2014-09-11، 12:21
من فعلا ترازنامه قدم چهارم را کامل نکردم ولی در مورد مشارکت کردن در مورد گذشته یا حتی حال ، احساس ناشناخته ای دارم ، سئوالات عجیبی ذهنم مشغول کرده ولی میدونم همه این سوالات که ذهن منو مشغول کرده از روی ترسامه.
نمیتونم بین ترسام و احساساتم حد و مرز قائل بشم و هنوز شهامت کافی برای اینکارو پیدا نکردم با خودم میگم با این همه رنجی که در گذشته و حال کشيدم و ميکشم چه برخوردی با من میشه؟ چه قضاوتی؟ آیا واقعا میتوان به افراد غریبه اعتماد کرد؟ آیا گره هایی که تاکنون در وجود من به گره کور تبدیل شده قابل باز شدن است؟
ولی وقتی به قدم 2 و 3 فکر میکنم کمی سبکتر میشم که با کمک خداوند و بشارت راهنما میتونم جای ترس، شجاعت داشته باشم میتونم با شجاعتی که از خداوند و راهنمام میگیرم افکارم بازگو کنم از آنها رها بشم و جایگاه خودمو پیدا کنم به آرامش برسم و از تنهایی و انزوای خود دربیام و کسایی که ازشون رنجش دارم ببخشم و باعشق رهاشون کنم .
دعام کنید
نمیتونم بین ترسام و احساساتم حد و مرز قائل بشم و هنوز شهامت کافی برای اینکارو پیدا نکردم با خودم میگم با این همه رنجی که در گذشته و حال کشيدم و ميکشم چه برخوردی با من میشه؟ چه قضاوتی؟ آیا واقعا میتوان به افراد غریبه اعتماد کرد؟ آیا گره هایی که تاکنون در وجود من به گره کور تبدیل شده قابل باز شدن است؟
ولی وقتی به قدم 2 و 3 فکر میکنم کمی سبکتر میشم که با کمک خداوند و بشارت راهنما میتونم جای ترس، شجاعت داشته باشم میتونم با شجاعتی که از خداوند و راهنمام میگیرم افکارم بازگو کنم از آنها رها بشم و جایگاه خودمو پیدا کنم به آرامش برسم و از تنهایی و انزوای خود دربیام و کسایی که ازشون رنجش دارم ببخشم و باعشق رهاشون کنم .
دعام کنید
