<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - دی ماه]]></title>
		<link>https://forum.banianbehboodi.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - https://forum.banianbehboodi.ir]]></description>
		<pubDate>Thu, 01 Oct 2026 17:29:41 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[1 دی]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4978</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 17:18:48 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4978</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">بوضوح نمي دانستم كه مهرباني و محبت چيست ؟ اما ميدانستم كه چه چيزي نيست . مهرباني به دنبال انتقام . لجاجت كردن با عصبانيت صدا كردن اسمها يا فرياد زدن و در هم شكستن چيزها نيست . هنوز اين نحوه رفتاري بود كه غالبا با فردي كه ادعا ميكرد دوستش دارم . اعمال ميكردم . من براي شروع ياد گيري محبت و برطرف كردن چنين رفتارهاييبود . وقتي كه هنوز براي تعريف كردن محبت و مهرباني مشكل دارم . فكر ميكنم اينگونه شروع كنم كه بپذيرم با فرد بيماري كه گاهي اوقات علائم بيماري را بروز ميدهد بر خورد دارم . من نبايد شخصا هنگام بروز نشانه هايي از قبيل بي حرمتي هاي كلامي . متحمل آن شوم و بخاطر مريض بودن او حق تنبيه كردن ندارم . من يك انسان ارزشمند هستم من نبايد بنشينم و مورد بي حرمتي قرار گيرم اما من حق توهين كردن ندارم .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
در طول زندگيم وقت بيشتري را براي خودم صرف خواهم كرد تا هر فرد ديگري . بگذار ياد بگيرم تا فردي شوم كه ترجيح ميدهم او را به عنوان يك دوست داشته باشم .. "فردي كه گلهاي رز زيبايي در باغش دارد . بايد رزهاي زيبايي در قلبش داشته باشد . </div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">بوضوح نمي دانستم كه مهرباني و محبت چيست ؟ اما ميدانستم كه چه چيزي نيست . مهرباني به دنبال انتقام . لجاجت كردن با عصبانيت صدا كردن اسمها يا فرياد زدن و در هم شكستن چيزها نيست . هنوز اين نحوه رفتاري بود كه غالبا با فردي كه ادعا ميكرد دوستش دارم . اعمال ميكردم . من براي شروع ياد گيري محبت و برطرف كردن چنين رفتارهاييبود . وقتي كه هنوز براي تعريف كردن محبت و مهرباني مشكل دارم . فكر ميكنم اينگونه شروع كنم كه بپذيرم با فرد بيماري كه گاهي اوقات علائم بيماري را بروز ميدهد بر خورد دارم . من نبايد شخصا هنگام بروز نشانه هايي از قبيل بي حرمتي هاي كلامي . متحمل آن شوم و بخاطر مريض بودن او حق تنبيه كردن ندارم . من يك انسان ارزشمند هستم من نبايد بنشينم و مورد بي حرمتي قرار گيرم اما من حق توهين كردن ندارم .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
در طول زندگيم وقت بيشتري را براي خودم صرف خواهم كرد تا هر فرد ديگري . بگذار ياد بگيرم تا فردي شوم كه ترجيح ميدهم او را به عنوان يك دوست داشته باشم .. "فردي كه گلهاي رز زيبايي در باغش دارد . بايد رزهاي زيبايي در قلبش داشته باشد . </div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[2 دی]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4977</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 17:18:24 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4977</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">من شنيده ام كه ميگويند : در الانان سعي ميكنيم به شباهت هايمان بيشتر از تفاوت هايمان توجه كنيم . اين بدين معنا نيست كه ما تفاوتهايي نداريم يا اينكه ما نبايد از اين تفاوت ها آگاه شويم . آنچه پيشنهاد ميشود اين است كه با ياد آوري اينكه چرا ما در اينجا هستيم . لازم است كه هرگز احساس تنهايي نكنيم . درست همانند ديگران با اين احساس كه مشكلم مرا از ديگران جدا ساخته . به الانان آمدم با گذشت زمان فهميدم كه اين ناشي از ترس و خجالت من بوده است و در گير جزئيات مشكلم نمي شود . بلكه مرا در يك فاصله اي نگه ميدارد . من ياد گرفتم وقتي كه به فراسوي اين جزئيات دست مي يافتم. مي توانستم دست افراد ديگري كه تحت تاثير الكليسم بوده اند را در دست بگيرم و در نتيجه كمكي پيدا كنم . . همه ما به گونه اي خاص شبيه هم هستيم . اما همانطور كه دستمان هنگام دعا كردن به هم ملحق مي شوند هر يك از ما بخشي از از يك دايره اميد مي باشيم كه بزرگتر از هر تفاوت فردي ما مي باشد .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
هر چند كه ما ويژگي هاي منحصر به فرد خودمان را داريم اما قلب هايمان يكسان مي طپد . همانطور كه در مورد سرنوشت و ايمانت مشاركت مي كني . قلب تو تحت تاثير قلب من قرار مي گيرد (قلبهايمان با هم در ارتباط است) ميدانم كه بخشي از وجودم كه با تو مشاركت ميكنم . به قلب تو ميرود امروز نيروي دسته جمعي مان را عزيز ميدارم " يك بدن . اعضاء زيادي دارد اما تمام اعضاء آن در مجموع يك پيكر هستند كه در عين زياد بودن فقط يك پيكر هستند . </div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">من شنيده ام كه ميگويند : در الانان سعي ميكنيم به شباهت هايمان بيشتر از تفاوت هايمان توجه كنيم . اين بدين معنا نيست كه ما تفاوتهايي نداريم يا اينكه ما نبايد از اين تفاوت ها آگاه شويم . آنچه پيشنهاد ميشود اين است كه با ياد آوري اينكه چرا ما در اينجا هستيم . لازم است كه هرگز احساس تنهايي نكنيم . درست همانند ديگران با اين احساس كه مشكلم مرا از ديگران جدا ساخته . به الانان آمدم با گذشت زمان فهميدم كه اين ناشي از ترس و خجالت من بوده است و در گير جزئيات مشكلم نمي شود . بلكه مرا در يك فاصله اي نگه ميدارد . من ياد گرفتم وقتي كه به فراسوي اين جزئيات دست مي يافتم. مي توانستم دست افراد ديگري كه تحت تاثير الكليسم بوده اند را در دست بگيرم و در نتيجه كمكي پيدا كنم . . همه ما به گونه اي خاص شبيه هم هستيم . اما همانطور كه دستمان هنگام دعا كردن به هم ملحق مي شوند هر يك از ما بخشي از از يك دايره اميد مي باشيم كه بزرگتر از هر تفاوت فردي ما مي باشد .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
هر چند كه ما ويژگي هاي منحصر به فرد خودمان را داريم اما قلب هايمان يكسان مي طپد . همانطور كه در مورد سرنوشت و ايمانت مشاركت مي كني . قلب تو تحت تاثير قلب من قرار مي گيرد (قلبهايمان با هم در ارتباط است) ميدانم كه بخشي از وجودم كه با تو مشاركت ميكنم . به قلب تو ميرود امروز نيروي دسته جمعي مان را عزيز ميدارم " يك بدن . اعضاء زيادي دارد اما تمام اعضاء آن در مجموع يك پيكر هستند كه در عين زياد بودن فقط يك پيكر هستند . </div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[3 دی]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4976</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 17:18:01 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4976</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">گاهي اوقات آنقدر غرق نارضايتي ميشوم و به مشكل بر ميخورم كه نميتوانم ببينم كجا هستم يا كجا مي خواهم بروم . وقتي زماني را براي "فكر كردن" اختصاص مي دهم تشخيص ميدهم كه به گونه اي نادرست و با منفي بافي زندگيم را در وقفه اي نگه داشته ام . الانان به من كمك كرد تا آنرا كشف كنم با آگاهي يافتن و به زبان آوردن آنچه كه احساس ميكنم مفيد است . موقعيتي كه به آن توجه دارم را انتخاب كنم من تلاش ميكنم تا ويژگيهاي مثبتي در خودم ، موقعيتهايم و ديگر انسانها پيدا كنم همانطور كه در جلسات شركت ميكنم . ليست چيزهاييكه از آنها خوشنود و سپاسگزار هستم را تهيه ميكنم و با ديگر اعضاء الانان صحبت ميكنم اين باعث شكوفايي اين صفات ميشود _ البته اگر بخواهم آنها را ببينم . من معتقدم كه روح زيبايي دارم كه براي بعضي مقاصد خلق شده است . مردم و موقعيت هايي كه هر روز با آنها مواجه ميشوم نيز زيبا و هدفمند هستند . من ميتوانم نكات مثبت را در هر كاري كه انجام ميدهم و هر چيزي كه مي بينم جستجو كنم . ديدگاهي كه با اين روش بدست آورده ام به من نشان داده است كه بعضي از دشوارترين شرايط زندگيم ، جالب ترين تغييرات را بوجود آورده اند .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
شايد از بين بردن يك افسردگي بلند مدت ، صحبت هاي نا اميد كننده و شكايت كردن مشكل باشد اما ارزش تلاش كردن را دارد . امروز من يك رفتار منفي را با رفتاري مثبت جايگزين خواهم كرد . "گاهي اوقات كه نسبت به خودم محبت ميكنم در تمام مدت بر روي ابرهاي زيبا در آسمان حركت ميكنم . </div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">گاهي اوقات آنقدر غرق نارضايتي ميشوم و به مشكل بر ميخورم كه نميتوانم ببينم كجا هستم يا كجا مي خواهم بروم . وقتي زماني را براي "فكر كردن" اختصاص مي دهم تشخيص ميدهم كه به گونه اي نادرست و با منفي بافي زندگيم را در وقفه اي نگه داشته ام . الانان به من كمك كرد تا آنرا كشف كنم با آگاهي يافتن و به زبان آوردن آنچه كه احساس ميكنم مفيد است . موقعيتي كه به آن توجه دارم را انتخاب كنم من تلاش ميكنم تا ويژگيهاي مثبتي در خودم ، موقعيتهايم و ديگر انسانها پيدا كنم همانطور كه در جلسات شركت ميكنم . ليست چيزهاييكه از آنها خوشنود و سپاسگزار هستم را تهيه ميكنم و با ديگر اعضاء الانان صحبت ميكنم اين باعث شكوفايي اين صفات ميشود _ البته اگر بخواهم آنها را ببينم . من معتقدم كه روح زيبايي دارم كه براي بعضي مقاصد خلق شده است . مردم و موقعيت هايي كه هر روز با آنها مواجه ميشوم نيز زيبا و هدفمند هستند . من ميتوانم نكات مثبت را در هر كاري كه انجام ميدهم و هر چيزي كه مي بينم جستجو كنم . ديدگاهي كه با اين روش بدست آورده ام به من نشان داده است كه بعضي از دشوارترين شرايط زندگيم ، جالب ترين تغييرات را بوجود آورده اند .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
شايد از بين بردن يك افسردگي بلند مدت ، صحبت هاي نا اميد كننده و شكايت كردن مشكل باشد اما ارزش تلاش كردن را دارد . امروز من يك رفتار منفي را با رفتاري مثبت جايگزين خواهم كرد . "گاهي اوقات كه نسبت به خودم محبت ميكنم در تمام مدت بر روي ابرهاي زيبا در آسمان حركت ميكنم . </div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[4 دی]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4975</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 17:17:44 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4975</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">هر چند بحران هايي كه ما را به الانان آورده ممكن است گذشته باشند اما حتي پس از چند سال بهبودي همواره چيزهاي جديدي براي آموختن وجود دارند . ما تغيير ميكنيم همانطور كه فرصت هايي براي رشد معنوي وجود دارند . مواقعي نيز نقائص شخصيتي جديدي بوجود مي آيند كه مانند يك علف هرز در توده اي از چمن هاي تازه ظاهر ميشوند . و ما براي يك ديد تازه بايد خود را در جهت كاركرد قدم ها پيدا كنيم . من اين موضوع را زماني تجربه كردم كه فهميدم مدتهاست بيشتر اوقات عصباني ميشوم فكر ميكردم ديگران و شرايط موجود مستلزم سرزنش هستند ، اما تصميم گرفتم به سهم خودم در اين جايگاه توجه كنم . فهرستي از خاطرات :احسات و رفتارهايي كه هنگام از دست دادن آرامش بروز مي دادم را تهيه كرده و با صداي بلند براي شخصي كه به او اعتماد داشتم خواندم . همانطور كه مي خواندم ، مشكل مشتركي كه در واقع ماهيت اصلي خطاهاي من بود برايم مشخص شد . مشكل من غرور و تكبر بود نه شرايط من ....نياز به ذي حق بودن ( حق تقدم داشتن بر ديگران) آرامش مرا در تمام موقعيت ها سلب مي كرد . مهم نيست چه مدتي است برنامه الانان را كار ميكنم ، من هرگز پيدا كردن راههاي كار بردي جديد در زندگي ام را متوقف نخواهم كرد و اين براي من موهبتي است چون بدين معناست كه زندگيم به گونه بهتري تداوم خواهد داشت .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
امروز چيزهاي تازه اي براي آموختن من وجود دارد ذهن و قلب خود را براي فراگيري درس هايي كه نيروي برترم برايم آورده . باز خواهم كرد . "در مورد چيزهاي مهم نبايد سوال كردن را متوقف كرد .<br />
</div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">هر چند بحران هايي كه ما را به الانان آورده ممكن است گذشته باشند اما حتي پس از چند سال بهبودي همواره چيزهاي جديدي براي آموختن وجود دارند . ما تغيير ميكنيم همانطور كه فرصت هايي براي رشد معنوي وجود دارند . مواقعي نيز نقائص شخصيتي جديدي بوجود مي آيند كه مانند يك علف هرز در توده اي از چمن هاي تازه ظاهر ميشوند . و ما براي يك ديد تازه بايد خود را در جهت كاركرد قدم ها پيدا كنيم . من اين موضوع را زماني تجربه كردم كه فهميدم مدتهاست بيشتر اوقات عصباني ميشوم فكر ميكردم ديگران و شرايط موجود مستلزم سرزنش هستند ، اما تصميم گرفتم به سهم خودم در اين جايگاه توجه كنم . فهرستي از خاطرات :احسات و رفتارهايي كه هنگام از دست دادن آرامش بروز مي دادم را تهيه كرده و با صداي بلند براي شخصي كه به او اعتماد داشتم خواندم . همانطور كه مي خواندم ، مشكل مشتركي كه در واقع ماهيت اصلي خطاهاي من بود برايم مشخص شد . مشكل من غرور و تكبر بود نه شرايط من ....نياز به ذي حق بودن ( حق تقدم داشتن بر ديگران) آرامش مرا در تمام موقعيت ها سلب مي كرد . مهم نيست چه مدتي است برنامه الانان را كار ميكنم ، من هرگز پيدا كردن راههاي كار بردي جديد در زندگي ام را متوقف نخواهم كرد و اين براي من موهبتي است چون بدين معناست كه زندگيم به گونه بهتري تداوم خواهد داشت .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
امروز چيزهاي تازه اي براي آموختن من وجود دارد ذهن و قلب خود را براي فراگيري درس هايي كه نيروي برترم برايم آورده . باز خواهم كرد . "در مورد چيزهاي مهم نبايد سوال كردن را متوقف كرد .<br />
</div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[5 دی]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4974</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 17:17:07 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4974</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">احساس ميكردم زندگي ام درجا ميزند. ميخواستم تغيير كند انتظار آن را داشتم، من حتي سعي كردم اين اتفاق رخ دهد. ايجاد هر تغييري كه ميخواستم ، در قدرت من نبود ، بي نتيجه ماندم. من فرد فعالي هستم بنابراين هنگام مشغول بودن به كار و حرفه اي احساس بهتري دارم. زمان آن است كه عمل كنيم اما در الانان ياد گرفته ام كه اوقاتي براي عمل نكردن نيز وجود دارد- زماني براي توقف و انتظار همچنان كه راهنمايم اين جمله را گفت" فقط هيچ كاري انجام نده، صبر كن" به طوري كه اغلب هنوز خود را در مقابل روند زندگي صبور ميبينم. اما امروز وقتي كارها طبق برنامه ي من انجام نميشوند ميتوانم بپذيرم كه ممكن است علتي وجود داشته باشدو ميتوانم ياد بگيرم تا در مورد آن تعادل داشته باشم شايد از درون تغييرات عظيمي را تجربه كنم اما بيرون اين تغييرات جزئي باشد ميتوانم به ذهنم بسپارم كه منتظر ماندن به معناي تلف كردن وقت نيست، حتيحتي اوقات ارام و خاموش درس هايي به من آموختند.<br />
<br />
يادآوري براي امروز.<br />
<br />
.....هرروز دعوت به يك زندگي كامل، به من پيشنهاد ميشود . من ميتوانم روند تغييرات امروزم را بپذيرم .دانستن اين نكته در بر دارنده ي زمانهاي فعاليت و دروه اي در انتظار كشيدن در سكوت خواهد بود.من اجازه خواهم داد تا شگفتي هاي زندگي قبل از عملكرد من توسعه يابد. همانطور كه كامل انجام كارها هنر بزرگي است، ناتمام رها كردن كارها نيز هنر بزرگي است. خرد و تعلق در زندگگي شامل حذف امور غير ضروري است</div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">احساس ميكردم زندگي ام درجا ميزند. ميخواستم تغيير كند انتظار آن را داشتم، من حتي سعي كردم اين اتفاق رخ دهد. ايجاد هر تغييري كه ميخواستم ، در قدرت من نبود ، بي نتيجه ماندم. من فرد فعالي هستم بنابراين هنگام مشغول بودن به كار و حرفه اي احساس بهتري دارم. زمان آن است كه عمل كنيم اما در الانان ياد گرفته ام كه اوقاتي براي عمل نكردن نيز وجود دارد- زماني براي توقف و انتظار همچنان كه راهنمايم اين جمله را گفت" فقط هيچ كاري انجام نده، صبر كن" به طوري كه اغلب هنوز خود را در مقابل روند زندگي صبور ميبينم. اما امروز وقتي كارها طبق برنامه ي من انجام نميشوند ميتوانم بپذيرم كه ممكن است علتي وجود داشته باشدو ميتوانم ياد بگيرم تا در مورد آن تعادل داشته باشم شايد از درون تغييرات عظيمي را تجربه كنم اما بيرون اين تغييرات جزئي باشد ميتوانم به ذهنم بسپارم كه منتظر ماندن به معناي تلف كردن وقت نيست، حتيحتي اوقات ارام و خاموش درس هايي به من آموختند.<br />
<br />
يادآوري براي امروز.<br />
<br />
.....هرروز دعوت به يك زندگي كامل، به من پيشنهاد ميشود . من ميتوانم روند تغييرات امروزم را بپذيرم .دانستن اين نكته در بر دارنده ي زمانهاي فعاليت و دروه اي در انتظار كشيدن در سكوت خواهد بود.من اجازه خواهم داد تا شگفتي هاي زندگي قبل از عملكرد من توسعه يابد. همانطور كه كامل انجام كارها هنر بزرگي است، ناتمام رها كردن كارها نيز هنر بزرگي است. خرد و تعلق در زندگگي شامل حذف امور غير ضروري است</div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[6 دی]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4973</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 17:16:49 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4973</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">زندگي من يك معجزه است . وقتي احساس تنهايي و دوري از مردم را ميكردم به جلسات الانان هدايت شدم ، جايي كه ياد گرفتم هيچ موفقيت نا اميد كننده اي وجود ندارد . ديگران نيز بخاطر از عهده بر آمدن درد زندگي با فرد مبتلا به الكليسم به آنجا آمده بودند . آنها نيز عجز ، خشم ، نا اميدي و نگراني را مي شناختند ، در حاليكه ياد گرفته بودند با آرامش و حتي خوشحال زندگي كنند . در جريان برنامه ابزارهايي كه منجر به آرامش و بهبودي ام مي شنوند را فرا گرفتم و در اين جريان حمايت هاي لازم را دريافت ميكردم درست همانطور كه به الانان راهنمايي شدم ، در جريان بهبودي قرار گرفته و به تغيير دادن ادامه مي دهم غالبا معجزاتي را در زندگي ام لمس مي كنم . ممكن است اين معجزات همواره وجود داشته باشد اما من تنها آنها را نمي ديدم . امروز من از بسياري موهبت ها و شگفتي ها آگاه هستم ، چون فعالانه حق شناس بودن را تمرين ميكنم بنابراين بخاطر چيزهاي كوچكي كه به اهميت چيزهاي بزرگ هستند ، از نيروي برترم سپاسگزارم . من بخاطر لحظاتي چرت زدن پس از زنگ ساعتم كه به من دقايق بيشتري براي خوابيدن فرصت مي دهد ، سپاسگزارم . همچنين ااز سقف روي سرم ، لباسي كه مي پوشم ، توانايي عشق ورزيدن و دريافت كردن محبت سپاسگزارم<br />
<br />
ياد آوري براي امروز<br />
<br />
...............وقتي زماني براي سپاسگزاري اختصاص مي دهم ، دنيا را بهتر مي بينم امروز قدردان تمام معجزات اطرافم خواهم بود . حتي در تاريك ترين لحظات مي توان با يك قلب حق شناس مواجه شد و اگر در مورد حل بحران مشكلاتمان ، كمكي نباشد كمترين موهبت براي رشد يافتن ، فراخوانده شدن نيروي برترمان است . </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">زندگي من يك معجزه است . وقتي احساس تنهايي و دوري از مردم را ميكردم به جلسات الانان هدايت شدم ، جايي كه ياد گرفتم هيچ موفقيت نا اميد كننده اي وجود ندارد . ديگران نيز بخاطر از عهده بر آمدن درد زندگي با فرد مبتلا به الكليسم به آنجا آمده بودند . آنها نيز عجز ، خشم ، نا اميدي و نگراني را مي شناختند ، در حاليكه ياد گرفته بودند با آرامش و حتي خوشحال زندگي كنند . در جريان برنامه ابزارهايي كه منجر به آرامش و بهبودي ام مي شنوند را فرا گرفتم و در اين جريان حمايت هاي لازم را دريافت ميكردم درست همانطور كه به الانان راهنمايي شدم ، در جريان بهبودي قرار گرفته و به تغيير دادن ادامه مي دهم غالبا معجزاتي را در زندگي ام لمس مي كنم . ممكن است اين معجزات همواره وجود داشته باشد اما من تنها آنها را نمي ديدم . امروز من از بسياري موهبت ها و شگفتي ها آگاه هستم ، چون فعالانه حق شناس بودن را تمرين ميكنم بنابراين بخاطر چيزهاي كوچكي كه به اهميت چيزهاي بزرگ هستند ، از نيروي برترم سپاسگزارم . من بخاطر لحظاتي چرت زدن پس از زنگ ساعتم كه به من دقايق بيشتري براي خوابيدن فرصت مي دهد ، سپاسگزارم . همچنين ااز سقف روي سرم ، لباسي كه مي پوشم ، توانايي عشق ورزيدن و دريافت كردن محبت سپاسگزارم<br />
<br />
ياد آوري براي امروز<br />
<br />
...............وقتي زماني براي سپاسگزاري اختصاص مي دهم ، دنيا را بهتر مي بينم امروز قدردان تمام معجزات اطرافم خواهم بود . حتي در تاريك ترين لحظات مي توان با يك قلب حق شناس مواجه شد و اگر در مورد حل بحران مشكلاتمان ، كمكي نباشد كمترين موهبت براي رشد يافتن ، فراخوانده شدن نيروي برترمان است . </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[7 دی]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4972</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 17:16:29 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4972</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">من عادت كرده بودم به خداوند بعنوان يك رقيب فكر كنم . ما به نبرد خواسته هايمان مشغول بوديم و من كوتاه نمي آمدم . شما نمي توانيد تصور كنيد كه چطور اين رفتار به سرعت باعث ضربه زدن به احساساتم شد . (ضربه روحي ديدم) من به الانان آمدم اما تمايل به پذيرفتن عجزم را نداشتم مي دانستم كه عاجز هستم _ من بوضوح در غلبه بر الكليسم شكست خورده ابودم _ اما قصد نداشتم خودم را به رقيبم تسليم كنم . من از الانان بسيار سپاسگزارم كه به من كمك كرد تا واگذار كردن را بياموزم . مدتي بطول انجاميد _ اما بالاخره فهميدم كه واگذار كردن به معناي تسليم شدن نيست . _ بدين معناست كه من مي خواهم و به سهم خود كاري انجام دهم هنگاميكه گلها را مي چينم . يا مبهوت شگفتي هاي طبيعت ميشوم ، خود را به نيروي برتر واگذار كرده هيچ چيزي را از دست نمي دهم بنابراين همواره با همه آن چيزهاييكه در زندگيم وجود دارند همراه هستم بهترين راهي كه براي دعوت آرامش در وجودم يافته ام تشخيص اين است كه عالم در دستان نيروي شايسته اي واقع شده است..<br />
<br />
<br />
ياد آوري براي امروز<br />
<br />
امروز ميتوانم خشنود و سپاسگزار باشم كه زمين بدون كمك كم به گردش ادانه خواهد داد . من آزاد هستم تا به زندگي فردي ام ادامه دهم و با آگاهي از اينكه يك نيروي برتر نيرويي كه مورد علاقه من است ، از دنيا و خودم مراقبت ميكند در سلامت باشم . قدم اول ما را براي يك زندگي جدير آماده ميكند . زندگي كه تنها با رها كردن آنچه كه نميتوانيم آنرا كنترل كنيم . به آن دست مي يابيم . و با تعهد به آن "فقط براي امروز"" با ايجاد تغييراتي در نحوه تفكرات خود شگفتي هايي را در دنياي خود خلق ميكنيم . </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">من عادت كرده بودم به خداوند بعنوان يك رقيب فكر كنم . ما به نبرد خواسته هايمان مشغول بوديم و من كوتاه نمي آمدم . شما نمي توانيد تصور كنيد كه چطور اين رفتار به سرعت باعث ضربه زدن به احساساتم شد . (ضربه روحي ديدم) من به الانان آمدم اما تمايل به پذيرفتن عجزم را نداشتم مي دانستم كه عاجز هستم _ من بوضوح در غلبه بر الكليسم شكست خورده ابودم _ اما قصد نداشتم خودم را به رقيبم تسليم كنم . من از الانان بسيار سپاسگزارم كه به من كمك كرد تا واگذار كردن را بياموزم . مدتي بطول انجاميد _ اما بالاخره فهميدم كه واگذار كردن به معناي تسليم شدن نيست . _ بدين معناست كه من مي خواهم و به سهم خود كاري انجام دهم هنگاميكه گلها را مي چينم . يا مبهوت شگفتي هاي طبيعت ميشوم ، خود را به نيروي برتر واگذار كرده هيچ چيزي را از دست نمي دهم بنابراين همواره با همه آن چيزهاييكه در زندگيم وجود دارند همراه هستم بهترين راهي كه براي دعوت آرامش در وجودم يافته ام تشخيص اين است كه عالم در دستان نيروي شايسته اي واقع شده است..<br />
<br />
<br />
ياد آوري براي امروز<br />
<br />
امروز ميتوانم خشنود و سپاسگزار باشم كه زمين بدون كمك كم به گردش ادانه خواهد داد . من آزاد هستم تا به زندگي فردي ام ادامه دهم و با آگاهي از اينكه يك نيروي برتر نيرويي كه مورد علاقه من است ، از دنيا و خودم مراقبت ميكند در سلامت باشم . قدم اول ما را براي يك زندگي جدير آماده ميكند . زندگي كه تنها با رها كردن آنچه كه نميتوانيم آنرا كنترل كنيم . به آن دست مي يابيم . و با تعهد به آن "فقط براي امروز"" با ايجاد تغييراتي در نحوه تفكرات خود شگفتي هايي را در دنياي خود خلق ميكنيم . </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[8 دی]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4971</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 17:16:10 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4971</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">
مسير خانه ما در طول سراشيبي تندي قرار دارد وقتي بچه بودم اغلب اوقات مي ترسيدم كه اتومبيل منحرف شده و واژگون شود . عادت داشتم كه دستگيره در را محكم بگيرم تا مانع سقوط ماشين شوم . بزرگتر كه شدم فهميدم اين كار من نميتوانسته هيچ ناثيري در مسير ماشين داشته باشد . اكنون كه بالغ شده ام اغلب عملكردهاي مشابهي با اين رفتار در قبال ترسهايم اعمال كرده و كارهاي بيهوده اي ميكنم . الانان به من كمك مي كند تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم و تغيير دهم آنجه را كه ميتوام اگر چه نحوه تاثير الكليسم بر زندگيم را نمي توانم كنترل كنم . و نمي توانم زندگي را طبق نقشه هاي خودم ظاهر كنم . اما ميتوانم عجز خود را بپذيرم . و براي كمك خواستن به نيروي برترم روي آورم .<br />
وقتيكه من راننده هستم . مسئوليت راندن بر عهده من است براي من از همه مهمتر اين است كه بطور جدي بهبودي خود را بدست آورم ، بر روي رفتارهايم كار كنم ، مراقب ذهن . جسم و روح خود باشم . خطاهايي كه انجام داده ام را اصلاح كنم و چيزهايي را كه ميتوانم تغيير دهم .<br />
<br />
<br />
ياد آوري براي امروز<br />
<br />
گاهي اوقات تنها راه تشخيص اينكه چه چيز را بپذيرم و چه چيز را تغيير دهم . در خلال سعي و خطا ميسر ميشود ..اشتباطات ميتوانند فرصتي براي كسب آگاهي از شناخت تفاوت ها باشد . "اگر بحران يا هر گونه مشكلي مانع پيشرفت من ميشود نور معنوي دعاي آرامش را حفظ كرده و از گزند مشكلات قبل از اينكه بتواند به من صدمه اي وارد كنند رها ميشوم" </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">
مسير خانه ما در طول سراشيبي تندي قرار دارد وقتي بچه بودم اغلب اوقات مي ترسيدم كه اتومبيل منحرف شده و واژگون شود . عادت داشتم كه دستگيره در را محكم بگيرم تا مانع سقوط ماشين شوم . بزرگتر كه شدم فهميدم اين كار من نميتوانسته هيچ ناثيري در مسير ماشين داشته باشد . اكنون كه بالغ شده ام اغلب عملكردهاي مشابهي با اين رفتار در قبال ترسهايم اعمال كرده و كارهاي بيهوده اي ميكنم . الانان به من كمك مي كند تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم و تغيير دهم آنجه را كه ميتوام اگر چه نحوه تاثير الكليسم بر زندگيم را نمي توانم كنترل كنم . و نمي توانم زندگي را طبق نقشه هاي خودم ظاهر كنم . اما ميتوانم عجز خود را بپذيرم . و براي كمك خواستن به نيروي برترم روي آورم .<br />
وقتيكه من راننده هستم . مسئوليت راندن بر عهده من است براي من از همه مهمتر اين است كه بطور جدي بهبودي خود را بدست آورم ، بر روي رفتارهايم كار كنم ، مراقب ذهن . جسم و روح خود باشم . خطاهايي كه انجام داده ام را اصلاح كنم و چيزهايي را كه ميتوانم تغيير دهم .<br />
<br />
<br />
ياد آوري براي امروز<br />
<br />
گاهي اوقات تنها راه تشخيص اينكه چه چيز را بپذيرم و چه چيز را تغيير دهم . در خلال سعي و خطا ميسر ميشود ..اشتباطات ميتوانند فرصتي براي كسب آگاهي از شناخت تفاوت ها باشد . "اگر بحران يا هر گونه مشكلي مانع پيشرفت من ميشود نور معنوي دعاي آرامش را حفظ كرده و از گزند مشكلات قبل از اينكه بتواند به من صدمه اي وارد كنند رها ميشوم" </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[9 دی]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4970</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 17:15:44 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4970</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">هنگاميكه تازه به الانان وارد شدم به من پيشنهاد شد كه چيزهايي در مورد الكليسم ياد بگييرم . من حريصانه همه موضوعات را ميخواندم . همانطور كه ميخواندم شروع به تجزيه و تحليل هر چيزي كردم . آيا الانان يك فلسفه بود يا يك نظام فلسفي بود ؟ نتيجه معقول ايمان داشتن به يك نيروي برتر از خودم چه بود؟ چه نوقع الكلي قصد بيداري معنوي را دارد ؟ اين پرسشها و پرسشهايي از اين قبيل ذهن مرا مشغول كردند اما در بهتر شدنم به من كمك نكردند . در نهايت به رفتن به جلسات ادامه دادم و قدمها و سنت هاي دوازده گانه را بارها و بارها خواندم و تجديد نظر كردم . به تدريج شروع به درك آن كردم . وقتي كه تجزيه . تحليل و تفسير هر چيزي را متوقف كردم . زندگي كردن با اصول را شروع كردم در واقع آنها را در هر مرحله از زندگيم بكار مي بردم . برنامه الانان ناگهان باعث درك كردن من شد و من شروع به تغيير كردن نمودم .<br />
<br />
<br />
ياد آوري براي امروز<br />
<br />
آيا تجزيه و تحليل كردن هر موقعيتي در زندگيم نتائج مفيدي در بر خواهد داشت . يا تلاشي براي كنترل كردن چيزهاي غير قابل كنترل است ؟ آيا فهرستي تهيه كنم يا از كاهايي كه نياز به مشغوليت فكري دارد اجتناب كنم ؟ شنيده ام كه آگاهي داشتن قدرت است اما گاهي اوقات تلاش من براي آگاهي يافتن ممكن است تلاش براي قدرتي باشد كه من در آن ناتوان هستم . در عوض ميتوانم قدم اول را فرا گيرم . "زندگي تنها با نگاهي به گذشته قابل درك و فهم است . اما بايد به پيشروي زندگي كرد . </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">هنگاميكه تازه به الانان وارد شدم به من پيشنهاد شد كه چيزهايي در مورد الكليسم ياد بگييرم . من حريصانه همه موضوعات را ميخواندم . همانطور كه ميخواندم شروع به تجزيه و تحليل هر چيزي كردم . آيا الانان يك فلسفه بود يا يك نظام فلسفي بود ؟ نتيجه معقول ايمان داشتن به يك نيروي برتر از خودم چه بود؟ چه نوقع الكلي قصد بيداري معنوي را دارد ؟ اين پرسشها و پرسشهايي از اين قبيل ذهن مرا مشغول كردند اما در بهتر شدنم به من كمك نكردند . در نهايت به رفتن به جلسات ادامه دادم و قدمها و سنت هاي دوازده گانه را بارها و بارها خواندم و تجديد نظر كردم . به تدريج شروع به درك آن كردم . وقتي كه تجزيه . تحليل و تفسير هر چيزي را متوقف كردم . زندگي كردن با اصول را شروع كردم در واقع آنها را در هر مرحله از زندگيم بكار مي بردم . برنامه الانان ناگهان باعث درك كردن من شد و من شروع به تغيير كردن نمودم .<br />
<br />
<br />
ياد آوري براي امروز<br />
<br />
آيا تجزيه و تحليل كردن هر موقعيتي در زندگيم نتائج مفيدي در بر خواهد داشت . يا تلاشي براي كنترل كردن چيزهاي غير قابل كنترل است ؟ آيا فهرستي تهيه كنم يا از كاهايي كه نياز به مشغوليت فكري دارد اجتناب كنم ؟ شنيده ام كه آگاهي داشتن قدرت است اما گاهي اوقات تلاش من براي آگاهي يافتن ممكن است تلاش براي قدرتي باشد كه من در آن ناتوان هستم . در عوض ميتوانم قدم اول را فرا گيرم . "زندگي تنها با نگاهي به گذشته قابل درك و فهم است . اما بايد به پيشروي زندگي كرد . </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[10 دی]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4969</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 17:15:24 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4969</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">براي من لازم بود كه شوهرم هوشياري خود را بدست بياورد . بطوريكه مي توانستيم پس از آن با خوشحالي زندگي كنيم . من نمي توانستم با چهره زشت بيماري الكليسم كه تمام جوانب روابط ما را تحت الشعاع قرار داده بود روبرو شوم و با خلائيكه در زندگيم احساس ميكردم نمي توانستم مواجه شوم . اگر فقط او تغيير ميكرد آينده خوش و با سعادتي مي داشتم . من در الانان بايد يكسري تخيلات بي اساس و رمانتيك را مبني بر دستيابي به يك زندگي متقائد شده در اينجا و اكنون را در سر نداشته باشم . وقتي من و شوهرم از هم جدا شديم ، تخيلاتم در هم شكست .اما با حمايت برنامه ، ياد گرفته ام كه براي رشد يافتن بايد با خشنودي به خودم و واقعيت زندگيم نگاه كنم . دو سال بعد، وقتي من و همسرم دوباره ازدواج كرديم . بايد غفلت ها و خطاهاي جديد را فرا مي گرفتم . اين زمان بهبودي من است . باور من از بهبودي ، به تنهايي زندگي كردن بود . من بايد ياد ميگرفتم كه تعادلي بين مراقبت از خودم و حضور مفيد براي همسرم را پيدا كنم بايد ياد ميگرفتم كه دوباره عاشق باشم .<br />
<br />
ياد آوري براي امروز<br />
<br />
بهبودي همانطور كه شامل فرا گرفتن مي شود به همين نسبت شامل بدست فراموشي سپردن موضوعاتي نيز ميشود . سلامتي من نمي تواند تنها بر اساس فراگيري "قوانين"باشد چون وقتي به درستي آنها را ياد ميگيرم تغيير ميكنند . با كمك نيروي برترم با قرار گرفتن در موقعيتي كه امروز در آن هستم ، امنيت ،با اطمينان و سلامت را پيدا خواهم كرد . قدمهاي دوازده گانه برنامه ، امروز مرا بر اساس پذيرش دنيا ، آنگونه كه هست و ايمان به خدا هدايت ميكند من بخاطر اينكه دنيا چگونه بايد باشد ، با خود درگير نمي شوم . و رنج نمي برم . </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">براي من لازم بود كه شوهرم هوشياري خود را بدست بياورد . بطوريكه مي توانستيم پس از آن با خوشحالي زندگي كنيم . من نمي توانستم با چهره زشت بيماري الكليسم كه تمام جوانب روابط ما را تحت الشعاع قرار داده بود روبرو شوم و با خلائيكه در زندگيم احساس ميكردم نمي توانستم مواجه شوم . اگر فقط او تغيير ميكرد آينده خوش و با سعادتي مي داشتم . من در الانان بايد يكسري تخيلات بي اساس و رمانتيك را مبني بر دستيابي به يك زندگي متقائد شده در اينجا و اكنون را در سر نداشته باشم . وقتي من و شوهرم از هم جدا شديم ، تخيلاتم در هم شكست .اما با حمايت برنامه ، ياد گرفته ام كه براي رشد يافتن بايد با خشنودي به خودم و واقعيت زندگيم نگاه كنم . دو سال بعد، وقتي من و همسرم دوباره ازدواج كرديم . بايد غفلت ها و خطاهاي جديد را فرا مي گرفتم . اين زمان بهبودي من است . باور من از بهبودي ، به تنهايي زندگي كردن بود . من بايد ياد ميگرفتم كه تعادلي بين مراقبت از خودم و حضور مفيد براي همسرم را پيدا كنم بايد ياد ميگرفتم كه دوباره عاشق باشم .<br />
<br />
ياد آوري براي امروز<br />
<br />
بهبودي همانطور كه شامل فرا گرفتن مي شود به همين نسبت شامل بدست فراموشي سپردن موضوعاتي نيز ميشود . سلامتي من نمي تواند تنها بر اساس فراگيري "قوانين"باشد چون وقتي به درستي آنها را ياد ميگيرم تغيير ميكنند . با كمك نيروي برترم با قرار گرفتن در موقعيتي كه امروز در آن هستم ، امنيت ،با اطمينان و سلامت را پيدا خواهم كرد . قدمهاي دوازده گانه برنامه ، امروز مرا بر اساس پذيرش دنيا ، آنگونه كه هست و ايمان به خدا هدايت ميكند من بخاطر اينكه دنيا چگونه بايد باشد ، با خود درگير نمي شوم . و رنج نمي برم . </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[11 دی]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4968</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 17:14:58 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4968</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">الانان چشم مرا به بعضي چيزهاييكه قبلا به آنها فكر نميكردم باز كرد . فرياد زدن و به شدت در رابستن . بهترين راه مقابله با شرايط نبودند ماداميكه ممكن است با بلند كردن صدا و رفع ناراحتي گاهي هيچ آسيبي نزند . فرياد زدن ميتواند يك عادت مخرب و زيان بار باشد . اگر اينگونه بود هرگز از خودم از خودم سوال نميكردم كه چطور ميخواهم رفتار كنم . آيا با اين رفتار آنچه را كه ميخواهم بدست مي آورم . يا مرا تشويق ميكند تا احساس خوبي در مورد خودم داشته باشم ؟ وقتيكه ديدگاه خوبي پيدا كردم . تشخيص دادم كه پاسخ اين سوال "نه" مي باشد سر و صدا كردن ، عصبانيت و اعمال و رفتار خشونت آميز ناتواني مرا ثابت ميكند . مرا از اميد داشتن به راه حل هاي صلح جويانه براي مشكلاتم دور ميكند . شعاري كه بمن كمك ميكند تا به يك موقعيت معقول فكري دست يابم اين بود "آسان بگيريد" وقتي كه اين شعار را بطور كامل براي خودم و درونم بكار مي برم . كاربرد آن براي مسائل بيروني آسان تر ميشود .<br />
<br />
ياد آوري براي امروز<br />
<br />
.من در جستجوي يك راه معقول براي مواجه شدن با هر چيزي هستم . اين شعار ميتواند منابع ارزشمندي براي آرامش يافتن در شرايط بحراني باشد . اگر من تلاش كنم تا بدون خشم و رنج عمل كنم . به خاطر خواهم داشت كه "آسان بگيرم"<br />
من سعي خواهم كرد تا در هر واقعه اي كه ممكن است باعث افزايش تنش شده و آشفتگي ببار آورد . شعار "آسان بگيريد" را بكار ببرم . <br />
</div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">الانان چشم مرا به بعضي چيزهاييكه قبلا به آنها فكر نميكردم باز كرد . فرياد زدن و به شدت در رابستن . بهترين راه مقابله با شرايط نبودند ماداميكه ممكن است با بلند كردن صدا و رفع ناراحتي گاهي هيچ آسيبي نزند . فرياد زدن ميتواند يك عادت مخرب و زيان بار باشد . اگر اينگونه بود هرگز از خودم از خودم سوال نميكردم كه چطور ميخواهم رفتار كنم . آيا با اين رفتار آنچه را كه ميخواهم بدست مي آورم . يا مرا تشويق ميكند تا احساس خوبي در مورد خودم داشته باشم ؟ وقتيكه ديدگاه خوبي پيدا كردم . تشخيص دادم كه پاسخ اين سوال "نه" مي باشد سر و صدا كردن ، عصبانيت و اعمال و رفتار خشونت آميز ناتواني مرا ثابت ميكند . مرا از اميد داشتن به راه حل هاي صلح جويانه براي مشكلاتم دور ميكند . شعاري كه بمن كمك ميكند تا به يك موقعيت معقول فكري دست يابم اين بود "آسان بگيريد" وقتي كه اين شعار را بطور كامل براي خودم و درونم بكار مي برم . كاربرد آن براي مسائل بيروني آسان تر ميشود .<br />
<br />
ياد آوري براي امروز<br />
<br />
.من در جستجوي يك راه معقول براي مواجه شدن با هر چيزي هستم . اين شعار ميتواند منابع ارزشمندي براي آرامش يافتن در شرايط بحراني باشد . اگر من تلاش كنم تا بدون خشم و رنج عمل كنم . به خاطر خواهم داشت كه "آسان بگيرم"<br />
من سعي خواهم كرد تا در هر واقعه اي كه ممكن است باعث افزايش تنش شده و آشفتگي ببار آورد . شعار "آسان بگيريد" را بكار ببرم . <br />
</div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[12 دی]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4967</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 17:14:38 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4967</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">به گفته يكي از بزرگان "حقيقت راجستجو نكن" فقط براي پروراندن عقايد و نظريات درنگ كن ". در مورد من ، توقف براي پروراندن عقايد بخشي از قدم دهم مي باشد . بيشتر آنچه را كه من در زندگي اشتباه مي بينم در ارتباط با عقايدم مي باشد _ چرا كه آن تعصب، خود بيني و يك ديدگاه حق با جانب نسبت به خودم است . براي مثال من همواره اصرار دارم كه از نحوه صحيح انجام هر كاري آگاهي دارم . و بقيه آنقدر كوته نظر هستند كه نمي توانند حقيقت را تشخيص دهند . واقعيت ، خطا و اشتباه مرا اثبات ميكند . من همچنين به ايده هايي رجوع ميكنم كه احساسات اصولي و حتي مطلوب مرا ناديده ميگيرند . اين نيز اشتباه است . و به گونه اي عمل ميكنم كه فكر ميكنم بدون توكل به نيروي برترم ميتوانم زندگي كنم ، اشتباه مجدد . من از قدم دهم بخاطر ياد آوري ضرورت تهيه يك ترازنامه شخصي و تصحيح آن سپاسگزار هستم ، بخصوص در مواقعي كه تمايل به تكرار اشتباهاتم دارم .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
تغيير دادن طرز تفكر در زندگي آسان نيست ، حتي وقتيكه مطمئن هستم كه ميخواهم تغيير كنم . قدم دهم مرا از لغزيدن به تفكرات و اشتباهات گذشته آگاه مي سازد . وقتي كه دچار لغزشي ميشوم نبايد نسبت به خودم بدرفتاري كنم . چرا كه هرگز به من كمك نميكند . هنگامي كه من اشتباهاتي ميكنم با پذيرفتن آن بدونمعطلي ، آنچه را كه براي تغيير يافتن ميتوانم انجام دهم ، انجام ميدهم . نبايد مدت زيادي بار خطاها و رنجش ها را بدوش كشيد چرا كه در طول مدت سنگين تر و قويتر مي شوند هر روز و هر لحظه جديد ميتواند فرصتي براي آگاهي ، يك شروع دوباره ، تازه شدن و رهايي باشد " </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">به گفته يكي از بزرگان "حقيقت راجستجو نكن" فقط براي پروراندن عقايد و نظريات درنگ كن ". در مورد من ، توقف براي پروراندن عقايد بخشي از قدم دهم مي باشد . بيشتر آنچه را كه من در زندگي اشتباه مي بينم در ارتباط با عقايدم مي باشد _ چرا كه آن تعصب، خود بيني و يك ديدگاه حق با جانب نسبت به خودم است . براي مثال من همواره اصرار دارم كه از نحوه صحيح انجام هر كاري آگاهي دارم . و بقيه آنقدر كوته نظر هستند كه نمي توانند حقيقت را تشخيص دهند . واقعيت ، خطا و اشتباه مرا اثبات ميكند . من همچنين به ايده هايي رجوع ميكنم كه احساسات اصولي و حتي مطلوب مرا ناديده ميگيرند . اين نيز اشتباه است . و به گونه اي عمل ميكنم كه فكر ميكنم بدون توكل به نيروي برترم ميتوانم زندگي كنم ، اشتباه مجدد . من از قدم دهم بخاطر ياد آوري ضرورت تهيه يك ترازنامه شخصي و تصحيح آن سپاسگزار هستم ، بخصوص در مواقعي كه تمايل به تكرار اشتباهاتم دارم .<br />
<br />
ياد آوري امروز<br />
<br />
تغيير دادن طرز تفكر در زندگي آسان نيست ، حتي وقتيكه مطمئن هستم كه ميخواهم تغيير كنم . قدم دهم مرا از لغزيدن به تفكرات و اشتباهات گذشته آگاه مي سازد . وقتي كه دچار لغزشي ميشوم نبايد نسبت به خودم بدرفتاري كنم . چرا كه هرگز به من كمك نميكند . هنگامي كه من اشتباهاتي ميكنم با پذيرفتن آن بدونمعطلي ، آنچه را كه براي تغيير يافتن ميتوانم انجام دهم ، انجام ميدهم . نبايد مدت زيادي بار خطاها و رنجش ها را بدوش كشيد چرا كه در طول مدت سنگين تر و قويتر مي شوند هر روز و هر لحظه جديد ميتواند فرصتي براي آگاهي ، يك شروع دوباره ، تازه شدن و رهايي باشد " </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[13 دی]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4966</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 17:13:17 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4966</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">دوست داشتني ترين شكل رهايي و قطع وابستگي كه من آنرا يافته ام ، بخشش مي باشد . بجاي اينكه به آن بعنوان پاك كني جهت پاك كردن سابقه فرد ديگري يا چكشي براي كوبيدن عقايد ديگران نه خطاي آنها فكر كنم ، به بخشش به عنوان يك قيچي (قطع كننده) فكر ميكنم . من اين را براي بريدن رشته هاي خشمي كه بخاطر مشكل يا صدمه اي در گذشته به دور من پسچيده شده است بكار مي برم . وقتي كه با منفي بافي بخاطر رفتار ديگري بطور نادرستي تحليل ميروم ، تمركزم را از دست مي دهم . لازم نيست آنچه را كه به نظرم غير قابل قبول ميرسد تحمل كنم اما عكس العمل منفي نشان دادن نيز اوضاع را تغيير نخواهد داد . اگر عملي را بايد انجام دهم ، آزاد هستم تا آنرا انجام دهم . وقتي كه من براي تغيير شرايطي عاجز و ناتوان هستم ، آنرا به نيروي برترم واگذار ميكنم . با صادقانه رها كردن ، رها شده و مي بخشم . وقتي كه افكار من مملو از رنجش ، ترس ، ترحم نسبت به خودم و روياي انتقام گرفتن باشد ، در درونم فضاي كمي براي عشق و نداي رهگشايي و هدايت وجود دارد . من تمايل دارم آنقدر خود را دوست داشته باشم كه بپذيرم رنجش ها مرا به عقب سوق ميدهند . و سپس ميتوانم آنها را رها كنم .<br />
<br />
ياد آوري براي امروز<br />
<br />
هر وقت كمر به انتقام گرفتن از ديگري را محكم كنم ، در واقع فقط بخودم زيان ميرسانم . به عكس امروز ، بخشيدن را تمرين خواهم كرد . "بخشي از وجودم تمايل پيوستن به رنجشهاي قديمي را دارد . اما من ميدانم هر چه بيشتر ببخشم روند زندگيم بهتر ميشود"</div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">دوست داشتني ترين شكل رهايي و قطع وابستگي كه من آنرا يافته ام ، بخشش مي باشد . بجاي اينكه به آن بعنوان پاك كني جهت پاك كردن سابقه فرد ديگري يا چكشي براي كوبيدن عقايد ديگران نه خطاي آنها فكر كنم ، به بخشش به عنوان يك قيچي (قطع كننده) فكر ميكنم . من اين را براي بريدن رشته هاي خشمي كه بخاطر مشكل يا صدمه اي در گذشته به دور من پسچيده شده است بكار مي برم . وقتي كه با منفي بافي بخاطر رفتار ديگري بطور نادرستي تحليل ميروم ، تمركزم را از دست مي دهم . لازم نيست آنچه را كه به نظرم غير قابل قبول ميرسد تحمل كنم اما عكس العمل منفي نشان دادن نيز اوضاع را تغيير نخواهد داد . اگر عملي را بايد انجام دهم ، آزاد هستم تا آنرا انجام دهم . وقتي كه من براي تغيير شرايطي عاجز و ناتوان هستم ، آنرا به نيروي برترم واگذار ميكنم . با صادقانه رها كردن ، رها شده و مي بخشم . وقتي كه افكار من مملو از رنجش ، ترس ، ترحم نسبت به خودم و روياي انتقام گرفتن باشد ، در درونم فضاي كمي براي عشق و نداي رهگشايي و هدايت وجود دارد . من تمايل دارم آنقدر خود را دوست داشته باشم كه بپذيرم رنجش ها مرا به عقب سوق ميدهند . و سپس ميتوانم آنها را رها كنم .<br />
<br />
ياد آوري براي امروز<br />
<br />
هر وقت كمر به انتقام گرفتن از ديگري را محكم كنم ، در واقع فقط بخودم زيان ميرسانم . به عكس امروز ، بخشيدن را تمرين خواهم كرد . "بخشي از وجودم تمايل پيوستن به رنجشهاي قديمي را دارد . اما من ميدانم هر چه بيشتر ببخشم روند زندگيم بهتر ميشود"</div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[14 دی]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4965</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 17:12:53 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4965</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">وقتی سعی می کنم با یک مشکل دشوار گلاویز شوم یا از عهده یک شرایط بحرانی برآیم و تمام آنچه را که در توانم بوده انجام داده ام، پس چه کاری باید انجام دهم؟ من می توانم کارهایی انجام دهم که باعث پرورش ذهن، جسم و روحم شوند. شاید به پیاده روی رفته و یا به موزیک گوش دهم، یا دوستی را برای صحبت کردن و صرف قهوه ملاقات کنم.می توانم چیزهای مقوی را برای خوردن داشته باشم یا با تمرکز و سکوت در محلی بنشینم و یا کتابی را بخوانم. الانان یک برنامه عملی را برای تشخیص حق انتخاب اوقاتمان در اینکه چه کاری انجام دهیم می باشد، رفتن به حمام، ماساژ، تلفن به دوستان الانان، دذوچرخه سواری و یا خوابی کوتاه ممکن است راههای سودمندی برای پر کردن اوقاتی باشد که ممکن است با نگرانی تلف شوند. اگرچه ممکن است در قبال تغییر شرایطم نا توان باشم، مطمئناً بدون کمک نیستم. من می توانم اوقاتم را با انجام کارهای مفیدی برای خهود شپری کنم. وقتی با خود با مهربانی و عشق رفتار می کنم، بهتر می توانم با چالشهای زندگی روزره ام مقابله کنم.من شانس یک احساس خوب را دارم، حتی هنگامی که بحرانها مرا احاطه کرده اند.<br />
<br />
یادآوری امروز<br />
<br />
<br />
« یکی از وظایف اصلی من مراقبت از خودم می باشد. امروز من راه کوچکی برای انجامکارهایی جهت مراقبت از ذهن، جسم و روحم پیدا خواهم کرد.<br />
" بخشی از بهبودی من احترام گذاشتن به نیازها و حقوقم می باشد تا رها کرده و آرامش داشته باشم."» </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">وقتی سعی می کنم با یک مشکل دشوار گلاویز شوم یا از عهده یک شرایط بحرانی برآیم و تمام آنچه را که در توانم بوده انجام داده ام، پس چه کاری باید انجام دهم؟ من می توانم کارهایی انجام دهم که باعث پرورش ذهن، جسم و روحم شوند. شاید به پیاده روی رفته و یا به موزیک گوش دهم، یا دوستی را برای صحبت کردن و صرف قهوه ملاقات کنم.می توانم چیزهای مقوی را برای خوردن داشته باشم یا با تمرکز و سکوت در محلی بنشینم و یا کتابی را بخوانم. الانان یک برنامه عملی را برای تشخیص حق انتخاب اوقاتمان در اینکه چه کاری انجام دهیم می باشد، رفتن به حمام، ماساژ، تلفن به دوستان الانان، دذوچرخه سواری و یا خوابی کوتاه ممکن است راههای سودمندی برای پر کردن اوقاتی باشد که ممکن است با نگرانی تلف شوند. اگرچه ممکن است در قبال تغییر شرایطم نا توان باشم، مطمئناً بدون کمک نیستم. من می توانم اوقاتم را با انجام کارهای مفیدی برای خهود شپری کنم. وقتی با خود با مهربانی و عشق رفتار می کنم، بهتر می توانم با چالشهای زندگی روزره ام مقابله کنم.من شانس یک احساس خوب را دارم، حتی هنگامی که بحرانها مرا احاطه کرده اند.<br />
<br />
یادآوری امروز<br />
<br />
<br />
« یکی از وظایف اصلی من مراقبت از خودم می باشد. امروز من راه کوچکی برای انجامکارهایی جهت مراقبت از ذهن، جسم و روحم پیدا خواهم کرد.<br />
" بخشی از بهبودی من احترام گذاشتن به نیازها و حقوقم می باشد تا رها کرده و آرامش داشته باشم."» </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[15 دی]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4964</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 17:12:34 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=1">GOMNAM</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4964</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">يسياري از ما به عنوان تازه وارد از اينكه در الانان قوانيني وجود ندارد متعجب شده ايم . قبلا ما دريافته بوديم كه بهبودي از تاثيرات الكليسم ، شامل يكسري دستورات سخت و دقيقي ميشود كه توام با كنترل كردن ماست . طبيعتا ما انتظار داشتيم كه برنامه اي به موفقيت الانان اصول سخت و جدي تري از آنچه ما در ذهن داشته ايم در بر داشته باشد . در عوض به عنوان يك تازه وارد بمن گفته شد آزاد هستم طبق خواست و توان خود قدمها را كار كنم . من مي توانستم هر سوالي را كه برايم مطرح ميشد از هر فردي بپرسم .هيچكس در سمت خاصي نبود در حاليكه همگان متصدي امور بودند . غير ممكن بنظر ميرسيد ، اما ميتوانستم ببينم كه اين برنامه بيش از هر سازمان ديگري كه تا بحال عضو آن بودم ، كارائي موثرتري دارد همانطور كه آمدن به الانان را ادامه ميدهم ، ياد ميگيرم اعتماد داشته باشم كه گروه تحت يك نيروي برتري كه اراده خود را در وجدان گروه مطرح ميكند ، راهنمايي ميشود . من عملا مي بينم كه سنت ها بوسيله پيشنهاداتي بيش از هر قاعده و قانون ديگري ما را راهنمايي مي كنند . و من ياد ميگيرم كه به اعضاء انجمن اعتماد كنم . به هر فردي كه براي منافع مشتركمان كمك ميكند و در انجمني كه هيچ كس سمتي ندارد و متصدي نيست .<br />
<br />
ياد آوري براي امروز :<br />
<br />
اگر من در گروهم مسئوليت خدمتي را مي پذيرم ، اين به معناي رياست من نيست . امروز به ياد خواهم داشت كه مسئوليت نهايي از آن نيروي برتري است كه در وجود همه ما جريان دارد و از طريق همه ما كار ميكند .<br />
" ما تحت عنوان خانواده هرگز نبايد متشكل شويم ، اما ميتوانيم هيئت هاي خدماتي و يا كميته هايي تشكيل دهيم كه در برابر گروه مربوطه مسئول باشند . </div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align">يسياري از ما به عنوان تازه وارد از اينكه در الانان قوانيني وجود ندارد متعجب شده ايم . قبلا ما دريافته بوديم كه بهبودي از تاثيرات الكليسم ، شامل يكسري دستورات سخت و دقيقي ميشود كه توام با كنترل كردن ماست . طبيعتا ما انتظار داشتيم كه برنامه اي به موفقيت الانان اصول سخت و جدي تري از آنچه ما در ذهن داشته ايم در بر داشته باشد . در عوض به عنوان يك تازه وارد بمن گفته شد آزاد هستم طبق خواست و توان خود قدمها را كار كنم . من مي توانستم هر سوالي را كه برايم مطرح ميشد از هر فردي بپرسم .هيچكس در سمت خاصي نبود در حاليكه همگان متصدي امور بودند . غير ممكن بنظر ميرسيد ، اما ميتوانستم ببينم كه اين برنامه بيش از هر سازمان ديگري كه تا بحال عضو آن بودم ، كارائي موثرتري دارد همانطور كه آمدن به الانان را ادامه ميدهم ، ياد ميگيرم اعتماد داشته باشم كه گروه تحت يك نيروي برتري كه اراده خود را در وجدان گروه مطرح ميكند ، راهنمايي ميشود . من عملا مي بينم كه سنت ها بوسيله پيشنهاداتي بيش از هر قاعده و قانون ديگري ما را راهنمايي مي كنند . و من ياد ميگيرم كه به اعضاء انجمن اعتماد كنم . به هر فردي كه براي منافع مشتركمان كمك ميكند و در انجمني كه هيچ كس سمتي ندارد و متصدي نيست .<br />
<br />
ياد آوري براي امروز :<br />
<br />
اگر من در گروهم مسئوليت خدمتي را مي پذيرم ، اين به معناي رياست من نيست . امروز به ياد خواهم داشت كه مسئوليت نهايي از آن نيروي برتري است كه در وجود همه ما جريان دارد و از طريق همه ما كار ميكند .<br />
" ما تحت عنوان خانواده هرگز نبايد متشكل شويم ، اما ميتوانيم هيئت هاي خدماتي و يا كميته هايي تشكيل دهيم كه در برابر گروه مربوطه مسئول باشند . </div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>