<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - آذر ماه]]></title>
		<link>https://forum.banianbehboodi.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - https://forum.banianbehboodi.ir]]></description>
		<pubDate>Thu, 01 Oct 2026 15:30:49 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[1 آذر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4941</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 04:47:30 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4941</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: right;" class="mycode_align">پيش از حضور در الانان زندگيم را در رويا و وعده هايي كه روزي خاص از راه مي رسيدند صرف كرده بودم ، روزي خاص كه "يك روزي" ناميده ميشد . روزي آن پروژه را شروع يا تمام خواهم كرد . روزي با دوستي كه مدتي است از او بيخبرم تماس خواهم گرفت . روزي اجازه خواهم داد آنها بدانند چه احساسي دارم . روزي خوشحال خواهم بود . روزي قصد سفر خواهم كرد . شغلي پيدا ميكنم . و .........فقط منتظر باش و ببين . انتظار ، همانگونه كه منتظر بودم الكلي از نوشيدن دست بكشد . انتظار براي گرفتن دوستان جالب توجه و فرصتي مناسب براي وارد عمل شدن و تغيير هر شخص ديگر . اما الانان به من كمك كرد تا ببينم امروز ميتواند همان روزي باشد كه من هميشه در انتظار آن بودم . بيست و چهار ساعت براي انجام تمامي آنچه ميخواهم انجام دهم ، فرصت كافي نيست . اما فرصتي براي شروع به حقيقت پيوستن روياهايم استبا طلب راهنمايي از نيروي برترم و برداشتن قدمي كوچك در جهت انتخاب هايم قادر خواهم بود ، بيشتر از آنچه تصور ميكردم امكان پذير است عمل كنم .<br />
<br />
ياد اوري امروز<br />
<br />
امروز منتظر مهتاب ، يك روز باراني ، سيصدو شصت و ششمين روز سال ، با يك روز خاص براي انجام كارهاي خوب زندگي نخواهم كرد هر ترديدي با خود چيزهايي را به تعويق مي اندازد و روز ها با تاسف بيشتري از پي هم از دست ميروند . آنچه را كه ميتوانيد انجام دهيد و يا فكر ميكنيد كه ميتوانيد انجام دهيد شروع كنيد ، زيرا در شهامت ، معجزه ، قدرت و نبوغ وجود دارد . </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: right;" class="mycode_align">پيش از حضور در الانان زندگيم را در رويا و وعده هايي كه روزي خاص از راه مي رسيدند صرف كرده بودم ، روزي خاص كه "يك روزي" ناميده ميشد . روزي آن پروژه را شروع يا تمام خواهم كرد . روزي با دوستي كه مدتي است از او بيخبرم تماس خواهم گرفت . روزي اجازه خواهم داد آنها بدانند چه احساسي دارم . روزي خوشحال خواهم بود . روزي قصد سفر خواهم كرد . شغلي پيدا ميكنم . و .........فقط منتظر باش و ببين . انتظار ، همانگونه كه منتظر بودم الكلي از نوشيدن دست بكشد . انتظار براي گرفتن دوستان جالب توجه و فرصتي مناسب براي وارد عمل شدن و تغيير هر شخص ديگر . اما الانان به من كمك كرد تا ببينم امروز ميتواند همان روزي باشد كه من هميشه در انتظار آن بودم . بيست و چهار ساعت براي انجام تمامي آنچه ميخواهم انجام دهم ، فرصت كافي نيست . اما فرصتي براي شروع به حقيقت پيوستن روياهايم استبا طلب راهنمايي از نيروي برترم و برداشتن قدمي كوچك در جهت انتخاب هايم قادر خواهم بود ، بيشتر از آنچه تصور ميكردم امكان پذير است عمل كنم .<br />
<br />
ياد اوري امروز<br />
<br />
امروز منتظر مهتاب ، يك روز باراني ، سيصدو شصت و ششمين روز سال ، با يك روز خاص براي انجام كارهاي خوب زندگي نخواهم كرد هر ترديدي با خود چيزهايي را به تعويق مي اندازد و روز ها با تاسف بيشتري از پي هم از دست ميروند . آنچه را كه ميتوانيد انجام دهيد و يا فكر ميكنيد كه ميتوانيد انجام دهيد شروع كنيد ، زيرا در شهامت ، معجزه ، قدرت و نبوغ وجود دارد . </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[2 آذر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4940</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 04:47:06 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4940</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">بسياري از ما وقتي كه از تمركز بر ديگري و وسواس و نگراني براي هر شخصي به جز خويش رها ميشويم ، آرامش ذهني پيدا ميكنيم و با آرامش ذهن بي هدف مي شويم ما ميدانستيم در يك موقعيت بحراني چگونه زندگي كنيم اما غالبا اين مستلزم ذره اي تعديل بود تا به آرامي تسكين يابد . بهاي آرامش خاموش بودن دائمي ذهن از زمزمه هاي ذهني ايت كه وقت زيادي را ميگرفتند . و با برداشتن تمركز خود از ديگران به يكباره فرصت زيادي پيدا كرديم و متعجب بوديم چگونه اين اوقات را ر كنيم . من در نتيجه به كارگيري برنامه الانان بيشتر و بيشتر آرام شدم . ولي دوباره خودرا در چنگال ترسهاي قديمي پيدا كردم و متعجب شدم ، انگار ميخواستم در بحران باقي بانم . دريافتيم ماداميكه ذهن من مشغول بود ، نمي دانستم چگونه احساس سالمي داشته باشم وقتي نگران بودم ، احساس گرفتاري ميكردم و در نتيجه تا اندازه اي كنترل ميكردم همچنانكه تمرين ميكردم راهنماي من پيشنهاد كرد تلاش كنم ، حتي هنگاميكه احساس ناراحتي يا ترديد ميكنم آرامش دروني خويش را حفظ كنم . وقتي به اين توصيه عمل كردم بارها و بارها به خود اطمينان بخشيدم كه در عين سلامتي تحت مراقبت نيروي برتر از خود هستم . امروز ميدانم كه سلامت عقل و آرامش نعمتهايي هستند كه من در نتيجه تلاش ايمانم بدست آورده ام . با تمرين ياد خواهم گرفت كه به آرامش اطمينان كنم .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
.امروز از آرامش لذت خواهم برد ميدانم كه لذت بردن از آرامش اطمينان بخش است . "آرام باش و بدانكه من باتو هستم "</div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">بسياري از ما وقتي كه از تمركز بر ديگري و وسواس و نگراني براي هر شخصي به جز خويش رها ميشويم ، آرامش ذهني پيدا ميكنيم و با آرامش ذهن بي هدف مي شويم ما ميدانستيم در يك موقعيت بحراني چگونه زندگي كنيم اما غالبا اين مستلزم ذره اي تعديل بود تا به آرامي تسكين يابد . بهاي آرامش خاموش بودن دائمي ذهن از زمزمه هاي ذهني ايت كه وقت زيادي را ميگرفتند . و با برداشتن تمركز خود از ديگران به يكباره فرصت زيادي پيدا كرديم و متعجب بوديم چگونه اين اوقات را ر كنيم . من در نتيجه به كارگيري برنامه الانان بيشتر و بيشتر آرام شدم . ولي دوباره خودرا در چنگال ترسهاي قديمي پيدا كردم و متعجب شدم ، انگار ميخواستم در بحران باقي بانم . دريافتيم ماداميكه ذهن من مشغول بود ، نمي دانستم چگونه احساس سالمي داشته باشم وقتي نگران بودم ، احساس گرفتاري ميكردم و در نتيجه تا اندازه اي كنترل ميكردم همچنانكه تمرين ميكردم راهنماي من پيشنهاد كرد تلاش كنم ، حتي هنگاميكه احساس ناراحتي يا ترديد ميكنم آرامش دروني خويش را حفظ كنم . وقتي به اين توصيه عمل كردم بارها و بارها به خود اطمينان بخشيدم كه در عين سلامتي تحت مراقبت نيروي برتر از خود هستم . امروز ميدانم كه سلامت عقل و آرامش نعمتهايي هستند كه من در نتيجه تلاش ايمانم بدست آورده ام . با تمرين ياد خواهم گرفت كه به آرامش اطمينان كنم .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
.امروز از آرامش لذت خواهم برد ميدانم كه لذت بردن از آرامش اطمينان بخش است . "آرام باش و بدانكه من باتو هستم "</div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[3 آذر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4939</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 04:46:33 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4939</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">وقتي شروع به مطالعه قدم هفتم كردم كه ميگويد : با فروتني از او خواستيم كمبودهاي اخلاقي ما را برطرف كند . ليست كمبودهاي اخلاقي من شامل محدوده وسيعي از احساسات بود عاجزانه از خداوند خواستم خشم ، ترس و خطاهاي من را بر طرف كند در انتظار روزي بودم كه هرگز هيچيك از اين احساسات را تجربه نكنم البته چنين روزي هرگز نرسيد در عوض ياد گرفتم احساسات كمبود هاي اخملاقي نيستند ماهيت حقيقي اشتباهات من امتنان سرسختانه من براي اگاهي يافتن از احساسات ، پذيرش آنها و رها كردنشان بود . من در قبال برانگيختگي احساساتم قدرت بسيار كمي داشتم . اما آنچه براي انجام دادن آن انتخاب ميكنم مسئوليت من است امروز ميتوانم احساستم را پذيرفته ، در مورد آنها با ديگران مشاركت كنم و تشخيص دهم آنها احساسات هستند و حقيقت نيستند و بعد رهايشان كنم من مدت زيادي در موقعيتي كه ظاهرا خشم و ترحم نسبت به خودم بي نهايت به نظر ميرسد نخواهم ماند ، چرا كه وقتي به خود اجازه دهم آنچه را هميشه احساس ميكنم حس كنم ، احساسات عبور ميكنند . احساسات من نابود نمي شوند ، در عوض از كوتاهي كردنهايي كه مانع پذيرش من ميشوند آسوده خواهم بود .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
وقتيكه قدم هفتم را آموختم ، دعا ميكنم آنچه مانع اراده نيروي برترم شده است برطرف گردد . قرار نيست تمامي پاسخ ها را داشته باشم ، تنها لازم است كه تمايل داشته باشم . "ما دقيقا نتائجي را كه مي خواستيم دريافت نكرده ايم ، اما به نظر ميرسد هميشه به طريقي آنچه را كه احتياج داشتيم دريافت كرده ايم" . </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">وقتي شروع به مطالعه قدم هفتم كردم كه ميگويد : با فروتني از او خواستيم كمبودهاي اخلاقي ما را برطرف كند . ليست كمبودهاي اخلاقي من شامل محدوده وسيعي از احساسات بود عاجزانه از خداوند خواستم خشم ، ترس و خطاهاي من را بر طرف كند در انتظار روزي بودم كه هرگز هيچيك از اين احساسات را تجربه نكنم البته چنين روزي هرگز نرسيد در عوض ياد گرفتم احساسات كمبود هاي اخملاقي نيستند ماهيت حقيقي اشتباهات من امتنان سرسختانه من براي اگاهي يافتن از احساسات ، پذيرش آنها و رها كردنشان بود . من در قبال برانگيختگي احساساتم قدرت بسيار كمي داشتم . اما آنچه براي انجام دادن آن انتخاب ميكنم مسئوليت من است امروز ميتوانم احساستم را پذيرفته ، در مورد آنها با ديگران مشاركت كنم و تشخيص دهم آنها احساسات هستند و حقيقت نيستند و بعد رهايشان كنم من مدت زيادي در موقعيتي كه ظاهرا خشم و ترحم نسبت به خودم بي نهايت به نظر ميرسد نخواهم ماند ، چرا كه وقتي به خود اجازه دهم آنچه را هميشه احساس ميكنم حس كنم ، احساسات عبور ميكنند . احساسات من نابود نمي شوند ، در عوض از كوتاهي كردنهايي كه مانع پذيرش من ميشوند آسوده خواهم بود .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
وقتيكه قدم هفتم را آموختم ، دعا ميكنم آنچه مانع اراده نيروي برترم شده است برطرف گردد . قرار نيست تمامي پاسخ ها را داشته باشم ، تنها لازم است كه تمايل داشته باشم . "ما دقيقا نتائجي را كه مي خواستيم دريافت نكرده ايم ، اما به نظر ميرسد هميشه به طريقي آنچه را كه احتياج داشتيم دريافت كرده ايم" . </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[4 اذر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4938</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 04:46:12 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4938</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">اخيرا نويسنده يك روزنامه مدعي شد كه اكثرا مردم بيشتر از فكر كردن در مورد آنچه واقعا اهميت دارد . وقت زيادي را صرف برنامه ريزي تعطيلات ميكنند البته تعطيلات اهميت خاصي دارد . اما به قول شعار ما "چقدر مهم است؟ " در مورد من تمركز عمده فعاليت ذهنيم بر تمامي مكلات ، نگرانيها يا رنجش هاست . كه در يك لحظه خود را مشغول آن ميكنم . حالا با خودم ميگويم "من بر آنچه واقعا اهميت دارد تمركز ميكنم اما "چقدر اهميت دارد ؟" وقتي به 2 سال قبل بر ميگردم يا به 2 ماه بعد فكر ميكنم آيا اهميت دارد؟ الانان به من كمك كرد تا در زندگيم متوجه مسائلي بزرگتري باشم براي مثال : چطور ميتوانم با نيروي برترم ارتباط بهتري داشته باشم ؟ آيا من زمان يرا براي لذت بردن از لحظه حال صرف ميكنم ؟ آيا همان شخصي كه ميخواستم بشوم شده ام . چطور ميتوانم براي امروز شكر گذار باشم ؟<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
آيا اولويت هاي من درست هستند ؟ آيا آنچنان بخاطر موارد بي اهميت و ناچيز و بي معنا مشغول شده ام كه براي موضوعات مهم وقت كم دارم ؟ امروز براي فكر كردن موضوعات با اهميت جايي را در نظر ميگيرم ؟ " امروز شعار چقدر اهميت دارد؟ را بكار خواهم برد اين شعار به من كمك ميكند پيش از عملي كردن مسائل در مورد آنها فكر كنم . اين تصور بهتري از آنچه واقعا در زندگي من اهميت دارد خواهد ساخت . </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">اخيرا نويسنده يك روزنامه مدعي شد كه اكثرا مردم بيشتر از فكر كردن در مورد آنچه واقعا اهميت دارد . وقت زيادي را صرف برنامه ريزي تعطيلات ميكنند البته تعطيلات اهميت خاصي دارد . اما به قول شعار ما "چقدر مهم است؟ " در مورد من تمركز عمده فعاليت ذهنيم بر تمامي مكلات ، نگرانيها يا رنجش هاست . كه در يك لحظه خود را مشغول آن ميكنم . حالا با خودم ميگويم "من بر آنچه واقعا اهميت دارد تمركز ميكنم اما "چقدر اهميت دارد ؟" وقتي به 2 سال قبل بر ميگردم يا به 2 ماه بعد فكر ميكنم آيا اهميت دارد؟ الانان به من كمك كرد تا در زندگيم متوجه مسائلي بزرگتري باشم براي مثال : چطور ميتوانم با نيروي برترم ارتباط بهتري داشته باشم ؟ آيا من زمان يرا براي لذت بردن از لحظه حال صرف ميكنم ؟ آيا همان شخصي كه ميخواستم بشوم شده ام . چطور ميتوانم براي امروز شكر گذار باشم ؟<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
آيا اولويت هاي من درست هستند ؟ آيا آنچنان بخاطر موارد بي اهميت و ناچيز و بي معنا مشغول شده ام كه براي موضوعات مهم وقت كم دارم ؟ امروز براي فكر كردن موضوعات با اهميت جايي را در نظر ميگيرم ؟ " امروز شعار چقدر اهميت دارد؟ را بكار خواهم برد اين شعار به من كمك ميكند پيش از عملي كردن مسائل در مورد آنها فكر كنم . اين تصور بهتري از آنچه واقعا در زندگي من اهميت دارد خواهد ساخت . </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[5 آذر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4937</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 04:45:48 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4937</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">من در مورد سنت هفتم كه ميگويد: "هر گروه بايد كاملا خود كفا باشد" هرگز به خوبي فكر نكردم . تصور ميكردم اين سنت تنها به پرداخت اجاره مربوط ميشود . اخيرا وارد گروهي شدم كه امور مالي را خودش حمايت ميكرد اما چون هيچكس خدمتي انجام نمي داد هنوز كاملا خودكفا نبود من اكثرا مسئوليت هاي مختلف را بر عهده ميگرفتم وقتي دوره هاي خدمتم تمام ميشد هيچكس تمايل نداشت مسئوليت مرا قبول كند اما آنچه را احساس ميكردم دوست دارم براي خودم انتخاب كنم . و بدون توجه به كم كاري ديگران انجام ميدادم . جلسه بسته شد . به عقيده من گروهي كه نتواند مسئوليت هاي خدماتي خود را انجام دهد كاملا خود كفا نيست . امروز بخاطر رشد بيشتر گروه سپاسگزارم . امروز براي تعهد نسبت به سنت ها بسيار قدر داني ميكنم . من معتقدم همچنانكه گروه خود را پرورش ميدهيم باعث رشد و اختيار دادن به خودمان ميشويم ما ميتوانيم همكاري كنيم . ميتوانيم انتخاب هايي داشته باشيم كه به ما كمك كه بما كمك ميكند باعث بهبودي خود و ديگران شويم .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
.خود كفايي كامل گروه الانان چيزي بيش از پرداخت اجاره بهاست تداوم خدمت براي منافع مشترك ما اهميت دارد . امروز در مورد خدمت در گروه و ايجاد همكاري فكر خواهم كرد . من به شيوه هاي مختلفي ميتوانم گروه را حمايت كنم . وقتي كه سبد چرخانده ميشود و ميتوانم آنقدر كه در توانم است كمك كنم . همانطور همانقدر اهميت دارد كه من ميتوانم وقت خود را براي حمايت هاي گروه اختصاص دهم . </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">من در مورد سنت هفتم كه ميگويد: "هر گروه بايد كاملا خود كفا باشد" هرگز به خوبي فكر نكردم . تصور ميكردم اين سنت تنها به پرداخت اجاره مربوط ميشود . اخيرا وارد گروهي شدم كه امور مالي را خودش حمايت ميكرد اما چون هيچكس خدمتي انجام نمي داد هنوز كاملا خودكفا نبود من اكثرا مسئوليت هاي مختلف را بر عهده ميگرفتم وقتي دوره هاي خدمتم تمام ميشد هيچكس تمايل نداشت مسئوليت مرا قبول كند اما آنچه را احساس ميكردم دوست دارم براي خودم انتخاب كنم . و بدون توجه به كم كاري ديگران انجام ميدادم . جلسه بسته شد . به عقيده من گروهي كه نتواند مسئوليت هاي خدماتي خود را انجام دهد كاملا خود كفا نيست . امروز بخاطر رشد بيشتر گروه سپاسگزارم . امروز براي تعهد نسبت به سنت ها بسيار قدر داني ميكنم . من معتقدم همچنانكه گروه خود را پرورش ميدهيم باعث رشد و اختيار دادن به خودمان ميشويم ما ميتوانيم همكاري كنيم . ميتوانيم انتخاب هايي داشته باشيم كه به ما كمك كه بما كمك ميكند باعث بهبودي خود و ديگران شويم .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
.خود كفايي كامل گروه الانان چيزي بيش از پرداخت اجاره بهاست تداوم خدمت براي منافع مشترك ما اهميت دارد . امروز در مورد خدمت در گروه و ايجاد همكاري فكر خواهم كرد . من به شيوه هاي مختلفي ميتوانم گروه را حمايت كنم . وقتي كه سبد چرخانده ميشود و ميتوانم آنقدر كه در توانم است كمك كنم . همانطور همانقدر اهميت دارد كه من ميتوانم وقت خود را براي حمايت هاي گروه اختصاص دهم . </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[6 آذر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4936</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 04:45:15 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4936</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">آيا در مسير اعتماد كردن به نيروي برترم سدي وجود دارد ؟چه موانعي در واگذار كردن اراده و زندگيم به خداوند اشكال ايجاد ميكند ؟ در مورد من جواب روشن است : ضمانت ميخواهم با اينكه بارها سعي كرده و نا اميد شده ام، اما همچنان فكر ميكنم كه براي مشكلاتم راه حل هاي جديدي مطرح خواهند شد . آزمايش ايمان داشتن سخت به نظر ميرسد اگر موقعيتي را واگذار كنم ديگر نميتوانم آن را كنترل كنم ، نميتوانم مطمئن باشم كه به هدف خود خواهم رسيد . حالا خواهان بهبودي هستم اگر همان كارهاي هميشگي را انجام دهم همان نتائج قديمي را ميگيرم اما ميخواهم از اين برنامه معنوي ارائه شده استفاده كنم ، لذا بايد آزمايش كنم "رها كرده و به خدا بسپارم" اگر چه هيچ تضميني وجود ندارد ، اما شايد ايمان و عقيده نتائجي را كه به دنبال آن بودم براي من داشته باشد و شايد نداشته باشد . اين مزاياي ايجاد ارتباطي محكم با نيروي برتر ميتواند به من كمك كند تا رشد كنم و اطمينان ، نيرو و لياقت غلبه كردن يا هر آنچه پس از اين بحران خاص در جريان است را وسعت دهم .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
.امروز براي رشد معنوي خويش همكاري ميكنم تلاش ميكنم موانعي را كه مانع ايمان و اعتقادم ميشوند تشخيص دهم فهميدن پاداش ايمان است . پس در پي درك اين نباش كه قادري ايمان بياوري ، ايمان داشته باش كه قادري بفهمي . </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">آيا در مسير اعتماد كردن به نيروي برترم سدي وجود دارد ؟چه موانعي در واگذار كردن اراده و زندگيم به خداوند اشكال ايجاد ميكند ؟ در مورد من جواب روشن است : ضمانت ميخواهم با اينكه بارها سعي كرده و نا اميد شده ام، اما همچنان فكر ميكنم كه براي مشكلاتم راه حل هاي جديدي مطرح خواهند شد . آزمايش ايمان داشتن سخت به نظر ميرسد اگر موقعيتي را واگذار كنم ديگر نميتوانم آن را كنترل كنم ، نميتوانم مطمئن باشم كه به هدف خود خواهم رسيد . حالا خواهان بهبودي هستم اگر همان كارهاي هميشگي را انجام دهم همان نتائج قديمي را ميگيرم اما ميخواهم از اين برنامه معنوي ارائه شده استفاده كنم ، لذا بايد آزمايش كنم "رها كرده و به خدا بسپارم" اگر چه هيچ تضميني وجود ندارد ، اما شايد ايمان و عقيده نتائجي را كه به دنبال آن بودم براي من داشته باشد و شايد نداشته باشد . اين مزاياي ايجاد ارتباطي محكم با نيروي برتر ميتواند به من كمك كند تا رشد كنم و اطمينان ، نيرو و لياقت غلبه كردن يا هر آنچه پس از اين بحران خاص در جريان است را وسعت دهم .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
.امروز براي رشد معنوي خويش همكاري ميكنم تلاش ميكنم موانعي را كه مانع ايمان و اعتقادم ميشوند تشخيص دهم فهميدن پاداش ايمان است . پس در پي درك اين نباش كه قادري ايمان بياوري ، ايمان داشته باش كه قادري بفهمي . </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[7 آذر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4935</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 04:44:50 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4935</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">گاهي اوقات در جلسه مي نشينم و نمي دانم چطور در خواست كمك كنم . ممكن است در دردهايم اسير شوم و احساس كنم بعضي چيزهاي ناشناس در درونم متلاشي ميشوند خشك ام ميزند فكر ميكنم اگر حركت نكنم آنها دور ميشوند بنابراين درخواست كمك نميكنم ، صحبت نميكنم و دردم بزرگتر ميشود . آيا ظاهرم آرام بنظر ميرسد ؟ نه اشتباه نكنيد من تنها از اينكه اجازه دهم حقيقت را ببينم ترس دارم . شايد تصور كنيد كه من آدم احمق و ضعيفي هستم ، شايد مرا طرد كنيد . بنابراين صحبت نميكنم و دردم باقي مي ماند . اما من گوش ميدهم و نيروي برترم آنچه را كه نميتوانم براي خود انجام دهم ، از طريق ديگران برايم ممكن مي سازد . مثلا فردي در جلسه مشاركت ميكند و بسياري از احساساتي را كه من از مطرح كردن آن ميترسم ، بيان ميكند . ناگهان دنياي من بزرگ ميشود و كمي حالم بهتر ميشود . مدتي است كه تنها نيستم .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
كي از معجزاتي كه در الانان يافته ام اين است كه اغلب هنگامي كمك ميرسد كه شديدا به آن نياز دارم ، وقتي كه قادر به تقاضاي كمك نيستم گاهي اوقات كمك به طرف من مي آيد و وقتي نمي دانم چه بگويم لغات مورد نيازم را دريافت ميكنم . زماني كه در مورد آنچه در قلبم است مشاركت ميكنم شايد به شخصي كه نميتواند خود را پيدا ، پيامي برسانم . امروز نيروي برتري دارم كه نيازهاي مرا ميداند . همچنانكه قدم بر ميدارم ، دنيا نيز با من همگام ميشود . </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">گاهي اوقات در جلسه مي نشينم و نمي دانم چطور در خواست كمك كنم . ممكن است در دردهايم اسير شوم و احساس كنم بعضي چيزهاي ناشناس در درونم متلاشي ميشوند خشك ام ميزند فكر ميكنم اگر حركت نكنم آنها دور ميشوند بنابراين درخواست كمك نميكنم ، صحبت نميكنم و دردم بزرگتر ميشود . آيا ظاهرم آرام بنظر ميرسد ؟ نه اشتباه نكنيد من تنها از اينكه اجازه دهم حقيقت را ببينم ترس دارم . شايد تصور كنيد كه من آدم احمق و ضعيفي هستم ، شايد مرا طرد كنيد . بنابراين صحبت نميكنم و دردم باقي مي ماند . اما من گوش ميدهم و نيروي برترم آنچه را كه نميتوانم براي خود انجام دهم ، از طريق ديگران برايم ممكن مي سازد . مثلا فردي در جلسه مشاركت ميكند و بسياري از احساساتي را كه من از مطرح كردن آن ميترسم ، بيان ميكند . ناگهان دنياي من بزرگ ميشود و كمي حالم بهتر ميشود . مدتي است كه تنها نيستم .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
كي از معجزاتي كه در الانان يافته ام اين است كه اغلب هنگامي كمك ميرسد كه شديدا به آن نياز دارم ، وقتي كه قادر به تقاضاي كمك نيستم گاهي اوقات كمك به طرف من مي آيد و وقتي نمي دانم چه بگويم لغات مورد نيازم را دريافت ميكنم . زماني كه در مورد آنچه در قلبم است مشاركت ميكنم شايد به شخصي كه نميتواند خود را پيدا ، پيامي برسانم . امروز نيروي برتري دارم كه نيازهاي مرا ميداند . همچنانكه قدم بر ميدارم ، دنيا نيز با من همگام ميشود . </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[8 آذر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4934</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 04:44:23 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4934</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">هنگاميه به الانان آمدم افكار من به قدري آشفته بود كه متوجه الكلي اي در زندگي من وجود داشت نبودم الانان به من كمك كرد تا احساس امنيت كافي داشته باشم تا بتوانم حقيقت را ببينم . همچنانكه افكار من شروع به بهتر شدن ميكرد ، از دروغ هايي كه به خودم و ديگران گفته بودم مي ترسيدم اما من از اين موقعيت رها شده و به شخص ديگري تبديل شدم يك راستگوي هميشگي شده بودم وظيفه من اين بود ، هر فردي كه ميخواست به آنچه واقعا اتفاق افتاده گوش فرا دهد ، آگاهش كنم . من برچسب صداقت زده بودم ، اما خشم و اهانت خود را كاملا واضح به الكلي ابراز ميكردم و براي كمك خواستن شديدا گريه ميكردم الانان به من نشان داد كه بينش من از يك موقعيت ، تنهاحقيقتي است كه من از روزنه دنياي خويش مي بينم . من با مقصر دانستن الكلي به لحاظ داشتن مرضي كه بر زندگي هر دوي ما تاثير گذاشته بود . و يا با اوقات تلخي و پافشاري بر اين كه من حالا حقيقت واقعي را مي شناسم ، نمي توانم انكارهاي گذشته را باطل كنم اما با شناختن بهترين عملي كه در آن زمان مي توانستم انجام دهم ، ميتوانم براي موقعيت هاي مختلف ، پاسخ هاي زيادي ارائه دهم . امروز ميتوانم با خود صادق باشم و هنوز با خود مهربان باشم .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
.آنگاه كه به نگراني در مورد اينكه ديدگاه ديگران در مورد مسائل من چيست خاتمه دهم و به خود توجه كنم ، آرامشي بيش از آنچه تا كنون مي شناختم خواهم داشت . من نميتوانم بيماري الكليسم را كنترل كنم ، اما با بررسي صادقانه انگيزه و احساساتم ميتوانم خود را از چنگال آن رها سازم . "هر كه با هيولايي مبارزه ميكند ، بايد مراقب باشد كه در اين حادثه به هيولايي تبديل نشود" . </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">هنگاميه به الانان آمدم افكار من به قدري آشفته بود كه متوجه الكلي اي در زندگي من وجود داشت نبودم الانان به من كمك كرد تا احساس امنيت كافي داشته باشم تا بتوانم حقيقت را ببينم . همچنانكه افكار من شروع به بهتر شدن ميكرد ، از دروغ هايي كه به خودم و ديگران گفته بودم مي ترسيدم اما من از اين موقعيت رها شده و به شخص ديگري تبديل شدم يك راستگوي هميشگي شده بودم وظيفه من اين بود ، هر فردي كه ميخواست به آنچه واقعا اتفاق افتاده گوش فرا دهد ، آگاهش كنم . من برچسب صداقت زده بودم ، اما خشم و اهانت خود را كاملا واضح به الكلي ابراز ميكردم و براي كمك خواستن شديدا گريه ميكردم الانان به من نشان داد كه بينش من از يك موقعيت ، تنهاحقيقتي است كه من از روزنه دنياي خويش مي بينم . من با مقصر دانستن الكلي به لحاظ داشتن مرضي كه بر زندگي هر دوي ما تاثير گذاشته بود . و يا با اوقات تلخي و پافشاري بر اين كه من حالا حقيقت واقعي را مي شناسم ، نمي توانم انكارهاي گذشته را باطل كنم اما با شناختن بهترين عملي كه در آن زمان مي توانستم انجام دهم ، ميتوانم براي موقعيت هاي مختلف ، پاسخ هاي زيادي ارائه دهم . امروز ميتوانم با خود صادق باشم و هنوز با خود مهربان باشم .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
.آنگاه كه به نگراني در مورد اينكه ديدگاه ديگران در مورد مسائل من چيست خاتمه دهم و به خود توجه كنم ، آرامشي بيش از آنچه تا كنون مي شناختم خواهم داشت . من نميتوانم بيماري الكليسم را كنترل كنم ، اما با بررسي صادقانه انگيزه و احساساتم ميتوانم خود را از چنگال آن رها سازم . "هر كه با هيولايي مبارزه ميكند ، بايد مراقب باشد كه در اين حادثه به هيولايي تبديل نشود" . </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[9 آذر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4933</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 04:43:55 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4933</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">در تمام مدتي كه قدم چهارم را كار ميكردم (تهيه يك ترازنامه اخلاقي بي باكانه و موشكافانهاز خودم) از اينكه احساس ميكردم آنرا درست انجام نداده ام ، بدبين بودم و خود را سرزنش ميكردم . با كمك نيروي برترم سرانجام در يافتم مشكل من اشتباه در انجام قدم چهارم نيست حقيقت اين بود كه چنين احساسي را در تمام موارد زندگيم داشتم . من هر عملي را كه در زندگيم انجام ميدهم احساس ميكنم اشتباه است و حتي بهترين كا كار نيز در حد لازم خوب نيست و آن كار به راحتي كاري اشتباه تلقي ميشود بايد كار را فقط عالي انجام دهم . با آگاهي از اينكه در جريان قدم چهارم پيشفت كرده ام ترديد داشتن به خودم ، به عنوان جنبه وجودي من تلقي ميشود اين فقط در نتيجه سالها زندگي كردن با مشكل الكليسم است بنابراين هرگاه احساسي برانگيخته ميشود آنرا تشخيص ميدهم در مورد آن مشاكت كرده ، مي پذيرم كه آنرا احساس كنم و بعد رها ميكنم من مدت زيادي آنراحمل نمي كنم ، چرا كه هيچ اعتباري ندارد .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
قدم چهارم ،شانس بدست آوردن برخي تعادلات رابه من نشان داد . قدم چهارم به من كمك كرد تا تشخيص دهم آنچه در مورد خودم با خودم مي گفتم درست يا نادرست است . امروز در مورد خويش فريضه اي (گماني)را مد نظر قرار داده و آنرا در مسيري صحيح هدايت ميكنم ، شايد متوجه شوم اين فرض بيش از آنكه ناشي از واقعيت باشد از عادت نشات گرفته است "بگذار درك كنم ، ترديد و بدبيني نسبت به خويش نقايصي شخصيتي هستند كه مانع رشد من ميشوند . </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">در تمام مدتي كه قدم چهارم را كار ميكردم (تهيه يك ترازنامه اخلاقي بي باكانه و موشكافانهاز خودم) از اينكه احساس ميكردم آنرا درست انجام نداده ام ، بدبين بودم و خود را سرزنش ميكردم . با كمك نيروي برترم سرانجام در يافتم مشكل من اشتباه در انجام قدم چهارم نيست حقيقت اين بود كه چنين احساسي را در تمام موارد زندگيم داشتم . من هر عملي را كه در زندگيم انجام ميدهم احساس ميكنم اشتباه است و حتي بهترين كا كار نيز در حد لازم خوب نيست و آن كار به راحتي كاري اشتباه تلقي ميشود بايد كار را فقط عالي انجام دهم . با آگاهي از اينكه در جريان قدم چهارم پيشفت كرده ام ترديد داشتن به خودم ، به عنوان جنبه وجودي من تلقي ميشود اين فقط در نتيجه سالها زندگي كردن با مشكل الكليسم است بنابراين هرگاه احساسي برانگيخته ميشود آنرا تشخيص ميدهم در مورد آن مشاكت كرده ، مي پذيرم كه آنرا احساس كنم و بعد رها ميكنم من مدت زيادي آنراحمل نمي كنم ، چرا كه هيچ اعتباري ندارد .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
قدم چهارم ،شانس بدست آوردن برخي تعادلات رابه من نشان داد . قدم چهارم به من كمك كرد تا تشخيص دهم آنچه در مورد خودم با خودم مي گفتم درست يا نادرست است . امروز در مورد خويش فريضه اي (گماني)را مد نظر قرار داده و آنرا در مسيري صحيح هدايت ميكنم ، شايد متوجه شوم اين فرض بيش از آنكه ناشي از واقعيت باشد از عادت نشات گرفته است "بگذار درك كنم ، ترديد و بدبيني نسبت به خويش نقايصي شخصيتي هستند كه مانع رشد من ميشوند . </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[10 آذر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4932</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 04:43:25 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4932</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">در برخوردبا يك تغيير ، مشكل يا كشف تازه يا آگاهي و بيداري ، اغلب قبل از اينكه بتوانيم عملكردي داشته باشيم نياز به طي يك دوره از پذيرش داريم . اين روند اكثر اوقات به سه واژه آگاهي پذيرش و عمل مربوط ميگردد . كنار آمدن با يك آگاهي و شناخت جديد ميتواند تا حد زيادي سخت باشد و اغلب ما درد و ناراحتي خود را انكار ميكنيم در حاليكه اصل واقعيت را نپذيريم و با آن مواجه نشويم ، هيچ عملكرد مناسبي در قبال آن نخواهيم داشت هنوز ممكن است در پذيرفتن واقعيت هاي نا خوشايند ترديد كنيم چرا كه احساس مي كنيم با پذيرفتن آنها از بعضي واقعيات غير قابل تحمل چشم پوشي كنيم ، در حاليكه اينطور نيست . در كتاب فقط براي امروز به وضوح گفته شده كه پذيرش ، تسليم شدن در برابر موقعيت هاي سخت و دشوار نيست بلكه به معني حقيقت يك موقعيت است و اينكه چه تصميمي در قبال آن اتخاذ كنيم . پذيرش ميتواند نيرو بخش باشد چرا كه امكان انتخاب را فراهم مي آورد .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
.امروز قبل از انجام هر عملي در قبال موقعيتم سعي در پذيرش آن خواهم داشت با پذيرفتن آنچه كه هست حق انتخابهاي غير قابل پيش بيني ميتواند فراهم شود به همين دليل از روبرو شدن و دنبال كردن حقيقت نمي ترسم .. </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">در برخوردبا يك تغيير ، مشكل يا كشف تازه يا آگاهي و بيداري ، اغلب قبل از اينكه بتوانيم عملكردي داشته باشيم نياز به طي يك دوره از پذيرش داريم . اين روند اكثر اوقات به سه واژه آگاهي پذيرش و عمل مربوط ميگردد . كنار آمدن با يك آگاهي و شناخت جديد ميتواند تا حد زيادي سخت باشد و اغلب ما درد و ناراحتي خود را انكار ميكنيم در حاليكه اصل واقعيت را نپذيريم و با آن مواجه نشويم ، هيچ عملكرد مناسبي در قبال آن نخواهيم داشت هنوز ممكن است در پذيرفتن واقعيت هاي نا خوشايند ترديد كنيم چرا كه احساس مي كنيم با پذيرفتن آنها از بعضي واقعيات غير قابل تحمل چشم پوشي كنيم ، در حاليكه اينطور نيست . در كتاب فقط براي امروز به وضوح گفته شده كه پذيرش ، تسليم شدن در برابر موقعيت هاي سخت و دشوار نيست بلكه به معني حقيقت يك موقعيت است و اينكه چه تصميمي در قبال آن اتخاذ كنيم . پذيرش ميتواند نيرو بخش باشد چرا كه امكان انتخاب را فراهم مي آورد .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
.امروز قبل از انجام هر عملي در قبال موقعيتم سعي در پذيرش آن خواهم داشت با پذيرفتن آنچه كه هست حق انتخابهاي غير قابل پيش بيني ميتواند فراهم شود به همين دليل از روبرو شدن و دنبال كردن حقيقت نمي ترسم .. </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[11 آذر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4931</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 04:42:57 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4931</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">هر لحظه از زندگيم گرانبهاست و من قدر آن را خواهم دانست من براي غني شدن زندگي خويش و بهبود ارتباطم با نيروي برتر مردم و خودم از اين لحظات استفاده ميكنم . هر يك از قدمهاي 12 گانه ميتواند براي دنبال كردن اين هدف در زندگيم ، بدون در نظر گرفتن شرايطم ، به من كمك كند . جلسات ، تماس هاي تلفني ام با الانان و نشريات الانان همگي به من كمك ميكند تا قدم ها را در اتفاقاتي كه در اينجا و حال در زندگيم ، رخ ميدهد بكار ببندم همين لحظه است كه ميتوانم يك تغيير مثبت ايجاد كنم . شايد تمام اوقات خود را بررسي و محاسبه كنم . من براي گذراندن يك دوره 24 ساعت وقت دارم . با قرار دادن اصول الانان در زندگي امروزم اين ساعات را براي رشد كردن لذت بردن و بهبود يافتن انتخاب ميكنم . حتي فرصتي دارم تا از اشتباهاتم درس هايي بگيرم ، چرا كه در هر لحظه از 24 ساعت ممكن است يك خطا صورت گيرد .<br />
<br />
ياد اوري امروز<br />
<br />
.امروز فرصت تازه اي به من بخشيده ميشود تا شروع تازه اي در زندگي ام داشته باشم . چطور ميتوانم بهترين استفاده از آن را داشته باشم . "با موهبت ها و بخشش ها شروع ميكنيم لياقت و شايستگي ما از آنچه كه ايجاد ميكنيم نشات ميگيرد" . </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">هر لحظه از زندگيم گرانبهاست و من قدر آن را خواهم دانست من براي غني شدن زندگي خويش و بهبود ارتباطم با نيروي برتر مردم و خودم از اين لحظات استفاده ميكنم . هر يك از قدمهاي 12 گانه ميتواند براي دنبال كردن اين هدف در زندگيم ، بدون در نظر گرفتن شرايطم ، به من كمك كند . جلسات ، تماس هاي تلفني ام با الانان و نشريات الانان همگي به من كمك ميكند تا قدم ها را در اتفاقاتي كه در اينجا و حال در زندگيم ، رخ ميدهد بكار ببندم همين لحظه است كه ميتوانم يك تغيير مثبت ايجاد كنم . شايد تمام اوقات خود را بررسي و محاسبه كنم . من براي گذراندن يك دوره 24 ساعت وقت دارم . با قرار دادن اصول الانان در زندگي امروزم اين ساعات را براي رشد كردن لذت بردن و بهبود يافتن انتخاب ميكنم . حتي فرصتي دارم تا از اشتباهاتم درس هايي بگيرم ، چرا كه در هر لحظه از 24 ساعت ممكن است يك خطا صورت گيرد .<br />
<br />
ياد اوري امروز<br />
<br />
.امروز فرصت تازه اي به من بخشيده ميشود تا شروع تازه اي در زندگي ام داشته باشم . چطور ميتوانم بهترين استفاده از آن را داشته باشم . "با موهبت ها و بخشش ها شروع ميكنيم لياقت و شايستگي ما از آنچه كه ايجاد ميكنيم نشات ميگيرد" . </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[12 آذر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4930</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 04:42:33 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4930</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">زندگي كردن با الكليسم باعث شده بود تا فكر كنم هيچ روزنه اميدي وجود ندارد و بنظر ميرسد كه همه اميدهايم نابود شده اند يادگيريها بسياري دردناك بودند با گذشت زمان همانطور كه اميدم را از دست ميدادم ، احساس نا اميدي و درماندگي عميقي ميكردم . اما در حقيقت در مقابل احساساتم ايستاده و از كنترل كردن و اميد به چيزهاي محال صرفنظر كردم . در خلال قدمهاي 12 گانه ، معنويتي را كشف كردم كه بمن اجازه داد تا باور كنم دليلي براي اميدواري وجود دارد . به كمك نيروي برترم و بدون در نظر گرفتن مقتضيات و شرايط پيرامون در هر لحظه از زندگيم احساس سرزندگي ميكردم و از اين احساس لذت مي بردم درسهاي دردناك يك شبه آموخته نمي شوند ، اما الانان به من كمك كرد تا امنيت و اميدواري را حتي در رويا داشته باشم . ياد بگيريم اين طبيعي است كه سالم و اميدوار بوده و حتي آرزو داشته باشم.<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
مراقبت كردن از خود راهي سخت است چرا كه ممكن است نا اميد شوم . پس جهت مراقبت از خويش به هنگام درد و رنج بايد تلاش كنم كه خود را به كلي از خوشي ها و لذت هايي كه زندگي به من مي بخشد ، دور نكنم امروز بهتر و كاملتر زندگي خواهم كرد . " گذر سالها ممكن است پوست را چروكيده كند (جسم ما فرسوده شود) اما رها كردن شور و اشتياق روان را مريض ميكند . </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">زندگي كردن با الكليسم باعث شده بود تا فكر كنم هيچ روزنه اميدي وجود ندارد و بنظر ميرسد كه همه اميدهايم نابود شده اند يادگيريها بسياري دردناك بودند با گذشت زمان همانطور كه اميدم را از دست ميدادم ، احساس نا اميدي و درماندگي عميقي ميكردم . اما در حقيقت در مقابل احساساتم ايستاده و از كنترل كردن و اميد به چيزهاي محال صرفنظر كردم . در خلال قدمهاي 12 گانه ، معنويتي را كشف كردم كه بمن اجازه داد تا باور كنم دليلي براي اميدواري وجود دارد . به كمك نيروي برترم و بدون در نظر گرفتن مقتضيات و شرايط پيرامون در هر لحظه از زندگيم احساس سرزندگي ميكردم و از اين احساس لذت مي بردم درسهاي دردناك يك شبه آموخته نمي شوند ، اما الانان به من كمك كرد تا امنيت و اميدواري را حتي در رويا داشته باشم . ياد بگيريم اين طبيعي است كه سالم و اميدوار بوده و حتي آرزو داشته باشم.<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
مراقبت كردن از خود راهي سخت است چرا كه ممكن است نا اميد شوم . پس جهت مراقبت از خويش به هنگام درد و رنج بايد تلاش كنم كه خود را به كلي از خوشي ها و لذت هايي كه زندگي به من مي بخشد ، دور نكنم امروز بهتر و كاملتر زندگي خواهم كرد . " گذر سالها ممكن است پوست را چروكيده كند (جسم ما فرسوده شود) اما رها كردن شور و اشتياق روان را مريض ميكند . </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[13 آذر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4929</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 04:42:10 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4929</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">من شبها نميتوانستم بخوابم ، آشفته نگران و پريشان بودم علت بيخوابي هاي من چه بود ؟؟چه موضوعي مرا درگير كرده بود ؟؟ زندگي من پر از استرس بود اما نه يك استرس معمولي . سعي كردم شير داغ بنوشم ، در رختخواب مطالعه كنم ، به يك موسيقي ملايم گوش دهم حتي به دكتر مراجعه كردم ، اما باز هم نمي توانستم بيشتر از چند ساعت بخواب روم ، من خيلي پريشان بودم در جلسات الانان در مورد دلواپسي خود صحبت كردم و عضو ديگري در مورد مشكلي مشابه آن مشاركت كرد كه چه چيزي به او كمك كرده بود تا شرايط را كاملا بپذيرد و عجز خود را در برابر بيخوابي اش قبول كند با نظري به گذشته او گفت كه بي خوابي نعمت هايي را براي او به دنبال داشته است چون بي خوابي آنقدر او را خسته كرده بود كه باعث درد سر او شده بود . من متوجه شدم كه اين قضيه در مورد من نيز صدق ميكند به جاي اينكه اجبارا براي هوشياري فرد مورد علاقه ام افسوس بخورم ، بجاي كنترل و فضولي در كار او تلاش كنم ذهنم را متوجه امور خويش سازم . اخيرا از اينكه ذهنم را شديدا متوجه هر چيزي كه به من مربوط نمي شود در گير سازم خسته شده ام اغلب دعا كرده ام تا از نگراني هاي آزار دهنده رها شوم و اكنون بنظر ميرسد از راهي كه انتظار آنرا نداشتم دعايم مستجاب شده است .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
گاهي اوقات لطف نيروي برترم از روشهايي غير معمول نصيب من ميشود شايد آن چيزهايي كه من آن را جزو مشكلات به شمار مي آورم . در حقيقت نوعي ، از همراهي باشد . "هيچ چيزي خوب يا بد نيست تفكر ماست كه آنرا چنين مي سازد . </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">من شبها نميتوانستم بخوابم ، آشفته نگران و پريشان بودم علت بيخوابي هاي من چه بود ؟؟چه موضوعي مرا درگير كرده بود ؟؟ زندگي من پر از استرس بود اما نه يك استرس معمولي . سعي كردم شير داغ بنوشم ، در رختخواب مطالعه كنم ، به يك موسيقي ملايم گوش دهم حتي به دكتر مراجعه كردم ، اما باز هم نمي توانستم بيشتر از چند ساعت بخواب روم ، من خيلي پريشان بودم در جلسات الانان در مورد دلواپسي خود صحبت كردم و عضو ديگري در مورد مشكلي مشابه آن مشاركت كرد كه چه چيزي به او كمك كرده بود تا شرايط را كاملا بپذيرد و عجز خود را در برابر بيخوابي اش قبول كند با نظري به گذشته او گفت كه بي خوابي نعمت هايي را براي او به دنبال داشته است چون بي خوابي آنقدر او را خسته كرده بود كه باعث درد سر او شده بود . من متوجه شدم كه اين قضيه در مورد من نيز صدق ميكند به جاي اينكه اجبارا براي هوشياري فرد مورد علاقه ام افسوس بخورم ، بجاي كنترل و فضولي در كار او تلاش كنم ذهنم را متوجه امور خويش سازم . اخيرا از اينكه ذهنم را شديدا متوجه هر چيزي كه به من مربوط نمي شود در گير سازم خسته شده ام اغلب دعا كرده ام تا از نگراني هاي آزار دهنده رها شوم و اكنون بنظر ميرسد از راهي كه انتظار آنرا نداشتم دعايم مستجاب شده است .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
گاهي اوقات لطف نيروي برترم از روشهايي غير معمول نصيب من ميشود شايد آن چيزهايي كه من آن را جزو مشكلات به شمار مي آورم . در حقيقت نوعي ، از همراهي باشد . "هيچ چيزي خوب يا بد نيست تفكر ماست كه آنرا چنين مي سازد . </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[14 آذر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4928</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 04:41:48 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4928</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">وقتي در مورد مشكلات اساسي خود در رنج هستم . به گذشته بر ميگردم تا ببينم كجا بوده ام . وقتي در برنامه الانان خيلي مبتدي بودم ، ميگفتم : قبل از آمدنم به الانان بهتر از حالا با مشكلات برخورد ميكردم "بازگشت به گذشته را ادامه خواهم داد" وقتي تمام تغييراتي كه مي خواستم در خود ايجاد كنم بي نتيجه ماند ، گفتم "بالاخره از مشكلات آگاه هستم و حالا ميدانم كه با آن چه كنم" اكنون متوجه شده ام : اگر شخصي يك سال پيش به من گفته بود كه من در جايي خواهم بود كه امروز هستم ، هرگز اين امكان را باور نميكردم . گذشت زمان كاركرد برنامه الانان را بطور آشكار برايم نشان ميدهد _ من رشد كردن خويش را در زندگيم ميتوانم ببينم . هرچه بيشتر با اين اصول زندگي كنم . اثرات آن را بيشتر خواهم ديد . اين تجديد قوا در مواقع شك و ترديد شديدا مرا حمايت مي كند و به داشتن شهامت هنگام ترس به من كمك ميكند .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
وقتي احساس ميكنم قادر به حركت نيستم يا وقتي كه وجودم را ترس فرا ميگيرد من نعمتي عجيب براي كمك به شناختن راهم دارم "نعمت حافظه" حافظه ام اغلب ناراحتي ، شرم و صدمات ناشي از گذشته را به من ياد آوري كرده است . اما اكنون ميتوانم حافظه ام را براي ديدن پيشرفتي كه داشته ام به كار گيرم و خوشي . سپاسگزاري را بفهمم . تجربه فردي ام به من مي آموزد تا به اين روند عجيب بهبودي اعتماد كنم . تمام كاري كه بايد انجام دهم ، توجه داشتن مي باشد . " خداوند به ما حافظه اي بخشيده كه ممكن است كه در ماه دسامبر (گل رز داشته باشيم)دسامبر آخرين ماه سال ميلادي . </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">وقتي در مورد مشكلات اساسي خود در رنج هستم . به گذشته بر ميگردم تا ببينم كجا بوده ام . وقتي در برنامه الانان خيلي مبتدي بودم ، ميگفتم : قبل از آمدنم به الانان بهتر از حالا با مشكلات برخورد ميكردم "بازگشت به گذشته را ادامه خواهم داد" وقتي تمام تغييراتي كه مي خواستم در خود ايجاد كنم بي نتيجه ماند ، گفتم "بالاخره از مشكلات آگاه هستم و حالا ميدانم كه با آن چه كنم" اكنون متوجه شده ام : اگر شخصي يك سال پيش به من گفته بود كه من در جايي خواهم بود كه امروز هستم ، هرگز اين امكان را باور نميكردم . گذشت زمان كاركرد برنامه الانان را بطور آشكار برايم نشان ميدهد _ من رشد كردن خويش را در زندگيم ميتوانم ببينم . هرچه بيشتر با اين اصول زندگي كنم . اثرات آن را بيشتر خواهم ديد . اين تجديد قوا در مواقع شك و ترديد شديدا مرا حمايت مي كند و به داشتن شهامت هنگام ترس به من كمك ميكند .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
وقتي احساس ميكنم قادر به حركت نيستم يا وقتي كه وجودم را ترس فرا ميگيرد من نعمتي عجيب براي كمك به شناختن راهم دارم "نعمت حافظه" حافظه ام اغلب ناراحتي ، شرم و صدمات ناشي از گذشته را به من ياد آوري كرده است . اما اكنون ميتوانم حافظه ام را براي ديدن پيشرفتي كه داشته ام به كار گيرم و خوشي . سپاسگزاري را بفهمم . تجربه فردي ام به من مي آموزد تا به اين روند عجيب بهبودي اعتماد كنم . تمام كاري كه بايد انجام دهم ، توجه داشتن مي باشد . " خداوند به ما حافظه اي بخشيده كه ممكن است كه در ماه دسامبر (گل رز داشته باشيم)دسامبر آخرين ماه سال ميلادي . </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[15 آذر]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4927</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 04:41:23 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4927</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">بيشتر انسانها با نياز غريزي جور شدن با ديگران (وفق يافتن با ديگران) به دنيا مي آيند ميل شديد به تعلق داشتن و حفظ آرامش به ما كمك ميكند تا با ديگران ارتباط داشته و بخشي از اجتماع باشيم اين غريزه باعث بقاي تمدن هاي زيادي شده و هيچ آسيبي نمي رساند، مگر اينكه تعادل خود را از دست بدهم .(متعادل نباشم) وقتي كه نيازهاي فردي خود را ناديده بگيرم . منافع خود را بخاطر ديگران قرباني كنم . خشنود كردن ديگران مخرب است االانان به من كمك كرد تا با خود توافق پيدا كنم و اجازه دهم كه به احساساتن پاسخگو باشم آرزوها و خواسته هاي خود را در نظر گرفته و هميشه مراقب خويش باشم بهترين راه حفظ اين تعادل ، ايجاد عزت نفس در خودم مي باشد وقتي كه من با احترام و مهرباني با خود رفتار ميكنم بهتر قادر خواهم بود تا با ديگران ارتباط داشته باشم .<br />
<br />
<br />
يادآوری امروز<br />
<br />
<br />
من تمام احساسات و غرايز وجودم را كه به دليلي وجود دارند قبول ميكنم امروز به جاي تلاش جهت دور كردن اين غرايز ، براي پيدا كردن يك تعادل كوشش خواهم كرد . " اگر من به فكر خودم نباشم چه كسي به فكر من خواهد بود ؟ و اگر فقط به فكر خودم باشم من چه هستم ؟ و اگر اكنون اين گونه نيست _ پس چه موقع ؟" </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">بيشتر انسانها با نياز غريزي جور شدن با ديگران (وفق يافتن با ديگران) به دنيا مي آيند ميل شديد به تعلق داشتن و حفظ آرامش به ما كمك ميكند تا با ديگران ارتباط داشته و بخشي از اجتماع باشيم اين غريزه باعث بقاي تمدن هاي زيادي شده و هيچ آسيبي نمي رساند، مگر اينكه تعادل خود را از دست بدهم .(متعادل نباشم) وقتي كه نيازهاي فردي خود را ناديده بگيرم . منافع خود را بخاطر ديگران قرباني كنم . خشنود كردن ديگران مخرب است االانان به من كمك كرد تا با خود توافق پيدا كنم و اجازه دهم كه به احساساتن پاسخگو باشم آرزوها و خواسته هاي خود را در نظر گرفته و هميشه مراقب خويش باشم بهترين راه حفظ اين تعادل ، ايجاد عزت نفس در خودم مي باشد وقتي كه من با احترام و مهرباني با خود رفتار ميكنم بهتر قادر خواهم بود تا با ديگران ارتباط داشته باشم .<br />
<br />
<br />
يادآوری امروز<br />
<br />
<br />
من تمام احساسات و غرايز وجودم را كه به دليلي وجود دارند قبول ميكنم امروز به جاي تلاش جهت دور كردن اين غرايز ، براي پيدا كردن يك تعادل كوشش خواهم كرد . " اگر من به فكر خودم نباشم چه كسي به فكر من خواهد بود ؟ و اگر فقط به فكر خودم باشم من چه هستم ؟ و اگر اكنون اين گونه نيست _ پس چه موقع ؟" </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>