امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
روز به روز-31شهریور
#1


31 شهريور هر چيزي كه مي‌شكند از ارزش مي‌افتد، فقط يك چيزي است كه وقتي مي‌شكند به ارزش مي‌رسد و آن دل است. ما دل شكستگان در دام وابستگي و هم‌وابستگی‌‌ها وقتي كنار هم قرار مي‌گيريم و همديگر را دعا مي‌كنيم، در جمع ما خداوند حضور پيدا مي‌كند و به جمع ما خير و برکت آرامش را هديه مي‌دهد. آيا براي درك بهتر خداوند به ذهن بيمارم و يابه قلب شكسته‌ام رجوع و توجه مي‌كنم؟ امروز مي‌دانم كه ذهن بيمارم در هر رابطه‌اي ابتدا مي‌ترسد و اين ترس براي درك بهتر از خداوند كارساز نيست، ولي قلب شكسته جايگاه خداوند است، قلب من منزل عشق و كانون خدمتگزاري بدون ترس است، فقط در مواقعی که با خداوند الفطی دارد. ذهن من ترسو ولي کاملاً خدايي شده است. امروز مي‌دانم كه ترس‌هاي من زياد مربوط به وابستگي‌ و هم‌وابستگی‌ها نيست. بلکه ترس من طبق عادت دوران کودکی از چگونگي ارتباطات و گذاشتن روابط اجتماعي و تغيير و رشد پیدا کردن توسط خودم مي‌باشد. با شریک کردن و حضور خداوند در وجود سردم، به گرما و حرارت عشق تبديل مي‌شود. سير و سلوك در زندگي يك حقيقت است!
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان