امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستان عقاید
#5
[bgcolor=#faebd7]جهانگردی[/bgcolor][bgcolor=#FAEBD7] به دهکده ای رفت تا[/bgcolor][bgcolor=#faebd7] زاهد[/bgcolor][bgcolor=#FAEBD7] معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی[/bgcolor]

[bgcolor=#FAEBD7] ساده زندگی می کند.[/bgcolor]

[bgcolor=#FAEBD7] اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد.[/bgcolor]


[bgcolor=#faebd7]جهانگرد [/bgcolor][bgcolor=#FAEBD7]پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟!!![/bgcolor]

[bgcolor=#faebd7]زاهد [/bgcolor][bgcolor=#FAEBD7]گفت: مال تو کجاست؟[/bgcolor]

[bgcolor=#faebd7]جهانگرد [/bgcolor][bgcolor=#FAEBD7]گفت: من اینجا مسافرم.[/bgcolor]

[bgcolor=#faebd7]زاهد[/bgcolor][bgcolor=#FAEBD7] گفت: من هم...[/bgcolor]

 
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ


پیام‌های داخل این موضوع
داستان عقاید - توسط mojtaba_s - 2013-10-19، 02:16
RE: داستان عقاید - توسط زهرا20 - 2014-07-30، 11:21
RE: داستان عقاید - توسط MOZHGAN - 2014-10-05، 07:52
RE: داستان عقاید - توسط ارمان - 2014-10-14، 05:59
RE: داستان عقاید - توسط Atlas - 2016-01-14، 12:40

موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستان بهبودی زنده یاد امید NASIB 1 2,931 2016-05-14، 11:26
آخرین ارسال: NASIB
  داستان های شبانه / هر شب یک داستانک Atlas 13 6,660 2016-01-14، 12:42
آخرین ارسال: Atlas
  داستان بهبودی mehdiast 6 4,008 2014-10-17، 06:44
آخرین ارسال: MOZHGAN

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان