<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - فقط برای امروز(بهمن ماه)]]></title>
		<link>https://forum.banianbehboodi.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - https://forum.banianbehboodi.ir]]></description>
		<pubDate>Wed, 30 Sep 2026 18:26:39 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-اول بهمن]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2038</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 16:40:36 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2038</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">اتحاد و یکنواختی       1                        بهمن<br />
<br />
«اتحاد در معتادان گمنام یک اجبار است.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
اتحاد، یکنواختی نیست. اتحاد از این حقیقت نشأت می⁯گیرد که ما برای بهبودی و کمک به پاک ماندن دیگران وحدت هدف داریم. حتی اگر این چنین باشد، اغلب درمی⁯یابیم با اینکه برای تحقق هدف یکسانی تلاش می⁯کنیم، ابزار و روشهای ما اساساً متفاوتند. <br />
<br />
نمی⁯توانیم عقاید خود درباره وحدت را به دیگران تحمیل کنیم یا وحدت را با یکنواختی اشتباه بگیریم. در حقیقت، جذابیت بزرگ برنامه NA عدم وجود یکنواختی است. وحدت از هدف مشترک ما نشأت می⁯گیرد، نه از معیارهایی که چند تن از اعضای خیرخواه بر گروه تحمیل می⁯کنند. گروه متحدی که از دلهای مهربان اعضایش نشأت می⁯گیرد، برای هر یک از معتادان امکان رساندن پیام را به روش منحصر به فرد فراهم می⁯سازد. <br />
<br />
در برخوردهای خود با یکدیگر در NA، گاهی به طور شفاهی مخالفت می⁯کنیم. باید به خاطر بسپاریم تا وقتی که توجه خود را بر هدف اصلی گروه متمرکز می⁯کنیم، جزئیات نحوه انجام کارها همیشه مهم نیست. ممکن است اعضایی را مشاهده کنیم که بر سر مسائل جزیی با هم مخالفت می⁯کنند، ولی وقتی تازه⁯واردی درخواست کمک می⁯کند، با هم همکاری می⁯کنند. وقتی وارد جلسات  NA شدیم فردی منتظر ما بود. اکنون نوبت ماست که منتظر دیگران باشیم. به اتحاد نیاز داریم تا به فرد تازه⁯وارد نشان دهیم این شیوه زندگی مؤثر است.   <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  سعی می⁯کنم تا نقشی در اتحاد داشته باشم. می⁯دانم که وحدت با یکنواختی یکسان نیست.</div></span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">اتحاد و یکنواختی       1                        بهمن<br />
<br />
«اتحاد در معتادان گمنام یک اجبار است.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
اتحاد، یکنواختی نیست. اتحاد از این حقیقت نشأت می⁯گیرد که ما برای بهبودی و کمک به پاک ماندن دیگران وحدت هدف داریم. حتی اگر این چنین باشد، اغلب درمی⁯یابیم با اینکه برای تحقق هدف یکسانی تلاش می⁯کنیم، ابزار و روشهای ما اساساً متفاوتند. <br />
<br />
نمی⁯توانیم عقاید خود درباره وحدت را به دیگران تحمیل کنیم یا وحدت را با یکنواختی اشتباه بگیریم. در حقیقت، جذابیت بزرگ برنامه NA عدم وجود یکنواختی است. وحدت از هدف مشترک ما نشأت می⁯گیرد، نه از معیارهایی که چند تن از اعضای خیرخواه بر گروه تحمیل می⁯کنند. گروه متحدی که از دلهای مهربان اعضایش نشأت می⁯گیرد، برای هر یک از معتادان امکان رساندن پیام را به روش منحصر به فرد فراهم می⁯سازد. <br />
<br />
در برخوردهای خود با یکدیگر در NA، گاهی به طور شفاهی مخالفت می⁯کنیم. باید به خاطر بسپاریم تا وقتی که توجه خود را بر هدف اصلی گروه متمرکز می⁯کنیم، جزئیات نحوه انجام کارها همیشه مهم نیست. ممکن است اعضایی را مشاهده کنیم که بر سر مسائل جزیی با هم مخالفت می⁯کنند، ولی وقتی تازه⁯واردی درخواست کمک می⁯کند، با هم همکاری می⁯کنند. وقتی وارد جلسات  NA شدیم فردی منتظر ما بود. اکنون نوبت ماست که منتظر دیگران باشیم. به اتحاد نیاز داریم تا به فرد تازه⁯وارد نشان دهیم این شیوه زندگی مؤثر است.   <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  سعی می⁯کنم تا نقشی در اتحاد داشته باشم. می⁯دانم که وحدت با یکنواختی یکسان نیست.</div></span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-دوم بهمن]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2037</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 16:38:40 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2037</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">2 بهمن                               مدرسه بهبودی<br />
<br />
«این برنامه مخصوص یادگیری است.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
یادگیری در دوران بهبودی، فعالیتی سخت است. اکثر اوقات یادگیری چیزهایی که بیشتر باید بدانیم، سخت⁯⁯تر است. بهبودی را فرا می⁯گیریم تا خود را برای تجربیات زندگی آماده کنیم. وقتی به صحبت⁯های دیگران در جلسات گوش می⁯دهیم، یادداشت⁯⁯⁯های ذهنی برمی⁯داریم تا بعدها بتوانیم به آنها رجوع کنیم. برای آمادگی، یادداشت⁯⁯ها و متون خود را در فواصل میان "درس⁯ها" مطالعه می⁯کنیم. درست همان طور که دانش⁯آموزان فرصت بهره⁯گیری از دانش خود را در طول امتحانات دارند، ما نیز فرصت استفاده از بهبودی خود را در مواقع بحرانی زندگی در اختیار داریم.   <br />
<br />
مانند همیشه در برابر نحوه رویارویی با مشکلات زندگی، حق انتخاب داریم. می⁯توانیم واهمه داشته باشیم و از آنها به عنوان تهدیدی برای آرامش خود دوری کنیم یا می⁯توانیم آنها را به عنوان فرصتهایی برای رشد بپذیریم. با تأیید اصولی که در بهبودی یاد گرفته⁯⁯ایم، مشکلات زندگی موجب افزایش قدرت ما می⁯شوند. اما اگر این مشکلات نباشند، آنچه یاد گرفته⁯ایم را فراموش می⁯کنیم و کم کم فعالیت خود را از دست می⁯دهیم. این مشکلات فرصتهایی هستند که بیداری⁯های روحانی جدیدی را در ما ایجاد می⁯کنند.      <br />
<br />
متوجه خواهیم شد که پس از هر بحران دوران آرامشی وجود دارد که به ما فرصت خو گرفتن با مهارتهای جدید را می⁯دهد. پس از اینکه درباره تجربه خود تعمق کردیم، از ما می⁯خواهند تا دانش خود را با فردی در میان بگذاریم که آنچه ما قبلاً یاد گرفته⁯⁯ایم را فرا  می⁯گیرد. در مدرسه بهبودی همه ما هم دانش⁯آموز هستیم و هم معلم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  دانش⁯آموز بهبودی هستم. با مشکلات زندگی روبرو می⁯شوم، درباره آنچه آموخته⁯ام اعتماد به نفس دارم و مایلم آن را با دیگران در میان بگذارم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">2 بهمن                               مدرسه بهبودی<br />
<br />
«این برنامه مخصوص یادگیری است.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
یادگیری در دوران بهبودی، فعالیتی سخت است. اکثر اوقات یادگیری چیزهایی که بیشتر باید بدانیم، سخت⁯⁯تر است. بهبودی را فرا می⁯گیریم تا خود را برای تجربیات زندگی آماده کنیم. وقتی به صحبت⁯های دیگران در جلسات گوش می⁯دهیم، یادداشت⁯⁯⁯های ذهنی برمی⁯داریم تا بعدها بتوانیم به آنها رجوع کنیم. برای آمادگی، یادداشت⁯⁯ها و متون خود را در فواصل میان "درس⁯ها" مطالعه می⁯کنیم. درست همان طور که دانش⁯آموزان فرصت بهره⁯گیری از دانش خود را در طول امتحانات دارند، ما نیز فرصت استفاده از بهبودی خود را در مواقع بحرانی زندگی در اختیار داریم.   <br />
<br />
مانند همیشه در برابر نحوه رویارویی با مشکلات زندگی، حق انتخاب داریم. می⁯توانیم واهمه داشته باشیم و از آنها به عنوان تهدیدی برای آرامش خود دوری کنیم یا می⁯توانیم آنها را به عنوان فرصتهایی برای رشد بپذیریم. با تأیید اصولی که در بهبودی یاد گرفته⁯⁯ایم، مشکلات زندگی موجب افزایش قدرت ما می⁯شوند. اما اگر این مشکلات نباشند، آنچه یاد گرفته⁯ایم را فراموش می⁯کنیم و کم کم فعالیت خود را از دست می⁯دهیم. این مشکلات فرصتهایی هستند که بیداری⁯های روحانی جدیدی را در ما ایجاد می⁯کنند.      <br />
<br />
متوجه خواهیم شد که پس از هر بحران دوران آرامشی وجود دارد که به ما فرصت خو گرفتن با مهارتهای جدید را می⁯دهد. پس از اینکه درباره تجربه خود تعمق کردیم، از ما می⁯خواهند تا دانش خود را با فردی در میان بگذاریم که آنچه ما قبلاً یاد گرفته⁯⁯ایم را فرا  می⁯گیرد. در مدرسه بهبودی همه ما هم دانش⁯آموز هستیم و هم معلم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  دانش⁯آموز بهبودی هستم. با مشکلات زندگی روبرو می⁯شوم، درباره آنچه آموخته⁯ام اعتماد به نفس دارم و مایلم آن را با دیگران در میان بگذارم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-سوم بهمن]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2036</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 16:37:15 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2036</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بررسی آرامش                  3            بهمن<br />
<br />
«کمبود مراقبت روزانه به طرق مختلفی بروز می⁯کند»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
آیا تا به حال شده است که در پاسخ به فردی کاملاً غریبه که درباره عالی بودن هوا صحبت می⁯کند، بگوییم «هوای بوی تعفن می⁯دهد»؟ اگر این اتفاق افتاده است، احتمالاً از کمبود مراقبت روزانه در برنامه خود رنج می⁯بریم. <br />
<br />
در دوران بهبودی ممکن است زندگی کاملاً پر جوش و خروش شود. شاید افزایش مسئولیت⁯ها شما را حسابی مشغول کند. شاید مدتی است که به جلسه⁯ای نرفته⁯اید. شاید به خاطر مشغله زیاد وقتی برای استراحت نداشته⁯اید یا خواب و خوراک خوب و منظمی نیز نداشته⁯اید. هر دلیلی که داشته باشد، در هر حال آرامش شما در حال از بین رفتن است.<br />
<br />
وقتی این اتفاق افتاد حتماً باید در این باره اقدامی کنیم. نمی⁯خواهیم اجازه دهیم یک "روز بد" به همراه روحیه⁯ای منفی، به دو روز، چهار روز یا یک هفته تبدیل شود. بهبودی ما به برنامه مراقبت روزانه ما بستگی دارد. فرقی نمی⁯کند چه اتفاقی در زندگی ما می⁯افتد، در هر حال نمی⁯توانیم اصولی را نادیده بگیریم که زندگی ما را نجات داده است.<br />
<br />
راههای بسیاری برای بهبودی و آرامش ما وجود دارد. می⁯توانیم به جلسه⁯ای برویم، با راهنما تماس بگیریم، معتاد در حال بهبودی دیگری را در وقت ناهار ملاقات کنیم یا سعی کنیم پیام بهبودی را به تازه⁯واردی برسانیم. می⁯توانیم دعا کنیم. می⁯توانیم لحظه⁯ای از خود بپرسیم چه کارهای ساده⁯ای را انجام نداده⁯ایم. وقتی روحیه ما خراب می⁯شود، می⁯توانیم با راه حلی ساده از وقوع حادثه جلوگیری کنیم.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:   برنامه روزانه مراقبت از بهبودی⁯ خود را بررسی می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بررسی آرامش                  3            بهمن<br />
<br />
«کمبود مراقبت روزانه به طرق مختلفی بروز می⁯کند»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
آیا تا به حال شده است که در پاسخ به فردی کاملاً غریبه که درباره عالی بودن هوا صحبت می⁯کند، بگوییم «هوای بوی تعفن می⁯دهد»؟ اگر این اتفاق افتاده است، احتمالاً از کمبود مراقبت روزانه در برنامه خود رنج می⁯بریم. <br />
<br />
در دوران بهبودی ممکن است زندگی کاملاً پر جوش و خروش شود. شاید افزایش مسئولیت⁯ها شما را حسابی مشغول کند. شاید مدتی است که به جلسه⁯ای نرفته⁯اید. شاید به خاطر مشغله زیاد وقتی برای استراحت نداشته⁯اید یا خواب و خوراک خوب و منظمی نیز نداشته⁯اید. هر دلیلی که داشته باشد، در هر حال آرامش شما در حال از بین رفتن است.<br />
<br />
وقتی این اتفاق افتاد حتماً باید در این باره اقدامی کنیم. نمی⁯خواهیم اجازه دهیم یک "روز بد" به همراه روحیه⁯ای منفی، به دو روز، چهار روز یا یک هفته تبدیل شود. بهبودی ما به برنامه مراقبت روزانه ما بستگی دارد. فرقی نمی⁯کند چه اتفاقی در زندگی ما می⁯افتد، در هر حال نمی⁯توانیم اصولی را نادیده بگیریم که زندگی ما را نجات داده است.<br />
<br />
راههای بسیاری برای بهبودی و آرامش ما وجود دارد. می⁯توانیم به جلسه⁯ای برویم، با راهنما تماس بگیریم، معتاد در حال بهبودی دیگری را در وقت ناهار ملاقات کنیم یا سعی کنیم پیام بهبودی را به تازه⁯واردی برسانیم. می⁯توانیم دعا کنیم. می⁯توانیم لحظه⁯ای از خود بپرسیم چه کارهای ساده⁯ای را انجام نداده⁯ایم. وقتی روحیه ما خراب می⁯شود، می⁯توانیم با راه حلی ساده از وقوع حادثه جلوگیری کنیم.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:   برنامه روزانه مراقبت از بهبودی⁯ خود را بررسی می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-چهارم بهمن]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2035</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 16:36:28 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2035</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">4بهمن                               از جدایی به وصل<br />
<br />
«بیماری اعتیاد ما را منزوی کرد... به خاطر کینه⁯توزی، رنجش، خودمحوری و خودجویی<br />
<br />
خود را از دنیای خارج جدا کردیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
اعتیاد یک بیماری منزوی⁯کننده است، رابطه ما را با جامعه، خانواده و خود قطع می⁯کند. ما پنهان شدیم. دروغ گفتیم. زندگی دیگران را که مطمئناً دور از دسترس ما بود، به تمسخر گرفتیم. بدتر ازهمه، به خود گفتیم هیچ مشکلی نداریم، گرچه می⁯دانستیم به شدت بیمار هستیم. ارتباط ما با دنیا و واقعیت قطع شده بود. زندگی برای ما معنای خود را از دست داده بود و بیشتر و بیشتر از واقعیت دور می⁯شدیم. <br />
<br />
برنامه NA به طور ویژه برای افرادی مثل ما طراحی شده است. این برنامه به ما کمک می⁯کند با روش درستی که باید بر اساس آن زندگی می⁯کردیم، دوباره ارتباط برقرار کنیم و ما را از انزوا نجات می⁯دهد. دیگر درباره وضعیت‌مان به خود دروغ نمی⁯گوییم؛ عجز خود و غیر قابل اداره بودن زندگی⁯مان را می⁯پذیریم. ایمان داریم که زندگی ما می⁯تواند بهتر شود، بهبودی ممکن است و خوشبختی دائماً دور از دسترس ما نیست. صداقت پیدا می⁯کنیم؛ دیگر خود را پنهان نمی⁯کنیم، «حاضر می⁯شویم و حقیقت را می⁯گوییم»، مهم نیست این حقیقت چه باشد. با این کار، زندگی فردی خود را با زندگی دنیای اطرافمان پیوند می⁯دهیم.     <br />
<br />
ما معتادان نباید در انزوا زندگی کنیم. اگر قدمهای دوازده⁯گانه را انجام دهیم، این قدمها می⁯توانند ارتباط ما با زندگی و زندگی کردن را برقرار سازند.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  جزیی از زندگی اطراف خود هستم. برنامه خود را  انجام می⁯دهم تا ارتباطم را با دنیا تقویت کنم.</span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">4بهمن                               از جدایی به وصل<br />
<br />
«بیماری اعتیاد ما را منزوی کرد... به خاطر کینه⁯توزی، رنجش، خودمحوری و خودجویی<br />
<br />
خود را از دنیای خارج جدا کردیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
اعتیاد یک بیماری منزوی⁯کننده است، رابطه ما را با جامعه، خانواده و خود قطع می⁯کند. ما پنهان شدیم. دروغ گفتیم. زندگی دیگران را که مطمئناً دور از دسترس ما بود، به تمسخر گرفتیم. بدتر ازهمه، به خود گفتیم هیچ مشکلی نداریم، گرچه می⁯دانستیم به شدت بیمار هستیم. ارتباط ما با دنیا و واقعیت قطع شده بود. زندگی برای ما معنای خود را از دست داده بود و بیشتر و بیشتر از واقعیت دور می⁯شدیم. <br />
<br />
برنامه NA به طور ویژه برای افرادی مثل ما طراحی شده است. این برنامه به ما کمک می⁯کند با روش درستی که باید بر اساس آن زندگی می⁯کردیم، دوباره ارتباط برقرار کنیم و ما را از انزوا نجات می⁯دهد. دیگر درباره وضعیت‌مان به خود دروغ نمی⁯گوییم؛ عجز خود و غیر قابل اداره بودن زندگی⁯مان را می⁯پذیریم. ایمان داریم که زندگی ما می⁯تواند بهتر شود، بهبودی ممکن است و خوشبختی دائماً دور از دسترس ما نیست. صداقت پیدا می⁯کنیم؛ دیگر خود را پنهان نمی⁯کنیم، «حاضر می⁯شویم و حقیقت را می⁯گوییم»، مهم نیست این حقیقت چه باشد. با این کار، زندگی فردی خود را با زندگی دنیای اطرافمان پیوند می⁯دهیم.     <br />
<br />
ما معتادان نباید در انزوا زندگی کنیم. اگر قدمهای دوازده⁯گانه را انجام دهیم، این قدمها می⁯توانند ارتباط ما با زندگی و زندگی کردن را برقرار سازند.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  جزیی از زندگی اطراف خود هستم. برنامه خود را  انجام می⁯دهم تا ارتباطم را با دنیا تقویت کنم.</span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-پنجم بهمن]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2034</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 16:35:35 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2034</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هدیه⁯ای فوق⁯العاده                                 5  بهمن<br />
<br />
«وقوع آن را هر روز در جمع خود مشاهده می⁯کنیم. این برگشت معجزه⁯آسا گواه بر بیداری روحانی است.» <br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
آنها را نظاره می⁯کنیم که شکست⁯⁯خورده و ⁯پژمرده⁯روح⁯ وارد اولین جلسه خود می⁯شوند. درد و رنج آنها نمایان است و نیاز آنها به کمک حتی نمایان⁯تر است. یک جزوه به معتادان گمنام خوش آمدید دریافت می⁯کنند و در حالی که با سختی از جای خود تکان می⁯خورند به صندلی خود باز می⁯گردند.<br />
<br />
دوباره آنها را می⁯بینیم و این بار ظاهراً کمی راحت⁯تر هستند. راهنمایی را برای خود پیدا کرده⁯اند و هر شب در جلسات شرکت می⁯کنند. هنوز نمی⁯خواهند نظری کوتاه به ما بیندازند، اما وقتی صحبت می⁯کنیم سر خود را به نشانه همدردی تکان می⁯دهند. متوجه جرقه⁯ای از امید در چشمان آنها می⁯شویم و وقتی آنها را تشویق می⁯کنیم که باز هم به ما سر بزنند، با تردید لبخند می⁯زنند.    <br />
<br />
چند ماه بعد آنها راست⁯قامت می⁯ایستند. یاد گرفته⁯اند که چگونه از طریق نگاه کردن با دیگران ارتباط برقرار کنند. قدمها را با کمک راهنما کار می⁯کنند و در نتیجه التیام می⁯یابند. وقتی در جلسات صحبت می⁯کنند به آنها گوش می⁯دهیم. پس از آن، با یکدیگر صندلی⁯ها جلسه را می⁯چینیم. <br />
<br />
چند سال بعد، آنها در کارگاه یا یک همایش صحبت می⁯کنند. شخصیت بذله⁯گو و شگفت⁯انگیزی پیدا کرده⁯اند. وقتی ما را می⁯بینند، لبخند می⁯زنند، ما را در آغوش می⁯گیرند و می⁯گویند بدون وجود ما هرگز قادر به انجام این کار نبوده⁯اند. وقتی می⁯گوییم «ما هم بدون وجود شما نمی⁯توانستیم این کار را انجام دهیم» سخن ما را درک می⁯کنند.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  از مشاهده بهبودی دیگران شادمان می⁯شوم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هدیه⁯ای فوق⁯العاده                                 5  بهمن<br />
<br />
«وقوع آن را هر روز در جمع خود مشاهده می⁯کنیم. این برگشت معجزه⁯آسا گواه بر بیداری روحانی است.» <br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
آنها را نظاره می⁯کنیم که شکست⁯⁯خورده و ⁯پژمرده⁯روح⁯ وارد اولین جلسه خود می⁯شوند. درد و رنج آنها نمایان است و نیاز آنها به کمک حتی نمایان⁯تر است. یک جزوه به معتادان گمنام خوش آمدید دریافت می⁯کنند و در حالی که با سختی از جای خود تکان می⁯خورند به صندلی خود باز می⁯گردند.<br />
<br />
دوباره آنها را می⁯بینیم و این بار ظاهراً کمی راحت⁯تر هستند. راهنمایی را برای خود پیدا کرده⁯اند و هر شب در جلسات شرکت می⁯کنند. هنوز نمی⁯خواهند نظری کوتاه به ما بیندازند، اما وقتی صحبت می⁯کنیم سر خود را به نشانه همدردی تکان می⁯دهند. متوجه جرقه⁯ای از امید در چشمان آنها می⁯شویم و وقتی آنها را تشویق می⁯کنیم که باز هم به ما سر بزنند، با تردید لبخند می⁯زنند.    <br />
<br />
چند ماه بعد آنها راست⁯قامت می⁯ایستند. یاد گرفته⁯اند که چگونه از طریق نگاه کردن با دیگران ارتباط برقرار کنند. قدمها را با کمک راهنما کار می⁯کنند و در نتیجه التیام می⁯یابند. وقتی در جلسات صحبت می⁯کنند به آنها گوش می⁯دهیم. پس از آن، با یکدیگر صندلی⁯ها جلسه را می⁯چینیم. <br />
<br />
چند سال بعد، آنها در کارگاه یا یک همایش صحبت می⁯کنند. شخصیت بذله⁯گو و شگفت⁯انگیزی پیدا کرده⁯اند. وقتی ما را می⁯بینند، لبخند می⁯زنند، ما را در آغوش می⁯گیرند و می⁯گویند بدون وجود ما هرگز قادر به انجام این کار نبوده⁯اند. وقتی می⁯گوییم «ما هم بدون وجود شما نمی⁯توانستیم این کار را انجام دهیم» سخن ما را درک می⁯کنند.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  از مشاهده بهبودی دیگران شادمان می⁯شوم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-ششم بهمن]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2033</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 16:34:50 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2033</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
6بهمن                                    خودمحوری<br />
<br />
«بخش روحانی بیماری ما خودمحوری کامل ماست.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
خودمحوری چیست؟ ما معتقدیم جهان بر ما متمرکز شده است. آرزوها و خواسته⁯های ما تنها چیزهای قابل توجه هستند. اذهان خودمحور ما بر این باورند که اگر آنها را به حال خود بگذارند، قادرند هر چه می⁯خواهند به دست آورند. خودمحوری، خودکفایی کامل را فرض می⁯کند.    <br />
<br />
ما می⁯گوییم خودمحوری جنبه روحانی بیماری ماست، زیرا ذهن خودمحور نمی⁯تواند به چیزی برتر یا مهم⁯تر از خود فکر کند. اما برای بیماری ما راه حلی روحانی وجود دارد: قدمهای دوازده⁯گانه معتادان گمنام. این قدمها ما را از خودمحوری دور می⁯کند و به سوی خدامحوری هدایت می⁯کند.              <br />
<br />
با اقرار به عجز خود و طلب یاری از نیرویی برتر از خود، توهم خودکفایی را از سر بیرون می⁯کنیم. با پذیرش خطاهای خود، جبران خسارت و طلب راهنمایی درباره درستی⁯ها از خداوندی که درک می⁯کنیم، شکست خودبرتربینی خود را اعتراف می⁯نماییم و با تلاش برای خدمت به دیگران، نه صرفاً خدمت به خود احساس شدید خودبزرگ⁯بینی را در خود از بین می⁯بریم.    <br />
<br />
روح مبتلای ما به خودمحوری می⁯تواند با راه حلی روحانی درمان شود: قدمهای دوازده⁯گانه. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  راهنمایی و قدرت من از نیرویی برتر نشأت می⁯گیرد، نه از ضمیر خودم. قدمهای دوازده⁯گانه را تمرین می⁯کنم تا به خدامحوری خود بیفزایم و از خودمحوری خود بکاهم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
6بهمن                                    خودمحوری<br />
<br />
«بخش روحانی بیماری ما خودمحوری کامل ماست.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
خودمحوری چیست؟ ما معتقدیم جهان بر ما متمرکز شده است. آرزوها و خواسته⁯های ما تنها چیزهای قابل توجه هستند. اذهان خودمحور ما بر این باورند که اگر آنها را به حال خود بگذارند، قادرند هر چه می⁯خواهند به دست آورند. خودمحوری، خودکفایی کامل را فرض می⁯کند.    <br />
<br />
ما می⁯گوییم خودمحوری جنبه روحانی بیماری ماست، زیرا ذهن خودمحور نمی⁯تواند به چیزی برتر یا مهم⁯تر از خود فکر کند. اما برای بیماری ما راه حلی روحانی وجود دارد: قدمهای دوازده⁯گانه معتادان گمنام. این قدمها ما را از خودمحوری دور می⁯کند و به سوی خدامحوری هدایت می⁯کند.              <br />
<br />
با اقرار به عجز خود و طلب یاری از نیرویی برتر از خود، توهم خودکفایی را از سر بیرون می⁯کنیم. با پذیرش خطاهای خود، جبران خسارت و طلب راهنمایی درباره درستی⁯ها از خداوندی که درک می⁯کنیم، شکست خودبرتربینی خود را اعتراف می⁯نماییم و با تلاش برای خدمت به دیگران، نه صرفاً خدمت به خود احساس شدید خودبزرگ⁯بینی را در خود از بین می⁯بریم.    <br />
<br />
روح مبتلای ما به خودمحوری می⁯تواند با راه حلی روحانی درمان شود: قدمهای دوازده⁯گانه. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  راهنمایی و قدرت من از نیرویی برتر نشأت می⁯گیرد، نه از ضمیر خودم. قدمهای دوازده⁯گانه را تمرین می⁯کنم تا به خدامحوری خود بیفزایم و از خودمحوری خود بکاهم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-هفتم بهمن]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2032</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 16:33:47 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2032</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">یادگیری شیوه جدید زندگی 7                            بهمن<br />
<br />
«شیوه⁯های جدید زندگی را یاد می⁯گیریم. دیگر محدود به عقاید کهنه خود نیستیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
ممکن است مانند بچه⁯ها تشخیص کار درست از خطا و سایر اصول زندگی را آموخته⁯ و یا نیاموخته باشیم. در هر حال، وقتی بهبودی پیدا می⁯کنیم، اکثر ما درباره شیوه زندگی صرفاً عقاید بسیار مبهمی داریم. انزوای ما از سایر افراد جامعه موجب شده است مسئولیت⁯های انسانی اساسی را نادیده بگیریم و برای سازگاری با دنیایی که در آن زندگی می⁯کنیم، مهارتهای عجیب و غریبی را برای حفظ بقای خود پرورش دهیم.      <br />
<br />
برخی از ما نمی⁯دانستیم حقیقت را چگونه بگوییم؛ برخی نیز در بیان آن بسیار صریح بودیم، با هر کسی که صحبت می⁯کردیم او را جریحه⁯دار می⁯کردیم. برخی از ما نمی⁯توانستیم با ساده⁯ترین مشکلات شخصی خود کنار بیاییم، در حالی که برخی دیگر نیز قصد داشتیم مشکلات تمام دنیا را حل کنیم. حتی وقتی برخورد ناعادلانه⁯ای با ما می⁯شد، برخی از ما هرگز عصبانی نمی⁯شدیم؛ برخی دیگر نیز عجولانه بر علیه هر کس یا چیزی شکایت می⁯کردیم. <br />
<br />
فرقی نمی⁯کند مشکلات ما چیست یا وخامت آنها چقدر است، در معتادان گمنام، همه ما فرصت یادگیری شیوه جدید زندگی را در اختیار داریم. شاید لازم باشد مهربانی و نحوه برخورد با دیگران را یاد بگیریم. شاید لازم باشد مسئولیت⁯های شخصی را بپذیریم. یا شاید باید بر ترس خود غلبه کنیم و قدری ریسک کنیم. می⁯توانیم از یک چیز مطمئن باشیم: هر روز صرفاً از طریق زندگی کردن، چیز جدیدی را یاد می⁯گیریم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  نسبت به دیروز چیزهای بیشتری درباره شیوه زندگی می⁯دانم، اما نه به اندازه فردا. امروز چیز جدیدی یاد می⁯گیرم.</span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">یادگیری شیوه جدید زندگی 7                            بهمن<br />
<br />
«شیوه⁯های جدید زندگی را یاد می⁯گیریم. دیگر محدود به عقاید کهنه خود نیستیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
ممکن است مانند بچه⁯ها تشخیص کار درست از خطا و سایر اصول زندگی را آموخته⁯ و یا نیاموخته باشیم. در هر حال، وقتی بهبودی پیدا می⁯کنیم، اکثر ما درباره شیوه زندگی صرفاً عقاید بسیار مبهمی داریم. انزوای ما از سایر افراد جامعه موجب شده است مسئولیت⁯های انسانی اساسی را نادیده بگیریم و برای سازگاری با دنیایی که در آن زندگی می⁯کنیم، مهارتهای عجیب و غریبی را برای حفظ بقای خود پرورش دهیم.      <br />
<br />
برخی از ما نمی⁯دانستیم حقیقت را چگونه بگوییم؛ برخی نیز در بیان آن بسیار صریح بودیم، با هر کسی که صحبت می⁯کردیم او را جریحه⁯دار می⁯کردیم. برخی از ما نمی⁯توانستیم با ساده⁯ترین مشکلات شخصی خود کنار بیاییم، در حالی که برخی دیگر نیز قصد داشتیم مشکلات تمام دنیا را حل کنیم. حتی وقتی برخورد ناعادلانه⁯ای با ما می⁯شد، برخی از ما هرگز عصبانی نمی⁯شدیم؛ برخی دیگر نیز عجولانه بر علیه هر کس یا چیزی شکایت می⁯کردیم. <br />
<br />
فرقی نمی⁯کند مشکلات ما چیست یا وخامت آنها چقدر است، در معتادان گمنام، همه ما فرصت یادگیری شیوه جدید زندگی را در اختیار داریم. شاید لازم باشد مهربانی و نحوه برخورد با دیگران را یاد بگیریم. شاید لازم باشد مسئولیت⁯های شخصی را بپذیریم. یا شاید باید بر ترس خود غلبه کنیم و قدری ریسک کنیم. می⁯توانیم از یک چیز مطمئن باشیم: هر روز صرفاً از طریق زندگی کردن، چیز جدیدی را یاد می⁯گیریم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  نسبت به دیروز چیزهای بیشتری درباره شیوه زندگی می⁯دانم، اما نه به اندازه فردا. امروز چیز جدیدی یاد می⁯گیرم.</span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-هشتم بهمن]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2031</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 16:33:00 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2031</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">8بهمن                                          معتاد دائمی<br />
<br />
«قطع نظر از مدت زمان پاکی، هرگز نمی⁯توانیم به طور کامل بهبودی پیدا کنیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
پس از گذشت مدت کمی از انجام برنامه، برخی از ما تصور می⁯کنیم معالجه شده⁯ایم. هر چیزی را که NA باید به ما آموزش دهد، فرا گرفته⁯ایم؛ از شرکت در جلسات خسته شده⁯ایم؛ و راهنما با لحنی یکنواخت همان شعار قدیمی را تکرار می⁯کند: «قدمها—قدمها—قدمها!» تصمیم می⁯گیریم که اکنون باید به زندگی خود بپردازیم، شرکت در جلسات را قطع کنیم و سالهای از دست رفته به خاطر اعتیاد فعال را جبران نماییم. اما این کار را با به خطر انداختن بهبودی خود انجام می⁯دهیم.   <br />
<br />
از بین ما کسانی که پس از این اتفاق دچار لغزش شده⁯اند، اغلب سعی می⁯کنند تا حد توان در جلسات شرکت کنند—برخی از ما به مدت چند سال هر روز در جلسات شرکت می⁯کنیم. ممکن است سالها بگذرد تا بفهمیم همیشه معتاد خواهیم بود. ممکن است بعضی روزها احساس خوبی داشته باشیم و در بعضی روزها احساس بدی داشته باشیم، در هر حال هر روز  معتاد هستیم. همواره در معرض توهم، انکار، دلیل⁯تراشی، توجیه، عدم سلامت عقل—همه خصوصیاتی که در طرز فکر معتاد معمولی وجود دارد—قرار داریم. اگر می⁯خواهیم به زندگی ادامه دهیم و بدون مصرف مواد از زندگی لذت ببریم، باید برنامه فعال بهبودی را هر روز تمرین کنیم.      <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  هر روز معتاد هستم، اما امروز تصمیم می⁯گیرم معتاد در حال بهبودی باشم. این تصمیم را با عمل به برنامه⁯ خود می⁯گیرم.  </span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">8بهمن                                          معتاد دائمی<br />
<br />
«قطع نظر از مدت زمان پاکی، هرگز نمی⁯توانیم به طور کامل بهبودی پیدا کنیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
پس از گذشت مدت کمی از انجام برنامه، برخی از ما تصور می⁯کنیم معالجه شده⁯ایم. هر چیزی را که NA باید به ما آموزش دهد، فرا گرفته⁯ایم؛ از شرکت در جلسات خسته شده⁯ایم؛ و راهنما با لحنی یکنواخت همان شعار قدیمی را تکرار می⁯کند: «قدمها—قدمها—قدمها!» تصمیم می⁯گیریم که اکنون باید به زندگی خود بپردازیم، شرکت در جلسات را قطع کنیم و سالهای از دست رفته به خاطر اعتیاد فعال را جبران نماییم. اما این کار را با به خطر انداختن بهبودی خود انجام می⁯دهیم.   <br />
<br />
از بین ما کسانی که پس از این اتفاق دچار لغزش شده⁯اند، اغلب سعی می⁯کنند تا حد توان در جلسات شرکت کنند—برخی از ما به مدت چند سال هر روز در جلسات شرکت می⁯کنیم. ممکن است سالها بگذرد تا بفهمیم همیشه معتاد خواهیم بود. ممکن است بعضی روزها احساس خوبی داشته باشیم و در بعضی روزها احساس بدی داشته باشیم، در هر حال هر روز  معتاد هستیم. همواره در معرض توهم، انکار، دلیل⁯تراشی، توجیه، عدم سلامت عقل—همه خصوصیاتی که در طرز فکر معتاد معمولی وجود دارد—قرار داریم. اگر می⁯خواهیم به زندگی ادامه دهیم و بدون مصرف مواد از زندگی لذت ببریم، باید برنامه فعال بهبودی را هر روز تمرین کنیم.      <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  هر روز معتاد هستم، اما امروز تصمیم می⁯گیرم معتاد در حال بهبودی باشم. این تصمیم را با عمل به برنامه⁯ خود می⁯گیرم.  </span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-نهم بهمن]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2030</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 16:32:21 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2030</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">قدم اول-قدم عمل            9                   بهمن<br />
<br />
«آیا درک می⁯کنیم که بر مصرف مواد کنترل نداریم؟»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
شاید در ابتدا بسیاری از ما تصور کرده باشیم قدم اول به عمل نیاز ندارد—فقط تسلیم می⁯شویم و به قدم دوم می⁯رویم. اما قدم اول قطعاً مستلزم عمل است! <br />
<br />
عملی که در قدم اول انجام می⁯دهیم، در شیوه زندگی ما، حتی در همان اولین روز پاکی نیز مشهود است. اگر واقعاً باور داریم که در مقابل اعتیاد خود عاجز هستیم، به سراغ مواد نخواهیم رفت. ادامه زندگی به روال گذشته یا ارتباط با معتادان در حال مصرف، ممکن است نشانه وجود دستاویزی در برنامه ما باشد. اعتقاد کامل به کاربرد قدم اول در زندگی ما، متضمن عاری بودن محل زندگی از تمامی مواد مخدر و لوازم مصرف آن است.  <br />
<br />
با گذشت زمان نه تنها رعایت اصول قدم اول را ادامه می⁯دهیم، بلکه اقدامات جدیدی را به گنجینه این قدم اضافه می⁯کنیم. به جای اینکه احساسات خود را تحت کنترل درآوریم، یاد می⁯گیریم آنها را درک کنیم. سعی می⁯کنیم از خودخواهی دست برداریم و فقط سفر بهبودی خود را هدایت کنیم؛ کارهایی خودمحورانه متوقف خواهد شد. به جای اینکه این خلأ را با چیز دیگری پر کنیم، به تدریج برای کسب رضایت روحانی به نیرویی برتر از خود بیشتر و بیشتر توجه می⁯کنیم.   <br />
<br />
تسلیم تنها آغاز کار است. وقتی تسلیم می⁯شویم باید یاد بگیریم چگونه در آرامشی که به دست آورده⁯ایم، زندگی کنیم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  تمام اقدامات لازم برای تمرین قدم اول را انجام می⁯دهم. واقعاً باور دارم که این قدم در زندگی من کاربرد دارد. </span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">قدم اول-قدم عمل            9                   بهمن<br />
<br />
«آیا درک می⁯کنیم که بر مصرف مواد کنترل نداریم؟»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
شاید در ابتدا بسیاری از ما تصور کرده باشیم قدم اول به عمل نیاز ندارد—فقط تسلیم می⁯شویم و به قدم دوم می⁯رویم. اما قدم اول قطعاً مستلزم عمل است! <br />
<br />
عملی که در قدم اول انجام می⁯دهیم، در شیوه زندگی ما، حتی در همان اولین روز پاکی نیز مشهود است. اگر واقعاً باور داریم که در مقابل اعتیاد خود عاجز هستیم، به سراغ مواد نخواهیم رفت. ادامه زندگی به روال گذشته یا ارتباط با معتادان در حال مصرف، ممکن است نشانه وجود دستاویزی در برنامه ما باشد. اعتقاد کامل به کاربرد قدم اول در زندگی ما، متضمن عاری بودن محل زندگی از تمامی مواد مخدر و لوازم مصرف آن است.  <br />
<br />
با گذشت زمان نه تنها رعایت اصول قدم اول را ادامه می⁯دهیم، بلکه اقدامات جدیدی را به گنجینه این قدم اضافه می⁯کنیم. به جای اینکه احساسات خود را تحت کنترل درآوریم، یاد می⁯گیریم آنها را درک کنیم. سعی می⁯کنیم از خودخواهی دست برداریم و فقط سفر بهبودی خود را هدایت کنیم؛ کارهایی خودمحورانه متوقف خواهد شد. به جای اینکه این خلأ را با چیز دیگری پر کنیم، به تدریج برای کسب رضایت روحانی به نیرویی برتر از خود بیشتر و بیشتر توجه می⁯کنیم.   <br />
<br />
تسلیم تنها آغاز کار است. وقتی تسلیم می⁯شویم باید یاد بگیریم چگونه در آرامشی که به دست آورده⁯ایم، زندگی کنیم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  تمام اقدامات لازم برای تمرین قدم اول را انجام می⁯دهم. واقعاً باور دارم که این قدم در زندگی من کاربرد دارد. </span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-دهم بهمن]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2029</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 16:31:46 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2029</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">10بهمن                                در میان گذاشتن آنچه که داریم<br />
<br />
«باید به رایگان و با شکرگزاری آنچه به رایگان و با شکرگزاری به<br />
<br />
ما داده شده است را در میان بگذاریم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
