<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - تیر ماه]]></title>
		<link>https://forum.banianbehboodi.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - https://forum.banianbehboodi.ir]]></description>
		<pubDate>Thu, 01 Oct 2026 15:30:46 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[1 تیر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4594</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 06:58:16 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4594</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">بسیاری از ما به این دلیل اصرار داشتیم به جلسات الانان بیاییم ، چون نمی خواستیم هیچ کس در مورد مشکل ما چیزی بداند . ما می ترسیدیم رئیسمان یا دوستمان متوجه شوند یا اینکه علتش به الکلی بر میگشت . این ترسها به من کمک کرد تا اولین بار به جلسات الانان بروم . درست همان لحظه که نشستم ، یکی از همسایگانم وارد شد و کنار من نشست در آن هنگام چه کاری می توانستم انجام دهم ؟ در اواسط سرا سیمگی ام متوجه نوشته ای شدم که بر روی میز قرار داشت و میگفت : انچه در اینجا میبینید و انچه را که در اینجا می شنوید هنگامیکه اینجا را ترک میکنید ، در همین مکان گذاشته و رها کنید . و برروی دیوار پارچه ای نصب شده بود که در آن سنتها نوشته شده بود ، یکی از آنها میگفت که گمنامی اساس معنوی الانان است . در جلسه ماندم هنوز هم نگران بودم . همسایه ام حتی یک کلمه به هیچ کس نگفت . در این هنگام بود که من اعتماد کردم تا بدون هیچ نا امنی کمکی را که نومیدانه نیاز داشتم ، دریافت کنم ، چون تنها کسی که هرگز نام خود را عنوان نمی کرد ، من بودم .در این روز ، مطمئن شدم که گمنامی من همیشه حفظ خواهد شد و حق شناسی من بیش از اندازه بود .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
اگر من گمنامی همه اعضاء را حفظ نکنم ، الانان مکان امنی برای هیچ یک از ما نخواهد بود اظهارات آزادانه ما _ که برای بهبودیمان بسیار مهم است _ حس امنیت را بجا گذاشته و می دانیم که انچه ما در جلساتمان مشارکت می کنیم در مکان محفوظی نگه داشته میشود . </span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">بسیاری از ما به این دلیل اصرار داشتیم به جلسات الانان بیاییم ، چون نمی خواستیم هیچ کس در مورد مشکل ما چیزی بداند . ما می ترسیدیم رئیسمان یا دوستمان متوجه شوند یا اینکه علتش به الکلی بر میگشت . این ترسها به من کمک کرد تا اولین بار به جلسات الانان بروم . درست همان لحظه که نشستم ، یکی از همسایگانم وارد شد و کنار من نشست در آن هنگام چه کاری می توانستم انجام دهم ؟ در اواسط سرا سیمگی ام متوجه نوشته ای شدم که بر روی میز قرار داشت و میگفت : انچه در اینجا میبینید و انچه را که در اینجا می شنوید هنگامیکه اینجا را ترک میکنید ، در همین مکان گذاشته و رها کنید . و برروی دیوار پارچه ای نصب شده بود که در آن سنتها نوشته شده بود ، یکی از آنها میگفت که گمنامی اساس معنوی الانان است . در جلسه ماندم هنوز هم نگران بودم . همسایه ام حتی یک کلمه به هیچ کس نگفت . در این هنگام بود که من اعتماد کردم تا بدون هیچ نا امنی کمکی را که نومیدانه نیاز داشتم ، دریافت کنم ، چون تنها کسی که هرگز نام خود را عنوان نمی کرد ، من بودم .در این روز ، مطمئن شدم که گمنامی من همیشه حفظ خواهد شد و حق شناسی من بیش از اندازه بود .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
اگر من گمنامی همه اعضاء را حفظ نکنم ، الانان مکان امنی برای هیچ یک از ما نخواهد بود اظهارات آزادانه ما _ که برای بهبودیمان بسیار مهم است _ حس امنیت را بجا گذاشته و می دانیم که انچه ما در جلساتمان مشارکت می کنیم در مکان محفوظی نگه داشته میشود . </span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[2 تیر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4593</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 06:57:48 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4593</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">من به خاموشی و سکوت صبح های زود عادت کرده بودم ، چون سالها زندگی کردن با الکلی ، باعث شده بود که بدان توجه نکنیم . در عوض همانطور که با عصبانیت به خواب میرفتم ، با عصبانیت بیدار میشدم . قبل از اینکه از تخت خارج شوم ، لیست بلندی از بد بختی ها داشتم که لازم بود به آن توجه و رسیدگی کنم مهم نبود چه هنگام از خواب بیدار شوم ، اغلب دیر از خواب بیدار میشدم . گاهی اوقات اینقدر غرق خواب بودم که هرگز قادر نبودم ، بیدار شوم . زندگیم تغییر کرد . در الانان از فردی شنیدم که میگفت ،وقتی صبح چشمهایمان را باز میکنیم . گوشهایمان نیز باز میشود. حالا وقتی از خواب ببدار میشوم به آواز پرندگان گوش میدهم . قبل از صرف صبحانه برنامه روز مره ام را مرور نمیکنم . ترجیح میدهم بخشی از روز را به کارهاهای دلخواهم اختصاص دهم . الانان بمن کمک میکند تا ذهنم را از آنچه به آن تحمیل شده بود آگاه سازم ، تا جاییکه قادرم از لحظات زندگیم لذت ببرم من شروع میکنم همانند دوران دوران بچگی از شکوه طبیعت لذت ببرم ، تا زیبایی های اطرافم را ببینم ، تا چهره ام خود به خود با تبسم در آمیزد ، تا بخندد ، تا عشق بورزد ، تا دوباره زندگی کند . امروز میتوانم بگویم : صبح بخیر پروردگار ، به جای اینکه بگویم صبح شد پروردگار خوب<br />
<br />
یاد اوری امروز<br />
<br />
امروز مشتاقانه احساساتم را بیدار خواهم کرد . من اجازه نخواهم داد تا زیبایی این روز با بی توجهی من رها شود . " بخشندگی واقعی در قبال آینده ، پافشاری در بخشیدن همه آن چیزی است که حاظر است " . </span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">من به خاموشی و سکوت صبح های زود عادت کرده بودم ، چون سالها زندگی کردن با الکلی ، باعث شده بود که بدان توجه نکنیم . در عوض همانطور که با عصبانیت به خواب میرفتم ، با عصبانیت بیدار میشدم . قبل از اینکه از تخت خارج شوم ، لیست بلندی از بد بختی ها داشتم که لازم بود به آن توجه و رسیدگی کنم مهم نبود چه هنگام از خواب بیدار شوم ، اغلب دیر از خواب بیدار میشدم . گاهی اوقات اینقدر غرق خواب بودم که هرگز قادر نبودم ، بیدار شوم . زندگیم تغییر کرد . در الانان از فردی شنیدم که میگفت ،وقتی صبح چشمهایمان را باز میکنیم . گوشهایمان نیز باز میشود. حالا وقتی از خواب ببدار میشوم به آواز پرندگان گوش میدهم . قبل از صرف صبحانه برنامه روز مره ام را مرور نمیکنم . ترجیح میدهم بخشی از روز را به کارهاهای دلخواهم اختصاص دهم . الانان بمن کمک میکند تا ذهنم را از آنچه به آن تحمیل شده بود آگاه سازم ، تا جاییکه قادرم از لحظات زندگیم لذت ببرم من شروع میکنم همانند دوران دوران بچگی از شکوه طبیعت لذت ببرم ، تا زیبایی های اطرافم را ببینم ، تا چهره ام خود به خود با تبسم در آمیزد ، تا بخندد ، تا عشق بورزد ، تا دوباره زندگی کند . امروز میتوانم بگویم : صبح بخیر پروردگار ، به جای اینکه بگویم صبح شد پروردگار خوب<br />
<br />
یاد اوری امروز<br />
<br />
امروز مشتاقانه احساساتم را بیدار خواهم کرد . من اجازه نخواهم داد تا زیبایی این روز با بی توجهی من رها شود . " بخشندگی واقعی در قبال آینده ، پافشاری در بخشیدن همه آن چیزی است که حاظر است " . </span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[3 تیر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4592</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 06:57:18 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4592</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">همین قدر که عجیب است ببینم فرد مورد علاقه مان هوشیاری اش را پیدا کرده ،بروز یافتن یک سری تعارضات جدیدی نیز تعجب آوراست . پس از سالها انتظار ، بسیاری از ما هنگامی که پس از پایان یافتن انتظار ، آرامش برایمان خوشحالی نمی آورد ، می ترسیم . ما یک بار دقیقا فهمیدیم که چه انتظار داشته باشیم و حالا ناگهان همه چیز متفاوت به نظر میرسد . خانه انسان هرگز خانه نیست ، زندگی افراد همیشه خوابیدن ، ارتباط ، محرومیت ، س..ک..س ، مسئولیتها و تصمیم گیری است که همگی تغییر می یابند . در همان زمان مشکلاتی را که همیشه فکر میکردیم ناشی از نوشیدن الکل است ممکن است حتی پس از توقف نوشیدن بر جا بماند . این موضوع احساسات قوی بسیاری از ما را تحریک و برهم میزند . حتی مدت طولانی ممکن است اعضاء الانان آن را مهمتر از توجه به اصول برنامه مان تلقی کرده و تمرکز بر روی خودمان را بیشتر بیاموزند . این طبیعی است که نسبت به تغییر اوضاع احساس نا امیدی . شک ، رنجیدگی ، شعف ، هیجان و یا گیجی کنیم . با پذیرش آنچه که احساس میکنیم و مشارکت در مورد آن با دیگر اعضاء الانان بهتر میتوانیم مراقبت کنیم .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
من به خود اجازه خواهم داد تا کشف کنم دقیقا چه احساسی پیرامون تغییراتی که امروز برایم رخ داده دارم ، و این احساسات را با دیگر دوستان الانانی در میان خواهم گذاشت . " الانان به من آگاهی میدهد که من چه احساسی در مورد موضوعی داشته ام </span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">همین قدر که عجیب است ببینم فرد مورد علاقه مان هوشیاری اش را پیدا کرده ،بروز یافتن یک سری تعارضات جدیدی نیز تعجب آوراست . پس از سالها انتظار ، بسیاری از ما هنگامی که پس از پایان یافتن انتظار ، آرامش برایمان خوشحالی نمی آورد ، می ترسیم . ما یک بار دقیقا فهمیدیم که چه انتظار داشته باشیم و حالا ناگهان همه چیز متفاوت به نظر میرسد . خانه انسان هرگز خانه نیست ، زندگی افراد همیشه خوابیدن ، ارتباط ، محرومیت ، س..ک..س ، مسئولیتها و تصمیم گیری است که همگی تغییر می یابند . در همان زمان مشکلاتی را که همیشه فکر میکردیم ناشی از نوشیدن الکل است ممکن است حتی پس از توقف نوشیدن بر جا بماند . این موضوع احساسات قوی بسیاری از ما را تحریک و برهم میزند . حتی مدت طولانی ممکن است اعضاء الانان آن را مهمتر از توجه به اصول برنامه مان تلقی کرده و تمرکز بر روی خودمان را بیشتر بیاموزند . این طبیعی است که نسبت به تغییر اوضاع احساس نا امیدی . شک ، رنجیدگی ، شعف ، هیجان و یا گیجی کنیم . با پذیرش آنچه که احساس میکنیم و مشارکت در مورد آن با دیگر اعضاء الانان بهتر میتوانیم مراقبت کنیم .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
من به خود اجازه خواهم داد تا کشف کنم دقیقا چه احساسی پیرامون تغییراتی که امروز برایم رخ داده دارم ، و این احساسات را با دیگر دوستان الانانی در میان خواهم گذاشت . " الانان به من آگاهی میدهد که من چه احساسی در مورد موضوعی داشته ام </span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[4 تیر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4591</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 06:56:53 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4591</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">درست همانطور که یک سرماخوردگی عادی دارای علائمی مانند آبریزش بینی و عطسه است ، بیماری الکلیسم نیز توام با علائمی از قبیل تاریکیها و تغییر حالات و رفتار میباشد . من مجبورم بپذیرم که من نیز دارای علائم مشابهی هستم که به صورت وسواس ، نگرانی ، خشم ، تکذیب و احساس گناه آشکار میشود . این واکنشها نسبت به الکلیسم بر روابط من و به همان نسبت زندگیم تاثیر گذار بوده است ، اما یاد گرفتم آنها را تشخیص دهم بپذیرم که تحت تاثیر یک بیماری بوده ام و شروع به بهبود یافتن کرده ام . در این هنگام احساسات ارزش داشتن ، عشق و تعلقات معنوی را که به خنثی کردن واکنش های قدیمی ام کمک میکند کشف کردم مهم نیست که چگونه تاثیر یافته ام ، الانان میتواند برای رهایی من به سوی آرامش کمکم کند الکلیسم از مقاصد خوب یا آرزوهای پاک و خالص قوی تر است . من نمیتوانستم این بیماری خانوادگی و الکلی را انتخاب کنم . بنابراین سعی میکنم رفتاری توام با مهربانی برای هر دویمان داشته باشم .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
پذیرش من از بیماری خانوادگی به من اجازه میدهدتا انرژی خود را با کشمکشها و درگیریهای بی نتیجه ضایع نسازم و در عوض به الانان و نیروی برتر به عنوان منابع خالص کمک و امیدواری رو نمایم . وقتی که شما این نظر را پذیرفته اید که الکلیسم یک بیماریست که فرد الکلی و افرادی که از او مراقبت میکنند را دچار مشکل میکند ، خواهید توانست رها شوید ، هیچ دلیلی وجود ندارد تا از الکلیسم خجالت زده باشید و همچنین دلیلی برای ترس از آن وجود ندارد . </span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">درست همانطور که یک سرماخوردگی عادی دارای علائمی مانند آبریزش بینی و عطسه است ، بیماری الکلیسم نیز توام با علائمی از قبیل تاریکیها و تغییر حالات و رفتار میباشد . من مجبورم بپذیرم که من نیز دارای علائم مشابهی هستم که به صورت وسواس ، نگرانی ، خشم ، تکذیب و احساس گناه آشکار میشود . این واکنشها نسبت به الکلیسم بر روابط من و به همان نسبت زندگیم تاثیر گذار بوده است ، اما یاد گرفتم آنها را تشخیص دهم بپذیرم که تحت تاثیر یک بیماری بوده ام و شروع به بهبود یافتن کرده ام . در این هنگام احساسات ارزش داشتن ، عشق و تعلقات معنوی را که به خنثی کردن واکنش های قدیمی ام کمک میکند کشف کردم مهم نیست که چگونه تاثیر یافته ام ، الانان میتواند برای رهایی من به سوی آرامش کمکم کند الکلیسم از مقاصد خوب یا آرزوهای پاک و خالص قوی تر است . من نمیتوانستم این بیماری خانوادگی و الکلی را انتخاب کنم . بنابراین سعی میکنم رفتاری توام با مهربانی برای هر دویمان داشته باشم .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
پذیرش من از بیماری خانوادگی به من اجازه میدهدتا انرژی خود را با کشمکشها و درگیریهای بی نتیجه ضایع نسازم و در عوض به الانان و نیروی برتر به عنوان منابع خالص کمک و امیدواری رو نمایم . وقتی که شما این نظر را پذیرفته اید که الکلیسم یک بیماریست که فرد الکلی و افرادی که از او مراقبت میکنند را دچار مشکل میکند ، خواهید توانست رها شوید ، هیچ دلیلی وجود ندارد تا از الکلیسم خجالت زده باشید و همچنین دلیلی برای ترس از آن وجود ندارد . </span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[5 تیر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4590</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 06:56:05 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4590</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">آیا خداوند میتوانست حس دلسوزی داشته باشد ؟ در همین اواخر من در جلسه جدیدی شرکت کردم که از من برای صحبت کردن دعوت شده بود من در تخیلاتم یک گروه عظیم از اعضای الانان را با افکار جدی و محکمی تصور کردم که در جایگاههای خاصی و به شکلهای ثابتی نشسته بودند در حالیکه من کلمات سنگینی را با حالت ترساننده ای ادا میکردم اما در عوض آنچه یافتم ، گروه کوچکی از افراد بودند که در جایگاههای موقتی و معمولی نشسته بودند و منشی جلسه نیز در جایگاه خاصی قرار نگرفته بود . هر چیزی که می توانست به راه خطا رود اشتباه خواهد شد .<br />
در مدت کوتاهی ، احساس کردم که در خانه ام هستم . نیروی برترم همه چیز را با آشنایی و نزدیکی کافی ، جایگزین کرده بود به طوری که می توانستم کاملا احساس راحتی نمایم . تصور من از این جلسه مهم و کلمات مهمی که باید در جلسه صحبت میکردیم و می شنیدیم ، ناپدید شد همه ما اعضای یک گروه بوده که با رفاقت بهترین کار را انجام داده ایم و دست یاری به سوی هم دراز میکنیم<br />
<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
من از خداوند بخاطر اینکه به من راهی را نشان داد تا تظاهر کردن را قطع کنم ، سپاسگزارم . وقتی بتوانم کمی بخندم ، کمتر احساس ترس دارم . من میخواهم به یاد داشته باشم هر گاه که وسوسه میشوم که از یک ماجرا دیدی سنگین و گرفته داشته باشم بدانم که پس از این ماجرا ، هیچ چیزی بدتر از این نخواهد بود . من مهارتهایی را برای تشخیص دادن و لذت بردن در لحظات شادی و شوخی ، خواهم آموخت </span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">آیا خداوند میتوانست حس دلسوزی داشته باشد ؟ در همین اواخر من در جلسه جدیدی شرکت کردم که از من برای صحبت کردن دعوت شده بود من در تخیلاتم یک گروه عظیم از اعضای الانان را با افکار جدی و محکمی تصور کردم که در جایگاههای خاصی و به شکلهای ثابتی نشسته بودند در حالیکه من کلمات سنگینی را با حالت ترساننده ای ادا میکردم اما در عوض آنچه یافتم ، گروه کوچکی از افراد بودند که در جایگاههای موقتی و معمولی نشسته بودند و منشی جلسه نیز در جایگاه خاصی قرار نگرفته بود . هر چیزی که می توانست به راه خطا رود اشتباه خواهد شد .<br />
در مدت کوتاهی ، احساس کردم که در خانه ام هستم . نیروی برترم همه چیز را با آشنایی و نزدیکی کافی ، جایگزین کرده بود به طوری که می توانستم کاملا احساس راحتی نمایم . تصور من از این جلسه مهم و کلمات مهمی که باید در جلسه صحبت میکردیم و می شنیدیم ، ناپدید شد همه ما اعضای یک گروه بوده که با رفاقت بهترین کار را انجام داده ایم و دست یاری به سوی هم دراز میکنیم<br />
<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
من از خداوند بخاطر اینکه به من راهی را نشان داد تا تظاهر کردن را قطع کنم ، سپاسگزارم . وقتی بتوانم کمی بخندم ، کمتر احساس ترس دارم . من میخواهم به یاد داشته باشم هر گاه که وسوسه میشوم که از یک ماجرا دیدی سنگین و گرفته داشته باشم بدانم که پس از این ماجرا ، هیچ چیزی بدتر از این نخواهد بود . من مهارتهایی را برای تشخیص دادن و لذت بردن در لحظات شادی و شوخی ، خواهم آموخت </span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[6 تیر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4589</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 06:55:08 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4589</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">مرور گذشته میتواند دارای ارزش بسیار باشد ، اطلاعات فراوانی را در مورد زمان حال ارائه دهد ، همچنین میتواند کلید و نشانه هایی را به ما ارائه دهد که برای تغییرمان جهت ساختن آینده بهتر ، لازم است . برای آن عده از ما که نمی خواستیم خاطره دردناک گذشته خود را لمس کنیم آنرا تحریف یا انکار میکردیم ، روبرو شدن با با حقایق گذشته نقش جدی و مهم برنامه الانان را در بهبودی از طریق برنامه الانان بما نشان میدهد . اگر مایل هستیم از راهی که بر مبنای واقعیت استوار است به گذشته نگاه کنیم ، رشد و پایه این یاد آوریها نیز باید به خوبی شناخته شود . اما هنوز مهم است که به یاد داشته باشیم گذشته تمام شده است ، ما در مورد وقایعی که در گذشته اتفاق افتاده اند از خود نیروئی نداشته و به عبارت دیگر ، نسبت به آن عاجزیم ولی میتوانیم جهت جبران خسارت اقداماتی به عمل آوریم ، ما این حقیقت را که باعث آزار دیگران شده ایم ، نمیتوانیم تغییر دهیم ، همچنین این حقیقت که دیگران باعث آزار ما شده اند را نیز ، نمیتوانیم عوض کنیم ، ما فقط توانایی تغییر امروز را داریم . بهترین استفاده ای که میتوانیم از گذشته مان ببریم ، این است که با آن روبرو شده سپس به راه خود ادامه دهیم ، ما مطمئنا میتوانیم از تمام تجربیات گذشته خود چیزهایی یاد بگیریم . اما هرگز نباید اجازه دهیم یاد آوری گذشته ما را از زندگی امروز اکنون و اینجا باز دارد .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
در باتلاق دردها و زخمهای گذشته فرو نخواهم رفت که رویش جدید خودرا فراموش کنم "گذشته چیزی نیست به جز آغازی برای آغاز دیگر " </span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">مرور گذشته میتواند دارای ارزش بسیار باشد ، اطلاعات فراوانی را در مورد زمان حال ارائه دهد ، همچنین میتواند کلید و نشانه هایی را به ما ارائه دهد که برای تغییرمان جهت ساختن آینده بهتر ، لازم است . برای آن عده از ما که نمی خواستیم خاطره دردناک گذشته خود را لمس کنیم آنرا تحریف یا انکار میکردیم ، روبرو شدن با با حقایق گذشته نقش جدی و مهم برنامه الانان را در بهبودی از طریق برنامه الانان بما نشان میدهد . اگر مایل هستیم از راهی که بر مبنای واقعیت استوار است به گذشته نگاه کنیم ، رشد و پایه این یاد آوریها نیز باید به خوبی شناخته شود . اما هنوز مهم است که به یاد داشته باشیم گذشته تمام شده است ، ما در مورد وقایعی که در گذشته اتفاق افتاده اند از خود نیروئی نداشته و به عبارت دیگر ، نسبت به آن عاجزیم ولی میتوانیم جهت جبران خسارت اقداماتی به عمل آوریم ، ما این حقیقت را که باعث آزار دیگران شده ایم ، نمیتوانیم تغییر دهیم ، همچنین این حقیقت که دیگران باعث آزار ما شده اند را نیز ، نمیتوانیم عوض کنیم ، ما فقط توانایی تغییر امروز را داریم . بهترین استفاده ای که میتوانیم از گذشته مان ببریم ، این است که با آن روبرو شده سپس به راه خود ادامه دهیم ، ما مطمئنا میتوانیم از تمام تجربیات گذشته خود چیزهایی یاد بگیریم . اما هرگز نباید اجازه دهیم یاد آوری گذشته ما را از زندگی امروز اکنون و اینجا باز دارد .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
در باتلاق دردها و زخمهای گذشته فرو نخواهم رفت که رویش جدید خودرا فراموش کنم "گذشته چیزی نیست به جز آغازی برای آغاز دیگر " </span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[7 تیر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4588</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 06:54:37 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4588</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">پس از اینکه سالها به منظور حمایت از خودم ، احساساتم را انکار کردم ، بی اعتنایی (رهایی احساسی خودم از بیماری الکلیسم) تا اندازه ای برایم آسان ولی با بی تفاوتی همراه بود . رها کردن با عشق در آن زمان غیر قابل تصور بود . تغییر نگرش اساسی هنگامی آغاز شد که راهنمایم ، سطری از یک نمایشنامه را برایم بازگو کرد که به او کمک کرده تا نیاز به رهایی با عشق را درک کند "بزرگترین گناه نسبت به موجودات اطراف (همنوعانمان) تنفر داشتن از آنها نیست بلکه بی تفاوت بودن نسبت به آنهاست" پی بردم که رهاکردن با بی تفاوتی ممکن است از راه آسان دور شوم . در الانان به درک کردن احساساتم و کنار آمدن با آنها به اندازه کافی اطمینان پیدا کرده ام دیگر نیازی به این ندارم که عشقم را نسبت به خودم یا الکلی در زندگی پنهان کنم . من میتوانم خودم را فراتر از اخساساتم ببینم و همینطور میتوانم فرد الکلی را نیز فراتر از بیماری اش ببینم .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
عشق بلاعوضی که در الانان دریافت کردم بمن کمک کرد تا دوباره دریابم که عشق چیست . از آنجایی که فهمیدم همیشه بدون در نظر گرفتن تواناییها و کمبود هایم دوست داشتنی هستم شروع کردم تا دیگران را نیز دوست داشتنی ببینم ، حتی انهایی را که از یک بیماری دوست نداشتنی آسیب دیده اند .(با یک تغییر نگرش ....عملکردهای گذشته میتوانند در جایگاه مناسبی قرار داده شوند عشق و احترام میتواند قسمتی از یک زندگی خانوادگی باشند) . </span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">پس از اینکه سالها به منظور حمایت از خودم ، احساساتم را انکار کردم ، بی اعتنایی (رهایی احساسی خودم از بیماری الکلیسم) تا اندازه ای برایم آسان ولی با بی تفاوتی همراه بود . رها کردن با عشق در آن زمان غیر قابل تصور بود . تغییر نگرش اساسی هنگامی آغاز شد که راهنمایم ، سطری از یک نمایشنامه را برایم بازگو کرد که به او کمک کرده تا نیاز به رهایی با عشق را درک کند "بزرگترین گناه نسبت به موجودات اطراف (همنوعانمان) تنفر داشتن از آنها نیست بلکه بی تفاوت بودن نسبت به آنهاست" پی بردم که رهاکردن با بی تفاوتی ممکن است از راه آسان دور شوم . در الانان به درک کردن احساساتم و کنار آمدن با آنها به اندازه کافی اطمینان پیدا کرده ام دیگر نیازی به این ندارم که عشقم را نسبت به خودم یا الکلی در زندگی پنهان کنم . من میتوانم خودم را فراتر از اخساساتم ببینم و همینطور میتوانم فرد الکلی را نیز فراتر از بیماری اش ببینم .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
عشق بلاعوضی که در الانان دریافت کردم بمن کمک کرد تا دوباره دریابم که عشق چیست . از آنجایی که فهمیدم همیشه بدون در نظر گرفتن تواناییها و کمبود هایم دوست داشتنی هستم شروع کردم تا دیگران را نیز دوست داشتنی ببینم ، حتی انهایی را که از یک بیماری دوست نداشتنی آسیب دیده اند .(با یک تغییر نگرش ....عملکردهای گذشته میتوانند در جایگاه مناسبی قرار داده شوند عشق و احترام میتواند قسمتی از یک زندگی خانوادگی باشند) . </span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[8 تیر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4587</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 06:54:05 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4587</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">در نتیجه زندگی کردن با الکلیسم ، تعداد زیادی از ما تصور میکنیم که قربانیان بیگناه بد رفتاری دیگران شده ایم . پی بردن به اینکه ما نیز دیگران را آزرده ایم برایمان وحشتناک است . فهرست کردن کسانی که به آنها زیان رسانده ایم (قدم هشتم) یک جریان اکتشافی است که در آن یک حس واقع بینانه تر از مسئولیت ، مشخص میشود هر چند در فهرست من مشکل در تشخیص زیانی نبود که من رسانده بودم بلکه در احساس مسئولیت بیش از حد من بود . من فکر میکردم هر کسی را که می شناسم باید در لیستم قرار دهم . مخصوصا آنهایی را که مرا ناراحت کرده اند . برای مثال :والدینم با همسری که من انتخاب کرده ام مخالفند ، خواهرم میخواهد که بدهیهایش را بپردازم و یا اینکه بچه هایم میخواهند به آنها اجازه دهم تمام شب را بیرون از خانه بگذرانند به همان اندازه که در مورد این قدم فکر کردم ، دریافتم که من مسئول تصمیمات تحقق نیافته انها نیستم . بنابراین هنگامی که در مورد لیست قدم هشتم تجدید نظر کردم لازم دیدم که اسامی آنها را از لیست حذف کنم .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
مطمئنا من انتخابهایی داشتم که به دیگران آسیب رسانده و لازم است آنها را اصلاح کنم . ولی گاهی اوقات انتخابی که برایم مناسب است ممکن است برای دیگران آزار دهنده و یا حتی غیر قابل قبول باشد . انتظارات دیگران ، از مسئولیتهای من نیستند مگر اینکه من در بوجود آمدن آن مسئولیتها کمک کنم . من میتوانم به خودم یاد آوری کنم که تضاد بخشی از زندگی است . (با کمک این قدم سهم و نقش خودمان را جدا میکنیم . مسئولیت کارهای خودمان را به عهده میگیریم و همچنین خودمان را از زیر بار سنگین مسئولیتهای نادرست (نابجا) رها میکنیم .</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">در نتیجه زندگی کردن با الکلیسم ، تعداد زیادی از ما تصور میکنیم که قربانیان بیگناه بد رفتاری دیگران شده ایم . پی بردن به اینکه ما نیز دیگران را آزرده ایم برایمان وحشتناک است . فهرست کردن کسانی که به آنها زیان رسانده ایم (قدم هشتم) یک جریان اکتشافی است که در آن یک حس واقع بینانه تر از مسئولیت ، مشخص میشود هر چند در فهرست من مشکل در تشخیص زیانی نبود که من رسانده بودم بلکه در احساس مسئولیت بیش از حد من بود . من فکر میکردم هر کسی را که می شناسم باید در لیستم قرار دهم . مخصوصا آنهایی را که مرا ناراحت کرده اند . برای مثال :والدینم با همسری که من انتخاب کرده ام مخالفند ، خواهرم میخواهد که بدهیهایش را بپردازم و یا اینکه بچه هایم میخواهند به آنها اجازه دهم تمام شب را بیرون از خانه بگذرانند به همان اندازه که در مورد این قدم فکر کردم ، دریافتم که من مسئول تصمیمات تحقق نیافته انها نیستم . بنابراین هنگامی که در مورد لیست قدم هشتم تجدید نظر کردم لازم دیدم که اسامی آنها را از لیست حذف کنم .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
مطمئنا من انتخابهایی داشتم که به دیگران آسیب رسانده و لازم است آنها را اصلاح کنم . ولی گاهی اوقات انتخابی که برایم مناسب است ممکن است برای دیگران آزار دهنده و یا حتی غیر قابل قبول باشد . انتظارات دیگران ، از مسئولیتهای من نیستند مگر اینکه من در بوجود آمدن آن مسئولیتها کمک کنم . من میتوانم به خودم یاد آوری کنم که تضاد بخشی از زندگی است . (با کمک این قدم سهم و نقش خودمان را جدا میکنیم . مسئولیت کارهای خودمان را به عهده میگیریم و همچنین خودمان را از زیر بار سنگین مسئولیتهای نادرست (نابجا) رها میکنیم .</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[9 تیر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4586</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 06:53:13 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4586</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">چرا باید رفتن به الانان را ادامه داد ؟زیرا زندگی کردن با یک الکلی بدون داشتن کمک روحانی برایم بسیار دشوار است . من اغلب به حفظ یک ارتباط عقلانی نیاز دارم . و خواهان ارتباطی نزدیکتر با قدرت برترم هستم . افراد در جلسات با من آنقدر گرم و صمیمی هستند که اگر به عنوان بخش منظمی از زندگی من نبودند ، احساس درماندگی میکردم . قدمها سنتها و مفاهیم ، همگی ساختار و هدفها را در زندگیم پایه گذاری میکنند . الانان چراغی است که مرا در پیدا کردن راهم در تاریکی یاری میدهد . من سعی نمیکنم خودم را به عنوان سرمشق دانش الانان معرفی کنم . من حقیقت داشتن مشکلات ، گریستن ، اشتباه کردن و ندانستن همه جوابها را حفظ میکنم . من به سرویس دادن به الانان ادامه میدهم ول چیزی مطالبه نمیکنم .<br />
<br />
یاد آوری امرو<br />
<br />
.مقدار زمانی که من در الانان گذرانده ام بسیار کمتر از آن چیزی است که امروز وقتم را صرف آن میکنم . من تنها برای اینکه یاد بگیرم چگونه با یک مصرف کننده زندگی کنم به الانان پناه نیاورده ام . الانان روش من برای یک زندگی پر مایه روز افزون و ارزشمند می باشد . همانگونه که یاد میگیرم عمیقا از برنامه ها استفاده کنم . </span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">چرا باید رفتن به الانان را ادامه داد ؟زیرا زندگی کردن با یک الکلی بدون داشتن کمک روحانی برایم بسیار دشوار است . من اغلب به حفظ یک ارتباط عقلانی نیاز دارم . و خواهان ارتباطی نزدیکتر با قدرت برترم هستم . افراد در جلسات با من آنقدر گرم و صمیمی هستند که اگر به عنوان بخش منظمی از زندگی من نبودند ، احساس درماندگی میکردم . قدمها سنتها و مفاهیم ، همگی ساختار و هدفها را در زندگیم پایه گذاری میکنند . الانان چراغی است که مرا در پیدا کردن راهم در تاریکی یاری میدهد . من سعی نمیکنم خودم را به عنوان سرمشق دانش الانان معرفی کنم . من حقیقت داشتن مشکلات ، گریستن ، اشتباه کردن و ندانستن همه جوابها را حفظ میکنم . من به سرویس دادن به الانان ادامه میدهم ول چیزی مطالبه نمیکنم .<br />
<br />
یاد آوری امرو<br />
<br />
.مقدار زمانی که من در الانان گذرانده ام بسیار کمتر از آن چیزی است که امروز وقتم را صرف آن میکنم . من تنها برای اینکه یاد بگیرم چگونه با یک مصرف کننده زندگی کنم به الانان پناه نیاورده ام . الانان روش من برای یک زندگی پر مایه روز افزون و ارزشمند می باشد . همانگونه که یاد میگیرم عمیقا از برنامه ها استفاده کنم . </span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[10 تیر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4585</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 06:52:34 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4585</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">درخواست یک راه حل فوری برای موقعیتی دشوار طبیعی است . یک عضو الانان به شوخی میگوید : خداوندا ...به من شکیبائی "صبر" عطا فرما _ ولی عجله کن " آیا من در زندگیم رنج و سختی میخواهم ؟اجازه بده از عهده آن برآییم و یا اینکه همین حالا از دستش خلاص شویم آیا آن موقعیتی که من 20 سال با ان زندگی کرده ام و شاید تمام عمرم را با آن گذراندم ، به الکلیسم مربوط میشود ؟آیا ریشه های ان واقعا در ضمیر وجودی من هستند ؟ در آنصورت من در جلسات برنامه و پیامها و مشارکتها را کسب خواهم کرد . آیا هنوز باید صبر کرد ؟خیلی خوب _ من یک مبارزه بزرگ با انتقاد از خودم را آغاز خواهم کرد . چه چیز اشتباه در مورد من وجود دارد ؟ چرا در مورد مسائلی که مهم نیستند چنین احساسی دارم ؟ مطمئنم که همه اینها را خودم بوجود آوردم به عبارتی دیگر من مقصر هستم .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
.قدرت اراده نمیتواند بیماریها و یا مشکلاتی را که سالها در زندگیم ریشه دوانیده و رشد کرده اند را از بین ببرد . بهبود اوضاع نیازمند گذشت زمان است تو نمیتوانی با کوبیدن چکش بر روی یک تکه سنگ یک تندیس بسازی و همینطور نمیتوانی با زور بازو ، روح یا روان انسان را رها سازی " </span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">درخواست یک راه حل فوری برای موقعیتی دشوار طبیعی است . یک عضو الانان به شوخی میگوید : خداوندا ...به من شکیبائی "صبر" عطا فرما _ ولی عجله کن " آیا من در زندگیم رنج و سختی میخواهم ؟اجازه بده از عهده آن برآییم و یا اینکه همین حالا از دستش خلاص شویم آیا آن موقعیتی که من 20 سال با ان زندگی کرده ام و شاید تمام عمرم را با آن گذراندم ، به الکلیسم مربوط میشود ؟آیا ریشه های ان واقعا در ضمیر وجودی من هستند ؟ در آنصورت من در جلسات برنامه و پیامها و مشارکتها را کسب خواهم کرد . آیا هنوز باید صبر کرد ؟خیلی خوب _ من یک مبارزه بزرگ با انتقاد از خودم را آغاز خواهم کرد . چه چیز اشتباه در مورد من وجود دارد ؟ چرا در مورد مسائلی که مهم نیستند چنین احساسی دارم ؟ مطمئنم که همه اینها را خودم بوجود آوردم به عبارتی دیگر من مقصر هستم .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
.قدرت اراده نمیتواند بیماریها و یا مشکلاتی را که سالها در زندگیم ریشه دوانیده و رشد کرده اند را از بین ببرد . بهبود اوضاع نیازمند گذشت زمان است تو نمیتوانی با کوبیدن چکش بر روی یک تکه سنگ یک تندیس بسازی و همینطور نمیتوانی با زور بازو ، روح یا روان انسان را رها سازی " </span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[11 تیر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4584</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 06:51:06 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4584</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">اگر نمی دانم امروز چگونه به یک موقعیت واکنش نشان چرا سعی نکنم با مهربانی واکنش نشان دهم . خواه یک درخواست را بپذیرم یا رد کنم یا با نقطه نظر کسی موافقت یا مخالفت کنم ، هنوز میتوانم با دیگران با احترام و ادب رفتار کنم . من با همان مهربانی و محبتی که (بله) میگویم میتوانم(نه) بگویم . امروز میتوانم بدون داشتن حالت تدافعی به تصمیماتم احترام بگذارم . زیرا به حقوقم برای بهترین تصمیماتی که میتوان بگیرم احترام میگذارم . حتی هنگامیکه دیگران از تصمیماتم راضی نیستند میتوانم طوری رفتار کنم که احساس خوبی داشته باشم . دیگران حق دارند که مخالفت کنند ، به گونه ای دیگر احساس ککنند و یا غمگین باشند . من فقط میتوانم به حقوق آنها احترام بگذارم و در عین حال اصول اخلاقی خودم را داشته باشم . روابط پیچیده هستند زیرا مردم متفاوتند هر کدام از ما عقاید ، ارزشها ، و آرزوهای خودمان را داریم و اینها همیشه با خواسته های کسانی که دوستشان داریم منطبق نیستند . اگر ما به اختلاف نظرها به عنوان راهی برای گسترش و عمیقتر کردن روابطمان بنگریم آنها میتوانند مفید و اموزنده باشند .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
<br />
.امروز سعی خواهم کرد که به هر اختلاف به عنوان یک فرصت برای بهبودی بنگرم . من با واکنش نشان دادن محترمانه به خودم احترام خواهم گذاشت . "عالی ترین نمونه خردمندی "عقل" محبت است " </span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">اگر نمی دانم امروز چگونه به یک موقعیت واکنش نشان چرا سعی نکنم با مهربانی واکنش نشان دهم . خواه یک درخواست را بپذیرم یا رد کنم یا با نقطه نظر کسی موافقت یا مخالفت کنم ، هنوز میتوانم با دیگران با احترام و ادب رفتار کنم . من با همان مهربانی و محبتی که (بله) میگویم میتوانم(نه) بگویم . امروز میتوانم بدون داشتن حالت تدافعی به تصمیماتم احترام بگذارم . زیرا به حقوقم برای بهترین تصمیماتی که میتوان بگیرم احترام میگذارم . حتی هنگامیکه دیگران از تصمیماتم راضی نیستند میتوانم طوری رفتار کنم که احساس خوبی داشته باشم . دیگران حق دارند که مخالفت کنند ، به گونه ای دیگر احساس ککنند و یا غمگین باشند . من فقط میتوانم به حقوق آنها احترام بگذارم و در عین حال اصول اخلاقی خودم را داشته باشم . روابط پیچیده هستند زیرا مردم متفاوتند هر کدام از ما عقاید ، ارزشها ، و آرزوهای خودمان را داریم و اینها همیشه با خواسته های کسانی که دوستشان داریم منطبق نیستند . اگر ما به اختلاف نظرها به عنوان راهی برای گسترش و عمیقتر کردن روابطمان بنگریم آنها میتوانند مفید و اموزنده باشند .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
<br />
.امروز سعی خواهم کرد که به هر اختلاف به عنوان یک فرصت برای بهبودی بنگرم . من با واکنش نشان دادن محترمانه به خودم احترام خواهم گذاشت . "عالی ترین نمونه خردمندی "عقل" محبت است " </span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[12 تیر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4583</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 06:50:25 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4583</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">بسیاری از ما به همان نسبت که در الانان بهبود می یابیم آگاهی بیشتری را گسترش میدهیم . پس از مدتی هنگامی که طرز فکرمان غیر عادی میشود میتوانیم به این تغییرات پی ببریم . ولی اگر بخواهیم افکار منفی مان را متوقف کنیم آگاهی آغاز راه است . هنگامیکه (افکار بد) مرا محاصره میکنند من می بایست کاری بیش از رها کردن افکار منفی انجام دهم . من می بایست آنها را با افکار مثبت جایگزین کنم . . گروه ما مجموعه ای از نشریات مصوبه الانان یا (cal)را بر روی یک نوار کاست گرد اوری کرده است . هنگامیکه در سظح شهر مشغول رانندگی با اتومبیلم هستم به آنها گوش میدهم . اگر چه اغلب اوقات جزوات (cal) را میخوانم ولی گوش دادن با صدای بلند یک تجربه متفاوت و بسیار موئثر است . اگر حالم خوب نباشد با گوش دادن به دانش الانان بر روی یک نوار آنرا بهبود می بخشم .<br />
<br />
یاد اوری امروز<br />
<br />
امروز میخواهم به آنچه که به خودم میگویم توجه زیادی داشته باشم . اگر لازم باشد در نیمه راه متوقف میشوم و دوباره شروع میکنم و تصورات منفی را با واقعیات مثبت جایگزین میکنم . " آنچه که ما با افکار و طرز فکرمان به خودمان می آموزیم به عهده خودمان است " </span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">بسیاری از ما به همان نسبت که در الانان بهبود می یابیم آگاهی بیشتری را گسترش میدهیم . پس از مدتی هنگامی که طرز فکرمان غیر عادی میشود میتوانیم به این تغییرات پی ببریم . ولی اگر بخواهیم افکار منفی مان را متوقف کنیم آگاهی آغاز راه است . هنگامیکه (افکار بد) مرا محاصره میکنند من می بایست کاری بیش از رها کردن افکار منفی انجام دهم . من می بایست آنها را با افکار مثبت جایگزین کنم . . گروه ما مجموعه ای از نشریات مصوبه الانان یا (cal)را بر روی یک نوار کاست گرد اوری کرده است . هنگامیکه در سظح شهر مشغول رانندگی با اتومبیلم هستم به آنها گوش میدهم . اگر چه اغلب اوقات جزوات (cal) را میخوانم ولی گوش دادن با صدای بلند یک تجربه متفاوت و بسیار موئثر است . اگر حالم خوب نباشد با گوش دادن به دانش الانان بر روی یک نوار آنرا بهبود می بخشم .<br />
<br />
یاد اوری امروز<br />
<br />
امروز میخواهم به آنچه که به خودم میگویم توجه زیادی داشته باشم . اگر لازم باشد در نیمه راه متوقف میشوم و دوباره شروع میکنم و تصورات منفی را با واقعیات مثبت جایگزین میکنم . " آنچه که ما با افکار و طرز فکرمان به خودمان می آموزیم به عهده خودمان است " </span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[13 تیر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4582</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 06:49:50 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4582</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">بسیاری از ما به این امیدبه الانان می آییم که جواب سوال هایی که ما را به ستوه آورده است را بیابیم . آیا باید شخص الکلی را ترک گنم ؟در مورد مشکلات مالی ، جنسی ، بیماری ، حقوقی و احساسی باید چه کنم ؟چطور میتوانم رفتارهای نادرست را متوقف کنم ؟ گزینه های منطقی و درست برای هر کدام از اعضاءوجود دارد الانان موقعیتی است که هر کدام از ما بایستی پاسخ درست و مناسب را پیدا کنیم . یک استثناء در مورد تهدید های زندگی با شرایط بسیار بد وجود دارد . در این مورد الانان پیشنهاد می نماید که موارد مهم و اولیه را در اولویت قرار دهید امنیت خود و بچه هایمان را بیمه کنیم . شاید به این معنی باشد که پول وکلیدها را در جای امنی قرار دهید تا در شرایط بحرانی بتوانیم از انها استفاده کرده و بیرون برویم ، یا با پلیس تماس بگیریم ، یا برنامه ریزی کنیم تا با یکی از دوستان باشیم ، حتی اگر فقط برای امروزباشد ما یاد میگیریم که شایستگی امنیت را داریم .<br />
<br />
یاد آوری امروز .<br />
<br />
ما در الانان برای کسی چیزی انتخاب نمی کنیم . اما به نحوه های مختلف به آنها پیشنهاد میدهیم و نصیحت میکنیم .ما پیشنهاد میکنیم که در جلسات الانان حضور داشته باشید یک راهنما پیدا کنید و ارتباط تلفنی داشته باشید . ما به اعضاء پیشنهاد میکنیم تا روی قدمها سنت ها و شعارها کار کنندو این قواعد را در هر زمینه ای در زندگی بکار ببندند . این پندها بما کمک میکنند .تا پاسخ هایی که میتوانیم با آنها زندگی را بهتر کنیم . بیاییم . زمانی که به پیشرفت های شخص ام نگاه میکنم ، مشکلاتی که هیچ کنترلی روی آنها نداشتم به خودی خود از بین میروند . </span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">بسیاری از ما به این امیدبه الانان می آییم که جواب سوال هایی که ما را به ستوه آورده است را بیابیم . آیا باید شخص الکلی را ترک گنم ؟در مورد مشکلات مالی ، جنسی ، بیماری ، حقوقی و احساسی باید چه کنم ؟چطور میتوانم رفتارهای نادرست را متوقف کنم ؟ گزینه های منطقی و درست برای هر کدام از اعضاءوجود دارد الانان موقعیتی است که هر کدام از ما بایستی پاسخ درست و مناسب را پیدا کنیم . یک استثناء در مورد تهدید های زندگی با شرایط بسیار بد وجود دارد . در این مورد الانان پیشنهاد می نماید که موارد مهم و اولیه را در اولویت قرار دهید امنیت خود و بچه هایمان را بیمه کنیم . شاید به این معنی باشد که پول وکلیدها را در جای امنی قرار دهید تا در شرایط بحرانی بتوانیم از انها استفاده کرده و بیرون برویم ، یا با پلیس تماس بگیریم ، یا برنامه ریزی کنیم تا با یکی از دوستان باشیم ، حتی اگر فقط برای امروزباشد ما یاد میگیریم که شایستگی امنیت را داریم .<br />
<br />
یاد آوری امروز .<br />
<br />
ما در الانان برای کسی چیزی انتخاب نمی کنیم . اما به نحوه های مختلف به آنها پیشنهاد میدهیم و نصیحت میکنیم .ما پیشنهاد میکنیم که در جلسات الانان حضور داشته باشید یک راهنما پیدا کنید و ارتباط تلفنی داشته باشید . ما به اعضاء پیشنهاد میکنیم تا روی قدمها سنت ها و شعارها کار کنندو این قواعد را در هر زمینه ای در زندگی بکار ببندند . این پندها بما کمک میکنند .تا پاسخ هایی که میتوانیم با آنها زندگی را بهتر کنیم . بیاییم . زمانی که به پیشرفت های شخص ام نگاه میکنم ، مشکلاتی که هیچ کنترلی روی آنها نداشتم به خودی خود از بین میروند . </span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[14 تیر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4581</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 06:49:19 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4581</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">من با درد زیادی به الانان آمدم و به سرعت قلب و آغوشم را به سوی آنچه که برنامه و اعضاء میخواستند به من نشان دهند ، گشودم . آنچه که کشف کردم این بود : هر انچه که من در طی مسیر زندگی با ان مواجه میشوم به اندازه اینکه چطور تجربه ها را تفسیر کنم ، مهم نیست . به عبارت دیگر ، من حق انتخاب در مورد روش زندگی کردن را دارم . برای مثال : من همیشه انتظار داشتم که شادمانی و خوشحالی را از دیگران دریافت کنم به ویژه از طرف والدین الکلی خود . بیشتر زندگی من در انتظار این گذشت که آنها عشق و رضایتشان را به طوری به من نشان دهند که بتوانم بفهمم . و اینطور نبود . در نتیجه احساس میکردم محروم مانده ام و دوست داشتنی هم نیستم . الانان کمکم کرد تا وضعیتم را جور دیگری تفسیر کنم . هنگامیکه قدمها را کار میکردم یاد گرفتم که دوست داشتنی هستم ، بی اغتناء به هر آنچه که والدین یا هر کس دیگری در مورد من فکر میکرد . من میتوانم به هر آنچه که از دست داده ام تاسف بخورم یا میتوانم از شانسی که به دست آوردهام تا عشق بورزم قدر دانی کنم و همچنین از خودم قدر دانی کنم . من هر دو کار را انجام میدهم ، اما امروز میدانم که انتخابی در پیش رو دارم .<br />
<br />
یاد اوری امروز<br />
<br />
زمان آن فرا رسیده که دیگر از کسی انتظار نداشته باشم تا مراقبم باشد تنها کسی که میتواند آنطور که دوست دارم به من عشق بورزد ، خودم هستم . " به تدریج این حقیقت را که ارزوهای من ممکن است دقیقا آن طور که میخواهم برآورده نشوند پذیرفتم ، اما در عین حال یاد گرفتم که میتوانم شاد باشم حتی اگر آنطور نشود . </span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">من با درد زیادی به الانان آمدم و به سرعت قلب و آغوشم را به سوی آنچه که برنامه و اعضاء میخواستند به من نشان دهند ، گشودم . آنچه که کشف کردم این بود : هر انچه که من در طی مسیر زندگی با ان مواجه میشوم به اندازه اینکه چطور تجربه ها را تفسیر کنم ، مهم نیست . به عبارت دیگر ، من حق انتخاب در مورد روش زندگی کردن را دارم . برای مثال : من همیشه انتظار داشتم که شادمانی و خوشحالی را از دیگران دریافت کنم به ویژه از طرف والدین الکلی خود . بیشتر زندگی من در انتظار این گذشت که آنها عشق و رضایتشان را به طوری به من نشان دهند که بتوانم بفهمم . و اینطور نبود . در نتیجه احساس میکردم محروم مانده ام و دوست داشتنی هم نیستم . الانان کمکم کرد تا وضعیتم را جور دیگری تفسیر کنم . هنگامیکه قدمها را کار میکردم یاد گرفتم که دوست داشتنی هستم ، بی اغتناء به هر آنچه که والدین یا هر کس دیگری در مورد من فکر میکرد . من میتوانم به هر آنچه که از دست داده ام تاسف بخورم یا میتوانم از شانسی که به دست آوردهام تا عشق بورزم قدر دانی کنم و همچنین از خودم قدر دانی کنم . من هر دو کار را انجام میدهم ، اما امروز میدانم که انتخابی در پیش رو دارم .<br />
<br />
یاد اوری امروز<br />
<br />
زمان آن فرا رسیده که دیگر از کسی انتظار نداشته باشم تا مراقبم باشد تنها کسی که میتواند آنطور که دوست دارم به من عشق بورزد ، خودم هستم . " به تدریج این حقیقت را که ارزوهای من ممکن است دقیقا آن طور که میخواهم برآورده نشوند پذیرفتم ، اما در عین حال یاد گرفتم که میتوانم شاد باشم حتی اگر آنطور نشود . </span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[15 تیر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4580</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 06:48:39 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4580</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">بسیاری از ما لحظات سرشار از دلواپسی را در محل کار یا خانواده داشته ایم ، زمانیکه بایدتصمیم گیری انجام میشد که روی بقیه گروه تاثیر گذار بود ، این نگرانی وجود داشت که آیا همه از این تصمیم من خوشحال خواهند بود ؟ مطمئنا یک راه بی نقص و کامل برای انجام امور وجود دارد و مسئولیت ماست که آن را پیدا کنیم . الانان کمکم کرد تا یک روش ساده در مورد تصمیمهای گروهی به دست بیاورم ، که بوسیله اولین سنت پیشنهاد شد : منافع مشترک ما باید در راس قرار گیرد . این سنت برای هدایت گروههای الانان بکار میرود ، اما من را برای موقعیتهای دیگر نیز سودمند یافتم . اگر طرحها و برنامه های گروهی برای جمع جمع گثیری از افراد مناسب باشد معمولا میتوانم از آنها حمایت کنم این بدان معنی نیست که من نیازها و احساسات خودم را نادیده بگیرم _ من آنها را بیان میکنم اما دیگران نیز احتیاجات و خواسته هایی دارند که باید به آنها احترام بگذلرم . انتخابهای این چنینی ممکن است شادمانی و رضایت را به سرعت به همراه نیاورد ، اما سر انجام همه ما سود خواهیم برد همانطور که اولین سنت میگوید : پیشرفت فرد برای جذب هر چه بیشتر اعضاء به یگانگی ما بستگی دارد .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
آیا من سعی میکنم خواسته هایم را در گروه به دیگران تحمیل کنم ؟ یا در حال یاد گیری هستم تا به حقوق آنها احترام بگذارم ، همانطوری که به حقوق خود احترام میگذلزم ؟ اگر مواردی که مورد علاقه گروه است را در قلبم نگاه دارم ، میتوانم نسبت به نظرات و عقایدم خاطر جمع باشم . " یگانگی و اتحاد نه تنها ارائه دهنده جوی است که برای رشد و بالندگی الانان ضروری است بلکه جوی است که در آن هر کدام از اعضاء در درون گروه ممکن است به آرامش فکری لازم دست یابند . </span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: Courier;" class="mycode_font">بسیاری از ما لحظات سرشار از دلواپسی را در محل کار یا خانواده داشته ایم ، زمانیکه بایدتصمیم گیری انجام میشد که روی بقیه گروه تاثیر گذار بود ، این نگرانی وجود داشت که آیا همه از این تصمیم من خوشحال خواهند بود ؟ مطمئنا یک راه بی نقص و کامل برای انجام امور وجود دارد و مسئولیت ماست که آن را پیدا کنیم . الانان کمکم کرد تا یک روش ساده در مورد تصمیمهای گروهی به دست بیاورم ، که بوسیله اولین سنت پیشنهاد شد : منافع مشترک ما باید در راس قرار گیرد . این سنت برای هدایت گروههای الانان بکار میرود ، اما من را برای موقعیتهای دیگر نیز سودمند یافتم . اگر طرحها و برنامه های گروهی برای جمع جمع گثیری از افراد مناسب باشد معمولا میتوانم از آنها حمایت کنم این بدان معنی نیست که من نیازها و احساسات خودم را نادیده بگیرم _ من آنها را بیان میکنم اما دیگران نیز احتیاجات و خواسته هایی دارند که باید به آنها احترام بگذلرم . انتخابهای این چنینی ممکن است شادمانی و رضایت را به سرعت به همراه نیاورد ، اما سر انجام همه ما سود خواهیم برد همانطور که اولین سنت میگوید : پیشرفت فرد برای جذب هر چه بیشتر اعضاء به یگانگی ما بستگی دارد .<br />
<br />
یاد آوری امروز<br />
<br />
آیا من سعی میکنم خواسته هایم را در گروه به دیگران تحمیل کنم ؟ یا در حال یاد گیری هستم تا به حقوق آنها احترام بگذارم ، همانطوری که به حقوق خود احترام میگذلزم ؟ اگر مواردی که مورد علاقه گروه است را در قلبم نگاه دارم ، میتوانم نسبت به نظرات و عقایدم خاطر جمع باشم . " یگانگی و اتحاد نه تنها ارائه دهنده جوی است که برای رشد و بالندگی الانان ضروری است بلکه جوی است که در آن هر کدام از اعضاء در درون گروه ممکن است به آرامش فکری لازم دست یابند . </span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>