امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دلنوشته
گاهی شعر سراغم را می گیرد ، گاهی هوای تو فرقی نمی کند هر دو ختم می شوند به دلتنگی برای تو چنان تشنۀ بودن توام که شنیدن هر لحظه صدای تو هم سیرابم نمی کند نمی توانم به واژه ای پناه ببرم برای این همه آشفتگی این روزهای من ، عجیب بوی نفس های تو را می دهد گوئی تو اتفاق می افتی و من دچار می شوم تمام من ، دارد تو می شود ؛ باور می کنی ؟ ...
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
خوبم...باور کنید...

اشکها را ریخته ام...غصه ها را خورده ام...
 

نبودنها را شمرده ام...
 

این روزها که میگذرد خالی ام...
 

خالی از خشم،نفرت،دلتنگی...و حتی از عشق...
 
خالی ام از احساس ...........!!!
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
همه روزی است که تنها به تو می اندیشم
از خودم غافلم اما به تو می اندیشم
 
شب که مهتاب درآیینه ی من می ر قصد
 
همه ی روز به تصویر تو می پردازم
همه ی گریه شب را به تو می اندیشم
 
چیستی ؟ خواب و خیالی ؟ سفری ؟خاطره ای ؟
که دراین خلوت شب ها به تو می اندیشم
 
لحظه ای یاد تو از خاطرمن خارج نیست
یا درآغوش منی یا به تو می اندیشم
 
اگر آینده به یک پنجره تبدیل شود
پشت آن پنجره حتی به تو می اندیشم
 
تو به حافظ به حقیقت به غزل دلخوش باش
من به افسانه نیما به تو می اندیشم
 
نه به اندیشه ی زیبا ،‌نه به احساس لطیف
که به تلفیقی از این ها به تو می اندیشم
تو به زیبایی دنیایِ که می اندیشی؟؟
من که تنها به تو، تنها به تو می اندیشم.

 
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
کودکیم را دوست داشتم 
 روزهایی که به جای دلم ، سر زانوهایم زخمی بود 
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
براي گفتن كلمه ي " تو "  چانم به لب رسيد !!...

راستي آن ميم مالكيت آخر اسمت  ، هممممممممممممه  ي زندگي منه ....
 

 
   
     خدا را دوست دارم ....
      ***********  ابر را در بيكرانه آسمان ميگرياند ، تا غنچه ي حقيري را روي زمين  بخنداند ....
پاسخ
با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو
باشد که خستگی بشود شرمسار تو
در دفتر همیشه ی من ثبت می شود
این لحظه ها عزیزترین یادگار تو
تا دست هیچ کس نرسد تا ابد به من
می خواستم که گم بشوم در حصار تو
احساس می کنم که جدایم نموده اند
همچون شهاب سوخته ای از مدار تو
آن کوپه ی تهی منم آری که مانده ام
خالی تر از همیشه و در انتظار تو
این سوت آخر است و غریبانه می رود
تنهاترین مسافر تو از دیار تو
هر چند مثل آینه هر لحظه فاش تو
هشدار می دهد به خزانم بهار تو
اما در این زمانه عسرت مس مرا
ترسم که اشتباه بسنجد عیار تو

 
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
[تصویر:  03170470109480502660.jpg]
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
برای تو می نویسم........
برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست...
برای تویی که قلبم منزلگه عـــشـــق توست...
برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست...
برای تویی که تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...
برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است...
برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی...
برای تویی که وجودم را محو وجود نازنین خود کردی...
برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ...
برای تویی که سـکوتـت سخت ترین شکنجه من است...
برای تویی که قلبت پـاک است...
برای تویی که در عشق ، قـلبت چه بی باک است...
برای تویی که عـشقت معنای بودنم است...
برای تویی که عـشقت معنای بودنم است...
برای تویی که غمهایت معنای سوختنم است...
برای تویی که آرزوهایت آرزویم است.........
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
روز تولدم بود اما کسی نفهمید -حتی برای تبریک یک دوست هم نخندید- گر چه تولد من -تکرار عمر من بود-تکرار عمر فانی تکرار یک گذر بود... 
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcQBxTXmxtlQ5PKdUdCU7k7...C8rm7Dwn0V]
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 3 مهمان