<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - قدم دوم افسردگان]]></title>
		<link>https://forum.banianbehboodi.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - https://forum.banianbehboodi.ir]]></description>
		<pubDate>Wed, 30 Sep 2026 14:03:29 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[4)کدام قسمت از قدم دوم را باید در دفتر روزانه ام بنویسم و روی آن کار کنم؟]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1922</link>
			<pubDate>Tue, 19 Nov 2013 18:41:22 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=18">mehrnaz</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1922</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://forum.banianbehboodi.ir/images/smilies/heart.gif" alt="Heart" title="Heart" class="smilie smilie_16" />4)کدام قسمت از قدم دوم را باید در دفتر روزانه ام بنویسم و روی آن کار کنم؟</span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://forum.banianbehboodi.ir/images/smilies/heart.gif" alt="Heart" title="Heart" class="smilie smilie_16" />4)کدام قسمت از قدم دوم را باید در دفتر روزانه ام بنویسم و روی آن کار کنم؟</span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[3)چگونه خدایی که من می شناسم را توصیف میکند؟]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1921</link>
			<pubDate>Tue, 19 Nov 2013 18:26:04 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=18">mehrnaz</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1921</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://forum.banianbehboodi.ir/images/smilies/heart.gif" alt="Heart" title="Heart" class="smilie smilie_16" />3)چگونه خدایی که من می شناسم را توصیف میکند؟</span></span><br />
<hr class="mycode_hr" />
[size=medium][b] خداوند شناخته شده و جدید من  خداوندی بی نهایت صبور مهربان تر و کمک کننده تر است و تصوری که بعضی از افراد در گذشته از خداوند داشتند خداوندی عصبانی سرزنشگر بود وفقط منتظر بود به محض کوچکترین خطایی انها را مجازات کند و تصور جدید از خدا  خداوندی عاشق مهربان ویاریگر باعث می شود خواهان حضور هر روزه خدا در زندگیشان باشد]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://forum.banianbehboodi.ir/images/smilies/heart.gif" alt="Heart" title="Heart" class="smilie smilie_16" />3)چگونه خدایی که من می شناسم را توصیف میکند؟</span></span><br />
<hr class="mycode_hr" />
[size=medium][b] خداوند شناخته شده و جدید من  خداوندی بی نهایت صبور مهربان تر و کمک کننده تر است و تصوری که بعضی از افراد در گذشته از خداوند داشتند خداوندی عصبانی سرزنشگر بود وفقط منتظر بود به محض کوچکترین خطایی انها را مجازات کند و تصور جدید از خدا  خداوندی عاشق مهربان ویاریگر باعث می شود خواهان حضور هر روزه خدا در زندگیشان باشد]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[2)ایا تمایل دارم که سطح بالاتری از سلامت عقل را در زندگی ام داشته باشم ؟]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1916</link>
			<pubDate>Mon, 18 Nov 2013 20:05:29 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=18">mehrnaz</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1916</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><img src="https://forum.banianbehboodi.ir/images/smilies/heart.gif" alt="Heart" title="Heart" class="smilie smilie_16" />2)ایا تمایل دارم که سطح بالاتری از سلامت عقل را در زندگی ام داشته باشم ؟</span></span><br />
<hr class="mycode_hr" />
[size=medium][b]عاقلانه ترین کار این است که شما فقط بپذیرید که بیمارید واینکه قدرت خداوند میتواند در روبرو شدن با این بیماری کمک کند و  شما را به سمت سلامت عقل بیشتر سوق دهد.<br />
در برنامه یاد میگیریم چطور بیماریمان تحت تاثیر باور های ماست  خداوند برای ما اشکار می کند که چطور بعضی از رفتار ها طرز فکرهایمان   زمینه  ساز دوران افسردگی شده است و سعی می کند نیروی برتر را به ما معرفی کند اکثر اعضا می گویند : خداوندی را یافته و به او اعتماد کرده اند که با عشق بی قید ئ شرطش در زندگیشان حضوری بخشاینده دارد  این به معنی ان نیست که همه رفتر های گذشته مان  زیر سوال برود و انها در یافته اند خدایی که انها را  درک  می کند به انه در داشتن رفتاری شایسته کمک می کند]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><img src="https://forum.banianbehboodi.ir/images/smilies/heart.gif" alt="Heart" title="Heart" class="smilie smilie_16" />2)ایا تمایل دارم که سطح بالاتری از سلامت عقل را در زندگی ام داشته باشم ؟</span></span><br />
<hr class="mycode_hr" />
[size=medium][b]عاقلانه ترین کار این است که شما فقط بپذیرید که بیمارید واینکه قدرت خداوند میتواند در روبرو شدن با این بیماری کمک کند و  شما را به سمت سلامت عقل بیشتر سوق دهد.<br />
در برنامه یاد میگیریم چطور بیماریمان تحت تاثیر باور های ماست  خداوند برای ما اشکار می کند که چطور بعضی از رفتار ها طرز فکرهایمان   زمینه  ساز دوران افسردگی شده است و سعی می کند نیروی برتر را به ما معرفی کند اکثر اعضا می گویند : خداوندی را یافته و به او اعتماد کرده اند که با عشق بی قید ئ شرطش در زندگیشان حضوری بخشاینده دارد  این به معنی ان نیست که همه رفتر های گذشته مان  زیر سوال برود و انها در یافته اند خدایی که انها را  درک  می کند به انه در داشتن رفتاری شایسته کمک می کند]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[1)آیا اعتقاد داشتن به یک نیروی برتر و قویتر از خودم برایم دشوار است؟]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1915</link>
			<pubDate>Mon, 18 Nov 2013 19:43:13 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=18">mehrnaz</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1915</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">1)آیا اعتقاد داشتن به یک نیروی برتر و قویتر از خودم برایم دشوار است؟</span></span><br />
<hr class="mycode_hr" />
[b][size=medium] باور کردن اغاز مرحله امیدوار شدن است .اگر همه دانسته های ما در این برنامه در قدم یک متوقف شود در دام ناامیدی گرفتار می شدیم .<br />
ادمهای اهل خود کشی انهایی  هستند که در قدم یک گیر کرده  وهمانجا مانده اند ومثال قدیمی :تاریک ترین لحظه شب زمانی است که چیزی به طلوع نمانده است.<br />
میتواند در این مورد کمک کننده است .برای ان دسته  از ما که به خدا ایمان داشته و بعد به این برنامه امده ایم قدم دو یک پیشرفت طبیعی به نظر می رسد نکته ای که ذهن بسیاری را در گیر میکند که اصلا چرا خداوند اجازه می دهد ما به افسردگی دچار شویم ؟<br />
این یکی از سوالات چرایی است که حتی بسیاری از دانشمندان هم به ان جواب نداده اند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ودانشمندان ان را مسئله ((((((     رنج )))))) نامیده اند.اگر خدا خوب است چرا حتی انسانهای خوب هم دچار افسردگی می شوند (یا همان رنج) ولی کسی حکمت کارهای خدا را نمی داند <br />
 سوالات چرایی بهترین سوالات مطرحی هستند  واقعیت این است که افراد همانگونه که به سرطان  الکلیسم  بیماری قلبی   دیابت  و......  مبتلا میشوند به افسردگی هم مبتلا می شوند]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">1)آیا اعتقاد داشتن به یک نیروی برتر و قویتر از خودم برایم دشوار است؟</span></span><br />
<hr class="mycode_hr" />
[b][size=medium] باور کردن اغاز مرحله امیدوار شدن است .اگر همه دانسته های ما در این برنامه در قدم یک متوقف شود در دام ناامیدی گرفتار می شدیم .<br />
ادمهای اهل خود کشی انهایی  هستند که در قدم یک گیر کرده  وهمانجا مانده اند ومثال قدیمی :تاریک ترین لحظه شب زمانی است که چیزی به طلوع نمانده است.<br />
میتواند در این مورد کمک کننده است .برای ان دسته  از ما که به خدا ایمان داشته و بعد به این برنامه امده ایم قدم دو یک پیشرفت طبیعی به نظر می رسد نکته ای که ذهن بسیاری را در گیر میکند که اصلا چرا خداوند اجازه می دهد ما به افسردگی دچار شویم ؟<br />
این یکی از سوالات چرایی است که حتی بسیاری از دانشمندان هم به ان جواب نداده اند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ودانشمندان ان را مسئله ((((((     رنج )))))) نامیده اند.اگر خدا خوب است چرا حتی انسانهای خوب هم دچار افسردگی می شوند (یا همان رنج) ولی کسی حکمت کارهای خدا را نمی داند <br />
 سوالات چرایی بهترین سوالات مطرحی هستند  واقعیت این است که افراد همانگونه که به سرطان  الکلیسم  بیماری قلبی   دیابت  و......  مبتلا میشوند به افسردگی هم مبتلا می شوند]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>