در دوران بهبودی، هدایای بسیاری دریافت می⁯کنیم. شاید از بین این هدایا یکی از بزرگترین آنها، بیداری روحانی است که با قطع مصرف آغاز می⁯شود و هر روز با به کار بردن قدمها در زندگی⁯مان تقویت می⁯شود. جرقه حیات دوباره⁯ای که در درون ما ایجاد می⁯شود، نتیجه مستقیم رابطه جدید ما با نیرویی برتر است، رابطه⁯ای که با به کار بردن قدمهای دوازده⁯گانه در زندگی آغاز می⁯شود و گسترش می⁯یابد. به تدریج که برنامه خود را دنبال می⁯کنیم، درخشش بهبودی، تاریکی بیماری ما را از بین می⁯برد.   <br />
<br />
یکی از راههایی که سپاسگزاری خود را از هدایای بهبودی ابراز می⁯کنیم، کمک به دیگران برای به دست آوردن چیزی است که خود به دست آورده⁯ایم. این کار را می⁯توانیم به روشهای مختلفی انجام دهیم: با مشارکت کردن در جلسات، برقراری تماسهای قدم دوازدهم، پذیرفتن تعهد نسبت به راهنمای دیگران شدن یا داوطلب شدن برای خدمت در کمیته بیمارستان‌ها و زندان‌ها، خطوط تلفنی و غیره... زندگی روحانی که در بهبودی به ما اعطاء می⁯شود، مستلزم شکرگزاری است، زیرا تنها با دادن آنچه که داریم، می⁯توانیم آن را حفظ کنیم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  وقتی هدیه بهبودی را در میان می⁯گذارم، این هدیه گسترش می⁯یابد. کسی را پیدا می⁯کنم تا این هدیه را با او در میان بگذارم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">10بهمن                                در میان گذاشتن آنچه که داریم<br />
<br />
«باید به رایگان و با شکرگزاری آنچه به رایگان و با شکرگزاری به<br />
<br />
ما داده شده است را در میان بگذاریم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
در دوران بهبودی، هدایای بسیاری دریافت می⁯کنیم. شاید از بین این هدایا یکی از بزرگترین آنها، بیداری روحانی است که با قطع مصرف آغاز می⁯شود و هر روز با به کار بردن قدمها در زندگی⁯مان تقویت می⁯شود. جرقه حیات دوباره⁯ای که در درون ما ایجاد می⁯شود، نتیجه مستقیم رابطه جدید ما با نیرویی برتر است، رابطه⁯ای که با به کار بردن قدمهای دوازده⁯گانه در زندگی آغاز می⁯شود و گسترش می⁯یابد. به تدریج که برنامه خود را دنبال می⁯کنیم، درخشش بهبودی، تاریکی بیماری ما را از بین می⁯برد.   <br />
<br />
یکی از راههایی که سپاسگزاری خود را از هدایای بهبودی ابراز می⁯کنیم، کمک به دیگران برای به دست آوردن چیزی است که خود به دست آورده⁯ایم. این کار را می⁯توانیم به روشهای مختلفی انجام دهیم: با مشارکت کردن در جلسات، برقراری تماسهای قدم دوازدهم، پذیرفتن تعهد نسبت به راهنمای دیگران شدن یا داوطلب شدن برای خدمت در کمیته بیمارستان‌ها و زندان‌ها، خطوط تلفنی و غیره... زندگی روحانی که در بهبودی به ما اعطاء می⁯شود، مستلزم شکرگزاری است، زیرا تنها با دادن آنچه که داریم، می⁯توانیم آن را حفظ کنیم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  وقتی هدیه بهبودی را در میان می⁯گذارم، این هدیه گسترش می⁯یابد. کسی را پیدا می⁯کنم تا این هدیه را با او در میان بگذارم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-یازدهم بهمن]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2028</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 16:31:00 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2028</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
اعتماد                                11     بهمن<br />
<br />
«فقط برای امروز به کسی در NA  اعتماد خواهم کرد، کسی که مرا باور دارد و می‌خواهد در بهبودیم به من کمک کند.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
فراگیری اعتماد، مسئله⁯ای پرمخاطره است. تجربه گذشته ما به عنوان معتادان مصرف⁯کننده به ما آموخته است که رفقای ما قابل اعتماد نیستند. مهم⁯تر از همه ما به خود نیز نمی⁯توانیم اعتماد کنیم. <br />
<br />
اکنون که در دوران بهبودی به سر می⁯بریم، اعتماد ضروری است. به چیزی نیاز داریم تا در دوران بهبودی به آن متوسل شویم، آن را باور کنیم و به ما در بهبودی امید بدهد. برای برخی از ما اولین چیزی که می⁯توانیم به آن اعتماد کنیم، صحبت⁯های سایر اعضاء در جلسات است؛ حقیقت را در صحبت⁯های آنها احساس می⁯کنیم. <br />
<br />
پیدا کردن فرد قابل اعتماد، درخواست کمک را آسان⁯تر می⁯سازد. وقتی اطمینان ما به بهبودی آنها بیشتر می⁯شود، یاد می⁯گیریم به خود نیز اعتماد کنیم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  تصمیم می⁯گیرم به کسی اعتماد کنم. بر اساس این اعتماد، عمل می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
اعتماد                                11     بهمن<br />
<br />
«فقط برای امروز به کسی در NA  اعتماد خواهم کرد، کسی که مرا باور دارد و می‌خواهد در بهبودیم به من کمک کند.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
فراگیری اعتماد، مسئله⁯ای پرمخاطره است. تجربه گذشته ما به عنوان معتادان مصرف⁯کننده به ما آموخته است که رفقای ما قابل اعتماد نیستند. مهم⁯تر از همه ما به خود نیز نمی⁯توانیم اعتماد کنیم. <br />
<br />
اکنون که در دوران بهبودی به سر می⁯بریم، اعتماد ضروری است. به چیزی نیاز داریم تا در دوران بهبودی به آن متوسل شویم، آن را باور کنیم و به ما در بهبودی امید بدهد. برای برخی از ما اولین چیزی که می⁯توانیم به آن اعتماد کنیم، صحبت⁯های سایر اعضاء در جلسات است؛ حقیقت را در صحبت⁯های آنها احساس می⁯کنیم. <br />
<br />
پیدا کردن فرد قابل اعتماد، درخواست کمک را آسان⁯تر می⁯سازد. وقتی اطمینان ما به بهبودی آنها بیشتر می⁯شود، یاد می⁯گیریم به خود نیز اعتماد کنیم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  تصمیم می⁯گیرم به کسی اعتماد کنم. بر اساس این اعتماد، عمل می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-دوازدهم بهمن]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2027</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 16:30:04 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2027</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سختی⁯ها 12                                 بهمن<br />
<br />
«احساس متفاوتی داشتیم.... تنها پس از تسلیم قادر به غلبه بر انزوای حاصل ازاعتیاد هستیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بریده بریده حرف می⁯زدیم و سعی می⁯کردیم حقیقت را پنهان کنیم: «اما شما متوجه نیستی! من فرق کرده⁯ام! من واقعاً این موضوع را جدی می⁯گویم!» از این جملات بارها و بارها در دوران اعتیاد فعال خود استفاده می⁯کردیم، یا سعی در فرار از عواقب کارهای خود می⁯کردیم و یا از قوانینی که شامل هر شخص دیگری می⁯شود، پیروی نمی⁯کردیم. شاید در جلسه اول خود، از این مسائل می⁯نالیدیم. شاید اخیراً نیز از این مسائل شکوه می⁯کنیم.  <br />
<br />
بنابراین، بسیاری از ما احساس متفاوت یا منحصر به فردی داریم. به عنوان یک فرد معتاد، تقریباً می⁯توانیم از هر چیزی برای منزوی کردن خود استفاده کنیم. اما بهانه⁯ای برای از دست دادن فرصت بهبودی وجود ندارد و هیچ چیز نمی⁯تواند ما را برای این برنامه فاقد صلاحیت سازد—نه یک بیماری مهلک، نه فقر، نه هیچ چیز دیگر. هزاران معتاد وجود دارند که با وجود سختی⁯های واقعی خود در زندگی بهبودی پیدا کرده⁯اند. علی⁯رغم—یا شاید در مقابله با—این سختی⁯ها، بیداری روحانی آنها از طریق انجام این برنامه رشد کرده است.    <br />
<br />
وقتی سخن از بهبودی به میان می⁯آید، شرایط و تفاوتهای فردی ما مرتبط محسوب نمی⁯شوند. با صرف نظر کردن از شرایط استثنایی خود و تسلیم شدن به این شیوه ساده زندگی، قطعاً احساس می⁯کنیم که جزیی از چیزی هستیم و این احساس به ما نیرو می⁯دهد تا از گرفتاری⁯ها و مشکلات زندگی به راحتی عبور کنیم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  شرایط استثنایی خود را نادیده می⁯گیرم و از اصول بهبودی که در آن با بسیاری از افراد دیگر شریک هستم، استقبال می⁯کنم. سختی⁯ها من را از بهبودی جدا نمی⁯کند؛ بلکه مرا به سوی آن جذب می⁯کند.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سختی⁯ها 12                                 بهمن<br />
<br />
«احساس متفاوتی داشتیم.... تنها پس از تسلیم قادر به غلبه بر انزوای حاصل ازاعتیاد هستیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بریده بریده حرف می⁯زدیم و سعی می⁯کردیم حقیقت را پنهان کنیم: «اما شما متوجه نیستی! من فرق کرده⁯ام! من واقعاً این موضوع را جدی می⁯گویم!» از این جملات بارها و بارها در دوران اعتیاد فعال خود استفاده می⁯کردیم، یا سعی در فرار از عواقب کارهای خود می⁯کردیم و یا از قوانینی که شامل هر شخص دیگری می⁯شود، پیروی نمی⁯کردیم. شاید در جلسه اول خود، از این مسائل می⁯نالیدیم. شاید اخیراً نیز از این مسائل شکوه می⁯کنیم.  <br />
<br />
بنابراین، بسیاری از ما احساس متفاوت یا منحصر به فردی داریم. به عنوان یک فرد معتاد، تقریباً می⁯توانیم از هر چیزی برای منزوی کردن خود استفاده کنیم. اما بهانه⁯ای برای از دست دادن فرصت بهبودی وجود ندارد و هیچ چیز نمی⁯تواند ما را برای این برنامه فاقد صلاحیت سازد—نه یک بیماری مهلک، نه فقر، نه هیچ چیز دیگر. هزاران معتاد وجود دارند که با وجود سختی⁯های واقعی خود در زندگی بهبودی پیدا کرده⁯اند. علی⁯رغم—یا شاید در مقابله با—این سختی⁯ها، بیداری روحانی آنها از طریق انجام این برنامه رشد کرده است.    <br />
<br />
وقتی سخن از بهبودی به میان می⁯آید، شرایط و تفاوتهای فردی ما مرتبط محسوب نمی⁯شوند. با صرف نظر کردن از شرایط استثنایی خود و تسلیم شدن به این شیوه ساده زندگی، قطعاً احساس می⁯کنیم که جزیی از چیزی هستیم و این احساس به ما نیرو می⁯دهد تا از گرفتاری⁯ها و مشکلات زندگی به راحتی عبور کنیم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  شرایط استثنایی خود را نادیده می⁯گیرم و از اصول بهبودی که در آن با بسیاری از افراد دیگر شریک هستم، استقبال می⁯کنم. سختی⁯ها من را از بهبودی جدا نمی⁯کند؛ بلکه مرا به سوی آن جذب می⁯کند.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-سیزدهم بهمن]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2026</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 16:29:03 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2026</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">13بهمن                                     نیت خیر<br />
<br />
«بهترین نمونه نیت خیر در خدمت مشاهده می⁯شود؛ خدمت مناسب "انجام عمل درست با دلیل درست" است.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
عامل روحانی بیماری ما ریشه در خودمحوری دارد. خودخواهی در برخورد با دیگران تنها رفتاری بود که اعتیاد به ما یاد داد. هر زمان که چیزی را می⁯خواستیم باید در اختیار ما قرار می⁯گرفت. افکار وسوسه⁯آلود ریشه در ضمیر زندگی ما داشت. چگونه در دوران بهبودی افکار وسوسه⁯آلود را ریشه⁯کن کنیم؟  <br />
<br />
با به کار بردن چند اصل روحانی بسیار ساده اثرات بیماری خود را تغییر می⁯دهیم. برای مقابله با جنبه خودمحوری اعتیاد خود، یاد می⁯گیریم اصل خیرخواهی را به کار گیریم.  به جای اینکه فقط به دنبال خدمت به خود باشیم، خدمت به دیگران را آغاز می⁯کنیم. به جای اینکه فقط به چیزی که از موقعیتی نصیب ما می⁯شود، فکر کنیم، یاد می⁯گیریم ابتدا منافع دیگران را در نظر بگیریم. وقتی با یک تصمیم⁯گیری اخلاقی روبرو می⁯شویم، ابتدا صبر می⁯کنیم، اصول روحانی را به یاد می⁯آوریم و درست عمل می⁯کنیم.     <br />
<br />
وقتی به تدریج یاد می⁯گیریم «عمل درست را با دلیل درست انجام دهیم»، می⁯توانیم متوجه تغییری در وجود خود شویم. در حالی که زمانی تحت فرمان اراده شخصی بودیم، اکنون با نیت خیر خود نسبت به دیگران هدایت می⁯شویم. خودمحوری مزمن ناشی از اعتیاد دست از سر ما برمی⁯دارد. یاد می⁯گیریم که «این اصول را در تمام امور خود به کار گیریم»؛ ما با بهبودی خود زندگی می⁯کنیم، نه با بیماری خود.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  در هر جایی که حضور دارم و در هر کاری که انجام می⁯دهم، به دنبال خدمت به دیگران هستم، نه فقط خدمت به خود. وقتی با معمایی روبرو می⁯شوم، سعی می⁯کنم عمل درست را با دلیل درست انجام دهم. </span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">13بهمن                                     نیت خیر<br />
<br />
«بهترین نمونه نیت خیر در خدمت مشاهده می⁯شود؛ خدمت مناسب "انجام عمل درست با دلیل درست" است.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
عامل روحانی بیماری ما ریشه در خودمحوری دارد. خودخواهی در برخورد با دیگران تنها رفتاری بود که اعتیاد به ما یاد داد. هر زمان که چیزی را می⁯خواستیم باید در اختیار ما قرار می⁯گرفت. افکار وسوسه⁯آلود ریشه در ضمیر زندگی ما داشت. چگونه در دوران بهبودی افکار وسوسه⁯آلود را ریشه⁯کن کنیم؟  <br />
<br />
با به کار بردن چند اصل روحانی بسیار ساده اثرات بیماری خود را تغییر می⁯دهیم. برای مقابله با جنبه خودمحوری اعتیاد خود، یاد می⁯گیریم اصل خیرخواهی را به کار گیریم.  به جای اینکه فقط به دنبال خدمت به خود باشیم، خدمت به دیگران را آغاز می⁯کنیم. به جای اینکه فقط به چیزی که از موقعیتی نصیب ما می⁯شود، فکر کنیم، یاد می⁯گیریم ابتدا منافع دیگران را در نظر بگیریم. وقتی با یک تصمیم⁯گیری اخلاقی روبرو می⁯شویم، ابتدا صبر می⁯کنیم، اصول روحانی را به یاد می⁯آوریم و درست عمل می⁯کنیم.     <br />
<br />
وقتی به تدریج یاد می⁯گیریم «عمل درست را با دلیل درست انجام دهیم»، می⁯توانیم متوجه تغییری در وجود خود شویم. در حالی که زمانی تحت فرمان اراده شخصی بودیم، اکنون با نیت خیر خود نسبت به دیگران هدایت می⁯شویم. خودمحوری مزمن ناشی از اعتیاد دست از سر ما برمی⁯دارد. یاد می⁯گیریم که «این اصول را در تمام امور خود به کار گیریم»؛ ما با بهبودی خود زندگی می⁯کنیم، نه با بیماری خود.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  در هر جایی که حضور دارم و در هر کاری که انجام می⁯دهم، به دنبال خدمت به دیگران هستم، نه فقط خدمت به خود. وقتی با معمایی روبرو می⁯شوم، سعی می⁯کنم عمل درست را با دلیل درست انجام دهم. </span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-چهاردهم بهمن]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2025</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 16:28:16 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2025</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">به یکدیگر نیاز داریم  14                             بهمن<br />
<br />
«هر کسی علیرغم  سن، نژاد، جنسیت، عقیده،<br />
<br />
یا ⁯مذهب خود می⁯تواند به ما بپیوندد.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
اعتیاد ذهن ما را نسبت به هر چیز جدید یا متفاوتی بست. فکر می⁯کردیم به کسی یا چیزی نیاز نداریم. چیز با ارزشی را در کسی که اهل محله دیگری بود، پیشینه قومی یا نژادی دیگری داشت یا از طبقه اجتماعی یا اقتصادی دیگری بود، نمی⁯یافتیم. شاید فکر کرده باشیم، این تفاوتها ناخوشایند هستند.   <br />
<br />
در دوران بهبودی، این افکار به صلاح ما نیست. به NA می⁯آییم، زیرا بهترین افکار ما نیز راه به جایی نبرده است. اگر امیدواریم در بهبودی خود پیشرفت کنیم، باید نسبت به تجربیات مؤثر روشن⁯بین باشیم، مهم نیست این تجربیات از کجا نشأت می⁯گیرد.<br />
<br />
قطع نظر از سابقه⁯های شخصی خود، همه ما در NA دو وجه مشترک داریم که با هیچ کس در آن شریک نیستیم: بیماری و بهبودی. برای تجربه مشترک خود به یکدیگر وابسته هستیم و هر چه این تجربه گسترش یابد، بهتر است. برای رویارویی با بسیاری از مشکلاتی که در راه پاک زندگی کردن وجود دارد، به هر ذره⁯ای از تجربه و هر یک از جنبه⁯های مختلف برنامه نیاز داریم.   <br />
<br />
بهبودی اغلب آسان نیست. نیرویی را که برای بهبودی نیاز داریم، از اعضای NA می⁯گیریم. امروز از تنوع اعضای گروه خود سپاسگزاری می⁯کنیم، چرا که از این تنوع نیرو و قدرت خود را دریافت می⁯کنیم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  می⁯دانم هر چه تجربه گروه من تنوع بیشتری داشته باشد، گروه من بهتر می⁯تواند مرا در شرایط مختلفی که با آن روبرو می⁯شوم، پشتیبانی کند. امروز پیوستن معتادان با هر سابقه⁯ای را به جمع جلسه همیشگی خود خوشامد می⁯گویم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">به یکدیگر نیاز داریم  14                             بهمن<br />
<br />
«هر کسی علیرغم  سن، نژاد، جنسیت، عقیده،<br />
<br />
یا ⁯مذهب خود می⁯تواند به ما بپیوندد.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
اعتیاد ذهن ما را نسبت به هر چیز جدید یا متفاوتی بست. فکر می⁯کردیم به کسی یا چیزی نیاز نداریم. چیز با ارزشی را در کسی که اهل محله دیگری بود، پیشینه قومی یا نژادی دیگری داشت یا از طبقه اجتماعی یا اقتصادی دیگری بود، نمی⁯یافتیم. شاید فکر کرده باشیم، این تفاوتها ناخوشایند هستند.   <br />
<br />
در دوران بهبودی، این افکار به صلاح ما نیست. به NA می⁯آییم، زیرا بهترین افکار ما نیز راه به جایی نبرده است. اگر امیدواریم در بهبودی خود پیشرفت کنیم، باید نسبت به تجربیات مؤثر روشن⁯بین باشیم، مهم نیست این تجربیات از کجا نشأت می⁯گیرد.<br />
<br />
قطع نظر از سابقه⁯های شخصی خود، همه ما در NA دو وجه مشترک داریم که با هیچ کس در آن شریک نیستیم: بیماری و بهبودی. برای تجربه مشترک خود به یکدیگر وابسته هستیم و هر چه این تجربه گسترش یابد، بهتر است. برای رویارویی با بسیاری از مشکلاتی که در راه پاک زندگی کردن وجود دارد، به هر ذره⁯ای از تجربه و هر یک از جنبه⁯های مختلف برنامه نیاز داریم.   <br />
<br />
بهبودی اغلب آسان نیست. نیرویی را که برای بهبودی نیاز داریم، از اعضای NA می⁯گیریم. امروز از تنوع اعضای گروه خود سپاسگزاری می⁯کنیم، چرا که از این تنوع نیرو و قدرت خود را دریافت می⁯کنیم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  می⁯دانم هر چه تجربه گروه من تنوع بیشتری داشته باشد، گروه من بهتر می⁯تواند مرا در شرایط مختلفی که با آن روبرو می⁯شوم، پشتیبانی کند. امروز پیوستن معتادان با هر سابقه⁯ای را به جمع جلسه همیشگی خود خوشامد می⁯گویم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-پانزدهم بهمن]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2024</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 16:27:34 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2024</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">15بهمن                          مسئله احساس خوب نیست<br />
<br />
«بهبودی برای ما فقط لذت بردن نیست.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
در دوران اعتیاد فعال، اکثر ما دقیقاً می⁯دانستیم احساس ما از روزی به روز دیگر چه تغییری خواهد کرد. تنها باید برچسب روی بطری را می⁯خواندیم یا از محتویات داخل کیسه مطلع می⁯شدیم. احساسات خود را برنامه⁯ریزی می⁯کردیم و هدف هر روز ما این بود که احساس خوبی داشته باشیم. <br />
<br />
در دوران بهبودی می⁯توانیم از روزی به روز دیگر، حتی از دقیقه⁯ای به دقیقه⁯ دیگر احساس متفاوتی داشته باشیم. شاید در صبح احساس کنیم پرانرژی و خوشحال هستیم، ولی در بعد از ظهر به طور عجیبی احساس ناراحتی و افسردگی داشته باشیم. از آنجا که دیگر برای احساسات هر روز صبح خود برنامه⁯ریزی نمی⁯کنیم، ممکن است قدری احساس ناراحتی کنیم، مثلاً در صبح احساس خستگی کنیم و در شب بی⁯خوابی داشته باشیم.     <br />
<br />
البته همیشه این احتمال وجود دارد که احساس خوبی داشته باشیم، ولی مسئله این نیست. امروز دغدغه اصلی ما داشتن احساس خوب نیست، بلکه باید یاد بگیریم چگونه با احساسات خود کنار بیاییم و آنها را درک کنیم، مهم نیست این احساسات چه هستند. با کارکرد قدمها و مشارکت با دیگران درباره احساسات خود، این کار را به انجام می⁯رسانیم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  احساسات خود را هر چه هست و همان طور که هست، می⁯پذیرم. برنامه را تمرین می⁯کنم و یاد می⁯گیرم با احساسات خود زندگی کنم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">15بهمن                          مسئله احساس خوب نیست<br />
<br />
«بهبودی برای ما فقط لذت بردن نیست.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
در دوران اعتیاد فعال، اکثر ما دقیقاً می⁯دانستیم احساس ما از روزی به روز دیگر چه تغییری خواهد کرد. تنها باید برچسب روی بطری را می⁯خواندیم یا از محتویات داخل کیسه مطلع می⁯شدیم. احساسات خود را برنامه⁯ریزی می⁯کردیم و هدف هر روز ما این بود که احساس خوبی داشته باشیم. <br />
<br />
در دوران بهبودی می⁯توانیم از روزی به روز دیگر، حتی از دقیقه⁯ای به دقیقه⁯ دیگر احساس متفاوتی داشته باشیم. شاید در صبح احساس کنیم پرانرژی و خوشحال هستیم، ولی در بعد از ظهر به طور عجیبی احساس ناراحتی و افسردگی داشته باشیم. از آنجا که دیگر برای احساسات هر روز صبح خود برنامه⁯ریزی نمی⁯کنیم، ممکن است قدری احساس ناراحتی کنیم، مثلاً در صبح احساس خستگی کنیم و در شب بی⁯خوابی داشته باشیم.     <br />
<br />
البته همیشه این احتمال وجود دارد که احساس خوبی داشته باشیم، ولی مسئله این نیست. امروز دغدغه اصلی ما داشتن احساس خوب نیست، بلکه باید یاد بگیریم چگونه با احساسات خود کنار بیاییم و آنها را درک کنیم، مهم نیست این احساسات چه هستند. با کارکرد قدمها و مشارکت با دیگران درباره احساسات خود، این کار را به انجام می⁯رسانیم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  احساسات خود را هر چه هست و همان طور که هست، می⁯پذیرم. برنامه را تمرین می⁯کنم و یاد می⁯گیرم با احساسات خود زندگی کنم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>