<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - فقط برای امروز(اسفند ماه)]]></title>
		<link>https://forum.banianbehboodi.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - https://forum.banianbehboodi.ir]]></description>
		<pubDate>Wed, 30 Sep 2026 15:00:58 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-سی ام اسفند]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4463</link>
			<pubDate>Thu, 30 Jan 2014 20:51:39 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4463</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">30 اسفند <br />
امروز لذت بردن در لحظه‌لحظه بودن در كنار دوستان بهبودي و خود حقیقی و رسيدن به صلح و آرامش و تسليم شدن در برابر خداي يگانه و پذيرش شرايط زندگي و اتفاقات آن. امروز ايمان دارم كه خداوند همه كارها و امور را درست خواهد كرد. من با ايمان و اعتماد به او مي‌توانم دوران دردناك گذشته را فراموش كنم و با ديده احترام به آنها نگاه كنم. امروز متوجه هستم با رعايت روز به روز اصول برنامه به انتهاي سال و آغاز سال جديد رسيده‌ام و با اظهار تشكر از خداوند، خودم را آماده مي‌كنم تا وسيله‌اي باشم در دست حضرت عشق براي التيام درد همدردانم. امروز گنج پُر ارزش و گرانبهاي تجربه‌ی گذشته خود را در صندوق قلب خود حفظ مي‌كنم و به هر كسي كه خواهان آن باشد هديه مي‌دهم. زيرا مي‌توانم با ارايه‌ی آنها به خودم ارزش بدهم. امروز در مقابل عظمت خداوند زانو زده و با شكرگزاري از لطف او به خاطر يك‌سال رهايي و آزادي و آرامش او را مي‌ستايم و با رضايت از گذر اين يك‌سال به استقبال سال نو مي‌روم.<br />
سال نو مبارك!</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">30 اسفند <br />
امروز لذت بردن در لحظه‌لحظه بودن در كنار دوستان بهبودي و خود حقیقی و رسيدن به صلح و آرامش و تسليم شدن در برابر خداي يگانه و پذيرش شرايط زندگي و اتفاقات آن. امروز ايمان دارم كه خداوند همه كارها و امور را درست خواهد كرد. من با ايمان و اعتماد به او مي‌توانم دوران دردناك گذشته را فراموش كنم و با ديده احترام به آنها نگاه كنم. امروز متوجه هستم با رعايت روز به روز اصول برنامه به انتهاي سال و آغاز سال جديد رسيده‌ام و با اظهار تشكر از خداوند، خودم را آماده مي‌كنم تا وسيله‌اي باشم در دست حضرت عشق براي التيام درد همدردانم. امروز گنج پُر ارزش و گرانبهاي تجربه‌ی گذشته خود را در صندوق قلب خود حفظ مي‌كنم و به هر كسي كه خواهان آن باشد هديه مي‌دهم. زيرا مي‌توانم با ارايه‌ی آنها به خودم ارزش بدهم. امروز در مقابل عظمت خداوند زانو زده و با شكرگزاري از لطف او به خاطر يك‌سال رهايي و آزادي و آرامش او را مي‌ستايم و با رضايت از گذر اين يك‌سال به استقبال سال نو مي‌روم.<br />
سال نو مبارك!</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-اول اسفند]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2067</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 17:18:03 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2067</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">1اسفند                                عجز و مسئولیت شخصی<br />
<br />
«از طریق ناتوانی خود در پذیرش مسئولیت⁯های شخصی، در واقع مشکلاتی را برای خود ایجاد می⁯کردیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
وقتی از قبول مسئولیت زندگی خود امتناع کردیم، همه توان شخصی خود را از دست دادیم. باید به خاطر بسپاریم که در برابر اعتیاد خود عاجز هستیم، نه در برابر رفتار شخصی خود.<br />
<br />
بسیاری از ما از مفهوم عجز درست استفاده نکرده⁯ایم و آن را به معنای اجتناب از تصمیم⁯گیری یا حفظ چیزهایی پنداشته⁯ایم که قبلاٌ به آنها دست یافته‌ایم. ما ادعا کردیم که در برابر اعمال شخصی خود عاجزیم. به جای اینکه اقدامات مثبتی را برای تغییر شرایط خود انجام دهیم، دیگران را به خاطر این شرایط سرزنش کرده⁯ایم. اگر ادعا کنیم که "عاجز" هستیم و با این کار به امتناع از قبول مسئولیت ادامه دهیم، خود را گرفتار نومیدی و مصیبتی می⁯کنیم که در دوران اعتیاد فعال خود تجربه کردیم. احتمال گذراندن سالهای بهبودی با احساسی مانند قربانیان واقعاً می‌تواند صحت داشته باشد.     <br />
<br />
به جای اینکه در زندگی خود غفلت کنیم، می⁯توانیم نحوه تصمیم⁯گیری مسئولانه و پذیرفتن خطرات را بیاموزیم. شاید مرتکب اشتباه شویم، اما می⁯توانیم از این اشتباهات درس بگیریم. افزایش آگاهی از خود و افزایش تمایل به قبول مسئولیت شخصی به ما برای تغییر، تصمیم⁯گیری و رشد آزادی می⁯دهد. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  احساسات، اعمال و انتخاب⁯های من مال خودم هست. مسئولیت آنها را قبول می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">1اسفند                                عجز و مسئولیت شخصی<br />
<br />
«از طریق ناتوانی خود در پذیرش مسئولیت⁯های شخصی، در واقع مشکلاتی را برای خود ایجاد می⁯کردیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
وقتی از قبول مسئولیت زندگی خود امتناع کردیم، همه توان شخصی خود را از دست دادیم. باید به خاطر بسپاریم که در برابر اعتیاد خود عاجز هستیم، نه در برابر رفتار شخصی خود.<br />
<br />
بسیاری از ما از مفهوم عجز درست استفاده نکرده⁯ایم و آن را به معنای اجتناب از تصمیم⁯گیری یا حفظ چیزهایی پنداشته⁯ایم که قبلاٌ به آنها دست یافته‌ایم. ما ادعا کردیم که در برابر اعمال شخصی خود عاجزیم. به جای اینکه اقدامات مثبتی را برای تغییر شرایط خود انجام دهیم، دیگران را به خاطر این شرایط سرزنش کرده⁯ایم. اگر ادعا کنیم که "عاجز" هستیم و با این کار به امتناع از قبول مسئولیت ادامه دهیم، خود را گرفتار نومیدی و مصیبتی می⁯کنیم که در دوران اعتیاد فعال خود تجربه کردیم. احتمال گذراندن سالهای بهبودی با احساسی مانند قربانیان واقعاً می‌تواند صحت داشته باشد.     <br />
<br />
به جای اینکه در زندگی خود غفلت کنیم، می⁯توانیم نحوه تصمیم⁯گیری مسئولانه و پذیرفتن خطرات را بیاموزیم. شاید مرتکب اشتباه شویم، اما می⁯توانیم از این اشتباهات درس بگیریم. افزایش آگاهی از خود و افزایش تمایل به قبول مسئولیت شخصی به ما برای تغییر، تصمیم⁯گیری و رشد آزادی می⁯دهد. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  احساسات، اعمال و انتخاب⁯های من مال خودم هست. مسئولیت آنها را قبول می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-دوم اسفند]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2066</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 17:17:21 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2066</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">2اسفند                  تاسف به حال خود یا بهبودی—انتخاب آن به عهده ماست<br />
<br />
«تاسف به حال خود یکی از مخرب⁯ترین نواقص است؛ همه انرژی مثبت ما را تخلیه خواهد کرد.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
در دوران اعتیاد فعال، بسیاری از ما از تاسف به حال خود به عنوان مکانیسم بقا استفاده می⁯کردیم. باور نداشتیم که جایگزینی برای زندگی به همراه این بیماری وجود دارد—یا شاید نمی⁯خواستیم باور کنیم. تا زمانی که می⁯توانستیم برای خود ابراز تأسف کنیم و فرد دیگری را در ایجاد مشکلات خود مقصر بدانیم، مجبور به قبول عواقب اعمال خود نبودیم؛ با اعتقاد به اینکه برای تغییر عاجز هستیم، مجبور نبودیم نیاز به تغییر را بپذیریم. استفاده از این «مکانیسم بقا» از ورود ما به بهبودی جلوگیری می⁯کرد و روز به روز ما را به خودنابودی نزدیک می⁯کرد. تاسف به حال خود، ابزار بیماری ماست؛ نباید از آن استفاده کنیم و در عوض نحوه استفاده از ابزار جدیدی را بیاموزیم که در برنامه NA آن را به دست می⁯آوریم.        <br />
<br />
به این باور رسیده⁯ایم که کمک مؤثر در دسترس ماست؛ وقتی این کمک را جستجو کنیم و آن را در برنامه NA پیدا کنیم، دلسوزی نسبت به خود با سپاسگزاری جایگزین می⁯شود. ابزار بسیاری در اختیار ما قرار دارد: قدمهای دوازده⁯گانه، حمایت راهنما، انجمن متشکل از معتادان در حال بهبودی و مراقبت نیروی برتر. در دسترس بودن این ابزار مزید بر علت سپاسگزاری است. دیگر در انزوا و نومیدی زندگی نمی⁯کنیم؛ برای هر چیزی که ممکن است با آن روبرو شویم، کمک⁯های معینی در اختیار ماست. مطمئن⁯ترین راه برای سپاسگزاری، بهره⁯گیری از کمک⁯⁯های موجود در برنامه NA و تجربه پیشرفت⁯هایی است که NA در زندگی ما به وجود می⁯آورد.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  به خاطر امیدی که NA به من داده است، سپاسگزاری می⁯کنم. بهبودی خود را پرورش می⁯دهم، نه تاسف به حال خود را.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">2اسفند                  تاسف به حال خود یا بهبودی—انتخاب آن به عهده ماست<br />
<br />
«تاسف به حال خود یکی از مخرب⁯ترین نواقص است؛ همه انرژی مثبت ما را تخلیه خواهد کرد.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
در دوران اعتیاد فعال، بسیاری از ما از تاسف به حال خود به عنوان مکانیسم بقا استفاده می⁯کردیم. باور نداشتیم که جایگزینی برای زندگی به همراه این بیماری وجود دارد—یا شاید نمی⁯خواستیم باور کنیم. تا زمانی که می⁯توانستیم برای خود ابراز تأسف کنیم و فرد دیگری را در ایجاد مشکلات خود مقصر بدانیم، مجبور به قبول عواقب اعمال خود نبودیم؛ با اعتقاد به اینکه برای تغییر عاجز هستیم، مجبور نبودیم نیاز به تغییر را بپذیریم. استفاده از این «مکانیسم بقا» از ورود ما به بهبودی جلوگیری می⁯کرد و روز به روز ما را به خودنابودی نزدیک می⁯کرد. تاسف به حال خود، ابزار بیماری ماست؛ نباید از آن استفاده کنیم و در عوض نحوه استفاده از ابزار جدیدی را بیاموزیم که در برنامه NA آن را به دست می⁯آوریم.        <br />
<br />
به این باور رسیده⁯ایم که کمک مؤثر در دسترس ماست؛ وقتی این کمک را جستجو کنیم و آن را در برنامه NA پیدا کنیم، دلسوزی نسبت به خود با سپاسگزاری جایگزین می⁯شود. ابزار بسیاری در اختیار ما قرار دارد: قدمهای دوازده⁯گانه، حمایت راهنما، انجمن متشکل از معتادان در حال بهبودی و مراقبت نیروی برتر. در دسترس بودن این ابزار مزید بر علت سپاسگزاری است. دیگر در انزوا و نومیدی زندگی نمی⁯کنیم؛ برای هر چیزی که ممکن است با آن روبرو شویم، کمک⁯های معینی در اختیار ماست. مطمئن⁯ترین راه برای سپاسگزاری، بهره⁯گیری از کمک⁯⁯های موجود در برنامه NA و تجربه پیشرفت⁯هایی است که NA در زندگی ما به وجود می⁯آورد.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  به خاطر امیدی که NA به من داده است، سپاسگزاری می⁯کنم. بهبودی خود را پرورش می⁯دهم، نه تاسف به حال خود را.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-سوم اسفند]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2065</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 17:16:41 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2065</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اراده خداوند یا اراده من؟                                3اسفند<br />
<br />
«به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه دادیم و هروقت در اشتباه بودیم سریعا بهً آن اقرار کردیم»<br />
<br />
قدم دهم<br />
<br />
v<br />
<br />
در معتادان گمنام دریافته⁯ایم که هر چه با اراده نیروی برتر برای خود هماهنگ⁯تر زندگی کنیم، هماهنگی در زندگی ما افزایش می⁯یابد. از قدم دهم برای کمک به حفظ این هماهنگی استفاده می⁯کنیم. هر روز اوقاتی را به بررسی رفتار خود اختصاص می⁯دهیم. برخی از ما هر یک از اعمال را با پرسشی بسیار ساده ارزیابی می⁯کنیم: «اراده خداوند یا اراده من؟»<br />
<br />
در بسیاری از موارد متوجه می⁯شویم که اعمال ما با اراده نیروی برتر برای ما هماهنگ بوده است و ما نیز در عوض با دنیای اطراف خود هماهنگ بوده⁯ایم. اما در برخی موارد متوجه وجود مغایرت⁯هایی بین رفتار و ارزشهای خود می⁯شویم. ما به جای اراده خداوند بر اساس اراده خود عمل کرده⁯ایم و در نتیجه در زندگی ما ناهماهنگی به وجود آمده است.  <br />
<br />
وقتی متوجه این مغایرت⁯⁯ها می⁯شویم، خطاهای خود را می⁯پذیریم و آنها را اصلاح می⁯کنیم. با آگاهی بیشتر از آنچه به اعتقاد ما اراده خداوند برای ما در این مواقع است، احتمال کمتری وجود دارد که دوباره این اعمال را تکرار کنیم و احتمال بیشتری وجود دارد که در هماهنگی بیشتری با اراده نیروی برتر برای خود و دنیای اطراف خود زندگی کنیم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  آرزو می⁯کنم که در هماهنگی با دنیای خود زندگی کنم. امروز اعمال خود را بررسی می⁯کنم و از خود می⁯پرسم: «اراده خداوند یا اراده من؟»</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اراده خداوند یا اراده من؟                                3اسفند<br />
<br />
«به تهیه ترازنامه شخصی خود ادامه دادیم و هروقت در اشتباه بودیم سریعا بهً آن اقرار کردیم»<br />
<br />
قدم دهم<br />
<br />
v<br />
<br />
در معتادان گمنام دریافته⁯ایم که هر چه با اراده نیروی برتر برای خود هماهنگ⁯تر زندگی کنیم، هماهنگی در زندگی ما افزایش می⁯یابد. از قدم دهم برای کمک به حفظ این هماهنگی استفاده می⁯کنیم. هر روز اوقاتی را به بررسی رفتار خود اختصاص می⁯دهیم. برخی از ما هر یک از اعمال را با پرسشی بسیار ساده ارزیابی می⁯کنیم: «اراده خداوند یا اراده من؟»<br />
<br />
در بسیاری از موارد متوجه می⁯شویم که اعمال ما با اراده نیروی برتر برای ما هماهنگ بوده است و ما نیز در عوض با دنیای اطراف خود هماهنگ بوده⁯ایم. اما در برخی موارد متوجه وجود مغایرت⁯هایی بین رفتار و ارزشهای خود می⁯شویم. ما به جای اراده خداوند بر اساس اراده خود عمل کرده⁯ایم و در نتیجه در زندگی ما ناهماهنگی به وجود آمده است.  <br />
<br />
وقتی متوجه این مغایرت⁯⁯ها می⁯شویم، خطاهای خود را می⁯پذیریم و آنها را اصلاح می⁯کنیم. با آگاهی بیشتر از آنچه به اعتقاد ما اراده خداوند برای ما در این مواقع است، احتمال کمتری وجود دارد که دوباره این اعمال را تکرار کنیم و احتمال بیشتری وجود دارد که در هماهنگی بیشتری با اراده نیروی برتر برای خود و دنیای اطراف خود زندگی کنیم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  آرزو می⁯کنم که در هماهنگی با دنیای خود زندگی کنم. امروز اعمال خود را بررسی می⁯کنم و از خود می⁯پرسم: «اراده خداوند یا اراده من؟»</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-چهارم اسفند]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2064</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 17:16:01 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2064</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پیامها و پیام⁯رسان⁯ها 4                          اسفند<br />
<br />
«گمنامی اساس روحانی تمام سنت⁯های ماست و همواره یادآور این است<br />
<br />
که اصول را به شخصیت⁯ها ترجیح دهیم.»<br />
<br />
سنت دوازدهم<br />
<br />
v<br />
<br />
سنت دوازدهم اهمیت «ترجیح دادن اصول به شخصیت⁯⁯ها» را به ما یادآوری می⁯کند. در جلسات بهبودی شاید این عبارت بدین صورت بیان شود: «پیام⁯رسان را تیرباران نکنید». ما اغلب پیام را با پیام⁯رسان اشتباه می⁯گیریم و چون با فرد سخنگو در جلسه تضادهای شخصیتی داریم، صحبت⁯های او را انکار می⁯کنیم.   <br />
<br />
اگر با صحبت⁯⁯های افراد معینی در جلسات مشکل داریم، ممکن است از راهنمای خود کمک بخواهیم. راهنما می⁯تواند به ما کمک کند تا به جای اینکه بر فرد سخنگو تمرکز کنیم، بر آنچه گفته شده، تمرکز کنیم. راهنما همچنین می⁯تواند در بررسی رنجش⁯هایی به ما کمک کند که ممکن است ما را از اذعان ارزش بهبودی برخی افراد خاص باز می‌دارد. وقتی به خود اجازه می⁯دهیم بر اساس پیشنهاد قدم دوازدهم به جای شخصیت⁯ها بر اصول بهبودی تمرکز کنیم، بهره⁯های بسیار بیشتری که از جلسات نصیب ما می⁯شود، شگفت⁯انگیز است. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  اصل گمنامی را در جلسه NA تمرین می⁯کنم. به جای شخصیت پیام⁯رسان بر پیام بهبودی تمرکز می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پیامها و پیام⁯رسان⁯ها 4                          اسفند<br />
<br />
«گمنامی اساس روحانی تمام سنت⁯های ماست و همواره یادآور این است<br />
<br />
که اصول را به شخصیت⁯ها ترجیح دهیم.»<br />
<br />
سنت دوازدهم<br />
<br />
v<br />
<br />
سنت دوازدهم اهمیت «ترجیح دادن اصول به شخصیت⁯⁯ها» را به ما یادآوری می⁯کند. در جلسات بهبودی شاید این عبارت بدین صورت بیان شود: «پیام⁯رسان را تیرباران نکنید». ما اغلب پیام را با پیام⁯رسان اشتباه می⁯گیریم و چون با فرد سخنگو در جلسه تضادهای شخصیتی داریم، صحبت⁯های او را انکار می⁯کنیم.   <br />
<br />
اگر با صحبت⁯⁯های افراد معینی در جلسات مشکل داریم، ممکن است از راهنمای خود کمک بخواهیم. راهنما می⁯تواند به ما کمک کند تا به جای اینکه بر فرد سخنگو تمرکز کنیم، بر آنچه گفته شده، تمرکز کنیم. راهنما همچنین می⁯تواند در بررسی رنجش⁯هایی به ما کمک کند که ممکن است ما را از اذعان ارزش بهبودی برخی افراد خاص باز می‌دارد. وقتی به خود اجازه می⁯دهیم بر اساس پیشنهاد قدم دوازدهم به جای شخصیت⁯ها بر اصول بهبودی تمرکز کنیم، بهره⁯های بسیار بیشتری که از جلسات نصیب ما می⁯شود، شگفت⁯انگیز است. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  اصل گمنامی را در جلسه NA تمرین می⁯کنم. به جای شخصیت پیام⁯رسان بر پیام بهبودی تمرکز می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-پنجم اسفند]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2063</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 17:15:18 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2063</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">5اسفند                                 تأثیری جدید<br />
<br />
«تغییر شخصیت چیزی بود که واقعاً بدان نیاز داشتیم. تغییر الگوهای خودنابودکننده زندگی لازم شد.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
در اوایل زندگی اکثر ما قادر به شادمانی و کنجکاوی و تبادل عشق بی⁯چون و چرا بودیم. وقتی شروع به مصرف کردیم، تأثیری را وارد زندگی خود کردیم که ما را به آرامی از این مسائل دور کرد. هر چه در مسیر اعتیاد بیشتر به پایین کشیده می⁯شدیم، از شادمانی، کنجکاوی و عشق دورتر می⁯شدیم.   <br />
<br />
این سفر یک⁯شبه اتفاق نیفتاد. اما جدا از مدت آن، با مشکلاتی فراتر از مصرف مواد به درهای NA رسیدیم. تأثیر اعتیاد کل الگوی زندگی ما را چنان تغییر داده بود که دیگر قابل شناسایی نبود. <br />
<br />
درست است که قدمهای دوازده⁯گانه معجزه می⁯کند، اما بسیاری از آنها یک⁯شبه مؤثر واقع نمی⁯شود. بیماری ما به آرامی تأثیر بدی بر رشد روحانی ما گذاشت. بهبودی تأثیر جدیدی را بر زندگی ما می⁯گذارد، به طوری که منبع انجمن و قدرت روحانی ما را به آرامی به سوی الگوهای جدید و سالم زندگی هدایت می⁯کند.<br />
<br />
البته این تغییر «صرفاً تصادفی نیست.» اما اگر با تأثیر جدیدی که NA در زندگی ما ایجاد کرده است همکاری کنیم، در طول زمان تغییر شخصیتی را که بهبودی می⁯نامیم، تجربه خواهیم کرد. قدمهای دوازده⁯گانه برنامه⁯ای را برای همکاری مورد نیاز جهت بازیابی شادمانی، کنجکاوی و عشق نسبت به زندگی فراهم می⁯سازد.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  با تأثیر جدید انجمن و قدرت روحانی که NA در زندگی من ایجاد کرده، همکاری می⁯کنم. قدم بعدی در برنامه خود را انجام می⁯دهم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">5اسفند                                 تأثیری جدید<br />
<br />
«تغییر شخصیت چیزی بود که واقعاً بدان نیاز داشتیم. تغییر الگوهای خودنابودکننده زندگی لازم شد.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
در اوایل زندگی اکثر ما قادر به شادمانی و کنجکاوی و تبادل عشق بی⁯چون و چرا بودیم. وقتی شروع به مصرف کردیم، تأثیری را وارد زندگی خود کردیم که ما را به آرامی از این مسائل دور کرد. هر چه در مسیر اعتیاد بیشتر به پایین کشیده می⁯شدیم، از شادمانی، کنجکاوی و عشق دورتر می⁯شدیم.   <br />
<br />
این سفر یک⁯شبه اتفاق نیفتاد. اما جدا از مدت آن، با مشکلاتی فراتر از مصرف مواد به درهای NA رسیدیم. تأثیر اعتیاد کل الگوی زندگی ما را چنان تغییر داده بود که دیگر قابل شناسایی نبود. <br />
<br />
درست است که قدمهای دوازده⁯گانه معجزه می⁯کند، اما بسیاری از آنها یک⁯شبه مؤثر واقع نمی⁯شود. بیماری ما به آرامی تأثیر بدی بر رشد روحانی ما گذاشت. بهبودی تأثیر جدیدی را بر زندگی ما می⁯گذارد، به طوری که منبع انجمن و قدرت روحانی ما را به آرامی به سوی الگوهای جدید و سالم زندگی هدایت می⁯کند.<br />
<br />
البته این تغییر «صرفاً تصادفی نیست.» اما اگر با تأثیر جدیدی که NA در زندگی ما ایجاد کرده است همکاری کنیم، در طول زمان تغییر شخصیتی را که بهبودی می⁯نامیم، تجربه خواهیم کرد. قدمهای دوازده⁯گانه برنامه⁯ای را برای همکاری مورد نیاز جهت بازیابی شادمانی، کنجکاوی و عشق نسبت به زندگی فراهم می⁯سازد.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  با تأثیر جدید انجمن و قدرت روحانی که NA در زندگی من ایجاد کرده، همکاری می⁯کنم. قدم بعدی در برنامه خود را انجام می⁯دهم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-ششم اسفند]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2062</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 17:14:24 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2062</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
شدت بیماری ما به بزرگی رازهایمان است6                                 اسفند<br />
<br />
«نوشتن [ترازنامه فقط برای] چپاندن آن در کشو غم⁯انگیز است. این نواقص در تاریکی رشد می⁯کند و در پرتو آشکارگری نابود می⁯شود. »<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
چند بار شنیده⁯ایم که ما به اندازه رازهای خود بیمار هستیم؟ در حالی که بسیاری از اعضاء تصمیم می⁯گیرند از جلسات برای مشارکت کردن جزییات خصوصی زندگی خود استفاده نکنند، مهم است هر یک از ما دریابیم چه چیزی به بهترین نحو برای ما مؤثر است. درباره رفتارهایی که در بهبودی با خود به همراه داریم و در صورت آشکار شدن باعث خجالت ما می⁯شوند، چه فکری می⁯کنیم؟ تا چه حد در افشای رازهای خود راحت هستیم و برای این کار با چه کسی احساس راحتی می⁯کنیم؟ اگر از مشارکت کردن برخی از جزییات زندگی خود در جلسات ناراحت هستیم، به چه کسی رجوع می⁯کنیم؟      <br />
<br />
پاسخ این پرسش⁯ها را در برقراری رابطه با راهنما یافته⁯⁯ایم. اگرچه برقراری رابطه با راهنما به زمان نیاز دارد، مهم است به راهنمای خود به قدر کافی اعتماد کنیم تا کاملاً صادق باشیم. نواقص ما تنها تا زمانی که مخفی می⁯مانند، بر قوت خود باقی هستند. اگر می⁯خواهیم از این نواقص رهایی یابیم، باید از آنها پرده برداریم. رازها تا وقتی به عنوان راز باقی می⁯مانند که آنها را با انسان دیگری در میان نگذاریم.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  از رازهای خود پرده برمی⁯دارم. صادق بودن با راهنمای خود را تمرین می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
شدت بیماری ما به بزرگی رازهایمان است6                                 اسفند<br />
<br />
«نوشتن [ترازنامه فقط برای] چپاندن آن در کشو غم⁯انگیز است. این نواقص در تاریکی رشد می⁯کند و در پرتو آشکارگری نابود می⁯شود. »<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
چند بار شنیده⁯ایم که ما به اندازه رازهای خود بیمار هستیم؟ در حالی که بسیاری از اعضاء تصمیم می⁯گیرند از جلسات برای مشارکت کردن جزییات خصوصی زندگی خود استفاده نکنند، مهم است هر یک از ما دریابیم چه چیزی به بهترین نحو برای ما مؤثر است. درباره رفتارهایی که در بهبودی با خود به همراه داریم و در صورت آشکار شدن باعث خجالت ما می⁯شوند، چه فکری می⁯کنیم؟ تا چه حد در افشای رازهای خود راحت هستیم و برای این کار با چه کسی احساس راحتی می⁯کنیم؟ اگر از مشارکت کردن برخی از جزییات زندگی خود در جلسات ناراحت هستیم، به چه کسی رجوع می⁯کنیم؟      <br />
<br />
پاسخ این پرسش⁯ها را در برقراری رابطه با راهنما یافته⁯⁯ایم. اگرچه برقراری رابطه با راهنما به زمان نیاز دارد، مهم است به راهنمای خود به قدر کافی اعتماد کنیم تا کاملاً صادق باشیم. نواقص ما تنها تا زمانی که مخفی می⁯مانند، بر قوت خود باقی هستند. اگر می⁯خواهیم از این نواقص رهایی یابیم، باید از آنها پرده برداریم. رازها تا وقتی به عنوان راز باقی می⁯مانند که آنها را با انسان دیگری در میان نگذاریم.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  از رازهای خود پرده برمی⁯دارم. صادق بودن با راهنمای خود را تمرین می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-هفتم اسفند]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2061</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 17:13:42 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2061</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">7اسفند                                پشیمانی<br />
<br />
«قدم هشتم تغییر بزرگی در زندگی که تحت تاثیر گناه و پشیمانی است، بوجود می‌آورد.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
پشیمانی یکی از احساساتی است که ما را به مصرف وا می⁯داشت. به خاطر اعتیاد فعال راه خود را گم کرده بودیم و اثری از دل⁯شکستگی و نابودی بسیار دردناک را به جای گذاشته بودیم. پشیمانی ما، اغلب با این استنباط که نمی⁯توانیم برای جبران خساراتی که وارد کرده⁯ایم کاری انجام دهیم، تشدید می⁯شد؛ راهی برای اصلاح آن وجود نداشت.    <br />
<br />
مقداری از قوت پشیمانی در هنگام رویارویی صادقانه با آن، از میان برداشته می⁯شود. در واقع، با تهیه فهرستی از افرادی که به آنها صدمه زده⁯ایم، قدم هشتم را آغاز می⁯کنیم. نقش خود را در گذشته دردناک خود می⁯پذیریم. <br />
<br />
اما قدم هشتم از ما نمی⁯خواهد همه اشتباهات خود را جبران کنیم، بلکه صرفاً از ما می⁯خواهد برای جبران خسارات وارده به همه این افراد تمایل پیدا کنیم. وقتی برای جبران خساراتی که وارد کرده⁯ایم تمایل پیدا می⁯کنیم، آمادگی خود برای تغییر را اعلام می⁯کنیم. فرآیند التیام⁯بخش بهبودی را تصدیق می⁯کنیم.<br />
<br />
پشیمانی دیگر وسیله⁯ای نیست که از آن برای شکنجه خود استفاده کنیم. پشیمانی به ابزاری تبدیل شده که می⁯توانیم از آن برای بخشش خود استفاده کنیم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز: از هر گونه احساس پشیمانی که ممکن است داشته باشم به عنوان ابزاری برای التیام یافتن از طریق قدمهای دوازده⁯گانه استفاده می⁯کنم. </span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">7اسفند                                پشیمانی<br />
<br />
«قدم هشتم تغییر بزرگی در زندگی که تحت تاثیر گناه و پشیمانی است، بوجود می‌آورد.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
پشیمانی یکی از احساساتی است که ما را به مصرف وا می⁯داشت. به خاطر اعتیاد فعال راه خود را گم کرده بودیم و اثری از دل⁯شکستگی و نابودی بسیار دردناک را به جای گذاشته بودیم. پشیمانی ما، اغلب با این استنباط که نمی⁯توانیم برای جبران خساراتی که وارد کرده⁯ایم کاری انجام دهیم، تشدید می⁯شد؛ راهی برای اصلاح آن وجود نداشت.    <br />
<br />
مقداری از قوت پشیمانی در هنگام رویارویی صادقانه با آن، از میان برداشته می⁯شود. در واقع، با تهیه فهرستی از افرادی که به آنها صدمه زده⁯ایم، قدم هشتم را آغاز می⁯کنیم. نقش خود را در گذشته دردناک خود می⁯پذیریم. <br />
<br />
اما قدم هشتم از ما نمی⁯خواهد همه اشتباهات خود را جبران کنیم، بلکه صرفاً از ما می⁯خواهد برای جبران خسارات وارده به همه این افراد تمایل پیدا کنیم. وقتی برای جبران خساراتی که وارد کرده⁯ایم تمایل پیدا می⁯کنیم، آمادگی خود برای تغییر را اعلام می⁯کنیم. فرآیند التیام⁯بخش بهبودی را تصدیق می⁯کنیم.<br />
<br />
پشیمانی دیگر وسیله⁯ای نیست که از آن برای شکنجه خود استفاده کنیم. پشیمانی به ابزاری تبدیل شده که می⁯توانیم از آن برای بخشش خود استفاده کنیم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز: از هر گونه احساس پشیمانی که ممکن است داشته باشم به عنوان ابزاری برای التیام یافتن از طریق قدمهای دوازده⁯گانه استفاده می⁯کنم. </span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-هشتم اسفند]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2060</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 17:12:57 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2060</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">انگیزه⁯⁯های "خالص" 8                               اسفند<br />
<br />
«عمل ها، عکس⁯⁯⁯العمل⁯ها و انگیزه⁯⁯های خود را بررسی می⁯کنیم.<br />
<br />
اغلب متوجه می⁯شویم بهتر از احساساتی که داشته⁯ایم، اعمال خود را انجام می⁯داده⁯ایم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
کتاب مراقبه روزانه را با این نوع پیام تصور کنید: «وقتی صبح از خواب بیدار می⁯شوید، قبل از اینکه از رختخواب خود برخیزید، لحظه⁯ای را به اندیشیدن اختصاص دهید. با آرامش تکیه دهید، افکار خود را جمع کنید و برنامه⁯های امروز خود را در نظر بگیرید. انگیزه این برنامه⁯ها را تک تک مرور کنید. اگر انگیزه⁯های شما کاملاً خالص نیستند، برگردید و دوباره استراحت کنید.» بی⁯معنی است، مگر نه؟  <br />
<br />
تفاوتی نمی⁯کند چه مدت پاک بوده⁯ایم، تقریباً همه ما انگیزه انجام تقریباً همه کارهای خود را با یکدیگر قاطی کرده⁯ایم. اما دلیلی ندارد در زندگی خود وقفه بیندازیم. قبل از اینکه بتوانیم دوران بهبودی خود را آغاز کنیم، مجبور نیستیم منتظر خالص شدن کامل انگیزه⁯های خود بمانیم. <br />
<br />
وقتی برنامه در زندگی ما مؤثر واقع می⁯شود⁯، به مراتب کمتر بر اساس انگیزه⁯های تردیدبرانگیزتر خود عمل می⁯کنیم. خود را مرتب بررسی می⁯کنیم و با راهنما درباره آنچه متوجه می⁯شویم، صحبت می⁯کنیم. برای آگاهی از اراده نیروی برتر برای خود دعا می⁯کنیم و قدرت عمل کردن بر اساس دانشی که به ما داده شده را می⁯جوییم. نتیجه چیست؟ کامل نمی⁯شویم، ولی قطعاً بهتر می⁯شویم. <br />
<br />
انجام برنامه⁯ای روحانی را آغاز کرده⁯ایم. هرگز به غول⁯های روحانی تبدیل نخواهیم شد. اما اگر واقع⁯بینانه به خود توجه کنیم، احتمالاً متوجه خواهیم شد که بهتر از احساساتی که داشته⁯ایم، اعمال خود را انجام می⁯داده⁯ایم.   <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز: خود را واقع⁯بینانه بررسی می⁯کنم. قدرت عمل کردن بر اساس بهترین انگیزه⁯های خود، نه بدترین آنها را می⁯جویم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">انگیزه⁯⁯های "خالص" 8                               اسفند<br />
<br />
«عمل ها، عکس⁯⁯⁯العمل⁯ها و انگیزه⁯⁯های خود را بررسی می⁯کنیم.<br />
<br />
اغلب متوجه می⁯شویم بهتر از احساساتی که داشته⁯ایم، اعمال خود را انجام می⁯داده⁯ایم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
کتاب مراقبه روزانه را با این نوع پیام تصور کنید: «وقتی صبح از خواب بیدار می⁯شوید، قبل از اینکه از رختخواب خود برخیزید، لحظه⁯ای را به اندیشیدن اختصاص دهید. با آرامش تکیه دهید، افکار خود را جمع کنید و برنامه⁯های امروز خود را در نظر بگیرید. انگیزه این برنامه⁯ها را تک تک مرور کنید. اگر انگیزه⁯های شما کاملاً خالص نیستند، برگردید و دوباره استراحت کنید.» بی⁯معنی است، مگر نه؟  <br />
<br />
تفاوتی نمی⁯کند چه مدت پاک بوده⁯ایم، تقریباً همه ما انگیزه انجام تقریباً همه کارهای خود را با یکدیگر قاطی کرده⁯ایم. اما دلیلی ندارد در زندگی خود وقفه بیندازیم. قبل از اینکه بتوانیم دوران بهبودی خود را آغاز کنیم، مجبور نیستیم منتظر خالص شدن کامل انگیزه⁯های خود بمانیم. <br />
<br />
وقتی برنامه در زندگی ما مؤثر واقع می⁯شود⁯، به مراتب کمتر بر اساس انگیزه⁯های تردیدبرانگیزتر خود عمل می⁯کنیم. خود را مرتب بررسی می⁯کنیم و با راهنما درباره آنچه متوجه می⁯شویم، صحبت می⁯کنیم. برای آگاهی از اراده نیروی برتر برای خود دعا می⁯کنیم و قدرت عمل کردن بر اساس دانشی که به ما داده شده را می⁯جوییم. نتیجه چیست؟ کامل نمی⁯شویم، ولی قطعاً بهتر می⁯شویم. <br />
<br />
انجام برنامه⁯ای روحانی را آغاز کرده⁯ایم. هرگز به غول⁯های روحانی تبدیل نخواهیم شد. اما اگر واقع⁯بینانه به خود توجه کنیم، احتمالاً متوجه خواهیم شد که بهتر از احساساتی که داشته⁯ایم، اعمال خود را انجام می⁯داده⁯ایم.   <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز: خود را واقع⁯بینانه بررسی می⁯کنم. قدرت عمل کردن بر اساس بهترین انگیزه⁯های خود، نه بدترین آنها را می⁯جویم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-نهم اسفند]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2059</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 17:12:10 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2059</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">9اسفند                             بزرگترین هدیه<br />
<br />
«ایمان نویافته ما در آینده به عنوان اساس مستحکمی برای شهامت عمل می⁯کند.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
وقتی شروع به شرکت در جلسات می⁯کنیم، از سایر معتادان درباره هدایایی که در نتیجه این برنامه دریافت کرده⁯⁯اند می⁯شنویم، چیزهایی که قبلاً هرگز به عنوان هدیه در نظر نمی⁯گرفتیم. یکی از این هدایا، احیای توانایی درک عواطفی است که برای مدتهای مدید با مصرف مواد مخدر نابود کرده بودیم. در نظر گرفتن عشق، شادمانی و خوشبختی به عنوان هدیه دشوار نیست، حتی اگر مدت زمان زیادی آنها را احساس نکرده باشیم. اما احساسات "بد" مانند خشم، ناراحتی، ترس و تنهایی چطور؟ به خود می⁯گوییم این عواطف را نمی⁯توان به عنوان هدیه در نظر گرفت. از این گذشته، چگونه می⁯توانیم از چیزهایی که می⁯خواهیم  از آنها رهایی یابیم، سپاسگزاری کنیم؟! <br />
<br />
اگر از دیدگاه مناسبی به این عواطف بنگریم، می⁯توانیم نسبت به آنها قدرشناس باشیم. باید به خاطر داشته باشیم که به نیرویی برتر و مهربان ایمان پیدا کرده⁯ایم و از این نیرو خواسته⁯ایم از ما مراقبت کند—و نیروی برتر ما اشتباه نمی⁯کند. احساساتی که به ما ارزانی داشته شده، "خوب" یا "بد" دلیلی داشته است. با به خاطر سپردن این موضوع، متوجه وجود احساسات بد نمی⁯شویم، بلکه به آموختن درسهایی از آنها پی می⁯بریم. ایمان ما و مراقبت نیروی برتر، شهامت لازم برای رویارویی با همه احساساتی را که ممکن است هر روز بروز پیدا کند، در اختیار ما قرار می⁯دهد.    <br />
<br />
همان طور که در اوایل دوران بهبودی شنیدیم: «نیروی برتر چیزی بیش از حد توان اداره شما را در طول یک روز به شما ارزانی نخواهد کرد.» و توانایی درک احساسات یکی از بزرگترین هدایای بهبودی است. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  سعی می⁯کنم از احساسات خود استقبال می⁯کنم و به این اعتقاد پایبندم که شهامت رویارویی با همه عواطفی را که ممکن است در زندگی من بروز پیدا کند، در اختیار دارم.  </span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">9اسفند                             بزرگترین هدیه<br />
<br />
«ایمان نویافته ما در آینده به عنوان اساس مستحکمی برای شهامت عمل می⁯کند.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
وقتی شروع به شرکت در جلسات می⁯کنیم، از سایر معتادان درباره هدایایی که در نتیجه این برنامه دریافت کرده⁯⁯اند می⁯شنویم، چیزهایی که قبلاً هرگز به عنوان هدیه در نظر نمی⁯گرفتیم. یکی از این هدایا، احیای توانایی درک عواطفی است که برای مدتهای مدید با مصرف مواد مخدر نابود کرده بودیم. در نظر گرفتن عشق، شادمانی و خوشبختی به عنوان هدیه دشوار نیست، حتی اگر مدت زمان زیادی آنها را احساس نکرده باشیم. اما احساسات "بد" مانند خشم، ناراحتی، ترس و تنهایی چطور؟ به خود می⁯گوییم این عواطف را نمی⁯توان به عنوان هدیه در نظر گرفت. از این گذشته، چگونه می⁯توانیم از چیزهایی که می⁯خواهیم  از آنها رهایی یابیم، سپاسگزاری کنیم؟! <br />
<br />
اگر از دیدگاه مناسبی به این عواطف بنگریم، می⁯توانیم نسبت به آنها قدرشناس باشیم. باید به خاطر داشته باشیم که به نیرویی برتر و مهربان ایمان پیدا کرده⁯ایم و از این نیرو خواسته⁯ایم از ما مراقبت کند—و نیروی برتر ما اشتباه نمی⁯کند. احساساتی که به ما ارزانی داشته شده، "خوب" یا "بد" دلیلی داشته است. با به خاطر سپردن این موضوع، متوجه وجود احساسات بد نمی⁯شویم، بلکه به آموختن درسهایی از آنها پی می⁯بریم. ایمان ما و مراقبت نیروی برتر، شهامت لازم برای رویارویی با همه احساساتی را که ممکن است هر روز بروز پیدا کند، در اختیار ما قرار می⁯دهد.    <br />
<br />
همان طور که در اوایل دوران بهبودی شنیدیم: «نیروی برتر چیزی بیش از حد توان اداره شما را در طول یک روز به شما ارزانی نخواهد کرد.» و توانایی درک احساسات یکی از بزرگترین هدایای بهبودی است. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  سعی می⁯کنم از احساسات خود استقبال می⁯کنم و به این اعتقاد پایبندم که شهامت رویارویی با همه عواطفی را که ممکن است در زندگی من بروز پیدا کند، در اختیار دارم.  </span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-دهم اسفند]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2058</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 17:11:28 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2058</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">همه چیز! 10                                      اسفند<br />
<br />
«بیماری ما متوقف شده است و اکنون همه چیز ممکن است. بیشتر و بیشتر روشن⁯بین می⁯شویم و آمادگی مواجهه با عقاید جدید در همه زمینه⁯های زندگی خود را پیدا می⁯کنیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
برای بسیاری از ما چند ماه یا چند سال اول در NA دوران شگفت⁯انگیزی است. نسبت به آزمایش هر کاری تمایل پیدا می⁯⁯کنیم و دیدگان ما رو به شادی⁯ها و افق⁯های جدید باز می⁯شود. سرانجام رها از اعتیاد فعال، در حالی که بهبودی ما تازه و شاداب است، همه چیز ممکن به نظر می⁯رسد.  <br />
<br />
اما با تجربه کوتاه مدت پاکی، شاید پافشاری کمتری نسبت به اجرای برنامه داشته باشیم. شاید مانند زمانی که برای استفاده از تجربه دیگران تمایل داشتیم، اکنون به طور کامل چنین تمایلی را نداشته باشیم. ممکن است با چند نقص به ظاهر غیر قابل کنترل در شخصیت خود مواجه شده باشیم که خوش⁯بینی بی⁯حد و حصر اوایل دوران بهبودی ما را کاهش می⁯دهد. کاملاً باور داریم همه چیز ممکن است.   <br />
<br />
چگونه می⁯توانیم اشتیاق خود نسبت به بهبودی را احیاء کنیم؟ برای آن دعا می⁯کنیم؛ درباره آن مشارکت می⁯کنیم؛ و برای دستیابی به اشتیاق مورد نیاز خود تلاش می⁯کنیم. اعضایی با مدت زمان پاکی بیشتر یا کمتر از ما وجود دارند که از اشتیاقی که ما به دنبال آن هستیم، برخوردارند و اگر از آنها بخواهیم آن را با ما در میان گذارند، خوشحال خواهند شد. اما برای استفاده از تجربه آنها باید روشن⁯بینی را تمرین کنیم و دوباره آموزش⁯پذیر شویم. وقتی برای رویارویی با عقاید جدید آماده می⁯شویم و برای امتحان آنها تمایل پیدا می⁯کنیم، می‌بینیم  برای باردیگر همه چیز ممکن به نظر می⁯رسد.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  در بهبودی من، همواره چیزهای بیشتری برای آموختن و فردی برای آموختن از او وجود دارد. امروز برای رویارویی با عقاید جدید آماده می⁯شوم و برای امتحان آنها تمایل پیدا می⁯کنم. تا زمانی که هستم، می⁯دانم همه چیز ممکن است.  </span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">همه چیز! 10                                      اسفند<br />
<br />
«بیماری ما متوقف شده است و اکنون همه چیز ممکن است. بیشتر و بیشتر روشن⁯بین می⁯شویم و آمادگی مواجهه با عقاید جدید در همه زمینه⁯های زندگی خود را پیدا می⁯کنیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
برای بسیاری از ما چند ماه یا چند سال اول در NA دوران شگفت⁯انگیزی است. نسبت به آزمایش هر کاری تمایل پیدا می⁯⁯کنیم و دیدگان ما رو به شادی⁯ها و افق⁯های جدید باز می⁯شود. سرانجام رها از اعتیاد فعال، در حالی که بهبودی ما تازه و شاداب است، همه چیز ممکن به نظر می⁯رسد.  <br />
<br />
اما با تجربه کوتاه مدت پاکی، شاید پافشاری کمتری نسبت به اجرای برنامه داشته باشیم. شاید مانند زمانی که برای استفاده از تجربه دیگران تمایل داشتیم، اکنون به طور کامل چنین تمایلی را نداشته باشیم. ممکن است با چند نقص به ظاهر غیر قابل کنترل در شخصیت خود مواجه شده باشیم که خوش⁯بینی بی⁯حد و حصر اوایل دوران بهبودی ما را کاهش می⁯دهد. کاملاً باور داریم همه چیز ممکن است.   <br />
<br />
چگونه می⁯توانیم اشتیاق خود نسبت به بهبودی را احیاء کنیم؟ برای آن دعا می⁯کنیم؛ درباره آن مشارکت می⁯کنیم؛ و برای دستیابی به اشتیاق مورد نیاز خود تلاش می⁯کنیم. اعضایی با مدت زمان پاکی بیشتر یا کمتر از ما وجود دارند که از اشتیاقی که ما به دنبال آن هستیم، برخوردارند و اگر از آنها بخواهیم آن را با ما در میان گذارند، خوشحال خواهند شد. اما برای استفاده از تجربه آنها باید روشن⁯بینی را تمرین کنیم و دوباره آموزش⁯پذیر شویم. وقتی برای رویارویی با عقاید جدید آماده می⁯شویم و برای امتحان آنها تمایل پیدا می⁯کنیم، می‌بینیم  برای باردیگر همه چیز ممکن به نظر می⁯رسد.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  در بهبودی من، همواره چیزهای بیشتری برای آموختن و فردی برای آموختن از او وجود دارد. امروز برای رویارویی با عقاید جدید آماده می⁯شوم و برای امتحان آنها تمایل پیدا می⁯کنم. تا زمانی که هستم، می⁯دانم همه چیز ممکن است.  </span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-یازدهم اسفند]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2057</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 17:10:43 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2057</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> حمله اضطراب!                11                 اسفند<br />
<br />
«نیرویی که ما را به این برنامه آورد هنوز هم با ماست و اگر به او اجازه دهیم به راهنمایی ما ادامه خواهد داد.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
آیا تا به حال ترس و نگرانی بر شما غلبه کرده است؟ به هر جا رجوع می⁯کنیم، فشارهای زندگی ما را از پای در می⁯آورد. ناتوان شده⁯ایم و نمی⁯دانیم باید چه کار کنیم. چگونه بر حمله اضطراب غلبه می⁯کنیم؟ <br />
<br />
ابتدا صبر می⁯کنیم. نمی⁯توانیم یکدفعه به همه چیز رسیدگی کنیم، بنابراین لحظه⁯ای صبر می⁯کنیم تا مسائل سر و سامان پیدا کند. سپس از مسائلی که ما را آزار می⁯دهد، "ترازنامه⁯ای فوری" تهیه می⁯کنیم. در حالی که این سؤال را از خود می⁯پرسیم هر یک از مسائل را بررسی می⁯کنیم: «این مسئله واقعاً چه اهمیتی دارد؟» در اکثر موارد متوجه می⁯شویم بیشتر ترس⁯ها و دغدغه⁯های ما به توجه فوری ما نیاز ندارد. می⁯توانیم این موارد را کنار بگذاریم و بر مسائلی تمرکز کنیم که واقعاً باید فوراً حل و فصل شود.   <br />
<br />
سپس دوباره صبر می⁯کنیم و از خود می⁯پرسیم: «در هر حال، چه کسی در اینجا کنترل را در دست دارد؟» این امر به ما یادآور می⁯شود که نیروی برتر ما، کنترل را در دست دارد. اراده نیروی برتر خود را برای این اوضاع، هر آنچه هست، می⁯جوییم. این کار را می⁯توانیم به چند روش انجام دهیم: از طریق دعا، صحبت با راهنما یا دوستان NA یا شرکت در جلسه و درخواست از دیگران برای مشارکت کردن تجربیاتشان. وقتی اراده نیروی برتر برای ما روشن می⁯شود، برای توانایی اجرای آن دعا می⁯کنیم. سرانجام اقدام می⁯کنیم.   <br />
<br />
حملات اضطراب نباید ما را از توان بیندازد. می⁯توانیم برای رسیدگی به هر مسئله⁯ای که بر سر راه ما ظاهر می⁯شود، از منابع برنامه ⁯NA استفاده کنیم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  نیروی برتر، من را به سوی مسیر بهبودی هدایت نکرده است که به حال خود رها کند! وقتی اضطراب حمله می⁯کند، قدمهای معینی را برای جستجوی مراقبت و راهنمایی مداوم خداوند طی می⁯کنم.</span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> حمله اضطراب!                11                 اسفند<br />
<br />
«نیرویی که ما را به این برنامه آورد هنوز هم با ماست و اگر به او اجازه دهیم به راهنمایی ما ادامه خواهد داد.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
آیا تا به حال ترس و نگرانی بر شما غلبه کرده است؟ به هر جا رجوع می⁯کنیم، فشارهای زندگی ما را از پای در می⁯آورد. ناتوان شده⁯ایم و نمی⁯دانیم باید چه کار کنیم. چگونه بر حمله اضطراب غلبه می⁯کنیم؟ <br />
<br />
ابتدا صبر می⁯کنیم. نمی⁯توانیم یکدفعه به همه چیز رسیدگی کنیم، بنابراین لحظه⁯ای صبر می⁯کنیم تا مسائل سر و سامان پیدا کند. سپس از مسائلی که ما را آزار می⁯دهد، "ترازنامه⁯ای فوری" تهیه می⁯کنیم. در حالی که این سؤال را از خود می⁯پرسیم هر یک از مسائل را بررسی می⁯کنیم: «این مسئله واقعاً چه اهمیتی دارد؟» در اکثر موارد متوجه می⁯شویم بیشتر ترس⁯ها و دغدغه⁯های ما به توجه فوری ما نیاز ندارد. می⁯توانیم این موارد را کنار بگذاریم و بر مسائلی تمرکز کنیم که واقعاً باید فوراً حل و فصل شود.   <br />
<br />
سپس دوباره صبر می⁯کنیم و از خود می⁯پرسیم: «در هر حال، چه کسی در اینجا کنترل را در دست دارد؟» این امر به ما یادآور می⁯شود که نیروی برتر ما، کنترل را در دست دارد. اراده نیروی برتر خود را برای این اوضاع، هر آنچه هست، می⁯جوییم. این کار را می⁯توانیم به چند روش انجام دهیم: از طریق دعا، صحبت با راهنما یا دوستان NA یا شرکت در جلسه و درخواست از دیگران برای مشارکت کردن تجربیاتشان. وقتی اراده نیروی برتر برای ما روشن می⁯شود، برای توانایی اجرای آن دعا می⁯کنیم. سرانجام اقدام می⁯کنیم.   <br />
<br />
حملات اضطراب نباید ما را از توان بیندازد. می⁯توانیم برای رسیدگی به هر مسئله⁯ای که بر سر راه ما ظاهر می⁯شود، از منابع برنامه ⁯NA استفاده کنیم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  نیروی برتر، من را به سوی مسیر بهبودی هدایت نکرده است که به حال خود رها کند! وقتی اضطراب حمله می⁯کند، قدمهای معینی را برای جستجوی مراقبت و راهنمایی مداوم خداوند طی می⁯کنم.</span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-دوازدهم اسفند]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2056</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 17:09:39 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2056</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">12اسفند                                        موفقیت<br />
<br />
«هر شکلی از موفقیت وحشتناک و ناآشنا بود.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
قبل از آمدن به NA، تعداد کمی از ما موفقیت را تجربه کرده بودیم. هر گونه تلاشی که به تنهایی برای قطع مصرف انجام دادیم، سرانجام با شکست مواجه می⁯شد. به تدریج امید هر گونه رهایی از اعتیاد فعال را از دست دادیم. رفته رفته به شکست عادت کرده بودیم، انتظار آن را داشتیم، آن را قبول می⁯کردیم و فکر می⁯کردیم بخشی از سرشت ماست.  <br />
<br />
وقتی پاک می⁯مانیم، به تدریج موفقیت را در زندگی خود تجربه می⁯کنیم. رفته رفته به دستاوردهای خود افتخار می⁯کنیم. شروع به پذیرفتن ریسک⁯های بی⁯خطر می⁯کنیم. ممکن است در این فرآیند با مرارت⁯هایی نیز روبرو شویم، اما اگر از آنها درس بگیریم می⁯توان آنها را به حساب موفقیت گذاشت.  <br />
<br />
گاهی اوقات وقتی هدفی را به انجام می⁯رسانیم، از ترس اینکه مغرور به نظر برسیم، در «پشت⁯گرمی دادن به خود» تردید می⁯کنیم. اما نیروی برتر از ما می⁯خواهد که موفق شویم و افتخاری را که نسبت به دستاوردهای خود می⁯کنیم با عزیزان خود در میان بگذاریم. وقتی موفقیت⁯های خود را در NA با دیگران در میان می⁯گذاریم، در اکثر موارد، آنها نیز کم کم باور می⁯کنند می⁯توانند به اهداف خود دست یابند. وقتی موفق می⁯شویم، به هموار کردن زمینه برای سایر افرادی که راه ما را دنبال می⁯کنند، کمک می⁯کنیم.   <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  زمانی را به لذت بردن از موفقیت⁯های خود اختصاص می⁯دهم. پیروزی⁯⁯های خود را با "روحیه قدرشناسی" با دیگران در میان می⁯گذارم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">12اسفند                                        موفقیت<br />
<br />
«هر شکلی از موفقیت وحشتناک و ناآشنا بود.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
قبل از آمدن به NA، تعداد کمی از ما موفقیت را تجربه کرده بودیم. هر گونه تلاشی که به تنهایی برای قطع مصرف انجام دادیم، سرانجام با شکست مواجه می⁯شد. به تدریج امید هر گونه رهایی از اعتیاد فعال را از دست دادیم. رفته رفته به شکست عادت کرده بودیم، انتظار آن را داشتیم، آن را قبول می⁯کردیم و فکر می⁯کردیم بخشی از سرشت ماست.  <br />
<br />
وقتی پاک می⁯مانیم، به تدریج موفقیت را در زندگی خود تجربه می⁯کنیم. رفته رفته به دستاوردهای خود افتخار می⁯کنیم. شروع به پذیرفتن ریسک⁯های بی⁯خطر می⁯کنیم. ممکن است در این فرآیند با مرارت⁯هایی نیز روبرو شویم، اما اگر از آنها درس بگیریم می⁯توان آنها را به حساب موفقیت گذاشت.  <br />
<br />
گاهی اوقات وقتی هدفی را به انجام می⁯رسانیم، از ترس اینکه مغرور به نظر برسیم، در «پشت⁯گرمی دادن به خود» تردید می⁯کنیم. اما نیروی برتر از ما می⁯خواهد که موفق شویم و افتخاری را که نسبت به دستاوردهای خود می⁯کنیم با عزیزان خود در میان بگذاریم. وقتی موفقیت⁯های خود را در NA با دیگران در میان می⁯گذاریم، در اکثر موارد، آنها نیز کم کم باور می⁯کنند می⁯توانند به اهداف خود دست یابند. وقتی موفق می⁯شویم، به هموار کردن زمینه برای سایر افرادی که راه ما را دنبال می⁯کنند، کمک می⁯کنیم.   <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  زمانی را به لذت بردن از موفقیت⁯های خود اختصاص می⁯دهم. پیروزی⁯⁯های خود را با "روحیه قدرشناسی" با دیگران در میان می⁯گذارم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-سیزدهم اسفند]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2055</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 17:08:49 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2055</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">لغزش                              13       اسفند<br />
<br />
«اما مواقعی نیز وجود دارد که واقعاً به مصرف تمایل داریم. می⁯خواهیم از این حالت رها شویم و احساس بدی داریم. باید به ما یادآوری شود که از کجا آمده⁯ایم و این بار آنجا وضعیت وخیم⁯تری خواهد داشت. در این هنگام بیشتر از هر زمان، به برنامه نیاز داریم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
اگر درباره لغزش تعمق می⁯کنیم، باید به نتایج تلخ مصرف فکر کنیم. برای بسیاری از ما این نتایج شامل مشکلات درمانی جدی، حبس و حتی مرگ می⁯شود. چند نفر از ما افرادی را می⁯شناسیم که پس از سالها پاکی دچار لغزش شده⁯⁯اند و صرفاً در اثر بیماری خود جان باخته⁯اند؟ <br />
<br />
اما مرگی وجود دارد که در اثر بازگشت به اعتیاد فعال به وجود می⁯آید و ممکن است بدتر از مرگ جسمانی باشد. این مرگ، مرگ روحانی است که با جدا شدن از نیروی برتر خود آن را تجربه می⁯کنیم. اگر مصرف کنیم، رابطه روحانی که طی سالیان پرورش داده⁯ایم، ضعیف و شاید ناپدید شود. واقعاً احساس تنهایی خواهیم کرد.    <br />
<br />
شکی نیست که در بهبودی خود دوران ظلمت و تاریکی داشته⁯ایم. تنها یک راه وجود دارد که می⁯توانیم از این دوران آزاردهنده سربلند بیرون بیاییم: از طریق ایمان. اگر معتقدیم که نیروی برتر همراه ماست، پس می⁯دانیم همه چیز به خوبی پیش می⁯رود. <br />
<br />
مهم نیست در دوران بهبودی چه احساسات بدی داریم، در هر حال، لغزش هرگز راه حل ما نیست. ما با هم بهبودی پیدا می⁯کنیم. اگر پاک بمانیم، تاریکی از میان می⁯رود و ارتباط عمیق⁯تری را با نیروی برتر خود پیدا می⁯کنیم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  از نیروی برتر خود به خاطر هدیه NA تشکر می⁯کنم. می⁯دانم که لغزش راه نجات نیست. با ایمان به خداوندی که درک می⁯کنم با همه مشکلاتی که روبرو می⁯شوم، مقابله خواهم کرد.</span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">لغزش                              13       اسفند<br />
<br />
«اما مواقعی نیز وجود دارد که واقعاً به مصرف تمایل داریم. می⁯خواهیم از این حالت رها شویم و احساس بدی داریم. باید به ما یادآوری شود که از کجا آمده⁯ایم و این بار آنجا وضعیت وخیم⁯تری خواهد داشت. در این هنگام بیشتر از هر زمان، به برنامه نیاز داریم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
اگر درباره لغزش تعمق می⁯کنیم، باید به نتایج تلخ مصرف فکر کنیم. برای بسیاری از ما این نتایج شامل مشکلات درمانی جدی، حبس و حتی مرگ می⁯شود. چند نفر از ما افرادی را می⁯شناسیم که پس از سالها پاکی دچار لغزش شده⁯⁯اند و صرفاً در اثر بیماری خود جان باخته⁯اند؟ <br />
<br />
اما مرگی وجود دارد که در اثر بازگشت به اعتیاد فعال به وجود می⁯آید و ممکن است بدتر از مرگ جسمانی باشد. این مرگ، مرگ روحانی است که با جدا شدن از نیروی برتر خود آن را تجربه می⁯کنیم. اگر مصرف کنیم، رابطه روحانی که طی سالیان پرورش داده⁯ایم، ضعیف و شاید ناپدید شود. واقعاً احساس تنهایی خواهیم کرد.    <br />
<br />
شکی نیست که در بهبودی خود دوران ظلمت و تاریکی داشته⁯ایم. تنها یک راه وجود دارد که می⁯توانیم از این دوران آزاردهنده سربلند بیرون بیاییم: از طریق ایمان. اگر معتقدیم که نیروی برتر همراه ماست، پس می⁯دانیم همه چیز به خوبی پیش می⁯رود. <br />
<br />
مهم نیست در دوران بهبودی چه احساسات بدی داریم، در هر حال، لغزش هرگز راه حل ما نیست. ما با هم بهبودی پیدا می⁯کنیم. اگر پاک بمانیم، تاریکی از میان می⁯رود و ارتباط عمیق⁯تری را با نیروی برتر خود پیدا می⁯کنیم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  از نیروی برتر خود به خاطر هدیه NA تشکر می⁯کنم. می⁯دانم که لغزش راه نجات نیست. با ایمان به خداوندی که درک می⁯کنم با همه مشکلاتی که روبرو می⁯شوم، مقابله خواهم کرد.</span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-چهاردهم اسفند]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2054</link>
			<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 17:08:04 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2054</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
14اسفند                                      فرآیند<br />
<br />
«این برنامه به بخشی از وجود من تبدیل شده است.... امروز درک روشن⁯تری از مسائلی که در زندگی⁯ام رخ می⁯دهد دارم. دیگر با این فرآیند نمی⁯جنگم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
در دوران اعتیاد فعال، مسائل ظاهراً بدون منطق رخ می⁯داد. فقط «کارها را انجام می⁯دادیم»، اغلب بدون اینکه از نتایج یا علت آن آگاهی داشته باشیم. زندگی ارزش یا معنایی نداشت. <br />
<br />
فرآیند قدمهای دوازده⁯گانه به زندگی ما معنا می⁯بخشد؛ در طی کارکرد قدمها، جوانب تاریک و روشن خود را می⁯پذیریم. از انکاری که ما را از درک تأثیر اعتیاد باز می⁯داشت، دوری می⁯کنیم. خود را صادقانه بررسی می⁯کنیم و الگوهای فکری، احساسی و رفتاری خود را انتخاب می⁯کنیم. با فاش کردن کامل اسرار خود نزد انسانی دیگر، فروتنی و بینش به دست می⁯آوریم. در تلاش برای رفع کمبودها، از عجز خود و قدرت فراهم شده از سوی نیرویی برتر سپاسگزاری به عمل می⁯آوریم. با افزایش شناخت از خود، بینش وسیع⁯تری نسبت به دیگران و پذیرش آنها به دست می⁯آوریم.      <br />
<br />
قدمهای دوازده⁯گانه کلید فرآیندی است که آن را "زندگی" می⁯نامیم. در طی کارکرد قدمها، آنها به بخشی از وجود ما تبدیل می⁯شوند—و ما به بخشی از زندگی اطراف خود تبدیل می⁯شویم. دنیای ما دیگر بی⁯معنا نیست؛ امروز درک بیشتری از رویدادهای زندگی خود داریم. دیگر با این فرآیند نمی⁯جنگیم. امروز با کارکرد قدمها از زندگی لذت می⁯بریم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  زندگی یک فرآیند است؛ قدمهای دوازده⁯گانه کلید این فرآیند هستند. امروز از قدمها برای شرکت در این فرآیند، شناخت و لذت بردن از خود و بهبودی خود استفاده می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #8B4513;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
14اسفند                                      فرآیند<br />
<br />
«این برنامه به بخشی از وجود من تبدیل شده است.... امروز درک روشن⁯تری از مسائلی که در زندگی⁯ام رخ می⁯دهد دارم. دیگر با این فرآیند نمی⁯جنگم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
در دوران اعتیاد فعال، مسائل ظاهراً بدون منطق رخ می⁯داد. فقط «کارها را انجام می⁯دادیم»، اغلب بدون اینکه از نتایج یا علت آن آگاهی داشته باشیم. زندگی ارزش یا معنایی نداشت. <br />
<br />
فرآیند قدمهای دوازده⁯گانه به زندگی ما معنا می⁯بخشد؛ در طی کارکرد قدمها، جوانب تاریک و روشن خود را می⁯پذیریم. از انکاری که ما را از درک تأثیر اعتیاد باز می⁯داشت، دوری می⁯کنیم. خود را صادقانه بررسی می⁯کنیم و الگوهای فکری، احساسی و رفتاری خود را انتخاب می⁯کنیم. با فاش کردن کامل اسرار خود نزد انسانی دیگر، فروتنی و بینش به دست می⁯آوریم. در تلاش برای رفع کمبودها، از عجز خود و قدرت فراهم شده از سوی نیرویی برتر سپاسگزاری به عمل می⁯آوریم. با افزایش شناخت از خود، بینش وسیع⁯تری نسبت به دیگران و پذیرش آنها به دست می⁯آوریم.      <br />
<br />
قدمهای دوازده⁯گانه کلید فرآیندی است که آن را "زندگی" می⁯نامیم. در طی کارکرد قدمها، آنها به بخشی از وجود ما تبدیل می⁯شوند—و ما به بخشی از زندگی اطراف خود تبدیل می⁯شویم. دنیای ما دیگر بی⁯معنا نیست؛ امروز درک بیشتری از رویدادهای زندگی خود داریم. دیگر با این فرآیند نمی⁯جنگیم. امروز با کارکرد قدمها از زندگی لذت می⁯بریم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  زندگی یک فرآیند است؛ قدمهای دوازده⁯گانه کلید این فرآیند هستند. امروز از قدمها برای شرکت در این فرآیند، شناخت و لذت بردن از خود و بهبودی خود استفاده می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>