ارسالها: 246
موضوعها: 1
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2015Apr
اعتبار:
180
« خدا پر داد تا پرواز باشد، گلویی داد تا آواز باشد.
خدا می خواست باغ آسمانها ، به روی ما همیشه باز باشد .
خدا بال و پر و پرواز شان داد، ولی مردم درون خود خزیدند.
خدا هفت آسمان باز را ساخت ، ولی مردم قفس را آفریدند.»
ارسالها: 296
موضوعها: 2
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2015Jan
اعتبار:
208
وقت ارزشمندت را برای شایعات، آنچه در گذشته اتفاق افتاده،
افکار منفی و هر آنچه تحت کنترلت نیست صرف نکن؛
بهتر است وقت و انرژی ات را برای بهبود اکنونت صرف کنی.
ارسالها: 9,898
موضوعها: 673
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Dec
اعتبار:
456
[bgcolor=#ccffcc]به امید فردا روزمان را شب میکنیم و هیچوقت یادمان نمی ماند که فردا همین امروز است.[/bgcolor]
[bgcolor=#ccffcc]دنبال چیزی می گردیم که نمی دانیم چیست، یا می دانیم و می ترسیم بگوییم .[/bgcolor]
[bgcolor=#ccffcc]اسمش را گذاشته ایم فردا.[/bgcolor]
خدایا چه کسی تو رادراغوش گرفته که اینچنین ارامی؟ Д Ŧ Ŀ ã s
ارسالها: 296
موضوعها: 2
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2015Jan
اعتبار:
208
[size=14pt]کسی که بهشت را در زمین نیافته است
آن را در آسمان نیز نخواهد یافت
خانه خدا نزدیک ماست
و تنها اثاث ، عشق است...[/size]
ارسالها: 296
موضوعها: 2
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2015Jan
اعتبار:
208
از قضاوت کردن دست بکش
تا
آرامش
را تجربه کنی.
ارسالها: 1,425
موضوعها: 21
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
307
عشق یا وابستگی
دریافتم که هیچ چیز به اندازه وابستگی و چسبیدن دیوانه وار به فردی دیگر, ارزش و مقام انسان را ضایع نمیکند ,
در واقع وابستگی و چسبیدن, برای جلب توجه, حمایت و عشق دیگران ,
چرا که دیر یا زود این حمایت و توجه از پنجره به اسمان پر میکشد, و دوباره احساس تنهای از پنجره ای دیگر وارد میشود ,
فهمیدم که دو راه بیشتر وجود ندارد ,
یا باید به لحاظ روحی وعاطفی رشد کنم ,
و یا خفت وار در جهت کسب حمایت, عشق و توجه دیگران, روح و روان خود را متلاشی سازم ,
دانستم که بهترین منشأ کسب حمایت و عشق خود من هستم ,
آنگاه که هیچ کس و هیچ چیز دیگر کارگر نمیافتد, تنها آنچه به یاری ما می شتابد حقیقت و خویشتن خود مان است ,
دقیقا در چنین وضعیت و اتکا به خویشتن خویش است که آمادگی و قابلیت ابراز و دریافت عشق را پیدا خواهم کرد ,
عشق و رابطهای که در آن احساس تسلط و مالکیت یا وابستگی دیوانه وار, جایش را به ایثار, فداکاری, بخشش, گذشت و رشد و کمال میبخشد ,
میبایست دست از بازی دادن یکدیگر برداریم, زیرا که جواب نمیدهد ,
باید ابتدا با خودمان اشنا شویم, و با خویشتن خویش مهربان, صمیمی و صادق باشیم...!
[font]موفقیت یک انتخاب است نه یک اتفاق[/font]
ارسالها: 1,425
موضوعها: 21
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
307
عشقهای امروزی مانند خانه ایست که روی شن میسازیم...
قبل از اینکه تمام توجه خود را به جنس مخالف معطوف کنیم, و یا وارد روابط احساسی و عاشقانه با فردی دیگر شویم ,
ابتدا باید لیاقت و شایستگی رابطه با یک انسان دیگر را داشته باشیم ,
مادامی که شخصیت, و یا وضعیت عاطفی و روحی و روانی ما سست و متزلزل است ,
نمیتوانیم رابطه سالم و مستحکمی برای خود بسازیم, ,
وقتی اساس رابطه ما که خود ما هستیم آماده شد, و به طور عمیق و دقیق با انگیزههای درونی, احساسات, نیازها و هویت واقعی خود آشنایی پیدا کردیم ,
میتوانیم با تمام وجود فردی را برای زندگی مشترک و یا رابطه عاطفی و عاشقانه انتخاب کنیم,
باید به دقت خودمان و دیگری را مورد ارزیابی و بررسی قرار دهیم که آیا پایه و اساس رابطه ما محکم و منطقی است یا خیر؟!
زیرا واضح و روشن است که اگر پایه و بنیاد رابطه ما مستحکم نباشد, در بهترین حالت یا وضعیت خود مدت زیادی دوام پیدا نمیکند ,
و مانند خانه ای است که بر روی شن ساخته ایم ,
نباید فراموش کنیم که هویت روحی و روانی, و وضعیت فکری و احساسی ما نقش فراوانی در روابط ما با انسانهای دیگر دارد ,
اگر ابتدا با خودمان در صلح, آشتی و رضایت نباشیم, و یا آنکه از خود بیزار بوده و به خود علاقهای نداشته باشیم ,
باید کمک بخواهیم و مشکلات مان را بر طرف کنیم ,
زیرا که دیگران مانند آینه هایی هستند که ما انعکاسی از خود واقعی مان را در آنها می بینیم ,
و سپس برای آنکه خود را نبینیم, آینه را میشکنیم و به سراغ آینهای دیگر میرویم...!
[font]موفقیت یک انتخاب است نه یک اتفاق[/font]
ارسالها: 1,425
موضوعها: 21
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
307
بین احساس تنهائی و تنها بودن تفاوت بسیار است...
بسیاری از ما از روی دلتنگی و احساس تنهائی وارد رابطه میشویم ,
این خلأ یا وضعیت عاطفی ما را وادار میکند که خود را در جمع دیگران و یا هرنوع روابطی قرار دهیم ,
تا حدودی از طریق برقرای رابطه با فردی خاص و یا دیگران, میتوانیم تنهائی را جبران کنیم, اما برای تسکین احساس تنهائی, به رابطه با خود نیاز داریم ,
بسیاری از ما پس از مدت زمانی کوتاه در میان جمعیت و یا روابط عاشقانه و زناشویی احساس دلتنگی و تنهایی میکنیم ,
این امر بیان گر آن است که ما با همدم حقیقی و یار دائمی خود که خود ما هستیم, کاملا غریب و بیگانه ایم ,
تظاهر به شاد بودن و احساس خوشبختی, راه ما را برای رسیدن به احساس سرور حقیقی دورتر میکند, زیرا که ما نادانسته در حال فرار از خود میباشیم ,
ما تنها زمانی از احساس تنهائی, دلتنگی و انزوا رهائی پیدا میکنیم که در درون خود با حقیقتی بزرگتر از افراد, اشیأ, مکانها و چیزهای دیگر مرتبط شویم ,
در حقیقت این تنها راه درمان دلتنگی, خلأ و احساس تنهائی است ,
هیچ کس و یا هیچ چیز در دراز مدت نمی تواند احساس تنهائی و یأسی که در اعماق درون خود حس میکنیم را تسکین دهد, و یا ان را احساس کند ,
وقتی به لحاظ عاطفی رشد کرده و عمیقا با روحی در درون خود ارتباط برقرار میکنیم ,
ابتدا آرامش پیدا کرده و سپس کمتر نیاز داریم تا خود را در روابط ناسالم و یا شرایط پرخطر و آسیب پذیر قرار دهیم ,
اگر در ارتباط عمیق و آگاهانه با خویشتن خویش تجربه و شناختی نداریم, میتوانیم کمک بخواهیم و از کسانی که میتوانند در این مسیر ما را یاری دهند بهره مند شویم ,
تا خود شخصا به این تجربه شگفت انگیز دست پیدا کنیم که ما هرگز تنها نیستیم ,
باید به یاد داشته باشیم که شاید در ظاهر, این دیگران هستند که به احساست, عواطف و زندگی ما آسیب وارد میکنند ,
اما در اصل ما بیشتر قربانی غفلت ها و بی خبری از عوالم, اسرار و حقایق باطنی خود میباشیم...
[font]موفقیت یک انتخاب است نه یک اتفاق[/font]
ارسالها: 1,425
موضوعها: 21
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
307
اغلب تحمل درد و رنج را به تغییر ترجیح میدهیم...
