ارسالها: 11
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Jan
حالم خوبه.نمیگم دیگه مشکلی ندارم و همه چی درست شده نه.تو این 38 روزی که برگشتم به جلسه همراش ارامش اومده.خداوندو دوباره پیدا کردم.دارم حرکت میکنم .میدونم خداهم هست و تنهام نمیذاره
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
امروز میدونم شهامت واقعی فقدان ترس نیست بلکه تمایل به مقابله با صبر است.ترسهای درونیم کم شده و میدونم خدا خودش همه چیزرو درست میکنه. از وقتی که دیگه ترسم را کم کردم آرامشم بیشتر شده و بد اخلاقی هم کمتر می کنم .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
ﺩﺭﺩ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻣﺎ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺩﯾﺪ
ﻧﻪ ﮐﻪ ﻧﺸﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻦ
ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯿﺒﺮﻥ
ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ
ﺑﻌﻀﯽ ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺘﻦ
ﺑﻌﻀﯿﺎ ﮐﺸﯿﺪﻥ
ﺑﻌﻀﯽ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ
ﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﺪﻥ …
ﻫﻤﯿﻨﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺣﺎﻟﺸﻮﻧﻮ ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰنن و می گن ﺧﻮﺑﻢ ، میگن ﺧﻮﺑﯿﻢ …
ﻣﻦ ﮐﻪ ﺧﻮﺑﻪ ﺧﻮﺑﻢ از اون خوبهایی که به سکوت پناه برده ام از آن خوب خوبهایی که سرشار از ناگفته هاست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
از آنهایی که .......................................
این حال و احساس الان منه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من که خوب خوبم
ﺷﻤﺎ ﭼﻄﻮﺭﯾﺪ؟
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
سلام.بعد از چند هفته مراقبت از خودم، و دنبال کردن جدی برنامه بهبودی دیشب باز یک اشتباهو تکرار کردم و رفتم همون جایی که بهم اسیب رسوند و جالبه باز هم اسیب روحی دیدم!من یادم میره که بعضی ادما فقط از دور باید بهشون سلام کرد! رفتم و یاد تصمیمات احمقانه خودم و اشتباهاتم افتادم!جالبه راهنمام گفته بود امیر نرو!اما من گفتم شاید شرایط فرق کرده!اما تکرار یه اشتباه در مورد یه ادم همیشه همون جوابو میده!بنظر من حتی اگه تنها باشی بهتره تا با بعضی ادما باشی
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
بنام خدا
شاکریم بابت شرایط و اگر هم مساعد نیست سعی میکنیم با آگاهی که نسبت به قدمها بدست آوردیم آن را به حالت نرمال برسانیم.
کمی آشفتگی هست چرا ؟
چون اوضاع بر وقف مراد نیست و در زمانی که اوضاع بر وقف مرا ما نیست سریعا ما نسیت به اطرافیان و دنیای پیرامون واکنش کمنفی نشون میدیم و وای به حال آن موقعی که در مقابل واکنش منفی ما کسی واکنش بدتر نشون بده . جنگ را شروع میکنیم.
جالبه طبیعت من سهراب چرا اینجوریه نمیدونم.؟
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 6
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
ارسالها: 3,769
موضوعها: 2,475
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
265
بنام خدا
گاهی در زندگی دچار سر در گمی هایی میشم که فقط با کمی در و دیدن واقعیت دیگری متوجه می شوم باید چگونه حرکت کنم
و همیشه در این شریط هست که من معجزه آفرین میشم
.
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
ارسالها: 1
موضوعها: 0
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
[size=medium]سلام ، منم مثل همه بر خود واجب میدانم که قبل از هر کلامی اول از نیروی برتر خودم تشکر و شکر گذاری کنم بخاطر همه چیزهایی که به من داده است که نمی توانم هیچ ارجحیتی به آنها بدم : سلامتیم ، پاکیم یا ...
با همه این چیزها ولی نمیدانم چرا مدتی است حالم زیاد خوب نیست ...[/si[/font]ze][font=Times New Roman]
ارسالها: 2,122
موضوعها: 51
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
318
اگه بگویم حال خوب احساسم شکرگذاریه خیلی کلیشه ای میشوه خدا خودش این حال احساسی که من تجربه میکنم به بقیه همدردهایم بده خوبترین که در زندگی دارم آرامش است سلامتی هم از دیگر نعمت های خدا است که عطا کرده از زندگی که دارم لذت میبرم هر لحظه اون را شکر میکنم به خاطر این همه نعمت
ارسالها: 192
موضوعها: 5
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
64
خدارو سپاس میگم به خاطر حضورش توی قلبم وهمه ی لحظه های زندگیم
امروز حال واحساسم خوب هست البته یکم به خاطر تاثیرپذیری که داشتم
به هم ریختم که زود مشارکت کردم وخودم وجمع وجور کردم.