<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - آبان ]]></title>
		<link>https://forum.banianbehboodi.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - https://forum.banianbehboodi.ir]]></description>
		<pubDate>Thu, 01 Oct 2026 15:30:43 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[یکم ابان-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4684</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:14:11 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4684</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">1 آبان<br />
امروز ياد گرفته‌ام كه بابت متقاعد كردن كسي كه به شدت از عقايد خودش هر چند اشتباه هم باشد دفاع مي‌كند، دست بردارم. مي‌دانم كه رفتار كسي و يا طرز صحبت و يا نوع پوشش و غذا خوردنش به من هيچ ربطي ندارد و من مسؤل و سرپرست کسی نیستم. آيا هنوز هم در جريان مشكلات و نواقص شخصيتی ديگران و چگونگی واکنش‌گری آنها نسبت به افراد دیگر فضولي مي‌كنم؟ امروز اصلاً مجبور نيستم به خاطر عمل‌کرد و طرز تفکر ديگران عكس‌العمل نشان دهم و يا كلمات زشت و خشن به كار ببرم. آيا امروز هم مانند گذشته به كسي اجازه مي‌دهم كه مرا تحريك كند؟آیا حق دارم امروز به خودم بيشتر از قبل توجه ‌كنم و با خودم بهترين رفتار و احساسات را داشته باشم. من دوست‌داشتنی هستم، من به تنهایی کافی هستم، من والد مهربانی برای خودم هستم و در تمام لحظات مراقب خودم هستم. من با تمام توانایی‌هایی که اکنون پیدا کرده‌ام، محتاج توجه و الطاف خداوند هستم. در وجود من شخصیتی قوی و قدرتمندی بسر می‌برد بنام دیکتاتور درون معروف است که اگر من دست از دست خداوند بکشم، زندگیم را به دست گرفته و مرا به نابودی خواهد کشید.<br />
رها كن، دخالت نكن!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">1 آبان<br />
امروز ياد گرفته‌ام كه بابت متقاعد كردن كسي كه به شدت از عقايد خودش هر چند اشتباه هم باشد دفاع مي‌كند، دست بردارم. مي‌دانم كه رفتار كسي و يا طرز صحبت و يا نوع پوشش و غذا خوردنش به من هيچ ربطي ندارد و من مسؤل و سرپرست کسی نیستم. آيا هنوز هم در جريان مشكلات و نواقص شخصيتی ديگران و چگونگی واکنش‌گری آنها نسبت به افراد دیگر فضولي مي‌كنم؟ امروز اصلاً مجبور نيستم به خاطر عمل‌کرد و طرز تفکر ديگران عكس‌العمل نشان دهم و يا كلمات زشت و خشن به كار ببرم. آيا امروز هم مانند گذشته به كسي اجازه مي‌دهم كه مرا تحريك كند؟آیا حق دارم امروز به خودم بيشتر از قبل توجه ‌كنم و با خودم بهترين رفتار و احساسات را داشته باشم. من دوست‌داشتنی هستم، من به تنهایی کافی هستم، من والد مهربانی برای خودم هستم و در تمام لحظات مراقب خودم هستم. من با تمام توانایی‌هایی که اکنون پیدا کرده‌ام، محتاج توجه و الطاف خداوند هستم. در وجود من شخصیتی قوی و قدرتمندی بسر می‌برد بنام دیکتاتور درون معروف است که اگر من دست از دست خداوند بکشم، زندگیم را به دست گرفته و مرا به نابودی خواهد کشید.<br />
رها كن، دخالت نكن!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[2 ابان-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4683</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:13:21 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4683</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">2 آبان<br />
امروز افكار و رفتارم را روي پذیرش واقعيت‌ها و برطرف کردن پريشاني‌ها و خستگي‌هايم متمركز مي‌كنم. امروز بدون صدمه زدن به خودم و فرار از واقعیت‌ها و نادیده گرفتن اين حالت‌ها و بدون ترس از دیکتاتور درون به خودم نگاه مي‌كنم. امروز از خداوند تمنا مي‌كنم كه شهامت ديدن واقعيت‌های خودم را به من بدهد، تا بتوانم با توجه به کودک درونم او را نوازش کنم. امروز با مشاركت در جلسه مي‌خواهم از ترس‌ها رهايي پيدا كنم. وقتي به خودم و زندگي گذشته‌ام نگاه مي‌كنم، که چگونه دائم در حال فرار از خودم و زندگیم بودم و با ترس هميشگي در تنهایی و انزوا زندگي مي‌كردم. امروز به جاي فرار کردن از خودم مي‌خواهم يك فرد مورد قبول و مسؤل در جامعه باشم و به اتفاقات خوش‌آمد بگويم. از اتفاقات شگفت‌انگيز امروز مي‌تواند اين باشد، كه با خودم مدارا كنم. چون زندگي يك‌سري ماجراهاي مختلف و رفتارهای نادرست و جسورانه بوده است، كه اتفاق افتاده است و يا واقع خواهد شد و يا هيچ چيزي نيست. این اهمیت دارد که من با چه بینشی از این وقایع برای خودم تجربه کسب کنم. آيا با سپردن زندگي و اراده‌ام به خداوند به آرامي و در صلح و آشتي زندگي می‌كنم؟<br />
زندگي به تنهايي خودش شيرين است! </span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">2 آبان<br />
امروز افكار و رفتارم را روي پذیرش واقعيت‌ها و برطرف کردن پريشاني‌ها و خستگي‌هايم متمركز مي‌كنم. امروز بدون صدمه زدن به خودم و فرار از واقعیت‌ها و نادیده گرفتن اين حالت‌ها و بدون ترس از دیکتاتور درون به خودم نگاه مي‌كنم. امروز از خداوند تمنا مي‌كنم كه شهامت ديدن واقعيت‌های خودم را به من بدهد، تا بتوانم با توجه به کودک درونم او را نوازش کنم. امروز با مشاركت در جلسه مي‌خواهم از ترس‌ها رهايي پيدا كنم. وقتي به خودم و زندگي گذشته‌ام نگاه مي‌كنم، که چگونه دائم در حال فرار از خودم و زندگیم بودم و با ترس هميشگي در تنهایی و انزوا زندگي مي‌كردم. امروز به جاي فرار کردن از خودم مي‌خواهم يك فرد مورد قبول و مسؤل در جامعه باشم و به اتفاقات خوش‌آمد بگويم. از اتفاقات شگفت‌انگيز امروز مي‌تواند اين باشد، كه با خودم مدارا كنم. چون زندگي يك‌سري ماجراهاي مختلف و رفتارهای نادرست و جسورانه بوده است، كه اتفاق افتاده است و يا واقع خواهد شد و يا هيچ چيزي نيست. این اهمیت دارد که من با چه بینشی از این وقایع برای خودم تجربه کسب کنم. آيا با سپردن زندگي و اراده‌ام به خداوند به آرامي و در صلح و آشتي زندگي می‌كنم؟<br />
زندگي به تنهايي خودش شيرين است! </span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[3 ابان-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4682</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:12:12 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4682</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">3 آبان<br />
خداوندا: امروز به من كمك كن تا از اشتباهات گذشته‌ام عبرت و از آنها تجربه بگيرم. من ديگر جایی برای اشتباهات بزرگ و خطاهای سرکوبگر ندارم و نمي‌خواهم به خاطر اشتباهات و خطاهایم خجالت بكشم و خودم را از ديگران پنهان كنم. آيا هنوز هم سعي مي‌كنم تا اصلاً یا كمتر اشتباه كرده باشم؟ امروز مي‌خواهم با پذيرش خودم و اين كه ممكن است اشتباه كنم، خودم را توبيخ نكنم. زندگي دائم در حال تغيير كردن است و من هم مجبورم در جریانات این روند تغيير و رُشد پیدا كنم و بدانم که من انسانم و جایزالخطاهستم و در همه حال و شرایط احتمال اشتباه كردن هم مي‌رود. امروز مي‌دانم كه ممكن است، كه اشتباهات من باعث خسارت به كسي و یا کسانی شود و من هم سعي مي‌كنم با قبول مسؤليت اشتباهاتم، خودم از كساني كه خسارت ديده‌اند، جبران خسارت كنم. من در امروز هستم و می‌توانم فقط برای امروز برنامه‌ای بریزم که توانایی انجامش را داشته باشم. باید به خاطر بسپارم که ذهن بیمارمن متخصص‌تخیلات و توهمات است و از تفکر کردن من هراس دارد. آیا در قسمتی از تفکراتم در امروز جایی برای مشورت کردن با راهنما و دیگر دوستان گذاشته‌ام؟ امروز حتي از اشتباه كردن نمي‌ترسم!<br />
تجربه چراغ راه امروز و فردایم است! </span></span></span></div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">3 آبان<br />
خداوندا: امروز به من كمك كن تا از اشتباهات گذشته‌ام عبرت و از آنها تجربه بگيرم. من ديگر جایی برای اشتباهات بزرگ و خطاهای سرکوبگر ندارم و نمي‌خواهم به خاطر اشتباهات و خطاهایم خجالت بكشم و خودم را از ديگران پنهان كنم. آيا هنوز هم سعي مي‌كنم تا اصلاً یا كمتر اشتباه كرده باشم؟ امروز مي‌خواهم با پذيرش خودم و اين كه ممكن است اشتباه كنم، خودم را توبيخ نكنم. زندگي دائم در حال تغيير كردن است و من هم مجبورم در جریانات این روند تغيير و رُشد پیدا كنم و بدانم که من انسانم و جایزالخطاهستم و در همه حال و شرایط احتمال اشتباه كردن هم مي‌رود. امروز مي‌دانم كه ممكن است، كه اشتباهات من باعث خسارت به كسي و یا کسانی شود و من هم سعي مي‌كنم با قبول مسؤليت اشتباهاتم، خودم از كساني كه خسارت ديده‌اند، جبران خسارت كنم. من در امروز هستم و می‌توانم فقط برای امروز برنامه‌ای بریزم که توانایی انجامش را داشته باشم. باید به خاطر بسپارم که ذهن بیمارمن متخصص‌تخیلات و توهمات است و از تفکر کردن من هراس دارد. آیا در قسمتی از تفکراتم در امروز جایی برای مشورت کردن با راهنما و دیگر دوستان گذاشته‌ام؟ امروز حتي از اشتباه كردن نمي‌ترسم!<br />
تجربه چراغ راه امروز و فردایم است! </span></span></span></div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[4 ابان-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4681</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:11:18 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4681</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">4 آبان<br />
امروز سعي مي‌كنم تا مسائلی که عقب افتاده است را حل کنم و راجع به مشكلات دشواري که قادر به رفع آن نیستم با همیاری راهنما و دیگر دوستان در برنامه را رفع كنم، ولي روزنه‌ای از ترس به‌رویم باز شده و با نااميدي راهی برای ارتباط پیدا کردن پيدا نمي‌كنم. نااميدی و خستگی روانی و روحی بدون حاصل از رفع اين مشكل به ياد كليد برنامه مي‌افتم «دعا كردن و سپردن به خداوند» امروز مي‌دانم كه سپردن به خداوند يعني با مسئله جنگ نكن، بلكه سعي كن به راحتي آن را رفع و حل كني و از ديگر دوستان كمك بخواهي! امروز وقتي با شرايط جنگ نمي‌كنم و به خداوند مي‌سپارم به آرامي انتظار مي‌كشم. این را می‌دانم که خداوند به من کمک خواهد کرد که از این مرحله رد شوم. احساس آرامش كرده فكرم روشن‌تر مي‌شود و خداوند مرا قادر به رفع مشكلات مي‌كند. امروز مي‌دانم به راحتي نمي‌توانم بفهمم كه كدام يك از ابزارهاي اصول برنامه‌ی خودیاری را به كار گيرم، مخصوصاً وقتي كه ترس و نااميدي مرا احاطه كرده است. در اين حالت دعا كردن و سپردن به خداوند و انتظار كشيدن به من فرصتي مي‌دهد تا باور كنم كه خداوند نيازهايم را مي‌شناسد و مرا ياري مي‌دهد!<br />
اتكال به خداوند را با باور انجام بده! </span></span></span></div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">4 آبان<br />
امروز سعي مي‌كنم تا مسائلی که عقب افتاده است را حل کنم و راجع به مشكلات دشواري که قادر به رفع آن نیستم با همیاری راهنما و دیگر دوستان در برنامه را رفع كنم، ولي روزنه‌ای از ترس به‌رویم باز شده و با نااميدي راهی برای ارتباط پیدا کردن پيدا نمي‌كنم. نااميدی و خستگی روانی و روحی بدون حاصل از رفع اين مشكل به ياد كليد برنامه مي‌افتم «دعا كردن و سپردن به خداوند» امروز مي‌دانم كه سپردن به خداوند يعني با مسئله جنگ نكن، بلكه سعي كن به راحتي آن را رفع و حل كني و از ديگر دوستان كمك بخواهي! امروز وقتي با شرايط جنگ نمي‌كنم و به خداوند مي‌سپارم به آرامي انتظار مي‌كشم. این را می‌دانم که خداوند به من کمک خواهد کرد که از این مرحله رد شوم. احساس آرامش كرده فكرم روشن‌تر مي‌شود و خداوند مرا قادر به رفع مشكلات مي‌كند. امروز مي‌دانم به راحتي نمي‌توانم بفهمم كه كدام يك از ابزارهاي اصول برنامه‌ی خودیاری را به كار گيرم، مخصوصاً وقتي كه ترس و نااميدي مرا احاطه كرده است. در اين حالت دعا كردن و سپردن به خداوند و انتظار كشيدن به من فرصتي مي‌دهد تا باور كنم كه خداوند نيازهايم را مي‌شناسد و مرا ياري مي‌دهد!<br />
اتكال به خداوند را با باور انجام بده! </span></span></span></div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[5 ابان-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4680</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:10:28 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4680</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">5 آبان<br />
<br />
امروز نياز دارم كه در خودم تغييراتي بنیادی ايجاد كنم. سال‌ها زندگي كردن با افكار بيمارگونه و داشتن عادت و وابستگي و هم‌وابستگی و قضاوت و مقایسه درباره خودم و دنياي اطرافم افكار و رفتار ناسالم داشته‌ام. هیچ باور نداشتم كه اعتمادبه نفس و عزت نفس و آرامش و احساس رضايت مي‌تواند از درونم بجوشد. امروز مي‌خواهم با اجرای اصول برنامه و انجام تغيير نگرشم، از افكار منفي و شكاكانه و رفتاره‌ای ناسالم و مغرضانه با خود و دیگران فكر كنم. امروز مي‌خواهم با مثبت فكر كردن و مثبت نگري از خودم يك موجود زيبا و انساني و هویتی برای انجام ارتباطات اجتماعی بسازم. امروز مي‌دانم كه اين زيبايي‌ها در درونم به نام فضیلت‌ها و ویژگی‌ها به وديعه نهاده شده است و هر موقع كه خواهان زيبايي‌ها باشم مي‌توانم فقط با يك نگرش درست آنها را در خودم به نمايش بگذارم. امروز مي‌خواهم كه با عشق بندگی با خداي بزرگوار و ناجی خودم راز و نياز كنم و او را تا حد فهم و درک و قدرت اجرایش ستايش كنم. شكر گزاري به خاطر نجات خودم و کسب مهارت‌های زندگی از خداوند که زير بناي بهبودي من است!<br />
زيبايي‌ها از درون سرچشمه مي‌گيرد</span></span></span></div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">5 آبان<br />
<br />
امروز نياز دارم كه در خودم تغييراتي بنیادی ايجاد كنم. سال‌ها زندگي كردن با افكار بيمارگونه و داشتن عادت و وابستگي و هم‌وابستگی و قضاوت و مقایسه درباره خودم و دنياي اطرافم افكار و رفتار ناسالم داشته‌ام. هیچ باور نداشتم كه اعتمادبه نفس و عزت نفس و آرامش و احساس رضايت مي‌تواند از درونم بجوشد. امروز مي‌خواهم با اجرای اصول برنامه و انجام تغيير نگرشم، از افكار منفي و شكاكانه و رفتاره‌ای ناسالم و مغرضانه با خود و دیگران فكر كنم. امروز مي‌خواهم با مثبت فكر كردن و مثبت نگري از خودم يك موجود زيبا و انساني و هویتی برای انجام ارتباطات اجتماعی بسازم. امروز مي‌دانم كه اين زيبايي‌ها در درونم به نام فضیلت‌ها و ویژگی‌ها به وديعه نهاده شده است و هر موقع كه خواهان زيبايي‌ها باشم مي‌توانم فقط با يك نگرش درست آنها را در خودم به نمايش بگذارم. امروز مي‌خواهم كه با عشق بندگی با خداي بزرگوار و ناجی خودم راز و نياز كنم و او را تا حد فهم و درک و قدرت اجرایش ستايش كنم. شكر گزاري به خاطر نجات خودم و کسب مهارت‌های زندگی از خداوند که زير بناي بهبودي من است!<br />
زيبايي‌ها از درون سرچشمه مي‌گيرد</span></span></span></div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[6 ابان-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4679</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:09:39 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4679</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
6 آبان<br />
امروز وقتي حالم بد شده است، نشان می‌دهم که خودم را دوست ندارم. دوستان به من گفته‌اند و خودم هم مي‌دانم كه هيچ پرستاري بهتر از خودم نمي‌تواند مرا تيمار كند و از هیجانات و درگیری‌ها نجات دهد. در چنین مواقع می‌دانم که یا درحال قضاوت هستم، یا غیبت می‌کنم و یا در نقش خداوند هستم. با انجام ابزارهای برنامه امروز به زندگيم به صورت يك موهبت الهي نگاه مي‌كنم. مهم نيست در زندگي گذشته‌ام چقدر زجر كشيده‌ام، بلكه به كار بردن تجربيات آنها مهم است. امروز مي‌توانم با شهامت برگرفته از خداوند، زندگيم و دردهايم را پذيرا باشم و با خودم با ملاطفت رفتار كنم. امروز ديگران را دوست خواهم داشت بدون اينكه از آنها مراقبت و یا غیبت و قضاوت كنم. در مسير بهبودي دست در دست همدردانم به تازه واردين خوش‌آمد مي‌گويم. او را در آغوش گرفته و مي‌بوسم و سعي مي‌كنم در محيط جلسات به او احساس امنيت و آرامش بدهم و به او بگويم دوست همدردم جاي خوبي آمده‌اي. تو هم مثل من به اينجا تعلق داري و نجات پیدا خواهی کرد!<br />
از كجا آمده‌اي مهم نيست، به كجا مي‌روي مهم است!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
6 آبان<br />
امروز وقتي حالم بد شده است، نشان می‌دهم که خودم را دوست ندارم. دوستان به من گفته‌اند و خودم هم مي‌دانم كه هيچ پرستاري بهتر از خودم نمي‌تواند مرا تيمار كند و از هیجانات و درگیری‌ها نجات دهد. در چنین مواقع می‌دانم که یا درحال قضاوت هستم، یا غیبت می‌کنم و یا در نقش خداوند هستم. با انجام ابزارهای برنامه امروز به زندگيم به صورت يك موهبت الهي نگاه مي‌كنم. مهم نيست در زندگي گذشته‌ام چقدر زجر كشيده‌ام، بلكه به كار بردن تجربيات آنها مهم است. امروز مي‌توانم با شهامت برگرفته از خداوند، زندگيم و دردهايم را پذيرا باشم و با خودم با ملاطفت رفتار كنم. امروز ديگران را دوست خواهم داشت بدون اينكه از آنها مراقبت و یا غیبت و قضاوت كنم. در مسير بهبودي دست در دست همدردانم به تازه واردين خوش‌آمد مي‌گويم. او را در آغوش گرفته و مي‌بوسم و سعي مي‌كنم در محيط جلسات به او احساس امنيت و آرامش بدهم و به او بگويم دوست همدردم جاي خوبي آمده‌اي. تو هم مثل من به اينجا تعلق داري و نجات پیدا خواهی کرد!<br />
از كجا آمده‌اي مهم نيست، به كجا مي‌روي مهم است!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[7 ابان-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4678</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:08:55 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4678</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
7 آبان<br />
امروز که از خواب بیدار شدم مي‌خواهم دوش بگيرم. زير دوش خودم را نوازش کرده و برای کسب آرامش دعاي آرامش بخوانم. به آرامي و صبورانه خوم را با ليف و صابون خوشبو نوازش دهم. با ملايمت سر شانه‌ها و پاهايم را ماساژ دهم و به خودم و تمام اعضای بدنم بگويم كه دوستت دارم، صورتم را اصلاح کنم و به خودم با افتخار نگاه کنم. من پدیده‌ی زیبای آفرینش هستم. امروز زيباترين پيراهنم را به تن خواهم كرد. موهاي سرم را مرتب كرده و بهترين عطر و ادكلن را به خودم مي‌زنم. امروز با نواي موسيقي به خدايم مي‌گويم كه چقدر او را دوست دارم. امروز به همسايگانم سلام خواهم كرد و با عشق آنها را دوست خواهم داشت. امروز در مقابل رفتار نامهربانانه ديگران فرياد نخواهم كشيد و کسی را سرزنش نخواهم کرد. امروز با ديگران بحث نخواهم كرد. امروز با صبوري به گفته و درددل ديگران گوش فرا خواهم داد. امروز با ديگران با مهرباني صحبت خواهم كرد. امروز همه را مي‌فهمیده و آنها را درك خواهم كرد. مطمئنم که پاداش اين كار در همان موقع به من داده مي‌شود!<br />
من نياز به محبت خودم دارم!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
7 آبان<br />
امروز که از خواب بیدار شدم مي‌خواهم دوش بگيرم. زير دوش خودم را نوازش کرده و برای کسب آرامش دعاي آرامش بخوانم. به آرامي و صبورانه خوم را با ليف و صابون خوشبو نوازش دهم. با ملايمت سر شانه‌ها و پاهايم را ماساژ دهم و به خودم و تمام اعضای بدنم بگويم كه دوستت دارم، صورتم را اصلاح کنم و به خودم با افتخار نگاه کنم. من پدیده‌ی زیبای آفرینش هستم. امروز زيباترين پيراهنم را به تن خواهم كرد. موهاي سرم را مرتب كرده و بهترين عطر و ادكلن را به خودم مي‌زنم. امروز با نواي موسيقي به خدايم مي‌گويم كه چقدر او را دوست دارم. امروز به همسايگانم سلام خواهم كرد و با عشق آنها را دوست خواهم داشت. امروز در مقابل رفتار نامهربانانه ديگران فرياد نخواهم كشيد و کسی را سرزنش نخواهم کرد. امروز با ديگران بحث نخواهم كرد. امروز با صبوري به گفته و درددل ديگران گوش فرا خواهم داد. امروز با ديگران با مهرباني صحبت خواهم كرد. امروز همه را مي‌فهمیده و آنها را درك خواهم كرد. مطمئنم که پاداش اين كار در همان موقع به من داده مي‌شود!<br />
من نياز به محبت خودم دارم!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[8 ابان-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4677</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:08:20 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4677</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
8 آبان<br />
بزرگترین معجزه اين است كه زنده هستم و با اصول برنامه‌ی خودیاری قدمها زندگي مي‌كنم. عادت به خطر كردن با زندگي خودم و ديگران و ریسک کردن با آبرو و مال و جان و به مخاطره انداختن ارزش‌های انسانی برايم يك امر کاملاً طبيعي بود. به راستی امروز چه اتفاقی افتاده است که دیگر چنین نیستم؟ امروز الطاف خداوند را ياد كرده و با سپاسگزاري از او و فرصتي كه براي زنده ماندنم و بهتر كردن اوضاع زندگيم در اختيارم قرار داده است که لحظاتم را پُربارتر و زيباتر ‌كنم. امروز مي‌دانم كه خداوند در همان دوران ریسک کردن و افکار و رفتار ناسالم و دردناك و خطرناك که درگذشته داشتم، مرا محافظت مي‌كرد تا من كاري دست خودم و سایر بندگانش ندهم. من در همان حالی که فکر می‌کردم خداوند مرا به حال خودم رها کرده است، در اصل من دستم را از دست او درآورده بودم. امروز با تمام وجود به پيام او از دهان دیگر بندگانش و نشانه‌های طبیعی گوش فرا خواهم داد، تا از اراده و قدرت او براي زندگي دوباره‌ام آگاه شوم. امروز خداوند در رأس همه‌ی اعمالم خواهد بود. ياد او معناي تازه‌اي به زندگيم هديه داده است.<br />
خداوند هرگز مرا رها نخواهد كرد!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
8 آبان<br />
بزرگترین معجزه اين است كه زنده هستم و با اصول برنامه‌ی خودیاری قدمها زندگي مي‌كنم. عادت به خطر كردن با زندگي خودم و ديگران و ریسک کردن با آبرو و مال و جان و به مخاطره انداختن ارزش‌های انسانی برايم يك امر کاملاً طبيعي بود. به راستی امروز چه اتفاقی افتاده است که دیگر چنین نیستم؟ امروز الطاف خداوند را ياد كرده و با سپاسگزاري از او و فرصتي كه براي زنده ماندنم و بهتر كردن اوضاع زندگيم در اختيارم قرار داده است که لحظاتم را پُربارتر و زيباتر ‌كنم. امروز مي‌دانم كه خداوند در همان دوران ریسک کردن و افکار و رفتار ناسالم و دردناك و خطرناك که درگذشته داشتم، مرا محافظت مي‌كرد تا من كاري دست خودم و سایر بندگانش ندهم. من در همان حالی که فکر می‌کردم خداوند مرا به حال خودم رها کرده است، در اصل من دستم را از دست او درآورده بودم. امروز با تمام وجود به پيام او از دهان دیگر بندگانش و نشانه‌های طبیعی گوش فرا خواهم داد، تا از اراده و قدرت او براي زندگي دوباره‌ام آگاه شوم. امروز خداوند در رأس همه‌ی اعمالم خواهد بود. ياد او معناي تازه‌اي به زندگيم هديه داده است.<br />
خداوند هرگز مرا رها نخواهد كرد!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[9 ابان-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4676</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:06:52 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4676</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
9 آبان<br />
گذشته و تجربيات بازمانده‌هایی از آن در حقيقت مانند دو دست يك سفالگر مشغول ساختن امروزم با طرح و نقشه‌ی خداوند برایم هستند. تجربه‌ی گذشته و اميد به آينده تأثيراتشان را در هرروز نشانم مي‌دهند. که مسیر درست است، چون راهنما و جلودارم خداوند مهربان است. امروز تمام خاطرات دردناك و پُر از اشتباه گذشته‌ام را گرامي مي‌دارم و حاضر نيستم آنها را به دور بيندازم، چون من بابت هرکدام از آنها درد و سختی‌های زیادی کشیدم و آنها تجربيات گرانبهايي هستند. امروز با اتكا و اميد به خداوند، ترس‌هاي موهوم و استرس‌هايي مثل فردا چي می‌شود؟ و ... توانايي به هم ريختن اوضاع مرا ندارند. امروز مي‌دانم كه بيشترين ترس من از چگونگي فردا و فرداها خواهد بود. بلاتكليفي و نداشتن يك انگيزه براي ساختن زيربناي زندگيم به خاطر آينده‌اي نامعلوم و نداشتن يك فكر منسجم و متعادل و گذراندن زندگي، به صورت يك سيري كه در پس<br />
<br />
آن اجبار قرار دارد. امروز تنها با زندگي در زمان حال قادر به بازيافتن خود و لذت بردن از امرار زندگيم هستم. آيا هنوز هم مشغول حمل اشتباهات و ترس‌هايم هستم؟<br />
از گذشته و آينده پلي براي گذر از حال درست نكن!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
9 آبان<br />
گذشته و تجربيات بازمانده‌هایی از آن در حقيقت مانند دو دست يك سفالگر مشغول ساختن امروزم با طرح و نقشه‌ی خداوند برایم هستند. تجربه‌ی گذشته و اميد به آينده تأثيراتشان را در هرروز نشانم مي‌دهند. که مسیر درست است، چون راهنما و جلودارم خداوند مهربان است. امروز تمام خاطرات دردناك و پُر از اشتباه گذشته‌ام را گرامي مي‌دارم و حاضر نيستم آنها را به دور بيندازم، چون من بابت هرکدام از آنها درد و سختی‌های زیادی کشیدم و آنها تجربيات گرانبهايي هستند. امروز با اتكا و اميد به خداوند، ترس‌هاي موهوم و استرس‌هايي مثل فردا چي می‌شود؟ و ... توانايي به هم ريختن اوضاع مرا ندارند. امروز مي‌دانم كه بيشترين ترس من از چگونگي فردا و فرداها خواهد بود. بلاتكليفي و نداشتن يك انگيزه براي ساختن زيربناي زندگيم به خاطر آينده‌اي نامعلوم و نداشتن يك فكر منسجم و متعادل و گذراندن زندگي، به صورت يك سيري كه در پس<br />
<br />
آن اجبار قرار دارد. امروز تنها با زندگي در زمان حال قادر به بازيافتن خود و لذت بردن از امرار زندگيم هستم. آيا هنوز هم مشغول حمل اشتباهات و ترس‌هايم هستم؟<br />
از گذشته و آينده پلي براي گذر از حال درست نكن!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[10 ابان-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4675</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:05:53 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4675</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">10 آبان<br />
شعار الکی دادن يك ابزار به دردنخور در دستان ما وابستگان و هم‌وابستگان است، مانند: معتقد بدون عمل مي‌باشد. زندگي گذشته‌ام ثابت كرد كه من بيشترين انرژي‌ام را جهت جلب تأييد ديگران صرف كرده‌ام و با این کار هرگز به مقصودم نرسيدم. يك فرد وابسته براي كسب پيشرفت و تغييرات و رُشد پیدا کردن در خود دچار مشكلات است. به همین دلیل سعي مي‌كند ابتدا با شعار دادن و بعد قرباني كردن خود و خواسته‌هايش به خاطر ديگران، ثابت كند كه او با فداکاری قادر است از پس مشكلات ديگران برآيد. امروز مي‌دانم كه اگر به مسؤليتم در مورد خود طبق اصول برنامه عمل نكنم دوباره وارد گردونه‌ی دردناك وابستگي‌ها خواهم شد. امروز از طريق اجرای اصول و باور به نجات من توسط خداوند و جدیت در برنامه به گونه‌اي خاص برای خودم و ديگران تأثير مثبت می‌گذارم. امروز متوجه هستم كه كمك و پیام دادن و کمک کردن به همدردان تنها راهي است، كه مرا قادر به رُشد یافتن و تغيير کردن برای ورود به دنیای روحاني و معنوي برنامه طبق اصول خودیاری می‌نمايد.<br />
كمك كردن به ديگران بدون عشق بلاعوض جواب نمي‌دهد!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">10 آبان<br />
شعار الکی دادن يك ابزار به دردنخور در دستان ما وابستگان و هم‌وابستگان است، مانند: معتقد بدون عمل مي‌باشد. زندگي گذشته‌ام ثابت كرد كه من بيشترين انرژي‌ام را جهت جلب تأييد ديگران صرف كرده‌ام و با این کار هرگز به مقصودم نرسيدم. يك فرد وابسته براي كسب پيشرفت و تغييرات و رُشد پیدا کردن در خود دچار مشكلات است. به همین دلیل سعي مي‌كند ابتدا با شعار دادن و بعد قرباني كردن خود و خواسته‌هايش به خاطر ديگران، ثابت كند كه او با فداکاری قادر است از پس مشكلات ديگران برآيد. امروز مي‌دانم كه اگر به مسؤليتم در مورد خود طبق اصول برنامه عمل نكنم دوباره وارد گردونه‌ی دردناك وابستگي‌ها خواهم شد. امروز از طريق اجرای اصول و باور به نجات من توسط خداوند و جدیت در برنامه به گونه‌اي خاص برای خودم و ديگران تأثير مثبت می‌گذارم. امروز متوجه هستم كه كمك و پیام دادن و کمک کردن به همدردان تنها راهي است، كه مرا قادر به رُشد یافتن و تغيير کردن برای ورود به دنیای روحاني و معنوي برنامه طبق اصول خودیاری می‌نمايد.<br />
كمك كردن به ديگران بدون عشق بلاعوض جواب نمي‌دهد!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[11 ابان-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4674</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:04:40 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4674</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
11 آبان<br />
قسمت دردناك زندگي گذشته‌ی ما اين بود كه امید خود را برای ادامه‌ی زندگي از دست داده و مجبور بوديم بدون انگيزه با مشكلات و این سرنوشت و زندگی ناخواسته که برخلاف میلمان بود جنگ كنيم. امروز مي‌دانم كه مشكلات جزئي از زندگي هر روزه‌ام است. مشكلات خود به تنهايي باعث رُشد و تغييرات ما جهت حركت به سمت مسير زندگي جدیدمان مي‌باشد. امروز با اعتماد به خداوند و بقاور به عملكرد درست، بدون قيد و شرط تسليم اراده‌ی خداوند مي‌شوم. مي‌دانم كه تنها خداوند است، كه خير و صلاح مرا مي‌خواهد، اوست که مرا مورد حمايت و لطف خود قرار مي‌دهد! زندگي هر روزه‌ام نشان از اراده‌ی خداوند و تسليم من به خواس<br />
<br />
ت و اراده و قدرت او مي‌باشد. آيا هنوز هم در پي دلايلي هستم كه چرا بايد به خداوند باور و اعتقاد داشته باشم؟ برای امروز معتقد هستم، كه بيماري من به اندازه‌ی كافي قدرت و توانايي دارد که برخلاف اصول برنامه افکار و رفتارم را تغییر جهت دهم، تا دوباره مرا درگرداب انزوا و تنهايي و بي‌اعتقادي بياندازد. باور به یاری و لطف خداوند با پذيرش و اطمينان كسب مي‌شود!<br />
ايمان را از درون به جوشش درآورید!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
11 آبان<br />
قسمت دردناك زندگي گذشته‌ی ما اين بود كه امید خود را برای ادامه‌ی زندگي از دست داده و مجبور بوديم بدون انگيزه با مشكلات و این سرنوشت و زندگی ناخواسته که برخلاف میلمان بود جنگ كنيم. امروز مي‌دانم كه مشكلات جزئي از زندگي هر روزه‌ام است. مشكلات خود به تنهايي باعث رُشد و تغييرات ما جهت حركت به سمت مسير زندگي جدیدمان مي‌باشد. امروز با اعتماد به خداوند و بقاور به عملكرد درست، بدون قيد و شرط تسليم اراده‌ی خداوند مي‌شوم. مي‌دانم كه تنها خداوند است، كه خير و صلاح مرا مي‌خواهد، اوست که مرا مورد حمايت و لطف خود قرار مي‌دهد! زندگي هر روزه‌ام نشان از اراده‌ی خداوند و تسليم من به خواس<br />
<br />
ت و اراده و قدرت او مي‌باشد. آيا هنوز هم در پي دلايلي هستم كه چرا بايد به خداوند باور و اعتقاد داشته باشم؟ برای امروز معتقد هستم، كه بيماري من به اندازه‌ی كافي قدرت و توانايي دارد که برخلاف اصول برنامه افکار و رفتارم را تغییر جهت دهم، تا دوباره مرا درگرداب انزوا و تنهايي و بي‌اعتقادي بياندازد. باور به یاری و لطف خداوند با پذيرش و اطمينان كسب مي‌شود!<br />
ايمان را از درون به جوشش درآورید!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[12 ابان-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4673</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:04:00 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4673</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
12 آبان<br />
اعتماد به اراده و هوش و توانايي‌هاي فردي در دوران گذشته‌ام من را قادر به كنترل افراد خانواده و اداره‌ی زندگي آشفته‌ام نکرد. خودمحوري من تا جايي گسترش پيدا كرد بود كه كلاً سيستم خلقت را هم به تمسخر و استهزاء مي‌كشيدم. بیماری خودمحوري‌ من تنها كافي بود تا جلوي چشمانم را بگيرد تا واقعیت و جواب‌ها را نبينم. هرگز صادقانه عاجز بودن و ضعفم را قبول نكردم و همیشه خطاها و شکستم و ضعف خود را گردن ديگران و بخت و اقبالم مي‌انداختم. براي بودن و بقاي خودم در دام اسارت وابستگي به مصرف مواد مخدر و الکل و نیکوتین نياز به توجيه كردن داشتم. گاهی از خودم می‌پرسیدم نکند مرا چشم زده‌اند، یا مرا فروخته‌اند، به من خيانت كرده‌اند، مرا حمايت نكردند، تقصير اين يا آن یکی بود! امروز مي‌دانم كه من با اظهار عجز در مقابل عادت و وابستگي و هم‌وابستگی‌ها ادامه و كنترل زندگي‌ام را به قدرتي مافوق تصور مي‌سپارم. به قدرتی خارق‌العاده مبدل می‌شوم. آيا هنوز هم معتقدم كه اراده و هوش سرشارم مي‌تواند مشكلات مرا از پيش رويم بردارد؟ یا هنوز با سپردن زندگیم به دستان خداوند مهربان، معتقدم که اراده و قدرت خداوند به من کمک کرد.<br />
تسليم به اراده خداوند= كسب قدرت</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
12 آبان<br />
اعتماد به اراده و هوش و توانايي‌هاي فردي در دوران گذشته‌ام من را قادر به كنترل افراد خانواده و اداره‌ی زندگي آشفته‌ام نکرد. خودمحوري من تا جايي گسترش پيدا كرد بود كه كلاً سيستم خلقت را هم به تمسخر و استهزاء مي‌كشيدم. بیماری خودمحوري‌ من تنها كافي بود تا جلوي چشمانم را بگيرد تا واقعیت و جواب‌ها را نبينم. هرگز صادقانه عاجز بودن و ضعفم را قبول نكردم و همیشه خطاها و شکستم و ضعف خود را گردن ديگران و بخت و اقبالم مي‌انداختم. براي بودن و بقاي خودم در دام اسارت وابستگي به مصرف مواد مخدر و الکل و نیکوتین نياز به توجيه كردن داشتم. گاهی از خودم می‌پرسیدم نکند مرا چشم زده‌اند، یا مرا فروخته‌اند، به من خيانت كرده‌اند، مرا حمايت نكردند، تقصير اين يا آن یکی بود! امروز مي‌دانم كه من با اظهار عجز در مقابل عادت و وابستگي و هم‌وابستگی‌ها ادامه و كنترل زندگي‌ام را به قدرتي مافوق تصور مي‌سپارم. به قدرتی خارق‌العاده مبدل می‌شوم. آيا هنوز هم معتقدم كه اراده و هوش سرشارم مي‌تواند مشكلات مرا از پيش رويم بردارد؟ یا هنوز با سپردن زندگیم به دستان خداوند مهربان، معتقدم که اراده و قدرت خداوند به من کمک کرد.<br />
تسليم به اراده خداوند= كسب قدرت</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[13 ابان-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4672</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:02:44 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4672</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">13 آبان<br />
خيلي از ما به خاطر بيماريمان كه ما را مجبور به مخالفت و رد كردن واقعیت و حقايق مي‌كند، قادر نيستيم ترس‌هايم را كنار بگذاريم. براي اين كار حاضر هستيم صدها دروغ و دليل و بهانه بياوريم كه ما کارمان درست است و راست مي‌گوييم. هر اتفاقي را دليل و مدرك مي‌كرديم كه حق با ما است، به یاد حرف: ديدي راست مي‌گفتم! اكنون در ارتباط با اراده‌ی پوشالی من و اراده‌ی خداوند كدام قوی‌تر و درست‌تر است؟ اراده و قدرت بشری ما را دچار شك و ترديد مي‌كند. آيا هنوز هم در رابطه‌ی عاشقانه و حضور خداوند مهربان در زندگيمان بي‌ملاحظه رفتار مي‌كنيم؟ امروز مي‌دانم كه فلسفه‌ی وجودي و حضوری خداوند در پس هر ماجرا و اتفاقي که در طی روز واقع می‌شود، غيرقابل انكار است. امروز دريافته‌م كه به غير از تغيير در روش و تفكرات بيمارگونه نياز به رُشد یافتن معنوي تنها از طريق تسليم شدن به اراده‌ی خداوند است، كه مي‌تواند مرا در رسيدن به مقصد درست و آرامش بخش كمك و ياري كند! اصول خودیاری معتقد است که بیماری من بیماری بی‌خدایی می‌باشد و خلأ معنوی است.<br />
در راه عشق، خداوند جلودار و من در پي او!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">13 آبان<br />
خيلي از ما به خاطر بيماريمان كه ما را مجبور به مخالفت و رد كردن واقعیت و حقايق مي‌كند، قادر نيستيم ترس‌هايم را كنار بگذاريم. براي اين كار حاضر هستيم صدها دروغ و دليل و بهانه بياوريم كه ما کارمان درست است و راست مي‌گوييم. هر اتفاقي را دليل و مدرك مي‌كرديم كه حق با ما است، به یاد حرف: ديدي راست مي‌گفتم! اكنون در ارتباط با اراده‌ی پوشالی من و اراده‌ی خداوند كدام قوی‌تر و درست‌تر است؟ اراده و قدرت بشری ما را دچار شك و ترديد مي‌كند. آيا هنوز هم در رابطه‌ی عاشقانه و حضور خداوند مهربان در زندگيمان بي‌ملاحظه رفتار مي‌كنيم؟ امروز مي‌دانم كه فلسفه‌ی وجودي و حضوری خداوند در پس هر ماجرا و اتفاقي که در طی روز واقع می‌شود، غيرقابل انكار است. امروز دريافته‌م كه به غير از تغيير در روش و تفكرات بيمارگونه نياز به رُشد یافتن معنوي تنها از طريق تسليم شدن به اراده‌ی خداوند است، كه مي‌تواند مرا در رسيدن به مقصد درست و آرامش بخش كمك و ياري كند! اصول خودیاری معتقد است که بیماری من بیماری بی‌خدایی می‌باشد و خلأ معنوی است.<br />
در راه عشق، خداوند جلودار و من در پي او!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[14 ابان-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4671</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:01:56 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4671</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
14 آبان<br />
باید برای هميشه به خاطر بسپارم كه تنها ايمان به خداوند است که سرچشمه‌ی تمام قدرت و نيروي اراده در من است. این ایمان در ابتدا با باور و سپس با اعتقاد و اعتماد در من رُشد پیدا می‌کند. من تا وقتي به ارتباط مناسب و اصولی بين خود و خداوند ادامه مي‌دهم، از اين سرچشمه بهره‌مند و سيراب مي‌شوم. پذيرش وجود خداوند در همه‌ی امور تنها نقطه‌ی امني است، كه من را در حالت آرامش و صلح و آشتي نگه مي‌دارد. تنها هنگامي كه او را فراموش مي‌كنم، آرامش و قدرت و اراده‌ی او را از دست مي‌دهم! امروز مي‌توانم با اعتقادات صادقانه و باور قوي به مهربانی خداوند و نيروي امید و حيات‌بخش او در تمام وجودم احساس كنم. رسیدن به ايمان برای حضور خداوند به عنوان يك منبع ذخيره قدرت و توانمند بدون كم و كاست شدن و هميشگی در دسترس من قرار دارد. آيا من هر روز صبح و شب قبل از خوابيدن و بعداز بیداری از خداوند به خاطر تمام داده‌هايش شكرگذاري مي‌كنم؟ من می‌دانم که شخصیت منفی دیکتاتور کوچک در من مانع اصلی ارتباط من با خالق مهربانم است، آیا او را به خدا می‌سپارم؟ تا من را از دست او نجات بدهد.<br />
تنها ايمان به خدا كارساز است!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
14 آبان<br />
باید برای هميشه به خاطر بسپارم كه تنها ايمان به خداوند است که سرچشمه‌ی تمام قدرت و نيروي اراده در من است. این ایمان در ابتدا با باور و سپس با اعتقاد و اعتماد در من رُشد پیدا می‌کند. من تا وقتي به ارتباط مناسب و اصولی بين خود و خداوند ادامه مي‌دهم، از اين سرچشمه بهره‌مند و سيراب مي‌شوم. پذيرش وجود خداوند در همه‌ی امور تنها نقطه‌ی امني است، كه من را در حالت آرامش و صلح و آشتي نگه مي‌دارد. تنها هنگامي كه او را فراموش مي‌كنم، آرامش و قدرت و اراده‌ی او را از دست مي‌دهم! امروز مي‌توانم با اعتقادات صادقانه و باور قوي به مهربانی خداوند و نيروي امید و حيات‌بخش او در تمام وجودم احساس كنم. رسیدن به ايمان برای حضور خداوند به عنوان يك منبع ذخيره قدرت و توانمند بدون كم و كاست شدن و هميشگی در دسترس من قرار دارد. آيا من هر روز صبح و شب قبل از خوابيدن و بعداز بیداری از خداوند به خاطر تمام داده‌هايش شكرگذاري مي‌كنم؟ من می‌دانم که شخصیت منفی دیکتاتور کوچک در من مانع اصلی ارتباط من با خالق مهربانم است، آیا او را به خدا می‌سپارم؟ تا من را از دست او نجات بدهد.<br />
تنها ايمان به خدا كارساز است!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[15 ابان-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4670</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:01:08 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4670</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">15 آبان<br />
امروز در مراقبه و دعاهايم از خداوند تقاضا مي‌كنم كه باورهای مرا از وجود پُرمهرش آكنده كند، بیماری من توانایی منحرف کردن مرا به راحتی دارد. در سال‌هاي آخر وابستگيم به مواد مخدر دوست داشتم با همه كس و همه چيز در صلح و آشتي باشم، آنقدر عاجز شده بودم که نمی‌خواستم مردم را ببینم. يعني كسي كاري به كار من نداشته باشد. احساس شكست و ضعف را كاملاً در جای‌جای زندگی آشفته‌ام را می‌دیدم و لحظات مرگم را مي‌فهميدم. دوست داشتم كسي به زندگيم پايان دهد، تا اين داستان غمبار و دردناک به آخر برسد. من در مقابل مواد مخدر و نیکوتین به زانو درآمده بودم و برای کسب آنها دست به کارهایی می‌زدم که شرمنده و خجول هستم. در روزهاي آخر که دیگر چیزی برای ادامه دادن نداشتم، در مقابل خداوند زانو زدم و از او تقاضاي كمك كردم، متوجه شدم که دريچه‌هاي كمك از سوي خداوند به طرفم باز شد. تنها كمك او این نبود كه مرا از بند وابستگي به مواد مخدر رهانيد. بلکه در تمام دوران بهبودی مراقب من و زندگي اشفته‌ام بود و از آن تاریخ با دعا و تقاضای من آماده‌ی كمك و ياري به من مي‌باشد. خداوندا: تو را دوست دارم هرچند هنوز خطا کارم.<br />
خداوند هميشه با من است!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">15 آبان<br />
امروز در مراقبه و دعاهايم از خداوند تقاضا مي‌كنم كه باورهای مرا از وجود پُرمهرش آكنده كند، بیماری من توانایی منحرف کردن مرا به راحتی دارد. در سال‌هاي آخر وابستگيم به مواد مخدر دوست داشتم با همه كس و همه چيز در صلح و آشتي باشم، آنقدر عاجز شده بودم که نمی‌خواستم مردم را ببینم. يعني كسي كاري به كار من نداشته باشد. احساس شكست و ضعف را كاملاً در جای‌جای زندگی آشفته‌ام را می‌دیدم و لحظات مرگم را مي‌فهميدم. دوست داشتم كسي به زندگيم پايان دهد، تا اين داستان غمبار و دردناک به آخر برسد. من در مقابل مواد مخدر و نیکوتین به زانو درآمده بودم و برای کسب آنها دست به کارهایی می‌زدم که شرمنده و خجول هستم. در روزهاي آخر که دیگر چیزی برای ادامه دادن نداشتم، در مقابل خداوند زانو زدم و از او تقاضاي كمك كردم، متوجه شدم که دريچه‌هاي كمك از سوي خداوند به طرفم باز شد. تنها كمك او این نبود كه مرا از بند وابستگي به مواد مخدر رهانيد. بلکه در تمام دوران بهبودی مراقب من و زندگي اشفته‌ام بود و از آن تاریخ با دعا و تقاضای من آماده‌ی كمك و ياري به من مي‌باشد. خداوندا: تو را دوست دارم هرچند هنوز خطا کارم.<br />
خداوند هميشه با من است!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>