2013-12-01، 11:32
همه شب با دلم کسی می گفت
سخت آشفته ای زدیدارش
صبحدم با ستارگان سپید
می رود، می رود، نگهدارش
من به بوی تو رفته از دنیا
بی خبر از فریب فرداها
روی مژگان نازکم می ریخت
چشم های تو چون غبار طلا
سخت آشفته ای زدیدارش
صبحدم با ستارگان سپید
می رود، می رود، نگهدارش
من به بوی تو رفته از دنیا
بی خبر از فریب فرداها
روی مژگان نازکم می ریخت
چشم های تو چون غبار طلا
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم