<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - فقط برای امروز (مهر ماه)]]></title>
		<link>https://forum.banianbehboodi.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - https://forum.banianbehboodi.ir]]></description>
		<pubDate>Thu, 01 Oct 2026 11:10:01 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-اول مهر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2105</link>
			<pubDate>Sat, 23 Nov 2013 15:32:12 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2105</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رویارویی با شایعه⁯پراکنی ۱                            مهر<br />
<br />
«بر اساس اصول بهبودی، سعی می⁯کنیم درباره یکدیگر قضاوت نکنیم، از یکدیگر کلیشه نسازیم و به یکدیگر درس اخلاق ندهیم.».<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بگذارید با این مسئله روبرو شویم: در معتادان گمنام در گلخانه⁯⁯ای زندگی می⁯کنیم که دارای انواع و اقسام گل است. اعضای انجمن ما نسبت به همه افرادی که تا به حال شناخته⁯ایم، چیزهای بیشتری درباره زندگی شخصی ما می⁯دانند. آنها می⁯دانند ما اوقات خود را با چه کسانی سپری می⁯کنیم، کجا کار می⁯کنیم و چه قدمی را طی می⁯کنیم، چند فرزند داریم و غیره. اعضای انجمن ما احتمالاً چیزهایی را که از آن مطلع نیستند، تصور می⁯کنند.  <br />
<br />
وقتی دیگران درباره ما شایعه⁯پراکنی می⁯کنند، شاید ناراحت باشیم. اما اگر از انجمن کنار بکشیم و برای دوری از شایعه⁯پراکنی، منزوی شویم، خود را از عشق، دوستی و تجربه بی⁯نظیر بهبودی که اعضای انجمن باید ارائه دهند، محروم می⁯کنیم. راه بهتر برای رویارویی با شایعه⁯پراکنی این است که صرفاً خود و مسائل را همان طور که هستند بپذیریم و بر اساس اصول زندگی کنیم. هر چه از برنامه شخصی خود، تصمیمات خود و دریافت راهنمایی از سوی نیروی برتر مطمئن⁯تر می⁯شویم، عقاید دیگران کمتر موجب نگرانی ما می⁯شوند.    <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  متعهد به شرکت فعال در انجمن NA هستم. عقاید دیگران تعهد من نسبت به بهبودی را تحت تأثیر قرار نمی⁯دهد.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رویارویی با شایعه⁯پراکنی ۱                            مهر<br />
<br />
«بر اساس اصول بهبودی، سعی می⁯کنیم درباره یکدیگر قضاوت نکنیم، از یکدیگر کلیشه نسازیم و به یکدیگر درس اخلاق ندهیم.».<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بگذارید با این مسئله روبرو شویم: در معتادان گمنام در گلخانه⁯⁯ای زندگی می⁯کنیم که دارای انواع و اقسام گل است. اعضای انجمن ما نسبت به همه افرادی که تا به حال شناخته⁯ایم، چیزهای بیشتری درباره زندگی شخصی ما می⁯دانند. آنها می⁯دانند ما اوقات خود را با چه کسانی سپری می⁯کنیم، کجا کار می⁯کنیم و چه قدمی را طی می⁯کنیم، چند فرزند داریم و غیره. اعضای انجمن ما احتمالاً چیزهایی را که از آن مطلع نیستند، تصور می⁯کنند.  <br />
<br />
وقتی دیگران درباره ما شایعه⁯پراکنی می⁯کنند، شاید ناراحت باشیم. اما اگر از انجمن کنار بکشیم و برای دوری از شایعه⁯پراکنی، منزوی شویم، خود را از عشق، دوستی و تجربه بی⁯نظیر بهبودی که اعضای انجمن باید ارائه دهند، محروم می⁯کنیم. راه بهتر برای رویارویی با شایعه⁯پراکنی این است که صرفاً خود و مسائل را همان طور که هستند بپذیریم و بر اساس اصول زندگی کنیم. هر چه از برنامه شخصی خود، تصمیمات خود و دریافت راهنمایی از سوی نیروی برتر مطمئن⁯تر می⁯شویم، عقاید دیگران کمتر موجب نگرانی ما می⁯شوند.    <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  متعهد به شرکت فعال در انجمن NA هستم. عقاید دیگران تعهد من نسبت به بهبودی را تحت تأثیر قرار نمی⁯دهد.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-دوم مهر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2104</link>
			<pubDate>Sat, 23 Nov 2013 15:31:22 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2104</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">2 مهر                                   رشد مفهوم خداوند<br />
<br />
«تنها خط⁯مشی⁯های پیشنهادی این است که این نیرو دوست⁯داشتنی، مهربان و برتر از خود ما باشد. برای پذیرفتن این عقیده حتماً نباید مذهبی باشیم. مسئله این است که نسبت به اعتقاد خود روشن⁯بین باشیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
در فرآیند مادام⁯العمر ایمان آوری ، شناخت ما از خداوند تغییر می⁯کند. شناخت ما در بدو ورود به بهبودی با شناخت ما پس از گذشت چند ماه پاکی یکسان نخواهد بود و این شناخت نیز پس از گذشت چند سال پاکی تغییر خواهد کرد.  <br />
<br />
شناخت اولیه ما از نیرویی برتر از خود به احتمال زیاد محدود خواهد بود. این نیرو به حفظ پاکی ما کمک می⁯کند، اما شاید چیزی فراتر از این مسئله را تصور نکنیم. شاید در دعا کردن تردید کنیم، چراکه برای چیزهایی که از نیروی برتر خود می⁯خواهیم برای ما انجام دهد، شروطی را تعیین کرده⁯ایم. شاید بگوییم «اوه، این موضوع خیلی وحشتناک است، حتی خداوند هم نتوانست کاری انجام دهد» یا اینکه «خداوند باید از افراد زیادی مراقبت کند. فرصتی برای من نیست.» <br />
<br />
اما وقتی با پیشرفت در بهبودی شناخت ما نیز پیشرفت می⁯کند. به تدریج درک می⁯کنیم که تنها محدودیت⁯های لطف و عشق خداوند آنهایی هستند که خود ما با کنار نرفتن از سر راه تحمیل می⁯کنیم. خداوند مهربانی که به او ایمان پیدا می⁯کنیم و نیرو و عشقی که از طریق ایمان خود به دست می⁯آوریم، تقریباً در میان همه معتادان در حال بهبودی سراسر جهان مشترک است.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  خداوندی که از او شناخت پیدا می⁯کنم، ظرفیت نامحدودی برای عشق و توجه دارد. اطمینان دارم که خداوند من بزرگتر از تمام مشکلاتی است که ممکن است داشته باشم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">2 مهر                                   رشد مفهوم خداوند<br />
<br />
«تنها خط⁯مشی⁯های پیشنهادی این است که این نیرو دوست⁯داشتنی، مهربان و برتر از خود ما باشد. برای پذیرفتن این عقیده حتماً نباید مذهبی باشیم. مسئله این است که نسبت به اعتقاد خود روشن⁯بین باشیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
در فرآیند مادام⁯العمر ایمان آوری ، شناخت ما از خداوند تغییر می⁯کند. شناخت ما در بدو ورود به بهبودی با شناخت ما پس از گذشت چند ماه پاکی یکسان نخواهد بود و این شناخت نیز پس از گذشت چند سال پاکی تغییر خواهد کرد.  <br />
<br />
شناخت اولیه ما از نیرویی برتر از خود به احتمال زیاد محدود خواهد بود. این نیرو به حفظ پاکی ما کمک می⁯کند، اما شاید چیزی فراتر از این مسئله را تصور نکنیم. شاید در دعا کردن تردید کنیم، چراکه برای چیزهایی که از نیروی برتر خود می⁯خواهیم برای ما انجام دهد، شروطی را تعیین کرده⁯ایم. شاید بگوییم «اوه، این موضوع خیلی وحشتناک است، حتی خداوند هم نتوانست کاری انجام دهد» یا اینکه «خداوند باید از افراد زیادی مراقبت کند. فرصتی برای من نیست.» <br />
<br />
اما وقتی با پیشرفت در بهبودی شناخت ما نیز پیشرفت می⁯کند. به تدریج درک می⁯کنیم که تنها محدودیت⁯های لطف و عشق خداوند آنهایی هستند که خود ما با کنار نرفتن از سر راه تحمیل می⁯کنیم. خداوند مهربانی که به او ایمان پیدا می⁯کنیم و نیرو و عشقی که از طریق ایمان خود به دست می⁯آوریم، تقریباً در میان همه معتادان در حال بهبودی سراسر جهان مشترک است.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  خداوندی که از او شناخت پیدا می⁯کنم، ظرفیت نامحدودی برای عشق و توجه دارد. اطمینان دارم که خداوند من بزرگتر از تمام مشکلاتی است که ممکن است داشته باشم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-سوم مهر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2103</link>
			<pubDate>Sat, 23 Nov 2013 15:30:40 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2103</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ترسیدن از احساسات خود —قدم چهارم3                             مهر<br />
<br />
«شاید بترسیم در تماس بودن با احساسات خود، موجب واکنش⁯های پی⁯درپی و شدید حاکی از درد و وحشت شود.»  <br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
یک شکایت رایج درباره قدم چهارم این است که این قدم ما را به طور دردناکی از نواقص شخصیتی خود آگاه می⁯سازد. شاید وسوسه شویم که درباره برنامه بهبودی خود دچار تردید شویم. از طریق تسلیم و پذیرش، می⁯توانیم قابلیت⁯های لازم برای کارکرد مداوم قدمها را به دست آوریم.  <br />
<br />
چیزی که بیشتر از همه ما برای ما عذاب⁯آور است، آگاهی از نواقص نیست، بلکه خود نواقص است. وقتی مصرف می⁯کردیم تنها چیزی که احساس می⁯کردیم مواد مخدر بود؛ می⁯توانستیم رنج ناشی از نواقص خود را نادیده بگیریم. اکنون که مواد مخدر از سر راه کنار رفته است، این درد را احساس می⁯کنیم. امتناع از اقرار به منبع عذاب این درد را از ما دور نمی⁯کند؛ انکار درد را حفظ می⁯کند و آن را تقویت می⁯کند. قدمهای دوازده⁯گانه به ما کمک می⁯کند با رنج ناشی از نواقص خود از طریق مواجهه مستقیم با خود آنها مقابله کنیم.    <br />
<br />
اگر در اثر درد ناشی از نواقص خود آسیب ببینیم، می⁯توانیم کابوس اعتیاد را که اکنون از آن بیدار شده⁯ایم، به یاد آوریم. می⁯توانیم امید رهایی را که قدم دوم به ما ارائه داده، به یاد آوریم. دوباره می⁯توانیم اراده و زندگی خود را از طریق قدم سوم به مراقبت خداوندی که درک می⁯کنیم، بسپاریم. نیروی برتر ما با ارائه کمک مورد نیاز برای کارکرد بقیه قدمهای دوازده⁯گانه از ما مراقبت می⁯کند. مجبور نیستیم از احساسات خود بترسیم. فقط برای امروز، می⁯توانیم به بهبودی خود ادامه دهیم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  از احساسات خود نمی⁯ترسم. با کمک نیروی برتر خود به بهبودی خود ادامه می⁯دهم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ترسیدن از احساسات خود —قدم چهارم3                             مهر<br />
<br />
«شاید بترسیم در تماس بودن با احساسات خود، موجب واکنش⁯های پی⁯درپی و شدید حاکی از درد و وحشت شود.»  <br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
یک شکایت رایج درباره قدم چهارم این است که این قدم ما را به طور دردناکی از نواقص شخصیتی خود آگاه می⁯سازد. شاید وسوسه شویم که درباره برنامه بهبودی خود دچار تردید شویم. از طریق تسلیم و پذیرش، می⁯توانیم قابلیت⁯های لازم برای کارکرد مداوم قدمها را به دست آوریم.  <br />
<br />
چیزی که بیشتر از همه ما برای ما عذاب⁯آور است، آگاهی از نواقص نیست، بلکه خود نواقص است. وقتی مصرف می⁯کردیم تنها چیزی که احساس می⁯کردیم مواد مخدر بود؛ می⁯توانستیم رنج ناشی از نواقص خود را نادیده بگیریم. اکنون که مواد مخدر از سر راه کنار رفته است، این درد را احساس می⁯کنیم. امتناع از اقرار به منبع عذاب این درد را از ما دور نمی⁯کند؛ انکار درد را حفظ می⁯کند و آن را تقویت می⁯کند. قدمهای دوازده⁯گانه به ما کمک می⁯کند با رنج ناشی از نواقص خود از طریق مواجهه مستقیم با خود آنها مقابله کنیم.    <br />
<br />
اگر در اثر درد ناشی از نواقص خود آسیب ببینیم، می⁯توانیم کابوس اعتیاد را که اکنون از آن بیدار شده⁯ایم، به یاد آوریم. می⁯توانیم امید رهایی را که قدم دوم به ما ارائه داده، به یاد آوریم. دوباره می⁯توانیم اراده و زندگی خود را از طریق قدم سوم به مراقبت خداوندی که درک می⁯کنیم، بسپاریم. نیروی برتر ما با ارائه کمک مورد نیاز برای کارکرد بقیه قدمهای دوازده⁯گانه از ما مراقبت می⁯کند. مجبور نیستیم از احساسات خود بترسیم. فقط برای امروز، می⁯توانیم به بهبودی خود ادامه دهیم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  از احساسات خود نمی⁯ترسم. با کمک نیروی برتر خود به بهبودی خود ادامه می⁯دهم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-چهارم مهر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2102</link>
			<pubDate>Sat, 23 Nov 2013 15:29:55 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2102</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
4 مهر                               مشاهده خود در دیگران<br />
<br />
«قضاوت درباره اشتباهات دیگران از ما افراد بهتری نمی⁯سازد.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
نشان دادن اشتباهات دیگران چقدر آسان است! این امر علتی دارد: نواقصی که به راحت⁯ترین شکل ممکن در دیگران شناسایی می⁯کنیم، اغلب نواقصی هستند که در شخصیت خود بیشترین آشنایی را با آنها داریم. شاید متوجه تمایل بهترین دوستان خود به خرج کردن پول زیاد شویم، اما اگر عادتهای خرج کردن خود را بررسی کنیم، احتمالاً متوجه همین افراط شویم. شاید به این نتیجه برسیم که راهنمای ما در خدمت شرکت بسیار فعال دارد، اما متوجه می⁯شویم به خاطر مسئولیت⁯های خدمات⁯رسانی پی⁯درپی خود، در سه هفته گذشته حتی یک روز تعطیل را هم با خانواده خود سپری نکرده⁯ایم. <br />
<br />
چیزهایی که درباره اعضای انجمن خود از آنها متنفریم اغلب همان چیزهایی هستند که درباره خود به شدت از آنها متنفریم. می⁯توانیم از این مشاهده به سود روحانیت خود استفاده کنیم. وقتی با تمایل ناگهانی به قضاوت درباره فردی دیگر تحریک می⁯شویم، می⁯توانیم این تمایل را طوری هدایت کنیم که منجر به شناخت بهتر ما از نواقص خود گردد. آنچه مشاهده می⁯کنیم، اعمال ما را به سوی بهبودی هدایت می⁯کند و به ما کمک می⁯کند سلامت عاطفی خود را به دست آوریم و به افرادی خوشبخت تبدیل شویم.    <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  با مشاهده نواقص شخصیتی دیگران، نواقص خود را شناسایی می⁯کنم.</span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
4 مهر                               مشاهده خود در دیگران<br />
<br />
«قضاوت درباره اشتباهات دیگران از ما افراد بهتری نمی⁯سازد.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
نشان دادن اشتباهات دیگران چقدر آسان است! این امر علتی دارد: نواقصی که به راحت⁯ترین شکل ممکن در دیگران شناسایی می⁯کنیم، اغلب نواقصی هستند که در شخصیت خود بیشترین آشنایی را با آنها داریم. شاید متوجه تمایل بهترین دوستان خود به خرج کردن پول زیاد شویم، اما اگر عادتهای خرج کردن خود را بررسی کنیم، احتمالاً متوجه همین افراط شویم. شاید به این نتیجه برسیم که راهنمای ما در خدمت شرکت بسیار فعال دارد، اما متوجه می⁯شویم به خاطر مسئولیت⁯های خدمات⁯رسانی پی⁯درپی خود، در سه هفته گذشته حتی یک روز تعطیل را هم با خانواده خود سپری نکرده⁯ایم. <br />
<br />
چیزهایی که درباره اعضای انجمن خود از آنها متنفریم اغلب همان چیزهایی هستند که درباره خود به شدت از آنها متنفریم. می⁯توانیم از این مشاهده به سود روحانیت خود استفاده کنیم. وقتی با تمایل ناگهانی به قضاوت درباره فردی دیگر تحریک می⁯شویم، می⁯توانیم این تمایل را طوری هدایت کنیم که منجر به شناخت بهتر ما از نواقص خود گردد. آنچه مشاهده می⁯کنیم، اعمال ما را به سوی بهبودی هدایت می⁯کند و به ما کمک می⁯کند سلامت عاطفی خود را به دست آوریم و به افرادی خوشبخت تبدیل شویم.    <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  با مشاهده نواقص شخصیتی دیگران، نواقص خود را شناسایی می⁯کنم.</span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-پنجم مهر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2101</link>
			<pubDate>Sat, 23 Nov 2013 15:28:56 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2101</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پشتیبانی صحیح                                            5 مهر<br />
<br />
«چیزی در شخصیت خودویرانگر ما وجود دارد، که همیشه خواستار شکست است»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
«من بیچاره؛ غم و اندوه مال من است؛ به من نگاه کن، زندگی⁯ام چقدر آشفته است! من زمین خورده⁯ام و مهم نیست چقدر سخت تلاش می⁯کنم، به هر حال همیشه شکست می⁯خورم.» بسیاری از ما در حالی که این ترجیع⁯بند غمگین را زمزمه می⁯کردیم، به NA آمدیم.   <br />
<br />
زندگی دیگر این گونه نیست. درست است، گاهی اوقات هنوز سردرگم هستیم؛ حتی در مواقعی زمین می⁯خوریم. گاهی اوقات احساس می⁯کنیم نمی⁯توانیم در زندگی خود به جلو حرکت کنیم، مهم نیست چقدر سخت تلاش می⁯کنیم. اما حقیقت موضوع این است که با کمک سایر معتادان در حال بهبودی در NA دستی را پیدا می⁯کنیم که ما را از زمین بلند می⁯کند، گرد و خاک ما را می⁯تکاند و به ما کمک می⁯کند همه چیز را از نو شروع کنیم. امروز این ترجیع⁯بند جدید را در زندگی خود زمزمه می⁯کنیم.<br />
<br />
دیگر نمی⁯گوییم، «من آیه یأس هستم و هیچ کاری از پیش نخواهم برد.» معمولاً چیزی بیشتر شبیه به این را می⁯گوییم: «لعنتی! دوباره در جاده زندگی خود با این دست⁯انداز برخورد کردم. خیلی زود یاد می⁯گیرم سرعت خود را کم کنم یا به کلی از آن دور شوم.» تا آن موقع، ممکن است هر از گاهی زمین بخوریم، اما می دانیم که همیشه یک دست یاری هست که ما را دوباره به روی پاهای خود استوار می⁯کند.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  اگر دم از شکست زدم، به یاد می⁯آورم که راهی برای پیشرفت هست. تشویق و پشتیبانی از سوی NA را می⁯پذیرم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پشتیبانی صحیح                                            5 مهر<br />
<br />
«چیزی در شخصیت خودویرانگر ما وجود دارد، که همیشه خواستار شکست است»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
«من بیچاره؛ غم و اندوه مال من است؛ به من نگاه کن، زندگی⁯ام چقدر آشفته است! من زمین خورده⁯ام و مهم نیست چقدر سخت تلاش می⁯کنم، به هر حال همیشه شکست می⁯خورم.» بسیاری از ما در حالی که این ترجیع⁯بند غمگین را زمزمه می⁯کردیم، به NA آمدیم.   <br />
<br />
زندگی دیگر این گونه نیست. درست است، گاهی اوقات هنوز سردرگم هستیم؛ حتی در مواقعی زمین می⁯خوریم. گاهی اوقات احساس می⁯کنیم نمی⁯توانیم در زندگی خود به جلو حرکت کنیم، مهم نیست چقدر سخت تلاش می⁯کنیم. اما حقیقت موضوع این است که با کمک سایر معتادان در حال بهبودی در NA دستی را پیدا می⁯کنیم که ما را از زمین بلند می⁯کند، گرد و خاک ما را می⁯تکاند و به ما کمک می⁯کند همه چیز را از نو شروع کنیم. امروز این ترجیع⁯بند جدید را در زندگی خود زمزمه می⁯کنیم.<br />
<br />
دیگر نمی⁯گوییم، «من آیه یأس هستم و هیچ کاری از پیش نخواهم برد.» معمولاً چیزی بیشتر شبیه به این را می⁯گوییم: «لعنتی! دوباره در جاده زندگی خود با این دست⁯انداز برخورد کردم. خیلی زود یاد می⁯گیرم سرعت خود را کم کنم یا به کلی از آن دور شوم.» تا آن موقع، ممکن است هر از گاهی زمین بخوریم، اما می دانیم که همیشه یک دست یاری هست که ما را دوباره به روی پاهای خود استوار می⁯کند.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  اگر دم از شکست زدم، به یاد می⁯آورم که راهی برای پیشرفت هست. تشویق و پشتیبانی از سوی NA را می⁯پذیرم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-ششم مهر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2100</link>
			<pubDate>Sat, 23 Nov 2013 15:28:11 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2100</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">6مهر                                            امید<br />
<br />
«به تدریج وقتی بیشتر از خودمحوری، خدامحور می⁯شویم، نومیدی ما به امید تبدیل می⁯شود.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
در دوران مصرف، نومیدی همراه دائمی ما بود. و تک تک لحظات بیداری ما را تحت تأثیر قرار می داد. نومیدی از تجربه ما در دوران اعتیاد فعال نشأت گرفت. مهم نیست چه اقداماتی را برای بهتر کردن زندگی خود در پیش گرفتیم، در هر حال، هر لحظه بیشتر در باتلاق مصیبت و بدبختی فرو می⁯رفتیم. تلاش⁯⁯هایی که برای کنترل زندگی خود به کار گرفتیم، اغلب با شکست مواجه شد. از یک لحاظ، اقرار عجز قدم اول ما، اعتراف به نومیدی بود.   <br />
<br />
قدمهای دوم و سوم به تدریج ما را از این نومیدی نجات داده و به سوی امیدواری جدیدی که یار و همراه معتاد در حال بهبودی است، رهنمون می⁯کنند. با قبول اینکه بسیاری از تلاش⁯های ما برای تغییر با شکست مواجه شده⁯اند، به این باور می⁯رسیم که نیرویی برتر از ما وجود دارد. معتقدیم این نیرو می⁯تواند به ما کمک کند و قطعاً این کار را خواهد کرد. قدمهای دوم و سوم را برای صحه گذاشتن بر امید خود به زندگی بهتر تمرین می⁯کنیم و برای کسب راهنمایی به این نیرو تمسک می⁯جوییم. وقتی بیشتر و بیشتر برای اداره زندگی خود به نیرویی برتر اطمینان می⁯کنیم، نومیدی ناشی از تجربه طولانی ما از خودکفایی ناپدید می⁯شود.   <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  تصمیم قدم سوم خود را مجدداً با صراحت اعلام می⁯کنم. می⁯دانم که با وجود نیرویی برتر در زندگی خود جای امیدواری هست.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">6مهر                                            امید<br />
<br />
«به تدریج وقتی بیشتر از خودمحوری، خدامحور می⁯شویم، نومیدی ما به امید تبدیل می⁯شود.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
در دوران مصرف، نومیدی همراه دائمی ما بود. و تک تک لحظات بیداری ما را تحت تأثیر قرار می داد. نومیدی از تجربه ما در دوران اعتیاد فعال نشأت گرفت. مهم نیست چه اقداماتی را برای بهتر کردن زندگی خود در پیش گرفتیم، در هر حال، هر لحظه بیشتر در باتلاق مصیبت و بدبختی فرو می⁯رفتیم. تلاش⁯⁯هایی که برای کنترل زندگی خود به کار گرفتیم، اغلب با شکست مواجه شد. از یک لحاظ، اقرار عجز قدم اول ما، اعتراف به نومیدی بود.   <br />
<br />
قدمهای دوم و سوم به تدریج ما را از این نومیدی نجات داده و به سوی امیدواری جدیدی که یار و همراه معتاد در حال بهبودی است، رهنمون می⁯کنند. با قبول اینکه بسیاری از تلاش⁯های ما برای تغییر با شکست مواجه شده⁯اند، به این باور می⁯رسیم که نیرویی برتر از ما وجود دارد. معتقدیم این نیرو می⁯تواند به ما کمک کند و قطعاً این کار را خواهد کرد. قدمهای دوم و سوم را برای صحه گذاشتن بر امید خود به زندگی بهتر تمرین می⁯کنیم و برای کسب راهنمایی به این نیرو تمسک می⁯جوییم. وقتی بیشتر و بیشتر برای اداره زندگی خود به نیرویی برتر اطمینان می⁯کنیم، نومیدی ناشی از تجربه طولانی ما از خودکفایی ناپدید می⁯شود.   <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  تصمیم قدم سوم خود را مجدداً با صراحت اعلام می⁯کنم. می⁯دانم که با وجود نیرویی برتر در زندگی خود جای امیدواری هست.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-هفتم مهر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2099</link>
			<pubDate>Sat, 23 Nov 2013 15:27:12 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2099</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
فقط برای امروز                 7                  مهر<br />
<br />
«وقتی زندگی در زمان حال را متوقف می⁯کنیم، مشکلات ما به<br />
<br />
 طرز نامعقولی بزرگ می⁯شوند.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
"فقط برای امروز" فکر آرامش⁯بخشی است. اگر سعی کنیم در گذشته زندگی کنیم، ممکن است با به یاد آوردن خاطرات دردناک و ناراحت⁯کننده دچار تشویش شویم. درسهای دوران مصرف معلمینی نیستند که برای بهبودی جستجو کنیم. زندگی در فردا به معنای تنگ کردن عرصه با ترس است. نمی⁯توانیم آینده نامعلوم را پیش⁯بینی کنیم و عدم اطمینان نگرانی به همراه دارد. وقتی تمرکز خود را بر امروز را از دست دهیم، زندگی ما غیرقابل تحمل به نظر می⁯رسد. <br />
<br />
زندگی در زمان حال آزادی به دنبال دارد. در این لحظه می⁯دانیم که در امان هستیم. مصرف نمی⁯کنیم و همه چیزهای مورد نیاز خود را در اختیار داریم. از این گذشته، زندگی در زمان حال جریان دارد. گذشته تمام شده و آینده هنوز فرا نرسیده؛ نگرانی ما هیچ چیزی را تغییر نمی⁯دهد. امروز، از همین لحظه می⁯توانیم از بهبودی خود لذت ببریم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  در زمان حال زندگی می⁯کنم. امروز، از همین لحظه آزاد هستم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
فقط برای امروز                 7                  مهر<br />
<br />
«وقتی زندگی در زمان حال را متوقف می⁯کنیم، مشکلات ما به<br />
<br />
 طرز نامعقولی بزرگ می⁯شوند.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
"فقط برای امروز" فکر آرامش⁯بخشی است. اگر سعی کنیم در گذشته زندگی کنیم، ممکن است با به یاد آوردن خاطرات دردناک و ناراحت⁯کننده دچار تشویش شویم. درسهای دوران مصرف معلمینی نیستند که برای بهبودی جستجو کنیم. زندگی در فردا به معنای تنگ کردن عرصه با ترس است. نمی⁯توانیم آینده نامعلوم را پیش⁯بینی کنیم و عدم اطمینان نگرانی به همراه دارد. وقتی تمرکز خود را بر امروز را از دست دهیم، زندگی ما غیرقابل تحمل به نظر می⁯رسد. <br />
<br />
زندگی در زمان حال آزادی به دنبال دارد. در این لحظه می⁯دانیم که در امان هستیم. مصرف نمی⁯کنیم و همه چیزهای مورد نیاز خود را در اختیار داریم. از این گذشته، زندگی در زمان حال جریان دارد. گذشته تمام شده و آینده هنوز فرا نرسیده؛ نگرانی ما هیچ چیزی را تغییر نمی⁯دهد. امروز، از همین لحظه می⁯توانیم از بهبودی خود لذت ببریم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  در زمان حال زندگی می⁯کنم. امروز، از همین لحظه آزاد هستم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-هشتم مهر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2098</link>
			<pubDate>Sat, 23 Nov 2013 15:26:29 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2098</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">8  مهر                                         خودمان بودن<br />
<br />
«ارزش واقعی ما در خود بودن است.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
به دفعات سعی کرده⁯ایم انتظارات اطرافیان خود را برآورده سازیم. شاید با این باور بزرگ شده⁯ باشیم که اگر در مدرسه نمرات خوبی کسب کنیم، اتاق خود را تمیز نگه داریم یا به طرز خاصی لباس بپوشیم، افراد خوبی هستیم. بسیاری از ما همیشه برای اینکه احساس تعلق کنیم و مورد عشق واقع شویم، وقت زیادی را سعی در سازگار کردن خود می⁯کردیم. با این وجود، ظاهراً هرگز از عهده این کار برنیامدیم.  <br />
<br />
اکنون در دوران بهبودی همان طور که هستیم، پذیرفته شده⁯ایم. ارزش واقعی ما نسبت به دیگران در خود بودن است. وقتی قدمها را کار می⁯کنیم، یاد می⁯گیریم که خود را همان طور که هستیم، بپذیریم. وقتی این اتفاق می⁯افتد، آزادی لازم برای تبدیل شدن به فرد دلخواه خود را به دست می⁯آوریم.<br />
<br />
هر یک از ما ویژگی⁯های خوب زیادی داریم که می⁯توانیم با دیگران در میان بگذاریم. تجربیات ما اگر صادقانه به مشارکت گذاشته شود، به دیگران کمک می⁯کند همدردی مورد نیاز خود برای شروع بهبودی را به دست آورند. پی می⁯بریم که همه ما هدایای ویژه⁯ای برای عرضه به اطرافیان خود در اختیار داریم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  تجربه من در بهبودی بزرگترین هدیه⁯ای است که می⁯توانم به معتاد دیگری ببخشم. تجربه خود را صادقانه با دیگران در میان می⁯گذارم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">8  مهر                                         خودمان بودن<br />
<br />
«ارزش واقعی ما در خود بودن است.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
به دفعات سعی کرده⁯ایم انتظارات اطرافیان خود را برآورده سازیم. شاید با این باور بزرگ شده⁯ باشیم که اگر در مدرسه نمرات خوبی کسب کنیم، اتاق خود را تمیز نگه داریم یا به طرز خاصی لباس بپوشیم، افراد خوبی هستیم. بسیاری از ما همیشه برای اینکه احساس تعلق کنیم و مورد عشق واقع شویم، وقت زیادی را سعی در سازگار کردن خود می⁯کردیم. با این وجود، ظاهراً هرگز از عهده این کار برنیامدیم.  <br />
<br />
اکنون در دوران بهبودی همان طور که هستیم، پذیرفته شده⁯ایم. ارزش واقعی ما نسبت به دیگران در خود بودن است. وقتی قدمها را کار می⁯کنیم، یاد می⁯گیریم که خود را همان طور که هستیم، بپذیریم. وقتی این اتفاق می⁯افتد، آزادی لازم برای تبدیل شدن به فرد دلخواه خود را به دست می⁯آوریم.<br />
<br />
هر یک از ما ویژگی⁯های خوب زیادی داریم که می⁯توانیم با دیگران در میان بگذاریم. تجربیات ما اگر صادقانه به مشارکت گذاشته شود، به دیگران کمک می⁯کند همدردی مورد نیاز خود برای شروع بهبودی را به دست آورند. پی می⁯بریم که همه ما هدایای ویژه⁯ای برای عرضه به اطرافیان خود در اختیار داریم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  تجربه من در بهبودی بزرگترین هدیه⁯ای است که می⁯توانم به معتاد دیگری ببخشم. تجربه خود را صادقانه با دیگران در میان می⁯گذارم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-نهم مهر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2097</link>
			<pubDate>Sat, 23 Nov 2013 15:25:48 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2097</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> نه صرفاً انگیزه⁯ای برای رشد9                              مهر<br />
<br />
«متوجه می⁯شویم که درد می⁯تواند عامل محرکی در بهبودی باشد.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
هر گاه که در رنج به سر می⁯بریم، تصور می⁯کنیم، «درد—چه کسی به آن نیاز دارد!». دلیلی خوبی برای درد نمی⁯بینیم. رنج کشیدن کار بیهوده⁯ای به نظر می⁯رسد. اگر در حالی که در رنج به سر می⁯بریم، فردی از رشد روحانی صحبت کند، به احتمال زیاد خشم خود را با حالت تنفر نشان می⁯دهیم و در حالی که فکر می⁯کنیم تا به حال با فردی بی⁯احساس⁯تر از او برخورد نکرده⁯ایم، دور می⁯شویم.  <br />
<br />
اما چه می⁯شد اگر انسان⁯ها احساس درد جسمی یا عاطفی نداشتند؟ دنیا ایده⁯آل به نظر می⁯رسید؟ نه واقعاً. اگر قادر به احساس درد جسمی نبودیم، نمی⁯دانستیم چه وقت با برهم زدن چشم مانع از ورود ذرات خارجی به چشم خود شویم؛ نمی⁯دانستیم چه وقت از کار و فعالیت دست بکشیم؛ حتی نمی⁯دانستیم چه وقت در هنگام خواب بدن خود را جابجا کنیم. صرفاً به خاطر کمبود یک سیستم هشدار طبیعی به خود آسیب می⁯رساندیم.    <br />
<br />
همین مسئله درباره درد عاطفی نیز صادق است. اگر در رنج به سر نمی⁯بردیم، از کجا می⁯فهمیدیم که غیر قابل کنترل شده⁯ بودیم؟ درست مانند درد جسمی، درد عاطفی نیز ما را مطلع می⁯کند که چه وقت از انجام کارهای آسیب⁯زننده دست بکشیم. <br />
<br />
اما درد تنها عامل محرک نیست. وقتی شادمان هستیم، درد عاطفی زمینه⁯ای را برای مقایسه فراهم می⁯کند. بدون چشیدن طعم درد، نمی⁯توانیم به ارزش خوشی پی ببریم.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  درد را به عنوان بخش لازم زندگی می⁯پذیرم. می⁯دانم به هر اندازه که قادر به احساس درد هستم، می⁯توانم شادمانی را نیز احساس کنم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> نه صرفاً انگیزه⁯ای برای رشد9                              مهر<br />
<br />
«متوجه می⁯شویم که درد می⁯تواند عامل محرکی در بهبودی باشد.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
هر گاه که در رنج به سر می⁯بریم، تصور می⁯کنیم، «درد—چه کسی به آن نیاز دارد!». دلیلی خوبی برای درد نمی⁯بینیم. رنج کشیدن کار بیهوده⁯ای به نظر می⁯رسد. اگر در حالی که در رنج به سر می⁯بریم، فردی از رشد روحانی صحبت کند، به احتمال زیاد خشم خود را با حالت تنفر نشان می⁯دهیم و در حالی که فکر می⁯کنیم تا به حال با فردی بی⁯احساس⁯تر از او برخورد نکرده⁯ایم، دور می⁯شویم.  <br />
<br />
اما چه می⁯شد اگر انسان⁯ها احساس درد جسمی یا عاطفی نداشتند؟ دنیا ایده⁯آل به نظر می⁯رسید؟ نه واقعاً. اگر قادر به احساس درد جسمی نبودیم، نمی⁯دانستیم چه وقت با برهم زدن چشم مانع از ورود ذرات خارجی به چشم خود شویم؛ نمی⁯دانستیم چه وقت از کار و فعالیت دست بکشیم؛ حتی نمی⁯دانستیم چه وقت در هنگام خواب بدن خود را جابجا کنیم. صرفاً به خاطر کمبود یک سیستم هشدار طبیعی به خود آسیب می⁯رساندیم.    <br />
<br />
همین مسئله درباره درد عاطفی نیز صادق است. اگر در رنج به سر نمی⁯بردیم، از کجا می⁯فهمیدیم که غیر قابل کنترل شده⁯ بودیم؟ درست مانند درد جسمی، درد عاطفی نیز ما را مطلع می⁯کند که چه وقت از انجام کارهای آسیب⁯زننده دست بکشیم. <br />
<br />
اما درد تنها عامل محرک نیست. وقتی شادمان هستیم، درد عاطفی زمینه⁯ای را برای مقایسه فراهم می⁯کند. بدون چشیدن طعم درد، نمی⁯توانیم به ارزش خوشی پی ببریم.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  درد را به عنوان بخش لازم زندگی می⁯پذیرم. می⁯دانم به هر اندازه که قادر به احساس درد هستم، می⁯توانم شادمانی را نیز احساس کنم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-دهم مهر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2096</link>
			<pubDate>Sat, 23 Nov 2013 15:25:03 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2096</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">10 مهر                                             حفظ ایمان<br />
<br />
«تا زمانی که ایمان را حفظ می⁯کنیم و آن را احیا می⁯کنیم، به قدرت نامحدودی که از طریق دعای روزانه و تسلیم حاصل شده، چنگ می⁯زنیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بهبودی دو بخش دارد: پاک شدن و پاک ماندن. پاک شدن نسبتاً آسان است، چراکه فقط مجبوریم یک بار آن را انجام دهیم. پاک ماندن دشوارتر است و مستلزم توجه روزانه به زندگی است. با این وجود، هر دوی آنها قدرت خود را از ایمان دریافت می⁯کنند.   <br />
<br />
بر اساس ایمان پاک شدیم. اقرار کردیم که اعتیاد از ما بسیار قدرتمندتر است و به تنهایی از تلاش برای جنگیدن با آن دست کشیدیم. این نبرد را به نیرویی برتر از خود واگذار کردیم و این نیرو ما را پاک گردانید.<br />
<br />
به همین ترتیب، هر روز پاک می⁯مانیم: بر اساس ایمان. فقط برای امروز، تسلیم می⁯شویم. رویارویی با زندگی با تکیه بر توان خود برای ما کار بسیار دشواری است. به این خاطر، نیرویی برتر از خود را می⁯جوییم. از طریق دعا از نیروی برتر خود راهنمایی و قدرت لازم برای پیروی از آن را درخواست می⁯کنیم. هر روز از طریق به کار بستن و تجدید ایمان خود، از منابع مورد نیاز بهره می⁯گیریم تا زندگی پاک و پرباری را داشته باشیم. <br />
<br />
هرگاه که به قدرت نیاز داریم، قدرت نامحدودی در دسترس ما قرار دارد. برای اختیار کردن آن، تنها باید ایمان خود به نیروی برتر را حفظ کنیم، نیرویی که ما را پاک کرد و پاک نگاه می⁯دارد.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  ایمان موجب پاکی من شد و ایمان من را پاک نگاه می⁯دارد. امروز، ایمان خود به نیروی برتر را حفظ می⁯کنم. تسلیم خود را تجدید می⁯کنم و برای آگاهی و قدرت دعا می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">10 مهر                                             حفظ ایمان<br />
<br />
«تا زمانی که ایمان را حفظ می⁯کنیم و آن را احیا می⁯کنیم، به قدرت نامحدودی که از طریق دعای روزانه و تسلیم حاصل شده، چنگ می⁯زنیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بهبودی دو بخش دارد: پاک شدن و پاک ماندن. پاک شدن نسبتاً آسان است، چراکه فقط مجبوریم یک بار آن را انجام دهیم. پاک ماندن دشوارتر است و مستلزم توجه روزانه به زندگی است. با این وجود، هر دوی آنها قدرت خود را از ایمان دریافت می⁯کنند.   <br />
<br />
بر اساس ایمان پاک شدیم. اقرار کردیم که اعتیاد از ما بسیار قدرتمندتر است و به تنهایی از تلاش برای جنگیدن با آن دست کشیدیم. این نبرد را به نیرویی برتر از خود واگذار کردیم و این نیرو ما را پاک گردانید.<br />
<br />
به همین ترتیب، هر روز پاک می⁯مانیم: بر اساس ایمان. فقط برای امروز، تسلیم می⁯شویم. رویارویی با زندگی با تکیه بر توان خود برای ما کار بسیار دشواری است. به این خاطر، نیرویی برتر از خود را می⁯جوییم. از طریق دعا از نیروی برتر خود راهنمایی و قدرت لازم برای پیروی از آن را درخواست می⁯کنیم. هر روز از طریق به کار بستن و تجدید ایمان خود، از منابع مورد نیاز بهره می⁯گیریم تا زندگی پاک و پرباری را داشته باشیم. <br />
<br />
هرگاه که به قدرت نیاز داریم، قدرت نامحدودی در دسترس ما قرار دارد. برای اختیار کردن آن، تنها باید ایمان خود به نیروی برتر را حفظ کنیم، نیرویی که ما را پاک کرد و پاک نگاه می⁯دارد.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  ایمان موجب پاکی من شد و ایمان من را پاک نگاه می⁯دارد. امروز، ایمان خود به نیروی برتر را حفظ می⁯کنم. تسلیم خود را تجدید می⁯کنم و برای آگاهی و قدرت دعا می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-یازدهم مهر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2095</link>
			<pubDate>Sat, 23 Nov 2013 15:24:24 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2095</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رهایی از اراده شخصی         1۱                             مهر<br />
<br />
«نفس ما که زمانی بسیار مهم و غالب بود، اکنون جایگاه مهم خود را از دست می⁯دهد، چراکه ما در هماهنگی با خداوندی مهربان زندگی می⁯کنیم. وقتی از اراده شخصی رها می⁯شویم، متوجه می⁯شویم که شیوه زندگی غنی⁯تر، شاد⁯تر و پربارتری را دنبال می⁯کنیم.»  <br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
اعتیاد و اراده شخصی با یکدیگر از میان می⁯روند. غیر قابل اداره بودن زندگی ما که در قدم اول به آن اعتراف کردیم، به همان اندازه که محصولی از اراده شخصی بود، محصول مصرف مزمن مواد مخدر نیز بود. امروز هم زندگی بر اساس اراده شخصی می⁯تواند زندگی ما را به اندازه دوران مصرف غیر قابل اداره سازد. وقتی عقاید ما، تمایلات ما، نیازهای ما در زندگی اولویت داشته باشد، با همه افراد و همه چیزهایی اطراف خود دائماً اختلاف پیدا می⁯کنیم.   <br />
<br />
اراده شخصی اتکا به نفس ما را نشان می⁯دهد. تنها چیزی که ما را از اراده شخصی و اختلافی که این اراده شخصی در زندگی ما به وجود می⁯آورد می⁯رهاند، این است که از اتکا بر نفس دست بکشیم و در عوض به راهنمایی و قدرتی که از سوی نیرویی برتر در اختیار ما گذاشته شده، متکی باشیم.   <br />
<br />
آموخته⁯ایم که در تصمیم⁯گیری اصول روحانی را در نظر بگیریم، نه تمایلات خودخواهانه. آموخته⁯ایم از نیرویی برتر راهنمایی بخواهیم، نیرویی که نسبت به مسائل دیدگاه گسترده⁯تری دارد. با انجام این کار متوجه می⁯شویم زندگی ما با ترتیب چیزهای اطراف ما خیلی راحت⁯تر هماهنگ می⁯شود. دیگر خود را از جریان زندگی جدا نمی⁯دانیم؛ تبدیل به بخشی از آن می⁯شویم و به آنچه بهبودی باید ارائه دهد، پی می⁯بریم.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  به دنبال رهایی از نفس و مشکلات ناشی از اراده شخصی هستم. سعی می⁯کنم ارتباط آگاهانه خود را با خداوندی که درک می⁯کنم بهبود ببخشم و راهنمایی و قدرت مورد نیاز برای زندگی کردن در هماهنگی با دنیای خود را جستجو می⁯کنم.   </span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رهایی از اراده شخصی         1۱                             مهر<br />
<br />
«نفس ما که زمانی بسیار مهم و غالب بود، اکنون جایگاه مهم خود را از دست می⁯دهد، چراکه ما در هماهنگی با خداوندی مهربان زندگی می⁯کنیم. وقتی از اراده شخصی رها می⁯شویم، متوجه می⁯شویم که شیوه زندگی غنی⁯تر، شاد⁯تر و پربارتری را دنبال می⁯کنیم.»  <br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
اعتیاد و اراده شخصی با یکدیگر از میان می⁯روند. غیر قابل اداره بودن زندگی ما که در قدم اول به آن اعتراف کردیم، به همان اندازه که محصولی از اراده شخصی بود، محصول مصرف مزمن مواد مخدر نیز بود. امروز هم زندگی بر اساس اراده شخصی می⁯تواند زندگی ما را به اندازه دوران مصرف غیر قابل اداره سازد. وقتی عقاید ما، تمایلات ما، نیازهای ما در زندگی اولویت داشته باشد، با همه افراد و همه چیزهایی اطراف خود دائماً اختلاف پیدا می⁯کنیم.   <br />
<br />
اراده شخصی اتکا به نفس ما را نشان می⁯دهد. تنها چیزی که ما را از اراده شخصی و اختلافی که این اراده شخصی در زندگی ما به وجود می⁯آورد می⁯رهاند، این است که از اتکا بر نفس دست بکشیم و در عوض به راهنمایی و قدرتی که از سوی نیرویی برتر در اختیار ما گذاشته شده، متکی باشیم.   <br />
<br />
آموخته⁯ایم که در تصمیم⁯گیری اصول روحانی را در نظر بگیریم، نه تمایلات خودخواهانه. آموخته⁯ایم از نیرویی برتر راهنمایی بخواهیم، نیرویی که نسبت به مسائل دیدگاه گسترده⁯تری دارد. با انجام این کار متوجه می⁯شویم زندگی ما با ترتیب چیزهای اطراف ما خیلی راحت⁯تر هماهنگ می⁯شود. دیگر خود را از جریان زندگی جدا نمی⁯دانیم؛ تبدیل به بخشی از آن می⁯شویم و به آنچه بهبودی باید ارائه دهد، پی می⁯بریم.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  به دنبال رهایی از نفس و مشکلات ناشی از اراده شخصی هستم. سعی می⁯کنم ارتباط آگاهانه خود را با خداوندی که درک می⁯کنم بهبود ببخشم و راهنمایی و قدرت مورد نیاز برای زندگی کردن در هماهنگی با دنیای خود را جستجو می⁯کنم.   </span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-دوازدهم مهر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2094</link>
			<pubDate>Sat, 23 Nov 2013 15:23:43 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2094</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">12 مهر                                          عجایب سی⁯روزه<br />
<br />
«وقتی برای اولین بار شروع به لذت بردن از رهایی از اعتیاد خود می⁯کنیم، دوباره ریسک در اختیار گرفتن کنترل زندگی خود را متحمل می⁯شویم. رنج و عذابی را که با آن آشناهستیم، فراموش می⁯کنیم.»⁯<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بسیاری از ما "عجایب سی⁯روزه" بوده⁯ایم. وقتی به اولین جلسه NA خود آمدیم، نومید و در حال زوال بودیم. با معتادانی که در آنجا دیدیم و پیامی که با ما مشارکت کردند، احساس همدلی کردیم. با حمایت آنها، سرانجام قادر به قطع مصرف و کشیدن نفسی راحت شدیم. برای اولین بار پس از مدتی طول و دراز احساس راحتی کردیم. زندگی ما یک⁯شبه دگرگون شد؛ قدم زدیم، صحبت کردیم، غذا خوردیم، نوشیدیم، خوابیدیم و خواب معتادان گمنام را دیدیم.      <br />
<br />
سپس معتادان گمنام تازگی خود را از دست داد. جلساتی که هیجان⁯انگیز بودند، یکنواخت شدند. دوستان شگفت⁯انگیز NA ملالت⁯آور شدند؛ صحبت⁯های نشاط⁯بخش آنها در NA تبدیل به یاوه⁯گویی شد. وقتی دوستان قدیمی با ما تماس ⁯گرفتند و ما را برای تفریحات گذشته دعوت ⁯کردند، از خیر بهبودی خود ⁯گذشتیم.   <br />
<br />
دیر یا زود، دوباره راه خود را به سوی درهای معتادان گمنام در پیش گرفتیم. فهمیدیم هیچ چیز در آنجا تغییر نکرده است—نه ما، نه دوستان ما، نه مواد مخدر، نه هیچ چیز دیگر. اگر چیزی تغییر کرده بود، بدتر از همیشه شده بود.<br />
<br />
درست است، جلسات NA شاید خیلی خنده⁯آور نباشد و دوستان NA شاید افراد بسیار روحانی نباشند. اما در جلسات قدرتی وجود دارد، پیوند مشترکی در میان اعضاء وجود دارد و یک زندگی در برنامه وجود دارد که بدون آن نمی⁯توانیم سر کنیم. امروز، بهبودی ما صرفاً رسمی زودگذر نیست—شیوه⁯ای برای زندگی است. قصد داریم برنامه را در زندگی خود به کار گیریم، چراکه زندگی ما قطعاً به انجام این کار بستگی دارد.     <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  من دیگر "عجایب سی⁯روزه" نیستم. شیوه NA شیوه زندگی من است و من برای مدتی طولانی اینجا هستم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">12 مهر                                          عجایب سی⁯روزه<br />
<br />
«وقتی برای اولین بار شروع به لذت بردن از رهایی از اعتیاد خود می⁯کنیم، دوباره ریسک در اختیار گرفتن کنترل زندگی خود را متحمل می⁯شویم. رنج و عذابی را که با آن آشناهستیم، فراموش می⁯کنیم.»⁯<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بسیاری از ما "عجایب سی⁯روزه" بوده⁯ایم. وقتی به اولین جلسه NA خود آمدیم، نومید و در حال زوال بودیم. با معتادانی که در آنجا دیدیم و پیامی که با ما مشارکت کردند، احساس همدلی کردیم. با حمایت آنها، سرانجام قادر به قطع مصرف و کشیدن نفسی راحت شدیم. برای اولین بار پس از مدتی طول و دراز احساس راحتی کردیم. زندگی ما یک⁯شبه دگرگون شد؛ قدم زدیم، صحبت کردیم، غذا خوردیم، نوشیدیم، خوابیدیم و خواب معتادان گمنام را دیدیم.      <br />
<br />
سپس معتادان گمنام تازگی خود را از دست داد. جلساتی که هیجان⁯انگیز بودند، یکنواخت شدند. دوستان شگفت⁯انگیز NA ملالت⁯آور شدند؛ صحبت⁯های نشاط⁯بخش آنها در NA تبدیل به یاوه⁯گویی شد. وقتی دوستان قدیمی با ما تماس ⁯گرفتند و ما را برای تفریحات گذشته دعوت ⁯کردند، از خیر بهبودی خود ⁯گذشتیم.   <br />
<br />
دیر یا زود، دوباره راه خود را به سوی درهای معتادان گمنام در پیش گرفتیم. فهمیدیم هیچ چیز در آنجا تغییر نکرده است—نه ما، نه دوستان ما، نه مواد مخدر، نه هیچ چیز دیگر. اگر چیزی تغییر کرده بود، بدتر از همیشه شده بود.<br />
<br />
درست است، جلسات NA شاید خیلی خنده⁯آور نباشد و دوستان NA شاید افراد بسیار روحانی نباشند. اما در جلسات قدرتی وجود دارد، پیوند مشترکی در میان اعضاء وجود دارد و یک زندگی در برنامه وجود دارد که بدون آن نمی⁯توانیم سر کنیم. امروز، بهبودی ما صرفاً رسمی زودگذر نیست—شیوه⁯ای برای زندگی است. قصد داریم برنامه را در زندگی خود به کار گیریم، چراکه زندگی ما قطعاً به انجام این کار بستگی دارد.     <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  من دیگر "عجایب سی⁯روزه" نیستم. شیوه NA شیوه زندگی من است و من برای مدتی طولانی اینجا هستم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-سیزدهم مهر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2093</link>
			<pubDate>Sat, 23 Nov 2013 15:22:46 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2093</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">طلب آمرزش، نه عدالت 13                                       مهر<br />
<br />
«بسیاری از ما در پذیرفتن اینکه به دیگران صدمه زده⁯ایم، مشکل داریم... توجیهات و عقاید خود درباره قربانی بودن را کنار می⁯گذاریم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
زندگی ما پیشرفت خوبی دارد. اوضاع به خوبی پیش می⁯رود و هر یک از سالهای بهبودی هدایای مادی و روحانی بیشتری را برای ما به ارمغان می⁯آورد. شاید مقدار کمی پول در بانک، ماشینی جدید یا رابطه⁯ای مسئولانه داشته باشیم. کمی اعتماد به نفس داریم و ایمان ما به نیرویی برتر رشد می⁯کند.    <br />
<br />
سپس اتفاقی می⁯افتد. فردی شیشه اتومبیل ما را می⁯شکند و ضبط صوت را سرقت می⁯کند یا فردی که با او رابطه داریم، نسبت به ما بی⁯وفایی می⁯کند. فوراً احساس قربانی بودن می⁯کنیم. ناله می⁯کنیم «پس عدالت کجاست؟» اما اگر نگاهی به رفتار خود در گذشته بیندازیم، شاید به تقصیر خود در اتفاقی که برای ما افتاده است، پی ببریم. می⁯فهمیم که واقعاً عدالت نمی⁯خواهیم—نه برای خود و نه برای دیگران. آنچه می⁯خواهیم آمرزش است.<br />
<br />
از خداوند مهربان به خاطر ترحمی که نسبت به ما نشان داده شده، سپاسگزاریم و برای سپاسگزاری از همه هدایای ارزشمندی که بهبودی به ارمغان می⁯آورد، وقت صرف می⁯کنم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  برای آمرزش دعا می⁯کنم، نه عدالت. به خاطر آمرزشی که دارم، سپاسگزارم و نسبت به دیگران با بخشندگی رفتار می⁯کنم.</span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">طلب آمرزش، نه عدالت 13                                       مهر<br />
<br />
«بسیاری از ما در پذیرفتن اینکه به دیگران صدمه زده⁯ایم، مشکل داریم... توجیهات و عقاید خود درباره قربانی بودن را کنار می⁯گذاریم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
زندگی ما پیشرفت خوبی دارد. اوضاع به خوبی پیش می⁯رود و هر یک از سالهای بهبودی هدایای مادی و روحانی بیشتری را برای ما به ارمغان می⁯آورد. شاید مقدار کمی پول در بانک، ماشینی جدید یا رابطه⁯ای مسئولانه داشته باشیم. کمی اعتماد به نفس داریم و ایمان ما به نیرویی برتر رشد می⁯کند.    <br />
<br />
سپس اتفاقی می⁯افتد. فردی شیشه اتومبیل ما را می⁯شکند و ضبط صوت را سرقت می⁯کند یا فردی که با او رابطه داریم، نسبت به ما بی⁯وفایی می⁯کند. فوراً احساس قربانی بودن می⁯کنیم. ناله می⁯کنیم «پس عدالت کجاست؟» اما اگر نگاهی به رفتار خود در گذشته بیندازیم، شاید به تقصیر خود در اتفاقی که برای ما افتاده است، پی ببریم. می⁯فهمیم که واقعاً عدالت نمی⁯خواهیم—نه برای خود و نه برای دیگران. آنچه می⁯خواهیم آمرزش است.<br />
<br />
از خداوند مهربان به خاطر ترحمی که نسبت به ما نشان داده شده، سپاسگزاریم و برای سپاسگزاری از همه هدایای ارزشمندی که بهبودی به ارمغان می⁯آورد، وقت صرف می⁯کنم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  برای آمرزش دعا می⁯کنم، نه عدالت. به خاطر آمرزشی که دارم، سپاسگزارم و نسبت به دیگران با بخشندگی رفتار می⁯کنم.</span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-چهاردهم مهر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2092</link>
			<pubDate>Sat, 23 Nov 2013 15:21:56 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2092</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">14 مهر                                  جبران خسارت بدون توقع<br />
<br />
«پیش⁯بینی درباره جبران خسارت می⁯تواند مانع بزرگی هم در تهیه فهرست و هم در پیدا کردن تمایل باشد.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
قدم هشتم از ما می⁯خواهد برای جبران خسارت از همه افرادی که به آنها صدمه زده⁯ایم، تمایل پیدا کنیم. وقتی به این قدم می⁯رسیم، شاید از اینکه نتیجه جبران خسارت⁯های ما چه خواهد بود، متحیر شویم. آیا مورد بخشش واقع می⁯شویم؟ آیا از هر گونه احساس گناه مداوم رهایی می⁯یابیم؟ یا آیا از سوی افرادی که به آنها صدمه زده⁯ایم، تنبیه و شکنجه می⁯شویم؟  <br />
<br />
اگر انتظار دریافت پاداش⁯⁯های روحانی قدم هشتم و نهم را داریم، باید از تمایل خود به طلب بخشش صرف نظر کنیم. اگر از کارکرد این قدمها انتظار نتیجه خاصی را داشته باشیم، احتمالاً از نتیجه بسیار دلسرد خواهیم شد. باید از خود بپرسیم آیا همه امید ما به بخشش از سوی طرف مقابل که از او جبران خسارت می⁯کنیم، ⁯بسته شد. یا شاید امیدواریم بدهی ما از سوی طلبکار مهربانی که از شنیدن ماجرای بداقبالی ما اشک در چشمانش جمع می⁯شود، بخشیده شود.        <br />
<br />
برای جبران خسارت صرف نظر از نتیجه آن باید تمایل داشته باشیم. جبران خسارت را می⁯توانیم پیش⁯بینی کنیم، اما نتایج آن را نمی⁯توانیم پیش⁯بینی کنیم. اگرچه ممکن است از سوی فردی که به او جبران خسارت مدیون هستیم، کاملاً بخشیده نشویم، اما یاد می⁯گیریم که خود را ببخشیم. در این فرآیند، متوجه می⁯شویم دیگر مجبور به تحمل بار سنگین گذشته نیستیم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  از هر گونه پیش⁯بینی درباره افرادی که به آنها جبران خسارت مدیون هستم، صرف نظر می⁯کنم. </span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">14 مهر                                  جبران خسارت بدون توقع<br />
<br />
«پیش⁯بینی درباره جبران خسارت می⁯تواند مانع بزرگی هم در تهیه فهرست و هم در پیدا کردن تمایل باشد.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
قدم هشتم از ما می⁯خواهد برای جبران خسارت از همه افرادی که به آنها صدمه زده⁯ایم، تمایل پیدا کنیم. وقتی به این قدم می⁯رسیم، شاید از اینکه نتیجه جبران خسارت⁯های ما چه خواهد بود، متحیر شویم. آیا مورد بخشش واقع می⁯شویم؟ آیا از هر گونه احساس گناه مداوم رهایی می⁯یابیم؟ یا آیا از سوی افرادی که به آنها صدمه زده⁯ایم، تنبیه و شکنجه می⁯شویم؟  <br />
<br />
اگر انتظار دریافت پاداش⁯⁯های روحانی قدم هشتم و نهم را داریم، باید از تمایل خود به طلب بخشش صرف نظر کنیم. اگر از کارکرد این قدمها انتظار نتیجه خاصی را داشته باشیم، احتمالاً از نتیجه بسیار دلسرد خواهیم شد. باید از خود بپرسیم آیا همه امید ما به بخشش از سوی طرف مقابل که از او جبران خسارت می⁯کنیم، ⁯بسته شد. یا شاید امیدواریم بدهی ما از سوی طلبکار مهربانی که از شنیدن ماجرای بداقبالی ما اشک در چشمانش جمع می⁯شود، بخشیده شود.        <br />
<br />
برای جبران خسارت صرف نظر از نتیجه آن باید تمایل داشته باشیم. جبران خسارت را می⁯توانیم پیش⁯بینی کنیم، اما نتایج آن را نمی⁯توانیم پیش⁯بینی کنیم. اگرچه ممکن است از سوی فردی که به او جبران خسارت مدیون هستیم، کاملاً بخشیده نشویم، اما یاد می⁯گیریم که خود را ببخشیم. در این فرآیند، متوجه می⁯شویم دیگر مجبور به تحمل بار سنگین گذشته نیستیم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  از هر گونه پیش⁯بینی درباره افرادی که به آنها جبران خسارت مدیون هستم، صرف نظر می⁯کنم. </span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-پانزدهم مهر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2091</link>
			<pubDate>Sat, 23 Nov 2013 15:21:12 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2091</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">وابستگی به نیروی برتر خود  15                      مهر<br />
<br />
«به عنوان معتادان در حال بهبودی، متوجه می⁯شویم که هنوز وابسته هستیم، اما این وابستگی از چیزهای اطراف ما به خداوندی مهربان و قدرت درونی حاصل از برقراری رابطه با او تغییر یافته است.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بسیاری از معتادان به نافرمانی عادت کرده⁯اند. نمی⁯خواهیم به کسی یا چیزی و خصوصاً به خداوند وابسته باشیم. تصور می⁯کردیم حسن مصرف به این است که به ما قدرت می⁯دهد هر کسی که می⁯خواهیم باشیم و هر طوری که می⁯خواهیم احساس کنیم. اما بهایی که به خاطر این آزادی واهی پرداختیم، نوعی وابستگی، فراتر از بدترین کابوس⁯های ما بود. مصرف به جای اینکه به ما آزادی دهد، ما را اسیر خود کرد.   <br />
<br />
وقتی به معتادان گمنام آمدیم، فهمیدیم که وابستگی به خداوند نباید به معنایی که تصور می⁯کردیم باشد. بله، اگر می⁯خواستیم آرامش خود را دوباره به دست آوریم، باید از "نیرویی برتر از خود" طلب کمک می⁯کردیم. اما می⁯توانستیم درک خود از این نیرو را انتخاب کنیم—حتی می⁯توانستیم این درک را خود به وجود آوریم. فهمیدیم که وابستگی به نیرویی برتر، ما را محدود نمی⁯کند؛ بلکه ما را آزاد می⁯سازد.  <br />
<br />
قدرتی که در بهبودی پیدا می⁯کنیم، قدرتی است که خود بدان نیاز داشتیم. عشقی است که می⁯ترسیدیم به خاطر آن به دیگران وابسته شویم. احساس هدفمندی است که هرگز نداشتیم، هدایتی است که نمی⁯توانستیم برای درخواست آن به اندازه کافی فروتن باشیم یا به دیگران برای بخشیدن آن اعتماد کنیم. این قدرت همه این چیزهاست و به خود ما تعلق دارد. امروز، از اینکه به نیرویی برتر وابسته⁯ایم، سپاسگزاریم.    <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  به عشق و قدرت درونی وابسته هستم که آن را از خداوندی که درک می⁯کنم، دریافت می⁯نمایم. </span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #FF0000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">وابستگی به نیروی برتر خود  15                      مهر<br />
<br />
«به عنوان معتادان در حال بهبودی، متوجه می⁯شویم که هنوز وابسته هستیم، اما این وابستگی از چیزهای اطراف ما به خداوندی مهربان و قدرت درونی حاصل از برقراری رابطه با او تغییر یافته است.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بسیاری از معتادان به نافرمانی عادت کرده⁯اند. نمی⁯خواهیم به کسی یا چیزی و خصوصاً به خداوند وابسته باشیم. تصور می⁯کردیم حسن مصرف به این است که به ما قدرت می⁯دهد هر کسی که می⁯خواهیم باشیم و هر طوری که می⁯خواهیم احساس کنیم. اما بهایی که به خاطر این آزادی واهی پرداختیم، نوعی وابستگی، فراتر از بدترین کابوس⁯های ما بود. مصرف به جای اینکه به ما آزادی دهد، ما را اسیر خود کرد.   <br />
<br />
وقتی به معتادان گمنام آمدیم، فهمیدیم که وابستگی به خداوند نباید به معنایی که تصور می⁯کردیم باشد. بله، اگر می⁯خواستیم آرامش خود را دوباره به دست آوریم، باید از "نیرویی برتر از خود" طلب کمک می⁯کردیم. اما می⁯توانستیم درک خود از این نیرو را انتخاب کنیم—حتی می⁯توانستیم این درک را خود به وجود آوریم. فهمیدیم که وابستگی به نیرویی برتر، ما را محدود نمی⁯کند؛ بلکه ما را آزاد می⁯سازد.  <br />
<br />
قدرتی که در بهبودی پیدا می⁯کنیم، قدرتی است که خود بدان نیاز داشتیم. عشقی است که می⁯ترسیدیم به خاطر آن به دیگران وابسته شویم. احساس هدفمندی است که هرگز نداشتیم، هدایتی است که نمی⁯توانستیم برای درخواست آن به اندازه کافی فروتن باشیم یا به دیگران برای بخشیدن آن اعتماد کنیم. این قدرت همه این چیزهاست و به خود ما تعلق دارد. امروز، از اینکه به نیرویی برتر وابسته⁯ایم، سپاسگزاریم.    <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  به عشق و قدرت درونی وابسته هستم که آن را از خداوندی که درک می⁯کنم، دریافت می⁯نمایم. </span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>