زیرا به آنها کاملا عادت کرده و در برابر تغییر سرسخت و مقاوم شده ایم ,
اکثر ما تا زمانی که با یک فاجعه, جنایت و اتفاقی وحشتناک روبرو نشویم, نیاز به تغییر را در خود و اطرافیان مان احساس نمیکنیم ,
گویا برخلاف تمام تجربیات رایج علمی و عینی, برای بسیاری از ما درمان از پیشگیری آسان تر است ,
شاید در زبان و افکار خود, رهایی از درد و رنج و داشتن احساس آزادی و سرور را آرزو کنیم ,
اما فقط تعداد اندکی از ما عملا برای رسیدن به این اهداف از خود تمایل نشان میدهیم ,
مسئله این است که ما به راحتی تسلیم نمی شویم, اما همچنان در جنگ نابرابر با مشکلات زندگی و اختلالات رفتاری و شخصیتی خود, خسته و بازنده از میدان بیرون میرویم ,
بسیاری از ما بی آنکه بدانیم به شدت از خود بیزاریم, و هیچ گونهٔ عشق و صمیمیتی با خود نداریم ,
روابط بسیاری از ما با همسر, دوستان و یا جنس مخالف, کاملاً ظاهری, آشفته و یا سطحی است, و اغلب روابط جنسی را با عشق اشتباه میگیریم ,
برخی دیگر از ما برای تسکین دردهای روحی و داشتن احساس رضایت, آرامش و شادی, خود را به آب و اتش میزنیم و به هر چیزی آویزان میشویم ,
برخی از ما روح مریض و خسته خود را در زیر نقابهایی از جنس رضایت, ایمان و خوشبختی پنهان میکنیم ,
بسیاری از ما نیز قلبان میدانیم و اگاهیم که یک جای کار میلنگد, و در واقع چیزی در زندگی ما اشتباه است ,
اما خوشبختانه راه حل بسیار ساده و آسان است
اگر ما یک سوم تلاشی که برای بهتر پنهان کردن ضعفها و مشکلات خود به جان میخریم را صرف برطرف نمودن این کمبودها و نقائص کنیم ,
روز به روز بیشتر به فرد مورد دلخواه خود تبدیل میشویم, و قلبا نیز از زندگی و روابط خود لذت می بریم...!
[font]موفقیت یک انتخاب است نه یک اتفاق[/font]
ارسالها: 1,425
موضوعها: 21
Thanks Received: 0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2014Feb
اعتبار:
307
به فرد مورد دلخواه خود تبدیل شو, نه فرد مورد پسند دیگران...
بزرگترین ترس در زندگی چیست؟ مرگ
اما بدتر از مرگ مانند ارواح سرگردان فقط زنده بودن و مرگ روحی و عاطفی است ,
تنها زمانی میتوانیم خود را جزئی از این جهان بدانیم که ابتدا توانایی دوست داشتن خود و سپس دوست داشتن دیگران را پیدا کنیم ,
باید بپذیریم که هیچ یک از ما در چشم دیگران کامل نیستیم, مشقت و تلاش طاقت فرسا و بیثمر, در جهت رضایت دیگران و شان و پذیرش اجتماعی, مارا از رسیدن به احساس خوشبختی و تبدیل شدن به فرد مورد دلخواه خود دور میکند ,
اولویت ما این است که در زندگی فردی مفید, سالم, مهربان و دوست داشتنی باشیم,
وقتی خود را بخشی از زندگی انسانهای دیگر نمیدانیم و از قبول مسئولیتهای خود در برابر راحتی, اسایش و خوشبختی اطرافیان مان اجتناب میکنیم ,
به لحاظ احساسی و روحی افسرده و بیمار میشویم, زیرا احترام به نفس و کرامت انسانی خود را از دست میدهیم ,
آموختن شیوه جدیدی از زندگی به جای عقاید و باورهای کهنه و قدیمی اگر چه دشوار است, اما ارزش آن را دارد ,
در حقیقت عشق به خود و دوست داشتن دیگران موجب احساس بهتر در ما میشود ,
به مروردر زندگی تائید و توجه دیگران و ارزشهای ظاهری و مادی اهمیت خود را از دست میدهد ,
و دیگر لازم نیست که همه عمر با احساس ناامنی, تاسف, عصبانیت, خشم, افسردگی, حقارت و شرم و گناه بجنگیم...!
[font]موفقیت یک انتخاب است نه یک اتفاق[/font]
|