2014-07-30، 08:40
[bgcolor=#FFF0F5]پدرم میگفت:[/bgcolor]
[font][bgcolor=#FFF0F5]محبتت را به برگ ها سنجاق مزن[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5]که باد با خود می بَرد...[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5]محبتت را به آب جویی بریز[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5]که با ریشه ها عجین شود...[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5]ریشه ها هرگز اسیر باد نیست...[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5] [/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5] مادرم میگفت:[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5] پروانه ی محبتت را[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5] به تار عنکبوتی بینداز که سیر نباشد...[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5] محبتت را به خانه ی دلی بنشان[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5] که خیال بیرون شدن ندارد...[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5] و یاد معلمم بخیر...[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5] هر وقت به آخر خط میرسیدم میگفت:[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5] نقطه سر خط...[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5] مهربان تر از خودت[/bgcolor][/font]
[font][bgcolor=#FFF0F5] با دیگران باش...[/bgcolor][/font]
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم

