سرانجام ترا
در شبي از رهاترين شبهاي مستي
با عطشناكترين حريق گلويم
همچون شرابي آميخته با شوكران
ديوانهوار خواهم نوشيد
تا بعد از تو
بيداري را بر من
هرگز چيرگي نباشد!
در شبي از رهاترين شبهاي مستي
با عطشناكترين حريق گلويم
همچون شرابي آميخته با شوكران
ديوانهوار خواهم نوشيد
تا بعد از تو
بيداري را بر من
هرگز چيرگي نباشد!
درصفحه شترنج زندگی همه ی مهره هایم مات مهربانی توشد ومن قلبم رابه توباختم