2015-01-08، 02:06
بانوى خردمندى در کوهستان سفر مى کرد
که [bgcolor=#ffffff]سنگ گران قیمتى[/bgcolor][bgcolor=#ffffff] ر[/bgcolor]ا در جوى آبى پیدا کرد.
روز بعد به مسافرى رسید که گرسنه بود.
بانوى خردمند کیفش را باز کرد تا در غذایش با مسافر شریک شود[bgcolor=#ffffff].[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffff]مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در کیف بانوى خردمند دید[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffff]از[/bgcolor] آن خوشش آمد و از او خواست که آن سنگ را به او بدهد.
زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد
مسافر بسیار شادمان شد و از این که شانس به او روى کرده بود،از خوشحالى سر از پا نمى شناخت.[bgcolor=#ffffff]او مى دانست که جواهر به قدرى با ارزش است که تا آخر عمر مى تواندراحت زندگى کند، [/bgcolor]ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد
تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا کند.
بالاخره هنگامى که او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:
[bgcolor=#ffffff]«خیلى فکر کردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است،[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffff]اما آن را به تو پس مى دهم با این امید که چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى[/bgcolor][bgcolor=#ffffff].[/bgcolor]
اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده که به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى
که [bgcolor=#ffffff]سنگ گران قیمتى[/bgcolor][bgcolor=#ffffff] ر[/bgcolor]ا در جوى آبى پیدا کرد.
روز بعد به مسافرى رسید که گرسنه بود.
بانوى خردمند کیفش را باز کرد تا در غذایش با مسافر شریک شود[bgcolor=#ffffff].[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffff]مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در کیف بانوى خردمند دید[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffff]از[/bgcolor] آن خوشش آمد و از او خواست که آن سنگ را به او بدهد.
زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد
مسافر بسیار شادمان شد و از این که شانس به او روى کرده بود،از خوشحالى سر از پا نمى شناخت.[bgcolor=#ffffff]او مى دانست که جواهر به قدرى با ارزش است که تا آخر عمر مى تواندراحت زندگى کند، [/bgcolor]ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد
تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا کند.
بالاخره هنگامى که او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:
[bgcolor=#ffffff]«خیلى فکر کردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است،[/bgcolor]
[bgcolor=#ffffff]اما آن را به تو پس مى دهم با این امید که چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى[/bgcolor][bgcolor=#ffffff].[/bgcolor]
اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده که به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s![[تصویر: 91.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/other/1/91.gif)
![[تصویر: 78.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/joda-konandeh/78.gif)
![[تصویر: 91.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/other/1/91.gif)
![[تصویر: 78.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/joda-konandeh/78.gif)

