2014-12-20، 03:26
جايگاه زن در آيين مسيحيت
گناه حوّا نقش اساسي در ايمان همهي مسيحيان دارد، زيرا به تصور مسيحيان علت مأموريت عيسي مسيح (ع) بر روي زمين،از نافرماني و سرپيچي حّوا از دستور خداوند سرچشمه ميگيرد. او گناه كرد و سپس آدم را اغوا نمود كه درخواستش را اجابت كند. بنابراين خداوند هر دوي آنان را از آسمان به زمين هبوط داد، آن دو، گناهانشان را كه از سوي خداوند بخشيده نشده بود به همهي نسلهايشان واگذار نمودند و بنابراين تمام انسانها زاييده ميشوند و براي پاك كردن انسان از گناه نخستين ، خداوند مجبور بود كه عيسي مسيح(ع) را كه به منزلهي پسر خدا بود به صليب قرباني نمايد.
و بايد كه زن به آرامي و با كمال اطاعت گيرد و زن را به تعليم دادن اجازت نميدهيم تا آن كه زير دست مرد باشد، بلكه سكوت اختيار كند، آدم خلق شد و حوّا، آدم فريفته نشد، بلكه زن فريفته شد و از حد تجاوز نمود
مارتين لوتر هيچ سودي جز بچهدار شدن و به دنيا آوردن كودكان تا سر حد امكان، بدون توجه به جوانب آن، براي زنان قائل نيست؛«اگر آنها از پا در آمدند و يا حتي مُردند، مسئلهاي نيست، بگذاريد آنان در زايمان بميرند، زيرا اين دليل بودن آنها در اينجاست.»
انجيل كاتوليك ميگويد:«زايش دختر يك خسارت است.
دختر به عنوان مولودي دردناك و منبعي نهايي براي آبروريزي پدرش به حساب آمده است:«دختر تو نافرمان است؟ به شدت مراقب او باش كه باعث نشود تو سبب خندهي دشمنانت واقع شوي و سر زبانها بيفتي و در معرض شايعات مردم، قرار گيري و آبروي خود را در ميان مردم بريزي.
اگر يك مرد،زنش را متهم به بيعفتي نمايد، شهادت آن زن، به هيچوجه مورد ملاحظه قرار نخواهد گرفت. زن متهم شده، بايد مورد محاكمهي سختي قرار گيرد تا مشخص شود او مُجرم است يا بيگناه.»
بر طبق انجيل، اگر مردي عهدي با خدا بست، بايد به طور كامل آن را عمل نمايد و نبايد عهدش را بشكند، اما نذر زن براي او الزامآور نيست . اگر در خانهي پدري زندگي ميكند بايد با موافقت پدرش باشد واگر ازدواج كرده است بايد با موافقت شوهرش باشد. و چنانچه پدر و يا شوهر عهد و نذر او را باطل بدانند هر گونه ضمانتي كه توسط او انجام گرفته، پوچ و بيمعنا خواهد بود
مسيحيت روي هم رفته از طلاق نفرت و انزجار دارد، عهد جديد صريحاً از ازدواج لاينحل و ابدي جانبداري ميكند. اين نسبتي است كه به عيسي(ع) ميدهند، او گفته است:
«اما من به شما ميگويم؛ هر كس زنش را طلاق دهد، مگر در مورد بيايماني در امر ازدواج، باعث گرديده كه او به انحراف كشيده شود و هر كس زن طلاق داده شده را به نكاح در آورد مرتكب انحراف شده است.»
اجبار نمودن زوجهاي از هم بريده به ماندن در كنار هم و مقاومت كردن در مقابل خواستهها، نه مؤثر است و نه عقلاني، تعجب ندارد كه جهان مسيحيت مجبور به طلاق کلیسایی شده است.
تلمود، چندين عمل جزئي و كوچك را مطرح نموده كه شوهران را مجبور ميسازد تا زنان را طلاق دهند:«اگر در خيابان غذا خورد، اگر نوشيدنش در خيابان طولاني شد، اگر در خيابان فرزندش را شير داد، در هر مورد، ربيمي ميگويد:بايد شوهرش را ترك كند.
زني كه در طول ده سال نزايد، ربيها به ما تعليم نمودهاند كه اگر يك مرد زني را گرفت و با او به مدت ده سال زندگي كرد و او بچهدار نشد، مرد بايد او را طلاق دهد.
«و نيز مرد به جهت زن آفريده نشد، بلكه زن براي مرد.
مطابق كتاب مقدس زن، پس از ده بار طلاق ناپاك ميشود
گناه حوّا نقش اساسي در ايمان همهي مسيحيان دارد، زيرا به تصور مسيحيان علت مأموريت عيسي مسيح (ع) بر روي زمين،از نافرماني و سرپيچي حّوا از دستور خداوند سرچشمه ميگيرد. او گناه كرد و سپس آدم را اغوا نمود كه درخواستش را اجابت كند. بنابراين خداوند هر دوي آنان را از آسمان به زمين هبوط داد، آن دو، گناهانشان را كه از سوي خداوند بخشيده نشده بود به همهي نسلهايشان واگذار نمودند و بنابراين تمام انسانها زاييده ميشوند و براي پاك كردن انسان از گناه نخستين ، خداوند مجبور بود كه عيسي مسيح(ع) را كه به منزلهي پسر خدا بود به صليب قرباني نمايد.
و بايد كه زن به آرامي و با كمال اطاعت گيرد و زن را به تعليم دادن اجازت نميدهيم تا آن كه زير دست مرد باشد، بلكه سكوت اختيار كند، آدم خلق شد و حوّا، آدم فريفته نشد، بلكه زن فريفته شد و از حد تجاوز نمود
مارتين لوتر هيچ سودي جز بچهدار شدن و به دنيا آوردن كودكان تا سر حد امكان، بدون توجه به جوانب آن، براي زنان قائل نيست؛«اگر آنها از پا در آمدند و يا حتي مُردند، مسئلهاي نيست، بگذاريد آنان در زايمان بميرند، زيرا اين دليل بودن آنها در اينجاست.»
انجيل كاتوليك ميگويد:«زايش دختر يك خسارت است.
دختر به عنوان مولودي دردناك و منبعي نهايي براي آبروريزي پدرش به حساب آمده است:«دختر تو نافرمان است؟ به شدت مراقب او باش كه باعث نشود تو سبب خندهي دشمنانت واقع شوي و سر زبانها بيفتي و در معرض شايعات مردم، قرار گيري و آبروي خود را در ميان مردم بريزي.
اگر يك مرد،زنش را متهم به بيعفتي نمايد، شهادت آن زن، به هيچوجه مورد ملاحظه قرار نخواهد گرفت. زن متهم شده، بايد مورد محاكمهي سختي قرار گيرد تا مشخص شود او مُجرم است يا بيگناه.»
بر طبق انجيل، اگر مردي عهدي با خدا بست، بايد به طور كامل آن را عمل نمايد و نبايد عهدش را بشكند، اما نذر زن براي او الزامآور نيست . اگر در خانهي پدري زندگي ميكند بايد با موافقت پدرش باشد واگر ازدواج كرده است بايد با موافقت شوهرش باشد. و چنانچه پدر و يا شوهر عهد و نذر او را باطل بدانند هر گونه ضمانتي كه توسط او انجام گرفته، پوچ و بيمعنا خواهد بود
مسيحيت روي هم رفته از طلاق نفرت و انزجار دارد، عهد جديد صريحاً از ازدواج لاينحل و ابدي جانبداري ميكند. اين نسبتي است كه به عيسي(ع) ميدهند، او گفته است:
«اما من به شما ميگويم؛ هر كس زنش را طلاق دهد، مگر در مورد بيايماني در امر ازدواج، باعث گرديده كه او به انحراف كشيده شود و هر كس زن طلاق داده شده را به نكاح در آورد مرتكب انحراف شده است.»
اجبار نمودن زوجهاي از هم بريده به ماندن در كنار هم و مقاومت كردن در مقابل خواستهها، نه مؤثر است و نه عقلاني، تعجب ندارد كه جهان مسيحيت مجبور به طلاق کلیسایی شده است.
تلمود، چندين عمل جزئي و كوچك را مطرح نموده كه شوهران را مجبور ميسازد تا زنان را طلاق دهند:«اگر در خيابان غذا خورد، اگر نوشيدنش در خيابان طولاني شد، اگر در خيابان فرزندش را شير داد، در هر مورد، ربيمي ميگويد:بايد شوهرش را ترك كند.
زني كه در طول ده سال نزايد، ربيها به ما تعليم نمودهاند كه اگر يك مرد زني را گرفت و با او به مدت ده سال زندگي كرد و او بچهدار نشد، مرد بايد او را طلاق دهد.
«و نيز مرد به جهت زن آفريده نشد، بلكه زن براي مرد.
مطابق كتاب مقدس زن، پس از ده بار طلاق ناپاك ميشود
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s![[تصویر: 91.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/other/1/91.gif)
![[تصویر: 78.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/joda-konandeh/78.gif)
![[تصویر: 91.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/other/1/91.gif)
![[تصویر: 78.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/joda-konandeh/78.gif)