<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - دی]]></title>
		<link>https://forum.banianbehboodi.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - https://forum.banianbehboodi.ir]]></description>
		<pubDate>Thu, 01 Oct 2026 00:15:30 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[یکم دی-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4744</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 17:36:04 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4744</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">1 دي<br />
امروز مسئله‌ی تسليم شدن چه معنايي برايم دارد؟ زماني كه نااميد از حل مسائل و رفع مشكلات و ادامه زندگي هستم و در خودم توانايي حل و رفع مشكلات را ندارم، نااميدانه تسليم قضایا مي‌شدم. با خود مي‌گفتم من كسي را ندارم. كسي به فكر من نيست. كسي مرا درك نمي‌كند. من حامي و پشتیبان ندارم. كسي مرا دوست ندارد. ولي امروز تسليم شدن برای من معنايي وسيع‌تر از افكار بيمار گونه‌ام دارد. تسليم شدن مثل سپردن نتايج عملكردهايم كه هميشه مرا می‌ترساند و نااميد مي‌كرد و دست از خود خواهي و خودمحوری كشيدن است، از خودمحوري رها شدن و خدايي نكردن، در آرامش و صلح به سر بردن، آيا براي تغيير وضعيت هر چيز ابتدا با آن وضعيت روبه‌ رو مي‌شوم؟ امروز به خاطر داشتن حق انتخاب و تصمیم‌گیری هيچ‌گاه نااميدي، افسردگي و ترس و استرس را انتخاب نخواهم كرد. آيا به خاطر خواهم داشت كه وقتي با درهاي بسته روبه ‌رو مي‌شوم و خودم را ناتوان از باز كردن آن‌ها احساس مي‌كنم، در كمال فروتني در مقام خداوند زانو زده و مشكلات و اراده‌ام را به خداوند مهربان تسليم مي‌كنم؟ تسلیم شدن به اراده و قدرت خداوند، همیشه باعث پیروزی شده است.<br />
حق انتخاب دارم بهترين‌ها را انتخاب مي‌كنم!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">1 دي<br />
امروز مسئله‌ی تسليم شدن چه معنايي برايم دارد؟ زماني كه نااميد از حل مسائل و رفع مشكلات و ادامه زندگي هستم و در خودم توانايي حل و رفع مشكلات را ندارم، نااميدانه تسليم قضایا مي‌شدم. با خود مي‌گفتم من كسي را ندارم. كسي به فكر من نيست. كسي مرا درك نمي‌كند. من حامي و پشتیبان ندارم. كسي مرا دوست ندارد. ولي امروز تسليم شدن برای من معنايي وسيع‌تر از افكار بيمار گونه‌ام دارد. تسليم شدن مثل سپردن نتايج عملكردهايم كه هميشه مرا می‌ترساند و نااميد مي‌كرد و دست از خود خواهي و خودمحوری كشيدن است، از خودمحوري رها شدن و خدايي نكردن، در آرامش و صلح به سر بردن، آيا براي تغيير وضعيت هر چيز ابتدا با آن وضعيت روبه‌ رو مي‌شوم؟ امروز به خاطر داشتن حق انتخاب و تصمیم‌گیری هيچ‌گاه نااميدي، افسردگي و ترس و استرس را انتخاب نخواهم كرد. آيا به خاطر خواهم داشت كه وقتي با درهاي بسته روبه ‌رو مي‌شوم و خودم را ناتوان از باز كردن آن‌ها احساس مي‌كنم، در كمال فروتني در مقام خداوند زانو زده و مشكلات و اراده‌ام را به خداوند مهربان تسليم مي‌كنم؟ تسلیم شدن به اراده و قدرت خداوند، همیشه باعث پیروزی شده است.<br />
حق انتخاب دارم بهترين‌ها را انتخاب مي‌كنم!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[2 دی-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4743</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 17:35:25 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4743</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">2 دي<br />
امروز مثل دیروز حالم خوب است. دوست دارم كه هميشه اين‌طور باشم. آيا بهتر نيست با نوشتن ترازنامه درونی دلايل خوبي حالم را بدانم؟ چون مي‌خواهم با تكرار آن كارها هميشه حالم را خوب كنم. اين حق من به عنوان یک انسان است. شاید فردا از خودم بپرسم امروز حالم بد است! نمي‌دانم چرا و به چه علتی حالم خراب است. امروز انگاري از دنده‌ی چپ بلند شده‌ام. به راستي چرا گاهی این چنین حالتی پیدا می‌کنم؟ باز در اين حالت هم نوشتن ترازنامه‌ی روزانه پيشنهاد مي‌شود. با اینکار دلايل بدي حالم معلوم شده و سعي مي‌كنم از تكرار آن اعمال سرباز زنم . حتماً اگر به‌کسی هم صدمه زده‌ام، جبران خسارت کنم. تا دچار اين حالت‌ها نشوم. امروز مي‌دانم كه نتايج خوبي و بدي حالم بستگي به خودم دارد. اگر انتظاراتم برآورده نشوند حالم بد است، ولي اگر همه چيز سرجايش قرار داشته باشد حالم خوب است. آيا از خداوند براي برقراري ارتباط با گروه و ابزار خودیاری قدمها سپاسگزار هستم؟ آيا مي‌دانم اگر توقعات و انتظاراتم زياد نباشد و از داشته‌هایم راضی باشم زندگي به روال عادي پيش مي‌رود؟ آيا مي‌دانم وقتي به ديگران خدمتگزاري مي‌كنم, جوابش را در هم لحظه در حال خوبي من نشانداده شده است؟<br />
بيشتر از سهمت نخواه! ديگران هم حق دارند</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">2 دي<br />
امروز مثل دیروز حالم خوب است. دوست دارم كه هميشه اين‌طور باشم. آيا بهتر نيست با نوشتن ترازنامه درونی دلايل خوبي حالم را بدانم؟ چون مي‌خواهم با تكرار آن كارها هميشه حالم را خوب كنم. اين حق من به عنوان یک انسان است. شاید فردا از خودم بپرسم امروز حالم بد است! نمي‌دانم چرا و به چه علتی حالم خراب است. امروز انگاري از دنده‌ی چپ بلند شده‌ام. به راستي چرا گاهی این چنین حالتی پیدا می‌کنم؟ باز در اين حالت هم نوشتن ترازنامه‌ی روزانه پيشنهاد مي‌شود. با اینکار دلايل بدي حالم معلوم شده و سعي مي‌كنم از تكرار آن اعمال سرباز زنم . حتماً اگر به‌کسی هم صدمه زده‌ام، جبران خسارت کنم. تا دچار اين حالت‌ها نشوم. امروز مي‌دانم كه نتايج خوبي و بدي حالم بستگي به خودم دارد. اگر انتظاراتم برآورده نشوند حالم بد است، ولي اگر همه چيز سرجايش قرار داشته باشد حالم خوب است. آيا از خداوند براي برقراري ارتباط با گروه و ابزار خودیاری قدمها سپاسگزار هستم؟ آيا مي‌دانم اگر توقعات و انتظاراتم زياد نباشد و از داشته‌هایم راضی باشم زندگي به روال عادي پيش مي‌رود؟ آيا مي‌دانم وقتي به ديگران خدمتگزاري مي‌كنم, جوابش را در هم لحظه در حال خوبي من نشانداده شده است؟<br />
بيشتر از سهمت نخواه! ديگران هم حق دارند</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[3 دی-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4742</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 17:34:52 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4742</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">3 دي<br />
امروز وقتي دچار غم و افسردگي مي‌شوم، اصول برنامه هم‌كاري برایم انجام نمی‌دهد. یک روش برايم پيشنهاد مي‌شود. به یک بیمار بی‌اختیار رحم کنی خیلی بهتر است. با غم و افسردگی خودت را منزوي نكن، به جلسه برو و مشكلت را با مشاركت کردن بین گروه بگذار. شايد مشكلت رفع نشود، ولي بار سنگين آن به حداقل که تحمل کنم مي‌رسد. امروز با مشاركت کردن در گروه غم و رازي كه در درونم مخفي شده است، را با عشق و علاقه بين افراد گروه و خدای جلسه به آرامش خواهم رسيد. متوجه می‌شوم که برای خارج شدن از این وضعیت بهتر است به یک کسی کمک کنم. آيا وقتي كسي از دوستان دچار غم و افسردگي شد با عشق و همدردي او را حمايت مي‌كنم؟ آيا به همدردي فرصت شنیدن صحبت و درد و دلش را مي‌دهم؟ تا خودش را در محيطي صميمي و دوست داشتني در امنيت كامل تخليه كند. امروز مي‌دانم كه بهبودي من در گروه كمك به يك همدرد ديگر است، نياز دارم كه از تجربيات جديد آگاهي پيدا كنم. تازه واردين با يك دنيا نياز و خواسته به گروه مي‌آيند. آن‌ها با آمدنشان مي‌خواهند بدانند، كه چه چيزي باعث رهايي و آزادي من از هوای نفس و وابستگی و هم‌وابستگی‌هایم شده است. آموزش مهارت‌های زندگی چیزی است که بدنبالش هستم.<br />
در بيرون از گروه خبري نيست!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">3 دي<br />
امروز وقتي دچار غم و افسردگي مي‌شوم، اصول برنامه هم‌كاري برایم انجام نمی‌دهد. یک روش برايم پيشنهاد مي‌شود. به یک بیمار بی‌اختیار رحم کنی خیلی بهتر است. با غم و افسردگی خودت را منزوي نكن، به جلسه برو و مشكلت را با مشاركت کردن بین گروه بگذار. شايد مشكلت رفع نشود، ولي بار سنگين آن به حداقل که تحمل کنم مي‌رسد. امروز با مشاركت کردن در گروه غم و رازي كه در درونم مخفي شده است، را با عشق و علاقه بين افراد گروه و خدای جلسه به آرامش خواهم رسيد. متوجه می‌شوم که برای خارج شدن از این وضعیت بهتر است به یک کسی کمک کنم. آيا وقتي كسي از دوستان دچار غم و افسردگي شد با عشق و همدردي او را حمايت مي‌كنم؟ آيا به همدردي فرصت شنیدن صحبت و درد و دلش را مي‌دهم؟ تا خودش را در محيطي صميمي و دوست داشتني در امنيت كامل تخليه كند. امروز مي‌دانم كه بهبودي من در گروه كمك به يك همدرد ديگر است، نياز دارم كه از تجربيات جديد آگاهي پيدا كنم. تازه واردين با يك دنيا نياز و خواسته به گروه مي‌آيند. آن‌ها با آمدنشان مي‌خواهند بدانند، كه چه چيزي باعث رهايي و آزادي من از هوای نفس و وابستگی و هم‌وابستگی‌هایم شده است. آموزش مهارت‌های زندگی چیزی است که بدنبالش هستم.<br />
در بيرون از گروه خبري نيست!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[4 دی-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4741</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 17:34:15 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4741</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">4 دي<br />
آيا مي‌دانم كه عشق و دوست داشتن خود و درك ديگران تنها ابزار رهايي من از غم و افسردگي است؟ آيا مي‌دانم كه عشق را نباید در خودم حبس نکرده و بايد آن خرج دیگران كنم؟ آیا می‌دانم با نگهداري و زندانی کردن و تک‌خوری عشق ،آن را در درونم به تباهي و كينه و فساد تبديل مي‌كنم؟ امروز پي‌برده‌ام كه با دوست داشتن بيشتر خودم و ديگران بدون اين كه چشم داشت و انتظاري از آنها داشته باشم، از عشق و دوستي آن‌ها بهره بيشتري خواهم برد. آيا مي‌دانم با عشق ورزيدن به نزديكان و همسايگان آن‌ها را وادار به دوست داشتن هم دیگر مي‌كنم؟ امروز پي‌برده‌ام كه در مقابل دوستي و عشق با داشتن توقع و انتظار موجب از بين رفتن قداست عشق مي‌شود. من حقيقي وقتي پيدا مي‌شود كه در ديگران گم شده باشم. من نیاز به ارزشمندی و توجهات دارم و برای نیازم به همدردانم کمک می‌کنم و با اینکارم به منظورم می‌رسم و در کنار دوستان در برنامه‌ی خودیاری به خودم و کسانی که از من کمک می‌خواهم می‌رسم. امروز ديگران را به‌خاطر بیماری و هم‌دردی با خودم. بيشتر از قبل درك مي‌كنم. امروز من به خودم اجازه مي‌دهم كه من واقعی در این مسیر در جریان باشم و ناقل عشق و هدایای خداوند باشم، نه ذخيره کننده‌ی عشق و هدایای او.<br />
عشق اسير نمي‌شود، ايثار كردني است! </span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">4 دي<br />
آيا مي‌دانم كه عشق و دوست داشتن خود و درك ديگران تنها ابزار رهايي من از غم و افسردگي است؟ آيا مي‌دانم كه عشق را نباید در خودم حبس نکرده و بايد آن خرج دیگران كنم؟ آیا می‌دانم با نگهداري و زندانی کردن و تک‌خوری عشق ،آن را در درونم به تباهي و كينه و فساد تبديل مي‌كنم؟ امروز پي‌برده‌ام كه با دوست داشتن بيشتر خودم و ديگران بدون اين كه چشم داشت و انتظاري از آنها داشته باشم، از عشق و دوستي آن‌ها بهره بيشتري خواهم برد. آيا مي‌دانم با عشق ورزيدن به نزديكان و همسايگان آن‌ها را وادار به دوست داشتن هم دیگر مي‌كنم؟ امروز پي‌برده‌ام كه در مقابل دوستي و عشق با داشتن توقع و انتظار موجب از بين رفتن قداست عشق مي‌شود. من حقيقي وقتي پيدا مي‌شود كه در ديگران گم شده باشم. من نیاز به ارزشمندی و توجهات دارم و برای نیازم به همدردانم کمک می‌کنم و با اینکارم به منظورم می‌رسم و در کنار دوستان در برنامه‌ی خودیاری به خودم و کسانی که از من کمک می‌خواهم می‌رسم. امروز ديگران را به‌خاطر بیماری و هم‌دردی با خودم. بيشتر از قبل درك مي‌كنم. امروز من به خودم اجازه مي‌دهم كه من واقعی در این مسیر در جریان باشم و ناقل عشق و هدایای خداوند باشم، نه ذخيره کننده‌ی عشق و هدایای او.<br />
عشق اسير نمي‌شود، ايثار كردني است! </span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[5 دی-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4740</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 17:33:35 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4740</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">5 دي<br />
گاهي در اثر حركتي و يا ديدن صحنه‌اي که مرا به گذشته وصل می‌کند، در يك آن يك غم و درد كهنه و قديمي در وجودم شروع به خودنمايي و فعالیت مي‌كند، اين احساس امكان دارد از يك خلأ قديمي و يا آزار و محروميتي باشد که از دوران كودكي با خودم همراه دارم و يا در اثر مرگ عزيزي در من فعال شود. امروز اصول برنامه به من يادآوری مي‌کند، كه اين دردها و زخم‌هاي كهنه، به اندازه‌ی كافي قدرت دارند كه زندگي مرا تحت تأثير قرار دهند و زندگيم را به درد و تباهي كشند. امروز با شكرگزاري از خداوند متعال و مهربان نظم و كنترل بيشتري روي افكار و رفتار خودم داشته باشم. اصول خودیاری برنامه ابزارهاي مناسبي به ما جهت تنظیم اين افكار مي‌دهد. امروز توانايي دارم كه فكرم را در راه‌هاي بهتر و مفيدتري به كار گيرم. سعی دارم يك بار براي هميشه با نوشتن ترازنامه موشکافانه رنجش‌هايم را مقابل چشمانم ظاهر كرده و همه را به دور مي‌اندازم و کسانی را که به هر عنوان به من صدمه زده‌اند می‌بخشم. می‌دانم تنها با اين عمل از دردها و زخم‌هاي كهنه رها مي‌شوم. امروز با نگرش جديدي به دردها و غم‌هايم، حتي اگر بسيار بي‌اهميت باشند، احترام مي‌گذارم و با شكرگزاري از خداوند آن‌ها را رها مي‌كنم!<br />
از حمل بار اضافي گذشته دست بكش!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">5 دي<br />
گاهي در اثر حركتي و يا ديدن صحنه‌اي که مرا به گذشته وصل می‌کند، در يك آن يك غم و درد كهنه و قديمي در وجودم شروع به خودنمايي و فعالیت مي‌كند، اين احساس امكان دارد از يك خلأ قديمي و يا آزار و محروميتي باشد که از دوران كودكي با خودم همراه دارم و يا در اثر مرگ عزيزي در من فعال شود. امروز اصول برنامه به من يادآوری مي‌کند، كه اين دردها و زخم‌هاي كهنه، به اندازه‌ی كافي قدرت دارند كه زندگي مرا تحت تأثير قرار دهند و زندگيم را به درد و تباهي كشند. امروز با شكرگزاري از خداوند متعال و مهربان نظم و كنترل بيشتري روي افكار و رفتار خودم داشته باشم. اصول خودیاری برنامه ابزارهاي مناسبي به ما جهت تنظیم اين افكار مي‌دهد. امروز توانايي دارم كه فكرم را در راه‌هاي بهتر و مفيدتري به كار گيرم. سعی دارم يك بار براي هميشه با نوشتن ترازنامه موشکافانه رنجش‌هايم را مقابل چشمانم ظاهر كرده و همه را به دور مي‌اندازم و کسانی را که به هر عنوان به من صدمه زده‌اند می‌بخشم. می‌دانم تنها با اين عمل از دردها و زخم‌هاي كهنه رها مي‌شوم. امروز با نگرش جديدي به دردها و غم‌هايم، حتي اگر بسيار بي‌اهميت باشند، احترام مي‌گذارم و با شكرگزاري از خداوند آن‌ها را رها مي‌كنم!<br />
از حمل بار اضافي گذشته دست بكش!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[6 دی -روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4739</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 17:33:02 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4739</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">6 دي<br />
اغلب اين‌طور فكر مي‌كنيم كه ديگران مثل ما درد ندارند. دليل این فکر هر چه باشد مهم نيست، اين اهميت دارد كه درد خود زندگي است، زندگي بدون درد كشيدن معنا و مفهومي ندارد. چون انسان برای تغییر کردن و رُشد پیدا کردن خلق شده است و همیشه تغییر و رُشد دردناک خواهد بود. مگر نه اين كه متولد شدن و رُشد فیزیکی با درد همراه است. پس براي رُشد پیدا كردن درد بايد كشيد. مانند: راه رفتن درد دارد. كار كردن درد دارد. عشق ورزيدن درد دارد. از همه مهمتر تغيير كردن برای افراد وابسته درد دارد. مي‌گويند درد محك زدن به پيشرفت و تكامل و رُشد معنوي است. آيا درد وابستگي به اعتياد و ساير وابستگي‌ها مقدمه‌اي براي رهايي و آزادي ما نشد؟ امروز متوجه مي‌شويم افرادي كه در گروه در مسير بهبودي هستند، نيازي به دلسوزي و ترحم ندارند. آن‌ها مشغول خودسازي و تغييرات هستند. تنها كساني به دلسوزي نياز دارند كه راهي براي رهايي ندارند و از جمع ما دور هستند. آيا ارزش درد را درك كرده‌ام؟ آيا مي‌دانم دردهاي من سرمايه‌ی جاوداني من در مسير بهبودي و ضامن نگهداري من است؟ خداوندا: به خاطر دردها و كمبودهايم شكرگزاري مي‌كنم!<br />
درد هرچه‌قدر بزرگ باشد تحمل كردني است!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">6 دي<br />
اغلب اين‌طور فكر مي‌كنيم كه ديگران مثل ما درد ندارند. دليل این فکر هر چه باشد مهم نيست، اين اهميت دارد كه درد خود زندگي است، زندگي بدون درد كشيدن معنا و مفهومي ندارد. چون انسان برای تغییر کردن و رُشد پیدا کردن خلق شده است و همیشه تغییر و رُشد دردناک خواهد بود. مگر نه اين كه متولد شدن و رُشد فیزیکی با درد همراه است. پس براي رُشد پیدا كردن درد بايد كشيد. مانند: راه رفتن درد دارد. كار كردن درد دارد. عشق ورزيدن درد دارد. از همه مهمتر تغيير كردن برای افراد وابسته درد دارد. مي‌گويند درد محك زدن به پيشرفت و تكامل و رُشد معنوي است. آيا درد وابستگي به اعتياد و ساير وابستگي‌ها مقدمه‌اي براي رهايي و آزادي ما نشد؟ امروز متوجه مي‌شويم افرادي كه در گروه در مسير بهبودي هستند، نيازي به دلسوزي و ترحم ندارند. آن‌ها مشغول خودسازي و تغييرات هستند. تنها كساني به دلسوزي نياز دارند كه راهي براي رهايي ندارند و از جمع ما دور هستند. آيا ارزش درد را درك كرده‌ام؟ آيا مي‌دانم دردهاي من سرمايه‌ی جاوداني من در مسير بهبودي و ضامن نگهداري من است؟ خداوندا: به خاطر دردها و كمبودهايم شكرگزاري مي‌كنم!<br />
درد هرچه‌قدر بزرگ باشد تحمل كردني است!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[7 دی-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4738</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 17:32:18 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4738</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">7 دي<br />
كساني هستند كه وابستگي شدیدی به ماديات دارند. مثل وابستگي به لوازم شخصی مانند: ماشين، خانه، موبايل، لباس شيك، مال و منال و ثروت، دندان طلا، شغل و هم‌وابستگی به زن و بچه و افراد خانواده و ... اين را متذكر می‌شوم كه داشتن و در کنار اين‌ها زندگی کردن اصلاً بد نيست و كسي هم منكر آن‌ها نمي‌شود. اين را مي‌گوييم كه همه اين‌ها فنا شدني هستند. دزديده مي‌شوند، كم و كسر مي‌شوند، پير و فرتوت و مرگ و مير دارند، حتي در بعضي شرايط موجب دردسرهایی نیز مي‌شوند. امروز چيزي دارم كه با ثروت‌هاي جهان هستي نمي‌شود آن را خريد. از بين نمي‌رود و هرگز دردسري هم ايجاد نمي‌كند، بله باعث فخر و مباهات و آرامش درونی هم می‌شود. آيا هنوز هم مثل زمان وابستگي داشته‌هايت چند رفیق بند کیف و یا مگسان دور شیرینی و حساب بانكي چند رقمي است؟ ثروت و داشته‌های معنوي حضور خداوند در زندگي سرد و مرگبار وابستگي است. داشته‌اي كه هرگز كم نمي‌شود. احساس و درک و شأن دارد و مرا دوست دارد و به من عشق مي‌ورزد و ارزش می‌گذارد. خداوندا: تو را دوست دارم و در حضور پرمهرت سعادتمندانه زندگي مي‌كنم.<br />
خوش آن دردي كه درمانش تو باشي!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">7 دي<br />
كساني هستند كه وابستگي شدیدی به ماديات دارند. مثل وابستگي به لوازم شخصی مانند: ماشين، خانه، موبايل، لباس شيك، مال و منال و ثروت، دندان طلا، شغل و هم‌وابستگی به زن و بچه و افراد خانواده و ... اين را متذكر می‌شوم كه داشتن و در کنار اين‌ها زندگی کردن اصلاً بد نيست و كسي هم منكر آن‌ها نمي‌شود. اين را مي‌گوييم كه همه اين‌ها فنا شدني هستند. دزديده مي‌شوند، كم و كسر مي‌شوند، پير و فرتوت و مرگ و مير دارند، حتي در بعضي شرايط موجب دردسرهایی نیز مي‌شوند. امروز چيزي دارم كه با ثروت‌هاي جهان هستي نمي‌شود آن را خريد. از بين نمي‌رود و هرگز دردسري هم ايجاد نمي‌كند، بله باعث فخر و مباهات و آرامش درونی هم می‌شود. آيا هنوز هم مثل زمان وابستگي داشته‌هايت چند رفیق بند کیف و یا مگسان دور شیرینی و حساب بانكي چند رقمي است؟ ثروت و داشته‌های معنوي حضور خداوند در زندگي سرد و مرگبار وابستگي است. داشته‌اي كه هرگز كم نمي‌شود. احساس و درک و شأن دارد و مرا دوست دارد و به من عشق مي‌ورزد و ارزش می‌گذارد. خداوندا: تو را دوست دارم و در حضور پرمهرت سعادتمندانه زندگي مي‌كنم.<br />
خوش آن دردي كه درمانش تو باشي!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[8 دی-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4737</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 17:31:39 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4737</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">8 دي<br />
فرار و گريز از مسائل و مشكلات و دردها و پشت گوش انداختن آنها، ابزار گذشته در دوران وابستگي‌هايم موجودي از من ساخت به نام معتاد، بیماری وابسته به تأييد ديگران، وابسته به افكار و رفتارهای بيمارگونه و ... وقتي وارد گروه رهایی از وابستگی‌ها و هم‌وابستگی‌ها شدم، حرف‌هايي از دهان اعضای قدیمی مي‌شنيدم، كه باعث بهت و حيرتم مي‌شد. در گروه خودیاری با كساني آشنا شدم كه از عمق جهنم و فلاكت و بدبختي سر برآورده و در كمال فروتني و تواضع به انسان‌هاي شريف و فداكار و خدمتگزاری قانع تبديل شده‌اند. امروز دوستان گروه وابسته‌ام تلاش صميمانه‌اي حتي تا مرز شايستگي‌هايشان به دوستان و من كمك مي‌كنند. سادگي و افتادگي از خصوصيات بارز اين انسان‌هاي شريف مي‌باشد. آيا من هم به شايستگي‌هاي خودم توجه مي‌كنم؟ پروردگارا: مرا ياري كن تا در كمال فروتني جايگاه واقعي خود را در رابطه با دوستان قديمي و تازه وارد پيدا كنم. خداوندا: کمک کن تا فردی مفید و قابل پذیرش در این اجتماع باشم. امروز فروتني و تواضع حلقه‌ی پيوند من به دوستان و ساير انسان‌ها مي‌باشد. خداوندا: تو را به خاطر همه چيزهایی که به من عطا فرمودی سپاسگزارم.<br />
كمك كنيد تا بدانم<br />
<br />
چگونه موجودي هستم!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">8 دي<br />
فرار و گريز از مسائل و مشكلات و دردها و پشت گوش انداختن آنها، ابزار گذشته در دوران وابستگي‌هايم موجودي از من ساخت به نام معتاد، بیماری وابسته به تأييد ديگران، وابسته به افكار و رفتارهای بيمارگونه و ... وقتي وارد گروه رهایی از وابستگی‌ها و هم‌وابستگی‌ها شدم، حرف‌هايي از دهان اعضای قدیمی مي‌شنيدم، كه باعث بهت و حيرتم مي‌شد. در گروه خودیاری با كساني آشنا شدم كه از عمق جهنم و فلاكت و بدبختي سر برآورده و در كمال فروتني و تواضع به انسان‌هاي شريف و فداكار و خدمتگزاری قانع تبديل شده‌اند. امروز دوستان گروه وابسته‌ام تلاش صميمانه‌اي حتي تا مرز شايستگي‌هايشان به دوستان و من كمك مي‌كنند. سادگي و افتادگي از خصوصيات بارز اين انسان‌هاي شريف مي‌باشد. آيا من هم به شايستگي‌هاي خودم توجه مي‌كنم؟ پروردگارا: مرا ياري كن تا در كمال فروتني جايگاه واقعي خود را در رابطه با دوستان قديمي و تازه وارد پيدا كنم. خداوندا: کمک کن تا فردی مفید و قابل پذیرش در این اجتماع باشم. امروز فروتني و تواضع حلقه‌ی پيوند من به دوستان و ساير انسان‌ها مي‌باشد. خداوندا: تو را به خاطر همه چيزهایی که به من عطا فرمودی سپاسگزارم.<br />
كمك كنيد تا بدانم<br />
<br />
چگونه موجودي هستم!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[9 دی-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4736</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 17:30:30 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4736</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">9 دي<br />
درد عاطفي نشأت گرفته از كمبودهای عاطفی و خلأهای دوران کودکی است و يا علت درد وجدان داشتن نواقص شخصيتي و يا کهبودهای اخلاقي مي‌باشد. براي رفع آن نياز به تغييرات شخصیتی و رُشد هویتی و اخلاقی است. هر چند كسي تمايل ندارد درد بكشد، ولي درد كشيدن در مرحله‌ی خودسازی و خودشناسی يك نعمت است. امروز وقتي بدون ترس با دردهايم روبه رو مي‌شوم، قادر هستم آن را شناسایی و پيدا كرده و براي رسیدن به آرامش درونی، در صدد پيدا كردن راهي هستم كه دردهایم را آرام‌تر كنم. امروز توانايي دارم به لطف خداوند درد فيزيكي و عاطفي خودم را تحمل كنم و براي برطرف شدن آن‌ها با دعا کردن از خداوند كمك بخواهم. آيا هنوز هم به دنبال مسكنی براي آرام كردن دردهايم هستم؟ امروز حساسيت‌هايم را كمتر کرده و به درد به صورت يك واقعيت مسلم نگاه مي‌كنم. زندگي بدون درد نياز به آرامش و تسکین ندارد. شکم سیر هم نیاز به غذا ندارد. كساني نياز به آرامش و تسکین دارند كه در زندگي‌شان درد كشيده و نتيجه‌ی آن را امروز احساس مي‌كنند. امروز از درگاه خداوند ملتمسانه تقاضا دارم كه بتوانم توانايي‌هايم را بيشتر روي دعا و مراقبه قرار دهم.<br />
زندگي بدون درد، خواب بدون بيداري است!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">9 دي<br />
درد عاطفي نشأت گرفته از كمبودهای عاطفی و خلأهای دوران کودکی است و يا علت درد وجدان داشتن نواقص شخصيتي و يا کهبودهای اخلاقي مي‌باشد. براي رفع آن نياز به تغييرات شخصیتی و رُشد هویتی و اخلاقی است. هر چند كسي تمايل ندارد درد بكشد، ولي درد كشيدن در مرحله‌ی خودسازی و خودشناسی يك نعمت است. امروز وقتي بدون ترس با دردهايم روبه رو مي‌شوم، قادر هستم آن را شناسایی و پيدا كرده و براي رسیدن به آرامش درونی، در صدد پيدا كردن راهي هستم كه دردهایم را آرام‌تر كنم. امروز توانايي دارم به لطف خداوند درد فيزيكي و عاطفي خودم را تحمل كنم و براي برطرف شدن آن‌ها با دعا کردن از خداوند كمك بخواهم. آيا هنوز هم به دنبال مسكنی براي آرام كردن دردهايم هستم؟ امروز حساسيت‌هايم را كمتر کرده و به درد به صورت يك واقعيت مسلم نگاه مي‌كنم. زندگي بدون درد نياز به آرامش و تسکین ندارد. شکم سیر هم نیاز به غذا ندارد. كساني نياز به آرامش و تسکین دارند كه در زندگي‌شان درد كشيده و نتيجه‌ی آن را امروز احساس مي‌كنند. امروز از درگاه خداوند ملتمسانه تقاضا دارم كه بتوانم توانايي‌هايم را بيشتر روي دعا و مراقبه قرار دهم.<br />
زندگي بدون درد، خواب بدون بيداري است!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[10 دی-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4735</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 17:29:56 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4735</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">10 دي<br />
انجمن ما مدرسه بزرگي است که با داشتن اصول خودیاری با کمک کارکرد قدمها تشکیل شده است و همه‌ی ما عادتی‌ها، وابستگان و هم‌وابستگان در اين مدرسه با قصد و نيت كمك به خود و يكديگر در محيطي آرام و امن و با قلبي آكنده از عشق و دوست داشتن در صلح و آرامش به رُشد و تغييرات هم كمك مي‌كنيم. امروز از شرايط دردناك و حل مسائل و رفع مشکلات تجربه كسب مي‌كنم و اتفاقات قشنگ را هديه‌اي از طرف خداوند مي‌پذيرم. جهت هرآنچه که خداوند به ما ارزانی داده است شكرگزاري مي‌كنم. امروز اتفاقات در زندگيم بدون توجه به ماهيت آن باعث مي‌شود، تا با كمك دوستان در گروه تجربيات مهم‌تری را كسب كنم. امروز درد و شادماني، حال خوبي و حال بدي را دوست دارم، حتي مسئله‌ی وابستگي‌هاي من مهمترين قسمتش باعث گردید که اتصال من به گروه و آشنايي من با خداوند عاشق و دوست داشتني محکم‌تر ‌باشد. نزديكي من به خداوند، باعث گردید که به خودم برسم و بيماري من باعث گردید که به همه چیزهایی برسم که حتی به آنها فکر نمی‌کردم. اکنون سرمايه‌ی من وجود بيماري وابستگی و دردهايم و خداوند مهربان هستند. در حقیقت شناختن خود در این کارکردها اصل چیزی است که به دست می‌آید.<br />
من هيچ چيز از دست نداده‌ام!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">10 دي<br />
انجمن ما مدرسه بزرگي است که با داشتن اصول خودیاری با کمک کارکرد قدمها تشکیل شده است و همه‌ی ما عادتی‌ها، وابستگان و هم‌وابستگان در اين مدرسه با قصد و نيت كمك به خود و يكديگر در محيطي آرام و امن و با قلبي آكنده از عشق و دوست داشتن در صلح و آرامش به رُشد و تغييرات هم كمك مي‌كنيم. امروز از شرايط دردناك و حل مسائل و رفع مشکلات تجربه كسب مي‌كنم و اتفاقات قشنگ را هديه‌اي از طرف خداوند مي‌پذيرم. جهت هرآنچه که خداوند به ما ارزانی داده است شكرگزاري مي‌كنم. امروز اتفاقات در زندگيم بدون توجه به ماهيت آن باعث مي‌شود، تا با كمك دوستان در گروه تجربيات مهم‌تری را كسب كنم. امروز درد و شادماني، حال خوبي و حال بدي را دوست دارم، حتي مسئله‌ی وابستگي‌هاي من مهمترين قسمتش باعث گردید که اتصال من به گروه و آشنايي من با خداوند عاشق و دوست داشتني محکم‌تر ‌باشد. نزديكي من به خداوند، باعث گردید که به خودم برسم و بيماري من باعث گردید که به همه چیزهایی برسم که حتی به آنها فکر نمی‌کردم. اکنون سرمايه‌ی من وجود بيماري وابستگی و دردهايم و خداوند مهربان هستند. در حقیقت شناختن خود در این کارکردها اصل چیزی است که به دست می‌آید.<br />
من هيچ چيز از دست نداده‌ام!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[11 دی-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4734</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 17:29:11 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4734</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">11 دي<br />
من در مقابل رنج‌هایي كه برده‌ام، پاداش بهبودي و آرامشم را گرفته‌ام. امروز موجودیتم در گروه فقط مشكل بيماريم مي‌باشد. با همين بيماري تجربيات و چيزهايي به دست آورده‌ام كه از حد و انتظارم خارج است. امروز نگران چيزي نيستم. از ترس‌هايم مضطرب نشده و از آنها فرار نمي‌كنم. امروز اشتباهاتم را مي‌پذيرم و سعي مي‌كنم آن‌ها را جبران كنم. امروز با بهره‌ گرفتن از اصول خودیاری و آرامش درونم، مي‌آموزم كه چگونه با زندگي کنار آمده و با مشكلات روبه رو شوم. امروز طریقه‌ی ارتباط گذاشتن با خود و دیگران را آموخته‌ام و اینکار را بدون سوءاستفاده کردن و شدن انجام می‌دهم. امروز آموختن مهارت‌های زندگی یکی از مهمترین نیازهای شخصی من شده است، من با آموختن این مهارت‌ها توانایی روبه رو شدن با واقعیت‌های زندگی را پیدا کرده‌ام. من از خداوند به‌خاطر داشتن این همه نعمت و سعادت سپاسگزارم. خداوندا: به من بفهمان بدون تو چی خواهم شد، نشانم نده. من سال‌ها در کوره‌راه زندگی گمشده و هرگز نتوانسته‌ بودم راه نجاتی پیدا کنم. امروز برای شکرگزاری انگیزه‌های زیادی دارم. برگ برنده‌ی من در این راستا بیماری و عجز من و خدای مهربان برای گرداندن زندگی است.<br />
دعا کردن و خواستن حق ماست!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">11 دي<br />
من در مقابل رنج‌هایي كه برده‌ام، پاداش بهبودي و آرامشم را گرفته‌ام. امروز موجودیتم در گروه فقط مشكل بيماريم مي‌باشد. با همين بيماري تجربيات و چيزهايي به دست آورده‌ام كه از حد و انتظارم خارج است. امروز نگران چيزي نيستم. از ترس‌هايم مضطرب نشده و از آنها فرار نمي‌كنم. امروز اشتباهاتم را مي‌پذيرم و سعي مي‌كنم آن‌ها را جبران كنم. امروز با بهره‌ گرفتن از اصول خودیاری و آرامش درونم، مي‌آموزم كه چگونه با زندگي کنار آمده و با مشكلات روبه رو شوم. امروز طریقه‌ی ارتباط گذاشتن با خود و دیگران را آموخته‌ام و اینکار را بدون سوءاستفاده کردن و شدن انجام می‌دهم. امروز آموختن مهارت‌های زندگی یکی از مهمترین نیازهای شخصی من شده است، من با آموختن این مهارت‌ها توانایی روبه رو شدن با واقعیت‌های زندگی را پیدا کرده‌ام. من از خداوند به‌خاطر داشتن این همه نعمت و سعادت سپاسگزارم. خداوندا: به من بفهمان بدون تو چی خواهم شد، نشانم نده. من سال‌ها در کوره‌راه زندگی گمشده و هرگز نتوانسته‌ بودم راه نجاتی پیدا کنم. امروز برای شکرگزاری انگیزه‌های زیادی دارم. برگ برنده‌ی من در این راستا بیماری و عجز من و خدای مهربان برای گرداندن زندگی است.<br />
دعا کردن و خواستن حق ماست!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[12 دی-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4733</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 17:28:31 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4733</guid>
			<description><![CDATA[12<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"> دي<br />
امروز در دعاي سحرم در مقام خالقم زانو زده و از او به خاطر زنده ماندنم سپاسگزاري مي‌كنم، او را سپاس می‌گویم كه مرا با فشارهای بیماریم تنها نمي‌گذارد. با فروتني از او مي‌خواهم كه مرا در رفع نواقصم ياري دهد. از او تقاضا مر‌کنم که مرا با فضیلت‌های خودم آشنا کند و به من جرأت جایگزینی فضیلت‌هایم را با نواقصم بدهد. می‌دانم تنها کسی که توانایی کمک به من را دارد خداوند مهربان است. در مقابلش سجده کرده می‌گویم، عزيزا: آن چه تو هستي من نيستم. تو قوي و با صلابت هستي، ولي من ضعيف و كوچك. تو خداي آسمان و زميني و من قطره‌اي از اقيانوس و یک بشر هستم. تو بي‌عيب و سالمي و من پُرنقص و بيمار و عاجز از گرداندن زندگی. تو ياري رسان به دردمندان و من هستی، من مددجو و دردمند، به دنبال تسکین. تو مي‌داني و می‌توانی چه بكني و من نمي‌دانم و نمی‌توانم و نمی‌فهمم. تو خواهان و مشتاق مني و من نيازمند به تو. تو پُر مهر و عاشق، من ناتوان ولي مدعی عاشق و وابسته به تو. عزيزا: بي‌تو درد هجران و ترسي دارم كه مپرس. محبوبم، دل بي‌قرار است و وصف وصلت دل و دين مرا برده، تو در منی و من در تو. تو پاکی‌و من ناپاک و آلوده، تو بی‌نیازی و من دنیای نیازم من به تو محتاجم و تو بی‌نیاز<br />
عزيزم، من تو را دارم تو چه كسي را داري؟</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[12<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"> دي<br />
امروز در دعاي سحرم در مقام خالقم زانو زده و از او به خاطر زنده ماندنم سپاسگزاري مي‌كنم، او را سپاس می‌گویم كه مرا با فشارهای بیماریم تنها نمي‌گذارد. با فروتني از او مي‌خواهم كه مرا در رفع نواقصم ياري دهد. از او تقاضا مر‌کنم که مرا با فضیلت‌های خودم آشنا کند و به من جرأت جایگزینی فضیلت‌هایم را با نواقصم بدهد. می‌دانم تنها کسی که توانایی کمک به من را دارد خداوند مهربان است. در مقابلش سجده کرده می‌گویم، عزيزا: آن چه تو هستي من نيستم. تو قوي و با صلابت هستي، ولي من ضعيف و كوچك. تو خداي آسمان و زميني و من قطره‌اي از اقيانوس و یک بشر هستم. تو بي‌عيب و سالمي و من پُرنقص و بيمار و عاجز از گرداندن زندگی. تو ياري رسان به دردمندان و من هستی، من مددجو و دردمند، به دنبال تسکین. تو مي‌داني و می‌توانی چه بكني و من نمي‌دانم و نمی‌توانم و نمی‌فهمم. تو خواهان و مشتاق مني و من نيازمند به تو. تو پُر مهر و عاشق، من ناتوان ولي مدعی عاشق و وابسته به تو. عزيزا: بي‌تو درد هجران و ترسي دارم كه مپرس. محبوبم، دل بي‌قرار است و وصف وصلت دل و دين مرا برده، تو در منی و من در تو. تو پاکی‌و من ناپاک و آلوده، تو بی‌نیازی و من دنیای نیازم من به تو محتاجم و تو بی‌نیاز<br />
عزيزم، من تو را دارم تو چه كسي را داري؟</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[13 دی-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4732</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 17:27:53 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4732</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">13 دي<br />
امروز با دیدن و لیست کردن نواقص و کمبودهایم کاملاً درك كرده‌ام، كه اعتماد و ايمان به قدرت وابستگي‌هاي كاذب و ناسالم هيچ‌گونه موفقيتي براي من كسب نكردند. امروز توانايي و قدرت دارم كه فقط براي يك شب و روز حق انتخاب داشته باشم و این حق به من داده شده است. اين را هم مي‌دانم كه با كسب اين توانايي توقع حل مسائل و رفع مشكلات را به تنهایی نخواهم داشت. توانايي و پيروزي من در مقابل رفع مشكلات و حل مسائل روزمره، یا پذيرش عدم توانایی من در جهت رفع آن مشكلات و حل مسائل است و قدرت و توانایي كه مرا براي رفع حل آنها ياري مي‌دهد. امروز اگر تصمیم بگیرم تا زندگيم را به قدرت مافوق قدرت‌ها بسپارم، بيشترين قسمت ترس از رفع مشكلات و حل مسائل زندگيم كه استرس و نااميدي و بلاتكليفي در من است، از بين خواهد رفت. امروز براي كسب شهامت برای تصمیم‌گیری دعا مي‌كنم، تا خداوند مرا ياري دهد که در مقابل فشارهای نگراني‌ها و اضطراب‌ها قدرت چاره‌انديشي داشته باشم. امروز با باور و شهامت گرفتن جهت تغيير دادن و رُشد پیدا کردن خودم را امتحان خواهم كرد. من کلید فقط برای امروزم را دارم و خداوند را شکرگزارم.<br />
يك روز پاك، يك روز موفق!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">13 دي<br />
امروز با دیدن و لیست کردن نواقص و کمبودهایم کاملاً درك كرده‌ام، كه اعتماد و ايمان به قدرت وابستگي‌هاي كاذب و ناسالم هيچ‌گونه موفقيتي براي من كسب نكردند. امروز توانايي و قدرت دارم كه فقط براي يك شب و روز حق انتخاب داشته باشم و این حق به من داده شده است. اين را هم مي‌دانم كه با كسب اين توانايي توقع حل مسائل و رفع مشكلات را به تنهایی نخواهم داشت. توانايي و پيروزي من در مقابل رفع مشكلات و حل مسائل روزمره، یا پذيرش عدم توانایی من در جهت رفع آن مشكلات و حل مسائل است و قدرت و توانایي كه مرا براي رفع حل آنها ياري مي‌دهد. امروز اگر تصمیم بگیرم تا زندگيم را به قدرت مافوق قدرت‌ها بسپارم، بيشترين قسمت ترس از رفع مشكلات و حل مسائل زندگيم كه استرس و نااميدي و بلاتكليفي در من است، از بين خواهد رفت. امروز براي كسب شهامت برای تصمیم‌گیری دعا مي‌كنم، تا خداوند مرا ياري دهد که در مقابل فشارهای نگراني‌ها و اضطراب‌ها قدرت چاره‌انديشي داشته باشم. امروز با باور و شهامت گرفتن جهت تغيير دادن و رُشد پیدا کردن خودم را امتحان خواهم كرد. من کلید فقط برای امروزم را دارم و خداوند را شکرگزارم.<br />
يك روز پاك، يك روز موفق!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[14 دی-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4731</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 17:27:03 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4731</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">14 دي<br />
آيا می‌دانم چه اتفاقات فوق‌العاده‌اي در زندگيم روي داده است؟ امروز ابزارهاي مختلفي از طرف اصول خودیاری در قدمها به من پيشنهاد شده است. يكي از اين ابزار دعا و مراقبه كردن است. ابزاري كه در زندگي گذشته‌ام توانايي استفاده از آن را به دلايل مختلف نداشتم. امروز قدرت من از دعاكردن باعث مي‌شود تا ترس و خشم كمتر و با مراقبه کردن آرامش و ايمان بيشتری نصیبم شود و قدرت پذيرش و دوست داشتن خود و ديگران را در هر روز تمرين كنم. امروز قدرت عشق و دوست داشتن و دوست‌داشتنی بودن را در خودم احساس مي‌كنم. كسي در وجودم قرار دارد كه مرا در مسير بهبودي از درگيري و تشنج و خودآزاري منع مي‌كند. آيا با دعا و مراقبه كردن توانايي سروسامان دادن به زندگي آشفته‌ام را دارم؟ امروز بدون ترسیدن و ترساندن از وجود مشكلات و يا مسائل مختلف و یا از دست دادن عزيزي و يا هر مورد ناراحت كننده ديگري به زندگيم ادامه خواهم داد. امروز بدون ترسیدن و بدون ترساندن خودم و یا کسی، با دوست داشتن و عشق ورزیدن به خود و دیگران امنیت و صلح واقعی را تجربه خواهم كرد. خداوند خواهان خير و حافظ من است و بیماری من به فکر نابودی من است و من برای این فکرم خداوند را دارم.<br />
دعا و مراقبه کن، او را درك خواهي كرد!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">14 دي<br />
آيا می‌دانم چه اتفاقات فوق‌العاده‌اي در زندگيم روي داده است؟ امروز ابزارهاي مختلفي از طرف اصول خودیاری در قدمها به من پيشنهاد شده است. يكي از اين ابزار دعا و مراقبه كردن است. ابزاري كه در زندگي گذشته‌ام توانايي استفاده از آن را به دلايل مختلف نداشتم. امروز قدرت من از دعاكردن باعث مي‌شود تا ترس و خشم كمتر و با مراقبه کردن آرامش و ايمان بيشتری نصیبم شود و قدرت پذيرش و دوست داشتن خود و ديگران را در هر روز تمرين كنم. امروز قدرت عشق و دوست داشتن و دوست‌داشتنی بودن را در خودم احساس مي‌كنم. كسي در وجودم قرار دارد كه مرا در مسير بهبودي از درگيري و تشنج و خودآزاري منع مي‌كند. آيا با دعا و مراقبه كردن توانايي سروسامان دادن به زندگي آشفته‌ام را دارم؟ امروز بدون ترسیدن و ترساندن از وجود مشكلات و يا مسائل مختلف و یا از دست دادن عزيزي و يا هر مورد ناراحت كننده ديگري به زندگيم ادامه خواهم داد. امروز بدون ترسیدن و بدون ترساندن خودم و یا کسی، با دوست داشتن و عشق ورزیدن به خود و دیگران امنیت و صلح واقعی را تجربه خواهم كرد. خداوند خواهان خير و حافظ من است و بیماری من به فکر نابودی من است و من برای این فکرم خداوند را دارم.<br />
دعا و مراقبه کن، او را درك خواهي كرد!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[15 دی-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4730</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 17:26:24 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=8">NASIB</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4730</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">15 دي<br />
امروز برای من معناي شهامت والاتر از جنگیدن و دعوا و خيره‌سري کردن است. در زندگي آشفته گذشته‌ام شهامت فقط هماني بود كه فقط در درگیری‌ها و دخالت‌های بی‌مورد در زندگی دیگران شده بود. امّا امروز با معنی پرهيز از مصرف نيكوتين، مواد مخدر، الكل و قرص‌های محرک و يا هرگونه از افکار و رفتارهاي ناسالم و بيمارگونه مي‌باشد. شهامت در پذیرش خود و دیگران و دنیای اطراف و در خدمتگزاري بدون قید و شرط به همدردان، دوست داشتن همه‌ی مخلوقات خداوند است. امروز دعاي آرامش و مراقبه کردن تكليف مرا با خود و محيط اطرافم روشن كرده است. امروز دستانم را در دست خداوند و هم‌دردان قرار داده و بدون ترس به زندگي‌ام ادامه خواهم داد. بدون ترسیدن و ترساندن از تنهايي و دیگران با احساس درك نشدن يا كمبودهایی كه مرا دچار آشفتگي و نااميدي مي‌كردند. با تكيه كردن به قدرت خداوند و دريافت هديه امروزم از او مسائل روزمره‌ام را حل و مشکلاتم را رفع خواهم كرد. امروز سعی دارم مثلث معنوی را رعایت و اجرا کنم، بهبودی، کار و خانواده. آيا هنوز هم به خاطر مي‌آورم، که ترس‌هاي گذشته چه تأثيري منفی‌ای بر اداره کردن زندگيم مي‌گذاشت؟<br />
شهامت هر روزه براي همان روز داده مي‌شود!</span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">15 دي<br />
امروز برای من معناي شهامت والاتر از جنگیدن و دعوا و خيره‌سري کردن است. در زندگي آشفته گذشته‌ام شهامت فقط هماني بود كه فقط در درگیری‌ها و دخالت‌های بی‌مورد در زندگی دیگران شده بود. امّا امروز با معنی پرهيز از مصرف نيكوتين، مواد مخدر، الكل و قرص‌های محرک و يا هرگونه از افکار و رفتارهاي ناسالم و بيمارگونه مي‌باشد. شهامت در پذیرش خود و دیگران و دنیای اطراف و در خدمتگزاري بدون قید و شرط به همدردان، دوست داشتن همه‌ی مخلوقات خداوند است. امروز دعاي آرامش و مراقبه کردن تكليف مرا با خود و محيط اطرافم روشن كرده است. امروز دستانم را در دست خداوند و هم‌دردان قرار داده و بدون ترس به زندگي‌ام ادامه خواهم داد. بدون ترسیدن و ترساندن از تنهايي و دیگران با احساس درك نشدن يا كمبودهایی كه مرا دچار آشفتگي و نااميدي مي‌كردند. با تكيه كردن به قدرت خداوند و دريافت هديه امروزم از او مسائل روزمره‌ام را حل و مشکلاتم را رفع خواهم كرد. امروز سعی دارم مثلث معنوی را رعایت و اجرا کنم، بهبودی، کار و خانواده. آيا هنوز هم به خاطر مي‌آورم، که ترس‌هاي گذشته چه تأثيري منفی‌ای بر اداره کردن زندگيم مي‌گذاشت؟<br />
شهامت هر روزه براي همان روز داده مي‌شود!</span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>