<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - اردیبهشت ماه]]></title>
		<link>https://forum.banianbehboodi.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - https://forum.banianbehboodi.ir]]></description>
		<pubDate>Thu, 01 Oct 2026 10:59:34 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[1 اردیبهشت]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4532</link>
			<pubDate>Fri, 31 Jan 2014 15:36:16 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4532</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">من فکر میکردم که اگر در زندگیم قادر به ترک دادن الکلی باشم ، مصرف او هم قطع خواهد شد . ولی وقتی مصرف او به جای اینکه قطع شود . بیشتر میشد ، بار دیگر فکر کردم کارهای اشتباهی انجام داده ام من هنوز سعی میکردم او و نشانه های بیماری اورا کنترل کنم الانان بمن کمک کرد تا یاد بگیرم که در مقابل الکلی عاجزم و من نمیتوانم یک الکلی را از مصرف باز دارم . ولی اگر بخواهم بطور موثر مشکل را حل کنم . کار زیادی انجام داده ام .بخاطر اینکه به نظر میرسد چیزهایی که مرا کمک خواهد کرد در جهت اینکه احساس بهتری نسبت به خودم داشته باشم . امور موءثری هستند هنگامیکه رفتار خودم را تغییر دهم . رفتار اطرافیان من نیز تغییر خواهد کرد اما هیچ تضمینی وجود ندارد که آن رفتار به علاقه من تغییر پیدا کند . امروز یاد میگیرم تصمیماتی بگیرم که برایم مفید هستند نه بخاطر تاثیراتی که ممکن است بر دیگران داشته باشد .<br />
<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
.......مشکل میشود رفتارهایی را که در گذشته داشته ام تغییر دهم اما به کمک الانان میتوانم فردی باشم که قالب کهنه را می شکند . من میتوانم تصمیم به انجام اموری بگیرم که فکر میکنم برایم مناسب وصحیح می باشند در راهی که اعتقاد داری و میخواهی در مورد زندگیت احساس بهتری داشته باشی ،باید هرروز را جداگانه به حساب بیاوری</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">من فکر میکردم که اگر در زندگیم قادر به ترک دادن الکلی باشم ، مصرف او هم قطع خواهد شد . ولی وقتی مصرف او به جای اینکه قطع شود . بیشتر میشد ، بار دیگر فکر کردم کارهای اشتباهی انجام داده ام من هنوز سعی میکردم او و نشانه های بیماری اورا کنترل کنم الانان بمن کمک کرد تا یاد بگیرم که در مقابل الکلی عاجزم و من نمیتوانم یک الکلی را از مصرف باز دارم . ولی اگر بخواهم بطور موثر مشکل را حل کنم . کار زیادی انجام داده ام .بخاطر اینکه به نظر میرسد چیزهایی که مرا کمک خواهد کرد در جهت اینکه احساس بهتری نسبت به خودم داشته باشم . امور موءثری هستند هنگامیکه رفتار خودم را تغییر دهم . رفتار اطرافیان من نیز تغییر خواهد کرد اما هیچ تضمینی وجود ندارد که آن رفتار به علاقه من تغییر پیدا کند . امروز یاد میگیرم تصمیماتی بگیرم که برایم مفید هستند نه بخاطر تاثیراتی که ممکن است بر دیگران داشته باشد .<br />
<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
.......مشکل میشود رفتارهایی را که در گذشته داشته ام تغییر دهم اما به کمک الانان میتوانم فردی باشم که قالب کهنه را می شکند . من میتوانم تصمیم به انجام اموری بگیرم که فکر میکنم برایم مناسب وصحیح می باشند در راهی که اعتقاد داری و میخواهی در مورد زندگیت احساس بهتری داشته باشی ،باید هرروز را جداگانه به حساب بیاوری</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[2 اردیبهشت]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4531</link>
			<pubDate>Fri, 31 Jan 2014 15:34:08 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4531</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">من عادت داشتم همانند شخصی که بر روی نردبان است زندگی کنم . بر روی این نردبان همه آدمها نه تنها بالاتر از من بودند و من از آنها میترسیدم و به آنها حساسیت می ورزیدم ،بلکه احساس حقارت نیز میکردم .خداوند از من دور بود . خیلی دور در آن بالاها . در فراسوی تصور من ،این راهی طاقت فرسا و غریب برای زندگی کردن بود ، زیرا هیچگاه 2 انسان نمی توانستند برای مدت زمان طولانی و بی دردسربرروی یک پله از آن نردبان تاب بیاورند .وقتی به الانان رفتم افراد زیادی را یافتم که تصمیم داشتند از نردبان هایشان بسوی دایره دوستی و محبت بالا بروند .در این جمع همه ما در یک مرتبه مساوی قرار داشتیم و خداوند درست در مرکز این دایره قرار داشت و براحتی قابل دسترسی بود . هنگامیکه تازه واردین به جمع ما می پیوستند در مورد جابجایی موقعیت افراد نگران نمی شدیم ، بلکه براحتی دایره مان را گسترش می دادیم . امروز دیگر من خودم را بالاتر ویا پایین تر از دیگران نمی بینم من می توانم هر شخصی را صادقانه و منصفانه بنگرم . امروز تواضع یعنی پایین آمدن از نردبان قضاوت در مورد خودم و دیگران و گرفتن موضع درست خودم در سراسر دایره عشق و حمایت و پشتیبانی است .</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">من عادت داشتم همانند شخصی که بر روی نردبان است زندگی کنم . بر روی این نردبان همه آدمها نه تنها بالاتر از من بودند و من از آنها میترسیدم و به آنها حساسیت می ورزیدم ،بلکه احساس حقارت نیز میکردم .خداوند از من دور بود . خیلی دور در آن بالاها . در فراسوی تصور من ،این راهی طاقت فرسا و غریب برای زندگی کردن بود ، زیرا هیچگاه 2 انسان نمی توانستند برای مدت زمان طولانی و بی دردسربرروی یک پله از آن نردبان تاب بیاورند .وقتی به الانان رفتم افراد زیادی را یافتم که تصمیم داشتند از نردبان هایشان بسوی دایره دوستی و محبت بالا بروند .در این جمع همه ما در یک مرتبه مساوی قرار داشتیم و خداوند درست در مرکز این دایره قرار داشت و براحتی قابل دسترسی بود . هنگامیکه تازه واردین به جمع ما می پیوستند در مورد جابجایی موقعیت افراد نگران نمی شدیم ، بلکه براحتی دایره مان را گسترش می دادیم . امروز دیگر من خودم را بالاتر ویا پایین تر از دیگران نمی بینم من می توانم هر شخصی را صادقانه و منصفانه بنگرم . امروز تواضع یعنی پایین آمدن از نردبان قضاوت در مورد خودم و دیگران و گرفتن موضع درست خودم در سراسر دایره عشق و حمایت و پشتیبانی است .</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[3 اردیبهشت]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4530</link>
			<pubDate>Fri, 31 Jan 2014 15:33:42 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4530</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">به عنوان یک تازه وارد در الانان شنیدم که اصول برنامه می تواند باعث آرامش من شود .ترجیح می دادم بشنوم برنامه باعث بهبودی الکلی شود ویا اینکه حداقل صدمات گذشته را جبران کنند . به نظر من ، آرامش نوک قله کوهی بود و یا پوزخندی تمسخر آمیز درچهره ام تداعی می شد و درمورد هیچ چیز کاری نمیکرد . در هنگام فشار و هیجان بیشتر احساس زنده بودن میکردم سرانجام فهمیدم که آرامش قصد محروم کردن من از عشق و دلبستگی هایم را ندارد ،درعوض بمن یک احساس امنیت درونی می بخشد . که این احساس مرا وا میداشت با شور و هیجان بیشتری زندگیم را سپری کنم . زیرا این آرامش به سوی یک منبع نا محدود انرژی و عقل منتهی میشود : یعنی یک قدرت برتر . حالا میتوانم تصمیمات سالم و قاطعی بگیرم و همچنین میتوانم ریسک کنم چون بدین وسیله من قادر هستم با هر موقعیت و اتفاق جدید مواجه شوم . هیچ چیز نمیتواند با تجلی هیجان نهفته من به عنوان یک انسان قابل مقایسه باشد . یکبار دیگر طعم زندگی واقعی که میتوانست منحصر به خودم باشد را به کمک الانان و قدرت برتر تجربه کردم . همچنین پی بردم آرامش یک موهبت بزرگ الهی است <br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
.امروز من آرامش را جستجو میکنم ،با علم به اینکه وقتی آرام هستم بیشتر قادر به کامل شدن و قوی تر شدن خودم شوم . بدون این برنامه نمی توانستم حقیقتا درک کنم چگونه بطور درستی با موقعیت های دشوار زندگی مواجه شوم "</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">به عنوان یک تازه وارد در الانان شنیدم که اصول برنامه می تواند باعث آرامش من شود .ترجیح می دادم بشنوم برنامه باعث بهبودی الکلی شود ویا اینکه حداقل صدمات گذشته را جبران کنند . به نظر من ، آرامش نوک قله کوهی بود و یا پوزخندی تمسخر آمیز درچهره ام تداعی می شد و درمورد هیچ چیز کاری نمیکرد . در هنگام فشار و هیجان بیشتر احساس زنده بودن میکردم سرانجام فهمیدم که آرامش قصد محروم کردن من از عشق و دلبستگی هایم را ندارد ،درعوض بمن یک احساس امنیت درونی می بخشد . که این احساس مرا وا میداشت با شور و هیجان بیشتری زندگیم را سپری کنم . زیرا این آرامش به سوی یک منبع نا محدود انرژی و عقل منتهی میشود : یعنی یک قدرت برتر . حالا میتوانم تصمیمات سالم و قاطعی بگیرم و همچنین میتوانم ریسک کنم چون بدین وسیله من قادر هستم با هر موقعیت و اتفاق جدید مواجه شوم . هیچ چیز نمیتواند با تجلی هیجان نهفته من به عنوان یک انسان قابل مقایسه باشد . یکبار دیگر طعم زندگی واقعی که میتوانست منحصر به خودم باشد را به کمک الانان و قدرت برتر تجربه کردم . همچنین پی بردم آرامش یک موهبت بزرگ الهی است <br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
.امروز من آرامش را جستجو میکنم ،با علم به اینکه وقتی آرام هستم بیشتر قادر به کامل شدن و قوی تر شدن خودم شوم . بدون این برنامه نمی توانستم حقیقتا درک کنم چگونه بطور درستی با موقعیت های دشوار زندگی مواجه شوم "</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[4 اردیبهشت]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4529</link>
			<pubDate>Fri, 31 Jan 2014 15:33:15 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4529</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">گاهی اوقات هنگام روبرو شدن با موقعیتهای ناراحت کننده وقتی که خیلی ناراحت هستم احساس میکنم خداوند می خواهد من را تنبیه کند . در این شرایط یکبار دیگر تصور عشق ورزیدن خداوند را از دست میدهم و لازم است بار دیگر به خودم بیایم . این شرایط باعث میشود که : با راهنمایم تماس بگیرم . کسی که بمن یادآوری میکند خداوند انتقام جو نیست . نشریات الانان را میخوانم و در جلسات باز شرکت میکنم . اغلب در کنار رود خانه قدم میزنم و از آنچه ناراحتم با او (خداوند)صحبت میکنم . جریان آب را می بینم و از او بخاطر موهبت هاییکه در زندگی به من عطا کرده سپاسگزاری میکنم . پیداکردن الانان ،موهبت 12 قدم . خلاقیت و نو آوری و لذتی که در بیان آنها می برم و همچنین عشق و علاقه من به خانواده الانان . سپس می نشینم و منتظر میمانم تا احساس تماس شفای خداوند را در ذره ذره وجودم حس کنم تا اینکه اطمینان خاطر پیدا میکنم و اشکهایم خشک میشود . جالب است که در سراسر آن همه شرایط سخت ،هرگز درد را به خاطر نمی آوردم . چیزی که به یاد می آورم درخشش خوشید بر آب، آرامش در آن لحظه و عشق قدرت برتر من که همانند تلاءلو آشکار خورشیدمرا در بر میگرفت . درد و ررنج جای خود را به افزایش اطمینان به قدرت برتر می دهد . <br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
.هنگام روبرو شدن با موقعیتهای سخت و درد ناک میتوانم به یاد آورم که عشق ورزیدن همیشه برایم وجود دارد . به عنوان یک منبع آرامش .....راهنمایی و صلح ......"چنانچه اعتقاد داشته باشم قدرتی برتر از خودمان وجود دارد هیچ کس تنها نمی ماند .</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">گاهی اوقات هنگام روبرو شدن با موقعیتهای ناراحت کننده وقتی که خیلی ناراحت هستم احساس میکنم خداوند می خواهد من را تنبیه کند . در این شرایط یکبار دیگر تصور عشق ورزیدن خداوند را از دست میدهم و لازم است بار دیگر به خودم بیایم . این شرایط باعث میشود که : با راهنمایم تماس بگیرم . کسی که بمن یادآوری میکند خداوند انتقام جو نیست . نشریات الانان را میخوانم و در جلسات باز شرکت میکنم . اغلب در کنار رود خانه قدم میزنم و از آنچه ناراحتم با او (خداوند)صحبت میکنم . جریان آب را می بینم و از او بخاطر موهبت هاییکه در زندگی به من عطا کرده سپاسگزاری میکنم . پیداکردن الانان ،موهبت 12 قدم . خلاقیت و نو آوری و لذتی که در بیان آنها می برم و همچنین عشق و علاقه من به خانواده الانان . سپس می نشینم و منتظر میمانم تا احساس تماس شفای خداوند را در ذره ذره وجودم حس کنم تا اینکه اطمینان خاطر پیدا میکنم و اشکهایم خشک میشود . جالب است که در سراسر آن همه شرایط سخت ،هرگز درد را به خاطر نمی آوردم . چیزی که به یاد می آورم درخشش خوشید بر آب، آرامش در آن لحظه و عشق قدرت برتر من که همانند تلاءلو آشکار خورشیدمرا در بر میگرفت . درد و ررنج جای خود را به افزایش اطمینان به قدرت برتر می دهد . <br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
.هنگام روبرو شدن با موقعیتهای سخت و درد ناک میتوانم به یاد آورم که عشق ورزیدن همیشه برایم وجود دارد . به عنوان یک منبع آرامش .....راهنمایی و صلح ......"چنانچه اعتقاد داشته باشم قدرتی برتر از خودمان وجود دارد هیچ کس تنها نمی ماند .</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[5 اردیبهشت]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4528</link>
			<pubDate>Fri, 31 Jan 2014 15:32:41 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4528</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">مکتب بودایی میگوید :"وقتی که شاگرد آماده است معلم حاضر میشود " یا به عنوان یک الانانی "ما هر کدام به موقع به اینجا می آییم" یک دلیل مهم من این است که خط مش روابط عمومی ما بنا بر اصل جاذبه است تا تبلیغ. ورود من به الانان درست بر مبنای یک جدول زمان بندی شده بود .به این صورت که من ابتدا در مورد چگونگی برنامه ها و جلسات چیزهایی شنیده بودم .در آن زمان من نوجوان بودم . پس از 20 سال زندگی در اولین جلسه شرکت کردم . من از گذشت ایام افسوس نمی خورم که چرا زودتر به اینجا نیامدم زیرا فکر میکنم در آن زمان آمادگی آمدن به الانان را نداشتم . فقط پس از سالها زندگی با اثرات بیماری، واقعا آمادگی دریافت کمک را داشتم و هیچیک از آزار و اذیت ها و غرزدن ها نتوانستند مرا زودتر به جلسات سوق دهند .<br />
<br />
یاد آوری امروز .<br />
<br />
هیچ چوبدست سحرآمیزی برای اینکه دیگران را به رفتن به الانان آماده کند وجود ندارد و این نهایت گستاخی ست که فکر کنم عقیده من از مسیر و روش دیگران بهترست . بگذار به کسانی کمک کنیم که کمک میخواهند . وقتی که جریان زندگیم در نتیجه کار کردن جلسات و برنامه ها برروی خودم ، بهتر میشود سعی میکنم پیام برنامه را برسانم . نه . اینکه مثل قبل آنرا به دیگران تحمیل کنم . "بیا با اجازه دادن به نصیحت کردن افراد ،کارائی و تاثیرات کمک کردن را تضعیف نکنیم . من میدانم که هرگز بصیرت و آگاهی کافی برای اینکه به مردم بگویم چه کارهایی بهتر است انجام بدهند ندارم " .</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">مکتب بودایی میگوید :"وقتی که شاگرد آماده است معلم حاضر میشود " یا به عنوان یک الانانی "ما هر کدام به موقع به اینجا می آییم" یک دلیل مهم من این است که خط مش روابط عمومی ما بنا بر اصل جاذبه است تا تبلیغ. ورود من به الانان درست بر مبنای یک جدول زمان بندی شده بود .به این صورت که من ابتدا در مورد چگونگی برنامه ها و جلسات چیزهایی شنیده بودم .در آن زمان من نوجوان بودم . پس از 20 سال زندگی در اولین جلسه شرکت کردم . من از گذشت ایام افسوس نمی خورم که چرا زودتر به اینجا نیامدم زیرا فکر میکنم در آن زمان آمادگی آمدن به الانان را نداشتم . فقط پس از سالها زندگی با اثرات بیماری، واقعا آمادگی دریافت کمک را داشتم و هیچیک از آزار و اذیت ها و غرزدن ها نتوانستند مرا زودتر به جلسات سوق دهند .<br />
<br />
یاد آوری امروز .<br />
<br />
هیچ چوبدست سحرآمیزی برای اینکه دیگران را به رفتن به الانان آماده کند وجود ندارد و این نهایت گستاخی ست که فکر کنم عقیده من از مسیر و روش دیگران بهترست . بگذار به کسانی کمک کنیم که کمک میخواهند . وقتی که جریان زندگیم در نتیجه کار کردن جلسات و برنامه ها برروی خودم ، بهتر میشود سعی میکنم پیام برنامه را برسانم . نه . اینکه مثل قبل آنرا به دیگران تحمیل کنم . "بیا با اجازه دادن به نصیحت کردن افراد ،کارائی و تاثیرات کمک کردن را تضعیف نکنیم . من میدانم که هرگز بصیرت و آگاهی کافی برای اینکه به مردم بگویم چه کارهایی بهتر است انجام بدهند ندارم " .</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[6 اردیبهشت]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4527</link>
			<pubDate>Fri, 31 Jan 2014 15:32:12 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4527</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">با گذشت زمان الانان را یافتم . وقتی از انجام کار هایی در مورد روابطم با یک الکلی مستاصل و درمانده شده بودم ، انتظار داشتم بمن بگویند : "آدم بی فایده را دور بینداز".بنا براین وقتی از یکی از اعضاء شنیدم که تا شش ماه ،از آمدنم به الانان هیچ تغییر اساسی پیدا نخواهم کرد ، خیلی نگران و نا امید شدم . در پایان شش ماه تفکر من بطور شگفت انگیزی تغییر یافته بود .و من از اینکه صبر کرده بودم سپاسگزار بودم . در آن لحظات چیزی درونم می گفت : به انتظار یاد گیری و رهایی ت ادامه بده ،قبل از اینکه در مورد این روابط تصمیم گیری کنی .اما من از انتظار بیزار بودم .تقلا میکردم و برای راهنمایی خواستن دعا و نیایش میکردم و نقاط ضعف و قوت را سبک سنگین میکردم . جواب همیشه یکسان بود "انتظار" هنوز هیچ کاری انجام نده _ موقع آن خواهد رسید" این جوابی نبود که من در جستجوی آن بودم .بنا براین،آنرا درک نمیکردم . پس با احساس گناه و شک و دو دلی نسبت به خودم، تحلیل میرفتم . آیا من مرتکب اشتباه بزرگی در زندگیم شده بودم؟من هنوز این شخص را بسیار دوست داشتم و اگر چه عمیقا نگران بودم ولی مطمئن نبودم که رها کردن او راه حل باشد . اعتراف کردم که پیش از موقع عمل کرده بودم . فقط با گذشت زمان بیشتری من بالاخره قادر به تصمیم گیری شدم که میدانستم بوسیله آن میتوانم زندگی کنم . <br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
وقتی که تفکر من با تلاش برای پیدا کردن راه حل به بن بست میرسید ، هیچ گاه نمیتوانستم نتیجه ای راکه در جستجویش بودم بیابم " وقتی در تردید به سر می بری اقدام نکن .مرا به سوی تمام کارهایی که انجام میدهم راهنمایی کن</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">با گذشت زمان الانان را یافتم . وقتی از انجام کار هایی در مورد روابطم با یک الکلی مستاصل و درمانده شده بودم ، انتظار داشتم بمن بگویند : "آدم بی فایده را دور بینداز".بنا براین وقتی از یکی از اعضاء شنیدم که تا شش ماه ،از آمدنم به الانان هیچ تغییر اساسی پیدا نخواهم کرد ، خیلی نگران و نا امید شدم . در پایان شش ماه تفکر من بطور شگفت انگیزی تغییر یافته بود .و من از اینکه صبر کرده بودم سپاسگزار بودم . در آن لحظات چیزی درونم می گفت : به انتظار یاد گیری و رهایی ت ادامه بده ،قبل از اینکه در مورد این روابط تصمیم گیری کنی .اما من از انتظار بیزار بودم .تقلا میکردم و برای راهنمایی خواستن دعا و نیایش میکردم و نقاط ضعف و قوت را سبک سنگین میکردم . جواب همیشه یکسان بود "انتظار" هنوز هیچ کاری انجام نده _ موقع آن خواهد رسید" این جوابی نبود که من در جستجوی آن بودم .بنا براین،آنرا درک نمیکردم . پس با احساس گناه و شک و دو دلی نسبت به خودم، تحلیل میرفتم . آیا من مرتکب اشتباه بزرگی در زندگیم شده بودم؟من هنوز این شخص را بسیار دوست داشتم و اگر چه عمیقا نگران بودم ولی مطمئن نبودم که رها کردن او راه حل باشد . اعتراف کردم که پیش از موقع عمل کرده بودم . فقط با گذشت زمان بیشتری من بالاخره قادر به تصمیم گیری شدم که میدانستم بوسیله آن میتوانم زندگی کنم . <br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
وقتی که تفکر من با تلاش برای پیدا کردن راه حل به بن بست میرسید ، هیچ گاه نمیتوانستم نتیجه ای راکه در جستجویش بودم بیابم " وقتی در تردید به سر می بری اقدام نکن .مرا به سوی تمام کارهایی که انجام میدهم راهنمایی کن</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[7 اردیبهشت]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4526</link>
			<pubDate>Fri, 31 Jan 2014 15:31:40 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4526</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">امروز فرصتی است تا احساس خوبی نسبت بخودم داشته باشم .میتوانم برای محکم کردن رابطه ای یا رسیدن به هدفی و یا برای داشتن احساس بهتری نسبت به خودم قدم مثبتی بردارم ،با علم به اینکه سفر هزار فرسنگی با قدم اول شروع میشود . احتمالا راهنمایی برای خودم انتخاب میکنم یا به یک تازه وارد خوشامد میگویم یا در جلسه الانان دیگری شرکت میکنم . میتوانم ورزش کنم ، برای چکاب از دکتر وقت بگیرم ، به موسیقی گوش داده یا کمد را تمیز کنم ، میتوانم نامه ای برای یک دوست قدیمی بنویسم .یا وقتی را در خلوت و در آرامش و سکوت با خود بگذرانم . میتوانم کاری انجام دهم که از آن میترسم .فقط برای تمرین ممکنست مایحتاج دوستی را که بیمار است برایش تهیه کنم ،یا پایه لق میزی را درست کنم و یا برای تقویت ذهن کتاب بخوانم . میتوانم روی یکی از گامهای 12 قدم تمرکز کرده یا تجربیاتی را با دوستی که آمادگی شنیدن دارد رد و بدل کنیم .<br />
<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
<br />
راههای زیادی برای پیشرفت کیفی زندگی وجود دارد بجای غصه خوردن در مورد آنچه نمی توانم انجام دهم یا ندارم ، حرکتی مثبت در زندگیم برای امروز انجام می دهم . "بزرگترین هنر در زندگی ،استفاده درست از لحظه طلاییفرصت و بدست آوردن بهترین چیز ممکن که در دسترس ما می باشد است" .</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">امروز فرصتی است تا احساس خوبی نسبت بخودم داشته باشم .میتوانم برای محکم کردن رابطه ای یا رسیدن به هدفی و یا برای داشتن احساس بهتری نسبت به خودم قدم مثبتی بردارم ،با علم به اینکه سفر هزار فرسنگی با قدم اول شروع میشود . احتمالا راهنمایی برای خودم انتخاب میکنم یا به یک تازه وارد خوشامد میگویم یا در جلسه الانان دیگری شرکت میکنم . میتوانم ورزش کنم ، برای چکاب از دکتر وقت بگیرم ، به موسیقی گوش داده یا کمد را تمیز کنم ، میتوانم نامه ای برای یک دوست قدیمی بنویسم .یا وقتی را در خلوت و در آرامش و سکوت با خود بگذرانم . میتوانم کاری انجام دهم که از آن میترسم .فقط برای تمرین ممکنست مایحتاج دوستی را که بیمار است برایش تهیه کنم ،یا پایه لق میزی را درست کنم و یا برای تقویت ذهن کتاب بخوانم . میتوانم روی یکی از گامهای 12 قدم تمرکز کرده یا تجربیاتی را با دوستی که آمادگی شنیدن دارد رد و بدل کنیم .<br />
<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
<br />
راههای زیادی برای پیشرفت کیفی زندگی وجود دارد بجای غصه خوردن در مورد آنچه نمی توانم انجام دهم یا ندارم ، حرکتی مثبت در زندگیم برای امروز انجام می دهم . "بزرگترین هنر در زندگی ،استفاده درست از لحظه طلاییفرصت و بدست آوردن بهترین چیز ممکن که در دسترس ما می باشد است" .</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[8 اردیبهشت]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4525</link>
			<pubDate>Fri, 31 Jan 2014 15:31:10 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4525</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">من مردم را دوست دارم و لحظه هایی پیش می آید که دلم می خواهد با همه مردم دوست باشم ، با بهترین نیت ها ، بار ها سعی کردم با افراد طرح دوستی بریزم ، هرچند این طرح ها مرتب باشکست روبرو می شد . پیامی که در آخر هر جلسه الانان تکرار میشد به من آرامش میداد "گرچه ممکن است از همه ما خوشت نیاید ، ولی تو هم به شکل خاصی ما را دوست داری ،همانطور که ما ترا دوست داریم" درس بسیار با ارزشی بود . با وجودی که نمیتوانستم دوستی همه را داشته باشم، می توانم احترام ، حمایت و درک متقابل اطرافیان را داشته باشم . صبر و تحمل و تواضع ،غرور جریحه دار شده مرا التیام میبخشد . <br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
انتظار و توقع اینکه همه مرا دوست داشته باشند . غیر واقعی است با چنین توقعی ، خودم را آماده شکست کرده و بهانه ای برای اعتراض و انداختن گناه بر گردن اطرافیانم به وجود می آورم نمی توانم دیگران را تغییر دهم ، اما می توانم دیدگاههای خود را عوض کنم . می توانم محدودیت هایی را که خود برای احساسی که دیگران باید نسبت به من داشته باشند . بوجود آورده ام . را کنار بگذارم . هنگام نا امید شدن از پاسخی که از دیگران دریافت میکنم میتوانم تلاش مضاعفی برای مهربانی ، ملاطفت ،و دوستی با خود انجام دهم . من همانطور که هستم دوست داشتنی ام . "عشق به خود آغاز افسانه ای به طول زندگی است .</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">من مردم را دوست دارم و لحظه هایی پیش می آید که دلم می خواهد با همه مردم دوست باشم ، با بهترین نیت ها ، بار ها سعی کردم با افراد طرح دوستی بریزم ، هرچند این طرح ها مرتب باشکست روبرو می شد . پیامی که در آخر هر جلسه الانان تکرار میشد به من آرامش میداد "گرچه ممکن است از همه ما خوشت نیاید ، ولی تو هم به شکل خاصی ما را دوست داری ،همانطور که ما ترا دوست داریم" درس بسیار با ارزشی بود . با وجودی که نمیتوانستم دوستی همه را داشته باشم، می توانم احترام ، حمایت و درک متقابل اطرافیان را داشته باشم . صبر و تحمل و تواضع ،غرور جریحه دار شده مرا التیام میبخشد . <br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
انتظار و توقع اینکه همه مرا دوست داشته باشند . غیر واقعی است با چنین توقعی ، خودم را آماده شکست کرده و بهانه ای برای اعتراض و انداختن گناه بر گردن اطرافیانم به وجود می آورم نمی توانم دیگران را تغییر دهم ، اما می توانم دیدگاههای خود را عوض کنم . می توانم محدودیت هایی را که خود برای احساسی که دیگران باید نسبت به من داشته باشند . بوجود آورده ام . را کنار بگذارم . هنگام نا امید شدن از پاسخی که از دیگران دریافت میکنم میتوانم تلاش مضاعفی برای مهربانی ، ملاطفت ،و دوستی با خود انجام دهم . من همانطور که هستم دوست داشتنی ام . "عشق به خود آغاز افسانه ای به طول زندگی است .</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[9 اردیبهشت]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4524</link>
			<pubDate>Fri, 31 Jan 2014 15:30:41 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4524</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">قبل از ورود به الانان هیچ چیز در زندگیم ساده نبود . کارم بسیار پر تشنج بود .همیشه وقت کم می آوردم ،و تمام توجه ام بر روی الکلیم متمرکز بود . و من اصلا متوجه نبودم که چقدر تحت فشار هستم .در طی اولین جلسات الانان توجه ام را بر روی برنامه منتقل کردم .به محض اینکه این کار را انجام دادم ،در یافتم که تمام مدت خسته و درمانده هستم . موضوع یکی از جلسات الانان تنها چیزی بود که نیاز به شنیدنش داشتم . "سخت نگیر". تصمیم گرفتم مهمترین مساله زندگیم ،نجات از تاثیرات رفتار معتادم در زندگی باشد . من مسئولیتهایی داشتم که نمی توانستم کنار بگذارم اما سعی کردم هر جا ممکن بود آنرا سهل و آسان برگزار کنم . در مورد خودم این به معنای رها کردن برخی از فعالیتهای اجتماعی ،تغییر شکل موقتی با درآمدی کمتر ولی با استرس کمتر و رها کردن برخی از کارهای غیر ضروری منزل بود . این تصمیمات دائمی نبود ،بلکه تنها برای اینکه به خودم فرصتی برای تقویت روحیه و تجدید سلامتی بدهم ،بود. واقعا عمل کرد ] به محض اینکه به وضع عادی زندگی برگشتم بهتر میتوانستم مسائل را آسانتر برگزار کنم و در نتیجه بهتر عمل نمایم .<br />
<br />
یاد آوری امروز .<br />
<br />
اگر خسته شده ام ، شاید بخاطر این است که زیادی تلاش میکنم .امروز سعی میکنم سخت نگیرم "توانایی ساده سازی به معنای این است که مسائل غیر ضروری را حذف کرده و به مسائل ضروری اجازه بروز دهیم "</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">قبل از ورود به الانان هیچ چیز در زندگیم ساده نبود . کارم بسیار پر تشنج بود .همیشه وقت کم می آوردم ،و تمام توجه ام بر روی الکلیم متمرکز بود . و من اصلا متوجه نبودم که چقدر تحت فشار هستم .در طی اولین جلسات الانان توجه ام را بر روی برنامه منتقل کردم .به محض اینکه این کار را انجام دادم ،در یافتم که تمام مدت خسته و درمانده هستم . موضوع یکی از جلسات الانان تنها چیزی بود که نیاز به شنیدنش داشتم . "سخت نگیر". تصمیم گرفتم مهمترین مساله زندگیم ،نجات از تاثیرات رفتار معتادم در زندگی باشد . من مسئولیتهایی داشتم که نمی توانستم کنار بگذارم اما سعی کردم هر جا ممکن بود آنرا سهل و آسان برگزار کنم . در مورد خودم این به معنای رها کردن برخی از فعالیتهای اجتماعی ،تغییر شکل موقتی با درآمدی کمتر ولی با استرس کمتر و رها کردن برخی از کارهای غیر ضروری منزل بود . این تصمیمات دائمی نبود ،بلکه تنها برای اینکه به خودم فرصتی برای تقویت روحیه و تجدید سلامتی بدهم ،بود. واقعا عمل کرد ] به محض اینکه به وضع عادی زندگی برگشتم بهتر میتوانستم مسائل را آسانتر برگزار کنم و در نتیجه بهتر عمل نمایم .<br />
<br />
یاد آوری امروز .<br />
<br />
اگر خسته شده ام ، شاید بخاطر این است که زیادی تلاش میکنم .امروز سعی میکنم سخت نگیرم "توانایی ساده سازی به معنای این است که مسائل غیر ضروری را حذف کرده و به مسائل ضروری اجازه بروز دهیم "</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[10 اردیبهشت]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4523</link>
			<pubDate>Fri, 31 Jan 2014 15:29:50 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4523</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">یکی از اثرات اعتیاد این است که اکثر ما استعداد ها،احساسات ، موقعیتها و آرزوهای خود را انکار کرده یا بی ارزش می پنداریم . با کمک الانان یاد میگیریم خود واقعی خویش را شناخته ، بدان ارزش گذارده و بیان نماییم . خلاقیت راه موٍٍءثری برای شناخت خود است . انرژی روحانی حیات مارا تضمین میکند . راهی است برای جایگزینی افکار منفی با افکار مثبت . هریک از ما مملو از تخیلات و تصورات است اما اغلب برای یافتن و استفاده از آن نیاز به تمرین داریم . گرچه هرکاری که انجام می دهم نوعی خلاقیت است : ساختن یک کتابخانه شخصی ، امتحان و استفاده از یک ادویه جدید در غذا ،یافتن راه حل های مالی متفاوت ، نقاشی ، حل مسائل ، ضرب گرفتن روی میز انرژی خلاق در خود ما و اطراف ما وجود دارد ، چه یک شاهکار بوجود آوریم یا لباس اطو شده ای را تا کنیم . هر عمل واقعی تعهدی برای زندگیمان است . برنامه مشوق ما برای یافتن و درک دستاوردهایمان و زندگی کردن برای امروز است .وقتی چیزی را خلق میکنیم ، خود سازی کرده و یاد میگیریم کاری که انجام میدهیم اهمیت و ارزش دارد . <br />
<br />
یاد آوری امروز <br />
<br />
<br />
امروز از هدیه با ارزش تخیل استفاده میکنم . بدین ترتیب منفی بافی ، شک و تردید به خود و ترس را کنار گذاشته و در عوض از زندگی لذت می برم . " با آنچه داری و در جایی که هستی کاری را که میتوانی انجام بده .</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">یکی از اثرات اعتیاد این است که اکثر ما استعداد ها،احساسات ، موقعیتها و آرزوهای خود را انکار کرده یا بی ارزش می پنداریم . با کمک الانان یاد میگیریم خود واقعی خویش را شناخته ، بدان ارزش گذارده و بیان نماییم . خلاقیت راه موٍٍءثری برای شناخت خود است . انرژی روحانی حیات مارا تضمین میکند . راهی است برای جایگزینی افکار منفی با افکار مثبت . هریک از ما مملو از تخیلات و تصورات است اما اغلب برای یافتن و استفاده از آن نیاز به تمرین داریم . گرچه هرکاری که انجام می دهم نوعی خلاقیت است : ساختن یک کتابخانه شخصی ، امتحان و استفاده از یک ادویه جدید در غذا ،یافتن راه حل های مالی متفاوت ، نقاشی ، حل مسائل ، ضرب گرفتن روی میز انرژی خلاق در خود ما و اطراف ما وجود دارد ، چه یک شاهکار بوجود آوریم یا لباس اطو شده ای را تا کنیم . هر عمل واقعی تعهدی برای زندگیمان است . برنامه مشوق ما برای یافتن و درک دستاوردهایمان و زندگی کردن برای امروز است .وقتی چیزی را خلق میکنیم ، خود سازی کرده و یاد میگیریم کاری که انجام میدهیم اهمیت و ارزش دارد . <br />
<br />
یاد آوری امروز <br />
<br />
<br />
امروز از هدیه با ارزش تخیل استفاده میکنم . بدین ترتیب منفی بافی ، شک و تردید به خود و ترس را کنار گذاشته و در عوض از زندگی لذت می برم . " با آنچه داری و در جایی که هستی کاری را که میتوانی انجام بده .</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[11 اردیبهشت]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4522</link>
			<pubDate>Fri, 31 Jan 2014 15:29:21 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4522</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">سنت 5 کمک میکند تا 3 هدف را مشخص کنم . قدمها را برای خودم کار کنم .،الکلی رادرک کنم ،و آنهایی را که به الانان می آیند نیز درک کنم .آنچه به نظرم می آید ، مقدار عشقی است که در این 3 هدف وجود دارد .اول به خودم ، به اندازه کافی برای بهبودی و رشد ، با کار کردن قدم بر روی 12 گام ، عشق میورزم . بعد با این قدرت و نیرو به آنهایی که زمانی دشمن خود می شمردم عشق می ورزم .با توجه به اینکه آنها نیز برای مبارزه با این بیماری وحشتناک تلاش میکنند بالاخره با توجه به تجربیات حاصل از آنها عشق خود را نثار کسانی میکنم که شرایطی مشابه من دارند . اقوام و دوستان الکلیها . میدانم که با کمک عشقی که از غریبه هایی که فورا به دوست تبدیل شدند دریافت کردم ، از اوج نا امیدی بیرون آمدم . حال به قدر کافی عشق و سلامتی در خود می یابم که بتوانم با دیگرانی که از مرض الکلیسم رنج می برند ، قسمت کنم .<br />
<br />
<br />
یاد آوری امروز <br />
<br />
قبل از اینکه بدانم عشق چیست بدان نیاز داشتم . حال که تا حدودی آنرا شناخته ام ،نیاز بیشتری به آن دارم با عشق به خودم ، نه تنها به نیاز های خود اهمیت میدهم ، بلکه به دیگران نیز عشق می ورزم با عشق به دیگران ، می آموزم که با خودم درست رفتار کنم . هر گروه خانواده الانان یک هدف اصلی را دنبال میکند : کمک به خانواده الکلیها ما این کار را با کار کردن روی دوازده گام الکلی های گمنام انجام میدهیم . با تشویق و درک وابستگان الکلی مان و با خوشامد گویی و دادن آرامش به خانواده های الکلی ها .</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">سنت 5 کمک میکند تا 3 هدف را مشخص کنم . قدمها را برای خودم کار کنم .،الکلی رادرک کنم ،و آنهایی را که به الانان می آیند نیز درک کنم .آنچه به نظرم می آید ، مقدار عشقی است که در این 3 هدف وجود دارد .اول به خودم ، به اندازه کافی برای بهبودی و رشد ، با کار کردن قدم بر روی 12 گام ، عشق میورزم . بعد با این قدرت و نیرو به آنهایی که زمانی دشمن خود می شمردم عشق می ورزم .با توجه به اینکه آنها نیز برای مبارزه با این بیماری وحشتناک تلاش میکنند بالاخره با توجه به تجربیات حاصل از آنها عشق خود را نثار کسانی میکنم که شرایطی مشابه من دارند . اقوام و دوستان الکلیها . میدانم که با کمک عشقی که از غریبه هایی که فورا به دوست تبدیل شدند دریافت کردم ، از اوج نا امیدی بیرون آمدم . حال به قدر کافی عشق و سلامتی در خود می یابم که بتوانم با دیگرانی که از مرض الکلیسم رنج می برند ، قسمت کنم .<br />
<br />
<br />
یاد آوری امروز <br />
<br />
قبل از اینکه بدانم عشق چیست بدان نیاز داشتم . حال که تا حدودی آنرا شناخته ام ،نیاز بیشتری به آن دارم با عشق به خودم ، نه تنها به نیاز های خود اهمیت میدهم ، بلکه به دیگران نیز عشق می ورزم با عشق به دیگران ، می آموزم که با خودم درست رفتار کنم . هر گروه خانواده الانان یک هدف اصلی را دنبال میکند : کمک به خانواده الکلیها ما این کار را با کار کردن روی دوازده گام الکلی های گمنام انجام میدهیم . با تشویق و درک وابستگان الکلی مان و با خوشامد گویی و دادن آرامش به خانواده های الکلی ها .</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[12 اردیبهشت]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4521</link>
			<pubDate>Fri, 31 Jan 2014 15:28:47 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4521</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">من برای رها کردن دوستان نه چندان نزدیک که وابستگی چندانی به آنها ندارم ،آسان است . دریافته ام که وقتی کسی را رها کرده ام براحتی میتوانم انتقاد ها و ترشرویی های دیگران را در مورد آن شخص بدون اینکه تحت تاثیر قرار گیرم ، بشنوم . اما اگر افراد خانواده ام چنین برخوردی داشته باشند . اغلب جنبه منفی مسائل مرا تحت تاثیر قرار میدهد .رفتار خودم به من نشان می دهد که من در انتخاب نوع برخوردم در قبال نقطه نظرها و حالات مردم مختار هستم آنچه با مقایسه این دو حالت در می یابم این است که رها کردن باعث میگردد قبل از اینکه به شرایط دیگران توجه کنم به وضعیت خودم توجه داشته باشم . بدین ترتیب میتوانم براحتی منفی بافی یا خشم اطرافیان را دیده و بشنوم بدون اینکه خودم دچار منفی بافی یا خشم و عصبانیت شوم . من مجبور نیستم فقط به این خاطر که شخص مورد علاقه ام درگیرست روز بدی داشته باشم .این آگاهی بمن اجازه میدهد به همه و خودم بدون هیچ دخالتی احساسی را که دارم ، داشته باشم .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
اگر قبل از اینکه بر روی حالت و وضعیت کس دیگری تمرکز کنم ،بر روی خودم متمرکز میشوم ، در می یابم که احساساتی در من وجود دارد که باید به آنها توجه کنم . من امروز به یافتن این لحظات در خودم می پردازم . <br />
"ما توجه خود را از روی رفتار دیگری برداشته و زندگی شاد تر و هدفمند تری را می گذرانیم . زندگی در خور و مناسب ، زندگی که توسط قدرت مافوق قدرت ما راهنمایی میگردد .</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">من برای رها کردن دوستان نه چندان نزدیک که وابستگی چندانی به آنها ندارم ،آسان است . دریافته ام که وقتی کسی را رها کرده ام براحتی میتوانم انتقاد ها و ترشرویی های دیگران را در مورد آن شخص بدون اینکه تحت تاثیر قرار گیرم ، بشنوم . اما اگر افراد خانواده ام چنین برخوردی داشته باشند . اغلب جنبه منفی مسائل مرا تحت تاثیر قرار میدهد .رفتار خودم به من نشان می دهد که من در انتخاب نوع برخوردم در قبال نقطه نظرها و حالات مردم مختار هستم آنچه با مقایسه این دو حالت در می یابم این است که رها کردن باعث میگردد قبل از اینکه به شرایط دیگران توجه کنم به وضعیت خودم توجه داشته باشم . بدین ترتیب میتوانم براحتی منفی بافی یا خشم اطرافیان را دیده و بشنوم بدون اینکه خودم دچار منفی بافی یا خشم و عصبانیت شوم . من مجبور نیستم فقط به این خاطر که شخص مورد علاقه ام درگیرست روز بدی داشته باشم .این آگاهی بمن اجازه میدهد به همه و خودم بدون هیچ دخالتی احساسی را که دارم ، داشته باشم .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
اگر قبل از اینکه بر روی حالت و وضعیت کس دیگری تمرکز کنم ،بر روی خودم متمرکز میشوم ، در می یابم که احساساتی در من وجود دارد که باید به آنها توجه کنم . من امروز به یافتن این لحظات در خودم می پردازم . <br />
"ما توجه خود را از روی رفتار دیگری برداشته و زندگی شاد تر و هدفمند تری را می گذرانیم . زندگی در خور و مناسب ، زندگی که توسط قدرت مافوق قدرت ما راهنمایی میگردد .</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[13 اردیبهشت]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4520</link>
			<pubDate>Fri, 31 Jan 2014 15:28:19 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4520</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">هر دانه برفی متفاوت است . هر اثر انگشتی متفاوت است . علیرغم مشکلات مشترکی که مارا الانان گرد هم می آورد هر فرد با دیگری متفاوت است .مقایسه خود با دیگران یکی از نقائص شخصیتی بود که من در تمام زندگیم با ان مواجه بودم و در سالهای اولیه ورودم به الانان نیز همراه من بود . همیشه به دنبال این بودم که چگونه دیگران برنامه را سریعتر از من درک کرده اند ، چطور نظریات بهتری برای مطرح کردن دارند و چطور به نظر محبوبتر میرسند من خودم را دوست نداشتم چرا که به نظر خودم با آنچه برای دیگران درست میدانستم زندگی نمی کردم . امروز فهمیده ام که درست مانند دانه های برف و اثرات انگشت خصوصیات ویژه ای دارم . میدانم که رشدمن در الانان قابل مقایسه با افراد دیگر نیست . متوجه شده ام که درون خود را نباید با ظاهر دیگران قضاوت کنم . همه ما نهایت تلاش خودرا میکنیم . همانند اعضای دیگر ، من نیز سهم عظیمی در الانان داشته ام آن هم به دلیل شرکت کردن در جلسات و خود بودن . <br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
یک همراه یا یک دوست قابل اعتماد الانان با تشیص اینکه من ارزش خودم بودن را دارم میتواند به من کمک کند . "بالاترین نقطه شادمانی این است که یک انسان، آرزومند رسیدن به آنچه هست باشد .</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">هر دانه برفی متفاوت است . هر اثر انگشتی متفاوت است . علیرغم مشکلات مشترکی که مارا الانان گرد هم می آورد هر فرد با دیگری متفاوت است .مقایسه خود با دیگران یکی از نقائص شخصیتی بود که من در تمام زندگیم با ان مواجه بودم و در سالهای اولیه ورودم به الانان نیز همراه من بود . همیشه به دنبال این بودم که چگونه دیگران برنامه را سریعتر از من درک کرده اند ، چطور نظریات بهتری برای مطرح کردن دارند و چطور به نظر محبوبتر میرسند من خودم را دوست نداشتم چرا که به نظر خودم با آنچه برای دیگران درست میدانستم زندگی نمی کردم . امروز فهمیده ام که درست مانند دانه های برف و اثرات انگشت خصوصیات ویژه ای دارم . میدانم که رشدمن در الانان قابل مقایسه با افراد دیگر نیست . متوجه شده ام که درون خود را نباید با ظاهر دیگران قضاوت کنم . همه ما نهایت تلاش خودرا میکنیم . همانند اعضای دیگر ، من نیز سهم عظیمی در الانان داشته ام آن هم به دلیل شرکت کردن در جلسات و خود بودن . <br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
یک همراه یا یک دوست قابل اعتماد الانان با تشیص اینکه من ارزش خودم بودن را دارم میتواند به من کمک کند . "بالاترین نقطه شادمانی این است که یک انسان، آرزومند رسیدن به آنچه هست باشد .</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[14 اردیبهشت]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4519</link>
			<pubDate>Fri, 31 Jan 2014 15:27:50 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4519</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">پراکندگی فکر هدیه ای از جانب خداوند است . . وقتی به گذشته بر میگردم به زمانیکه احساس میکردم کاملا نیازمند یک راه حل فوری هستم . ، اغلب به این نقطه میرسیدم که هنوز آمادگی عمل ندارم .وقتیکه کاملا آمادگی پیدا میکردم اطلاعات مورد نیازم برای عمل کردن در اختیار بودند . وقتی قبل از اینکه زمان تحقق آرزوهایم رسیده باشد ، اطلاعات کافی در مورد آنها داشته باشم این اطلاعات نه تنها به درد دیوانه کردنم میخورند . به همین دلیل است که امروز وقتی احساس میکنم که ذهنم مغشوش است سعی میکنم آنرا یک فرصت در نظر گیرم و میگویم شاید هنوز وقت اقدام نرسیده است . به نظر من دست و پنجه نرم کردن با مشغولیتهای ذهنی مانند آشپزی است . اگر هنوز نان نپخته باشد آنرا از اجاق بیرون نمی آورم و نمیگویم که وقت خوردن رسیده . اگر یک راه حل واضح برای مشکلاتمان هنوز ودش را نشان نداده میتوانم مطمئن باشم که در زمان مناسب خود را نشان میدهد . <br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
.برای آنچه امروز در تجربیاتم میدانم از قدرت برتر خود متشکرم ،حتی اگر امروز احساس مشکل یا پراکندگی میکنم . میدانم که هر تجربه ای برایم هدیه ای به ارمغان می آورد . آنچه باید انجام دهم این است که با سپاسگزاری از خداوند خوشبینانه به شرایط بنگرم . "هر چیزی فواید خود را دارد حتی تاریکی و سکوت و من یاد گرفته ام که در هر شرایطی خشنود باشم .</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">پراکندگی فکر هدیه ای از جانب خداوند است . . وقتی به گذشته بر میگردم به زمانیکه احساس میکردم کاملا نیازمند یک راه حل فوری هستم . ، اغلب به این نقطه میرسیدم که هنوز آمادگی عمل ندارم .وقتیکه کاملا آمادگی پیدا میکردم اطلاعات مورد نیازم برای عمل کردن در اختیار بودند . وقتی قبل از اینکه زمان تحقق آرزوهایم رسیده باشد ، اطلاعات کافی در مورد آنها داشته باشم این اطلاعات نه تنها به درد دیوانه کردنم میخورند . به همین دلیل است که امروز وقتی احساس میکنم که ذهنم مغشوش است سعی میکنم آنرا یک فرصت در نظر گیرم و میگویم شاید هنوز وقت اقدام نرسیده است . به نظر من دست و پنجه نرم کردن با مشغولیتهای ذهنی مانند آشپزی است . اگر هنوز نان نپخته باشد آنرا از اجاق بیرون نمی آورم و نمیگویم که وقت خوردن رسیده . اگر یک راه حل واضح برای مشکلاتمان هنوز ودش را نشان نداده میتوانم مطمئن باشم که در زمان مناسب خود را نشان میدهد . <br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
.برای آنچه امروز در تجربیاتم میدانم از قدرت برتر خود متشکرم ،حتی اگر امروز احساس مشکل یا پراکندگی میکنم . میدانم که هر تجربه ای برایم هدیه ای به ارمغان می آورد . آنچه باید انجام دهم این است که با سپاسگزاری از خداوند خوشبینانه به شرایط بنگرم . "هر چیزی فواید خود را دارد حتی تاریکی و سکوت و من یاد گرفته ام که در هر شرایطی خشنود باشم .</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[15 اردیبهشت]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4518</link>
			<pubDate>Fri, 31 Jan 2014 15:27:05 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4518</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">تا بحال در مورد کار کردن بر روی برنامه زیاد صحبت کردیم . در واقع کاری که ما انجام میدهیم تمرین آن چیزی است که فرا گرفته ایم . این درست مثل یاد گیری زبان دوم است . یک دانش آموز کتابها را میخواند و در کلاسها شرکت میکند . اما اینها فقط به او دانش تکنیکی میدهد . برای قادر بودن به استفاده از زبان باید در اطراف کسانی باشند که به این زبان صحبت میکنند و آنرا می فهمند . او گفت و شنود را در طول خواندن تمرین میکند اما اگر همین طور ادامه دهد، یاد گیری تبدیل به مهارتی طولانی مدت میشود . بسیاری از ما چنین هستیم ، با دانش کم و کج فهمی های زیادی شروع میکنیم . به جلسات میرویم ، در مورد الکلیسم چیز هایی یاد میگیریم و بافت الانان را بررسی میکنیم . اما برای اینکه واقعا قادر به استفاده از این روش باشیم وقت ، صبر و کوشش زیادی لازم است . ما وقت خود را در کنار افرادی که به زبان الانانی ها صحبت میکنند بخصوص آنهایی که قوانین الانان را به شدت در جای جای زندگیشان حاکم کرده اند می گذرانیم . به این ترتیب در راه زندگی الانان غوطه ور میشویم تا تبدیل به طبیعت دوم ما میشود . بعد ها به این دلیل که فورا عوض میشویم فرصت های زیادی برای یاد گیری و تمرین خواهیم داشت . <br />
<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
.اگر میخواهم در بکار گیری برنامه الانان موفق شوم ،بایدبیش از گهگاهی رفتن به جلسات تلاش کنم . باید آنها را بپذیرم و بطور مداوم تمرین کنم . "ما با توجه به آنچه که مداوما انجام میدهیم هستیم . عالی بودن یک عمل نیست بلکه یک عادت است".</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">تا بحال در مورد کار کردن بر روی برنامه زیاد صحبت کردیم . در واقع کاری که ما انجام میدهیم تمرین آن چیزی است که فرا گرفته ایم . این درست مثل یاد گیری زبان دوم است . یک دانش آموز کتابها را میخواند و در کلاسها شرکت میکند . اما اینها فقط به او دانش تکنیکی میدهد . برای قادر بودن به استفاده از زبان باید در اطراف کسانی باشند که به این زبان صحبت میکنند و آنرا می فهمند . او گفت و شنود را در طول خواندن تمرین میکند اما اگر همین طور ادامه دهد، یاد گیری تبدیل به مهارتی طولانی مدت میشود . بسیاری از ما چنین هستیم ، با دانش کم و کج فهمی های زیادی شروع میکنیم . به جلسات میرویم ، در مورد الکلیسم چیز هایی یاد میگیریم و بافت الانان را بررسی میکنیم . اما برای اینکه واقعا قادر به استفاده از این روش باشیم وقت ، صبر و کوشش زیادی لازم است . ما وقت خود را در کنار افرادی که به زبان الانانی ها صحبت میکنند بخصوص آنهایی که قوانین الانان را به شدت در جای جای زندگیشان حاکم کرده اند می گذرانیم . به این ترتیب در راه زندگی الانان غوطه ور میشویم تا تبدیل به طبیعت دوم ما میشود . بعد ها به این دلیل که فورا عوض میشویم فرصت های زیادی برای یاد گیری و تمرین خواهیم داشت . <br />
<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
.اگر میخواهم در بکار گیری برنامه الانان موفق شوم ،بایدبیش از گهگاهی رفتن به جلسات تلاش کنم . باید آنها را بپذیرم و بطور مداوم تمرین کنم . "ما با توجه به آنچه که مداوما انجام میدهیم هستیم . عالی بودن یک عمل نیست بلکه یک عادت است".</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>