امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوگ آرزوها
#1
امشب به سوگ ارزوهایم نشسته ام و در غم نبودنت اشک فراق می ریزم…

امشب شمع حسرت ارزوهای بر باد رفته ام ذره ذره اب میشود…

امشب برای مرگ ارزوهایم لباس سیاه پوشیده ام …

کاش امشب کسی برای عرض تسلیت به خانه دلم می امد…

کاش امشب تو بودی و دلداری ام میدادی و دفتر کال ارزوهایم را ورق میزدی …

اما…اما افسوس که تو نیستی و زندگی بی تو قشنگ نیست
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#2
بزرگ که میشوی:
غصه هایت زودتر ازخودت بزرگ میشوند،
دردهایت نیز!

غافل از آنکه لبخندهایت را،
درآلبوم کودکی ات جا گذاشتی...!
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#3
تو رو آرزو نکردم
این یعنی نهایت درد
خیلی چیزا هست تو دنیا
که نمی‌شه آرزو کرد
خداوندا
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکست قلب من جانا به عهده خود وفا کن
پاسخ
#4
من نمیدونم چرا بعضیا به خراب کردن زندگی من بیشتر از زندگی خودشون اهمیت میدن... موندم من با ارزش شدم یا آدما فتنه تر...
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#5
اى دل دیگه تنهاباش وبسوز/دیگه چشمو به در ندوز/آخه اون دیگه پیشت نمیاد/رفتش دیگه فکرچشاش نباش/دنبال خنده هاش نباش/اون دلش دیگه تورونمیخواد/اى دل دیدى تنهات گذاشت ورفت/توى غم هات گذاشت ورفت/آره دوستت نداشت ورفت/رفتش اما عکساش کنارمه/فقط تنهایى یارمه/ببین توى صدام غمه.

.
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#6
به قلبم نشستی نگفتم چرا ، دلم را شکستی نگفتم چرا

یکی خواب شبهای من را ربود ، چو دیدم تو هستی نگفتم چرا . . .

[/color]
اسم : آواره ، شهرت : سرگردان

شغل : عاشق ، آرزو : رسیدن به عشقم

امید : وصال ، تاریخ تولد : باد خزان

وفات : برگ ریزان ، محل تولد : در بغل یار !Confused
پاسخ
#7
چه فرقی می کند
آن سوی دنیا باشم یا فقط چند کوچه آن طرف تر…؟!
پای عشق که در میان باشد
دلتنگی دمار آدم را در می آورد …
.
.
.
من ماندم و ۱۶ جلد لغت نامه،
که هیچ کدام از واژه هایش مترادف این “دلتنگی”های لعنتی نمیشود
کاش دهخدا میدانست دلتنگی معنا ندارد !
درد دارد…
.
.
.
تو که می آیی
پنجره ای باز می شود
پرده بی رنگ دلتنگی
کنار می رود
آرام میان جانم
خانه می کنی . . .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#8
می خواهم از این آینه ها خانه بسازم
یک خانه برای تو جداگانه بسازم

یک خانه ی صحرایی بی سقف پُر از گُل
با دور نمای پَر پروانه بسازم

من در بزنم ، باز کنی ، از تو بپرسم
آماده ای از خواب تو افسانه بسازم؟

هر صبح مربای غزل ، ظرف عسل ، من
با نان تن داغ تو صبحانه بسازم

شاید به سرم زد ، سر ظهری ، دم عصری
در گوشه آن مزرعه میخانه بسازم

وقتی که تو گنجشک منی ، من بپرم باز
یک لانه به ابعاد دو دیوانه بسازم

می ترسم از آن روز خرابم کنی و من
از خانه آباد تو ویرانه بسازم
پاسخ
#9
نگران شب هایم نباش . . .
تنها نیستم !
بالشم. . .
هق هق سکوتم. . .
قرص هایم . . .
پاکت سیگارم . . .
لرزش دستانم . . .
همه هستن، تنها نیستم . . . !
..

.
نمیتوانم فراموشت کنم
فقط با خود سخت میجنگم که دیگر
به یاد نیارمت
اما نمیشود …

..
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#10
بعضی وقتــــــــا مجبوری تو فضــــــــای بغضت بخنــــــــدی

دلــــت بگــیــره ولـــی دلــگــیــری نــکــنی...

شــــــــاکی بشی ولی شکایت نکنــــــــی …

خیلی چیــــــــزارو ببینی ولی ندیدش بگیــــــــری …

خیلی هــــــــا دلتو بشکنن و تــــــــو فقط سکــــــــوت کنی...
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان