2014-04-08، 03:40
قبلاً تنها آرزوم این بود که یکسال قمار نکنم و روی چیزی شرط نکنم اما امکان نداشت و اما الان فکر میکنم که این کله من است که گرفتار هر وابستگی میشه و به دنبال لذت و هیجان دست بکارهای خلاف و اعتیادها مختلف گرایش پیدا میکنه . من به دلیل ترسهایم نیاز به امنیت داشتم و با خداهم فرسنگها فاصله داشتم. و حتی خود خداهم یک عامل بزرگ خوف و هراس من بود. من هیچ پناه و مرجعی برای امنیتها نداشتم و خودم سعی داشتم با قدرت و اراده خودم زندگی را طبق خواست خودم درست و جفت و جور کنم. اما چیزی که نداشتم آرامش بود و افکار خراب و دنیایی از ویرانی و خلاف و خطا و گناه که زیر بنای ان نبود خداوند و نداشتن ارتباط معنوی بود. من اگر کره مریخ هم میرفتم این کله خراب و ترسهای خودم را داشتم و در اصل هیچ جایی برایم امن نبود.