2013-11-23، 02:15
ز تو چه پنهان شعری نوشتم...
رنگارنگ، بارانی، طلائی...
خودِ پاییز است؛
هم ماه دارد و هم مهـر
خورشید دارد و دنیا،
درختان همه عاشق؛
آبان میشود و انار لبانت را میچینم،
همچنان قدم میزنیم زیر باران
خیس میشوم از خیالت...
آذر از راه میرسد
رویای من متولد میشود
و تعبیر میکند تمام خوابهای مرا...
رنگارنگ، بارانی، طلائی...
خودِ پاییز است؛
هم ماه دارد و هم مهـر
خورشید دارد و دنیا،
درختان همه عاشق؛
آبان میشود و انار لبانت را میچینم،
همچنان قدم میزنیم زیر باران
خیس میشوم از خیالت...
آذر از راه میرسد
رویای من متولد میشود
و تعبیر میکند تمام خوابهای مرا...
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست