2014-05-05، 03:32
حالیا باران را باور کن
وسخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
چشن میگیرد
خاک جان می گیرد
تو چرا سنگ شدی
تو چرا این همه دلتنگ شدی
باز کن پنجره هارا
و بهاران را
باور کن .....
وسخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
چشن میگیرد
خاک جان می گیرد
تو چرا سنگ شدی
تو چرا این همه دلتنگ شدی
باز کن پنجره هارا
و بهاران را
باور کن .....
"اندکی صبر سحر نزدیک است"