![]() |
|
ای مهربانترین تکیه گاهم.......تکیه گاهم تنها تویی و بس.... - نسخهی قابل چاپ +- انجمن بانیان بهبودی (https://forum.banianbehboodi.ir) +-- انجمن: انجمن داستان نویسی (https://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=249) +--- انجمن: عرفان (https://forum.banianbehboodi.ir/forumdisplay.php?fid=250) +--- موضوع: ای مهربانترین تکیه گاهم.......تکیه گاهم تنها تویی و بس.... (/showthread.php?tid=7193) |
ای مهربانترین تکیه گاهم.......تکیه گاهم تنها تویی و بس.... - Atlas - 2015-08-29 [font][bgcolor=#FFFFE0]برادران یوسف وقتی میخواستند یوسف را به چاه بیفکنند یوسف لبخندی زد. یهودا پرسید : [/bgcolor][/font] [font][bgcolor=#FFFFE0]چرا میخندی ؟ اینجا که جای خنده نیست ![/bgcolor][/font] [font][bgcolor=#FFFFE0]یوسف گفت : روزی در فکر بودم چگونه کسی میتواند به من اظهار دشمنی کند با اینکه[/bgcolor][/font] [font][bgcolor=#FFFFE0] برادران نیرومندی دارم ![/bgcolor][/font] [font][bgcolor=#FFFFE0]اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد تا بدانم که[/bgcolor][/font] [font][bgcolor=#FFFFE0]" نباید به هیچ بنده ای تکیه کرد "…[/bgcolor][/font] [bgcolor=#FFFFE0]" نباید به هیچ بنده ای تکیه کرد "…[/bgcolor] [bgcolor=#FFFFE0]" نباید به هیچ بنده ای تکیه کرد "…[/bgcolor] |