امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستانهای وفاداری
#2

دو راهب که مراحلی از سیر و سلوک را گذرانده بودند و از دیاری به دیار دیگر سفر میکردند سر راه خود دختری را دیدند که در کنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت که از آن بگذرد.
وقتی راهبان نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آنها تقاضای کمک کرد. یکی از راهبان بلادرنگ دختر را برداشت و از رودخانه گذراند.
راهبان به راه خود ادامه دادند و
مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند.
در همین هنگام راهب دوم که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت: " دوست عزیز، ما راهبان نباید به زنان نزدیک شویم. تماس با آنها برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتیکه تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.
راهب اولی با خونسردی و با حالتی بی تفاوت پاسخ داد: "من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و آن را رها نمیکنی."
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ


پیام‌های داخل این موضوع
داستانهای وفاداری - توسط NASIB - 2014-01-18، 09:37
RE: داستان رها کردن - توسط NASIB - 2014-01-29، 01:36
RE: داستانهای وفاداری - توسط sadaf - 2014-03-11، 08:35
RE: داستانهای وفاداری - توسط mohammad - 2014-03-11، 11:01
RE: داستانهای وفاداری - توسط NASIB - 2014-03-11، 11:10
RE: داستانهای وفاداری - توسط NASIB - 2014-06-05، 08:35

موضوع‌های مشابه…
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  داستانهای کوتاه اسکاول شین ARSAM 1 2,190 2015-06-14، 02:20
آخرین ارسال: ARSAM
  : داستانهای کــوتـاه کــافـکــا ARSAM 1 1,689 2015-06-14، 02:17
آخرین ارسال: ARSAM
  داستانهای با نمک NASIB 7 4,144 2015-02-17، 06:47
آخرین ارسال: sadaf
  داستانهای کوتاه و جالب mehdiast 65 28,143 2015-02-09، 05:40
آخرین ارسال: sadaf
  داستانهای اخر شب NASIB 17 7,611 2014-06-10، 09:21
آخرین ارسال: NASIB

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان