2015-02-12، 02:29
[bgcolor=#FFFFE0]
[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0] [/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی[/bgcolor]
[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0] [/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0]آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]اگر هنگام غذا خوردن، لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است[/bgcolor][bgcolor=#FFFFE0] صبور باش و درکم کن[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]به یاد بیاور، وقتی کوچک بودی، مجبور می شدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور می شدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]وقتی نمی خواهم به حمام بروم، مرا سرزنش نکن[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]وقتی بی خبر از پیشرفت ها و دنیای امروز، سئوالاتی می کنم با تمسخر به من ننگر[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی، حافظه ام یاری نمی کند، فرصت بده و عصبانی نشو[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده ... همانگونه که تو اولین قدم هایت را در کنار
من برداشتی[/bgcolor]
من برداشتی[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]زمانی که می گویم دیگر نمی خواهم زنده بمانم و می خواهم بمیرم، عصبانی نشو ... روزی خود می
فهمی[/bgcolor]
فهمی[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]یاریم کن، همانگونه که من یاریت کردم[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو، این راه را به پایان برسانم[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]فرزند دلبندم، دوستت دارم[/bgcolor]
[bgcolor=#FFFFE0]فرزند دلبندم، دوستت دارم[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s![[تصویر: 91.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/other/1/91.gif)
![[تصویر: 78.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/joda-konandeh/78.gif)
![[تصویر: 91.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/other/1/91.gif)
![[تصویر: 78.gif]](http://blogcod.parsskin.com/zibasazi/joda-konandeh/78.gif)

