالات قدم دوّم<br />
*- وسوسه‌ی فکری و رفتاری از نظر شما چیست؟<br />
1) آیا قبل از آشنایی با گروه آواز رهایی اعتقاد داشتید كه فكرتان قدرتمند است و قادرید به كمك آن تمام مشكلات عادتي و زندگي خود را حل كنید؟<br />
2) آیا اعتقاد مذهبی دارید یا داشتهاید؟<br />
3) آیا اعتقاد داشتید الگوهای مذهبی میتوانستند در پیشگیری از عادت‌ها و رفتارهای ناسالم و وابستگیهای مخرب به شما کمک کنند؟ <br />
4) آیا اعتقاد داشتید پاي‌بندي به یک مذهب شناخته شده میتوانست حال بد را به به حال خوب تبديل نمايد؟ <br />
5) آیا اعتقاد داشتید وابستگی و پیروی از اصول ادیان میتوانست شما را از وسوسهی فکری و رفتاری رها سازد ؟ توضیح دهید. <br />
6) آیا اعتقاد داشتيد باورها و اعتقادات مذهبی، شما را از عادت‌های ناسالم و وابستگیهای مخرب، رها مي‌سازد؟ توضيح دهيد.<br />
7) آیا اعتقاد داشتید تقویت ارزشها و دیدگاههای مذهبی میتوانست به شما در ترک عادت‌های ناسالم کمک کند؟ توضیح دهید. <br />
8) آیا اعتقاد داشتید كه قدرتی مافوق قدرت شما وجود دارد؟ اگر جواب مثبت است نشانههای وجود آن چیست و در زندگی شما چه نقشی دارد؟<br />
9) آیا اعتقاد دارید قلب نوجوان همچون زمینی خالی است، که هر بذری را كه در آن افکنده شود میپذیرد؟ توضیح دهید. <br />
10) آیا اعتقاد دارید چنانچه خودتان به طور عینی و واقعی عمل کننده دستورات دینی باشید، در صورت پرهيز از سرزنش و ملامت دیگران (كه يك عادت ناسالم است)، تأثیرگذاری بیشتری خواهيد داشت؟ <br />
11) آیا اوّلین دروغی را که گفتید، به یاد دارید؟ آيا ميپذيريد در اثر ادامه همان يك دروغ تبديل به فرد دروغگويي شدهاید؟ توضیح دهید و چند مثال زنده بزنید. <br />
12)  آیا احساس میکردید خلأيی در وجود شماست، که باید آن را به کمک دروغ، پرکنید؟ پس از هر دروغ چه احساسی به شما دست می‌داد؟ احساس گناه یا بی‌کفایتی؟ پنج مثال زنده بزنید.<br />
13) آیا تا به حـال به چیـزی ایمـان داشتهاید؟<br />
14) چه درکی از خداوند و قدرت برتر دارید؟ آیا مثبت است و به شما کمک میکند؟ <br />
15) آیا اعتقاد دارید که بیماریها و عادت‌های ناسالم در یک خانه نهاده شده و کلید آن دروغ است؟<br />
16)  آیا در زندگیتان ترسی دارید؟ مانند:<br />
*- ترس از خدا، چه كسي شما را از خداوند ترسانده است، چگونه و با چه تعريفي شما را ترساندند و شما دچار چه وسواسي شديد؟<br />
*- ترس از مردم، چرا از مردم ميترسيد، فكر ميكنيد آنها چگونه به شما آسيب ميرسانند؟<br />
*- عدم امنیت اجتماعی، شما از دزديها و جنايات و تجاوزها و دعواها و آشوبها به وسيلهي چه كسي و چگونه ترسيديد؟<br />
*- امنيت اقتصادی، شما چگونه از اين مسئله ترس و خوف به دل داريد؟<br />
17) آیا اعتقاد دارید کسانی که از مذهب و دین به عنوان یک ابزار استفاده می کنند عادت‌های ناسالم دارند ؟ چند مثال زنده بزنید.<br />
18) آیا میتوانید خود محوریهای خود را از دوران كودكي به خاطر بياوريد و بنويسيد كه چرا آنها را با خودتان تا بزرگسالي در زندگی به همراه داشتهايد؟ <br />
19) آیا اعتقاد دارید اگر از کودکی به جای ترس و تهدید، به ما ارزش و معناي (معرفت) دین و خدا را آموزش میدادند هرگز دچار عادت‌ها و افکار و رفتارهای ناسالم، وابستگیها و هم‌وابستگی نمیشدیم؟ توضیح دهید. <br />
20) در چه بخشی از زندگیتان احساس میكنید كه كنترل كم و یا اصلاً كنترلي روي آنها نداشتهاید؟<br />
21) آیا فکر میکنید با افـراد عـادی كه در اطرافتان هستند، تفاوت دارید؟ آیا پرهیـز از رفتارها و عادت‌هاي ناسالم و وابستگی یا قطع وابستگی شما را به افـراد عـادی كه در اطراف ميبينيد تبدیل میکند؟<br />
22) آیا روش فکر کردن شما با دیگـران تفـاوت دارد؟<br />
23) چه عواملی افکار بیمارگونهي شما را تشدید و فعّال ميكند؟<br />
24) آیا پس از لغزشهایتان (در ارتباط با موارد قطع عادت‌ها و وابستگیها) فکر میکردید که این بار با دفعـات دیگـر تفـاوت دارد؟<br />
25) چرا نمی‌توانیم از تجربههای دردآور گذشته برای خودداری از عود و بروز عادت‌ها و رفتارهاي ناسالم و وابستگیهاي جدید استفاده کنیـم؟<br />
26) آیا هرگز به عواقب اوّلین‌بار شروع وسواسي عادت‌هاي ناسالم و وابستگی در افكار و رفتارهای ناسالم پس از پرهیز فکر کردهاید؟ (در گذشته و حال)<br />
27) آیا خود را فردی مثبت و موفق میدانید یا منفی و ناموفق؟<br />
28) در کدام قسمت از زندگی میتوان گفت که شناخت و دیدگاههای مذهبی به شما کمک كرده است؟ توضیح دهید.<br />
29) در كدام قسمت از زندگیتان مثبت و موفق یا منفی و ناموفق بودهاید؟<br />
30) عقیدهي شما در مورد شخصیت كاذب چیست؟ ( كارگردان بیماریای كه كنترل زندگی شما را به دست میگیرد)<br />
31) شخصیت واقعی درونی خود را تشریح كنید، شما چگونه آدمي هستيد؟<br />
32) ناعاقلانهترین كارهایی را كه قبل از ورود به برنامه انجام دادهاید بنوسید. پنج مثال زنده بزنید.<br />
33) ناعاقلانهترین كارهایی را كه بعداز ورود به برنامه انجام دادهاید بنوسید. پنج مثال زنده بزنید.<br />
34) در مورد رفتار عاقلانهی خود چند مثال زنده بزنید.<br />
35) آیا فكر میكنید كه خداوند میتواند سلامت عقل را به شما بازگرداند، تا بتوانيد كارهاي موفق و مثبتي انجام دهيد؟ چگونه؟<br />
36) چه اقداماتی برای انجام درخواست کمک از خداوند لازم است؟ چگونه میتوانید بگویید که این کار را با موفقیت انجام میدهید؟<br />
37) لیست مسئولیتهای خـود را برای تداوم بهبـودی و نجات از عادت‌های ناسالم را بنویسید.<br />
مرحلهي دوّم سؤالات قدم دوّم:<br />
1) آیا میدانید ادامهی عادت‌هاي ناسالم كه تبدیل به وابستگیهاي مخرب شده و مشكلاتی كه در زندگیتان داشتهاید، همگی زاییدهی فكـر بیمار خـودتان بوده است؟<br />
2) آیا خداوند را در زندگی خود كنار گذاشتهاید، آیا او را قبلاً كنار گذاشته بودید؟<br />
3) در حال حاضر درك شما از خداوند چیست؟<br />
4) مفهـوم هــوای نفس كه اسير آن هستيد از نظـر شما چیست؟<br />
5) در مورد میل و ارادهی شخصی (هوای نفس) كه هميشه باعث تباهی و بروز مشكلات در زندگیتان شده است چند مثـال زنده بيان كنيد.<br />
6) علت عادت‌هاي ماندگار و وابستگیهای خود را در چه میدانید؟<br />
7) در صورتی که به خداوند متکّی نباشیم، چگونه می‌توانیم نیـازهای خـود را در این دنیـا برآورده کنیـم؟ آیا ما مجبـور نیستیم مطابق عادتناسالم به دیگـران وابسته باشیـم؟<br />
«بسیاری از ما زماني كه كتاب اصول خودیاری را مطالعه ميكنيم و به سؤالات آن پاسخ ميدهيم، متوجه میشویم به دليل نداشتن رابطه و شناخت کافی از خداوند، گرایش وابستهگونه به مردم، به روابط یا مسائل دنیوی که در ابتدا به نظرمان مثبت است، پيدا كرده‌ايم، امّا به مرور مشکلات و مسائلی را که به ما لطمه میزند را تجربه میکنیـم»<br />
8) آیا عادت و وابستگی به والدین برای شما مفید بوده است؟ اگر بوده، تا چند وقت چنين بود، الان وضع چگونه است؟<br />
9) در چه زمانها و يا قسمتهایی و چه اندازه می‌توانیم به والدین و دوستان خود اعتماد کنیم؟<br />
10) احساسی که نسبت به اعضاي خانوادهی خود دارید احساس تعلّق است یا تملک؟ عشق است یا عادت و یا وابستگی؟ تعصّب است یا دلبستگی؟ هر يك از احساسات مثبت و منفی را بررسی و پاسخ آن را بنویسید.<br />
11) پس از رهایی و نجات از عادت‌های ناسالم به افراد خانواده و روابط، ما بيشك به دوستان وابسته میشویم، به نظر شما آیا عادت و وابستگی به دوستاني که به آن‌ها احساس تعلّق داریم ضررهايي براي‌مان دارد؟<br />
12)آيا امكان ترك رفتارها و عادت‌هاي ناسالم براي شما وجود دارد؟ چگونه؟<br />
13) آیا به نظر شمـا امکان قطع وابستگی براي‌تان وجود دارد؟ چگـونه؟<br />
14) در حال حاضر به چه عادت‌هاي ناسالمي، وابستگی پيدا كردهايد كه هنوز هم برايتان مشكل ساز است؟<br />
15) آیا ممکن است بتوانیم عادت‌های ناسالم خود را به جـای چیـزهـا، افراد، مكانها و روابطی که بیمـاری ما را تشدید میکنند، به منبع دیگـری معطوف و منتقل کنیم که در جهت عکس بیمـاری، ما را به سوی رُشد، تعالی و نجات از وابستگیهای ناسالم، منفی و بیمارگونه هدایت کنـد؟<br />
16) مفهوم دعـای آرامش از نظـر شما چیست؟<br />
17) آیا عجز به عادت‌های ناسالم شما را براي نجات آماده كرده است؟<br />
18) آیا احساس میكنید كه در حقیقت تمایل دارید زندگی خود را به خدا بسپارید؟<br />
19) این سؤالات چه احساسی را در شما برمیانگیزد؟<br />
20) آیا جواب دادن به این سؤالات برای‌تان مشكل است؟ چرا؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[- آیا من دیگران را کنترل میکنم؟ به چه صورت؟]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2711</link>
			<pubDate>Fri, 06 Dec 2013 20:01:45 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=61">شاپور الف</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2711</guid>
			<description><![CDATA[سؤالات خاص قدم اوّل:<br />
1- آیا من دیگران را کنترل میکنم؟ به چه صورت؟<br />
2- تفاوت بین عجز و توانمندی برایم چیست؟<br />
3- وقتی دیگران را كنترل و قضاوت نميكنم، چگونه توانمند میشوم؟<br />
4- با این کار چگونه زمام اختیار زندگی را دوباره به دستم میگیرم؟<br />
5- چگونه ترس از افکار دیگران نسبت به خودم را آزاد کنم؟<br />
6- چگونه از خودم مواظبت کنم؟<br />
7- چگونه "پذیرفتن عجز در مقابل عادت‌ها و روابط ناسالم با دیگران" در انجام این امر به من كمك میکند؟<br />
8- کدام عادت‌های تبديل شده به وابستگیهای ناسالم در من به عنوان نواقص شخصیتی، مانع از این میشود که در مسير قدم اول گام نهم؟<br />
9- چرا این قدم میگوید:"ما اقرار کردیم که در مقابلِ عادت و رفتارهای ناسالم و وابستگیها عاجزیم" به جای این که بگوید: <br />
"من اقرار کردم که در مقابل دیگران عاجزم؟"<br />
10- امروز، عجز و از دست دادن اختیار زندگی برای من چه معنایی دارد؟<br />
11- چه علائم و مشخصاتی را مشاهده میکنم که به من نشان میدهند هنوز هم در انکارم؟<br />
12- معنی تسلیم شدن براي من چیست؟ <br />
13- چرا من باید خود را تسلیم کنم؟<br />
14- به خاطر چه چیزی باید خود را تسلیم کنم، در مقابل چه كسي بايد خود را تسلیم كنم؟<br />
15- چه وقت میفهمم که به حد کافی روی این امر کار کردهام؟<br />
16- علائم از دست دادن اختیار زندگی در من چیست؟ (یک فهرست كامل تهیّه کنید)<br />
17- چرا همیشه میخواهم دیگران را کنترل و قضاوت کنم؟ از كنترل آنها چه چيزي عاید من ميشود؟<br />
18- آیا من حاضرم بفهمم که تلاش برای تغيير دادن دیگران، باعث از دست دادن اختیار زندگی و آشفتگی، خصومت و انزجار من از خودم و ديگران شد؟<br />
19- آیا من در برابر رفتارها، عادت‌ها و وابستگیهای ناسالم خود عاجزم؟ از كجا اين عادت به مرور تبديل به وابستگي شده است؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سؤالات خاص قدم اوّل:<br />
1- آیا من دیگران را کنترل میکنم؟ به چه صورت؟<br />
2- تفاوت بین عجز و توانمندی برایم چیست؟<br />
3- وقتی دیگران را كنترل و قضاوت نميكنم، چگونه توانمند میشوم؟<br />
4- با این کار چگونه زمام اختیار زندگی را دوباره به دستم میگیرم؟<br />
5- چگونه ترس از افکار دیگران نسبت به خودم را آزاد کنم؟<br />
6- چگونه از خودم مواظبت کنم؟<br />
7- چگونه "پذیرفتن عجز در مقابل عادت‌ها و روابط ناسالم با دیگران" در انجام این امر به من كمك میکند؟<br />
8- کدام عادت‌های تبديل شده به وابستگیهای ناسالم در من به عنوان نواقص شخصیتی، مانع از این میشود که در مسير قدم اول گام نهم؟<br />
9- چرا این قدم میگوید:"ما اقرار کردیم که در مقابلِ عادت و رفتارهای ناسالم و وابستگیها عاجزیم" به جای این که بگوید: <br />
"من اقرار کردم که در مقابل دیگران عاجزم؟"<br />
10- امروز، عجز و از دست دادن اختیار زندگی برای من چه معنایی دارد؟<br />
11- چه علائم و مشخصاتی را مشاهده میکنم که به من نشان میدهند هنوز هم در انکارم؟<br />
12- معنی تسلیم شدن براي من چیست؟ <br />
13- چرا من باید خود را تسلیم کنم؟<br />
14- به خاطر چه چیزی باید خود را تسلیم کنم، در مقابل چه كسي بايد خود را تسلیم كنم؟<br />
15- چه وقت میفهمم که به حد کافی روی این امر کار کردهام؟<br />
16- علائم از دست دادن اختیار زندگی در من چیست؟ (یک فهرست كامل تهیّه کنید)<br />
17- چرا همیشه میخواهم دیگران را کنترل و قضاوت کنم؟ از كنترل آنها چه چيزي عاید من ميشود؟<br />
18- آیا من حاضرم بفهمم که تلاش برای تغيير دادن دیگران، باعث از دست دادن اختیار زندگی و آشفتگی، خصومت و انزجار من از خودم و ديگران شد؟<br />
19- آیا من در برابر رفتارها، عادت‌ها و وابستگیهای ناسالم خود عاجزم؟ از كجا اين عادت به مرور تبديل به وابستگي شده است؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مورد داشتیم]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=3001</link>
			<pubDate>Tue, 26 Nov 2013 10:19:58 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=3001</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size">مورد داشتیم طرف با دنده اتومات هم خاموش کرده<br />
<br />
مدیونید اگه فکر کنید دختر بوده !<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ ﻃﺮﻑ ﺗﺎ ١ ﻣﺎﻩ ﺑﻌﺪ ﻋﺮﻭﺳﻲ<br />
<br />
ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺳﻢ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻴﺶ ((BMW ﻣﺸﻜﻲ ))Save ﺑﻮﺩﻩ |:<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مورد داشتیم طرف قیافش شبیه دفاع آخر فوتبال دستی بوده<br />
<br />
بعد زیر عکسش نوشته :<br />
<br />
متنفرم از کسایی که جذب زیبایی ظاهری من میشن .<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مورد داشتیم طرف تو پروفایلش زده بوده فرانسه زندگى مى کنه<br />
<br />
بعدش تو دوشنبه بازار دیده شده !<br />
<br />
<br />
</span></span></span><br />
<hr class="mycode_hr" />
<span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color">مورد داشتیم طرف تو گوشیش اسم مامانشُ “بیا خونه” سیو کرده !<br />
<br />
<br />
موارد داشتیم اسمشون واسه حج واجب در اومده<br />
<br />
ولی واسه اینکه خمس و زکات مالشون رو ندن همه اموال رو زدن بنام زن و بچه هاشون !<br />
</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size">مورد داشتیم طرف با دنده اتومات هم خاموش کرده<br />
<br />
مدیونید اگه فکر کنید دختر بوده !<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ ﻃﺮﻑ ﺗﺎ ١ ﻣﺎﻩ ﺑﻌﺪ ﻋﺮﻭﺳﻲ<br />
<br />
ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺳﻢ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﺗﻮ ﮔﻮﺷﻴﺶ ((BMW ﻣﺸﻜﻲ ))Save ﺑﻮﺩﻩ |:<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مورد داشتیم طرف قیافش شبیه دفاع آخر فوتبال دستی بوده<br />
<br />
بعد زیر عکسش نوشته :<br />
<br />
متنفرم از کسایی که جذب زیبایی ظاهری من میشن .<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
مورد داشتیم طرف تو پروفایلش زده بوده فرانسه زندگى مى کنه<br />
<br />
بعدش تو دوشنبه بازار دیده شده !<br />
<br />
<br />
</span></span></span><br />
<hr class="mycode_hr" />
<span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color">مورد داشتیم طرف تو گوشیش اسم مامانشُ “بیا خونه” سیو کرده !<br />
<br />
<br />
موارد داشتیم اسمشون واسه حج واجب در اومده<br />
<br />
ولی واسه اینکه خمس و زکات مالشون رو ندن همه اموال رو زدن بنام زن و بچه هاشون !<br />
</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[راهنما شدن زود هنگام]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1747</link>
			<pubDate>Fri, 08 Nov 2013 04:06:19 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1747</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: 'Times New Roman';" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #FF0000;" class="mycode_color">همیشه می دانستم یک معتادم. چون در بیشتر سالهای زندگی ام، نیازمند مصرف نوعی از مواد مخدر بودم. وقتی معتادان گمنام را پیدا کردم سال های سال بودکه برای ترک و قطع مصرف مواد مخدر تلاش ناموفقی داشتم. به نظر می رسید حتی در NA هم، با پاک ماندن مشکل دارم. من به حدود 100 روز پاکی می رسیدم و سپس لغزش می کردم. اغلب در جلسات می شنیدم که چگونه برخی از اعضاء، به علت تماس نداشتن با راهنمای خود، دچار لغزش می شدند. اما تجربه های خودم در رابطه با راهنما و لغزش حکایتی دیگر بود. چند سال پیش، که حدود 120 پاکی داشتم، راجع به بهبودی در یکی از جلسات مشارکت کردم و با تازه واردی که هر از گاهی با بینش فوق العاده به جلسه می آیند روبرو شدم. به طوری که پس از پایان جلسه، شخصی به طرفم آمد و توضیح داد که چه فراوان به شنیدن آنچه که من در مشارکتم مطرح کردم نیاز دارند. همان موقع در این اندیشه فرو رفتم که چقدر خوب صحبت می کنم، بدون اینکه در مسیر بهبودی حرکت کنم. این دوست در ادامه صحبت هایش خواست که شماره تلفنم را به او بدهم و راهنمایش شوم. اما من به او پاسخ رد دادم و گفتم: به هیچ وجه، من هنوز قدم ها را کار نکرده هام. ضمن اینکه مدت پاکی ام فقط چند ماه است. او بی توجه به دلایلم بار دیگر اصرار کرد که من همان شخص مورد نظر او هستم. در نتیجه این اصرار ها، با اکراه و بی میلی شماره تلفنم را به او دادم و گفتم می تواند با من تماس بگیرد. در عین حال، به او گفتم که او جداً باید به دنبال یک راهنمای واقعی باشد. آنشب وقتی به خانه رسیدم، تلفنی راهنمایم را در جریان اتفاقی که افتاده بود، قرار دادم. راهنمایم گفت: چیزی که تو را وادار به این کار می کند،غرور و خود پسندی است که به تو می گوید، می توانی این کار را بکنی. به تو پیشنهاد میکنم از تصمیمی که گرفته ای، صرف نظر کن. راهنمایم درست می گفت. چون من اجازه دادم که آن تازه وارد، هرشب با من تماس بگیرد. بدون اینکه بار دیگر به او بگویم که شخص دیگری را به عنوان راهنما انتخاب کند. او مرتب می گفت: نیاز دارد با من صحبت کند، چون مواد مصرفی هر دو نفر ما یکی بوده است. تصور او این بود که من می توانم به او کمک کنم. نکته مهم تر اینکه او هر بار که به من تلفن می کرد، وضعیتی از حال و هوای نشئگی ناشی از تزریق را در من زنده می کرد که قرار گرفتن در چنین شرایطی، حالم را به شدت دگرگون می کرد و در خود فرو می رفتم. زمان زیادی از این ماجرا نگذشته بود که بار دیگر لغزش کردم. این بار واقعاً همه چیز را از دست دادم. همسر، فرزندان، شغل و حتی سلامتی جسمی ام را. دو سال بعد یک روز هنگامی که در کنار یک باجه تلفن عمومی در انتظار ساقی بودم، اتفاق دردناکی برایم افتاد. در آن روزها به غیر از پوست و استخوان، چیزی نبودم. سوار یک دوچرخه کهنه و قدیمی می شدم و با درد فراوان در خیابان خود را، به زور می کشیدم. آن روز در حالی که انتظار می کشیدم، صدای یک موتور هارلی دیوید سون را شنیدم که به طرف من می آمد. چند لحظه بعد در کنار من توقف کرد. بله، اشتباه نمی کردم. موتور سوار همان شخصی بود که مرا به عنوان راهنما، برگزیده بود و به من تلفن می کرد. او موتور خود را پارک کرد و برای دست دادن به طرف من آمد. او بی درنگ گفت: هی! دوست من، از تو ممنونم. الان دو سال از آن روزها می گذرد و من هنوز پاک هستم. واقعاً از تو سپاسگزارم. لحظاتی را در مقایسه گذراندم. به دوچرخه قراضه و موتور او خیره شدم. احساس کردم، دلم می خواهد او را خفه کنم. از آن موضوع مدت ها می گذرد. الان من می توانم فقط راجع به آن بخندم. شما می بینید، حالا من چند سال پاکی دارم. مقدار زیادی از آن چیزهایی را که از دست داده بودم را دوباره به دست آوردم. از انجمن معتادان گمنام به خاطر همه چیز سپاسگزارم.<br />
چارلی. اس - کالیفرنیا<br />
</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: 'Times New Roman';" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #FF0000;" class="mycode_color">همیشه می دانستم یک معتادم. چون در بیشتر سالهای زندگی ام، نیازمند مصرف نوعی از مواد مخدر بودم. وقتی معتادان گمنام را پیدا کردم سال های سال بودکه برای ترک و قطع مصرف مواد مخدر تلاش ناموفقی داشتم. به نظر می رسید حتی در NA هم، با پاک ماندن مشکل دارم. من به حدود 100 روز پاکی می رسیدم و سپس لغزش می کردم. اغلب در جلسات می شنیدم که چگونه برخی از اعضاء، به علت تماس نداشتن با راهنمای خود، دچار لغزش می شدند. اما تجربه های خودم در رابطه با راهنما و لغزش حکایتی دیگر بود. چند سال پیش، که حدود 120 پاکی داشتم، راجع به بهبودی در یکی از جلسات مشارکت کردم و با تازه واردی که هر از گاهی با بینش فوق العاده به جلسه می آیند روبرو شدم. به طوری که پس از پایان جلسه، شخصی به طرفم آمد و توضیح داد که چه فراوان به شنیدن آنچه که من در مشارکتم مطرح کردم نیاز دارند. همان موقع در این اندیشه فرو رفتم که چقدر خوب صحبت می کنم، بدون اینکه در مسیر بهبودی حرکت کنم. این دوست در ادامه صحبت هایش خواست که شماره تلفنم را به او بدهم و راهنمایش شوم. اما من به او پاسخ رد دادم و گفتم: به هیچ وجه، من هنوز قدم ها را کار نکرده هام. ضمن اینکه مدت پاکی ام فقط چند ماه است. او بی توجه به دلایلم بار دیگر اصرار کرد که من همان شخص مورد نظر او هستم. در نتیجه این اصرار ها، با اکراه و بی میلی شماره تلفنم را به او دادم و گفتم می تواند با من تماس بگیرد. در عین حال، به او گفتم که او جداً باید به دنبال یک راهنمای واقعی باشد. آنشب وقتی به خانه رسیدم، تلفنی راهنمایم را در جریان اتفاقی که افتاده بود، قرار دادم. راهنمایم گفت: چیزی که تو را وادار به این کار می کند،غرور و خود پسندی است که به تو می گوید، می توانی این کار را بکنی. به تو پیشنهاد میکنم از تصمیمی که گرفته ای، صرف نظر کن. راهنمایم درست می گفت. چون من اجازه دادم که آن تازه وارد، هرشب با من تماس بگیرد. بدون اینکه بار دیگر به او بگویم که شخص دیگری را به عنوان راهنما انتخاب کند. او مرتب می گفت: نیاز دارد با من صحبت کند، چون مواد مصرفی هر دو نفر ما یکی بوده است. تصور او این بود که من می توانم به او کمک کنم. نکته مهم تر اینکه او هر بار که به من تلفن می کرد، وضعیتی از حال و هوای نشئگی ناشی از تزریق را در من زنده می کرد که قرار گرفتن در چنین شرایطی، حالم را به شدت دگرگون می کرد و در خود فرو می رفتم. زمان زیادی از این ماجرا نگذشته بود که بار دیگر لغزش کردم. این بار واقعاً همه چیز را از دست دادم. همسر، فرزندان، شغل و حتی سلامتی جسمی ام را. دو سال بعد یک روز هنگامی که در کنار یک باجه تلفن عمومی در انتظار ساقی بودم، اتفاق دردناکی برایم افتاد. در آن روزها به غیر از پوست و استخوان، چیزی نبودم. سوار یک دوچرخه کهنه و قدیمی می شدم و با درد فراوان در خیابان خود را، به زور می کشیدم. آن روز در حالی که انتظار می کشیدم، صدای یک موتور هارلی دیوید سون را شنیدم که به طرف من می آمد. چند لحظه بعد در کنار من توقف کرد. بله، اشتباه نمی کردم. موتور سوار همان شخصی بود که مرا به عنوان راهنما، برگزیده بود و به من تلفن می کرد. او موتور خود را پارک کرد و برای دست دادن به طرف من آمد. او بی درنگ گفت: هی! دوست من، از تو ممنونم. الان دو سال از آن روزها می گذرد و من هنوز پاک هستم. واقعاً از تو سپاسگزارم. لحظاتی را در مقایسه گذراندم. به دوچرخه قراضه و موتور او خیره شدم. احساس کردم، دلم می خواهد او را خفه کنم. از آن موضوع مدت ها می گذرد. الان من می توانم فقط راجع به آن بخندم. شما می بینید، حالا من چند سال پاکی دارم. مقدار زیادی از آن چیزهایی را که از دست داده بودم را دوباره به دست آوردم. از انجمن معتادان گمنام به خاطر همه چیز سپاسگزارم.<br />
چارلی. اس - کالیفرنیا<br />
</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>