از تو طلب كنم چرا؟ عشق نديده رفته را؟
عمر نشسته در غم حرف نخوانده ازنگاه؟
هيچ نخواسته ام زتو نه قصه عشق نه شعر نو،
منكه براي يك نظر ديده دوخته ام به تو!
فال به نام تو زدم، تو فال خود به نام او،
در اين ميان من چه كنم بيا فقط بگو!
عمر نشسته در غم حرف نخوانده ازنگاه؟
هيچ نخواسته ام زتو نه قصه عشق نه شعر نو،
منكه براي يك نظر ديده دوخته ام به تو!
فال به نام تو زدم، تو فال خود به نام او،
در اين ميان من چه كنم بيا فقط بگو!
خداوندا
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکست قلب من جانا به عهده خود وفا کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکست قلب من جانا به عهده خود وفا کن