<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - آذر ]]></title>
		<link>https://forum.banianbehboodi.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - https://forum.banianbehboodi.ir]]></description>
		<pubDate>Sun, 04 Oct 2026 08:43:34 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[یکم ادر ماه-روز به روز عادتی ها-کدا-شاپور الف]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4624</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 10:22:58 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4624</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">1 آذر <br />
بهبودي يك روند بمرور و روزانه و پيش رونده مي‌باشد. من مادامي كه رهنمودهاي برنامه را به كار مي‌گيرم در مسير درست و صحيحي قرار دارم. صحت برنامه در اين است، كه هر روز براي خودم برنامه‌اي درست كرده و طبق آن برنامه و مشورت با راهنما زندگي مي‌كنم. امروز با شركت در جلسات و مشاركت سهم خود را از بهبودی گرفته و با تجربه‌ی خود با ديگران سهم مي‌شوم. امروز از خداوند، از دوستان و گروه به خاطر حمايتشان از من سپاسگزاري مي‌كنم. دوستي حاكم بر جمع دوستان نياز مرا به سمت وابستگي خداوند، اجرا مي‌گذارد. امروز در مقايسه با گذشته برخورد و تحمل من نسبت به پذیرش مشكلات و اتفاقات افزايش پيدا كرده است و مثل گذشته مرا آزاد نمي‌دهند. گاهی احساس می‌کنم که خواب هستم و با بیدار شدنم احساس می‌کنم، که همه چیز و همه آرزوها یک‌باره محو و نابود می‌شوند. امروز به خاطر مي‌سپارم كه دليل اصلي آمدن من به جلسات و اجرای اصول خودیاری و گروه برنامه چيست؟ من دیگر جایی نداشتم و همه از من گریزان بودند و بابت هرچیزی به من گیر می‌دادند، حال من ماندمو یک دنیا آرامش، خداوند ترا شکر می‌کنم.</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">1 آذر <br />
بهبودي يك روند بمرور و روزانه و پيش رونده مي‌باشد. من مادامي كه رهنمودهاي برنامه را به كار مي‌گيرم در مسير درست و صحيحي قرار دارم. صحت برنامه در اين است، كه هر روز براي خودم برنامه‌اي درست كرده و طبق آن برنامه و مشورت با راهنما زندگي مي‌كنم. امروز با شركت در جلسات و مشاركت سهم خود را از بهبودی گرفته و با تجربه‌ی خود با ديگران سهم مي‌شوم. امروز از خداوند، از دوستان و گروه به خاطر حمايتشان از من سپاسگزاري مي‌كنم. دوستي حاكم بر جمع دوستان نياز مرا به سمت وابستگي خداوند، اجرا مي‌گذارد. امروز در مقايسه با گذشته برخورد و تحمل من نسبت به پذیرش مشكلات و اتفاقات افزايش پيدا كرده است و مثل گذشته مرا آزاد نمي‌دهند. گاهی احساس می‌کنم که خواب هستم و با بیدار شدنم احساس می‌کنم، که همه چیز و همه آرزوها یک‌باره محو و نابود می‌شوند. امروز به خاطر مي‌سپارم كه دليل اصلي آمدن من به جلسات و اجرای اصول خودیاری و گروه برنامه چيست؟ من دیگر جایی نداشتم و همه از من گریزان بودند و بابت هرچیزی به من گیر می‌دادند، حال من ماندمو یک دنیا آرامش، خداوند ترا شکر می‌کنم.</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[2 اذر-کتاب فقط برای امروز عادتی ها]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4623</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 10:21:48 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4623</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
2 آذر <br />
تا بود می‌شنیدم که صداقت، تمايل و روشن‌بيني سه اصل روحاني برنامه‌ی خودیاری مي‌باشد. امروز پس از شناخت اصول معني صداقت به جز صداقت با خودم نيست. شايد من با ديگران صادق بودم ولي راجع به خود مي‌دانم كه اين طوري نبود. همچنین اگر با خودم صادق بودم آخر عاقبت من اين نبود. امروز با خود صادقانه مي‌گويم كه من يك فرد وابسته و بیمار هستم و نياز به كمك خداوند و ديگران دارم. معناي تمايل برای من شايد تعجب كنيد، كه از اراده‌ی فردي من قوي‌تر است. ميل به رُشد و تغيير مثل ميل به سيراب شدن از سرچشمه‌ی زُلال معرفت در وجود يكايك ما زبانه مي‌كشد. ميل به زندگي در وجود همه موجودات باعث تحول آنها برای بقایشان مي‌باشد. امروز معني وسيع روشن‌بيني در بين هزاران نفر از دوستاني كه در گرداب مرگبار وابستگي‌ها اسير بودند و امروز هر كدام الگويي از معجزات خداوند هستند و می‌باشند. اگر چشمان و گوش‌های خود را باز كنيم و از تجربيات گرانبار آنها سود ببريم، ما هم مثل آنها از عادت‌ها و وابستگی و هم‌وابستگی متقابل رها و آزاد خواهيم بود.<br />
اصول برنامه‌ی خودیاری باور كردني اس</span></span></span></span>ت!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
2 آذر <br />
تا بود می‌شنیدم که صداقت، تمايل و روشن‌بيني سه اصل روحاني برنامه‌ی خودیاری مي‌باشد. امروز پس از شناخت اصول معني صداقت به جز صداقت با خودم نيست. شايد من با ديگران صادق بودم ولي راجع به خود مي‌دانم كه اين طوري نبود. همچنین اگر با خودم صادق بودم آخر عاقبت من اين نبود. امروز با خود صادقانه مي‌گويم كه من يك فرد وابسته و بیمار هستم و نياز به كمك خداوند و ديگران دارم. معناي تمايل برای من شايد تعجب كنيد، كه از اراده‌ی فردي من قوي‌تر است. ميل به رُشد و تغيير مثل ميل به سيراب شدن از سرچشمه‌ی زُلال معرفت در وجود يكايك ما زبانه مي‌كشد. ميل به زندگي در وجود همه موجودات باعث تحول آنها برای بقایشان مي‌باشد. امروز معني وسيع روشن‌بيني در بين هزاران نفر از دوستاني كه در گرداب مرگبار وابستگي‌ها اسير بودند و امروز هر كدام الگويي از معجزات خداوند هستند و می‌باشند. اگر چشمان و گوش‌های خود را باز كنيم و از تجربيات گرانبار آنها سود ببريم، ما هم مثل آنها از عادت‌ها و وابستگی و هم‌وابستگی متقابل رها و آزاد خواهيم بود.<br />
اصول برنامه‌ی خودیاری باور كردني اس</span></span></span></span>ت!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[3 اذر-روز به روز-کدا-عادتی ها-شاپور الف]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4622</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 10:20:16 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4622</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">3 آذر <br />
پيشرفت بعضي از اعضاء و دوستان در گروه چشم‌گير و تعجب‌آور است. وقتي از آنها سؤال مي‌كنم که چگونه به این مرحله رسیده است. با فروتني راز موفقیتش را چنین مي‌گويد: در جلسات شركت مستمر داشته و به تازه واردان خدمتگزاری می‌کرده است، قدم‌ها را كار كرده و هرروز زندگيش را برنامه‌‌ريزي مي‌كند ،هرروز دعا و مراقبه انجام مي‌دهد، زندگي و اراده‌اش را به خداوند مي‌سپارد و در کار خودش فعاليت و تلاش مي‌كند و به راحتي تسليم اصول برنامه و خداوند شده‌است. دست از ابزارهاي گذشته برداشته و به جایش از فضیلت‌ها و ویژگی‌هایش گذاشته و به آرامش درون رسيده‌است. امروز متوجه شده‌ام كه تأثيرپذيري و دریافت كمك‌هاي خداوند بستگي به ظرفيت و آمادگي من دارد. آيا امروز آماده هستم كه خداوند مرا براي تغييرات شخصيتي و رُشد در برنامه و اجتماع كمك كند؟ امروز بهبودي و رهايي من از وابستگي‌ها، بستگي به ارتباط من با خداوند دارد. پس در طي ساعات روز از خداوند ابتدا درخواست قابليت نعمت‌هاي او را مي‌كنم. امروز رابطه‌ی من و خداوند به سادگي انجام مي‌شود، كه من امروز جزئي از برنامه‌ی وسيع خداوند هستم!<br />
خداوند در درون من است!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">3 آذر <br />
پيشرفت بعضي از اعضاء و دوستان در گروه چشم‌گير و تعجب‌آور است. وقتي از آنها سؤال مي‌كنم که چگونه به این مرحله رسیده است. با فروتني راز موفقیتش را چنین مي‌گويد: در جلسات شركت مستمر داشته و به تازه واردان خدمتگزاری می‌کرده است، قدم‌ها را كار كرده و هرروز زندگيش را برنامه‌‌ريزي مي‌كند ،هرروز دعا و مراقبه انجام مي‌دهد، زندگي و اراده‌اش را به خداوند مي‌سپارد و در کار خودش فعاليت و تلاش مي‌كند و به راحتي تسليم اصول برنامه و خداوند شده‌است. دست از ابزارهاي گذشته برداشته و به جایش از فضیلت‌ها و ویژگی‌هایش گذاشته و به آرامش درون رسيده‌است. امروز متوجه شده‌ام كه تأثيرپذيري و دریافت كمك‌هاي خداوند بستگي به ظرفيت و آمادگي من دارد. آيا امروز آماده هستم كه خداوند مرا براي تغييرات شخصيتي و رُشد در برنامه و اجتماع كمك كند؟ امروز بهبودي و رهايي من از وابستگي‌ها، بستگي به ارتباط من با خداوند دارد. پس در طي ساعات روز از خداوند ابتدا درخواست قابليت نعمت‌هاي او را مي‌كنم. امروز رابطه‌ی من و خداوند به سادگي انجام مي‌شود، كه من امروز جزئي از برنامه‌ی وسيع خداوند هستم!<br />
خداوند در درون من است!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[4 اذر-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4621</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 10:19:08 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4621</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
4 آذر <br />
يك ذهن آزاد و روشن، براي درك و دريافت حقايق آمادگي بیشتر و بهتري دارد. با ذهن آزاد و آرامش درونی قادر هستم، تا نواقص شخصيتي خود را كه سد راه رُشد و تغییرات من مي‌باشند، را پيدا و رفع كنيم. امروز براي رهايي از تنش‌ها و فشارها از طريق دعا و نيايش و نزديكي به خداوند، به اهميت دعا پي برده‌ام. امروز دعا براي من جايگاه ويژه‌اي پيدا كرده است و براي انجام مداوم و مستمر آن سعي مي‌كنم. یکی از علل توجه‌ من به ارتباط با خداوند به عنوان کسی است، که سال‌ها بی‌خدا بود و خلأ معنوی داشته است. فقط ادای خداپرستی داشته است. پروردگارا: مرا ياري كن تا از طريق دعا ذهن درگير و اسير خود را از افكار زيانبار و منفي رها سازم. آيا در امروز دعا كردن مي‌تواند مرا در رسيدن به هدف‌هایم ياري كند؟ تنها ذهن آماده و پاك و آرام قادر است، كه ارتباط منطقي با خداوند داشته باشد. همیشه براي ذهن بیمار و آشفته‌ی خودم دعا می‌كنم. متوجه هستم که وقتي دعا كردم. در همان زمان دعا کردن آشفتگي‌های ذهنم آرام و رفع می‌شوند و قرار و آرامش درونی نصیبم می‌شود. <br />
دعا كردن حق من است!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
4 آذر <br />
يك ذهن آزاد و روشن، براي درك و دريافت حقايق آمادگي بیشتر و بهتري دارد. با ذهن آزاد و آرامش درونی قادر هستم، تا نواقص شخصيتي خود را كه سد راه رُشد و تغییرات من مي‌باشند، را پيدا و رفع كنيم. امروز براي رهايي از تنش‌ها و فشارها از طريق دعا و نيايش و نزديكي به خداوند، به اهميت دعا پي برده‌ام. امروز دعا براي من جايگاه ويژه‌اي پيدا كرده است و براي انجام مداوم و مستمر آن سعي مي‌كنم. یکی از علل توجه‌ من به ارتباط با خداوند به عنوان کسی است، که سال‌ها بی‌خدا بود و خلأ معنوی داشته است. فقط ادای خداپرستی داشته است. پروردگارا: مرا ياري كن تا از طريق دعا ذهن درگير و اسير خود را از افكار زيانبار و منفي رها سازم. آيا در امروز دعا كردن مي‌تواند مرا در رسيدن به هدف‌هایم ياري كند؟ تنها ذهن آماده و پاك و آرام قادر است، كه ارتباط منطقي با خداوند داشته باشد. همیشه براي ذهن بیمار و آشفته‌ی خودم دعا می‌كنم. متوجه هستم که وقتي دعا كردم. در همان زمان دعا کردن آشفتگي‌های ذهنم آرام و رفع می‌شوند و قرار و آرامش درونی نصیبم می‌شود. <br />
دعا كردن حق من است!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[5 اذر-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4620</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 10:18:31 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4620</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">5 آذر <br />
يكي از زشت‌ترين و تحقيرآميزترين حالات زمان گذشته‌ام، جلب ترحم خود و ديگران بود، كه بيشترين انرژي را در من تلف مي‌كرد. بعضي مواقع سعي مي‌كرديم اين احساس را پنهان كنيم و حتي وقتي كسي از وجود اين حس در درونمان آگاهي پيدا مي‌كرد، ان را انکار کرده و از او به‌خاطر احساس دلسوزی متنفر مي‌شدم. گاهی به اشكال مختلف وجود آن احساس را پنهان مي‌كردم و يا آن را توجيه كرده و گردن عوامل و ديگران مي‌انداختم، تا اينطور وانمود كنم كه اين شرايط به من تحميل شده است و من هم قابلیت رفع آنرا دارم. مظلوم‌نمايي و نمك روي زخم پاشيدن و با شور و آه و ناله داستانی را تعریف کردن. ابزاري براي تأييدطلبي بود که يكي از شاخه‌هاي بيماري وابستگي مي‌باشد. تا وقتي كه در ذهن خود دلايلي براي احساس ترحم و دلسوزي خود و دیگران به خود را در خود نگهداري مي‌كنم، دريچه‌هاي تغييرات و رُشد یافتن را به روي خود بسته‌ام. امروز بیماریم با همکاری ذهن آشفته‌م اجازه ندارند، با انگشت گذاشتن بر دلايل واقعي مشکلات و بزرگنمايي آن‌ها جلب ترحم كند. اين‌كار توسط كمك دوستان حل مي‌‌شود!<br />
به احساسات خود توجه ك</span></span></span></span>ن!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">5 آذر <br />
يكي از زشت‌ترين و تحقيرآميزترين حالات زمان گذشته‌ام، جلب ترحم خود و ديگران بود، كه بيشترين انرژي را در من تلف مي‌كرد. بعضي مواقع سعي مي‌كرديم اين احساس را پنهان كنيم و حتي وقتي كسي از وجود اين حس در درونمان آگاهي پيدا مي‌كرد، ان را انکار کرده و از او به‌خاطر احساس دلسوزی متنفر مي‌شدم. گاهی به اشكال مختلف وجود آن احساس را پنهان مي‌كردم و يا آن را توجيه كرده و گردن عوامل و ديگران مي‌انداختم، تا اينطور وانمود كنم كه اين شرايط به من تحميل شده است و من هم قابلیت رفع آنرا دارم. مظلوم‌نمايي و نمك روي زخم پاشيدن و با شور و آه و ناله داستانی را تعریف کردن. ابزاري براي تأييدطلبي بود که يكي از شاخه‌هاي بيماري وابستگي مي‌باشد. تا وقتي كه در ذهن خود دلايلي براي احساس ترحم و دلسوزي خود و دیگران به خود را در خود نگهداري مي‌كنم، دريچه‌هاي تغييرات و رُشد یافتن را به روي خود بسته‌ام. امروز بیماریم با همکاری ذهن آشفته‌م اجازه ندارند، با انگشت گذاشتن بر دلايل واقعي مشکلات و بزرگنمايي آن‌ها جلب ترحم كند. اين‌كار توسط كمك دوستان حل مي‌‌شود!<br />
به احساسات خود توجه ك</span></span></span></span>ن!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[6اذر-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4619</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 10:17:45 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4619</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
6 آذر <br />
وقتي از خودمان برای جلب ترحم و دلسوزی مي‌پرسيم: «چرا من. چرا من موفق نمي‌شوم. چرا من بيچاره‌ام. چرا من با بقیه فرق مي‌كنم. چرا ديگران كمك و حامی دارند ولي من نه و چرا...؟» اين جلب ترحم و دلسوزي‌ها در حقيقت من را به جايي دعوت مي‌كند، كه از آنجا با بدبختي و بيچارگي بيرون آمده‌ام. از دنياي سياه وابستگي و هم‌وابستگی متقابل! امروز مشكل اصلي من بيماري عادت های ناسالمی است که از دوران کودکی در سرم مانده و اکنون تبدیل به وابستگي و هم‌وابستگی شده است و مسأله مشترك ما چگونگي رهايي از آن است. به راستی چرا مقايسه‌ی خود با ديگران مي‌تواند من را از مسير بهبودي منحرف كند؟ آيا وقتي حالت تأسف و پشیمانی وجودم را پُر مي‌كند، با حسرت و غبطه به زندگی و طرز روابط ديگران توجه مي‌كنم؟ این را متوجه شده ام که هرکسی به اندازه‌ی توانایی و گنجایش خودش از برنامه‌ی خودیاری بهره می گیرد. هرکدام از ما می‌توانیم موفق و کامروا باشیم, امّا متاسفانه چیزی که کارمان را خراب می‌کند، این است که می‌خواهیم بیشتر از دیگران داشته باشیم و اینکار امکان ندارد. امروز وقتي به ديگران عشق مي‌دهم و به آنها كمك مي‌كنم، از حالت تأسف و دلسوزي به حال خود خارج مي‌شوم!<br />
من بينوا را رها كن!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
6 آذر <br />
وقتي از خودمان برای جلب ترحم و دلسوزی مي‌پرسيم: «چرا من. چرا من موفق نمي‌شوم. چرا من بيچاره‌ام. چرا من با بقیه فرق مي‌كنم. چرا ديگران كمك و حامی دارند ولي من نه و چرا...؟» اين جلب ترحم و دلسوزي‌ها در حقيقت من را به جايي دعوت مي‌كند، كه از آنجا با بدبختي و بيچارگي بيرون آمده‌ام. از دنياي سياه وابستگي و هم‌وابستگی متقابل! امروز مشكل اصلي من بيماري عادت های ناسالمی است که از دوران کودکی در سرم مانده و اکنون تبدیل به وابستگي و هم‌وابستگی شده است و مسأله مشترك ما چگونگي رهايي از آن است. به راستی چرا مقايسه‌ی خود با ديگران مي‌تواند من را از مسير بهبودي منحرف كند؟ آيا وقتي حالت تأسف و پشیمانی وجودم را پُر مي‌كند، با حسرت و غبطه به زندگی و طرز روابط ديگران توجه مي‌كنم؟ این را متوجه شده ام که هرکسی به اندازه‌ی توانایی و گنجایش خودش از برنامه‌ی خودیاری بهره می گیرد. هرکدام از ما می‌توانیم موفق و کامروا باشیم, امّا متاسفانه چیزی که کارمان را خراب می‌کند، این است که می‌خواهیم بیشتر از دیگران داشته باشیم و اینکار امکان ندارد. امروز وقتي به ديگران عشق مي‌دهم و به آنها كمك مي‌كنم، از حالت تأسف و دلسوزي به حال خود خارج مي‌شوم!<br />
من بينوا را رها كن!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[7 اذر-روز به روز-عادتی ها-کدا]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4618</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 10:15:56 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4618</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">7 آذر<br />
<br />
امروز وقتي متوجه مي‌شوم كه حالم خوب نيست و چیزی در خودم کم می‌بینم، انگار خوابی در شب دیده‌ام که حالم خوب نیست و من خواب را به یاد ندارم. حس می‌کنم که دردهاي گذشته دوباره مرا اسير خود كرده‌‌اند، پس از خواندن دعای آرامش، يك راه مناسب به ذهنم خطور مي‌كند. به سراغ كساني مي‌روم كه مانند من مشكلات و درد زيادي دارند. وقتي آنها را به آغوش مي‌‌كشم با احساس عشق و همدردي آنها را بوسيده و با صحبت كردن همدلي و همدردي و همزباني را به آنها هديه مي‌دهم و از آنها می‌گیرم. از حالت خودم مي‌گويم و به آنها مي‌گويم كه دوستشان دارم. امروز دلايل به وجود آمدن حال بدي را درون خود جستجو كرده و سعي در رفع آن مي‌كنم. احترام گذاشتن به احساسات و جنگ نكردن با خود و رها كردن موضوع آزاردهنده مي‌تواند مرا از گرداب خوددرگیری رها كند. آيا قادر هستم علت اصلي بدي حالم را تشخيص دهم؟ برای اینکار از لیست تراز روزانه استفاده می‌کنم. مشكلات امروزه‌ی من و اطرافيان من شايد قابل حل نباشد، ولي قابل پذيرش است. خداوندا: مرا ياري كن تا دست از جنگ برداشته و در مسير زندگي آرام و خدمتگزار بندگانت باشم!<br />
عشق ورزيدن به هم درمان بیماری ماست!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">7 آذر<br />
<br />
امروز وقتي متوجه مي‌شوم كه حالم خوب نيست و چیزی در خودم کم می‌بینم، انگار خوابی در شب دیده‌ام که حالم خوب نیست و من خواب را به یاد ندارم. حس می‌کنم که دردهاي گذشته دوباره مرا اسير خود كرده‌‌اند، پس از خواندن دعای آرامش، يك راه مناسب به ذهنم خطور مي‌كند. به سراغ كساني مي‌روم كه مانند من مشكلات و درد زيادي دارند. وقتي آنها را به آغوش مي‌‌كشم با احساس عشق و همدردي آنها را بوسيده و با صحبت كردن همدلي و همدردي و همزباني را به آنها هديه مي‌دهم و از آنها می‌گیرم. از حالت خودم مي‌گويم و به آنها مي‌گويم كه دوستشان دارم. امروز دلايل به وجود آمدن حال بدي را درون خود جستجو كرده و سعي در رفع آن مي‌كنم. احترام گذاشتن به احساسات و جنگ نكردن با خود و رها كردن موضوع آزاردهنده مي‌تواند مرا از گرداب خوددرگیری رها كند. آيا قادر هستم علت اصلي بدي حالم را تشخيص دهم؟ برای اینکار از لیست تراز روزانه استفاده می‌کنم. مشكلات امروزه‌ی من و اطرافيان من شايد قابل حل نباشد، ولي قابل پذيرش است. خداوندا: مرا ياري كن تا دست از جنگ برداشته و در مسير زندگي آرام و خدمتگزار بندگانت باشم!<br />
عشق ورزيدن به هم درمان بیماری ماست!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[8 اذر -روز به روز-عادتی ها]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4617</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 10:14:03 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4617</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
8 آذر <br />
وقتي خارج از اندازه و ظرفيت به خود توجه مي‌كنيم وارد دنياي واقعي ترحم و دلسوزي به نام خودشیفتگی شده‌ايم. در اين حالت است كه ارتباط منطقي خود را با افراد و دنياي اطرافمان از دست مي‌دهيم. امروز وقتي در اين احساسات عاطفي كه توجه به خود است، قرار مي‌گيرم به دنبال علت اين احساس مي‌گردم. ترازنامه‌ی روزانه در این رابطه مي‌تواند به راحتي من را كمك كند. امروز مي‌توانم پس از كشف علت بروز اين احساسات جهت رهايي و اقدام درست، کاری از روی اصول خودیاری انجام دهم. با اینکه من نیاز به توجه و نوازش و تیمار دارم، امّا حد و حدود آن را نمی‌دانم. به همین دلیل بهترین راه و روش رسیدگی به خودم را از دوستان و راهنمای خودم یاد می‌گیرم. آيا نيرو و انرژي خود را صرف مشكلات يا يافتن راه‌ حلی برای آن مي‌كنم؟ امروز با دلگرمي به پشتوانه دوستان بهبودي و راهنما و خداوند مهربان توانايي رهايي از خودپرستي و خودشیفتگی را دارم. امروز مسیر من راه درستی است که هرروز دوستان بهبودی در مشارکت‌های خود به من و تازه‌واردان توضیح می‌دهند. خداوندا: تو را سپاس و شکر مي‌گويم، كه مرا در مكاني امن و دوستاني مطمئن قرار داده‌ای!<br />
يك دست صدا ندارد!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><br />
8 آذر <br />
وقتي خارج از اندازه و ظرفيت به خود توجه مي‌كنيم وارد دنياي واقعي ترحم و دلسوزي به نام خودشیفتگی شده‌ايم. در اين حالت است كه ارتباط منطقي خود را با افراد و دنياي اطرافمان از دست مي‌دهيم. امروز وقتي در اين احساسات عاطفي كه توجه به خود است، قرار مي‌گيرم به دنبال علت اين احساس مي‌گردم. ترازنامه‌ی روزانه در این رابطه مي‌تواند به راحتي من را كمك كند. امروز مي‌توانم پس از كشف علت بروز اين احساسات جهت رهايي و اقدام درست، کاری از روی اصول خودیاری انجام دهم. با اینکه من نیاز به توجه و نوازش و تیمار دارم، امّا حد و حدود آن را نمی‌دانم. به همین دلیل بهترین راه و روش رسیدگی به خودم را از دوستان و راهنمای خودم یاد می‌گیرم. آيا نيرو و انرژي خود را صرف مشكلات يا يافتن راه‌ حلی برای آن مي‌كنم؟ امروز با دلگرمي به پشتوانه دوستان بهبودي و راهنما و خداوند مهربان توانايي رهايي از خودپرستي و خودشیفتگی را دارم. امروز مسیر من راه درستی است که هرروز دوستان بهبودی در مشارکت‌های خود به من و تازه‌واردان توضیح می‌دهند. خداوندا: تو را سپاس و شکر مي‌گويم، كه مرا در مكاني امن و دوستاني مطمئن قرار داده‌ای!<br />
يك دست صدا ندارد!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[9 ادر-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4616</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 10:13:02 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4616</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">9 آذر <br />
افسوس خوردن درباره‌ی زندگي از دست رفته و گذشته و موقعيت‌هاي از دست رفته و مشكلات موجود كه حاصل آن زندگي آشفته و لجام گسيخته بوده است، مي‌تواند به راحتي احساس كينه و نفرت از خود را در ما بپروراند. اين بدترين اشكالي از بیماری وابستگی در ماست، كه گاهي يقه‌ی ما را مي‌گيرد. امروز مي‌دانم كه تأسف خوردن به حال خود و موقعيت‌های از دست رفته در گذشته، موجب قطع ارتباط من با خالق مي‌شود. خصوصاً در امروز برای که نیاز به توجه خودم دارم، وجودي كه از كينه و نفرت آكنده است، نمي‌تواند با خود و اطرافيان و خداوند ارتباط درست و سالمی داشته باشد. امروز نقش و وجود مخرب اين احساس را مي‌شناسم. چون سال‌ها با آم به جای زندگی درد کشیدم. تنها با به كارگيري اصول خودیاری قدمها مي‌توانم از اين حالت غمبار و دردناک رها شوم. امروز مي‌دانم كه از كجا و به چه حال و اوضاع‌ای به ایجا آمده‌ام و هدف من چیست و دیگر اعمال من جهت انتقام گرفتن از کسانی نیست که به هر عنوان به من صدمه زده بودند نيست. آرامش و صلح با خود و دیگران و جهان اطراف، ارمغان اصول خودیاری در برنامه معنوی ماست. خدايا كمك كن خودم را دوست داشته باشم!<br />
كمي با خود مدارا كن!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">9 آذر <br />
افسوس خوردن درباره‌ی زندگي از دست رفته و گذشته و موقعيت‌هاي از دست رفته و مشكلات موجود كه حاصل آن زندگي آشفته و لجام گسيخته بوده است، مي‌تواند به راحتي احساس كينه و نفرت از خود را در ما بپروراند. اين بدترين اشكالي از بیماری وابستگی در ماست، كه گاهي يقه‌ی ما را مي‌گيرد. امروز مي‌دانم كه تأسف خوردن به حال خود و موقعيت‌های از دست رفته در گذشته، موجب قطع ارتباط من با خالق مي‌شود. خصوصاً در امروز برای که نیاز به توجه خودم دارم، وجودي كه از كينه و نفرت آكنده است، نمي‌تواند با خود و اطرافيان و خداوند ارتباط درست و سالمی داشته باشد. امروز نقش و وجود مخرب اين احساس را مي‌شناسم. چون سال‌ها با آم به جای زندگی درد کشیدم. تنها با به كارگيري اصول خودیاری قدمها مي‌توانم از اين حالت غمبار و دردناک رها شوم. امروز مي‌دانم كه از كجا و به چه حال و اوضاع‌ای به ایجا آمده‌ام و هدف من چیست و دیگر اعمال من جهت انتقام گرفتن از کسانی نیست که به هر عنوان به من صدمه زده بودند نيست. آرامش و صلح با خود و دیگران و جهان اطراف، ارمغان اصول خودیاری در برنامه معنوی ماست. خدايا كمك كن خودم را دوست داشته باشم!<br />
كمي با خود مدارا كن!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[10 اذر -روز به روز-عادتی ها-365 روز-شاپور الف]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4615</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 10:11:56 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4615</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">10 آذر <br />
شخصي كه وجودش آكنده از احساس تأسف به حال خود است، نمي‌تواند از اصول برنامه‌ی خودیاری به خوبي بهره‌برداري كند. چون در آن موقع خودش را تنها با غم ها گذاشته و زانوی غم بغل کرده است. يكي از ابزارهاي رايج گذشته بهره‌برداري از جلب ترحم خود و ديگران نسبت به سرنوشت خود بود. انرژي صرف شده بابت مظلوم‌نمايي و جلب ترحم به قدري زياد است، كه فرد وابسته را تخليه كامل مي‌كند. بطوریکه احساس فرسودگی خواهد کرد. امروز سعي مي‌كنم با تكيه به خداوند مهربان از تجربه‌ی كليه شكست‌ها و موقعيت‌هاي دردناك سود ببرم. فقط برای امروز مي‌خواهم يك موجود دوست داشتني و موفق از خودم را به ترسيم بكشم. امروز سرمايه‌ی من تجربيات گذشته‌ام مي‌باشد، كه با ياري خداوند و شهامت گرفتن از او به حل مسائل و رويارويي مشكلات امروزم مي‌روم. بدون شك پس از پيدا كردن علت مشكلات قادر خواهم بود، كه جهت حل و رها شدن از اين مشکلات و حالت‌های خاص راه‌حل درست پيدا كنم. برای اینکار به اندازه‌ی زیادی از دوستان قدیمی و راهنمای عزیزم هستند. امروز جلسات جاي امن و مطمئن براي كسب تجربيات دوستان راجع به مهارت ‌و تجربیات مي‌باشد.<br />
من دوست داشتني هستم!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">10 آذر <br />
شخصي كه وجودش آكنده از احساس تأسف به حال خود است، نمي‌تواند از اصول برنامه‌ی خودیاری به خوبي بهره‌برداري كند. چون در آن موقع خودش را تنها با غم ها گذاشته و زانوی غم بغل کرده است. يكي از ابزارهاي رايج گذشته بهره‌برداري از جلب ترحم خود و ديگران نسبت به سرنوشت خود بود. انرژي صرف شده بابت مظلوم‌نمايي و جلب ترحم به قدري زياد است، كه فرد وابسته را تخليه كامل مي‌كند. بطوریکه احساس فرسودگی خواهد کرد. امروز سعي مي‌كنم با تكيه به خداوند مهربان از تجربه‌ی كليه شكست‌ها و موقعيت‌هاي دردناك سود ببرم. فقط برای امروز مي‌خواهم يك موجود دوست داشتني و موفق از خودم را به ترسيم بكشم. امروز سرمايه‌ی من تجربيات گذشته‌ام مي‌باشد، كه با ياري خداوند و شهامت گرفتن از او به حل مسائل و رويارويي مشكلات امروزم مي‌روم. بدون شك پس از پيدا كردن علت مشكلات قادر خواهم بود، كه جهت حل و رها شدن از اين مشکلات و حالت‌های خاص راه‌حل درست پيدا كنم. برای اینکار به اندازه‌ی زیادی از دوستان قدیمی و راهنمای عزیزم هستند. امروز جلسات جاي امن و مطمئن براي كسب تجربيات دوستان راجع به مهارت ‌و تجربیات مي‌باشد.<br />
من دوست داشتني هستم!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[11 اذر-روز به روز-عادتی ها-فقط برای امروز کدا]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4614</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 10:10:20 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4614</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">11 آذر <br />
امروز احساس مي‌كنم كه كارهاي انجام شده توسط من تقریباً درست و صحيح است و دیگر هيچ نيازي به تأييد دیگران ندارم. با اين كه مي‌دانم كه تأييدطلبي يكي از نقص‌هاي شخصيتي من مي‌باشد، که گاهی برای کسب آن دست به کارهای خطرناکی می‌زدم. آيا به ياد دارم كه براي تأييدطلبي ديگران چه تاوان سنگيني را پرداخته‌ام؟ لیست رنجش‌هایم را که باز بینی می‌کنم، بار سنگین اذیت و آزارهایی که از این بابت کشیدم را احساس می‌کنم. امروز به خودم اجازه نمي‌دهم چون مورد لطف ديگران قرار گرفته‌ام، برای آن از مسير بهبودي خارج شوم. مي‌دانم كه اگر به خودم اجازه‌ی تأييدطلبي بدهم زندگي در لحظه و امروزم را نابود كرده‌ام. امروز در كنار دوستان و در دامان امن جلسات در مشاركت‌هايم به ديگران اقرار مي‌كنم، كه بخشي از زندگي گذشته‌ام را به خاطر تأييدات ديگران به هدر داده‌ام. خداوندا: به من قدرتي عطا كن تا هيجانات تشويق ديگران مرا تحت تأثير قرار ندهد. امروز نيازي به تشويق و تأييد ديگران ندارم، چون آموخته‌ام و خودم كارم را مهر تأييد مي‌زنم. اکنون احساس بی‌ارزشی و دوست‌نداشتنی بودن را ندارم، به همین خاطر برای کسب این ارزشمندی هم نیاز به تأیید شدن ندارم. <br />
انصاف را در دوستي با خود رعايت كن!</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">11 آذر <br />
امروز احساس مي‌كنم كه كارهاي انجام شده توسط من تقریباً درست و صحيح است و دیگر هيچ نيازي به تأييد دیگران ندارم. با اين كه مي‌دانم كه تأييدطلبي يكي از نقص‌هاي شخصيتي من مي‌باشد، که گاهی برای کسب آن دست به کارهای خطرناکی می‌زدم. آيا به ياد دارم كه براي تأييدطلبي ديگران چه تاوان سنگيني را پرداخته‌ام؟ لیست رنجش‌هایم را که باز بینی می‌کنم، بار سنگین اذیت و آزارهایی که از این بابت کشیدم را احساس می‌کنم. امروز به خودم اجازه نمي‌دهم چون مورد لطف ديگران قرار گرفته‌ام، برای آن از مسير بهبودي خارج شوم. مي‌دانم كه اگر به خودم اجازه‌ی تأييدطلبي بدهم زندگي در لحظه و امروزم را نابود كرده‌ام. امروز در كنار دوستان و در دامان امن جلسات در مشاركت‌هايم به ديگران اقرار مي‌كنم، كه بخشي از زندگي گذشته‌ام را به خاطر تأييدات ديگران به هدر داده‌ام. خداوندا: به من قدرتي عطا كن تا هيجانات تشويق ديگران مرا تحت تأثير قرار ندهد. امروز نيازي به تشويق و تأييد ديگران ندارم، چون آموخته‌ام و خودم كارم را مهر تأييد مي‌زنم. اکنون احساس بی‌ارزشی و دوست‌نداشتنی بودن را ندارم، به همین خاطر برای کسب این ارزشمندی هم نیاز به تأیید شدن ندارم. <br />
انصاف را در دوستي با خود رعايت كن!</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[12 اذر-روز به روز-کناب عادتی ها]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4613</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 10:06:55 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4613</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">12 آذر<br />
<br />
تا وقتي كه زندگي خود را با ديگران مقايسه مي‌كنم، از احساس بهبودي و رهايي لذتي نخواهم برد. چون بعضی‌ها توانایی و چیزهایی دارند که من ندارم، همین مسئله برای بهم ریختن من کافی است، وقتي به مقايسه‌ها فكر مي‌كنم در دام تأسف و افسوس خوردن گرفتار مي‌شوم. برنامه خودیاری قدمها براي افرادي مثل من كه وابستگي‌هاي متفاوتي دارند، طراحي شده است، که بی‌خودی غم و غصه نخوریم. در اين اصول به روابط بين خود و خداوند بیشتر اهمیت داده شده است، كه مي‌تواند مرا از مقايسه‌ها و نااميدي‌ها برهاند. بعضي از ما از به كار بستن اين اصول سرباز مي‌زنيم، دليل اين كار به خاطر همان مظلوم‌نمايي و مقايسه‌ کردن‌هاست، كه ما را از ادامه‌ی برنامه نااميد مي‌كند. امروز با اين كه مي‌دانم به كمك نياز دارم ولي ذهنيت من به خاطر داشتن ترس فعال مانع تقاضای کمک شدن مي‌شود، احساسی به من دست می‌دهد که اگر كمك بخواهم، انگار گدایی کرده و شخصیت و غرورم زیر سؤال کشیده می‌شود. امروز تا وقتي كه خودم را سرزنش و ملامت و مقایسه مي‌كنم، درهاي بهبودي را به روي خود بسته‌ام، اینکار به راحتی من را دوباره به وابستگی و هم‌وابستگی دچار می‌کند. بیماری من چند وجهی و کاملاً مجهول و ناشناخته است. <br />
من، دشمن خودم هستم!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">12 آذر<br />
<br />
تا وقتي كه زندگي خود را با ديگران مقايسه مي‌كنم، از احساس بهبودي و رهايي لذتي نخواهم برد. چون بعضی‌ها توانایی و چیزهایی دارند که من ندارم، همین مسئله برای بهم ریختن من کافی است، وقتي به مقايسه‌ها فكر مي‌كنم در دام تأسف و افسوس خوردن گرفتار مي‌شوم. برنامه خودیاری قدمها براي افرادي مثل من كه وابستگي‌هاي متفاوتي دارند، طراحي شده است، که بی‌خودی غم و غصه نخوریم. در اين اصول به روابط بين خود و خداوند بیشتر اهمیت داده شده است، كه مي‌تواند مرا از مقايسه‌ها و نااميدي‌ها برهاند. بعضي از ما از به كار بستن اين اصول سرباز مي‌زنيم، دليل اين كار به خاطر همان مظلوم‌نمايي و مقايسه‌ کردن‌هاست، كه ما را از ادامه‌ی برنامه نااميد مي‌كند. امروز با اين كه مي‌دانم به كمك نياز دارم ولي ذهنيت من به خاطر داشتن ترس فعال مانع تقاضای کمک شدن مي‌شود، احساسی به من دست می‌دهد که اگر كمك بخواهم، انگار گدایی کرده و شخصیت و غرورم زیر سؤال کشیده می‌شود. امروز تا وقتي كه خودم را سرزنش و ملامت و مقایسه مي‌كنم، درهاي بهبودي را به روي خود بسته‌ام، اینکار به راحتی من را دوباره به وابستگی و هم‌وابستگی دچار می‌کند. بیماری من چند وجهی و کاملاً مجهول و ناشناخته است. <br />
من، دشمن خودم هستم!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[13 ادر-روز به روز-365 روز-کدا-عادتی ها-365 روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4612</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 10:00:14 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4612</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">13 آذر <br />
تا وقتي به قسمت خالی ظرف و نااميدي فكر مي‌كنم، اين احساسات اغلب اوقات بهانه‌اي به دستم مي‌دهند، تا براي جلب ترحم خود و ديگران در بی‌اختیاری تلاش كنم. امروز با دعا كردن از خداوند مي‌خواهم تا با احساس پنهاني به‌خاطر گناهان گذشته خود را تنبيه نكنم. مادامي كه نااميد هستم، قادر به تشخيص موقعيت‌ها و صلاح دیدها نيستم. با ابزار نااميدي به تنهايي قادر هستم، با سرزنش کردن خود تا مرز نابودي كشيده شوم. آيا مي‌دانم كه قالب گرفتن شخصیت من در نااميدي بازتاب افكار منفي بيمارگونه خودم بوده است؟ آيا من تشخيص داده‌ام كه با دعا كردن و ارتباط با خالق خود و شركت در جلسات و مشارکت صادقانه و ارتباط با دوستان بهبودي و راهنما قادر هستم، در مواجهه با مشكلات بهتر از قبل فكر كنم؟ آيا مي‌دانم تنها وسيله‌ی رهايي من از دستان قدرتمند وابستگی‌ها ارتباط درست و معنوی با خداوند مهربان است؟ باید همیشه و در هنگام دعا و مراقبه‌ام در سحرگاهان يادم باشد، كه خداوند حامی و راهنماي من در پیش‌برد من در مسیر بهبودی است. آنچه که خداوند برای صلاح دید من در نظر دارد، خیلی بهتر از خود من است.<br />
نااميدي همواركننده مسير نابودي است!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">13 آذر <br />
تا وقتي به قسمت خالی ظرف و نااميدي فكر مي‌كنم، اين احساسات اغلب اوقات بهانه‌اي به دستم مي‌دهند، تا براي جلب ترحم خود و ديگران در بی‌اختیاری تلاش كنم. امروز با دعا كردن از خداوند مي‌خواهم تا با احساس پنهاني به‌خاطر گناهان گذشته خود را تنبيه نكنم. مادامي كه نااميد هستم، قادر به تشخيص موقعيت‌ها و صلاح دیدها نيستم. با ابزار نااميدي به تنهايي قادر هستم، با سرزنش کردن خود تا مرز نابودي كشيده شوم. آيا مي‌دانم كه قالب گرفتن شخصیت من در نااميدي بازتاب افكار منفي بيمارگونه خودم بوده است؟ آيا من تشخيص داده‌ام كه با دعا كردن و ارتباط با خالق خود و شركت در جلسات و مشارکت صادقانه و ارتباط با دوستان بهبودي و راهنما قادر هستم، در مواجهه با مشكلات بهتر از قبل فكر كنم؟ آيا مي‌دانم تنها وسيله‌ی رهايي من از دستان قدرتمند وابستگی‌ها ارتباط درست و معنوی با خداوند مهربان است؟ باید همیشه و در هنگام دعا و مراقبه‌ام در سحرگاهان يادم باشد، كه خداوند حامی و راهنماي من در پیش‌برد من در مسیر بهبودی است. آنچه که خداوند برای صلاح دید من در نظر دارد، خیلی بهتر از خود من است.<br />
نااميدي همواركننده مسير نابودي است!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[14 ادر-فقط برای امروز عادتی ها-کدا-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4611</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 09:58:36 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4611</guid>
			<description><![CDATA[1<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">4 آذر <br />
فرد وابسته به مواد مخدر تنها كسي است، فقط وقتی كه متوجه‌ی اعتياد خود مي‌شود، که در انتهاي وابستگي خود قرار داد، یعنی ته خط عجز خودش، مانند خودم که در موقع انتها و ته خط مصرف مواد مخدر دیگر اهميت نمي‌دادم، كه ديگران بدانند من مصرف‌كننده هستم. چون دیگر از نقش بازی کردن خسته شده بودم، فكر مي‌كردم مي‌توانم با غرور کاذب و مدیریت انكار حقايق را کتمان کرده و ديگران را متقاعد كنم، من چيزي مصرف نمي‌كنم، بلكه بيمار هستم و جهت اين بيماري مصرف می‌کنم. به اخطارها توجهي نمي‌كردم. امّا وقتي جهت رهايي از وابستگی مواد مخدر به انجمن خودیاری آمدم، تا بهبودي پيدا كنم، يك فكر بكر احمقانه مرا تحت تأثير قرار داد. آن اين كه كسي مرا موقع ورود به جلسات نبيند! در حالي كه همه‌ی آشنايان مي‌دانستند كه من اعتياد دارم، ولي خودم نمي‌دانستم چون مدیریت انكار و غرور کاذبم نمی‌پذیرفت که من معتاد هستم. امروز مي‌دانم كه مدیریت انكار و غرور کاذب با اقرار من به عنوان معتاد از قدرت به‌زیر می‌آید، انکار تا حد نرمال در افراد عادي هم موجود است، ولي اين ابزار در من به صورت مرگبار با مدیریتي قدرتمند موجود است و مرا در گرداب بيماري وابستگي غرق كند.<br />
انكار از شاخه‌هاي بيماري وابستگي است!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[1<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">4 آذر <br />
فرد وابسته به مواد مخدر تنها كسي است، فقط وقتی كه متوجه‌ی اعتياد خود مي‌شود، که در انتهاي وابستگي خود قرار داد، یعنی ته خط عجز خودش، مانند خودم که در موقع انتها و ته خط مصرف مواد مخدر دیگر اهميت نمي‌دادم، كه ديگران بدانند من مصرف‌كننده هستم. چون دیگر از نقش بازی کردن خسته شده بودم، فكر مي‌كردم مي‌توانم با غرور کاذب و مدیریت انكار حقايق را کتمان کرده و ديگران را متقاعد كنم، من چيزي مصرف نمي‌كنم، بلكه بيمار هستم و جهت اين بيماري مصرف می‌کنم. به اخطارها توجهي نمي‌كردم. امّا وقتي جهت رهايي از وابستگی مواد مخدر به انجمن خودیاری آمدم، تا بهبودي پيدا كنم، يك فكر بكر احمقانه مرا تحت تأثير قرار داد. آن اين كه كسي مرا موقع ورود به جلسات نبيند! در حالي كه همه‌ی آشنايان مي‌دانستند كه من اعتياد دارم، ولي خودم نمي‌دانستم چون مدیریت انكار و غرور کاذبم نمی‌پذیرفت که من معتاد هستم. امروز مي‌دانم كه مدیریت انكار و غرور کاذب با اقرار من به عنوان معتاد از قدرت به‌زیر می‌آید، انکار تا حد نرمال در افراد عادي هم موجود است، ولي اين ابزار در من به صورت مرگبار با مدیریتي قدرتمند موجود است و مرا در گرداب بيماري وابستگي غرق كند.<br />
انكار از شاخه‌هاي بيماري وابستگي است!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[15 اذر-کدا-عادتی ها-روز به روز-شاپور الف]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4610</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 09:55:51 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4610</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">15 ‌آذر <br />
خودآزاري و خودزنی و انتقام گرفتن از خود يكي ديگر از شاخه‌هاي بيماري عادت‌های ناسالم دوران کودکی و وابستگي مي‌باشد، كه باعث مي‌شود با رنج كشيدن و رنج دادن خود و دیگران چنان لذتي ببريم، كه حتي با اين لذت زندگي مي‌كنيم. چون وقتی از دشمن انتقام می‌گیریم، به همان نسبت هم خوشحال می‌شویم. با خود فکر کرده و مي‌گويم: با آزردن دشمن خود از خودم انتقام مي‌گيرم، كه چرا من را در چنين منجلابي گرفتار كرده است! احساس شرمندگی و خجالت حتي با كوچكترين اتفاق ناگواري به فعالیت می‌افتد و آن را بزرگنمايي كرده و خود را رنج مي‌دهم. امروز مهم‌ترين آموزش اصول برنامه روي خويشتن‌پذيري است. مي‌آموزم كه چگونه با خود به صورت محترمانه‌اي رفتار كنم. دوست داشتن خود، عاشق بودن به خود، بخشيدن خود كه من بيمارم و محتاج توجه خودم به خود هستم! امروز رضايت از خود ابزاري است، براي غلبه بر مظلوم‌نمايي و احساس تأسف به حال و گذشته‌ی خود، باعث ترس و استرسم از آینده می‌شد. زماني كه خداوند مرا به برنامه هدايت كرد و من متوجه شدم که مرا دوست دارد و من را بخشيده است، چرا بخشيدن خودم اينقدر برای خودم سخت شده است؟!<br />
دوستي با خود، دوستي با خداوند است!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">15 ‌آذر <br />
خودآزاري و خودزنی و انتقام گرفتن از خود يكي ديگر از شاخه‌هاي بيماري عادت‌های ناسالم دوران کودکی و وابستگي مي‌باشد، كه باعث مي‌شود با رنج كشيدن و رنج دادن خود و دیگران چنان لذتي ببريم، كه حتي با اين لذت زندگي مي‌كنيم. چون وقتی از دشمن انتقام می‌گیریم، به همان نسبت هم خوشحال می‌شویم. با خود فکر کرده و مي‌گويم: با آزردن دشمن خود از خودم انتقام مي‌گيرم، كه چرا من را در چنين منجلابي گرفتار كرده است! احساس شرمندگی و خجالت حتي با كوچكترين اتفاق ناگواري به فعالیت می‌افتد و آن را بزرگنمايي كرده و خود را رنج مي‌دهم. امروز مهم‌ترين آموزش اصول برنامه روي خويشتن‌پذيري است. مي‌آموزم كه چگونه با خود به صورت محترمانه‌اي رفتار كنم. دوست داشتن خود، عاشق بودن به خود، بخشيدن خود كه من بيمارم و محتاج توجه خودم به خود هستم! امروز رضايت از خود ابزاري است، براي غلبه بر مظلوم‌نمايي و احساس تأسف به حال و گذشته‌ی خود، باعث ترس و استرسم از آینده می‌شد. زماني كه خداوند مرا به برنامه هدايت كرد و من متوجه شدم که مرا دوست دارد و من را بخشيده است، چرا بخشيدن خودم اينقدر برای خودم سخت شده است؟!<br />
دوستي با خود، دوستي با خداوند است!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>