امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستان بهبودی
#2
مرد جوانی پدر پیرش مریض شد.
چون وضع بیماری پیرمرد شدت گرفت او را در گوشه جاده ای رها کرد و از آنجا دور شد.

پیرمرد ساعت ها کنار جاده افتاده بود و به زحمت نفس های آخرش را می کشید.
رهگذران از ترس واگیرداشتن بیماری و فرار از دردسر روی خود را به سمت دیگری می چرخاندند و بی اعتنا به پیرمرد نالان راه خود را می گرفتند و می رفتند.

شیوانا از آن جاده عبور می کرد. به محض اینکه پیرمرد را دید او را بر دوش گرفت تا به مدرسه ببرد و درمانش کند.
یکی از رهگذران به طعنه به شیوانا گفت:" این پیرمرد فقیر است و بیمار و مرگش نیز نزدیک! نه از او سودی به تو می رسد و نه کمک تو تغییری در اوضاع این پیرمرد باعث می شود، حتی پسرش هم او را در اینجا به حال خود رها کرده و رفته است.
تو برای چی به او کمک می کنی!؟

"شیوانا به رهگذر گفت:" من به او کمک نمی کنم!! من دارم به خودم کمک می کنم.
اگر من هم مانند پسرش و رهگذران او را به حال خود رها کنم چگونه روی به آسمان برگردانم و از خالق هستی تقاضای هم صحبتی داشته باشم. من دارم به خودم کمک می کنم !"
پاسخ


پیام‌های داخل این موضوع
داستان بهبودی - توسط GOMNAM - 2013-12-14، 10:40
RE: داستان بهبودی - توسط GOMNAM - 2013-12-14، 10:41
RE: داستان بهبودی - توسط mehrnaz - 2013-12-30، 04:47
RE: داستان بهبودی - توسط GOMNAM - 2014-01-03، 12:06
RE: داستان بهبودی - توسط mahla - 2014-01-21، 11:31
RE: داستان بهبودی - توسط زهرا20 - 2014-10-07، 04:34
RE: داستان بهبودی - توسط MOZHGAN - 2014-10-17، 06:44

موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستان بهبودی زنده یاد امید NASIB 1 2,940 2016-05-14، 11:26
آخرین ارسال: NASIB
  داستان های شبانه / هر شب یک داستانک Atlas 13 6,684 2016-01-14، 12:42
آخرین ارسال: Atlas
  داستان عقاید mojtaba_s 4 3,049 2016-01-14، 12:40
آخرین ارسال: Atlas
  گفتگو با یک معتاد در حال بهبودی meshki 1 4,834 2013-12-07، 10:36
آخرین ارسال: abbas

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان