<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - فقط برای امروز(فروردین ماه)]]></title>
		<link>https://forum.banianbehboodi.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - https://forum.banianbehboodi.ir]]></description>
		<pubDate>Wed, 30 Sep 2026 14:03:42 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-اول فروردین]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2519</link>
			<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 14:31:29 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2519</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">یک بیماری قابل درمان                      1فروردین<br />
<br />
«اعتیاد یک بیماری است که فراتر از<br />
<br />
مصرف مواد مخدر است.»<br />
<br />
                                    کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
 در اولین جلسه خود، ممکن است از شیوه⁯ای که اعضاء درباره نحوه تأثیرگذاری بیماری اعتیاد بر زندگی خود صحبت می⁯کردند، تعجب کرده باشیم. با خود فکر می⁯کردیم: «بیماری؟ من فقط مشکل مصرف مواد داشته⁯⁯ام! آنها درباره چه چیزی صحبت می⁯کنند؟»<br />
<br />
پس از گذشت مدتی از برنامه، به تدریج درمی⁯یابیم که اعتیاد ما چیزی عمیق⁯تر از مصرف وسوسه⁯انگیز و اجباری مواد مخدر بوده است. متوجه می⁯شویم که از بیماری مزمنی رنج می⁯بردیم که بسیاری از زمینه⁯های زندگی ما را تحت تأثیر قرار می⁯داد. نمی⁯دانستیم کجا به این بیماری "مبتلا شدیم"، اما در بررسی خود دریافتیم که این بیماری سالهای زیادی در ما وجود داشته است. <br />
<br />
درست مانند بیماری اعتیاد، برنامه NA نیز همه زمینه⁯های زندگی ما را تحت تأثیر قرار می⁯دهد. ما در اولین جلسه خود با همه علائم موجود حاضر می⁯شویم: خلأ روحانی، شکنجه روحی، عجز، غیر قابل اداره بودن.  <br />
<br />
درمان بیماری ما بسیار فراتر از صرفاً پرهیز است. از قدمهای دوازده⁯گانه استفاده می⁯کنیم و گرچه این قدمها بیماری ما را "معالجه" نمی⁯کنند، قطعاً به تدریج موجب التیام ما می⁯شوند. هنگامی که بهبود پیدا می⁯کنیم، هدیه زندگی را تجربه می⁯کنیم.   <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  بیماری خود را با قدمهای دوازده⁯گانه درمان می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">یک بیماری قابل درمان                      1فروردین<br />
<br />
«اعتیاد یک بیماری است که فراتر از<br />
<br />
مصرف مواد مخدر است.»<br />
<br />
                                    کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
 در اولین جلسه خود، ممکن است از شیوه⁯ای که اعضاء درباره نحوه تأثیرگذاری بیماری اعتیاد بر زندگی خود صحبت می⁯کردند، تعجب کرده باشیم. با خود فکر می⁯کردیم: «بیماری؟ من فقط مشکل مصرف مواد داشته⁯⁯ام! آنها درباره چه چیزی صحبت می⁯کنند؟»<br />
<br />
پس از گذشت مدتی از برنامه، به تدریج درمی⁯یابیم که اعتیاد ما چیزی عمیق⁯تر از مصرف وسوسه⁯انگیز و اجباری مواد مخدر بوده است. متوجه می⁯شویم که از بیماری مزمنی رنج می⁯بردیم که بسیاری از زمینه⁯های زندگی ما را تحت تأثیر قرار می⁯داد. نمی⁯دانستیم کجا به این بیماری "مبتلا شدیم"، اما در بررسی خود دریافتیم که این بیماری سالهای زیادی در ما وجود داشته است. <br />
<br />
درست مانند بیماری اعتیاد، برنامه NA نیز همه زمینه⁯های زندگی ما را تحت تأثیر قرار می⁯دهد. ما در اولین جلسه خود با همه علائم موجود حاضر می⁯شویم: خلأ روحانی، شکنجه روحی، عجز، غیر قابل اداره بودن.  <br />
<br />
درمان بیماری ما بسیار فراتر از صرفاً پرهیز است. از قدمهای دوازده⁯گانه استفاده می⁯کنیم و گرچه این قدمها بیماری ما را "معالجه" نمی⁯کنند، قطعاً به تدریج موجب التیام ما می⁯شوند. هنگامی که بهبود پیدا می⁯کنیم، هدیه زندگی را تجربه می⁯کنیم.   <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  بیماری خود را با قدمهای دوازده⁯گانه درمان می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-دوم فروردین]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2518</link>
			<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 14:30:32 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2518</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">2 فروردین                        اصل اتکا به خود<br />
<br />
«در دوران اعتیاد خود، به مردم، مکانها و چیزها وابسته بودیم. از آنها انتظار داشتیم ما را حمایت کنند و چیزهایی را که متوجه کمبود آن در خود می⁯شدیم، فراهم کنند.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
در عالم حیوانات، موجودی هست که با استفاده از دیگران رشد می⁯کند و زالو نامیده می⁯شود. این موجود به افراد می⁯چسبد و چیزهای مورد نیاز خود را دریافت می⁯کند. وقتی یک قربانی زالو را از خود وا می⁯کند، این موجود صرفاً به سراغ فرد دیگری می⁯رود.    <br />
<br />
در دوران اعتیاد فعال، ما نیز به همین ترتیب رفتار کردیم. از خانواده⁯⁯ها، دوستان و جوامع خود سوء استفاده کردیم. آگاهانه یا ناآگاهانه تقریباً از هر کسی که با او روبرو می⁯شدیم، چیزی را بی⁯دلیل می⁯ستاندیم.    <br />
<br />
وقتی در اولین جلسه خود، گرداندن سبد را مشاهده کردیم، شاید تصور کرده باشیم: «اتکا به خود! حالا این ایده عجیب چیست؟» همان طور که نگاه می⁯کردیم، متوجه چیزی شدیم. این معتادان متکی به خود آزاد بودند. با پرداخت سهم خود، به این مزیت دست یافته بودند که خودشان تصمیم⁯گیری کنند. <br />
<br />
با به کار بردن اصل اتکا به خود در زندگی شخصی، به همین نوع آزادی دست پیدا می⁯کنیم. دیگر هیچ کسی حق ندارد به ما بگوید کجا زندگی کنیم، زیرا اجاره خود را می⁯پردازیم. می⁯توانیم با انتخاب خود غذا بخوریم، لباس بپوشیم یا رانندگی کنیم، زیرا خود ما این چیزها را فراهم می⁯کنیم. <br />
<br />
بر خلاف زالو نباید برای بقا به دیگران وابسته باشیم. هر چه مسئولیت بیشتری را قبول می⁯کنیم، آزادی بیشتری را به دست می⁯آوریم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  در این آزادی که می⁯توانم با حمایت از خود به دست بیاورم، محدودیتی وجود ندارد. امروز مسئولیت شخصی را می⁯پذیرم و سهم خود را می⁯پردازم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">2 فروردین                        اصل اتکا به خود<br />
<br />
«در دوران اعتیاد خود، به مردم، مکانها و چیزها وابسته بودیم. از آنها انتظار داشتیم ما را حمایت کنند و چیزهایی را که متوجه کمبود آن در خود می⁯شدیم، فراهم کنند.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
در عالم حیوانات، موجودی هست که با استفاده از دیگران رشد می⁯کند و زالو نامیده می⁯شود. این موجود به افراد می⁯چسبد و چیزهای مورد نیاز خود را دریافت می⁯کند. وقتی یک قربانی زالو را از خود وا می⁯کند، این موجود صرفاً به سراغ فرد دیگری می⁯رود.    <br />
<br />
در دوران اعتیاد فعال، ما نیز به همین ترتیب رفتار کردیم. از خانواده⁯⁯ها، دوستان و جوامع خود سوء استفاده کردیم. آگاهانه یا ناآگاهانه تقریباً از هر کسی که با او روبرو می⁯شدیم، چیزی را بی⁯دلیل می⁯ستاندیم.    <br />
<br />
وقتی در اولین جلسه خود، گرداندن سبد را مشاهده کردیم، شاید تصور کرده باشیم: «اتکا به خود! حالا این ایده عجیب چیست؟» همان طور که نگاه می⁯کردیم، متوجه چیزی شدیم. این معتادان متکی به خود آزاد بودند. با پرداخت سهم خود، به این مزیت دست یافته بودند که خودشان تصمیم⁯گیری کنند. <br />
<br />
با به کار بردن اصل اتکا به خود در زندگی شخصی، به همین نوع آزادی دست پیدا می⁯کنیم. دیگر هیچ کسی حق ندارد به ما بگوید کجا زندگی کنیم، زیرا اجاره خود را می⁯پردازیم. می⁯توانیم با انتخاب خود غذا بخوریم، لباس بپوشیم یا رانندگی کنیم، زیرا خود ما این چیزها را فراهم می⁯کنیم. <br />
<br />
بر خلاف زالو نباید برای بقا به دیگران وابسته باشیم. هر چه مسئولیت بیشتری را قبول می⁯کنیم، آزادی بیشتری را به دست می⁯آوریم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  در این آزادی که می⁯توانم با حمایت از خود به دست بیاورم، محدودیتی وجود ندارد. امروز مسئولیت شخصی را می⁯پذیرم و سهم خود را می⁯پردازم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-سوم فروردین]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2517</link>
			<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 14:28:58 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2517</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نعمتهای خداوند         3 فروردین<br />
<br />
«سخت تلاش می⁯کنیم و آنچه را هر روز به رایگان به ما اعطاء شده، می⁯پذیریم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
رابطه ما با نیروی برتر مانند خیابانی دوطرفه است. در هنگام دعا ما صحبت می⁯کنیم و خداوند می⁯شنود. وقتی مراقبه می⁯کنیم، حداکثر تلاش خود را برای گوش دادن به اراده نیروی برتر به کار می⁯گیریم. می⁯دانیم که نسبت به نقش خود در این رابطه مسئول هستیم. اگر دعا نکنیم و گوش ندهیم، درهای زندگی خود را بر روی نیروی برتر می⁯بندیم.<br />
<br />
وقتی درباره رابطه خود با نیروی برتر فکر می⁯کنیم، مهم است به یاد داشته باشیم چه کسی هستیم: فردی عاجز. می⁯توانیم درخواست راهنمایی کنیم؛ می⁯توانیم درخواست تمایل یا قدرت کنیم؛ می⁯توانیم آگاهی از اراده نیروی برتر را تقاضا کنیم، اما نمی⁯توانیم مدعی شویم. خداوندی که درک می⁯کنیم—کسی که صاحب قدرت است—با بخشش همان چیز مورد نیاز ما در هنگام احتیاج، نقش خود را در این رابطه ایفا خواهد کرد.  <br />
<br />
باید برای زنده نگاه داشتن رابطه خود با نیروی برتر هر روز اقدام کنیم. یک راه برای انجام این امر به کار بردن قدم یازدهم است. سپس عجز خود را به یاد می⁯آوریم و اراده نیرویی برتر از خود را می⁯پذیریم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  در رابطه خود با نیروی برتر طرف عاجز من هستم. با به یاد داشتن اینکه چه کسی هستم، امروز نعمتهای خداوندی را که درک می⁯کنم با فروتنی می⁯پذیرم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نعمتهای خداوند         3 فروردین<br />
<br />
«سخت تلاش می⁯کنیم و آنچه را هر روز به رایگان به ما اعطاء شده، می⁯پذیریم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
رابطه ما با نیروی برتر مانند خیابانی دوطرفه است. در هنگام دعا ما صحبت می⁯کنیم و خداوند می⁯شنود. وقتی مراقبه می⁯کنیم، حداکثر تلاش خود را برای گوش دادن به اراده نیروی برتر به کار می⁯گیریم. می⁯دانیم که نسبت به نقش خود در این رابطه مسئول هستیم. اگر دعا نکنیم و گوش ندهیم، درهای زندگی خود را بر روی نیروی برتر می⁯بندیم.<br />
<br />
وقتی درباره رابطه خود با نیروی برتر فکر می⁯کنیم، مهم است به یاد داشته باشیم چه کسی هستیم: فردی عاجز. می⁯توانیم درخواست راهنمایی کنیم؛ می⁯توانیم درخواست تمایل یا قدرت کنیم؛ می⁯توانیم آگاهی از اراده نیروی برتر را تقاضا کنیم، اما نمی⁯توانیم مدعی شویم. خداوندی که درک می⁯کنیم—کسی که صاحب قدرت است—با بخشش همان چیز مورد نیاز ما در هنگام احتیاج، نقش خود را در این رابطه ایفا خواهد کرد.  <br />
<br />
باید برای زنده نگاه داشتن رابطه خود با نیروی برتر هر روز اقدام کنیم. یک راه برای انجام این امر به کار بردن قدم یازدهم است. سپس عجز خود را به یاد می⁯آوریم و اراده نیرویی برتر از خود را می⁯پذیریم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  در رابطه خود با نیروی برتر طرف عاجز من هستم. با به یاد داشتن اینکه چه کسی هستم، امروز نعمتهای خداوندی را که درک می⁯کنم با فروتنی می⁯پذیرم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-چهارم فروردین]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2516</link>
			<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 14:27:48 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2516</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">4 فروردین                           رهایی از گذشته<br />
<br />
«اینکه کجا بودیم مهم نیست،<br />
<br />
 بلکه اینکه کجا می⁯رویم مهم است.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
وقتی برای اولین بار بهبودی پیدا می⁯کنیم، برخی از ما از "معتاد" نامیدن خود احساس خجالت یا نومیدی می⁯کنیم. در روزهای اول وقتی برای یافتن معنای جدید در زندگی خود تلاش می⁯کنیم، ممکن است آکنده از هم ترس و هم امید باشیم. گذشته ممکن است گریزناپذیر و غیر قابل تحمل باشد. شاید فکر کردن درباره خود غیر از شیوه⁯ای که همیشه فکر کرده⁯ایم، دشوار باشد.   <br />
<br />
در حالی که خاطرات گذشته می⁯تواند یادآور آنچه باشد که در صورت مصرف مجدد مواد در انتظار ماست، این خاطرات می⁯تواند ما را در کابوس خجالت و ترس نیز گرفتار کند. گرچه رهایی از این خاطرات ممکن است دشوار باشد، اما هر یک از روزهای بهبودی می⁯تواند ما را بسیار دورتر از اعتیاد فعال خود رهنمون سازد. هر روز دلایل بیشتری را برای امید به آینده و دلایل کمتری را برای تنبیه خود می⁯یابیم.     <br />
<br />
در دوران بهبودی همه درها بر روی ما باز است. حق انتخاب⁯های بسیاری را در اختیار داریم. زندگی جدید ما غنی و سرشار از امید است. در حالی که نمی⁯توانیم گذشته را فراموش کنیم، مجبور به زندگی در آن نیستیم. می⁯توانیم به جلو حرکت کنیم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  چمدان خود را می⁯بندم و از گذشته خود بیرون آمده، به سوی زمان حالی که سرشار از امید است، حرکت می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">4 فروردین                           رهایی از گذشته<br />
<br />
«اینکه کجا بودیم مهم نیست،<br />
<br />
 بلکه اینکه کجا می⁯رویم مهم است.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
وقتی برای اولین بار بهبودی پیدا می⁯کنیم، برخی از ما از "معتاد" نامیدن خود احساس خجالت یا نومیدی می⁯کنیم. در روزهای اول وقتی برای یافتن معنای جدید در زندگی خود تلاش می⁯کنیم، ممکن است آکنده از هم ترس و هم امید باشیم. گذشته ممکن است گریزناپذیر و غیر قابل تحمل باشد. شاید فکر کردن درباره خود غیر از شیوه⁯ای که همیشه فکر کرده⁯ایم، دشوار باشد.   <br />
<br />
در حالی که خاطرات گذشته می⁯تواند یادآور آنچه باشد که در صورت مصرف مجدد مواد در انتظار ماست، این خاطرات می⁯تواند ما را در کابوس خجالت و ترس نیز گرفتار کند. گرچه رهایی از این خاطرات ممکن است دشوار باشد، اما هر یک از روزهای بهبودی می⁯تواند ما را بسیار دورتر از اعتیاد فعال خود رهنمون سازد. هر روز دلایل بیشتری را برای امید به آینده و دلایل کمتری را برای تنبیه خود می⁯یابیم.     <br />
<br />
در دوران بهبودی همه درها بر روی ما باز است. حق انتخاب⁯های بسیاری را در اختیار داریم. زندگی جدید ما غنی و سرشار از امید است. در حالی که نمی⁯توانیم گذشته را فراموش کنیم، مجبور به زندگی در آن نیستیم. می⁯توانیم به جلو حرکت کنیم. <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  چمدان خود را می⁯بندم و از گذشته خود بیرون آمده، به سوی زمان حالی که سرشار از امید است، حرکت می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-پنجم فروردین]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2515</link>
			<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 14:27:04 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2515</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">من نمی⁯توانم، اما ما می⁯توانیم                       5 فروردین<br />
<br />
«از انزوای اعتیاد خود، به انجمنی از افراد رسیدیم که دارای<br />
<br />
 پیوند مشترکی هستند...<br />
<br />
ایمان، قدرت و امید ما از افرادی نشأت می⁯گیرد که<br />
<br />
 بهبودی خود را به مشارکت می⁯گذارند...»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
عدم پذیرش ضعف، مخفی کردن همه کمبودها، انکار شکست، تنها پیش رفتن—اینها اعتقاداتی بود که بسیاری از ما از آن پیروی می⁯کردیم. بر خلاف همه شواهدی که وجود داشت، انکار کردیم که در برابر اعتیاد خود عاجز هستیم و زندگی⁯مان غیر قابل اداره شده است. بسیاری از ما بدون اطمینان از وجود چیزی که ارزش تسلیم شدن را دارد، تسلیم نمی⁯شدیم. بسیاری از ما تنها زمانی قدم اول خود را طی کردیم که در معتادان گمنام شواهدی را مبنی بر بهبودی معتادان در اختیار داشتیم.  <br />
<br />
در NA افراد دیگری را پیدا می⁯کنیم که در شرایط سخت یکسانی به سر برده⁯اند، نیازهای یکسانی داشته⁯اند و ابزاری مؤثر برای خود یافته⁯اند. این معتادان تمایل دارند این ابزار را با ما در میان بگذارند و در هنگام فراگیری نحوه استفاده از آنها، در صورت نیاز ما را از نظر عاطفی حمایت می⁯کنند. معتادان در حال بهبودی اهمیت کمک به دیگران را می⁯دانند، زیرا زمانی نیز به آنها کمک شده است. وقتی به بخشی از معتادان گمنام تبدیل می⁯شویم، به جامعه⁯ای از معتادان مانند خود می⁯پیوندیم، گروهی از افراد که می⁯دانیم برای دستیابی به بهبودی به یکدیگر کمک می⁯کنیم.   <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  به پیوند بهبودی ملحق می⁯شوم. تجربه، قدرت و امید مورد نیاز خود را در انجمن معتادان گمنام به دست می⁯آورم. </span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">من نمی⁯توانم، اما ما می⁯توانیم                       5 فروردین<br />
<br />
«از انزوای اعتیاد خود، به انجمنی از افراد رسیدیم که دارای<br />
<br />
 پیوند مشترکی هستند...<br />
<br />
ایمان، قدرت و امید ما از افرادی نشأت می⁯گیرد که<br />
<br />
 بهبودی خود را به مشارکت می⁯گذارند...»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
عدم پذیرش ضعف، مخفی کردن همه کمبودها، انکار شکست، تنها پیش رفتن—اینها اعتقاداتی بود که بسیاری از ما از آن پیروی می⁯کردیم. بر خلاف همه شواهدی که وجود داشت، انکار کردیم که در برابر اعتیاد خود عاجز هستیم و زندگی⁯مان غیر قابل اداره شده است. بسیاری از ما بدون اطمینان از وجود چیزی که ارزش تسلیم شدن را دارد، تسلیم نمی⁯شدیم. بسیاری از ما تنها زمانی قدم اول خود را طی کردیم که در معتادان گمنام شواهدی را مبنی بر بهبودی معتادان در اختیار داشتیم.  <br />
<br />
در NA افراد دیگری را پیدا می⁯کنیم که در شرایط سخت یکسانی به سر برده⁯اند، نیازهای یکسانی داشته⁯اند و ابزاری مؤثر برای خود یافته⁯اند. این معتادان تمایل دارند این ابزار را با ما در میان بگذارند و در هنگام فراگیری نحوه استفاده از آنها، در صورت نیاز ما را از نظر عاطفی حمایت می⁯کنند. معتادان در حال بهبودی اهمیت کمک به دیگران را می⁯دانند، زیرا زمانی نیز به آنها کمک شده است. وقتی به بخشی از معتادان گمنام تبدیل می⁯شویم، به جامعه⁯ای از معتادان مانند خود می⁯پیوندیم، گروهی از افراد که می⁯دانیم برای دستیابی به بهبودی به یکدیگر کمک می⁯کنیم.   <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  به پیوند بهبودی ملحق می⁯شوم. تجربه، قدرت و امید مورد نیاز خود را در انجمن معتادان گمنام به دست می⁯آورم. </span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-ششم فروردین]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2514</link>
			<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 14:26:18 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2514</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">6 فروردین                     اعتماد به راهنما—به امتحان آن می⁯ارزد<br />
<br />
«راهنما کسی است که، ما می‌توانیم به او اعتماد کنیم و واقعیات تجارب خود در زندگی را با او در میان بگذاریم...»  <br />
<br />
                                   جزوه راهنما گرفتن و راهنما شدن<br />
<br />
v<br />
<br />
ایده راهنما گرفتن ممکن است برای ما تازه باشد. سالهای بسیاری را بدون راهنمایی سپری کرده⁯ایم، فقط بر نفع شخصی خود تکیه کرده⁯ایم، به همه مظنون شده⁯ایم و به هیچ کس اعتماد نکرده⁯ایم. اکنون که شیوه زندگی در بهبودی را می⁯آموزیم، نیاز خود به کمک را درمی⁯یابیم. دیگر نمی⁯توانیم به تنهایی کارها را انجام دهیم؛ باید ریسک اعتماد به انسان دیگری را بپذیریم. اغلب اولین شخصی که ریسک اعتماد به او را می⁯پذیریم، راهنمای ماست—کسی که به او احترام می⁯گذاریم، با او همدردی می⁯کنیم و دلیلی برای اعتماد به او داریم.<br />
<br />
وقتی به پذیرفتن راهنما تمایل پیدا می⁯کنیم، پیوندی میان ما برقرار می⁯شود. اسرار خود را آشکار می⁯کنیم و به خرد راهنمای خود اطمینان پیدا می⁯کنیم. دغدغه⁯های خود را با او در میان می⁯گذاریم و ارزش قائل شدن برای تجربه راهنما را می⁯آموزیم. درد خود را در میان می⁯گذاریم و با همدردی از ما استقبال می⁯شود. یکدیگر را می⁯شناسیم، به هم احترام می⁯گذاریم و همدیگر را دوست داریم. هر چه بیشتر به راهنما اعتماد کنیم، بیشتر یاد می⁯گیریم به خود اعتماد کنیم.  <br />
<br />
اعتماد به ما کمک می⁯کند از ترس، سردرگمی، سوء⁯ظن و بی⁯هدفی در زندگی رهایی پیدا کنیم. در ابتدا، اعتماد به معتاد دیگر خطرناک به نظر می⁯رسد. اما این اعتماد همان اصلی است که در رابطه خود با نیرویی برتر به کار می⁯بریم—خطرناک یا بی⁯خطر، تجربه به ما می⁯گوید که بدون آن نمی⁯توانیم ادامه دهیم. هر چه بیشتر ریسک اعتماد به راهنمای خود را می⁯پذیریم، تمایل بیشتری نسبت به زندگی خود پیدا می⁯کنیم.   <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  می⁯خواهم رشد و تغییر کنم. ریسک اعتماد به راهنمای خود را می⁯پذیرم و به پاداش صحبت کردن با او دست می⁯یابم. </span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">6 فروردین                     اعتماد به راهنما—به امتحان آن می⁯ارزد<br />
<br />
«راهنما کسی است که، ما می‌توانیم به او اعتماد کنیم و واقعیات تجارب خود در زندگی را با او در میان بگذاریم...»  <br />
<br />
                                   جزوه راهنما گرفتن و راهنما شدن<br />
<br />
v<br />
<br />
ایده راهنما گرفتن ممکن است برای ما تازه باشد. سالهای بسیاری را بدون راهنمایی سپری کرده⁯ایم، فقط بر نفع شخصی خود تکیه کرده⁯ایم، به همه مظنون شده⁯ایم و به هیچ کس اعتماد نکرده⁯ایم. اکنون که شیوه زندگی در بهبودی را می⁯آموزیم، نیاز خود به کمک را درمی⁯یابیم. دیگر نمی⁯توانیم به تنهایی کارها را انجام دهیم؛ باید ریسک اعتماد به انسان دیگری را بپذیریم. اغلب اولین شخصی که ریسک اعتماد به او را می⁯پذیریم، راهنمای ماست—کسی که به او احترام می⁯گذاریم، با او همدردی می⁯کنیم و دلیلی برای اعتماد به او داریم.<br />
<br />
وقتی به پذیرفتن راهنما تمایل پیدا می⁯کنیم، پیوندی میان ما برقرار می⁯شود. اسرار خود را آشکار می⁯کنیم و به خرد راهنمای خود اطمینان پیدا می⁯کنیم. دغدغه⁯های خود را با او در میان می⁯گذاریم و ارزش قائل شدن برای تجربه راهنما را می⁯آموزیم. درد خود را در میان می⁯گذاریم و با همدردی از ما استقبال می⁯شود. یکدیگر را می⁯شناسیم، به هم احترام می⁯گذاریم و همدیگر را دوست داریم. هر چه بیشتر به راهنما اعتماد کنیم، بیشتر یاد می⁯گیریم به خود اعتماد کنیم.  <br />
<br />
اعتماد به ما کمک می⁯کند از ترس، سردرگمی، سوء⁯ظن و بی⁯هدفی در زندگی رهایی پیدا کنیم. در ابتدا، اعتماد به معتاد دیگر خطرناک به نظر می⁯رسد. اما این اعتماد همان اصلی است که در رابطه خود با نیرویی برتر به کار می⁯بریم—خطرناک یا بی⁯خطر، تجربه به ما می⁯گوید که بدون آن نمی⁯توانیم ادامه دهیم. هر چه بیشتر ریسک اعتماد به راهنمای خود را می⁯پذیریم، تمایل بیشتری نسبت به زندگی خود پیدا می⁯کنیم.   <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  می⁯خواهم رشد و تغییر کنم. ریسک اعتماد به راهنمای خود را می⁯پذیرم و به پاداش صحبت کردن با او دست می⁯یابم. </span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-هفتم فروردین]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2513</link>
			<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 14:25:33 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2513</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جستجوی نقاط قوت                         7 فروردین<br />
<br />
«بر اساس اصول بهبودی، سعی می⁯کنیم درباره یکدیگر قضاوت نکنیم، از یکدیگر کلیشه نسازیم و به یکدیگر درس اخلاق ندهیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
چند بار در دوران بهبودی رفتار دیگران را اشتباه فهمیده⁯ایم، درباره آنها فوراً قضاوت کرده⁯ایم، اسمی را بر روی آنها گذاشته⁯ایم و آنها را طبقه⁯بندی کرده⁯ایم؟ ممکن است آنها شناخت متفاوتی از نیروی برتر خود پیدا کرده⁯ بودند و ما به این خاطر نتیجه گرفتیم که اعتقادات آنها غیر روحانی است. یا شاید زن و شوهری را در حال مشاجره مشاهده کردیم و تصور کردیم که رابطه آنها ناسالم است و بعدها متوجه شدیم که ازدواج آنها برای سالهای زیادی موفق بوده است.     <br />
<br />
طبقه⁯بندی بدون فکر و عجولانه افراد به دسته⁯های مختلف باعث می⁯شود هیچ چیزی درباره آنها نفهمیم. هر بار که درباره رفتار افراد دیگر قضاوت می⁯کنیم، دیگر به آنها به چشم یک دوست و همسفر در جاده بهبودی نگاه نمی⁯کنیم.     <br />
<br />
اگر از کسانی که مورد قضاوت قرار می⁯دهیم بپرسیم آیا از این کار خشنود هستند، پاسخ منفی قاطعانه⁯ای را دریافت می⁯کنیم. آیا اگر این کار در مورد ما انجام می⁯شد، احساس نمی⁯کردیم که مورد اهانت قرار گرفته⁯ایم؟ به راستی بله. بهترین صفات ما چیزهایی هستند که توجه دیگران را به آنها جلب می⁯کنیم. به همین ترتیب، معتادان در حال بهبودی همسفر ما نیز می⁯خواهند که در موردشان خوب فکر شود. برنامه بهبودی از ما می⁯⁯خواهد به طور مثبت به زندگی نگاه کنیم. هر چه بیشتر به صفات مثبت دیگران توجه کنیم، این صفات را بیشتر در خود می⁯یابیم.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  قضاوت⁯های منفی خود را درباره دیگران کنار می⁯گذارم و در عوض بر سپاسگزاری از صفات مطلوب همه تمرکز می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جستجوی نقاط قوت                         7 فروردین<br />
<br />
«بر اساس اصول بهبودی، سعی می⁯کنیم درباره یکدیگر قضاوت نکنیم، از یکدیگر کلیشه نسازیم و به یکدیگر درس اخلاق ندهیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
چند بار در دوران بهبودی رفتار دیگران را اشتباه فهمیده⁯ایم، درباره آنها فوراً قضاوت کرده⁯ایم، اسمی را بر روی آنها گذاشته⁯ایم و آنها را طبقه⁯بندی کرده⁯ایم؟ ممکن است آنها شناخت متفاوتی از نیروی برتر خود پیدا کرده⁯ بودند و ما به این خاطر نتیجه گرفتیم که اعتقادات آنها غیر روحانی است. یا شاید زن و شوهری را در حال مشاجره مشاهده کردیم و تصور کردیم که رابطه آنها ناسالم است و بعدها متوجه شدیم که ازدواج آنها برای سالهای زیادی موفق بوده است.     <br />
<br />
طبقه⁯بندی بدون فکر و عجولانه افراد به دسته⁯های مختلف باعث می⁯شود هیچ چیزی درباره آنها نفهمیم. هر بار که درباره رفتار افراد دیگر قضاوت می⁯کنیم، دیگر به آنها به چشم یک دوست و همسفر در جاده بهبودی نگاه نمی⁯کنیم.     <br />
<br />
اگر از کسانی که مورد قضاوت قرار می⁯دهیم بپرسیم آیا از این کار خشنود هستند، پاسخ منفی قاطعانه⁯ای را دریافت می⁯کنیم. آیا اگر این کار در مورد ما انجام می⁯شد، احساس نمی⁯کردیم که مورد اهانت قرار گرفته⁯ایم؟ به راستی بله. بهترین صفات ما چیزهایی هستند که توجه دیگران را به آنها جلب می⁯کنیم. به همین ترتیب، معتادان در حال بهبودی همسفر ما نیز می⁯خواهند که در موردشان خوب فکر شود. برنامه بهبودی از ما می⁯⁯خواهد به طور مثبت به زندگی نگاه کنیم. هر چه بیشتر به صفات مثبت دیگران توجه کنیم، این صفات را بیشتر در خود می⁯یابیم.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  قضاوت⁯های منفی خود را درباره دیگران کنار می⁯گذارم و در عوض بر سپاسگزاری از صفات مطلوب همه تمرکز می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-هشتم فروردین]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2512</link>
			<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 14:24:31 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2512</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">8 فروردین                     روبرو شدن با احساسات<br />
<br />
«شاید بترسیم که در تماس بودن با احساسات خود موجب تحریک عکس⁯العمل⁯های پی⁯درپی غیر قابل تحمل درد و وحشت در ما ⁯شود.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
در حالی که مصرف می⁯کردیم، بسیاری از ما قادر یا مایل به درک بسیاری از عواطف نبودیم. اگر خوشحال بودیم، برای خوشحال⁯تر شدن مصرف می⁯کردیم. اگر عصبانی یا افسرده بودیم، برای بروز ندادن این احساسات مصرف می⁯کردیم. با پیروی از این الگو در سراسر دوران اعتیاد فعال خود، آنقدر از نظر عاطفی سردرگم شدیم که دیگر مطمئن نبودیم عواطف طبیعی چه هستند.    <br />
<br />
پس از گذشت مدتی از بهبودی، متوجه می⁯شویم که عواطفی که سرکوب کرده بودیم، ناگهان ظاهر شده‌اند. شاید دریابیم که نحوه تشخیص احساسات خود را نمی⁯دانیم. چیزی که ممکن است به صورت خشم احساس کنیم، ممکن است تنها ناکامی باشد. چیزی که به صورت افسردگی خودکشی⁯گرا احساس می⁯کنیم، شاید فقط ناراحتی باشد. مواقعی هست که به کمک راهنما و سایر اعضای NA نیاز داریم. رفتن به جلسه و صحبت کردن درباره آنچه در زندگی ما اتفاق می⁯افتد، می⁯تواند به ما در رویارویی با احساسات خود کمک کند، نه اینکه ما را از ترس گریزان سازد.       <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  از عواطف ناراحت⁯کننده⁯ای که ممکن است تجربه کنم، فرار نمی⁯کنم. از حمایت دوستان خود در دوران بهبودی استفاده می⁯کنم تا به من در رویارویی با عواطفم کمک کنند.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">8 فروردین                     روبرو شدن با احساسات<br />
<br />
«شاید بترسیم که در تماس بودن با احساسات خود موجب تحریک عکس⁯العمل⁯های پی⁯درپی غیر قابل تحمل درد و وحشت در ما ⁯شود.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
در حالی که مصرف می⁯کردیم، بسیاری از ما قادر یا مایل به درک بسیاری از عواطف نبودیم. اگر خوشحال بودیم، برای خوشحال⁯تر شدن مصرف می⁯کردیم. اگر عصبانی یا افسرده بودیم، برای بروز ندادن این احساسات مصرف می⁯کردیم. با پیروی از این الگو در سراسر دوران اعتیاد فعال خود، آنقدر از نظر عاطفی سردرگم شدیم که دیگر مطمئن نبودیم عواطف طبیعی چه هستند.    <br />
<br />
پس از گذشت مدتی از بهبودی، متوجه می⁯شویم که عواطفی که سرکوب کرده بودیم، ناگهان ظاهر شده‌اند. شاید دریابیم که نحوه تشخیص احساسات خود را نمی⁯دانیم. چیزی که ممکن است به صورت خشم احساس کنیم، ممکن است تنها ناکامی باشد. چیزی که به صورت افسردگی خودکشی⁯گرا احساس می⁯کنیم، شاید فقط ناراحتی باشد. مواقعی هست که به کمک راهنما و سایر اعضای NA نیاز داریم. رفتن به جلسه و صحبت کردن درباره آنچه در زندگی ما اتفاق می⁯افتد، می⁯تواند به ما در رویارویی با احساسات خود کمک کند، نه اینکه ما را از ترس گریزان سازد.       <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  از عواطف ناراحت⁯کننده⁯ای که ممکن است تجربه کنم، فرار نمی⁯کنم. از حمایت دوستان خود در دوران بهبودی استفاده می⁯کنم تا به من در رویارویی با عواطفم کمک کنند.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-نهم فروردین]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2511</link>
			<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 14:23:38 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2511</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اراده واقعی خود ما                9 فروردین<br />
<br />
«...اراده خداوند برای ما از همان چیزهایی تشکیل شده که ما<br />
<br />
برای آن بیشترین ارزش را قائل هستیم. اراده خداوند... تبدیل به اراده واقعی خود ما برای خود می⁯شود.» <br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
انسان طبیعتاً مایل به دریافت چیزی در ازای هیچ چیز است. شاید وقتی به صندوق⁯دار فروشگاهی اسکناسی ده دلاری پرداخت کنیم و او به ما اسکناسی بیست دلاری پس دهد، از خود بی خود شویم. احتمالاً فکر می⁯کنیم اگر کسی متوجه نشود، فریبی کوچک چیزی را تغییر نمی⁯دهد. اما خودمان می⁯دانیم که ما این کار را انجام داده⁯ایم. و این کار قطعاً تأثیرگذار است.<br />
<br />
چیزی که مرتباً در دوران مصرف جوابگوی ما بود، اغلب در بهبودی برای مدت زیادی جوابگو نیست. وقتی با کارکرد قدمهای دوازده⁯گانه از نظر روحانی پیشرفت می⁯کنیم، به تدریج ارزشها و معیارهای جدیدی را پرورش می⁯دهیم. به تدریج وقتی از موقعیت⁯هایی بهره می⁯بریم که در زمان مصرف ما را با نگاه پیروزمندانه⁯ای نسبت به چیزی که از آن قصر در رفته بودیم تنها می⁯گذاشت، احساس ناراحتی می⁯کنیم.  <br />
<br />
در گذشته ممکن است دیگران را قربانی کارهای خود کرده باشیم. اما وقتی به نیروی برتر خود نزدیک⁯تر می⁯شویم، ارزشهای ما تغییر می⁯کند. اراده خداوند مهم⁯تر از قصر در رفتن از مسائل می⁯شود.<br />
<br />
با تغییر ارزشهای ما، زندگی ما نیز تغییر می⁯کند. با هدایت دانشی درونی که نیروی برتر به ما داده است، می⁯خواهیم بر اساس ارزشهای نویافته خود زندگی کنیم. اراده نیروی برتر برای خود را درونی کرده⁯ایم. در حقیقت، اراده خداوند به اراده واقعی خود ما برای خود تبدیل شده است.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  با بهبود بخشیدن به ارتباط آگاهانه خود با خداوند، ارزشهای من تغییر کرده است. امروز، به اراده خداوند یعنی اراده واقعی خود عمل می⁯کنم. </span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اراده واقعی خود ما                9 فروردین<br />
<br />
«...اراده خداوند برای ما از همان چیزهایی تشکیل شده که ما<br />
<br />
برای آن بیشترین ارزش را قائل هستیم. اراده خداوند... تبدیل به اراده واقعی خود ما برای خود می⁯شود.» <br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
انسان طبیعتاً مایل به دریافت چیزی در ازای هیچ چیز است. شاید وقتی به صندوق⁯دار فروشگاهی اسکناسی ده دلاری پرداخت کنیم و او به ما اسکناسی بیست دلاری پس دهد، از خود بی خود شویم. احتمالاً فکر می⁯کنیم اگر کسی متوجه نشود، فریبی کوچک چیزی را تغییر نمی⁯دهد. اما خودمان می⁯دانیم که ما این کار را انجام داده⁯ایم. و این کار قطعاً تأثیرگذار است.<br />
<br />
چیزی که مرتباً در دوران مصرف جوابگوی ما بود، اغلب در بهبودی برای مدت زیادی جوابگو نیست. وقتی با کارکرد قدمهای دوازده⁯گانه از نظر روحانی پیشرفت می⁯کنیم، به تدریج ارزشها و معیارهای جدیدی را پرورش می⁯دهیم. به تدریج وقتی از موقعیت⁯هایی بهره می⁯بریم که در زمان مصرف ما را با نگاه پیروزمندانه⁯ای نسبت به چیزی که از آن قصر در رفته بودیم تنها می⁯گذاشت، احساس ناراحتی می⁯کنیم.  <br />
<br />
در گذشته ممکن است دیگران را قربانی کارهای خود کرده باشیم. اما وقتی به نیروی برتر خود نزدیک⁯تر می⁯شویم، ارزشهای ما تغییر می⁯کند. اراده خداوند مهم⁯تر از قصر در رفتن از مسائل می⁯شود.<br />
<br />
با تغییر ارزشهای ما، زندگی ما نیز تغییر می⁯کند. با هدایت دانشی درونی که نیروی برتر به ما داده است، می⁯خواهیم بر اساس ارزشهای نویافته خود زندگی کنیم. اراده نیروی برتر برای خود را درونی کرده⁯ایم. در حقیقت، اراده خداوند به اراده واقعی خود ما برای خود تبدیل شده است.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  با بهبود بخشیدن به ارتباط آگاهانه خود با خداوند، ارزشهای من تغییر کرده است. امروز، به اراده خداوند یعنی اراده واقعی خود عمل می⁯کنم. </span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-دهم فروردین]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2510</link>
			<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 14:20:28 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2510</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">10 فروردین                          خدامحوری<br />
<br />
«به تدریج وقتی بیشتر از خودمحوری، خدامحور می⁯شویم، نومیدی ما به امید تبدیل می⁯شود.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
امیدواری چه پرشکوه است! قبل از آمدن به معتادان گمنام، بسیاری از ما با نومیدی مطلق زندگی می⁯کردیم. معتقد بودیم سرنوشت، مرگ در اثر این بیماری را برای ما رقم زده است.   <br />
<br />
بسیاری از اعضاء در اولین ماه⁯های برنامه، از قرار داشتن بر "ابری صورتی" صحبت می⁯کنند. ما مصرف را قطع کرده⁯ایم، دوستانی پیدا کرده⁯ایم و زندگی ما نویدبخش به نظر می⁯رسد. اوضاع عالی پیش می⁯رود. سپس واقعیت آغاز می⁯شود. زندگی هنوز زندگی است. ما هنوز شغل از دست می⁯دهیم، شرکای زندگی ما هنوز ما را ترک می⁯کنند، دوستان ما هنوز می⁯میرند و ما هنوز مریض می⁯شویم. پرهیز از مواد مخدر تضمین نمی⁯کند که زندگی همیشه باب میل ما پیش ⁯رود.  <br />
<br />
وقتی واقعیت زندگی آن طور که هست، آغاز می⁯شود، به نیروی برتر خود مراجعه می⁯کنیم و به خاطر می⁯سپاریم که زندگی همان طور که هست روی می⁯دهد. اما صرف نظر از اینکه در بهبودی ما چه چیزی رخ می⁯دهد، نباید نومید شویم، زیرا امید همیشه وجود دارد. این امید در رابطه ما با نیروی برتر نهفته است.      <br />
<br />
این رابطه همان طور که در کتاب ما بیان شده، در طول زمان به وجود می⁯آید: «به تدریج خدامحورتر می⁯شویم.» هر چه بیشتر و بیشتر به نیروی برتر خود اتکا می⁯کنیم، کشمکش⁯های زندگی دیگر ما را به سوی دریای نومیدی نمی⁯کشاند. هر چه بیشتر بر خداوند تمرکز می⁯کنیم، بر خود کمتر تمرکز می⁯کنیم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  به نیروی برتر خود اتکا می⁯کنم. می⁯پذیرم که صرف نظر از آنچه اتفاق می⁯افتد، نیروی برتر منابعی را برای تحمل آن برای من فراهم می⁯⁯کند.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">10 فروردین                          خدامحوری<br />
<br />
«به تدریج وقتی بیشتر از خودمحوری، خدامحور می⁯شویم، نومیدی ما به امید تبدیل می⁯شود.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
امیدواری چه پرشکوه است! قبل از آمدن به معتادان گمنام، بسیاری از ما با نومیدی مطلق زندگی می⁯کردیم. معتقد بودیم سرنوشت، مرگ در اثر این بیماری را برای ما رقم زده است.   <br />
<br />
بسیاری از اعضاء در اولین ماه⁯های برنامه، از قرار داشتن بر "ابری صورتی" صحبت می⁯کنند. ما مصرف را قطع کرده⁯ایم، دوستانی پیدا کرده⁯ایم و زندگی ما نویدبخش به نظر می⁯رسد. اوضاع عالی پیش می⁯رود. سپس واقعیت آغاز می⁯شود. زندگی هنوز زندگی است. ما هنوز شغل از دست می⁯دهیم، شرکای زندگی ما هنوز ما را ترک می⁯کنند، دوستان ما هنوز می⁯میرند و ما هنوز مریض می⁯شویم. پرهیز از مواد مخدر تضمین نمی⁯کند که زندگی همیشه باب میل ما پیش ⁯رود.  <br />
<br />
وقتی واقعیت زندگی آن طور که هست، آغاز می⁯شود، به نیروی برتر خود مراجعه می⁯کنیم و به خاطر می⁯سپاریم که زندگی همان طور که هست روی می⁯دهد. اما صرف نظر از اینکه در بهبودی ما چه چیزی رخ می⁯دهد، نباید نومید شویم، زیرا امید همیشه وجود دارد. این امید در رابطه ما با نیروی برتر نهفته است.      <br />
<br />
این رابطه همان طور که در کتاب ما بیان شده، در طول زمان به وجود می⁯آید: «به تدریج خدامحورتر می⁯شویم.» هر چه بیشتر و بیشتر به نیروی برتر خود اتکا می⁯کنیم، کشمکش⁯های زندگی دیگر ما را به سوی دریای نومیدی نمی⁯کشاند. هر چه بیشتر بر خداوند تمرکز می⁯کنیم، بر خود کمتر تمرکز می⁯کنیم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  به نیروی برتر خود اتکا می⁯کنم. می⁯پذیرم که صرف نظر از آنچه اتفاق می⁯افتد، نیروی برتر منابعی را برای تحمل آن برای من فراهم می⁯⁯کند.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-یازدهم فروردین]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2509</link>
			<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 14:19:11 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2509</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">درون⁯ و بیرون⁯              11فروردین<br />
<br />
«ارزش واقعی ما در عمل کردن بر اساس شخصیت خودمان است.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
وقتی قدمها را کار می‌کنیم، مجبوریم برخی از حقایق اساسی را درباره خود کشف کنیم. فرآیند آشکارسازی اسرار، برملا کردن آنها و جستجوی شخصیت خود سرشت واقعی ما را نشان می⁯دهد. وقتی از خود شناخت پیدا می⁯کنیم، باید تصمیم بگیریم که فقط خودمان باشیم.<br />
<br />
شاید بخواهیم به آنچه به سایر معتادان انجمن و دنیا ارائه می⁯دهیم نگاهی بیندازیم و ببینیم آیا با آنچه در درون خود یافته⁯ایم مطابقت دارد یا خیر. آیا تظاهر می⁯کنیم که وقتی در حقیقت بسیار حساس هستیم، هیچ چیز ما را آزار نمی⁯دهد؟ آیا ناامنی⁯های خود را با لطیفه⁯های زننده مخفی می⁯کنیم یا ترسهای خود را با کسی در میان می⁯گذاریم؟ آیا وقتی که به چهل سالگی نزدیک می⁯⁯شویم و اساساً محتاط هستیم، مانند یک نوجوان لباس می⁯پوشیم؟    <br />
<br />
شاید بخواهیم به مسائلی که فکر می⁯کردیم «به ما ارتباطی ندارد»، نگاه دیگری بیندازیم. شاید به این دلیل که «از شلوغی خوشمان نمی⁯آید، از فعالیت⁯های NA دوری کرده⁯ایم.» یا شاید خیال عوض کردن شغل را داشته باشیم، اما چون خیال ما «واقعاٌ درباره خود درست نبوده»، اقدامی در این زمینه نمی⁯کنیم. وقتی از خود شناخت جدیدی پیدا می⁯کنیم، می⁯خواهیم که رفتار خود را بر اساس آن مطابقت دهیم. می⁯خواهیم الگوهایی واقعی از خودمان باشیم.   <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  بیرون خود را بررسی می⁯کنم تا مطمئن شوم که با درونم مطابقت دارد. سعی می⁯کنم بر اساس رشدی که در بهبودی تجربه کرده⁯ام، رفتار کنم.  </span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">درون⁯ و بیرون⁯              11فروردین<br />
<br />
«ارزش واقعی ما در عمل کردن بر اساس شخصیت خودمان است.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
وقتی قدمها را کار می‌کنیم، مجبوریم برخی از حقایق اساسی را درباره خود کشف کنیم. فرآیند آشکارسازی اسرار، برملا کردن آنها و جستجوی شخصیت خود سرشت واقعی ما را نشان می⁯دهد. وقتی از خود شناخت پیدا می⁯کنیم، باید تصمیم بگیریم که فقط خودمان باشیم.<br />
<br />
شاید بخواهیم به آنچه به سایر معتادان انجمن و دنیا ارائه می⁯دهیم نگاهی بیندازیم و ببینیم آیا با آنچه در درون خود یافته⁯ایم مطابقت دارد یا خیر. آیا تظاهر می⁯کنیم که وقتی در حقیقت بسیار حساس هستیم، هیچ چیز ما را آزار نمی⁯دهد؟ آیا ناامنی⁯های خود را با لطیفه⁯های زننده مخفی می⁯کنیم یا ترسهای خود را با کسی در میان می⁯گذاریم؟ آیا وقتی که به چهل سالگی نزدیک می⁯⁯شویم و اساساً محتاط هستیم، مانند یک نوجوان لباس می⁯پوشیم؟    <br />
<br />
شاید بخواهیم به مسائلی که فکر می⁯کردیم «به ما ارتباطی ندارد»، نگاه دیگری بیندازیم. شاید به این دلیل که «از شلوغی خوشمان نمی⁯آید، از فعالیت⁯های NA دوری کرده⁯ایم.» یا شاید خیال عوض کردن شغل را داشته باشیم، اما چون خیال ما «واقعاٌ درباره خود درست نبوده»، اقدامی در این زمینه نمی⁯کنیم. وقتی از خود شناخت جدیدی پیدا می⁯کنیم، می⁯خواهیم که رفتار خود را بر اساس آن مطابقت دهیم. می⁯خواهیم الگوهایی واقعی از خودمان باشیم.   <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  بیرون خود را بررسی می⁯کنم تا مطمئن شوم که با درونم مطابقت دارد. سعی می⁯کنم بر اساس رشدی که در بهبودی تجربه کرده⁯ام، رفتار کنم.  </span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-دوازدهم فروردین]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2508</link>
			<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 14:17:41 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2508</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">عشق و اعتیاد     12 فروردین<br />
<br />
«برخی از ما برای اولین بار اثرات اعتیاد را بر افرادی که به ما نزدیک⁯تر بودند، مشاهده کردیم. به این افراد برای اینکه در زندگی از ما محافظت کنند، به شدت وابسته بودیم. وقتی آنها منافع، دوستان و عزیزان دیگری پیدا می⁯کردند، احساس عصبانیت و نومیدی می⁯کردیم و لطمه می⁯خوردیم.» <br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
اعتیاد همه جنبه⁯های زندگی ما را تحت تأثیر قرار داد. همان طور که به دنبال مواد مخدر می⁯گشتیم تا همه چیز را درست کند، به دنبال افرادی می⁯گشتیم تا به ما سر و سامان دهند. از دیگران درخواست⁯های غیرممکن داشتیم و افرادی را که چیزهای باارزشی برای ارائه به ما داشتند، طرد می⁯کردیم. اکثر اوقات تنها افرادی که برای ما باقی می⁯ماندند، خودشان آنقدر محتاج بودند که قادر به انکار انتظارات غیرواقع⁯بینانه ما باشند. تعجبی نیست که ما قادر به برقراری و حفظ روابط صمیمی سالم در دوران اعتیاد خود نبودیم. <br />
<br />
امروز در دوران بهبودی انتظار نداریم که مواد مخدر چاره درد ما باشد. اگر هنوز از افراد انتظار داریم تا به ما سر و سامان دهند، شاید زمان آن است که روابط خود را به برنامه بهبودی خود اضافه کنیم. ابتدا می⁯پذیریم که مشکلی داریم و مهم⁯ترین مسئله برای داشتن روابط صمیمی سالم را نمی⁯دانیم. به سراغ اعضایی می⁯رویم که مشکلات مشابه ما را داشته⁯⁯اند و از آنها رهایی یافته⁯اند. با آنها صحبت می⁯کنیم و به حرفهای آنها درباره این جنبه از بهبودی⁯شان گوش می⁯دهیم. برنامه را در همه امور خود به کار می⁯بریم و همان نوع آزادی را در روابط خود جستجو می⁯کنیم که در سراسر بهبودی خود بدان دست یافته⁯ایم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  روابط عشق⁯آمیز در دسترس من است. امروز، اثرات اعتیاد را بر روابط خود بررسی می⁯کنم تا بتوانم تلاش برای دستیابی به بهبودی را آغاز کنم. </span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">عشق و اعتیاد     12 فروردین<br />
<br />
«برخی از ما برای اولین بار اثرات اعتیاد را بر افرادی که به ما نزدیک⁯تر بودند، مشاهده کردیم. به این افراد برای اینکه در زندگی از ما محافظت کنند، به شدت وابسته بودیم. وقتی آنها منافع، دوستان و عزیزان دیگری پیدا می⁯کردند، احساس عصبانیت و نومیدی می⁯کردیم و لطمه می⁯خوردیم.» <br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
اعتیاد همه جنبه⁯های زندگی ما را تحت تأثیر قرار داد. همان طور که به دنبال مواد مخدر می⁯گشتیم تا همه چیز را درست کند، به دنبال افرادی می⁯گشتیم تا به ما سر و سامان دهند. از دیگران درخواست⁯های غیرممکن داشتیم و افرادی را که چیزهای باارزشی برای ارائه به ما داشتند، طرد می⁯کردیم. اکثر اوقات تنها افرادی که برای ما باقی می⁯ماندند، خودشان آنقدر محتاج بودند که قادر به انکار انتظارات غیرواقع⁯بینانه ما باشند. تعجبی نیست که ما قادر به برقراری و حفظ روابط صمیمی سالم در دوران اعتیاد خود نبودیم. <br />
<br />
امروز در دوران بهبودی انتظار نداریم که مواد مخدر چاره درد ما باشد. اگر هنوز از افراد انتظار داریم تا به ما سر و سامان دهند، شاید زمان آن است که روابط خود را به برنامه بهبودی خود اضافه کنیم. ابتدا می⁯پذیریم که مشکلی داریم و مهم⁯ترین مسئله برای داشتن روابط صمیمی سالم را نمی⁯دانیم. به سراغ اعضایی می⁯رویم که مشکلات مشابه ما را داشته⁯⁯اند و از آنها رهایی یافته⁯اند. با آنها صحبت می⁯کنیم و به حرفهای آنها درباره این جنبه از بهبودی⁯شان گوش می⁯دهیم. برنامه را در همه امور خود به کار می⁯بریم و همان نوع آزادی را در روابط خود جستجو می⁯کنیم که در سراسر بهبودی خود بدان دست یافته⁯ایم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  روابط عشق⁯آمیز در دسترس من است. امروز، اثرات اعتیاد را بر روابط خود بررسی می⁯کنم تا بتوانم تلاش برای دستیابی به بهبودی را آغاز کنم. </span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-سیزدهم فروردین]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2507</link>
			<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 14:16:41 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2507</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">  13 فروردین        جذابیت<br />
<br />
«بازتاب عمومی ما از آنچه باید ارائه دهیم، عبارتست  از:<br />
<br />
روش موفق و اثبات شده حفظ شیوه زندگی عاری از مواد مخدر.» <br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بله، ما اعضای جدید را جذب می⁯کنیم. معتادان بیشتر و بیشتری معتادان گمنام را پیدا می⁯کنند. اما وقتی جدیدترین اعضای ما خسته از درگیری خود با اعتیاد از راه می⁯رسند، چگونه با آنها برخورد می⁯کنیم؟ آیا به سراغ تازه⁯واردهایی می⁯رویم که در جلسات ما سردرگم و مردد بر روی پای خود ایستاده⁯اند؟ آیا مایلیم آنها را با اتومبیل خود به جلسات برسانیم؟ آیا هنوز با معتادی که رنج می⁯کشد، به صورت دونفره کار می⁯کنیم؟ آیا شماره تلفن خود را به آنها می⁯دهیم؟ آیا مشتاقیم تماس تلفنی مذکور در قدم دوازدهم را پاسخ دهیم، حتی اگر این کار به برخاستن از رختخواب در نیمه شب منجر شود؟ آیا با فردی که دارای جهت⁯⁯گیری جنسی متفاوت یا فرهنگ دیگری است، کار می⁯کنیم؟ آیا در اعطای وقت خود به دیگران سخاوتمند هستیم؟<br />
<br />
شکی نیست که با ابزار عشق و پذیرش سایر معتادان انجمن روبرو شدیم. چیزی که بسیاری از ما را به معتادان گمنام جذب کرد این بود که سرانجام مکانی را پیدا کردیم که نسبت به آن احساس تعلق می⁯کردیم. آیا این احساس تعلق را به اعضای جدیدتر خود نیز ارائه می⁯دهیم؟ ما نمی⁯توانیم معتادان گمنام را ارتقا دهیم. اما وقتی اصول را در زندگی خود به اجرا در می⁯آوریم، همان طور که خود به سوی بهبودی جذب شدیم، اعضای جدیدتری را به راه NA جذب می⁯کنیم.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  با یک تازه⁯وارد کار می⁯کنم. به یاد دارم که خود نیز زمانی تازه⁯وارد بودم. سعی می⁯کنم با همان احساس تعلقی که خود در NA یافته⁯ام، دیگران را جذب کنم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">  13 فروردین        جذابیت<br />
<br />
«بازتاب عمومی ما از آنچه باید ارائه دهیم، عبارتست  از:<br />
<br />
روش موفق و اثبات شده حفظ شیوه زندگی عاری از مواد مخدر.» <br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
بله، ما اعضای جدید را جذب می⁯کنیم. معتادان بیشتر و بیشتری معتادان گمنام را پیدا می⁯کنند. اما وقتی جدیدترین اعضای ما خسته از درگیری خود با اعتیاد از راه می⁯رسند، چگونه با آنها برخورد می⁯کنیم؟ آیا به سراغ تازه⁯واردهایی می⁯رویم که در جلسات ما سردرگم و مردد بر روی پای خود ایستاده⁯اند؟ آیا مایلیم آنها را با اتومبیل خود به جلسات برسانیم؟ آیا هنوز با معتادی که رنج می⁯کشد، به صورت دونفره کار می⁯کنیم؟ آیا شماره تلفن خود را به آنها می⁯دهیم؟ آیا مشتاقیم تماس تلفنی مذکور در قدم دوازدهم را پاسخ دهیم، حتی اگر این کار به برخاستن از رختخواب در نیمه شب منجر شود؟ آیا با فردی که دارای جهت⁯⁯گیری جنسی متفاوت یا فرهنگ دیگری است، کار می⁯کنیم؟ آیا در اعطای وقت خود به دیگران سخاوتمند هستیم؟<br />
<br />
شکی نیست که با ابزار عشق و پذیرش سایر معتادان انجمن روبرو شدیم. چیزی که بسیاری از ما را به معتادان گمنام جذب کرد این بود که سرانجام مکانی را پیدا کردیم که نسبت به آن احساس تعلق می⁯کردیم. آیا این احساس تعلق را به اعضای جدیدتر خود نیز ارائه می⁯دهیم؟ ما نمی⁯توانیم معتادان گمنام را ارتقا دهیم. اما وقتی اصول را در زندگی خود به اجرا در می⁯آوریم، همان طور که خود به سوی بهبودی جذب شدیم، اعضای جدیدتری را به راه NA جذب می⁯کنیم.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  با یک تازه⁯وارد کار می⁯کنم. به یاد دارم که خود نیز زمانی تازه⁯وارد بودم. سعی می⁯کنم با همان احساس تعلقی که خود در NA یافته⁯ام، دیگران را جذب کنم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-چهاردهم فروردین]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2506</link>
			<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 14:15:46 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2506</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فقط برای شما              14 فروردین<br />
<br />
«اعتقاد به بیداری روحانی<br />
<br />
در شخصیت⁯های مختلفی که در انجمن هستند، به شکلهای مختلفی بروز پیدا می⁯کند.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
اگرچه همه ما قدمهای یکسانی را طی می⁯کنیم، هر یک از ما بیداری روحانی حاصل از آنها را به روش خود تجربه می⁯کنیم. شکلی که بیداری روحانی در زندگی ما به خود می⁯گیرد، بسته به اینکه چه کسی هستیم متفاوت خواهد بود. <br />
<br />
برای برخی از ما بیداری روحانی وعده داده شده در قدم دوازدهم، به احیای علاقه ما به مذهب یا عرفان منتج می⁯شود. برخی دیگر از افراد شناختی از زندگی اطرافیان خود پیدا می⁯کنند و شاید برای اولین بار همدردی را تجربه کنند. برخی دیگر نیز متوجه می⁯شوند که قدمها آنها را نسبت به اصول رفتاری یا اخلاقی خود هشیار کرده است. اکثر ما بیداری روحانی خود را به صورت ترکیبی از این حالت⁯ها تجربه می⁯کنیم و مانند فردی که بیدار شده است، هر یک از این ترکیب⁯ها نیز منحصر به فرد است.  <br />
<br />
اگر انواع مختلف بیداری⁯های روحانی بسیار زیاد است، از کجا بفهمیم یکی از این انواع را به درستی تجربه کرده⁯ایم؟ قدم دوازدهم دو علامت را به ما ارائه می⁯دهد: اصولی را یافته⁯ایم که می⁯توانند به خوبی ما را هدایت کنند، نوعی از اصول که مایل به اجرای آن در همه امور هستیم. به تدریج نسبت به مشارکت کردن رایگان تجربیات خود با سایر معتادان توجه کافی مبذول می⁯داریم. فرقی نمی⁯کند جزییات بیداری ما چگونه است، در هر حال، به همه ما راهنمایی و عشق مورد نیاز برای زندگی رضایت⁯بخش و روحانی بخشیده شده است.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  بیداری روحانی من، صرف نظر از شکل ویژه⁯اش، به من کمک کرده است تا جایگاه خود در دنیا را با عشق و زندگی پر کنم. بدین خاطر سپاسگزارم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فقط برای شما              14 فروردین<br />
<br />
«اعتقاد به بیداری روحانی<br />
<br />
در شخصیت⁯های مختلفی که در انجمن هستند، به شکلهای مختلفی بروز پیدا می⁯کند.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
اگرچه همه ما قدمهای یکسانی را طی می⁯کنیم، هر یک از ما بیداری روحانی حاصل از آنها را به روش خود تجربه می⁯کنیم. شکلی که بیداری روحانی در زندگی ما به خود می⁯گیرد، بسته به اینکه چه کسی هستیم متفاوت خواهد بود. <br />
<br />
برای برخی از ما بیداری روحانی وعده داده شده در قدم دوازدهم، به احیای علاقه ما به مذهب یا عرفان منتج می⁯شود. برخی دیگر از افراد شناختی از زندگی اطرافیان خود پیدا می⁯کنند و شاید برای اولین بار همدردی را تجربه کنند. برخی دیگر نیز متوجه می⁯شوند که قدمها آنها را نسبت به اصول رفتاری یا اخلاقی خود هشیار کرده است. اکثر ما بیداری روحانی خود را به صورت ترکیبی از این حالت⁯ها تجربه می⁯کنیم و مانند فردی که بیدار شده است، هر یک از این ترکیب⁯ها نیز منحصر به فرد است.  <br />
<br />
اگر انواع مختلف بیداری⁯های روحانی بسیار زیاد است، از کجا بفهمیم یکی از این انواع را به درستی تجربه کرده⁯ایم؟ قدم دوازدهم دو علامت را به ما ارائه می⁯دهد: اصولی را یافته⁯ایم که می⁯توانند به خوبی ما را هدایت کنند، نوعی از اصول که مایل به اجرای آن در همه امور هستیم. به تدریج نسبت به مشارکت کردن رایگان تجربیات خود با سایر معتادان توجه کافی مبذول می⁯داریم. فرقی نمی⁯کند جزییات بیداری ما چگونه است، در هر حال، به همه ما راهنمایی و عشق مورد نیاز برای زندگی رضایت⁯بخش و روحانی بخشیده شده است.  <br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  بیداری روحانی من، صرف نظر از شکل ویژه⁯اش، به من کمک کرده است تا جایگاه خود در دنیا را با عشق و زندگی پر کنم. بدین خاطر سپاسگزارم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فقط برای امروز-پانزدهم فروردین]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2505</link>
			<pubDate>Fri, 29 Nov 2013 14:14:44 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=2">mahla</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=2505</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">15 فروردین                    محافظت از بهبودی خود<br />
<br />
«به خاطر بسپارید که ما... در نهایت در قبال بهبودی و تصمیم⁯های خود مسئول هستیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
اکثر ما با انتخاب⁯هایی روبرو می⁯شویم که بهبودی ما را با چالش مواجه می⁯سازد. مثلاً اگر خود را دچار درد جسمی شدید می⁯یابیم، باید تصمیم بگیریم آیا از دارو استفاده کنیم یا خیر. باید درباره شدت درد با خود بسیار صادق باشیم، با پزشک درباره اعتیاد و بهبودی خود صداقت داشته باشیم و با راهنمای خود نیز صادق باشیم. اما در نهایت خود تصمیم می⁯گیریم، زیرا این ما هستیم که باید با عواقب این تصمیم زندگی کنیم. <br />
<br />
چالش رایج دیگر، تصمیم⁯گیری درباره شرکت یا عدم شرکت در یک مهمانی است که درآن مشروبات الکلی سرو می⁯شود. دوباره باید وضعیت روحانی خود را در نظر بگیریم. اگر کسی که از بهبودی ما حمایت می⁯کند در این مهمانی حضور داشته باشد، خیلی بهتر است. اما اگر در رویارویی با این چالش احساس ناتوانی می⁯کنیم، احتمالاً باید از دعوت مزبور صرف نظر کنیم. امروز می⁯د⁯انیم حفظ بهبودی ما از حفظ آبرو مهم⁯تر است.<br />
<br />
همه این تصمیم⁯گیری ها مشکل هستند و نه تنها مستلزم توجه دقیق ما، بلکه مستلزم راهنمایی راهنما و تسلیم کامل به نیرویی برتر هستند. با استفاده از همه این منابع می⁯توانیم بهترین تصمیم را بگیریم. اما در نهایت این تصمیم به عهده ماست. امروز در قبال بهبودی خود مسئول هستیم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  وقتی با تصمیمی روبرو می⁯شوم که بهبودی⁯ام را با چالش مواجه می⁯سازد، قبل از تصمیم⁯گیری با تمام منابعی که در اختیار دارم، مشورت می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">15 فروردین                    محافظت از بهبودی خود<br />
<br />
«به خاطر بسپارید که ما... در نهایت در قبال بهبودی و تصمیم⁯های خود مسئول هستیم.»<br />
<br />
کتاب پایه<br />
<br />
v<br />
<br />
اکثر ما با انتخاب⁯هایی روبرو می⁯شویم که بهبودی ما را با چالش مواجه می⁯سازد. مثلاً اگر خود را دچار درد جسمی شدید می⁯یابیم، باید تصمیم بگیریم آیا از دارو استفاده کنیم یا خیر. باید درباره شدت درد با خود بسیار صادق باشیم، با پزشک درباره اعتیاد و بهبودی خود صداقت داشته باشیم و با راهنمای خود نیز صادق باشیم. اما در نهایت خود تصمیم می⁯گیریم، زیرا این ما هستیم که باید با عواقب این تصمیم زندگی کنیم. <br />
<br />
چالش رایج دیگر، تصمیم⁯گیری درباره شرکت یا عدم شرکت در یک مهمانی است که درآن مشروبات الکلی سرو می⁯شود. دوباره باید وضعیت روحانی خود را در نظر بگیریم. اگر کسی که از بهبودی ما حمایت می⁯کند در این مهمانی حضور داشته باشد، خیلی بهتر است. اما اگر در رویارویی با این چالش احساس ناتوانی می⁯کنیم، احتمالاً باید از دعوت مزبور صرف نظر کنیم. امروز می⁯د⁯انیم حفظ بهبودی ما از حفظ آبرو مهم⁯تر است.<br />
<br />
همه این تصمیم⁯گیری ها مشکل هستند و نه تنها مستلزم توجه دقیق ما، بلکه مستلزم راهنمایی راهنما و تسلیم کامل به نیرویی برتر هستند. با استفاده از همه این منابع می⁯توانیم بهترین تصمیم را بگیریم. اما در نهایت این تصمیم به عهده ماست. امروز در قبال بهبودی خود مسئول هستیم.<br />
<br />
v<br />
<br />
فقط برای امروز:  وقتی با تصمیمی روبرو می⁯شوم که بهبودی⁯ام را با چالش مواجه می⁯سازد، قبل از تصمیم⁯گیری با تمام منابعی که در اختیار دارم، مشورت می⁯کنم.</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>