2014-02-03، 09:45
نوزدهم آبان
بهبودي و پيشرفت من در الانان ، مستلزم آگاهي يافتن از انگيزه انتخابم مي باشد . من از الراز اينكه ترس بر زندگي من تسلط داشته وحشت داشتم . بنظر ميرسد از همه چيز مي تر سيرم . از "نه گفتن" مي ترسيدم و اگر صدمه ديده بودم دندانهايم را به هم مي فشردم و با لبخندي ساختگي مي گفتم "آه ، نه همه چيز روبراه است در حاليكه با خود فكر ميكردم "روزي خواهد رسيد كه آرامش يدا كنم" همه چيز موجب وحشت من ميشد چون من حتي از خشم خويش مي ترسيدم بسياري از دوستان الاناني من ، براي مقابله با ترسهاي خويش شعارها را در زندگي خود به كار ميگرفتند . اما وقتيكه ترس بر من غالب ميشد ، تنها مي توانستم در اين فكر باشم "ايمان داشته باش" بنابراين وقتي كه تلفن زنگ ميزد و من از جا مي پريدم و تصورات منفي و بد را شروع ميكردم نفس عميقي مي كشيدم و با خود ميگفتم "ايمان داشته باش" اين كار باعث ميشد من گوشي تلفن را به راحتي بردارم . من هميشه به راحتي از احساساتم دست مي كشم ، چرا كه خود آنرا بوجود آورده ام .
ياد آوري امروز
پيش از اينكه بخواهم كاري انجام دهم لازم است تنها به خودم ياد آوري كنم كه من تحت مراقبت يك نيروي برتر قرار دارم . مهم نيست از چه كلماتي استفاده كنم ، "كمك" رهاكن" رها كن و به خدا بسپار. و ايمان داشته باش" ميدانم كه من و نيروي برترم مي توانيم با هر آنچه مواجه ميشويم ، مقابله كنيم . ما اراده و زندگي خود رابه نيروي برتري كه خود او را درك مي كنيم ، مي سپاريم . نيروي برتر مثل دوستي واقعي است كه از ما و خواسته هايمان در زمان بروز گرفتاريها حمايت ميكند .
بهبودي و پيشرفت من در الانان ، مستلزم آگاهي يافتن از انگيزه انتخابم مي باشد . من از الراز اينكه ترس بر زندگي من تسلط داشته وحشت داشتم . بنظر ميرسد از همه چيز مي تر سيرم . از "نه گفتن" مي ترسيدم و اگر صدمه ديده بودم دندانهايم را به هم مي فشردم و با لبخندي ساختگي مي گفتم "آه ، نه همه چيز روبراه است در حاليكه با خود فكر ميكردم "روزي خواهد رسيد كه آرامش يدا كنم" همه چيز موجب وحشت من ميشد چون من حتي از خشم خويش مي ترسيدم بسياري از دوستان الاناني من ، براي مقابله با ترسهاي خويش شعارها را در زندگي خود به كار ميگرفتند . اما وقتيكه ترس بر من غالب ميشد ، تنها مي توانستم در اين فكر باشم "ايمان داشته باش" بنابراين وقتي كه تلفن زنگ ميزد و من از جا مي پريدم و تصورات منفي و بد را شروع ميكردم نفس عميقي مي كشيدم و با خود ميگفتم "ايمان داشته باش" اين كار باعث ميشد من گوشي تلفن را به راحتي بردارم . من هميشه به راحتي از احساساتم دست مي كشم ، چرا كه خود آنرا بوجود آورده ام .
ياد آوري امروز
پيش از اينكه بخواهم كاري انجام دهم لازم است تنها به خودم ياد آوري كنم كه من تحت مراقبت يك نيروي برتر قرار دارم . مهم نيست از چه كلماتي استفاده كنم ، "كمك" رهاكن" رها كن و به خدا بسپار. و ايمان داشته باش" ميدانم كه من و نيروي برترم مي توانيم با هر آنچه مواجه ميشويم ، مقابله كنيم . ما اراده و زندگي خود رابه نيروي برتري كه خود او را درك مي كنيم ، مي سپاريم . نيروي برتر مثل دوستي واقعي است كه از ما و خواسته هايمان در زمان بروز گرفتاريها حمايت ميكند .
هر که مرا حرفی بیاموزد٬ مرا بنده خویش قرار داده است.