امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستان های شبانه / هر شب یک داستانک
#14
[bgcolor=#FFF0F5]دو دوست در بیابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا کردند. یکی به دیگری سیلی زد.[/bgcolor]

[bgcolor=#FFF0F5]دوستی که صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هیچ حرفی روی شن نوشت:[/bgcolor]

[bgcolor=#FFF0F5] امروز بهترین دوستم مرا سیلی زد.[/bgcolor]

[bgcolor=#FFF0F5]آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه ای رسیدند و تصمیم گرفتند حمام کنند.[/bgcolor]

[bgcolor=#FFF0F5]ناگهان دوست سیلی خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد.[/bgcolor]

[bgcolor=#FFF0F5]او بر روی سنگ نوشت: امروز بهترین دوستم زندگیم را نجات داد .[/bgcolor]

[bgcolor=#FFF0F5]دوستی که او را سیلی زده و نجات داده بود پرسید:[/bgcolor]

[bgcolor=#FFF0F5] چرا وقتی سیلی ات زدم ،بر روی شن و حالا بر روی سنگ نوشتی ؟[/bgcolor]

[bgcolor=#FFF0F5] دوستش پاسخ داد :[/bgcolor]

[bgcolor=#FFF0F5]وقتی دوستی تو را ناراحت می کند باید آن را بر روی شن بنویسی تا بادهای بخشش آن[/bgcolor]

[bgcolor=#FFF0F5] را پاک کند. ولی وقتی به تو خوبی می کند باید آن را روی سنگ حک کنی تا هیچ بادی[/bgcolor]

[bgcolor=#FFF0F5] آن را پاک نکند...[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s[تصویر:  91.gif]

[تصویر:  78.gif]
 
پاسخ


پیام‌های داخل این موضوع
RE: داستان های شبانه / هر شب یک داستانک - توسط Atlas - 2016-01-14، 12:42

موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستان بهبودی زنده یاد امید NASIB 1 2,945 2016-05-14، 11:26
آخرین ارسال: NASIB
  داستان عقاید mojtaba_s 4 3,067 2016-01-14، 12:40
آخرین ارسال: Atlas
  داستان بهبودی mehdiast 6 4,030 2014-10-17، 06:44
آخرین ارسال: MOZHGAN

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان