<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - اسفند]]></title>
		<link>https://forum.banianbehboodi.ir/</link>
		<description><![CDATA[انجمن بانیان بهبودی - https://forum.banianbehboodi.ir]]></description>
		<pubDate>Thu, 01 Oct 2026 15:04:23 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[1 اسفند - روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4714</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 17:00:43 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4714</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">1 اسفند<br />
وقتي از جايگزيني دل‌چسب برنامه و دوستي افراد گروه به جاي بيماري مخرب و دردناك وابستگي بهره مي‌گيريم. احساس دلنشين رهايي و <span style="font-family: Arial;" class="mycode_font">آزادي </span>به ما و يك روش زندگي در امنيت كامل عاطفی را هديه مي‌دهد. احساس مي‌كنيم كه به جاي سرماي فلج کننده‌ی رنجش و نفرت و انتقام، گرمي محبت و عشق، يخ‌ قلب‌مان را ذوب مي‌كند. امروز آمادگي دارم با دوست داشتن خود و ديگران عشق حقيقي را تجربه كنم. به آنها اهميت دهم و بدانم كه آنها حق حيات دارند. اوّلين شرط عشق و محبت کردن به ديگران اين است، كه اجازه دهم آنها كاملاً آزاد و راحت باشند و هيچ تلاشي در جهت تغيير و كنترل و سرپرستی آنها نكنم. آيا مي‌دانم كه اصول برنامه مبتني بر وابستگي به خداوند و دوست داشتن بندگان او مي‌باشد؟ آيا مي‌توانم ديگران را به خاطر هر آنچه كه هستند دوست داشته باشم؟ امروز مي‌توانم ديگران را به خاطر خصوصيات خاص خودشان دوست داشته باشم و به دور از خودخواهي‌هايم صرفاً به خاطر وجود خودشان دوست‌شان داشته باشم. چون خودم دوست‌داشتنی هستم و خداوند ارزشم را به من داده است.<br />
عشق بندي نيست كه اسير كند!</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">1 اسفند<br />
وقتي از جايگزيني دل‌چسب برنامه و دوستي افراد گروه به جاي بيماري مخرب و دردناك وابستگي بهره مي‌گيريم. احساس دلنشين رهايي و <span style="font-family: Arial;" class="mycode_font">آزادي </span>به ما و يك روش زندگي در امنيت كامل عاطفی را هديه مي‌دهد. احساس مي‌كنيم كه به جاي سرماي فلج کننده‌ی رنجش و نفرت و انتقام، گرمي محبت و عشق، يخ‌ قلب‌مان را ذوب مي‌كند. امروز آمادگي دارم با دوست داشتن خود و ديگران عشق حقيقي را تجربه كنم. به آنها اهميت دهم و بدانم كه آنها حق حيات دارند. اوّلين شرط عشق و محبت کردن به ديگران اين است، كه اجازه دهم آنها كاملاً آزاد و راحت باشند و هيچ تلاشي در جهت تغيير و كنترل و سرپرستی آنها نكنم. آيا مي‌دانم كه اصول برنامه مبتني بر وابستگي به خداوند و دوست داشتن بندگان او مي‌باشد؟ آيا مي‌توانم ديگران را به خاطر هر آنچه كه هستند دوست داشته باشم؟ امروز مي‌توانم ديگران را به خاطر خصوصيات خاص خودشان دوست داشته باشم و به دور از خودخواهي‌هايم صرفاً به خاطر وجود خودشان دوست‌شان داشته باشم. چون خودم دوست‌داشتنی هستم و خداوند ارزشم را به من داده است.<br />
عشق بندي نيست كه اسير كند!</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[2 اسفند رو زبه روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4713</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:59:30 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4713</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">2 اسفند<br />
مسير زندگي به سمت رُشد و تعالي در حركت است، وظيفه‌ی هر انساني اين است كه خودش را با اين حركت اجباري تطبيق دهد. تا از قافله عقب نماند. اين حركت قالب، وجه مشترك تمام موجودات در طبيعت مي‌باشد. مي‌گويند خواست و اراده‌ی خداوند در اين راستا متجلي است. امروز اگر من طالب دوستي و عشق به خود و همنوع باشم به طور يقين خداوند به عنوان خالق من از عشق و دوستي خودش به من عطا كرده است. امروز سعي مي‌كنم با كمك به همنوع و همدردان و دوست داشتن آنها خودم را در جهت حركت به سوي رُشد و تكامل آماده كنم. امروز دعا مي‌كنم كه خداوند مرا به جهتي هدايت كند، كه بيشتر دوست داشته باشم تا جايي كه آنها هم مرا به همان اندازه كه دوستشان دارم دوست داشته باشند. آيا آمادگي دارم تا خداوند عشق حقيقي كه برگرفته از وجود پرمُهر خودش مي‌باشد، به جاي وابستگي‌هاي كاذب و هم‌وابستگی‌های دردناک كه من به مرور آن را كسب كرده‌ام جايگزين كند؟ امروز زاويه‌ی جديدي از عشق در مقابل ديدگانم قرار گرفته است و من حق انتخاب دارم.<br />
عشق حقيقي خود خداوند است!</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">2 اسفند<br />
مسير زندگي به سمت رُشد و تعالي در حركت است، وظيفه‌ی هر انساني اين است كه خودش را با اين حركت اجباري تطبيق دهد. تا از قافله عقب نماند. اين حركت قالب، وجه مشترك تمام موجودات در طبيعت مي‌باشد. مي‌گويند خواست و اراده‌ی خداوند در اين راستا متجلي است. امروز اگر من طالب دوستي و عشق به خود و همنوع باشم به طور يقين خداوند به عنوان خالق من از عشق و دوستي خودش به من عطا كرده است. امروز سعي مي‌كنم با كمك به همنوع و همدردان و دوست داشتن آنها خودم را در جهت حركت به سوي رُشد و تكامل آماده كنم. امروز دعا مي‌كنم كه خداوند مرا به جهتي هدايت كند، كه بيشتر دوست داشته باشم تا جايي كه آنها هم مرا به همان اندازه كه دوستشان دارم دوست داشته باشند. آيا آمادگي دارم تا خداوند عشق حقيقي كه برگرفته از وجود پرمُهر خودش مي‌باشد، به جاي وابستگي‌هاي كاذب و هم‌وابستگی‌های دردناک كه من به مرور آن را كسب كرده‌ام جايگزين كند؟ امروز زاويه‌ی جديدي از عشق در مقابل ديدگانم قرار گرفته است و من حق انتخاب دارم.<br />
عشق حقيقي خود خداوند است!</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[3 اسفند - روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4712</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:47:32 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4712</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color">3 اسفند<br />
بسياري از ما به سختي مي‌توانستيم ديگران را تحمل كنيم و يا آنها را دوست داشته باشيم. آيا قلبي كه تجربه‌ی دوست داشتن را ندارد، مي‌تواند به كسي دوستي و عشق را هديه كند؟ ما با بسياري از انسان‌ها تفاوت داشته‌ايم، به همين دليل با ديگران كمتر اُخت مي‌شديم. به خاطر داشتن همين احساس تفاوت خودمان را در درجه‌ی بالاتر از ديگران و یا پایین‌تر از آنها قرار مي‌داديم و با بسياري از انسان‌ها برخلاف اصول انساني رفتاري ناشايست داشته و حتي آنها را به پايين‌ترين درجه تنزل داده و با احساس كينه و نفرت از آنها، قلبمان را پُر از احساسات منفي مي‌كردیم. محروم كردن ديگران از عشق و دوستي يك عادت و وابستگي بدی است، كه به مرور در طي زندگي كسب ‌كردم و اين احساسات را حتي جز اصول شخصيت‌پرستي خود قرار ‌دادم. در نهايت آنچه كه نصيب من ‌شد، قلبي آكنده از نفرت و كينه و جنگندگی بود، كه مرا از مسير طبيعي زندگيم خارج كرد. آيا مي‌دانم كه همه‌ی ما آفريده‌‌ی خداوند هستيم و پاره‌ی تن هم و شايسته‌ی عشق خداوندي و با هم برادر و خواهريم؟<br />
در زندگي جايي براي نفرت و انتقام نگذار!</span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color">3 اسفند<br />
بسياري از ما به سختي مي‌توانستيم ديگران را تحمل كنيم و يا آنها را دوست داشته باشيم. آيا قلبي كه تجربه‌ی دوست داشتن را ندارد، مي‌تواند به كسي دوستي و عشق را هديه كند؟ ما با بسياري از انسان‌ها تفاوت داشته‌ايم، به همين دليل با ديگران كمتر اُخت مي‌شديم. به خاطر داشتن همين احساس تفاوت خودمان را در درجه‌ی بالاتر از ديگران و یا پایین‌تر از آنها قرار مي‌داديم و با بسياري از انسان‌ها برخلاف اصول انساني رفتاري ناشايست داشته و حتي آنها را به پايين‌ترين درجه تنزل داده و با احساس كينه و نفرت از آنها، قلبمان را پُر از احساسات منفي مي‌كردیم. محروم كردن ديگران از عشق و دوستي يك عادت و وابستگي بدی است، كه به مرور در طي زندگي كسب ‌كردم و اين احساسات را حتي جز اصول شخصيت‌پرستي خود قرار ‌دادم. در نهايت آنچه كه نصيب من ‌شد، قلبي آكنده از نفرت و كينه و جنگندگی بود، كه مرا از مسير طبيعي زندگيم خارج كرد. آيا مي‌دانم كه همه‌ی ما آفريده‌‌ی خداوند هستيم و پاره‌ی تن هم و شايسته‌ی عشق خداوندي و با هم برادر و خواهريم؟<br />
در زندگي جايي براي نفرت و انتقام نگذار!</span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[4 اسفند - روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4711</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:46:24 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4711</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">4 اسفند<br />
امروز قادر شده‌ام با اتكا به اصول برنامه‌ی خودیاری رابطه و ارزش هر كسي را فقط روي مسائل و اصول انسانيت وي بسنجم و هيچ كاري به هويت و شخصيت آنها نداشته باشم. عشق ورزيدن به انسان‌ها را فقط به خاطر تعالي خود عاشق سفارش مي‌دهم. دوست داشتن آدم‌هاي نيك‌نام و خيرخواه ساده‌ترين نوع و بي‌زحمت‌ترين احساس است، كه بعضي‌ها طبق عادت آن را در خودشان مي‌پرورانند، ولي دوست داشتن آدم‌هاي عادي و حتي بدنام كاري بس دشوار است، كه نمي‌توانيم به اين آساني‌ها و بدون قضاوت عملكرد آنها به خودمان بقبولانيم. اگر همه را به یک چشم نگاه کردم این عجب است. امروز سعی دارم با عشق ورزيدن به بنده‌هاي خداوند بدون در نظر گرفتن شخصيت و عملكرد آنها خودم را در مسيري قرار مي‌دهم، كه بدانم من هم اگر در جایگاه کسی بودم مسلماً من هم همان بودم که انها هستند، من با مقام انسانيت و برای انسانیت در مقام خالق خودم سر به سچده برده و سير و سلوك مي‌كنم. من برای قضاوت و غیبت‌کردن خلق نشده‌ام. من انسانم و انسان هم آرزو می‌کنم.<br />
به عشق اجازه ورود بده!</span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">4 اسفند<br />
امروز قادر شده‌ام با اتكا به اصول برنامه‌ی خودیاری رابطه و ارزش هر كسي را فقط روي مسائل و اصول انسانيت وي بسنجم و هيچ كاري به هويت و شخصيت آنها نداشته باشم. عشق ورزيدن به انسان‌ها را فقط به خاطر تعالي خود عاشق سفارش مي‌دهم. دوست داشتن آدم‌هاي نيك‌نام و خيرخواه ساده‌ترين نوع و بي‌زحمت‌ترين احساس است، كه بعضي‌ها طبق عادت آن را در خودشان مي‌پرورانند، ولي دوست داشتن آدم‌هاي عادي و حتي بدنام كاري بس دشوار است، كه نمي‌توانيم به اين آساني‌ها و بدون قضاوت عملكرد آنها به خودمان بقبولانيم. اگر همه را به یک چشم نگاه کردم این عجب است. امروز سعی دارم با عشق ورزيدن به بنده‌هاي خداوند بدون در نظر گرفتن شخصيت و عملكرد آنها خودم را در مسيري قرار مي‌دهم، كه بدانم من هم اگر در جایگاه کسی بودم مسلماً من هم همان بودم که انها هستند، من با مقام انسانيت و برای انسانیت در مقام خالق خودم سر به سچده برده و سير و سلوك مي‌كنم. من برای قضاوت و غیبت‌کردن خلق نشده‌ام. من انسانم و انسان هم آرزو می‌کنم.<br />
به عشق اجازه ورود بده!</span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[5 اسفند - روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4710</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:45:43 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4710</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">5  اسفند<br />
وقتي احساس شرمساری و خجالت و گناه دردناك به سراغم مي‌آيد، بايد سعي كنم تا از آن رها شوم، تا آرامش پيدا كنم. امّا چطور؟ امروز با اصول خودیاری برنامه مي‌توان به تشخيص علت و برطرف كردن آن‌ها اقدام كرد. امكان دارد كه ديگران با گفتار و عملكردشان و يا ما، خودمان به خاطر اعمال و اشتباهاتمان این احساسات و گناه را در خودمان تقويت كنيم و مي‌دانيم كه شرمندگی و خجالت باعث احساس گناه هستند و مي‌توانند به راحتي ما را از انجام امور زندگي بازدارند. آيا وقتي احساس گناه مي‌كنم تنها راه آن تشخيص علت و جبران آن مي‌باشد، نه فراموش و نديده گرفتن آن؟ امروز با نوشتن ترازنامه و درك نقش خود در آن ماجرا و سعي در جبران خسارت، مي‌تواند از احساس سنگين گناه ما را رها شد. آيا براي رهايي از احساسات شرمندگی و خجالت و در نهایت از حس گناه، خداوند را به ياري مي‌طلبم؟ آيا از دوستان موفق برنامه براي مواجه شدن با احساس گناه تقاضاي كمك مي‌كنم؟ آيا هنگامي كه در كاري شكست مي‌خورم به سرزنش خودم مشغول مي‌شوم؟<br />
تمركز روي گناه علتي براي لغزش است!</span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">5  اسفند<br />
وقتي احساس شرمساری و خجالت و گناه دردناك به سراغم مي‌آيد، بايد سعي كنم تا از آن رها شوم، تا آرامش پيدا كنم. امّا چطور؟ امروز با اصول خودیاری برنامه مي‌توان به تشخيص علت و برطرف كردن آن‌ها اقدام كرد. امكان دارد كه ديگران با گفتار و عملكردشان و يا ما، خودمان به خاطر اعمال و اشتباهاتمان این احساسات و گناه را در خودمان تقويت كنيم و مي‌دانيم كه شرمندگی و خجالت باعث احساس گناه هستند و مي‌توانند به راحتي ما را از انجام امور زندگي بازدارند. آيا وقتي احساس گناه مي‌كنم تنها راه آن تشخيص علت و جبران آن مي‌باشد، نه فراموش و نديده گرفتن آن؟ امروز با نوشتن ترازنامه و درك نقش خود در آن ماجرا و سعي در جبران خسارت، مي‌تواند از احساس سنگين گناه ما را رها شد. آيا براي رهايي از احساسات شرمندگی و خجالت و در نهایت از حس گناه، خداوند را به ياري مي‌طلبم؟ آيا از دوستان موفق برنامه براي مواجه شدن با احساس گناه تقاضاي كمك مي‌كنم؟ آيا هنگامي كه در كاري شكست مي‌خورم به سرزنش خودم مشغول مي‌شوم؟<br />
تمركز روي گناه علتي براي لغزش است!</span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[6 اسفند-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4709</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:44:58 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4709</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">6  اسفند<br />
همان‌طور كه تحت تأثير بیماريم بودم، سعي در بزرگ‌نمايي كارهاي مثبت خودم مي‌كردم، همان‌طور هم سعي در پنهان كردن اشتباهات و نواقصم و افکار منفی‌ام مي‌كردم. اهميت دادن به نکات مثبت و مخفي كردن نقاط منفي يكي از رفتارهاي بيمارگونه‌اي است، كه مرا بيشتر دچار احساس شرمندگی و خجالت و گناه مي‌كرد. امروز مي‌دانم كه من با بزرگ‌نمايي و پنهان‌كاري، به‌طور ناخودآگاه مشغول خودنمايي و مطرح كردن خودم و انکار واقعیت‌ها مي‌باشم. امروز مي‌دانم كه بيماري من مي‌تواند، از من كاراكتوري بسازد كه در مقابل خود و ديگران مظلوم‌نمايي كنم. تا در اين نقش خود را مطرح و مورد تأیید دیگران كنم. آيا مي‌دانم بيماري من مي‌تواند به راحتي مرا به گذشته‌ی پُر از اشتباه و گناه ببرد و يا از آينده هيولايي وحشتناك برایم تصوير كند و يا به راحتي احساسات منفي را در من به ظهور برساند. امروز مي‌توانم با استفاده از اصول برنامه‌ی خودیاری افكارم را به سمت عشق به خود و همدردان و بندگان خدا و خدمتگزاري هدايت كنم و افكارم را از تمركز روي اين نواقص رها سازم.<br />
ابزار برنامه را جدي بگير!</span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">6  اسفند<br />
همان‌طور كه تحت تأثير بیماريم بودم، سعي در بزرگ‌نمايي كارهاي مثبت خودم مي‌كردم، همان‌طور هم سعي در پنهان كردن اشتباهات و نواقصم و افکار منفی‌ام مي‌كردم. اهميت دادن به نکات مثبت و مخفي كردن نقاط منفي يكي از رفتارهاي بيمارگونه‌اي است، كه مرا بيشتر دچار احساس شرمندگی و خجالت و گناه مي‌كرد. امروز مي‌دانم كه من با بزرگ‌نمايي و پنهان‌كاري، به‌طور ناخودآگاه مشغول خودنمايي و مطرح كردن خودم و انکار واقعیت‌ها مي‌باشم. امروز مي‌دانم كه بيماري من مي‌تواند، از من كاراكتوري بسازد كه در مقابل خود و ديگران مظلوم‌نمايي كنم. تا در اين نقش خود را مطرح و مورد تأیید دیگران كنم. آيا مي‌دانم بيماري من مي‌تواند به راحتي مرا به گذشته‌ی پُر از اشتباه و گناه ببرد و يا از آينده هيولايي وحشتناك برایم تصوير كند و يا به راحتي احساسات منفي را در من به ظهور برساند. امروز مي‌توانم با استفاده از اصول برنامه‌ی خودیاری افكارم را به سمت عشق به خود و همدردان و بندگان خدا و خدمتگزاري هدايت كنم و افكارم را از تمركز روي اين نواقص رها سازم.<br />
ابزار برنامه را جدي بگير!</span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[7 اسفند - روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4708</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:44:01 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4708</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">7  اسفند<br />
آيا به دنبال بهبودي و پيشرفت معنوی و روحاني خودم هستم يا مي‌خواهم خودم را به عنوان يك قديس و زاهد معرفي كنم؟ امروز متوجه هستم که نقش بازي كردن يكي از نواقص بزرگ من مي‌باشد، كه مي‌تواند مرا از مسير بهبودي و انسانیت منحرف سازد. يا فكر بيمارگونه‌ام مي‌تواند به راحتي مرا به گذشته و روش‌هاي سابق بكشد. امروز مي‌دانم كه تمركز كردن روي يكي از نواقصم به عنوان ابزار مرا به آساني گرفتار آن مي‌سازد. اصول برنامه مي‌گويد: كه به صورت ريشه‌اي با نواقص برخورد كن، يعني بپذيرم كه اين نواقص مال خودم است و با صداقت سعي كنم از آنها پرهيز نمايم و فقط با نام بردن از اين نواقص و علت بروز آن موفق خواهم شد. آيا مي‌دانم كه درك نكردن دليل واقعي و شروع شكل‌گيري نواقص شخصیتی مي‌تواند مرا دچار بدبختي نمايد؟ این درحالی است که نواقص من در من به صورت غریزه در آمده و رهایی از آنها به این آسانی نیست، امّا اگر از خداوند برای جایگزینی آنها با فضیلت‌ها کمک بخواهم موفق خواهم شد. خداوندا: تو را به خاطر داشتن دانش برنامه‌ی بهبودي سپاسگزارم.<br />
ما با نواقص خود زندگيمان را تمرين مي‌كنيم!</span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">7  اسفند<br />
آيا به دنبال بهبودي و پيشرفت معنوی و روحاني خودم هستم يا مي‌خواهم خودم را به عنوان يك قديس و زاهد معرفي كنم؟ امروز متوجه هستم که نقش بازي كردن يكي از نواقص بزرگ من مي‌باشد، كه مي‌تواند مرا از مسير بهبودي و انسانیت منحرف سازد. يا فكر بيمارگونه‌ام مي‌تواند به راحتي مرا به گذشته و روش‌هاي سابق بكشد. امروز مي‌دانم كه تمركز كردن روي يكي از نواقصم به عنوان ابزار مرا به آساني گرفتار آن مي‌سازد. اصول برنامه مي‌گويد: كه به صورت ريشه‌اي با نواقص برخورد كن، يعني بپذيرم كه اين نواقص مال خودم است و با صداقت سعي كنم از آنها پرهيز نمايم و فقط با نام بردن از اين نواقص و علت بروز آن موفق خواهم شد. آيا مي‌دانم كه درك نكردن دليل واقعي و شروع شكل‌گيري نواقص شخصیتی مي‌تواند مرا دچار بدبختي نمايد؟ این درحالی است که نواقص من در من به صورت غریزه در آمده و رهایی از آنها به این آسانی نیست، امّا اگر از خداوند برای جایگزینی آنها با فضیلت‌ها کمک بخواهم موفق خواهم شد. خداوندا: تو را به خاطر داشتن دانش برنامه‌ی بهبودي سپاسگزارم.<br />
ما با نواقص خود زندگيمان را تمرين مي‌كنيم!</span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[8 اسفند -روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4707</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:43:11 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4707</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font">8 اسفند<br />
امروز خود را به عنوان يك انسان با مجموعه اعمالي چون خوب و بد مي‌پذيرم. از طرف دیگر پذيرفته‌ام كه بيمار هستم و بيماري من هميشه فعال است و در هر لحظه مي‌تواند مرا دچار دردسر كند. اصول خودیاری قدمها مي‌گويد كه تو با دوست داشتن خود و احترام به خود مي‌تواني از تيررس اين بيماري در امان باشي. امّا چگونه؟ اوّلين ابزار موفق در برنامه، خويشتن‌پذيري و دوست داشتن خود مي‌باشد. تلقین مثبت به من یادآوری می‌کند. من دوست داشتني هستم و اجازه نمي‌دهم كسي يا چيزي و يا اتفاقي مرا دچار عذابي كند. آيا مي‌دانم كه افکار و اعمال و احساسات ديگران فقط در وقت بي‌تفاوتي و احساس بي‌ارزشي مي‌تواند مرا از حال خوبي خارج كند؟ اصول برنامه اعتقاد به پيشرفت آرام و بمرور دارد و من با رعايت این اصول که روی صبر پایه‌ریزی شده است، مي‌توانم در مسير بهبودي قرار بگيرم. آيا در هنگام خشم و انتقام، نااميدي و يأس با احساس بي‌لياقتي در خودم سعي دارم خودم را مظلوم جلوه دهم؟ مي‌دانم با بخشيدن ديگران و دوست داشتن آنها بخشيده مي‌شوم!<br />
خودت را ببخش و رها شو!</span></div></span></span></div></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font">8 اسفند<br />
امروز خود را به عنوان يك انسان با مجموعه اعمالي چون خوب و بد مي‌پذيرم. از طرف دیگر پذيرفته‌ام كه بيمار هستم و بيماري من هميشه فعال است و در هر لحظه مي‌تواند مرا دچار دردسر كند. اصول خودیاری قدمها مي‌گويد كه تو با دوست داشتن خود و احترام به خود مي‌تواني از تيررس اين بيماري در امان باشي. امّا چگونه؟ اوّلين ابزار موفق در برنامه، خويشتن‌پذيري و دوست داشتن خود مي‌باشد. تلقین مثبت به من یادآوری می‌کند. من دوست داشتني هستم و اجازه نمي‌دهم كسي يا چيزي و يا اتفاقي مرا دچار عذابي كند. آيا مي‌دانم كه افکار و اعمال و احساسات ديگران فقط در وقت بي‌تفاوتي و احساس بي‌ارزشي مي‌تواند مرا از حال خوبي خارج كند؟ اصول برنامه اعتقاد به پيشرفت آرام و بمرور دارد و من با رعايت این اصول که روی صبر پایه‌ریزی شده است، مي‌توانم در مسير بهبودي قرار بگيرم. آيا در هنگام خشم و انتقام، نااميدي و يأس با احساس بي‌لياقتي در خودم سعي دارم خودم را مظلوم جلوه دهم؟ مي‌دانم با بخشيدن ديگران و دوست داشتن آنها بخشيده مي‌شوم!<br />
خودت را ببخش و رها شو!</span></div></span></span></div></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[9 اسفند -روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4706</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:42:05 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4706</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">9 اسفند<br />
پيشرفت در گروه را با رها شدن از يك فكر و عقيده قديمي و بيمارگونه را مي‌گويند. وقتي در مواقع به خصوص دست از ابزارهاي قديمي برمي‌دارم، ترس دارم امّا احساس رهايي مي‌كنم. خداوندا: مرا ياري كن تابراي رهايي و پيشرفت آماده باشم و بدانم كه عقايد و ابزار گذشته به دردم نخورده و بیشتر تولید دردسر کرده است. امروز مي‌دانم كه توجه كردن به پيشرفت‌ و اصول برنامه‌ی خودیاری در اولويت هر عملكردي قرار دارد و تا وقتي كه از عادتها و وابستگی و هم‌وابستگي‌ها و افکار و رفتارهای بيمارگونه فاصله داشته باشم، مي‌توانم از آسيب‌ها و آزارهاي خودم در امان باشم. امروز با عشق ورزيدن به همنوعان و رساندن كمك و محبت به آنها فقط به بهبودي خودم جهت مي‌دهم. آيا باز بدون خواسته‌ی خود به صورت ناخودآگاه براي ديگران برنامه روزانه مي‌گذارم؟ آيا هنوز هم كارهايم از روي بازتاب تأثير تأییدات ديگران است؟ باورهای ما به خداوند، مانعي جهت نپذيرفتن مسؤليت‌هاي زندگيمان نيست. امروز باور دارم كه خداوند در پس تلاش‌های من، مرا كمك مي‌كند و مراقب من مي‌باشد.<br />
سرسختي در برنامه= شكست و لغزش </span></div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">9 اسفند<br />
پيشرفت در گروه را با رها شدن از يك فكر و عقيده قديمي و بيمارگونه را مي‌گويند. وقتي در مواقع به خصوص دست از ابزارهاي قديمي برمي‌دارم، ترس دارم امّا احساس رهايي مي‌كنم. خداوندا: مرا ياري كن تابراي رهايي و پيشرفت آماده باشم و بدانم كه عقايد و ابزار گذشته به دردم نخورده و بیشتر تولید دردسر کرده است. امروز مي‌دانم كه توجه كردن به پيشرفت‌ و اصول برنامه‌ی خودیاری در اولويت هر عملكردي قرار دارد و تا وقتي كه از عادتها و وابستگی و هم‌وابستگي‌ها و افکار و رفتارهای بيمارگونه فاصله داشته باشم، مي‌توانم از آسيب‌ها و آزارهاي خودم در امان باشم. امروز با عشق ورزيدن به همنوعان و رساندن كمك و محبت به آنها فقط به بهبودي خودم جهت مي‌دهم. آيا باز بدون خواسته‌ی خود به صورت ناخودآگاه براي ديگران برنامه روزانه مي‌گذارم؟ آيا هنوز هم كارهايم از روي بازتاب تأثير تأییدات ديگران است؟ باورهای ما به خداوند، مانعي جهت نپذيرفتن مسؤليت‌هاي زندگيمان نيست. امروز باور دارم كه خداوند در پس تلاش‌های من، مرا كمك مي‌كند و مراقب من مي‌باشد.<br />
سرسختي در برنامه= شكست و لغزش </span></div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[10 اسفند -روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4705</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:41:19 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4705</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">10  اسفند<br />
برخورد منطقي با خودم باعث رُشد و تغييراتم در برنامه مي‌باشند. امروز به ياد مي‌آورم كه بيشترين قسمت زندگي گذشته‌ام را در حال خودفريبي بودم. مي‌دانم كه اين كارم از روي غرور بي‌مورد و کاذبم بود. امروز به عنوان يك فرد وابسته سعي مي‌كنم، با تراز گرفتن از خود بدانم كه غرورم چقدر مانع در راه بهبودي و پیشرفت من قرار داده است. غرور ابزاري است جهت فرار از زير بار مسؤليت‌ها و مانعي است براي رُشد و بهبودي و دستيابي به اهداف برنامه‌ام. غرور باعث مي‌‌شود تا ضعف‌ها و نواقصم را پشت ماسك‌هاي مختلفي پنهان كنم. همين غرور دوستان بهبوديم را از من دور مي‌كند و مانعي جهت كمك به ديگران و كمك ديگران به من مي‌شود. آيا امروز فكر مي‌كنم كه در گروه رُشد كرده و ديگر نيازي به شركت در جلسات و مشاركت‌ها ندارم؟ آيا هنوز فكر مي‌‌كنم اگر به دوستي جهت دریافت كمك تلفن بزنم مزاحم او خواهم بود؟ غرور مي‌تواند به من اينطور القا كند كه من ديگر هیچ نيازي به جلسات و تماس با ديگران و راهنمای خودم و کارکرد قدمها ندارم. خداوندا: مرا از دست من نجات بده. آمین<br />
غرور كاذب بزرگ‌ترين دشمن من است!</span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">10  اسفند<br />
برخورد منطقي با خودم باعث رُشد و تغييراتم در برنامه مي‌باشند. امروز به ياد مي‌آورم كه بيشترين قسمت زندگي گذشته‌ام را در حال خودفريبي بودم. مي‌دانم كه اين كارم از روي غرور بي‌مورد و کاذبم بود. امروز به عنوان يك فرد وابسته سعي مي‌كنم، با تراز گرفتن از خود بدانم كه غرورم چقدر مانع در راه بهبودي و پیشرفت من قرار داده است. غرور ابزاري است جهت فرار از زير بار مسؤليت‌ها و مانعي است براي رُشد و بهبودي و دستيابي به اهداف برنامه‌ام. غرور باعث مي‌‌شود تا ضعف‌ها و نواقصم را پشت ماسك‌هاي مختلفي پنهان كنم. همين غرور دوستان بهبوديم را از من دور مي‌كند و مانعي جهت كمك به ديگران و كمك ديگران به من مي‌شود. آيا امروز فكر مي‌كنم كه در گروه رُشد كرده و ديگر نيازي به شركت در جلسات و مشاركت‌ها ندارم؟ آيا هنوز فكر مي‌‌كنم اگر به دوستي جهت دریافت كمك تلفن بزنم مزاحم او خواهم بود؟ غرور مي‌تواند به من اينطور القا كند كه من ديگر هیچ نيازي به جلسات و تماس با ديگران و راهنمای خودم و کارکرد قدمها ندارم. خداوندا: مرا از دست من نجات بده. آمین<br />
غرور كاذب بزرگ‌ترين دشمن من است!</span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[11 اسفند - روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4704</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:40:28 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4704</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">11 اسفند<br />
امروز خواست و اراده‌ی خداوند در قالب كمك فكري در تصميمات و عملكرد من، به صورت اعتمادبه نفس جهت حل مسائل و جفت و جور کردن امور و رفع مشكلات، به اجرا گذاشته مي‌شود. بيشتر ما در اثر شكست در كنترل و تغيير شرايط و افراد، اعتمادبه نفس خود را از دست داده‌ايم و قدرت تصميم‌گيري را نداريم و از تصيم‌گيريهم مي‌ترسيم. امروز با تكيه بر باور نیروی‌برتر و مشورت با راهنما و دوستان هم‌گروه و سپردن نتايج مثبت و منفي امور به خداوند مهربان، به حركت خود به سمت رُشد و تغييرات خودمان حركت مي‌كنيم. آيا بلاتكليفي و بي‌خيالي و تنبلي باز هم در زنگي من جايي براي نقش بازي كردن دارد؟ امروز سپردن امور زندگي و اراده‌ی خود به خداوند مهربان معنايي وسيع‌تر از پشت به مشكلات كردن است و يا از آنها گذشتن و حل شدن خود به خودي مسائل برايم دارد. امروز خواست خداوند از من، جديت و نترسی در كارهاي روزمره و اجراي اصول برنامه‌ی خودیاری در زندگيم مي‌باشد. نياز امروز من باورهاي اصولي من در برنامه‌ی خودیاری و برگرفته از این اصول معنوی است!<br />
در رفع مشكلات خداوند با من است!</span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">11 اسفند<br />
امروز خواست و اراده‌ی خداوند در قالب كمك فكري در تصميمات و عملكرد من، به صورت اعتمادبه نفس جهت حل مسائل و جفت و جور کردن امور و رفع مشكلات، به اجرا گذاشته مي‌شود. بيشتر ما در اثر شكست در كنترل و تغيير شرايط و افراد، اعتمادبه نفس خود را از دست داده‌ايم و قدرت تصميم‌گيري را نداريم و از تصيم‌گيريهم مي‌ترسيم. امروز با تكيه بر باور نیروی‌برتر و مشورت با راهنما و دوستان هم‌گروه و سپردن نتايج مثبت و منفي امور به خداوند مهربان، به حركت خود به سمت رُشد و تغييرات خودمان حركت مي‌كنيم. آيا بلاتكليفي و بي‌خيالي و تنبلي باز هم در زنگي من جايي براي نقش بازي كردن دارد؟ امروز سپردن امور زندگي و اراده‌ی خود به خداوند مهربان معنايي وسيع‌تر از پشت به مشكلات كردن است و يا از آنها گذشتن و حل شدن خود به خودي مسائل برايم دارد. امروز خواست خداوند از من، جديت و نترسی در كارهاي روزمره و اجراي اصول برنامه‌ی خودیاری در زندگيم مي‌باشد. نياز امروز من باورهاي اصولي من در برنامه‌ی خودیاری و برگرفته از این اصول معنوی است!<br />
در رفع مشكلات خداوند با من است!</span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[12 اسفند-روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4703</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:39:18 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4703</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">12 اسفند<br />
انكار و غرور کاذب همان ابزارهایي است، كه مي‌تواند مثل گذشته مرا از حل مسائل و رفع مشكلات بازدارد و حتي مي‌تواند خود مرا هم در مسير اشتباه نگه دارد و تا وقتي كه قدرت تشخيص پيدا نكرده‌ام من را در بيچارگي و بلاتكليفي بگذارد. امروز با آگاهي از اصول برنامه‌ی خودیاری مي‌دانم كه انكار در هر شكل و قالبي به سراغ من مي‌آيد و مي‌تواند مثلاً: مرا به اصول برنامه بي‌اعتقاد كند مي‌تواند به من بگويد كه نيازي به جلسات نداري و يا بگويد كه تو بيمار هستي و مي‌تواني خيلي از عملكردهايت را بكني و به همه بگويي كه بيمار هستي و حق داري. آيا من با عواقب انكار واقعيت‌ها آشنا هستم؟ آيا امروز از تجربيات گذشته خودم و دوستان هم‌گروهم سود مي‌برم؟ آيا به ياد مي‌سپارم كه در گذشته هم مي‌گفتم من مشكلي ندارم، من اعتیاد ندارم، من به اين اعمال معتاد نيستم، من خودم به تنهايي قادر هستم و ...؟ امروز مي‌دانم كه توانايي خيلي از كارهايي كه ادعاي انجام آنها را داشته‌ام ندارم و سعي مي‌كنم در آن امور مداخله نكنم. من فقط قادرم به یک نفر کمک کنم، آن هم خودم هستم.<br />
انكار خاكستر روي آتش است!</span></span></div></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">12 اسفند<br />
انكار و غرور کاذب همان ابزارهایي است، كه مي‌تواند مثل گذشته مرا از حل مسائل و رفع مشكلات بازدارد و حتي مي‌تواند خود مرا هم در مسير اشتباه نگه دارد و تا وقتي كه قدرت تشخيص پيدا نكرده‌ام من را در بيچارگي و بلاتكليفي بگذارد. امروز با آگاهي از اصول برنامه‌ی خودیاری مي‌دانم كه انكار در هر شكل و قالبي به سراغ من مي‌آيد و مي‌تواند مثلاً: مرا به اصول برنامه بي‌اعتقاد كند مي‌تواند به من بگويد كه نيازي به جلسات نداري و يا بگويد كه تو بيمار هستي و مي‌تواني خيلي از عملكردهايت را بكني و به همه بگويي كه بيمار هستي و حق داري. آيا من با عواقب انكار واقعيت‌ها آشنا هستم؟ آيا امروز از تجربيات گذشته خودم و دوستان هم‌گروهم سود مي‌برم؟ آيا به ياد مي‌سپارم كه در گذشته هم مي‌گفتم من مشكلي ندارم، من اعتیاد ندارم، من به اين اعمال معتاد نيستم، من خودم به تنهايي قادر هستم و ...؟ امروز مي‌دانم كه توانايي خيلي از كارهايي كه ادعاي انجام آنها را داشته‌ام ندارم و سعي مي‌كنم در آن امور مداخله نكنم. من فقط قادرم به یک نفر کمک کنم، آن هم خودم هستم.<br />
انكار خاكستر روي آتش است!</span></span></div></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[13 اسفند -روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4702</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:38:23 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4702</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">13 اسفند<br />
ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم!<br />
در اين جمله‌ی کوتاه اشاره به آن است كه ما به عنوان يك موجود زنده معنا و مفهومي به غير از اجراي امور محوله برای اداره‌ی زندگی نداريم. مثلاً: كار كردن و تحصيل درآمد، تحصيل علم و دانش، ازدواج و همسرداري، تربيت فرزندان و ... امروز اجراي عمل درست و افكار سالم زندگي روحاني ما را تشكيل مي‌دهند. هر كدام از ما بهر كاري خلق شده‌ايم و مشغول به فعاليت در همان حوزه مي‌باشيم. چرا بعضي ما از كارمان كه در آن مهارت هم كسب كرده‌ايم ناراضي هستيم و آن را دوست نداريم؟ امروز عشق ورزيدن در كار مي‌تواند به ما كمك شايانی كند. امروز طبق اصول برنامه خداوند معشوق ما و ما هم عاشق او هستيم. آيا عاشق دستورات معشوق را باه ديده‌ی منت انجام نمي‌دهد؟ مي‌دانيم كه انجام مي‌دهد، پس به این ارتباط معنوی و اصول روحانی به صورت باور نگاه كرده و بدانيم كه انجام كارهايمان به ما قدرت و استقلال مالي و اعتماد به نفس مي‌دهد و دستورات معشوقمان را انجام داده و كار خودمان را نیز انجام دهيم!<br />
تبديل به كسي شويم كه خداوند مي‌خواهد!</span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">13 اسفند<br />
ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم!<br />
در اين جمله‌ی کوتاه اشاره به آن است كه ما به عنوان يك موجود زنده معنا و مفهومي به غير از اجراي امور محوله برای اداره‌ی زندگی نداريم. مثلاً: كار كردن و تحصيل درآمد، تحصيل علم و دانش، ازدواج و همسرداري، تربيت فرزندان و ... امروز اجراي عمل درست و افكار سالم زندگي روحاني ما را تشكيل مي‌دهند. هر كدام از ما بهر كاري خلق شده‌ايم و مشغول به فعاليت در همان حوزه مي‌باشيم. چرا بعضي ما از كارمان كه در آن مهارت هم كسب كرده‌ايم ناراضي هستيم و آن را دوست نداريم؟ امروز عشق ورزيدن در كار مي‌تواند به ما كمك شايانی كند. امروز طبق اصول برنامه خداوند معشوق ما و ما هم عاشق او هستيم. آيا عاشق دستورات معشوق را باه ديده‌ی منت انجام نمي‌دهد؟ مي‌دانيم كه انجام مي‌دهد، پس به این ارتباط معنوی و اصول روحانی به صورت باور نگاه كرده و بدانيم كه انجام كارهايمان به ما قدرت و استقلال مالي و اعتماد به نفس مي‌دهد و دستورات معشوقمان را انجام داده و كار خودمان را نیز انجام دهيم!<br />
تبديل به كسي شويم كه خداوند مي‌خواهد!</span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[14 اسفند - روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4701</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:37:27 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4701</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">14 اسفند<br />
امروز به دنبال و جستجوی رد پاي عشق و بهره‌گيري از آن هستم. چون قدرت و بقاي من به قدرت باور من به عشق بستگي دارد. این عشق است که مي‌تواند از من موجودي با ارزش بسازد. عشق و محبت مي‌تواند در دعاهايم مرا جهت و هدف و ايمان دهد. عشق مي‌تواند مرا با ساير انسان‌ها در وحدت و يگانگي و صلح و آرامش نگاه دارد. امروز عشق معنا و مفهومي فراتر از يك جمله‌ی ساده دارد. عشق برای من مي‌تواند در قالب خدمت به خود و همنوع و خدمت و ارزش رسانی و با بخشیدن خود، اثر عميقي در زندگي من بگذارد. امروز عشق و محبت و دوستي بين اعضای گروه با عشق و دوستي خداوند دیده شده است. كه ما در زير چتر عشق خداوند زندگي و رُشد پیدا مي‌كنيم. فقط برای امروز در زندگيم عشق را دعوت به مهمانی می‌کنم. با عشق است که زندگی در بهبودی معنا و مفهوم پيدا مي‌كند و در حریم عشق آرامش و صلح و خدمت کردن و دوست داشتن و بخشیدن و ايثار را تجربه مي‌كنم. خداوندا: تو را به خاطر عشق و محبت خودت که به من در تاریک‌ترین زوایای زندگیم روشنایی دادی دوست دارم!<br />
عشق، خداوند و خداوند، عشق است</span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">14 اسفند<br />
امروز به دنبال و جستجوی رد پاي عشق و بهره‌گيري از آن هستم. چون قدرت و بقاي من به قدرت باور من به عشق بستگي دارد. این عشق است که مي‌تواند از من موجودي با ارزش بسازد. عشق و محبت مي‌تواند در دعاهايم مرا جهت و هدف و ايمان دهد. عشق مي‌تواند مرا با ساير انسان‌ها در وحدت و يگانگي و صلح و آرامش نگاه دارد. امروز عشق معنا و مفهومي فراتر از يك جمله‌ی ساده دارد. عشق برای من مي‌تواند در قالب خدمت به خود و همنوع و خدمت و ارزش رسانی و با بخشیدن خود، اثر عميقي در زندگي من بگذارد. امروز عشق و محبت و دوستي بين اعضای گروه با عشق و دوستي خداوند دیده شده است. كه ما در زير چتر عشق خداوند زندگي و رُشد پیدا مي‌كنيم. فقط برای امروز در زندگيم عشق را دعوت به مهمانی می‌کنم. با عشق است که زندگی در بهبودی معنا و مفهوم پيدا مي‌كند و در حریم عشق آرامش و صلح و خدمت کردن و دوست داشتن و بخشیدن و ايثار را تجربه مي‌كنم. خداوندا: تو را به خاطر عشق و محبت خودت که به من در تاریک‌ترین زوایای زندگیم روشنایی دادی دوست دارم!<br />
عشق، خداوند و خداوند، عشق است</span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[15 اسفند -روز به روز]]></title>
			<link>https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4700</link>
			<pubDate>Sat, 01 Feb 2014 16:36:43 +0000</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.banianbehboodi.ir/member.php?action=profile&uid=29">sadaf</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.banianbehboodi.ir/showthread.php?tid=4700</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">15 اسفند<br />
امروز اصول برنامه‌ی خودیاری قدمها به من مي‌آموزد كه چگونه ماهيگيري كنم، تا بتوانم براي خودم ماهي بگيرم. امروز اصول برنامه به من مي‌آموزد كه من با اجراي آن مي‌توانم در صلح و آرامش با خود و دیگران زندگي كنم و بدون اينكه احساس سرخوردگي و شكست و پشیمانی از اشتباهات گذشته داشته باشم. با اعتماد به نفس و عزت نفس داشتن که از هديه و ارمغان رعایت اصول خودیاری قدمهاست و با داشتن آن مي‌توان به آسودگي و بدون درگيري با خود و ديگران زنده بود. امروز مي‌دانم كه فاصله من با خوشبختي و بدبختي فقط يك تصميم‌گيري اشتباه و یک احساس درونی مي‌باشد. چه چيزي تضمين مي‌كند كه من اين اشتباه را نكنم؟ امروز با تجربه‌ی دوستاني كه خداوند به آنها ترحم كرد و دوباره بعد از لغزش كردنشان زنده ماندند به جلسات آمده‌اند. گوش مي‌دهم همه‌ی آنها مي‌گويند ما اصول را به شوخي گرفته بوديم و به جلسات نمي‌آمديم، قدم كار نمي‌كردم، راهنما نگرفته بوديم و با كسي ارتباط برقرار نمي‌كرديم و به جلسات به صورت كلوپ نگاه مي‌كرديم و ...<br />
در مسير بهبودي به تابلوهاي خطر نگاه كن!</span></span></span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #006400;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: Arial;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">15 اسفند<br />
امروز اصول برنامه‌ی خودیاری قدمها به من مي‌آموزد كه چگونه ماهيگيري كنم، تا بتوانم براي خودم ماهي بگيرم. امروز اصول برنامه به من مي‌آموزد كه من با اجراي آن مي‌توانم در صلح و آرامش با خود و دیگران زندگي كنم و بدون اينكه احساس سرخوردگي و شكست و پشیمانی از اشتباهات گذشته داشته باشم. با اعتماد به نفس و عزت نفس داشتن که از هديه و ارمغان رعایت اصول خودیاری قدمهاست و با داشتن آن مي‌توان به آسودگي و بدون درگيري با خود و ديگران زنده بود. امروز مي‌دانم كه فاصله من با خوشبختي و بدبختي فقط يك تصميم‌گيري اشتباه و یک احساس درونی مي‌باشد. چه چيزي تضمين مي‌كند كه من اين اشتباه را نكنم؟ امروز با تجربه‌ی دوستاني كه خداوند به آنها ترحم كرد و دوباره بعد از لغزش كردنشان زنده ماندند به جلسات آمده‌اند. گوش مي‌دهم همه‌ی آنها مي‌گويند ما اصول را به شوخي گرفته بوديم و به جلسات نمي‌آمديم، قدم كار نمي‌كردم، راهنما نگرفته بوديم و با كسي ارتباط برقرار نمي‌كرديم و به جلسات به صورت كلوپ نگاه مي‌كرديم و ...<br />
در مسير بهبودي به تابلوهاي خطر نگاه كن!</span></span></span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>