ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
خدایا!
چه چیز را به «تو»تقدیم کنم؟
عمرم را؟
هستی ام را؟
دارایی ام را؟
اما این ها کافی نیست.
خدایا!
مرابیاموز تا بیشتر وبیشتر به «تو»عشق ورزم.
مرابیاموز که ترا عشق ورزم ومجنون «تو»شوم.
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 883
موضوعها: 607
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
60
4 مرداد
امروز با ابزارهای برنامه ميدانم كه در ارتباط گذاشتن درست و منطقي با ديگران دچار مشكل بودهام و در ارتباط با آنها به شكلي بيمارگونه و خودخواهانه رفتار ميكردم. يا به طريقي آنها را مورد سوءاستفاده قرار داده يا به آنها بيش از اندازه لطف و مهرباني ميكردم. به هر حال احساس تملك و كنترل و تغيير دادن آنها به اجبار و يا داشتن انتظار و توقعات باعث شده بود، كه هميشه در حال جنگ و دفاع يا حالت عصباني قرار داشته باشم. آيا امروز هم ميخواهم ديگران را گرفتار مسائل خودخواهانه و احساسات بیمارگونه و عاطفي خودم كنم؟ آيا به ديگران فرصت كافي براي اين كه طبق خواستهی خود زندگي كنند را ميدهم؟ آيا وابستگي به خداوند و عشق به همنوع و احساس قشنگ تعلق خاطر به اجتماع و بشريت مرا در مسير رابطهی درست و انسانی با آنها تقويت ميكند؟ روابط تازهام كه از روي باور به خداوند و بر مبناي رها كردن ديگران با عشق، استوار شده است. این نوع نگرش و برداشت به من فرصت ميدهد، كه با تفکر و آرامش درونی در پي نزديكي به خدا و لذت بردن از زندگيم و امنیت در کنار دیگران باشم و هيچ لحظهاي را بيهوده از دست ندهم.
به خود و ديگران احترام بگذار!
هر که مرا حرفی بیاموزد٬ مرا بنده خویش قرار داده است.
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
انديشه امروز 4 مرداد
a day at a time
اگر من باور کنم که انتظار بهبودي و پيشرفت در زندگي بي مورد است در حقيقت به قدرت خداوند شک کرده ام . اگر باور داشته باشم که براي نوميدي خود دليل دارم به شکست شخصي خود اعتراف کرده ام . شکستي که تنها زاييده عدم تمايل من به تغيير است . در طول برنامه من یاد مي گيرم که چگونه از قدرت بيکران خداوندي بهره مند گردم . مي دانم که لازمه دسترسي به اين منبع قدرت تنها در تسليم به نزديکي بيشتر با خداوند ميسر خواهد بود.
آیا هنوز تصور مي کنم که رضايت من از زندگي بستگي به کارهاي ديگران دارد ؟
آيا من زندگي و اراده خود را به خداوند واگذار کرده ام يا اينکه انتظار دارم ديگران مسير سرنوشت مرا تعيين نمايند ؟
آيا زمانيکه بر روي اشخاصي ديگر حساب مي کنم و کارهايي را که آنها براي خوشحالي من انجام مي دهند در نظر مي گيرم احساس نميکنم که من تنها به مانند يک آينه انعکاس دهنده افکار ، اعمال و زندگي آنها هستم؟
مي دانم که خداوند همه چيز من است . من براي خود ارزش قائلم چرا که او براي من ارزش آفريده است .
آيا من قاذرم که در تمامي اوقات به او نزديک بمانم و فقط به او تکيه کنم ؟
" به خداوند نزديک باش "
انديشه امروز 4 مرداد
a day at a time
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم