<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - شهریور ]]></title>
		<link>https://forum.banianbehboodi.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - https://forum.banianbehboodi.ir]]></description>
		<pubDate>Thu, 01 Oct 2026 03:32:52 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[1 شهریور - روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5098</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 18:31:20 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5098</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
1 شهريور برخي از ما بیماران عادتی و وابستگان چنين استنباط كرده‌ايم كه شركت ما به صورت مداوم در جلسات و يا اعتماد كردن به يك فرد و خدمت‌کردن لزومي ندارد. شايد فراموش‌مان شده است، كه ما يك مشكل اساسي داريم و آن هم وابستگي و هم‌وابستگی در ما است، كه در دوران بيماري و ناخوشي زندگي‌مان را تباه كرده بود. امروز مي‌دانم كه در اثر عادت و وابستگي مشكلاتي را به همراه داشتم كه به مرور حل مي‌شود. مثلاً: مشكلات احساسی، مالي، كاري، عاطفي و اجتماعي. اصول برنامه‌ی خودیاری به من متذكر مي‌شود كه يك فرد وابسته به راحتي بدون خواست و اراده مي‌تواند در دام يك وابستگي و یا هم‌وابستگی متقابل جديد اسير شود، مثل تفريط در كسب و كار، یا ارتباط با فردی كه ما را از حضور در جلسات محروم مي‌كند. در ابتداي حضور در جلسات مشكلات‌مان را كه عجز در مقابل عادت و وابستگي‌ها بود اقرار كردم، ولي در پذيرش آن باز دچار مشكل هستم. مثلاً: اين كه من چند سال و ماهي است كه در جلسات شركت مي‌كنم، حالا ديگر نيازي به آن ندارم. اين انكار مي‌گويد تو ديگر عجز نداري و در اين حالت علائم لغزش در ما پديدار شده است. خود فريبي نشانه‌ی انكار است!<br />
</span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
1 شهريور برخي از ما بیماران عادتی و وابستگان چنين استنباط كرده‌ايم كه شركت ما به صورت مداوم در جلسات و يا اعتماد كردن به يك فرد و خدمت‌کردن لزومي ندارد. شايد فراموش‌مان شده است، كه ما يك مشكل اساسي داريم و آن هم وابستگي و هم‌وابستگی در ما است، كه در دوران بيماري و ناخوشي زندگي‌مان را تباه كرده بود. امروز مي‌دانم كه در اثر عادت و وابستگي مشكلاتي را به همراه داشتم كه به مرور حل مي‌شود. مثلاً: مشكلات احساسی، مالي، كاري، عاطفي و اجتماعي. اصول برنامه‌ی خودیاری به من متذكر مي‌شود كه يك فرد وابسته به راحتي بدون خواست و اراده مي‌تواند در دام يك وابستگي و یا هم‌وابستگی متقابل جديد اسير شود، مثل تفريط در كسب و كار، یا ارتباط با فردی كه ما را از حضور در جلسات محروم مي‌كند. در ابتداي حضور در جلسات مشكلات‌مان را كه عجز در مقابل عادت و وابستگي‌ها بود اقرار كردم، ولي در پذيرش آن باز دچار مشكل هستم. مثلاً: اين كه من چند سال و ماهي است كه در جلسات شركت مي‌كنم، حالا ديگر نيازي به آن ندارم. اين انكار مي‌گويد تو ديگر عجز نداري و در اين حالت علائم لغزش در ما پديدار شده است. خود فريبي نشانه‌ی انكار است!<br />
</span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[2 شهریور-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5097</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 18:30:34 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5097</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
2 شهريور امروز مي‌توانم با طرح عقايد مذهبي و معنوي خود در مسائل بیداری روحاني برنامه و حضور قدرت برتر، موجب ترس و وحشت تازه واردين گردم، يا آن‌ها از برنامه كناره‌گيري كنند. آيا متوجه هستم كه در مسائل مذهبي و معنوي نمي‌توان اجبار كرد؟ آيا مي‌دانم كه اصول برنامه‌ی خودیاری مذهبی نیست و هرکسی میواند با عقاید و مذهب خودش در ارتباط باشد و آنرا به کسی تحمیل نکند. اصول ساده‌ی برنامه من را به خودم می‌شناساند و مرا در مسير درست به سمت عالم معنويت هدايت مي‌كند. آيا مي‌دانم كه من با رعایت همین اصول يك زاهد و روحاني نمي‌شوم؟ اصول روحاني خودیاری قدمها بر مبناي جاذبه استوار شده است، نه تبليغات! آيا هنوز هم از انتقال دانسته‌هايم به ديگران احساس قدرت و توانمندی مي‌كنم؟ امروز از خود مي‌خواهم كه به ديگران فرصت دهم تا با تكيه بر تجربه‌هاي خود و دانسته‌هايشان هويت معنوي خود را كشف كنند. آيا مي‌دانم باور و ايمان پیدا کردن به خداوند يك احساس شخصي بوده و هر كسي بنا بر اعتقادات مذهبي و عقیدتی يا روحاني خود با آزادي و تسليم خودشان به صورت اكتسابي به دست مي‌آورد؟ اصول برنامه نياز به موعظه ندارد!<br />
</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
2 شهريور امروز مي‌توانم با طرح عقايد مذهبي و معنوي خود در مسائل بیداری روحاني برنامه و حضور قدرت برتر، موجب ترس و وحشت تازه واردين گردم، يا آن‌ها از برنامه كناره‌گيري كنند. آيا متوجه هستم كه در مسائل مذهبي و معنوي نمي‌توان اجبار كرد؟ آيا مي‌دانم كه اصول برنامه‌ی خودیاری مذهبی نیست و هرکسی میواند با عقاید و مذهب خودش در ارتباط باشد و آنرا به کسی تحمیل نکند. اصول ساده‌ی برنامه من را به خودم می‌شناساند و مرا در مسير درست به سمت عالم معنويت هدايت مي‌كند. آيا مي‌دانم كه من با رعایت همین اصول يك زاهد و روحاني نمي‌شوم؟ اصول روحاني خودیاری قدمها بر مبناي جاذبه استوار شده است، نه تبليغات! آيا هنوز هم از انتقال دانسته‌هايم به ديگران احساس قدرت و توانمندی مي‌كنم؟ امروز از خود مي‌خواهم كه به ديگران فرصت دهم تا با تكيه بر تجربه‌هاي خود و دانسته‌هايشان هويت معنوي خود را كشف كنند. آيا مي‌دانم باور و ايمان پیدا کردن به خداوند يك احساس شخصي بوده و هر كسي بنا بر اعتقادات مذهبي و عقیدتی يا روحاني خود با آزادي و تسليم خودشان به صورت اكتسابي به دست مي‌آورد؟ اصول برنامه نياز به موعظه ندارد!<br />
</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[3 شهریور-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5096</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 18:29:47 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5096</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
3 شهريور براي واگذاري اراده و زندگي خود از طريق برنامه‌ی خودیاری به پروردگار مهربان، نياز به يك آمادگي روحي و رواني است، كه براي ايجاد اين انگيزه‌ی معنوی نياز به حضور مستمر در جلسات و کارکرد قدمها مي‌باشد. هر فرد وابسته با شركت در جلسات خاص خود آمادگي پيدا مي‌كند، تا وارد مرحله‌ي جديدي از زندگي شود، كه آرامش و امنيت، اوّلين حاصل اين اقدام برایم است. من در ابتداي ورود، بيماري وابستگي و خواست خودم را به اصول برنامه كه مراقب و محافظ من مي‌باشد ‌سپردم، بدون اين كه بدانيم چه مي‌كنم. به مرور متوجه مي‌شوم كه تحت حمايت و لطف خداوند و اعضای گروه هستم. آيا به كار بستن اصول برنامه‌ی خودیاری همان بيداري روحاني است؟ امروز مي‌خواهم زندگي خود را بر اساس تسليم به خداوند شكل دهم. امروز مي‌خواهم برخلاف گذشته، پروردگار مهربان را مركز و كانون محوريت در زندگيم قرار دهم. من از خداوند به خاطر بيداري روحاني و معنوي كه حاصل تسليم زندگيم به اوست سپاسگزارم. امروز خداوند را به خاطر توانايي در كشف فضیلت و قدرت ارتباط معنوي كه در وجودم نهادنه شده است، او را شاكر هستم. خداوند ناجي و حافظ ماست!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
3 شهريور براي واگذاري اراده و زندگي خود از طريق برنامه‌ی خودیاری به پروردگار مهربان، نياز به يك آمادگي روحي و رواني است، كه براي ايجاد اين انگيزه‌ی معنوی نياز به حضور مستمر در جلسات و کارکرد قدمها مي‌باشد. هر فرد وابسته با شركت در جلسات خاص خود آمادگي پيدا مي‌كند، تا وارد مرحله‌ي جديدي از زندگي شود، كه آرامش و امنيت، اوّلين حاصل اين اقدام برایم است. من در ابتداي ورود، بيماري وابستگي و خواست خودم را به اصول برنامه كه مراقب و محافظ من مي‌باشد ‌سپردم، بدون اين كه بدانيم چه مي‌كنم. به مرور متوجه مي‌شوم كه تحت حمايت و لطف خداوند و اعضای گروه هستم. آيا به كار بستن اصول برنامه‌ی خودیاری همان بيداري روحاني است؟ امروز مي‌خواهم زندگي خود را بر اساس تسليم به خداوند شكل دهم. امروز مي‌خواهم برخلاف گذشته، پروردگار مهربان را مركز و كانون محوريت در زندگيم قرار دهم. من از خداوند به خاطر بيداري روحاني و معنوي كه حاصل تسليم زندگيم به اوست سپاسگزارم. امروز خداوند را به خاطر توانايي در كشف فضیلت و قدرت ارتباط معنوي كه در وجودم نهادنه شده است، او را شاكر هستم. خداوند ناجي و حافظ ماست!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[4 شهریور-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5095</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 18:28:58 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5095</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">[b]<span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
4 شهريور خيلي از ما قادر نيستيم خودخواهي و خودمحوری خود را تشخيص دهيم. هنوز هم دست از جنگ نكشيده و قادر به تشخيص رفتار ويرانگر خودمان نمي‌باشيم. طبق نظرات خودمان مشكلات و نابساماني‌هايمان را ناشي از عوامل ديگري مي‌دانيم. حاضر نيستيم با اصول برنامه بیماری خود و شرایط زندگی را بپذيريم، كه همه مشكلات در سر ما با افکار و رفتارهای ناسالم و غير منطقي و غير عقلاني خودمان شكل گرفته است. آيا اعتقاد دارم كه قدرتي ما فوق‌تر از من، قادر است كه سلامتي عقل را به من بازگرداند؟ امروز مي‌دانم كه براي افراد وابسته پذيرش و اقرار به نداشتن سلامتي عقل كه از روي همين موضل و بيماري داراي افکار و رفتاري غير منطقي هستند، بسيار دشوار است. آيا ساير وابستگان كه از اين بيماري در عذابند قادر هستند، به تشخيص علائم و فعالیت بيماري خود با صداقت جهت كمك خواستن به جلسات آمده و جوياي راهکارهایی برای خود بهبودي باشند؟ خداوندا: تو را به خاطر روشن بيني كه به من عطا كردي سپاسگزارم. من نیاز به تو دارم و تو نیازم را در اصول برنامه‌ی خودیاری به من عطا می‌فرمایی! آیا من خود را تسلیم اصول برنامه کرده‌ام؟ غرور و خود بزرگ بيني دو عامل شكست!</span></span></span></span>[/b]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">[b]<span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
4 شهريور خيلي از ما قادر نيستيم خودخواهي و خودمحوری خود را تشخيص دهيم. هنوز هم دست از جنگ نكشيده و قادر به تشخيص رفتار ويرانگر خودمان نمي‌باشيم. طبق نظرات خودمان مشكلات و نابساماني‌هايمان را ناشي از عوامل ديگري مي‌دانيم. حاضر نيستيم با اصول برنامه بیماری خود و شرایط زندگی را بپذيريم، كه همه مشكلات در سر ما با افکار و رفتارهای ناسالم و غير منطقي و غير عقلاني خودمان شكل گرفته است. آيا اعتقاد دارم كه قدرتي ما فوق‌تر از من، قادر است كه سلامتي عقل را به من بازگرداند؟ امروز مي‌دانم كه براي افراد وابسته پذيرش و اقرار به نداشتن سلامتي عقل كه از روي همين موضل و بيماري داراي افکار و رفتاري غير منطقي هستند، بسيار دشوار است. آيا ساير وابستگان كه از اين بيماري در عذابند قادر هستند، به تشخيص علائم و فعالیت بيماري خود با صداقت جهت كمك خواستن به جلسات آمده و جوياي راهکارهایی برای خود بهبودي باشند؟ خداوندا: تو را به خاطر روشن بيني كه به من عطا كردي سپاسگزارم. من نیاز به تو دارم و تو نیازم را در اصول برنامه‌ی خودیاری به من عطا می‌فرمایی! آیا من خود را تسلیم اصول برنامه کرده‌ام؟ غرور و خود بزرگ بيني دو عامل شكست!</span></span></span></span>[/b]]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[5 شهریور-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5094</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 18:28:09 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5094</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
5 شهريور يكي از مزاياي برنامه‌ی خودیاری در اين است، كه آگاهي مرا در مورد جهان بيني و تكليف خود و واقع بيني آگاه کرده است. نتيجه اين آگاهي، آرامش و زندگي با لذت و غلبه بر مشكلات كه قالباً قادر به حل آن‌ها نبودم شده است. اغلب به دليل بي‌علاقگي و بي‌اطلاعي و بلاتكليفي، مشكلات را بزرگ‌نمايي كرده و از همان ابتدا خود را از حل آن ناتوان مي‌دانستم. آيا هنوز هم از مشكلات تراژدي ساخته و خود را به مظلوميت و قربانی بودن مي‌زنم؟ امروز به خاطر جهان بيني و کسب تجربیات مختلف که در برنامه پیدا کرده‌ام، به هيجان آمده و در مسير بهبودي انرژي و شادابي بيشتري كسب مي‌كنم. ديگر حاضر نيستم در مقابل مسائل و مشكلات زانو زده و تسليم شوم و يا بگويم مهم نيست، یا اهميت ندارد، یا در فرصتي منایب ديگر، یا از زیربار مسئولیت آن فرار نمایم. امروز خداوند را به خاطر روشن‌بيني و پذيرشم سپاسگزار و شاکر هستم. مطلع هستم که بیماری من قدرت زیادی دارد که برایم سناریو بسازد و نشان داده است که در اینکار بسیار مهارت دارد و برایم هرچه درد و غم و اندوه را به‌تصویر می‌کشد. آیا امروز بیماری و قدرت ویرانگرش را به خداوند سپرده‌ام؟ دل را بگشا، همه‌ي چيزها واقعي هستند!</span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
5 شهريور يكي از مزاياي برنامه‌ی خودیاری در اين است، كه آگاهي مرا در مورد جهان بيني و تكليف خود و واقع بيني آگاه کرده است. نتيجه اين آگاهي، آرامش و زندگي با لذت و غلبه بر مشكلات كه قالباً قادر به حل آن‌ها نبودم شده است. اغلب به دليل بي‌علاقگي و بي‌اطلاعي و بلاتكليفي، مشكلات را بزرگ‌نمايي كرده و از همان ابتدا خود را از حل آن ناتوان مي‌دانستم. آيا هنوز هم از مشكلات تراژدي ساخته و خود را به مظلوميت و قربانی بودن مي‌زنم؟ امروز به خاطر جهان بيني و کسب تجربیات مختلف که در برنامه پیدا کرده‌ام، به هيجان آمده و در مسير بهبودي انرژي و شادابي بيشتري كسب مي‌كنم. ديگر حاضر نيستم در مقابل مسائل و مشكلات زانو زده و تسليم شوم و يا بگويم مهم نيست، یا اهميت ندارد، یا در فرصتي منایب ديگر، یا از زیربار مسئولیت آن فرار نمایم. امروز خداوند را به خاطر روشن‌بيني و پذيرشم سپاسگزار و شاکر هستم. مطلع هستم که بیماری من قدرت زیادی دارد که برایم سناریو بسازد و نشان داده است که در اینکار بسیار مهارت دارد و برایم هرچه درد و غم و اندوه را به‌تصویر می‌کشد. آیا امروز بیماری و قدرت ویرانگرش را به خداوند سپرده‌ام؟ دل را بگشا، همه‌ي چيزها واقعي هستند!</span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[6 شهریور-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5093</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 18:27:33 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5093</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
6 شهريور يكي از نواقص بزرگ و مخرب من دخالت در كار و زندگي ديگران و سعي در حل مشكلات و سرپرستی کردن از آن‌هاست. با اين كه توجيه كارم حمايت از آن‌هاست، ولي اصول برنامه به من يادآوري مي‌كند، كه تو آنقدر غرق حل و فصل مشكلات ديگران مي‌شوي كه از خودت و نیازهایت غافل خواهي شد. امروز سعي مي‌كنم تصميم بگيرم رفتاري داشته باشم، كه هم از جانب خودم هم از جانب ديگران قابل قبول باشد. آيا امروز قادر هستم بدون دشمني و كينه بلكه از روي عشق به خیلی از کسان که قصد سوءاستفاده از من را دارند «نه» بگويم. به طوري كه اين نه گفتن، به ارتباطم با ديگران پايان ندهد؟ اصولاً بیماران هم‌وابسته و وابسته توانایی استفاده کردن از خود و دیگران را ندارند، امّا به راحتی بلد هستیم که از هم‌دیگر سوءاستفاده نماییم. اصول خودیاری برنامه به من توانایی داده است که در مقابل این افراد به راحتی «نه» بگویم و خود و او را از دردسر خلاص نمایم، من با دوست داشتن خودم به ديگران فرصت خواهم داد، تا آن‌ها هم من را به همان‌گونه كه آن‌ها را دوست دارم، دوست داشته باشند! این رُشد و تغییرات شگرفی است که در اصول برنامه‌ی خودیاری رهایی دیده می‌شود و با فرصت دادن به خودم موفق خواهم شد. به آرامي اتفاق می‌افتد، به خودت فرصت بده!<br />
</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
6 شهريور يكي از نواقص بزرگ و مخرب من دخالت در كار و زندگي ديگران و سعي در حل مشكلات و سرپرستی کردن از آن‌هاست. با اين كه توجيه كارم حمايت از آن‌هاست، ولي اصول برنامه به من يادآوري مي‌كند، كه تو آنقدر غرق حل و فصل مشكلات ديگران مي‌شوي كه از خودت و نیازهایت غافل خواهي شد. امروز سعي مي‌كنم تصميم بگيرم رفتاري داشته باشم، كه هم از جانب خودم هم از جانب ديگران قابل قبول باشد. آيا امروز قادر هستم بدون دشمني و كينه بلكه از روي عشق به خیلی از کسان که قصد سوءاستفاده از من را دارند «نه» بگويم. به طوري كه اين نه گفتن، به ارتباطم با ديگران پايان ندهد؟ اصولاً بیماران هم‌وابسته و وابسته توانایی استفاده کردن از خود و دیگران را ندارند، امّا به راحتی بلد هستیم که از هم‌دیگر سوءاستفاده نماییم. اصول خودیاری برنامه به من توانایی داده است که در مقابل این افراد به راحتی «نه» بگویم و خود و او را از دردسر خلاص نمایم، من با دوست داشتن خودم به ديگران فرصت خواهم داد، تا آن‌ها هم من را به همان‌گونه كه آن‌ها را دوست دارم، دوست داشته باشند! این رُشد و تغییرات شگرفی است که در اصول برنامه‌ی خودیاری رهایی دیده می‌شود و با فرصت دادن به خودم موفق خواهم شد. به آرامي اتفاق می‌افتد، به خودت فرصت بده!<br />
</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[7 شهریور -روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5092</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 18:26:46 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5092</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">[b]<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
7 شهريور من امروز فقط بابت بهبودي و رهايي خودم متعهد هستم. اين‌را هم مي‌دانم كه نبايد انتظار بهبودي يك روزه و یک‌شبه را داشته باشم. امروز با آسان گرفتن امور زندگيم و احترام<br />
<br />
گذاشتن به خود و ديگران، به خودم و آن‌ها فرصت تصمیم‌گیری و حق انتخاب و زندگي كردن مي‌دهم. امروز نقش خودم را به عنوان يك بيمار عادتی و وابسته و هم‌وابسته مي‌پذيرم و آمادگي پيدا مي‌كنم كه از ديگران به عنوان «هر فردي معلم من است» استفاده كنم. آيا اراده و قدرت و آينده‌ام را به خداوند مهربان سپرده‌ام تا فقط سهم و نقش خودم را بازي ‌كنم؟ امروز خداوند را براي كسب دانش از اصول برنامه‌ی خودیاری سپاسگزاري مي‌كنم. امروز توانايي دوست داشتن و بخشودن و کمک کردن به خود را تقويت كرده، تا راه‌هايي كه موجب رضايت خود شده و از خسارت زدن به ديگران خودداري كنم! امروز با ابزارهاي برنامه موانع ارتباطي بين من و ديگران را از بين برده و طريقه‌ي ارتباط انسانی و بهتری را مي‌آموزم. اين ارتباط فقط از روي ارزش‌هاي والاي انساني و از روی فضیلت‌های من مي‌باشد، كه به خود و ديگران احترام قائل مي‌شوم. آيا امروز بحران‌هاي هميشگي كه در اطرافم مرا فلج مي‌كردند وجود دارند؟ فقط امروز را در صلح و آرامش خواهم بود!<br />
</span></span></span></div></span>[/b]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">[b]<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
7 شهريور من امروز فقط بابت بهبودي و رهايي خودم متعهد هستم. اين‌را هم مي‌دانم كه نبايد انتظار بهبودي يك روزه و یک‌شبه را داشته باشم. امروز با آسان گرفتن امور زندگيم و احترام<br />
<br />
گذاشتن به خود و ديگران، به خودم و آن‌ها فرصت تصمیم‌گیری و حق انتخاب و زندگي كردن مي‌دهم. امروز نقش خودم را به عنوان يك بيمار عادتی و وابسته و هم‌وابسته مي‌پذيرم و آمادگي پيدا مي‌كنم كه از ديگران به عنوان «هر فردي معلم من است» استفاده كنم. آيا اراده و قدرت و آينده‌ام را به خداوند مهربان سپرده‌ام تا فقط سهم و نقش خودم را بازي ‌كنم؟ امروز خداوند را براي كسب دانش از اصول برنامه‌ی خودیاری سپاسگزاري مي‌كنم. امروز توانايي دوست داشتن و بخشودن و کمک کردن به خود را تقويت كرده، تا راه‌هايي كه موجب رضايت خود شده و از خسارت زدن به ديگران خودداري كنم! امروز با ابزارهاي برنامه موانع ارتباطي بين من و ديگران را از بين برده و طريقه‌ي ارتباط انسانی و بهتری را مي‌آموزم. اين ارتباط فقط از روي ارزش‌هاي والاي انساني و از روی فضیلت‌های من مي‌باشد، كه به خود و ديگران احترام قائل مي‌شوم. آيا امروز بحران‌هاي هميشگي كه در اطرافم مرا فلج مي‌كردند وجود دارند؟ فقط امروز را در صلح و آرامش خواهم بود!<br />
</span></span></span></div></span>[/b]]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[8 شهریور-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5091</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 18:25:31 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5091</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
8 شهريور زندگي به روال برنامه به صورت روزبه روز و فقط برای امروز است. اين را هم درك كرده‌ام كه زندگي به سرعت در حركت و جریان است. این را هم می‌دانم که اين سرعت‌گيري در زندگي مرا مي‌ترساند. آيا من به جريان بهبودي اعتماد پيدا كرده‌ام؟ آيا من به خود و زمان، وقت لازم را مي‌دهم؟ آيا متوجه شده‌ام كه «هيچ شهري يك روزه ساخته نشده»؟ اگر من تحت فشار باشم و براي كسب نتيجه به خودم محدوديتي قرار دهم، سؤالي در ذهنم پيش مي‌آيد، آيا كارم را درست انجام داده‌ام؟ امروز مي‌دانيم كه اعتماد پيدا كردن، تغيير كردن، رُشد پیدا كردن و خودشناسي در كل برنامه‌ی بهبودي يك روند آرام و روزانه است. همه‌ي ما در زندگي گذشته‌مان دوران سختي را تجربه كرده‌ايم. این را مطمئن هستم که بهبودي و رهايي كنوني ما، قدرت و اراده‌ی بشری ما نبود. بلكه کمک خداوند برای گذران روزبه روز آن ايام تلخ باعث مرودمان به اين روزهاي شيرين و آرامش‌بخش آن است. وقتي ما توقع و انتظاراتمان را كم كنيم و انتظار حل فوري مسائل را در یک روز و یک هفته و ماه و سال نداشته باشیم، اين همان وعده‌ي خداوند است كه از پس هر تلخي ايام شيرين خواهد آمد. زندگي در آرامش مسيري به سمت بهبودي!<br />
</span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
8 شهريور زندگي به روال برنامه به صورت روزبه روز و فقط برای امروز است. اين را هم درك كرده‌ام كه زندگي به سرعت در حركت و جریان است. این را هم می‌دانم که اين سرعت‌گيري در زندگي مرا مي‌ترساند. آيا من به جريان بهبودي اعتماد پيدا كرده‌ام؟ آيا من به خود و زمان، وقت لازم را مي‌دهم؟ آيا متوجه شده‌ام كه «هيچ شهري يك روزه ساخته نشده»؟ اگر من تحت فشار باشم و براي كسب نتيجه به خودم محدوديتي قرار دهم، سؤالي در ذهنم پيش مي‌آيد، آيا كارم را درست انجام داده‌ام؟ امروز مي‌دانيم كه اعتماد پيدا كردن، تغيير كردن، رُشد پیدا كردن و خودشناسي در كل برنامه‌ی بهبودي يك روند آرام و روزانه است. همه‌ي ما در زندگي گذشته‌مان دوران سختي را تجربه كرده‌ايم. این را مطمئن هستم که بهبودي و رهايي كنوني ما، قدرت و اراده‌ی بشری ما نبود. بلكه کمک خداوند برای گذران روزبه روز آن ايام تلخ باعث مرودمان به اين روزهاي شيرين و آرامش‌بخش آن است. وقتي ما توقع و انتظاراتمان را كم كنيم و انتظار حل فوري مسائل را در یک روز و یک هفته و ماه و سال نداشته باشیم، اين همان وعده‌ي خداوند است كه از پس هر تلخي ايام شيرين خواهد آمد. زندگي در آرامش مسيري به سمت بهبودي!<br />
</span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[9 شهریور - روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5090</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 18:24:43 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5090</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
<br />
9 شهريور زماني كه ترس و وحشت وجود ما را فرا مي‌گيرد، انتظار داريم كه ديگران ما را حمايت كنند و دلداري دهند. امّا اگر اين‌طور نشد چه اتفاقي پيش خواهد آمد؟ فكر مي‌كنم كه دچار نااميدي و كينه از مردم و اطرافیان شوم. مي‌دانم كه با اين احساسات مشكل ‌من چند تا شده است. اوّلي ترس، دومي نااميدي سومی رنجش و كينه خواهد بود. امروز اصول برنامه به من مي‌گويد كه دست از عقايد قديمي و متروك بردارم و ديگران را درك كنم و آن‌ها را بفهم. ديگران هم به نوعي دچار بيماري و مشكلات خاص خودشان هستند. امروز مي‌دانم كه هيچ كس هرگز قادر نيست آن‌چه را كه من نياز دارم به من بدهد. آيا هنوز هم براي برآورده شدن نيازهايم به سمت دیگران گرایش داشته و برای رسیدن به آن پافشاري مي‌كنم؟ امروز مي‌دانم كه هيچ كس هرگز قادر نيست آن چه را كه من نياز دارم به من بدهد، چون خدای من نیست. امروز به لطف خداوند با گشودن دريچه‌اي از نور و اميد، در درونم نقاط منفي هم‌وابستگي به ديگران را كم مي‌كنم. امروز من در مقابل تغيير دادن ديگران به نفع خود عاجز هستم. تنها با شهامت، گرفتن از خداوند براي تغيير دادن روش‌ها، ايده‌ها و رفتارم كمك مي‌گيرم. توقعات خود را كم كن!<br />
</span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
<br />
9 شهريور زماني كه ترس و وحشت وجود ما را فرا مي‌گيرد، انتظار داريم كه ديگران ما را حمايت كنند و دلداري دهند. امّا اگر اين‌طور نشد چه اتفاقي پيش خواهد آمد؟ فكر مي‌كنم كه دچار نااميدي و كينه از مردم و اطرافیان شوم. مي‌دانم كه با اين احساسات مشكل ‌من چند تا شده است. اوّلي ترس، دومي نااميدي سومی رنجش و كينه خواهد بود. امروز اصول برنامه به من مي‌گويد كه دست از عقايد قديمي و متروك بردارم و ديگران را درك كنم و آن‌ها را بفهم. ديگران هم به نوعي دچار بيماري و مشكلات خاص خودشان هستند. امروز مي‌دانم كه هيچ كس هرگز قادر نيست آن‌چه را كه من نياز دارم به من بدهد. آيا هنوز هم براي برآورده شدن نيازهايم به سمت دیگران گرایش داشته و برای رسیدن به آن پافشاري مي‌كنم؟ امروز مي‌دانم كه هيچ كس هرگز قادر نيست آن چه را كه من نياز دارم به من بدهد، چون خدای من نیست. امروز به لطف خداوند با گشودن دريچه‌اي از نور و اميد، در درونم نقاط منفي هم‌وابستگي به ديگران را كم مي‌كنم. امروز من در مقابل تغيير دادن ديگران به نفع خود عاجز هستم. تنها با شهامت، گرفتن از خداوند براي تغيير دادن روش‌ها، ايده‌ها و رفتارم كمك مي‌گيرم. توقعات خود را كم كن!<br />
</span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[10شهریور - روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5089</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 18:23:53 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5089</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
10 شهريور امروز مي‌دانم كه در مورد گذشته كاري از من برنمي‌آيد. دوستان در برنامه مي‌گويند گذشته به تاريخ پيوست، ولي مي‌توان از تجربيات گذشته استفاده كرد. تا دوباره دچار مشكلات نشوم و يا آن را در امروز متوقف كنم. امروز سعي مي‌كنم زندگي امروزم را با برنامه‌ريزي‌هاي كوچك هدفدار كنم. چون همین لحظه زندگی کردن است، اعمال كوچك و هدفدار باعث تقويت اعتمادبه نفس و عزت نفسم خواهد شد. امروز قدم‌ها و اعمال كوچك روزمره توانايي دارند، كه خيلي بهتر از چندين روز و هفته بي‌تحركي كه پس آن آشفتگي و نااميدي وجود داشت را برطرف كند. آيا در امروزم اگر به مشكل جديدي برخورد كنم، آن را به پشت سر انداخته و به فردا موكول كرده و از آن فرار مي‌كنم؟ امروز اگر من از خداوند تقاضا كنم مرا حمايت مي‌كند. هيچ كسي نمي‌تواند مانع رُشد و تغييرات در من شود. زندگي امروز من نشانه‌هايي از تغييرات دورني دارند، كه نشان حمايت خداوند از من است! من برای فقط امروز در مقابل خالق و صاحب خودم زانو زده و از او شکرگزاری خواهم کرد، به خاطر دارم که من برای رسیدن به عادت‌ها و وابستگی‌هایم در مقابل آنها زانو زده و گدایی احساسی کرده بودم. چشمانت را بگشا و تغييرات را ببين!<br />
</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><br />
10 شهريور امروز مي‌دانم كه در مورد گذشته كاري از من برنمي‌آيد. دوستان در برنامه مي‌گويند گذشته به تاريخ پيوست، ولي مي‌توان از تجربيات گذشته استفاده كرد. تا دوباره دچار مشكلات نشوم و يا آن را در امروز متوقف كنم. امروز سعي مي‌كنم زندگي امروزم را با برنامه‌ريزي‌هاي كوچك هدفدار كنم. چون همین لحظه زندگی کردن است، اعمال كوچك و هدفدار باعث تقويت اعتمادبه نفس و عزت نفسم خواهد شد. امروز قدم‌ها و اعمال كوچك روزمره توانايي دارند، كه خيلي بهتر از چندين روز و هفته بي‌تحركي كه پس آن آشفتگي و نااميدي وجود داشت را برطرف كند. آيا در امروزم اگر به مشكل جديدي برخورد كنم، آن را به پشت سر انداخته و به فردا موكول كرده و از آن فرار مي‌كنم؟ امروز اگر من از خداوند تقاضا كنم مرا حمايت مي‌كند. هيچ كسي نمي‌تواند مانع رُشد و تغييرات در من شود. زندگي امروز من نشانه‌هايي از تغييرات دورني دارند، كه نشان حمايت خداوند از من است! من برای فقط امروز در مقابل خالق و صاحب خودم زانو زده و از او شکرگزاری خواهم کرد، به خاطر دارم که من برای رسیدن به عادت‌ها و وابستگی‌هایم در مقابل آنها زانو زده و گدایی احساسی کرده بودم. چشمانت را بگشا و تغييرات را ببين!<br />
</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[11 شهریور-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5088</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 18:22:42 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5088</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
11 شهريور وقتي خسته و درمانده انجمن را پيدا كردم نااميد و درمانده و در تنهایی و انزواي كامل بودم. براي به دست آوردن آرامش و خلاص شدن حتي چند بار دست به خودكشي زده بودم. از خودم می‌پرسیدم آيا آرامش فقط در مرگ خلاصه شده بود؟ وقتي به جلسات آمدم آرامش را در چهره يكايك اعضای قدیمی ديدم. وقتي آن‌ها درباره‌ي راهکار‌هاي رسيدن به آرامش صحبت مي‌كردند، من سراپا و مشتاقانه گوش مي‌سپردم. آن‌ها راه‌هايي كه رفته و به آرامش رسيده بودند، را اين‌گونه بيان مي‌كردند، باز هم به جلسه بيا، مشاركت كن، راهنما بگير، قدم‌هاي خودیاری را كار كن، با ساير اعضاء ارتباط داشته باش، دعا بخوان، پيام برسان، در حاشيه نباش، قضاوت نكن، غيبت نكن، صادق باش و خدمتگزاری کن ... امروز با كمك دوستان و نیروی برترم در همه حال رُشد مي‌كنم. آيا خداوند را به خاطر كسب آرامشي كه در جستجويش بودم سپاسگزاري مي‌كنم؟ اصول برنامه‌ی خودیاری مرا در رسيدن به اهدافم كه شامل آرامش، آزادي و رهايي و حق تصمیم‌گیری و داشتن حق انتخاب و دوست داشتن خودم و دیگران و شناخت عشق و تجربه‌هاي جديد و مهارت‌های زندگی و اميدواري كمك مي‌كند. اصول برنامه عملي است!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
11 شهريور وقتي خسته و درمانده انجمن را پيدا كردم نااميد و درمانده و در تنهایی و انزواي كامل بودم. براي به دست آوردن آرامش و خلاص شدن حتي چند بار دست به خودكشي زده بودم. از خودم می‌پرسیدم آيا آرامش فقط در مرگ خلاصه شده بود؟ وقتي به جلسات آمدم آرامش را در چهره يكايك اعضای قدیمی ديدم. وقتي آن‌ها درباره‌ي راهکار‌هاي رسيدن به آرامش صحبت مي‌كردند، من سراپا و مشتاقانه گوش مي‌سپردم. آن‌ها راه‌هايي كه رفته و به آرامش رسيده بودند، را اين‌گونه بيان مي‌كردند، باز هم به جلسه بيا، مشاركت كن، راهنما بگير، قدم‌هاي خودیاری را كار كن، با ساير اعضاء ارتباط داشته باش، دعا بخوان، پيام برسان، در حاشيه نباش، قضاوت نكن، غيبت نكن، صادق باش و خدمتگزاری کن ... امروز با كمك دوستان و نیروی برترم در همه حال رُشد مي‌كنم. آيا خداوند را به خاطر كسب آرامشي كه در جستجويش بودم سپاسگزاري مي‌كنم؟ اصول برنامه‌ی خودیاری مرا در رسيدن به اهدافم كه شامل آرامش، آزادي و رهايي و حق تصمیم‌گیری و داشتن حق انتخاب و دوست داشتن خودم و دیگران و شناخت عشق و تجربه‌هاي جديد و مهارت‌های زندگی و اميدواري كمك مي‌كند. اصول برنامه عملي است!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[12 شهریور-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5087</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 18:22:03 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5087</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
12 شهريور فقط براي امروز سعي مي‌كنم كه از عادت‌هاي ناسالم و افکار و رفتارهای ناسالم و خسارت وارد کردن به خود و ديگران دست بردارم. اگر غير از اين باشد حتماً در اعمالم تجديد نظر خواهم كرد. امروز با ارتباط بيشتر با راهنمايم اعمالم را تحت نظر خواهم داشت. امروز مي‌دانم كه اگر دست از رفتار گذشته‌ام برندارم، به راحتي به هم ريخته و زندگيم آشفته خواهد شد. افکار و رفتار در ادامه دادن به اصول برنامه‌ی خودیاری توانايي دارند، كه من را کمک و یاری و آرامتر كند. سعي مي‌كنم كه سرنخ مشكلات را با نوشتن ترازنامه روزانه پيدا كنم. اصولاً هيچ كس قادر به تغيير دادن من نيست و من هم نمي‌توانم كسي را تغيير دهم، ولي خودم اگر بخواهم با كمك خداوند مي‌توانم در خود تغييراتي هر چند كوچك ايجاد نمایم. زندگي آشفته و گذشته‌ي من نشان مي‌دهد، كه بيشترين ضربه را خودم به خودم زده‌ام. اين اعمال از روي بيماري من بوده و همين بيماري در گوشه‌اي مخفي و در کمین مانده شده است و مي‌تواند به كمك خودم به راحتي من را در مسير نابودي قرار دهد. آيا هنوز هم مي‌خواهم در مقابل اعمال ديگران واكنش نشان بدهم؟ آيا همين واكنش‌هاي من نبود كه مرا به تباهي و نیستی كشاند؟ خود قادر هستم زندگيم را ويران كنم!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
12 شهريور فقط براي امروز سعي مي‌كنم كه از عادت‌هاي ناسالم و افکار و رفتارهای ناسالم و خسارت وارد کردن به خود و ديگران دست بردارم. اگر غير از اين باشد حتماً در اعمالم تجديد نظر خواهم كرد. امروز با ارتباط بيشتر با راهنمايم اعمالم را تحت نظر خواهم داشت. امروز مي‌دانم كه اگر دست از رفتار گذشته‌ام برندارم، به راحتي به هم ريخته و زندگيم آشفته خواهد شد. افکار و رفتار در ادامه دادن به اصول برنامه‌ی خودیاری توانايي دارند، كه من را کمک و یاری و آرامتر كند. سعي مي‌كنم كه سرنخ مشكلات را با نوشتن ترازنامه روزانه پيدا كنم. اصولاً هيچ كس قادر به تغيير دادن من نيست و من هم نمي‌توانم كسي را تغيير دهم، ولي خودم اگر بخواهم با كمك خداوند مي‌توانم در خود تغييراتي هر چند كوچك ايجاد نمایم. زندگي آشفته و گذشته‌ي من نشان مي‌دهد، كه بيشترين ضربه را خودم به خودم زده‌ام. اين اعمال از روي بيماري من بوده و همين بيماري در گوشه‌اي مخفي و در کمین مانده شده است و مي‌تواند به كمك خودم به راحتي من را در مسير نابودي قرار دهد. آيا هنوز هم مي‌خواهم در مقابل اعمال ديگران واكنش نشان بدهم؟ آيا همين واكنش‌هاي من نبود كه مرا به تباهي و نیستی كشاند؟ خود قادر هستم زندگيم را ويران كنم!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[13 شهریور-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5086</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 18:21:29 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5086</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
13 شهريور در گذشته فكر مي‌كردم، اگر قادر باشم که مشكلات ديگران را حل كنم، مثلاً: با كمك مالي و دخالت در امور عادي آن‌ها و سرپرستی کردن، نیت و اعمال من انساني و شريف است. امروز با شناخت اصول برنامه مي‌دانم، وقتي كه مشكلات و كارهاي ديگران را رفع و حل مي‌كنم اجازه زندگي را از آن‌ها گرفته‌ام. من با دلسوزي بي‌جا به آن‌ها فرصت نمي‌دهم كه با عواقب و مهارت كارهايشان رو در رو شوند و حتي از كار من دلخور مي‌شوند. آيا در پس اعمالم تأييد طلبي وجود دارد؟ آيا هنوز هم مشغول تحميل كردن عقايدم به ديگران هستم؟ امروز من حق انتخاب و تصمیم‌گیری پيدا كرده‌ام. پس باید اجازه دهم که آنها هم مانند من سهم بگیرند و مانند من بهترين‌ها را انتخاب کنند. اجازه مي‌دهم كه ديگران نيز كارهای خود را بدون دخالت من انجام داده و حق اشتباه داشته باشند. من بايد ياد بگيرم كه ديگران هم حق اشتباهد خطا کردن را دارند و حتي حق جبران کردن آن را نیز دارند. آيا هنوز هم با فرمایشات بیماری خودخواهانه‌ی من ديگران اسير اعمال و افكار بیمارم مي‌شوند؟ آیا متوجه هستم که من فقط یک سهم از سهام بشریت را دارم و حق ندارم سهم خود را به دیگران بدهم. ديگران مسؤل اعمال خودشان هستند!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
13 شهريور در گذشته فكر مي‌كردم، اگر قادر باشم که مشكلات ديگران را حل كنم، مثلاً: با كمك مالي و دخالت در امور عادي آن‌ها و سرپرستی کردن، نیت و اعمال من انساني و شريف است. امروز با شناخت اصول برنامه مي‌دانم، وقتي كه مشكلات و كارهاي ديگران را رفع و حل مي‌كنم اجازه زندگي را از آن‌ها گرفته‌ام. من با دلسوزي بي‌جا به آن‌ها فرصت نمي‌دهم كه با عواقب و مهارت كارهايشان رو در رو شوند و حتي از كار من دلخور مي‌شوند. آيا در پس اعمالم تأييد طلبي وجود دارد؟ آيا هنوز هم مشغول تحميل كردن عقايدم به ديگران هستم؟ امروز من حق انتخاب و تصمیم‌گیری پيدا كرده‌ام. پس باید اجازه دهم که آنها هم مانند من سهم بگیرند و مانند من بهترين‌ها را انتخاب کنند. اجازه مي‌دهم كه ديگران نيز كارهای خود را بدون دخالت من انجام داده و حق اشتباه داشته باشند. من بايد ياد بگيرم كه ديگران هم حق اشتباهد خطا کردن را دارند و حتي حق جبران کردن آن را نیز دارند. آيا هنوز هم با فرمایشات بیماری خودخواهانه‌ی من ديگران اسير اعمال و افكار بیمارم مي‌شوند؟ آیا متوجه هستم که من فقط یک سهم از سهام بشریت را دارم و حق ندارم سهم خود را به دیگران بدهم. ديگران مسؤل اعمال خودشان هستند!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[14 شهریور-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5085</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 18:20:51 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5085</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
14 شهريور وقتي دستم را به طرف كسي دراز مي‌كنم كه از او كمك بخواهم، چه انتظاري از او دارم؟ آيا آن شخص مشاور حقوقي و خانوادگي است؟ آيا مي‌خواهد مشكلاتم را حل كند. آيا بايد ساعت‌ها به درد دل و اعترافات و افکار آشفته‌ی من گوش دهد؟ امروز با شركت در جلسات به تجربیات و داستان‌هاي ساير دوستان گوش مي‌دهم و بدون قضاوت کردن راجع به آنها از نكات مثبت آن‌ها بهره‌مند مي‌شوم. مي‌دانم كه با گوش دادن به آن‌ها چشم انداز بهتري از زندگی و وضعيت كنوني پيدا خواهم كرد. امروز مي‌خواهم با مشاركت در برنامه از مشكلي كه به فكرم رسيده رها شوم و آبروی بیماریم را ببرم. با مشاركت كردن متوجه مي‌شوم كه مشكلات من آن‌قدرها هم بزرگ نيستند. من در اصل نیاز به یک نفر دارم که به او اعتماد کنم. نياز من به راهنما در حلاجي و حل مسائل است، كه گاهي تجربيات او مرا در حل مسائل و رفع مشكلاتی راهنمايي مي‌كند. خداوند اغلب از طريق همدردانم با من حرف مي‌زند. وقتي من با يكي از اعضاء و يا چند نفر از آن‌ها تماس مي‌گيرم و به حرف آن‌ها گوش مي‌دهم، در واقع خود را در معرض حمايت خداوند و پیام او قرار مي‌دهم. راهنما همدرد من است، قديس نيست!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
14 شهريور وقتي دستم را به طرف كسي دراز مي‌كنم كه از او كمك بخواهم، چه انتظاري از او دارم؟ آيا آن شخص مشاور حقوقي و خانوادگي است؟ آيا مي‌خواهد مشكلاتم را حل كند. آيا بايد ساعت‌ها به درد دل و اعترافات و افکار آشفته‌ی من گوش دهد؟ امروز با شركت در جلسات به تجربیات و داستان‌هاي ساير دوستان گوش مي‌دهم و بدون قضاوت کردن راجع به آنها از نكات مثبت آن‌ها بهره‌مند مي‌شوم. مي‌دانم كه با گوش دادن به آن‌ها چشم انداز بهتري از زندگی و وضعيت كنوني پيدا خواهم كرد. امروز مي‌خواهم با مشاركت در برنامه از مشكلي كه به فكرم رسيده رها شوم و آبروی بیماریم را ببرم. با مشاركت كردن متوجه مي‌شوم كه مشكلات من آن‌قدرها هم بزرگ نيستند. من در اصل نیاز به یک نفر دارم که به او اعتماد کنم. نياز من به راهنما در حلاجي و حل مسائل است، كه گاهي تجربيات او مرا در حل مسائل و رفع مشكلاتی راهنمايي مي‌كند. خداوند اغلب از طريق همدردانم با من حرف مي‌زند. وقتي من با يكي از اعضاء و يا چند نفر از آن‌ها تماس مي‌گيرم و به حرف آن‌ها گوش مي‌دهم، در واقع خود را در معرض حمايت خداوند و پیام او قرار مي‌دهم. راهنما همدرد من است، قديس نيست!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[15 شهریور-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5084</link>
			<pubDate>Tue, 04 Feb 2014 18:20:21 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=5084</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
15 شهريور امروز حق دارم در خلوت اطاقم نيم ساعت با خودم خلوت كرده و در حالت مراقبه با خداي خودم گفتگویی داشته باشم. مي‌خواهم امروز میدان و چهارراه ذهن شلوغم را خلوت كرده و به خودم و نياز معنويم ارزش و اهميت قائل شوم. مي‌خواهم به درگيري‌هاي فكري كه براي من به گونه‌اي وابستگي دردناكي شده است، مدتي رهايي و آرامش دهم. امروز مي‌خواهم در سیروسلوک و معاشقه با خدايم بي‌مهابا باشم. مي‌خواهم در ارتباطم ديوانگي كنم. عاشقانه و از روی نیازم به او بگويم كه چقدر به او احتیاج دارم. امروز مي‌خواهم در مراقبه‌ام به او اجازه دهم من را ببوسد، مرا به آغوش بكشد و نوازشم كند. مي‌خواهم از وجود نازنينش انرژي زیادی بگيرم. مي‌خواهم در گوشه‌ي خلوت اطاقم در اوج تلاطم و پريشاني افكار، احساس كنم كه تنها نيستم. ذهن خود را باز مي‌گذارم تا خداوند پيامش را به من برساند. آيا حق دارم نيم ساعت مشغول دعا و مراقبه و عبادت باشم؟ آيا حق دارم وقتی برای سیرو سلوک به خودم بدهم، تا در عالم معنا در كنار نيروي برترم كه همه‌ی رمز بهبودی و چيزمایی که به من کمک کند، در دستان توانمندش قرار دارد در آرامش باشم؟ حق داري در آرامش و خلوت به خودت برسي!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><br />
15 شهريور امروز حق دارم در خلوت اطاقم نيم ساعت با خودم خلوت كرده و در حالت مراقبه با خداي خودم گفتگویی داشته باشم. مي‌خواهم امروز میدان و چهارراه ذهن شلوغم را خلوت كرده و به خودم و نياز معنويم ارزش و اهميت قائل شوم. مي‌خواهم به درگيري‌هاي فكري كه براي من به گونه‌اي وابستگي دردناكي شده است، مدتي رهايي و آرامش دهم. امروز مي‌خواهم در سیروسلوک و معاشقه با خدايم بي‌مهابا باشم. مي‌خواهم در ارتباطم ديوانگي كنم. عاشقانه و از روی نیازم به او بگويم كه چقدر به او احتیاج دارم. امروز مي‌خواهم در مراقبه‌ام به او اجازه دهم من را ببوسد، مرا به آغوش بكشد و نوازشم كند. مي‌خواهم از وجود نازنينش انرژي زیادی بگيرم. مي‌خواهم در گوشه‌ي خلوت اطاقم در اوج تلاطم و پريشاني افكار، احساس كنم كه تنها نيستم. ذهن خود را باز مي‌گذارم تا خداوند پيامش را به من برساند. آيا حق دارم نيم ساعت مشغول دعا و مراقبه و عبادت باشم؟ آيا حق دارم وقتی برای سیرو سلوک به خودم بدهم، تا در عالم معنا در كنار نيروي برترم كه همه‌ی رمز بهبودی و چيزمایی که به من کمک کند، در دستان توانمندش قرار دارد در آرامش باشم؟ حق داري در آرامش و خلوت به خودت برسي!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>