<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - فقط برای امروز-(آبان ماه)]]></title>
		<link>https://forum.banianbehboodi.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - https://forum.banianbehboodi.ir]]></description>
		<pubDate>Thu, 01 Oct 2026 10:59:43 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-سی ام آبان]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1121</link>
			<pubDate>Sun, 03 Nov 2013 19:38:07 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1121</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #1E90FF;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
30 آبان                                    رهایی از نواقص خود<br />
<br />
«اگر [نواقص شخصیتی] به سلامت و خوشبختی ما کمک می⁯کرد، به این وضعیت نومیدی دچار نمی⁯شدیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
شروع قدمهای ششم و هفتم همواره آسان نیست. شاید احساس کنیم آنقدر مشکل داریم که انگار کاملاً ناقص هستیم. شاید احساس کنیم که انگار زیر تخته سنگی پنهان شده⁯ایم. تحت هیچ شرایط مایل نیستیم معتادان انجمن از نواقص ما مطلع شوند. <br />
<br />
احتمالاً دورانی را تجربه خواهیم کرد که در آن همه حرفها و اعمال خود را بررسی می⁯کنیم تا نواقص شخصیتی خود را شناسایی کنیم و از پنهان کردن آنها اطمینان حاصل کنیم. شاید به روز خاصی در گذشته بنگریم و از اینکه آنچه بدان مطمئن هستیم، شرم⁯آورترین چیزی است که تا به حال گفته⁯ایم، یکه بخوریم. عزم خود را جزم می⁯کنیم تا به هر قیمتی از این خصوصیت⁯های وحشتناک رهایی پیدا کنیم.<br />
<br />
اما هیچ جایی در قدمهای ششم یا هفتم بیان نمی⁯شود که ما قادر به کنترل نواقص شخصیتی خود هستیم. در حقیقت، هر چه بیشتر به آنها توجه می⁯کنیم، این نواقص در زندگی ما ثابت⁯تر و پایدارتر می⁯شوند. تشخیص اینکه همان طور که نمی⁯توانیم اعتیاد خود را کنترل کنیم، قادر به کنترل نواقص خود نیز نیستیم، مستلزم فروتنی است. نمی⁯توانیم نواقص خود را برطرف کنیم؛ تنها می⁯توانیم از خداوندی مهربان درخواست کنیم آنها را برطرف نماید. <br />
<br />
رهایی از چیزی دردناک می⁯تواند به اندازه رهایی از چیزی خوشایند دشوار باشد. اما بگذارید با آن روبرو شویم—پافشاری مانع بسیار بزرگی است. وقتی واقعاً درباره چیزی که بدان پافشاری می⁯کنیم، فکر می⁯کنیم، تلاش ما صرفاً ارزشمند نیست. زمان آن فرا رسیده که از نواقص شخصیتی خود رها شویم و از خداوند بخواهیم آنها را برطرف نماید.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  آماده برطرف شدن نواقص خود هستم. از قید و بند رها می⁯شوم و به نیرویی برتر و مهربان اجازه می⁯دهم از من مراقبت نماید.<br />
</span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #1E90FF;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
30 آبان                                    رهایی از نواقص خود<br />
<br />
«اگر [نواقص شخصیتی] به سلامت و خوشبختی ما کمک می⁯کرد، به این وضعیت نومیدی دچار نمی⁯شدیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
شروع قدمهای ششم و هفتم همواره آسان نیست. شاید احساس کنیم آنقدر مشکل داریم که انگار کاملاً ناقص هستیم. شاید احساس کنیم که انگار زیر تخته سنگی پنهان شده⁯ایم. تحت هیچ شرایط مایل نیستیم معتادان انجمن از نواقص ما مطلع شوند. <br />
<br />
احتمالاً دورانی را تجربه خواهیم کرد که در آن همه حرفها و اعمال خود را بررسی می⁯کنیم تا نواقص شخصیتی خود را شناسایی کنیم و از پنهان کردن آنها اطمینان حاصل کنیم. شاید به روز خاصی در گذشته بنگریم و از اینکه آنچه بدان مطمئن هستیم، شرم⁯آورترین چیزی است که تا به حال گفته⁯ایم، یکه بخوریم. عزم خود را جزم می⁯کنیم تا به هر قیمتی از این خصوصیت⁯های وحشتناک رهایی پیدا کنیم.<br />
<br />
اما هیچ جایی در قدمهای ششم یا هفتم بیان نمی⁯شود که ما قادر به کنترل نواقص شخصیتی خود هستیم. در حقیقت، هر چه بیشتر به آنها توجه می⁯کنیم، این نواقص در زندگی ما ثابت⁯تر و پایدارتر می⁯شوند. تشخیص اینکه همان طور که نمی⁯توانیم اعتیاد خود را کنترل کنیم، قادر به کنترل نواقص خود نیز نیستیم، مستلزم فروتنی است. نمی⁯توانیم نواقص خود را برطرف کنیم؛ تنها می⁯توانیم از خداوندی مهربان درخواست کنیم آنها را برطرف نماید. <br />
<br />
رهایی از چیزی دردناک می⁯تواند به اندازه رهایی از چیزی خوشایند دشوار باشد. اما بگذارید با آن روبرو شویم—پافشاری مانع بسیار بزرگی است. وقتی واقعاً درباره چیزی که بدان پافشاری می⁯کنیم، فکر می⁯کنیم، تلاش ما صرفاً ارزشمند نیست. زمان آن فرا رسیده که از نواقص شخصیتی خود رها شویم و از خداوند بخواهیم آنها را برطرف نماید.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  آماده برطرف شدن نواقص خود هستم. از قید و بند رها می⁯شوم و به نیرویی برتر و مهربان اجازه می⁯دهم از من مراقبت نماید.<br />
</span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-بیست و نهم آبان]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1120</link>
			<pubDate>Sun, 03 Nov 2013 19:37:10 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1120</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
29 آبان                          دستیابی به احساس رضایت<br />
<br />
«با احساس رضایت از خود آشنا نبودیم؛ همیشه به سوی پوچی و بی⁯ارزشی کشیده می⁯شدیم.» <br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
احتمالاً در دوران اعتیاد فعال، صدها بار آرزو کردیم که ای کاش به فرد دیگری تبدیل می⁯شدیم. شاید آرزو می⁯کردیم می⁯توانستیم جای خود را با افرادی عوض کنیم که صاحب ماشینی زیبا یا خانه⁯ای بزرگتر، شغلی بهتر، همسری جذاب⁯تر یا هر چیزی جز آنچه خود در اختیار داشتیم، بودند. نومیدی ما آن چنان شدید بود که به سختی می⁯توانستیم کسی را تصور کنیم که وضعیتش از ما بدتر باشد.    <br />
<br />
در دوران بهبودی، ممکن است دچار نوع دیگری از حسادت شویم. ممکن است به مقایسه درون خود با بیرون دیگران ادامه دهیم و احساس کنیم که انگار هنوز از هیچ چیز به قدر کافی در اختیار نداریم. شاید فکر کنیم همه افراد از جدیدترین عضو گرفته تا اعضا باتجربه و پاکی زیاد، در جلسات بهتر از ما به نظر می⁯رسند. ممکن است تصور کنیم همه افراد دیگر برنامه بهتری را انجام می⁯دهند، چون ماشین بهتر، خانه بزرگتر، پول بیشتر و غیره دارند. <br />
<br />
فرآیند بهبودی که از طریق قدمهای دوازده⁯گانه تجربه می⁯کنیم، ما را از روحیه حسادت و احترام به نفس پایین به جایگاهی حاکی از احساس رضایت روحانی و سپاسگزاری عمیق از آنچه قطعاً در اختیار داریم، ارتقا می⁯دهد. درمی⁯یابیم هرگز مایل به عوض کردن جای خود با دیگران نیستیم، چراکه آنچه ما در درون خود یافته⁯ایم، بسیار ارزشمند است.   <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  در زندگی من چیزهای زیادی هست که باید قدر آنها را بدانم. از احساس رضایت روحانی که در دوران بهبودی پیدا کرده⁯ام، حفظ و حراست می⁯کنم.<br />
<br />
 </span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
29 آبان                          دستیابی به احساس رضایت<br />
<br />
«با احساس رضایت از خود آشنا نبودیم؛ همیشه به سوی پوچی و بی⁯ارزشی کشیده می⁯شدیم.» <br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
احتمالاً در دوران اعتیاد فعال، صدها بار آرزو کردیم که ای کاش به فرد دیگری تبدیل می⁯شدیم. شاید آرزو می⁯کردیم می⁯توانستیم جای خود را با افرادی عوض کنیم که صاحب ماشینی زیبا یا خانه⁯ای بزرگتر، شغلی بهتر، همسری جذاب⁯تر یا هر چیزی جز آنچه خود در اختیار داشتیم، بودند. نومیدی ما آن چنان شدید بود که به سختی می⁯توانستیم کسی را تصور کنیم که وضعیتش از ما بدتر باشد.    <br />
<br />
در دوران بهبودی، ممکن است دچار نوع دیگری از حسادت شویم. ممکن است به مقایسه درون خود با بیرون دیگران ادامه دهیم و احساس کنیم که انگار هنوز از هیچ چیز به قدر کافی در اختیار نداریم. شاید فکر کنیم همه افراد از جدیدترین عضو گرفته تا اعضا باتجربه و پاکی زیاد، در جلسات بهتر از ما به نظر می⁯رسند. ممکن است تصور کنیم همه افراد دیگر برنامه بهتری را انجام می⁯دهند، چون ماشین بهتر، خانه بزرگتر، پول بیشتر و غیره دارند. <br />
<br />
فرآیند بهبودی که از طریق قدمهای دوازده⁯گانه تجربه می⁯کنیم، ما را از روحیه حسادت و احترام به نفس پایین به جایگاهی حاکی از احساس رضایت روحانی و سپاسگزاری عمیق از آنچه قطعاً در اختیار داریم، ارتقا می⁯دهد. درمی⁯یابیم هرگز مایل به عوض کردن جای خود با دیگران نیستیم، چراکه آنچه ما در درون خود یافته⁯ایم، بسیار ارزشمند است.   <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  در زندگی من چیزهای زیادی هست که باید قدر آنها را بدانم. از احساس رضایت روحانی که در دوران بهبودی پیدا کرده⁯ام، حفظ و حراست می⁯کنم.<br />
<br />
 </span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-بیست و هشتم آبان]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1119</link>
			<pubDate>Sun, 03 Nov 2013 19:36:16 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1119</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000CD;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
زبان همدردی 28                                 آبان<br />
<br />
«...فرد معتاد از ابتدا به همان میزان احساس همدردی دست می⁯یابد که هر فردی بدان نیاز دارد تا خود را متقاعد کند که می⁯تواند با الگو گرفتن از افرادی که سالهای بسیاری در بهبودی به سر برده⁯اند، پاک بماند.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بسیاری از ما در اولین جلسه خود حضور یافتیم و چون کاملاً مطمئن نبودیمNA متعلق به ماست، چیزهای زیادی را برای عیب⁯جویی یافتیم. یا احساس می⁯کردیم هیچ کس مانند ما رنج نبرده است یا اینکه خود ما به اندازه کافی رنج نبرده⁯ایم. اما وقتی گوش دادیم، شروع به شنیدن چیز جدیدی کردیم، زبان بی⁯کلامی که ریشه در شناخت، باور و ایمان داشت: زبان همدردی. چون به احساس تعلق شدیداً نیاز داشتیم، به گوش دادن ادامه دادیم. <br />
<br />
وقتی زبان همدردی را درک می⁯کنیم و به این زبان صحبت می⁯کنیم، همه احساس همدردی مورد نیاز خود را به دست می⁯آوریم. برای درک این زبان ویژه، با قلب خود گوش می⁯دهیم. زبان همدردی از کلمات استفاده نمی⁯کند؛ بیشتر از اینکه بیان کند، احساس می⁯کند. موعظه یا سخنرانی نمی⁯کند، بلکه گوش می⁯دهد. می⁯تواند با روح معتادی دیگر بدون بیان هیچ کلمه⁯ای ارتباط برقرار کند و آن را لمس کند.<br />
<br />
فصاحت و روانی در زبان همدردی از طریق تمرین به دست می⁯آید. هر چه در ارتباط خود با سایر معتادان و نیروی برتر خود بیشتر از این زبان استفاده کنیم، آن را بیشتر درک می⁯کنیم. این زبان موجب شرکت مجدد ما در جلسات می⁯شود. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  با قلب خود گوش می⁯دهم. هر روزی که سپری می⁯شود، در زبان همدردی روان⁯تر می⁯شوم.<br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000CD;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
زبان همدردی 28                                 آبان<br />
<br />
«...فرد معتاد از ابتدا به همان میزان احساس همدردی دست می⁯یابد که هر فردی بدان نیاز دارد تا خود را متقاعد کند که می⁯تواند با الگو گرفتن از افرادی که سالهای بسیاری در بهبودی به سر برده⁯اند، پاک بماند.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بسیاری از ما در اولین جلسه خود حضور یافتیم و چون کاملاً مطمئن نبودیمNA متعلق به ماست، چیزهای زیادی را برای عیب⁯جویی یافتیم. یا احساس می⁯کردیم هیچ کس مانند ما رنج نبرده است یا اینکه خود ما به اندازه کافی رنج نبرده⁯ایم. اما وقتی گوش دادیم، شروع به شنیدن چیز جدیدی کردیم، زبان بی⁯کلامی که ریشه در شناخت، باور و ایمان داشت: زبان همدردی. چون به احساس تعلق شدیداً نیاز داشتیم، به گوش دادن ادامه دادیم. <br />
<br />
وقتی زبان همدردی را درک می⁯کنیم و به این زبان صحبت می⁯کنیم، همه احساس همدردی مورد نیاز خود را به دست می⁯آوریم. برای درک این زبان ویژه، با قلب خود گوش می⁯دهیم. زبان همدردی از کلمات استفاده نمی⁯کند؛ بیشتر از اینکه بیان کند، احساس می⁯کند. موعظه یا سخنرانی نمی⁯کند، بلکه گوش می⁯دهد. می⁯تواند با روح معتادی دیگر بدون بیان هیچ کلمه⁯ای ارتباط برقرار کند و آن را لمس کند.<br />
<br />
فصاحت و روانی در زبان همدردی از طریق تمرین به دست می⁯آید. هر چه در ارتباط خود با سایر معتادان و نیروی برتر خود بیشتر از این زبان استفاده کنیم، آن را بیشتر درک می⁯کنیم. این زبان موجب شرکت مجدد ما در جلسات می⁯شود. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  با قلب خود گوش می⁯دهم. هر روزی که سپری می⁯شود، در زبان همدردی روان⁯تر می⁯شوم.<br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-بیست و هفتم آبان]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1118</link>
			<pubDate>Sun, 03 Nov 2013 19:35:22 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1118</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF4500;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
خودیابی                                       27 آبان<br />
<br />
«قدم دهم به ما در اصلاح مشکلات زندگی خود کمک می⁯کند و از وقوع مجدد آنها جلوگیری می⁯نماید.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
هویت ما، طرز فکر و احساس ما از طریق تجربیات ما شکل گرفته است. برخی از تجربیات، از ما افراد بهتری ساخته است؛ برخی دیگر باعث شرم و خجالت ما شده است؛ همه اینها هویت امروز ما را تحت تأثیر قرار داده است. می⁯توانیم از دانشی که در بررسی اشتباهات خود کسب کرده⁯ایم، بهره ببریم و از این خرد برای هدایت تصمیماتی که امروز خواهیم گرفت، استفاده کنیم.  <br />
<br />
خویشتن⁯پذیری به معنای پذیرفتن همه جنبه⁯های خود یعنی نقاط قوت، نواقص، موفقیت⁯ها و شکست⁯هاست. احساس شرم وگناهی که بدان رسیدگی نمی⁯شود، می⁯تواند ما را از پای در آورد و از پیشرفت ما در زندگی جلوگیری کند. برخی از پرمعناترین جبران خسارت⁯هایی که در برابر اشتباهات گذشته خود می⁯توانیم انجام می⁯دهیم، صرفاً از طریق تغییر عملکرد و رفتار امروز ما صورت می⁯گیرد. برای بهبودی تلاش می⁯کنیم و موفقیت خود را از طریق مقایسه خود در گذشته و امروز ارزیابی می⁯کنیم. <br />
<br />
از آنجا که انسان هستیم، همچنان مرتکب اشتباه می⁯شویم؛ اما نباید همین اشتباهات را دوباره تکرار کنیم. با بررسی گذشته خود و پی بردن به تغییر و پیشرفت خود، به آینده امید پیدا می⁯کنیم. بهترین چیزها هنوز فرا نرسیده است.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  حداکثر تلاش خود را با آنچه در اختیار دارم، انجام می⁯دهم. هر روز چیز جدیدی یاد می⁯گیرم که فردا به من کمک خواهد کرد. <br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF4500;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
خودیابی                                       27 آبان<br />
<br />
«قدم دهم به ما در اصلاح مشکلات زندگی خود کمک می⁯کند و از وقوع مجدد آنها جلوگیری می⁯نماید.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
هویت ما، طرز فکر و احساس ما از طریق تجربیات ما شکل گرفته است. برخی از تجربیات، از ما افراد بهتری ساخته است؛ برخی دیگر باعث شرم و خجالت ما شده است؛ همه اینها هویت امروز ما را تحت تأثیر قرار داده است. می⁯توانیم از دانشی که در بررسی اشتباهات خود کسب کرده⁯ایم، بهره ببریم و از این خرد برای هدایت تصمیماتی که امروز خواهیم گرفت، استفاده کنیم.  <br />
<br />
خویشتن⁯پذیری به معنای پذیرفتن همه جنبه⁯های خود یعنی نقاط قوت، نواقص، موفقیت⁯ها و شکست⁯هاست. احساس شرم وگناهی که بدان رسیدگی نمی⁯شود، می⁯تواند ما را از پای در آورد و از پیشرفت ما در زندگی جلوگیری کند. برخی از پرمعناترین جبران خسارت⁯هایی که در برابر اشتباهات گذشته خود می⁯توانیم انجام می⁯دهیم، صرفاً از طریق تغییر عملکرد و رفتار امروز ما صورت می⁯گیرد. برای بهبودی تلاش می⁯کنیم و موفقیت خود را از طریق مقایسه خود در گذشته و امروز ارزیابی می⁯کنیم. <br />
<br />
از آنجا که انسان هستیم، همچنان مرتکب اشتباه می⁯شویم؛ اما نباید همین اشتباهات را دوباره تکرار کنیم. با بررسی گذشته خود و پی بردن به تغییر و پیشرفت خود، به آینده امید پیدا می⁯کنیم. بهترین چیزها هنوز فرا نرسیده است.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  حداکثر تلاش خود را با آنچه در اختیار دارم، انجام می⁯دهم. هر روز چیز جدیدی یاد می⁯گیرم که فردا به من کمک خواهد کرد. <br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز -بیست و ششم آبان]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1117</link>
			<pubDate>Sun, 03 Nov 2013 19:34:23 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1117</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000080;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
پشت سر گذاشتن درد 26                                   آبان<br />
<br />
«صرف نظر از اینکه چه احساسی داریم، هرگز مجبور به مصرف مجدد نیستیم. همه احساسات سرانجام برطرف خواهند شد.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بیش ازهروقت دیگر آزار می شویم . پس از یک شب بی⁯خوابی از رختخواب برمی⁯خیزید، با خداوند صحبت می⁯کنید و هنوز هم احساس بهتری ندارید. صدای آرامی به شما می⁯گوید: «این حالت بر طرف خواهد شد». در حالی که گام برمی⁯دارید و زیر لب حرف می⁯زنید و روز خود را ادامه می⁯دهید، با تعجب می⁯پرسید: «چه وقت؟».  <br />
<br />
نالان و هق⁯هق⁯کنان سوار اتومبیل خود می⁯شوید و برای اینکه به افکار خود توجه نکنید، صدای رادیو را در تمام مسیر بلند می⁯کنید. اما مستقیم به محل کار خود می⁯روید و حتی درباره مصرف مواد هم فکر نمی⁯کنید.<br />
<br />
احساس می⁯کنید از درون آتش گرفته⁯اید. درست وقتی این درد غیر قابل تحمل می⁯شود، کرخت و ساکت می⁯شوید. به جلسه⁯ای می⁯روید و آرزو می⁯کنید ای کاش شما هم مانند سایر اعضاء خوشحال بودید. اما دچار لغزش نمی⁯شوید.<br />
<br />
قدری بیشتر ناله می⁯کنید و با راهنما تماس می⁯گیرید. به خانه یک دوست می⁯روید و حتی متوجه این صحنه زیبا نمی⁯شوید، زیرا چشم⁯انداز درونی شما بسیار تاریک است. ممکن است پس از دیدار  با دوست خود، احساس بهتری نداشته باشید، اما لااقل به جای این کار با فروشنده مواد دیدار نکرده⁯اید.  <br />
<br />
به یک قدم پنجم گوش می⁯دهید. در جلسه⁯ای صحبت می⁯کنید. به تقویم نگاه می⁯کنید و متوجه می⁯شوید که یک روز پاک دیگر را پشت سر گذاشته⁯اید.<br />
<br />
سپس روزی بیدار می⁯شوید، به بیرون نگاه می⁯کنید و متوجه می⁯شوید که روز زیبایی است. خورشید می⁯درخشد. آسمان آبی است. نفس عمیقی می⁯کشید، دوباره لبخند می⁯زنید و می⁯دانید حالات مختلف واقعاً گذرا هستند.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  صرف نظر از اینکه امروز چه احساسی دارم، به بهبودی خود ادامه می⁯دهم.<br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000080;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
پشت سر گذاشتن درد 26                                   آبان<br />
<br />
«صرف نظر از اینکه چه احساسی داریم، هرگز مجبور به مصرف مجدد نیستیم. همه احساسات سرانجام برطرف خواهند شد.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بیش ازهروقت دیگر آزار می شویم . پس از یک شب بی⁯خوابی از رختخواب برمی⁯خیزید، با خداوند صحبت می⁯کنید و هنوز هم احساس بهتری ندارید. صدای آرامی به شما می⁯گوید: «این حالت بر طرف خواهد شد». در حالی که گام برمی⁯دارید و زیر لب حرف می⁯زنید و روز خود را ادامه می⁯دهید، با تعجب می⁯پرسید: «چه وقت؟».  <br />
<br />
نالان و هق⁯هق⁯کنان سوار اتومبیل خود می⁯شوید و برای اینکه به افکار خود توجه نکنید، صدای رادیو را در تمام مسیر بلند می⁯کنید. اما مستقیم به محل کار خود می⁯روید و حتی درباره مصرف مواد هم فکر نمی⁯کنید.<br />
<br />
احساس می⁯کنید از درون آتش گرفته⁯اید. درست وقتی این درد غیر قابل تحمل می⁯شود، کرخت و ساکت می⁯شوید. به جلسه⁯ای می⁯روید و آرزو می⁯کنید ای کاش شما هم مانند سایر اعضاء خوشحال بودید. اما دچار لغزش نمی⁯شوید.<br />
<br />
قدری بیشتر ناله می⁯کنید و با راهنما تماس می⁯گیرید. به خانه یک دوست می⁯روید و حتی متوجه این صحنه زیبا نمی⁯شوید، زیرا چشم⁯انداز درونی شما بسیار تاریک است. ممکن است پس از دیدار  با دوست خود، احساس بهتری نداشته باشید، اما لااقل به جای این کار با فروشنده مواد دیدار نکرده⁯اید.  <br />
<br />
به یک قدم پنجم گوش می⁯دهید. در جلسه⁯ای صحبت می⁯کنید. به تقویم نگاه می⁯کنید و متوجه می⁯شوید که یک روز پاک دیگر را پشت سر گذاشته⁯اید.<br />
<br />
سپس روزی بیدار می⁯شوید، به بیرون نگاه می⁯کنید و متوجه می⁯شوید که روز زیبایی است. خورشید می⁯درخشد. آسمان آبی است. نفس عمیقی می⁯کشید، دوباره لبخند می⁯زنید و می⁯دانید حالات مختلف واقعاً گذرا هستند.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  صرف نظر از اینکه امروز چه احساسی دارم، به بهبودی خود ادامه می⁯دهم.<br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-بیست و پنجم آبان]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1116</link>
			<pubDate>Sun, 03 Nov 2013 19:33:20 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1116</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
25 آبان                                      دیگر تنها نیستیم<br />
<br />
«به تدریج و با احتیاط خود را از انزوا و تنهایی اعتیاد بیرون می⁯کشیم و وارد جریان زندگی می⁯شویم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بسیاری از ما بیشتر دوران مصرف خود را در تنهایی گذراندیم و به هر قیمتی از افراد دیگر، به خصوص افرادی که مصرف نمی⁯کردند، دوری کردیم. پس از سالها انزوا، تلاش برای یافتن جایگاهی برای خود در انجمنی پرچنب و جوش و گاهی پرهیاهو همواره آسان نیست. شاید گاهی احساس انزوا کنیم و به جای تمرکز بر شباهت⁯های خود به تفاوت⁯های خود توجه کنیم. احساسات دردناکی که اغلب در اوایل بهبودی برانگیخته می⁯شود—احساس ترس، عصبانیت و عدم اعتماد—نیز می⁯تواند ما را منزوی نگاه دارد. ممکن است احساس غریبی کنیم، اما باید به یاد داشته باشیم که انزوا مربوط به ماست نه NA.   <br />
<br />
در معتادان گمنام، فرصت بسیار ویژه⁯ای برای دوستی به ما عرضه شده است. با افرادی دور هم جمع شده⁯ایم که ما را به گونه⁯ای درک می⁯کنند که هیچ فرد دیگری قادر به انجام این کار نیست. تشویق شده⁯ایم احساسات، مشکلات، پیروزی⁯ها و شکست⁯های خود را با این افراد در میان بگذاریم. همدردی و شناختی که در NA به دست می⁯آوریم، به تدریج جای خالی ناشی از انزوا را در دلهای ما پر می⁯کند. همان طور که شنیده⁯ایم اگر به برنامه اجازه دهیم، مؤثر واقع می⁯شود.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  دوستی سایر اعضای انجمن، هدیه⁯ای جاودان و مادام⁯العمر است. با دوستی عرضه شده در NA ارتباط برقرار می⁯کنم و آن را می⁯پذیرم.<br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
25 آبان                                      دیگر تنها نیستیم<br />
<br />
«به تدریج و با احتیاط خود را از انزوا و تنهایی اعتیاد بیرون می⁯کشیم و وارد جریان زندگی می⁯شویم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بسیاری از ما بیشتر دوران مصرف خود را در تنهایی گذراندیم و به هر قیمتی از افراد دیگر، به خصوص افرادی که مصرف نمی⁯کردند، دوری کردیم. پس از سالها انزوا، تلاش برای یافتن جایگاهی برای خود در انجمنی پرچنب و جوش و گاهی پرهیاهو همواره آسان نیست. شاید گاهی احساس انزوا کنیم و به جای تمرکز بر شباهت⁯های خود به تفاوت⁯های خود توجه کنیم. احساسات دردناکی که اغلب در اوایل بهبودی برانگیخته می⁯شود—احساس ترس، عصبانیت و عدم اعتماد—نیز می⁯تواند ما را منزوی نگاه دارد. ممکن است احساس غریبی کنیم، اما باید به یاد داشته باشیم که انزوا مربوط به ماست نه NA.   <br />
<br />
در معتادان گمنام، فرصت بسیار ویژه⁯ای برای دوستی به ما عرضه شده است. با افرادی دور هم جمع شده⁯ایم که ما را به گونه⁯ای درک می⁯کنند که هیچ فرد دیگری قادر به انجام این کار نیست. تشویق شده⁯ایم احساسات، مشکلات، پیروزی⁯ها و شکست⁯های خود را با این افراد در میان بگذاریم. همدردی و شناختی که در NA به دست می⁯آوریم، به تدریج جای خالی ناشی از انزوا را در دلهای ما پر می⁯کند. همان طور که شنیده⁯ایم اگر به برنامه اجازه دهیم، مؤثر واقع می⁯شود.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  دوستی سایر اعضای انجمن، هدیه⁯ای جاودان و مادام⁯العمر است. با دوستی عرضه شده در NA ارتباط برقرار می⁯کنم و آن را می⁯پذیرم.<br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-بیست و چهارم آبان]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1115</link>
			<pubDate>Sun, 03 Nov 2013 19:32:24 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1115</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
رها کردن                                  24 آبان<br />
<br />
«اراده و زندگی من را در اختیار بگیر. مرا در بهبودی راهنمای کن. و شیوه زندگی را به من نشان بده.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
چگونه فرآیند سپردن هدایت زندگی خود به نیرویی برتر را شروع کنیم؟ وقتی درباره موقعیت⁯هایی که موجب دردسر ما می⁯شوند از نیروی برتر خود راهنمایی می⁯خواهیم، اغلب متوجه می⁯شویم که نیروی برتر از طریق دیگران مؤثر واقع می⁯شود. وقتی می⁯پذیریم همه راه⁯ حل⁯ها را در اختیار نداریم، از راه⁯های جدید و متفاوت استقبال می⁯کنیم. تمایل برای رهایی از قید عقاید و نظرات پیش⁯فرض شده، راه را برای هدایت روحانی جهت روشن کردن مسیر ما می⁯گشاید. <br />
<br />
گاهی اوقات، قبل از اینکه برای سپردن موقعیت⁯های دشوار به نیروی برتر خود آماده شویم، باید تا ورطه گمراهی کشیده شویم. توطئه⁯چینی، کشمکش، دسیسه⁯چینی، نگرانی تشویش⁯انگیز—هیچ یک از اینها کفایت نمی⁯کند. می⁯توانیم مطمئن باشیم اگر مشکلات خود را به نیروی برتر بسپاریم، از طریق گوش دادن به تجربیات دیگران یا در سکوت و آرامش مراقبه، به راه حل⁯ها دست پیدا می⁯کنیم.    <br />
<br />
دلیلی ندارد در آشفتگی و نگرانی زندگی کنیم. یورش بردن به مشکلات زندگی مانند خانه⁯ای که دچار حریق است، ما را خسته می⁯کند و به جایی نمی⁯رساند. در نهایت، هیچ یک از اقدامات ما برای کنترل اوضاع، وضعیت را تغییر نمی⁯دهد. وقتی از قید و بند رها می⁯شویم و به خود اجازه می⁯دهیم به نیرویی برتر دسترسی پیدا کنیم، بهترین راه را برای پیشرفت پیدا می⁯کنیم. مطمئناً راه حل⁯هایی که از یک اساس روحانی واقعی نشأت می⁯گیرند، از راه حل⁯هایی که خود ما به تنهایی اتخاذ می⁯کنیم، بسیار ارجح⁯تر خواهند بود.      <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  از قید و بند رها می⁯شوم و هدایت زندگی خود را به نیروی برتر می⁯سپارم.<br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
رها کردن                                  24 آبان<br />
<br />
«اراده و زندگی من را در اختیار بگیر. مرا در بهبودی راهنمای کن. و شیوه زندگی را به من نشان بده.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
چگونه فرآیند سپردن هدایت زندگی خود به نیرویی برتر را شروع کنیم؟ وقتی درباره موقعیت⁯هایی که موجب دردسر ما می⁯شوند از نیروی برتر خود راهنمایی می⁯خواهیم، اغلب متوجه می⁯شویم که نیروی برتر از طریق دیگران مؤثر واقع می⁯شود. وقتی می⁯پذیریم همه راه⁯ حل⁯ها را در اختیار نداریم، از راه⁯های جدید و متفاوت استقبال می⁯کنیم. تمایل برای رهایی از قید عقاید و نظرات پیش⁯فرض شده، راه را برای هدایت روحانی جهت روشن کردن مسیر ما می⁯گشاید. <br />
<br />
گاهی اوقات، قبل از اینکه برای سپردن موقعیت⁯های دشوار به نیروی برتر خود آماده شویم، باید تا ورطه گمراهی کشیده شویم. توطئه⁯چینی، کشمکش، دسیسه⁯چینی، نگرانی تشویش⁯انگیز—هیچ یک از اینها کفایت نمی⁯کند. می⁯توانیم مطمئن باشیم اگر مشکلات خود را به نیروی برتر بسپاریم، از طریق گوش دادن به تجربیات دیگران یا در سکوت و آرامش مراقبه، به راه حل⁯ها دست پیدا می⁯کنیم.    <br />
<br />
دلیلی ندارد در آشفتگی و نگرانی زندگی کنیم. یورش بردن به مشکلات زندگی مانند خانه⁯ای که دچار حریق است، ما را خسته می⁯کند و به جایی نمی⁯رساند. در نهایت، هیچ یک از اقدامات ما برای کنترل اوضاع، وضعیت را تغییر نمی⁯دهد. وقتی از قید و بند رها می⁯شویم و به خود اجازه می⁯دهیم به نیرویی برتر دسترسی پیدا کنیم، بهترین راه را برای پیشرفت پیدا می⁯کنیم. مطمئناً راه حل⁯هایی که از یک اساس روحانی واقعی نشأت می⁯گیرند، از راه حل⁯هایی که خود ما به تنهایی اتخاذ می⁯کنیم، بسیار ارجح⁯تر خواهند بود.      <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  از قید و بند رها می⁯شوم و هدایت زندگی خود را به نیروی برتر می⁯سپارم.<br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فق برای امروز-بیست و سوم آبان]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1114</link>
			<pubDate>Sun, 03 Nov 2013 19:31:21 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1114</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #1E90FF;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
23 آبان                    نه صرفاً تلاش برای زنده ماندن<br />
<br />
«در دوران مصرف، زندگی ما تلاشی برای زنده ماندن بود. اکنون بیشتر زندگی می⁯کنیم<br />
<br />
 تا اینکه برای زنده ماندن تلاش کنیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
«ای کاش مرده بودم!» کلام تکراری و آشنای یک معتاد در دوران مصرف و آن هم با دلیل کافیست. تنها چیزی که انتظار داشتیم میزان بیشتری از همان زندگی مصیبت⁯بار بود. اصرار ما به ادامه زندگی در بهترین شرایط ضعیف بود. انحطاط عاطفی، مرگ روحانی و آگاهی آزار دهنده از اینکه هیچ چیز هرگز تغییر نمی⁯کند، همیشه وجود داشت. امیدی نداشتیم و  زندگی رو به زوال ما معنا و مفهومی نداشت.     <br />
<br />
احیای عواطف، روح و سلامت جسمانی ما به طول می⁯انجامد. هر چه بیشتر در زندگی، نه صرفاً زنده ماندن تجربه کسب می⁯کنیم، بیشتر درک می⁯کنیم زندگی چقدر گرانبها و لذت⁯بخش می⁯تواند باشد. مسافرت، بازی با کودکی خردسال، روابط عاشقانه، گسترش افقهای فکری، برقراری روابط از جمله فعالیت⁯های بی⁯پایانی هستند که بیان می⁯کنند: «من زنده هستم.» به دلایل بسیاری برای شادمانی و احساس سپاسگزاری از اینکه از شانس دیگری برخوردار هستیم، پی می⁯بریم.  <br />
<br />
اگر در دوران اعتیاد فعال می⁯مردیم، با تلخی و مرارت از بسیاری از لذتهای زندگی محروم می⁯شدیم. هر روز به خاطر یک روز پاک دیگر و یک روز زندگی دیگر از نیرویی برتر خود سپاسگزاری می⁯کنیم.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  از اینکه زنده هستم، سپاسگزارم. امروز کاری را برای سپاسگزاری انجام می⁯دهم.<br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #1E90FF;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
23 آبان                    نه صرفاً تلاش برای زنده ماندن<br />
<br />
«در دوران مصرف، زندگی ما تلاشی برای زنده ماندن بود. اکنون بیشتر زندگی می⁯کنیم<br />
<br />
 تا اینکه برای زنده ماندن تلاش کنیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
«ای کاش مرده بودم!» کلام تکراری و آشنای یک معتاد در دوران مصرف و آن هم با دلیل کافیست. تنها چیزی که انتظار داشتیم میزان بیشتری از همان زندگی مصیبت⁯بار بود. اصرار ما به ادامه زندگی در بهترین شرایط ضعیف بود. انحطاط عاطفی، مرگ روحانی و آگاهی آزار دهنده از اینکه هیچ چیز هرگز تغییر نمی⁯کند، همیشه وجود داشت. امیدی نداشتیم و  زندگی رو به زوال ما معنا و مفهومی نداشت.     <br />
<br />
احیای عواطف، روح و سلامت جسمانی ما به طول می⁯انجامد. هر چه بیشتر در زندگی، نه صرفاً زنده ماندن تجربه کسب می⁯کنیم، بیشتر درک می⁯کنیم زندگی چقدر گرانبها و لذت⁯بخش می⁯تواند باشد. مسافرت، بازی با کودکی خردسال، روابط عاشقانه، گسترش افقهای فکری، برقراری روابط از جمله فعالیت⁯های بی⁯پایانی هستند که بیان می⁯کنند: «من زنده هستم.» به دلایل بسیاری برای شادمانی و احساس سپاسگزاری از اینکه از شانس دیگری برخوردار هستیم، پی می⁯بریم.  <br />
<br />
اگر در دوران اعتیاد فعال می⁯مردیم، با تلخی و مرارت از بسیاری از لذتهای زندگی محروم می⁯شدیم. هر روز به خاطر یک روز پاک دیگر و یک روز زندگی دیگر از نیرویی برتر خود سپاسگزاری می⁯کنیم.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  از اینکه زنده هستم، سپاسگزارم. امروز کاری را برای سپاسگزاری انجام می⁯دهم.<br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-بیست و دوم آبان]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1113</link>
			<pubDate>Sun, 03 Nov 2013 19:30:25 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1113</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #1E90FF;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
نه کامل 22                                         آبان<br />
<br />
«قرار نیست کامل باشیم. اگر کامل بودیم، انسان نبودیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
همه ما درباره زندگی در دوران بهبودی انتظاراتی داشتیم. برخی از ما تصور می⁯کردیم که بهبودی ناگهان ما را برای انجام کاری که می⁯خواهیم در دنیا انجام دهیم، قادر یا قابل استخدام می⁯سازد. یا شاید تصور می⁯کردیم ارتباطات متقابل ما با دیگران به سهولت کامل انجام گیرد. به یاد می⁯آوریم که زمانی از بهبودی انتظار داشتیم تا ما را کامل سازد و دیگر همچنان اشتباهات بسیاری را مرتکب نشویم. اما این انتظار به واقعیت نپیوست. این امر به دلیل بروز عوارض اعتیاد ما نیست؛ بلکه به دلیل انسان بودن است.     <br />
<br />
در معتادان گمنام برای دستیابی به بهبودی تلاش می⁯کنیم، نه کمال. تنها وعده⁯ای که به ما داده شده، رهایی از اعتیاد فعال است. کمال وضعیتی دست⁯یافتنی برای انسان⁯ها نیست؛ هدفی واقع⁯بینانه نیست. آنچه اغلب در کمال جستجو می⁯کنیم، رهایی از ناراحتی ناشی از اشتباه است. در برابر رهایی از این ناراحتی، کنجکاوی، انعطاف⁯پذیری و فضای رشد و ترقی را مبادله می⁯کنیم.<br />
<br />
می⁯توانیم این مبادله را در نظر بگیریم: آیا مایلیم مابقی زندگی خود را در دنیای کوچک و محدود خود در امنیت اما شاید در خفقان زندگی کنیم؟ یا اینکه مایلیم برای ورود به دنیای ناشناخته⁯ها خود را در مخاطره بیندازیم، ریسک انجام دهیم و به هر چیزی که زندگی باید ارائه دهد، دست یابیم؟  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  خواهان همه چیزهایی هستم که دنیا باید به من ارائه می‌دهد و بهبودی می⁯تواند فراهم سازد. امروز، ریسکی را انجام می⁯دهم، چیز جدیدی را امتحان می⁯کنم و رشد می⁯کنم. <br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #1E90FF;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
نه کامل 22                                         آبان<br />
<br />
«قرار نیست کامل باشیم. اگر کامل بودیم، انسان نبودیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
همه ما درباره زندگی در دوران بهبودی انتظاراتی داشتیم. برخی از ما تصور می⁯کردیم که بهبودی ناگهان ما را برای انجام کاری که می⁯خواهیم در دنیا انجام دهیم، قادر یا قابل استخدام می⁯سازد. یا شاید تصور می⁯کردیم ارتباطات متقابل ما با دیگران به سهولت کامل انجام گیرد. به یاد می⁯آوریم که زمانی از بهبودی انتظار داشتیم تا ما را کامل سازد و دیگر همچنان اشتباهات بسیاری را مرتکب نشویم. اما این انتظار به واقعیت نپیوست. این امر به دلیل بروز عوارض اعتیاد ما نیست؛ بلکه به دلیل انسان بودن است.     <br />
<br />
در معتادان گمنام برای دستیابی به بهبودی تلاش می⁯کنیم، نه کمال. تنها وعده⁯ای که به ما داده شده، رهایی از اعتیاد فعال است. کمال وضعیتی دست⁯یافتنی برای انسان⁯ها نیست؛ هدفی واقع⁯بینانه نیست. آنچه اغلب در کمال جستجو می⁯کنیم، رهایی از ناراحتی ناشی از اشتباه است. در برابر رهایی از این ناراحتی، کنجکاوی، انعطاف⁯پذیری و فضای رشد و ترقی را مبادله می⁯کنیم.<br />
<br />
می⁯توانیم این مبادله را در نظر بگیریم: آیا مایلیم مابقی زندگی خود را در دنیای کوچک و محدود خود در امنیت اما شاید در خفقان زندگی کنیم؟ یا اینکه مایلیم برای ورود به دنیای ناشناخته⁯ها خود را در مخاطره بیندازیم، ریسک انجام دهیم و به هر چیزی که زندگی باید ارائه دهد، دست یابیم؟  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  خواهان همه چیزهایی هستم که دنیا باید به من ارائه می‌دهد و بهبودی می⁯تواند فراهم سازد. امروز، ریسکی را انجام می⁯دهم، چیز جدیدی را امتحان می⁯کنم و رشد می⁯کنم. <br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-بیست ویکم آبان]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1112</link>
			<pubDate>Sun, 03 Nov 2013 19:29:26 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1112</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000CD;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><br />
21 آبان                        ماجرای خود ما<br />
<br />
«وقتی ماجرای خود را صادقانه تعریف می⁯کنیم، ممکن است فردی دیگر با ما همدردی کند.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بسیاری از ما به صحبت⁯های  واقعاً مسحورکننده بعضی سخن رانها در همایش⁯های معتادان گمنام گوش داده⁯ایم. به یاد داریم که مخاطبین این همایش⁯ها گاهی از روی همدردی اشک می⁯ریزند و گاهی خنده شادمانی سر می⁯دهند. ممکن است فکر کنیم "روزی ما نیز به عنوان سخنران اصلی در همایش حضور خواهیم یافت.»<br />
<br />
بسیار خوب، برای بسیاری از ما این روز هنوز فرا نرسیده است. هر از گاهی ممکن است از ما دعوت شود در جلسه⁯ای واقع در نزدیکی محل زندگی خود سخنرانی کنیم. ممکن است در کارگاه همایش کوچکی سخنرانی کنیم. اما پس از این همه وقت، هنوز سخنران "خیلی خوبی" در همایش⁯ها نیستیم و عیبی هم ندارد. دریافته⁯ایم که ما نیز حتی در جلسه⁯ای محلی که پانزده یا بیست معتاد حضور دارند، پیام ویژه⁯ای را برای مشارکت کردن داریم.<br />
<br />
هر یک از ما ماجرای خود را برای تعریف کردن در اختیار داریم؛ همین و بس. نمی⁯توانیم ماجرای هیچ فرد دیگری را تعریف کنیم. هر بار که برای سخنرانی بر می⁯خیزیم، بسیاری از ما متوجه می⁯شویم همه سخنان زیرکانه و ماجراهای جالب ظاهراً از ذهن ما پر می⁯کشد. اما قطعاً چیزی برای ارائه داریم. پیام امید را به همرا داریم—قطعاً می⁯توانیم از اعتیاد بهبود پیدا کنیم. همین کافیست.    <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  به خاطر می⁯سپارم ماجرای صادقانه من چیزی است که به بهترین نحو مشارکت می‌کنم. امروز، همین کافیست.<br />
</span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000CD;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><br />
21 آبان                        ماجرای خود ما<br />
<br />
«وقتی ماجرای خود را صادقانه تعریف می⁯کنیم، ممکن است فردی دیگر با ما همدردی کند.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بسیاری از ما به صحبت⁯های  واقعاً مسحورکننده بعضی سخن رانها در همایش⁯های معتادان گمنام گوش داده⁯ایم. به یاد داریم که مخاطبین این همایش⁯ها گاهی از روی همدردی اشک می⁯ریزند و گاهی خنده شادمانی سر می⁯دهند. ممکن است فکر کنیم "روزی ما نیز به عنوان سخنران اصلی در همایش حضور خواهیم یافت.»<br />
<br />
بسیار خوب، برای بسیاری از ما این روز هنوز فرا نرسیده است. هر از گاهی ممکن است از ما دعوت شود در جلسه⁯ای واقع در نزدیکی محل زندگی خود سخنرانی کنیم. ممکن است در کارگاه همایش کوچکی سخنرانی کنیم. اما پس از این همه وقت، هنوز سخنران "خیلی خوبی" در همایش⁯ها نیستیم و عیبی هم ندارد. دریافته⁯ایم که ما نیز حتی در جلسه⁯ای محلی که پانزده یا بیست معتاد حضور دارند، پیام ویژه⁯ای را برای مشارکت کردن داریم.<br />
<br />
هر یک از ما ماجرای خود را برای تعریف کردن در اختیار داریم؛ همین و بس. نمی⁯توانیم ماجرای هیچ فرد دیگری را تعریف کنیم. هر بار که برای سخنرانی بر می⁯خیزیم، بسیاری از ما متوجه می⁯شویم همه سخنان زیرکانه و ماجراهای جالب ظاهراً از ذهن ما پر می⁯کشد. اما قطعاً چیزی برای ارائه داریم. پیام امید را به همرا داریم—قطعاً می⁯توانیم از اعتیاد بهبود پیدا کنیم. همین کافیست.    <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  به خاطر می⁯سپارم ماجرای صادقانه من چیزی است که به بهترین نحو مشارکت می‌کنم. امروز، همین کافیست.<br />
</span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-بیستم آبان]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1111</link>
			<pubDate>Sun, 03 Nov 2013 19:27:02 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1111</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
از تسلیم تا پذیرش20                               آبان<br />
<br />
«با آرامش تسلیم می شویم و مراقبت از خود را به خداوندی که درک می⁯کنیم می⁯سپاریم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
تسلیم و پذیرش مانند دلباختگی و عشق هستند. دلباختگی وقتی آغاز می شود که با فردی خاص روبرو می⁯شویم. دلباختگی مستلزم چیزی به جز قبول مورد دلباختگی ما نیست. اما تبدیل دلباختگی به عشق مستلزم تلاش بسیار است. این ارتباط اولیه باید به آرامی و با صبر به پیوندی پایدار و جاودان ارتقا یابد.  <br />
<br />
این موضوع مانند تسلیم و پذیرش است. به آرامی به باور می⁯رسیم که نیرویی برتر از ما می⁯تواند توجه لازم را به ما مبذول دارد. وقتی این نیرو را در زندگی خود می⁯پذیریم، تسلیم به پذیرش تبدیل می⁯گردد. خود را بررسی می⁯کنیم و اجازه می⁯دهیم خداوند همان طور که هستیم ما را مشاهده کند. وقتی به خداوندی که درک می⁯کنیم اجازه می⁯دهیم به اعماق وجود ما دسترسی پیدا کند، میزان بیشتری از مراقبت خداوند را می⁯پذیریم. از این نیرو می⁯خواهیم ما را از کمبودهای⁯مان رها بخشد و در جبران خطاهایی که انجام داده⁯ایم، به ما کمک کند. سپس، شیوه جدیدی از زندگی را در پیش می⁯گیریم، ارتباط آگاهانه خود را بهبود می⁯بخشیم و مراقبت، راهنمایی و قدرت مداوم نیروی برتر خود را می⁯پذیریم. <br />
<br />
تسلیم نیز مانند دلباختگی می⁯تواند آغاز رابطه⁯ای طولانی مدت باشد. اما برای تبدیل تسلیم به پذیرش، اجازه می⁯دهیم خداوندی که درک می⁯کنیم هر روز از ما مراقبت نماید.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  بهبودی من فراتر از دلباختگی است. تسلیم شده⁯ام. امروز، ارتباط آگاهانه خود را با نیروی برتر تقویت می⁯کنم و مراقبت مداوم این نیرو از خود را می⁯پذیریم.<br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
از تسلیم تا پذیرش20                               آبان<br />
<br />
«با آرامش تسلیم می شویم و مراقبت از خود را به خداوندی که درک می⁯کنیم می⁯سپاریم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
تسلیم و پذیرش مانند دلباختگی و عشق هستند. دلباختگی وقتی آغاز می شود که با فردی خاص روبرو می⁯شویم. دلباختگی مستلزم چیزی به جز قبول مورد دلباختگی ما نیست. اما تبدیل دلباختگی به عشق مستلزم تلاش بسیار است. این ارتباط اولیه باید به آرامی و با صبر به پیوندی پایدار و جاودان ارتقا یابد.  <br />
<br />
این موضوع مانند تسلیم و پذیرش است. به آرامی به باور می⁯رسیم که نیرویی برتر از ما می⁯تواند توجه لازم را به ما مبذول دارد. وقتی این نیرو را در زندگی خود می⁯پذیریم، تسلیم به پذیرش تبدیل می⁯گردد. خود را بررسی می⁯کنیم و اجازه می⁯دهیم خداوند همان طور که هستیم ما را مشاهده کند. وقتی به خداوندی که درک می⁯کنیم اجازه می⁯دهیم به اعماق وجود ما دسترسی پیدا کند، میزان بیشتری از مراقبت خداوند را می⁯پذیریم. از این نیرو می⁯خواهیم ما را از کمبودهای⁯مان رها بخشد و در جبران خطاهایی که انجام داده⁯ایم، به ما کمک کند. سپس، شیوه جدیدی از زندگی را در پیش می⁯گیریم، ارتباط آگاهانه خود را بهبود می⁯بخشیم و مراقبت، راهنمایی و قدرت مداوم نیروی برتر خود را می⁯پذیریم. <br />
<br />
تسلیم نیز مانند دلباختگی می⁯تواند آغاز رابطه⁯ای طولانی مدت باشد. اما برای تبدیل تسلیم به پذیرش، اجازه می⁯دهیم خداوندی که درک می⁯کنیم هر روز از ما مراقبت نماید.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  بهبودی من فراتر از دلباختگی است. تسلیم شده⁯ام. امروز، ارتباط آگاهانه خود را با نیروی برتر تقویت می⁯کنم و مراقبت مداوم این نیرو از خود را می⁯پذیریم.<br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-نوزدهم آبان]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1110</link>
			<pubDate>Sun, 03 Nov 2013 19:26:08 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1110</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #0000CD;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
19 آبان                                    ترس یا ایمان؟<br />
<br />
«مهم نیست چقدر دویدیم،<br />
<br />
در هر حال همواره ترس را به همراه داشتیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
قبل از اینکه به معتادان گمنام بیاییم، ترس برای بسیاری از ما عاملی همیشگی بود. به این خاطر مصرف می⁯کردیم که از احساس درد عاطفی یا جسمانی واهمه داشتیم. ترس از افراد و موقعیت⁯ها، بهانه⁯ راحتی را برای مصرف مواد به ما می⁯داد. تعدادی از ما آن چنان از همه چیز واهمه داشتیم که حتی نمی⁯توانستیم بدون مصرف منزل را ترک کنیم.<br />
<br />
وقتی پاک می⁯مانیم، ترس خود را با اعتقاد به انجمن، قدمها و نیرویی برتر جایگزین می⁯کنیم. وقتی این اعتقاد رشد می⁯کند، به تدریج ایمان ما به معجزه بهبودی، همه جنبه⁯های زندگی ما را تحت تأثیر قرار می⁯دهد. رفته رفته متوجه تغییر خود می⁯شویم. می⁯فهمیم که موجودات روحانی هستیم و سعی می⁯کنیم بر اساس اصول روحانی زندگی کنیم.  <br />
<br />
به کارگیری اصول روحانی به ما در از میان برداشتن ترس از زندگی خود کمک می⁯کند. با امتناع از رفتار آسیب⁯زننده یا غیر قانونی با مردم، متوجه می⁯شویم لازم نیست بترسیم از اینکه در عوض چه رفتاری با ما می⁯شود. وقتی عشق، همدردی، درک و صبر را در روابط خود با دیگران به کار می⁯گیریم، در عوض با احترام و توجه با ما رفتار می⁯شود. متوجه می⁯شویم این تغییرات مثبت نتیجه این است که به نیروی برتر خود اجازه داده⁯⁯ایم بر ما تأثیر بگذارد. به این باور می⁯رسیم—نه تصور، بلکه باور—که نیروی برتر فقط بهترین را برای ما می⁯خواهد. صرف نظر از شرایط متوجه می⁯شویم می⁯توانیم به جای ترس با ایمان قدم برداریم.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  دیگر لازم نیست با ترس بدوم، بلکه می⁯توانم با ایمان به اینکه نیروی برتر بهترین را برای من می⁯خواهد، قدم بردارم.<br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #0000CD;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
19 آبان                                    ترس یا ایمان؟<br />
<br />
«مهم نیست چقدر دویدیم،<br />
<br />
در هر حال همواره ترس را به همراه داشتیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
قبل از اینکه به معتادان گمنام بیاییم، ترس برای بسیاری از ما عاملی همیشگی بود. به این خاطر مصرف می⁯کردیم که از احساس درد عاطفی یا جسمانی واهمه داشتیم. ترس از افراد و موقعیت⁯ها، بهانه⁯ راحتی را برای مصرف مواد به ما می⁯داد. تعدادی از ما آن چنان از همه چیز واهمه داشتیم که حتی نمی⁯توانستیم بدون مصرف منزل را ترک کنیم.<br />
<br />
وقتی پاک می⁯مانیم، ترس خود را با اعتقاد به انجمن، قدمها و نیرویی برتر جایگزین می⁯کنیم. وقتی این اعتقاد رشد می⁯کند، به تدریج ایمان ما به معجزه بهبودی، همه جنبه⁯های زندگی ما را تحت تأثیر قرار می⁯دهد. رفته رفته متوجه تغییر خود می⁯شویم. می⁯فهمیم که موجودات روحانی هستیم و سعی می⁯کنیم بر اساس اصول روحانی زندگی کنیم.  <br />
<br />
به کارگیری اصول روحانی به ما در از میان برداشتن ترس از زندگی خود کمک می⁯کند. با امتناع از رفتار آسیب⁯زننده یا غیر قانونی با مردم، متوجه می⁯شویم لازم نیست بترسیم از اینکه در عوض چه رفتاری با ما می⁯شود. وقتی عشق، همدردی، درک و صبر را در روابط خود با دیگران به کار می⁯گیریم، در عوض با احترام و توجه با ما رفتار می⁯شود. متوجه می⁯شویم این تغییرات مثبت نتیجه این است که به نیروی برتر خود اجازه داده⁯⁯ایم بر ما تأثیر بگذارد. به این باور می⁯رسیم—نه تصور، بلکه باور—که نیروی برتر فقط بهترین را برای ما می⁯خواهد. صرف نظر از شرایط متوجه می⁯شویم می⁯توانیم به جای ترس با ایمان قدم برداریم.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  دیگر لازم نیست با ترس بدوم، بلکه می⁯توانم با ایمان به اینکه نیروی برتر بهترین را برای من می⁯خواهد، قدم بردارم.<br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز -هجدهم آبان]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1109</link>
			<pubDate>Sun, 03 Nov 2013 19:25:09 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1109</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><br />
برنامه⁯هایی که به بهترین شکل طرح⁯ریزی⁯شده 18                              آبان<br />
<br />
«اعمال ما مهم هستند. نتایج را به نیروی برتر خود می⁯سپاریم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
ضرب⁯المثلی قدیمی وجود دارد که گاهی اوقات در جلسات خود می⁯شنویم: «اگر می⁯خواهید خداوند خنده⁯اش بگیرد، برنامه⁯ریزی کنید.» وقتی این را می⁯شنویم، معمولاً ما هم می⁯خندیم، اما خنده ما توأم با نگرانی است. اگر همه برنامه⁯های به دقت طرح⁯ریزی⁯شده ما با شکست مواجه شود، متعجب می⁯شویم. اگر برای رویدادی بزرگ نظیر جشن عروسی، بازگشت به مدرسه یا شاید تغییر شغل برنامه⁯ریزی می⁯کنیم، متحیریم از اینکه آیا برنامه⁯های ما مانند برنامه⁯های نیروی برتر است یا خیر. می⁯توانیم بر سر این مسئله خود را دچار چنان نگرانی جنون⁯آمیزی کنیم که اصلاً از انجام هر گونه برنامه⁯ریزی خودداری کنیم.    <br />
<br />
اما حقیقت ساده این است که واقعاً نمی⁯دانیم برنامه⁯های نیروی برتر برای زندگی ما از قبل طراحی شده یا خیر. اکثر ما درباره سرنوشت و تقدیر عقایدی داریم، اما چه به این فرضیات اعتقاد داشته باشیم یا خیر، هنوز در قبال زندگی خود بر اساس عقاید و دیدگاه⁯های شخصی و برنامه⁯ریزی برای آینده مسئولیت داریم. اگر از پذیرفتن مسئولیت زندگی خود امتناع کنیم، باز هم برنامه⁯ریزی می⁯کنیم، اما برای یک زندگی کسل⁯کننده و ضعیف.   <br />
<br />
در بهبودی برنامه⁯ها را طرح⁯ریزی می⁯کنیم، نه نتایج را. تا وقتی ازدواج، تحصیلات یا شغل جدید را امتحان نکنیم، هرگز نمی⁯دانیم به موفقیت می⁯انجامد یا خیر. صرفاً بهترین قضاوت خود را انجام می⁯دهیم، آن را با کمک راهنما بررسی می⁯کنیم، دعا می⁯کنیم، از همه اطلاعاتی که در دسترس است استفاده می⁯کنیم و تا حد توان معقولانه⁯ترین برنامه⁯ها را طرح⁯ریزی می⁯کنیم. برای مابقی کار، به مراقبت صمیمانه خداوندی که درک می⁯کنیم، اعتماد می⁯کنیم و می⁯دانیم مسئولانه عمل کرده⁯ایم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  برنامه⁯ریزی می⁯کنم، اما نتایج را طرح⁯ریزی نمی⁯کنم. به مراقبت صمیمانه نیروی برتر خود اعتماد می⁯کنم.<br />
</span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><br />
برنامه⁯هایی که به بهترین شکل طرح⁯ریزی⁯شده 18                              آبان<br />
<br />
«اعمال ما مهم هستند. نتایج را به نیروی برتر خود می⁯سپاریم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
ضرب⁯المثلی قدیمی وجود دارد که گاهی اوقات در جلسات خود می⁯شنویم: «اگر می⁯خواهید خداوند خنده⁯اش بگیرد، برنامه⁯ریزی کنید.» وقتی این را می⁯شنویم، معمولاً ما هم می⁯خندیم، اما خنده ما توأم با نگرانی است. اگر همه برنامه⁯های به دقت طرح⁯ریزی⁯شده ما با شکست مواجه شود، متعجب می⁯شویم. اگر برای رویدادی بزرگ نظیر جشن عروسی، بازگشت به مدرسه یا شاید تغییر شغل برنامه⁯ریزی می⁯کنیم، متحیریم از اینکه آیا برنامه⁯های ما مانند برنامه⁯های نیروی برتر است یا خیر. می⁯توانیم بر سر این مسئله خود را دچار چنان نگرانی جنون⁯آمیزی کنیم که اصلاً از انجام هر گونه برنامه⁯ریزی خودداری کنیم.    <br />
<br />
اما حقیقت ساده این است که واقعاً نمی⁯دانیم برنامه⁯های نیروی برتر برای زندگی ما از قبل طراحی شده یا خیر. اکثر ما درباره سرنوشت و تقدیر عقایدی داریم، اما چه به این فرضیات اعتقاد داشته باشیم یا خیر، هنوز در قبال زندگی خود بر اساس عقاید و دیدگاه⁯های شخصی و برنامه⁯ریزی برای آینده مسئولیت داریم. اگر از پذیرفتن مسئولیت زندگی خود امتناع کنیم، باز هم برنامه⁯ریزی می⁯کنیم، اما برای یک زندگی کسل⁯کننده و ضعیف.   <br />
<br />
در بهبودی برنامه⁯ها را طرح⁯ریزی می⁯کنیم، نه نتایج را. تا وقتی ازدواج، تحصیلات یا شغل جدید را امتحان نکنیم، هرگز نمی⁯دانیم به موفقیت می⁯انجامد یا خیر. صرفاً بهترین قضاوت خود را انجام می⁯دهیم، آن را با کمک راهنما بررسی می⁯کنیم، دعا می⁯کنیم، از همه اطلاعاتی که در دسترس است استفاده می⁯کنیم و تا حد توان معقولانه⁯ترین برنامه⁯ها را طرح⁯ریزی می⁯کنیم. برای مابقی کار، به مراقبت صمیمانه خداوندی که درک می⁯کنیم، اعتماد می⁯کنیم و می⁯دانیم مسئولانه عمل کرده⁯ایم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  برنامه⁯ریزی می⁯کنم، اما نتایج را طرح⁯ریزی نمی⁯کنم. به مراقبت صمیمانه نیروی برتر خود اعتماد می⁯کنم.<br />
</span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-هفدهم آبان]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1108</link>
			<pubDate>Sun, 03 Nov 2013 19:24:05 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1108</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #C71585;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
17 آبان                                رهایی از عدم سلامت عقل<br />
<br />
«آیا معتقدم اگر نزد فردی بروم و بگویم، "ممکن است لطفاً ترتیب یک سکته قلبی یا تصادف مرگبار را برای من بدهید؟" کار احمقانه⁯ای کرده⁯ام؟»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
شنیده⁯ایم که می⁯گویند اگر عاشق نباشیم، نمی⁯توانیم احساس عاشق بودن را به خاطر آوریم. همین را می⁯توان درباره عدم سلامت عقل گفت: وقتی از آن رها باشیم، شاید فراموش کنیم فکر نامعقول ما واقعاً چقدر می⁯تواند عجیب باشد. اما برای سپاسگزاری از میزان سلامت عقلی که در معتادان گمنام باز یافته⁯ایم، صرفاً باید به خاطر بسپاریم که واقعاً چقدر بی⁯عقل بوده⁯ایم.<br />
<br />
 امروز، شاید گفتن چیزی احمقانه مانند: «ممکن است لطفاً ترتیب یک سکته قلبی یا تصادف مرگبار را برای من بدهید؟» دشوار باشد. اگر کسی ذهن سالمی داشته باشد، هرگز تقاضای چنین چیزهایی را نمی⁯کند و نکته همین جاست. در دوران اعتیاد فعال، ذهن ما سالم نبود. هر روزی که اعتیاد خود را سپری می⁯کردیم، انتظار تأثیرات بیماری مرگبار، تحقیر، سوء استفاده، فقر و فلاکت، حبس، مرگ در اثر خشونت و حتی مرگ در اثر حماقت محض را می⁯کشیدیم. در این شرایط، تقاضای سکته قلبی یا تصادف مرگبار خیلی هم دور از انتظار به نظر نمی⁯رسد، بلکه نشان می⁯دهد چقدر بی⁯عقل بوده⁯ایم.  <br />
<br />
برنامه، انجمن، نیروی برتر همگی در کنار هم معجزه کرده⁯اند. قدم دوم امیدی بیهوده نیست، بلکه واقعیت است. با دانستن میزان عدم سلامت عقلی که دچار آن بوده⁯ایم، می⁯توانیم هر چه بیشتر از نیروی معجزه⁯آسایی که تا به حال سلامت عقل را به ما باز گردانده است، سپاسگزاری کنیم. به این خاطر، واقعاً سپاسگزاریم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  زمانی را برای به یاد آوردن میزان عدم سلامت عقل خود در دوران اعتیاد اختصاص می⁯دهم. سپس، از نیروی برتر خود به خاطر سلامت عقلی که به زندگی من باز گردانده شده، شکرگزاری می⁯کنم.<br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #C71585;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
17 آبان                                رهایی از عدم سلامت عقل<br />
<br />
«آیا معتقدم اگر نزد فردی بروم و بگویم، "ممکن است لطفاً ترتیب یک سکته قلبی یا تصادف مرگبار را برای من بدهید؟" کار احمقانه⁯ای کرده⁯ام؟»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
شنیده⁯ایم که می⁯گویند اگر عاشق نباشیم، نمی⁯توانیم احساس عاشق بودن را به خاطر آوریم. همین را می⁯توان درباره عدم سلامت عقل گفت: وقتی از آن رها باشیم، شاید فراموش کنیم فکر نامعقول ما واقعاً چقدر می⁯تواند عجیب باشد. اما برای سپاسگزاری از میزان سلامت عقلی که در معتادان گمنام باز یافته⁯ایم، صرفاً باید به خاطر بسپاریم که واقعاً چقدر بی⁯عقل بوده⁯ایم.<br />
<br />
 امروز، شاید گفتن چیزی احمقانه مانند: «ممکن است لطفاً ترتیب یک سکته قلبی یا تصادف مرگبار را برای من بدهید؟» دشوار باشد. اگر کسی ذهن سالمی داشته باشد، هرگز تقاضای چنین چیزهایی را نمی⁯کند و نکته همین جاست. در دوران اعتیاد فعال، ذهن ما سالم نبود. هر روزی که اعتیاد خود را سپری می⁯کردیم، انتظار تأثیرات بیماری مرگبار، تحقیر، سوء استفاده، فقر و فلاکت، حبس، مرگ در اثر خشونت و حتی مرگ در اثر حماقت محض را می⁯کشیدیم. در این شرایط، تقاضای سکته قلبی یا تصادف مرگبار خیلی هم دور از انتظار به نظر نمی⁯رسد، بلکه نشان می⁯دهد چقدر بی⁯عقل بوده⁯ایم.  <br />
<br />
برنامه، انجمن، نیروی برتر همگی در کنار هم معجزه کرده⁯اند. قدم دوم امیدی بیهوده نیست، بلکه واقعیت است. با دانستن میزان عدم سلامت عقلی که دچار آن بوده⁯ایم، می⁯توانیم هر چه بیشتر از نیروی معجزه⁯آسایی که تا به حال سلامت عقل را به ما باز گردانده است، سپاسگزاری کنیم. به این خاطر، واقعاً سپاسگزاریم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  زمانی را برای به یاد آوردن میزان عدم سلامت عقل خود در دوران اعتیاد اختصاص می⁯دهم. سپس، از نیروی برتر خود به خاطر سلامت عقلی که به زندگی من باز گردانده شده، شکرگزاری می⁯کنم.<br />
<br />
 </span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-شانزدهم آبان]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1107</link>
			<pubDate>Sun, 03 Nov 2013 19:23:09 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=1107</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #00BFFF;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
حس کردن اراده خداوند 16                           آبان<br />
<br />
«صمیمانه باور کردم که نیرویی برتر می⁯تواند سلامت عقل را به من بازگرداند و من از تلاش برای درک اراده خداوند دست می⁯کشم. مسائل را صرفاً همان طور که هستند، می⁯پذیرم و سپاسگزار هستم.»   <br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
هر چه بیشتر پاک می⁯مانیم، با اطمینان کمتری "می⁯دانیم" اراده نیروی برتر برای ما چیست و این موضوع اهمیت کمتری پیدا می⁯کند. آگاهی از اراده نیروی برتر بیشتر به چیزی "حسی" تبدیل می⁯شود، نه یک چیز "دانستنی". هنوز قدم یازدهم را با ایمان کامل تمرین می⁯کنیم. اما به جای اینکه به دنبال "نشانه⁯هایی" از نیروی برتر بگردیم، بیشتر به شم خود اطمینان می⁯کنیم و به احساساتی درباره اینکه چه چیز باعث راحتی ما می⁯شود، اعتماد می⁯کنیم. <br />
<br />
پس از چند سال پاکی، چیزی که ظاهراً از آن مطلع هستیم این است که چه وقت بر خلاف اراده خداوند برای خود عمل می⁯کنیم. وقتی بر خلاف اراده خداوند حرکت می⁯کنیم، دچار آن احساس دل⁯نگرانی ناراحت⁯کننده قدیمی می⁯شویم. این دل‌نگرانی به ما هشدار می⁯دهد اگر همین مسیر را در پیش گیریم، بی⁯خوابی⁯های بسیاری در انتظار ماست. باید به این احساسات توجه کنیم، چراکه آنها اغلب نشان می⁯دهند که بر خلاف اراده خداوند برای خود عمل می⁯کنیم.        <br />
<br />
قدم یازدهم هدف واقعی از دعا و مراقبه را به روشنی بیان می⁯کند: ارتقا ارتباط آگاهانه ما با خداوندی که درک می⁯کنیم، آگاهی روشن⁯تری از اراده خداوند برای ما و قدرت اجرای آن را به دنبال دارد. از طریق احساس خود درباره اراده خداوند به طور روشن⁯تری از آن مطلع می⁯شویم، نه از طریق "نشانه⁯ها" یا کلمات—و این احساس خوب است.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  برای آگاهی از اراده نیروی برتر برای خود و قدرت اجرای آن دعا می⁯کنم. به احساسات خود توجه می⁯کنم و اگر این احساسات خوب بودند، عمل می⁯کنم.<br />
</span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #00BFFF;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-style: italic;" class="mycode_i"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
حس کردن اراده خداوند 16                           آبان<br />
<br />
«صمیمانه باور کردم که نیرویی برتر می⁯تواند سلامت عقل را به من بازگرداند و من از تلاش برای درک اراده خداوند دست می⁯کشم. مسائل را صرفاً همان طور که هستند، می⁯پذیرم و سپاسگزار هستم.»   <br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
هر چه بیشتر پاک می⁯مانیم، با اطمینان کمتری "می⁯دانیم" اراده نیروی برتر برای ما چیست و این موضوع اهمیت کمتری پیدا می⁯کند. آگاهی از اراده نیروی برتر بیشتر به چیزی "حسی" تبدیل می⁯شود، نه یک چیز "دانستنی". هنوز قدم یازدهم را با ایمان کامل تمرین می⁯کنیم. اما به جای اینکه به دنبال "نشانه⁯هایی" از نیروی برتر بگردیم، بیشتر به شم خود اطمینان می⁯کنیم و به احساساتی درباره اینکه چه چیز باعث راحتی ما می⁯شود، اعتماد می⁯کنیم. <br />
<br />
پس از چند سال پاکی، چیزی که ظاهراً از آن مطلع هستیم این است که چه وقت بر خلاف اراده خداوند برای خود عمل می⁯کنیم. وقتی بر خلاف اراده خداوند حرکت می⁯کنیم، دچار آن احساس دل⁯نگرانی ناراحت⁯کننده قدیمی می⁯شویم. این دل‌نگرانی به ما هشدار می⁯دهد اگر همین مسیر را در پیش گیریم، بی⁯خوابی⁯های بسیاری در انتظار ماست. باید به این احساسات توجه کنیم، چراکه آنها اغلب نشان می⁯دهند که بر خلاف اراده خداوند برای خود عمل می⁯کنیم.        <br />
<br />
قدم یازدهم هدف واقعی از دعا و مراقبه را به روشنی بیان می⁯کند: ارتقا ارتباط آگاهانه ما با خداوندی که درک می⁯کنیم، آگاهی روشن⁯تری از اراده خداوند برای ما و قدرت اجرای آن را به دنبال دارد. از طریق احساس خود درباره اراده خداوند به طور روشن⁯تری از آن مطلع می⁯شویم، نه از طریق "نشانه⁯ها" یا کلمات—و این احساس خوب است.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  برای آگاهی از اراده نیروی برتر برای خود و قدرت اجرای آن دعا می⁯کنم. به احساسات خود توجه می⁯کنم و اگر این احساسات خوب بودند، عمل می⁯کنم.<br />
</span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>