2014-04-09، 11:15
من در اثر مقایسه هایی که میشدم سعی میکردم کارها را طبق خواست و نظر والدین و اطرافیان انجام دهم و آنها هرگز اجازه ندادند من کوچکترین اشتباهی بکنم و هیچ گذشتی هم نمیکردند. بمرور فردی کمالطلب و ایده آلیست شدم و اشتباه کردن در اصول من کاملا ممنوع بود و هرکاری میکردم به هر وسیله و عنوان حتی با دعا نویسی و رشوه دادن با نذر کردن باید نتیجه همانی بود که من میخواستم و این حساسیت بقدری در من قوی شد که به فرزندانم هم انتقال دادم و هرگز خطا و اشتباهاتشان را نبخشیدم و بشدت تنبی کردم و وقتی به این قدم رسیدم متوجه شدم که اگر خواست و نتیجه ویرانگر خودم را رها کنم و بگذارم خداوند برای من نتیجه خواست خودش را دارد و اگر من فقط وظایف و مسئولیت خودم را انجام بدهم مطمئن هستم که نتیج معجزه گونه خواهم داشت. من در این مدت 16 سال معجزاتی دیده ام که فقط نتیجه ی خواست خداوند می باشد.