امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عشق و آگاهی
#6
[bgcolor=#FFFFE0]ماجرايي از زبان يك مشاور ناشناس [/bgcolor]


[bgcolor=#ffffcc]مسيري كوتاه را داشتم با تاكسي طي ميكردم. راننده بسيار عصبي

بنظر ميرسيد و سبقتهاي بيجا و خطرناك ميگرفت. به حالاتش خوب

توجه نمودم. چشمانش خيره به نقطه مقابل در خيابان بود. هيچ

واكنشي غير از رانندگي انجام نميداد و هيچ مكالمه اي هم ميان ما

رخ نداد. حس ميكردم اين آدم فقط دست و پايي است كه غيرارادي

دارد روي پدال ها و دنده ميچرخد. همينطور هم بود زيرا با رسيدن

به مقصد و گفتن اين كه او مسير را بسيار پرخطر و غيرارادي

آمدند! جوابم داد: باور ميكنيد اصلاً فكر نكردم دارم رانندگي ميكنم و

چگونه به اين مقصد رسيدم دست و پايم خودبخود طبق عادت، حركت

ميكرد. زيرا قبلش مشاجره اي داشته ام! او هيچ ذهنيتي از خيابان

هايي كه از آن گذشتيم و اتفاقات مسير نداشت![/bgcolor]



[bgcolor=#f0fff0]زيرا آگاهي و عشق به كار را از دست داده بود![/bgcolor]

خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ


پیام‌های داخل این موضوع
عشق و آگاهی - توسط Atlas - 2015-10-07، 11:56
RE: عشق و آگاهی - توسط Atlas - 2015-10-08، 12:14
RE: عشق و آگاهی - توسط Atlas - 2015-10-08، 12:15
RE: عشق و آگاهی - توسط Atlas - 2015-10-08، 12:16
RE: عشق و آگاهی - توسط Atlas - 2015-10-08، 12:17
RE: عشق و آگاهی - توسط Atlas - 2015-10-08، 12:19
RE: عشق و آگاهی - توسط Atlas - 2015-10-08، 12:20
RE: عشق و آگاهی - توسط Atlas - 2015-10-08، 12:21
RE: عشق و آگاهی - توسط Atlas - 2015-10-08، 12:22

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان