2014-02-04، 09:45
هنگاميكه تازه به الانان وارد شدم به من پيشنهاد شد كه چيزهايي در مورد الكليسم ياد بگييرم . من حريصانه همه موضوعات را ميخواندم . همانطور كه ميخواندم شروع به تجزيه و تحليل هر چيزي كردم . آيا الانان يك فلسفه بود يا يك نظام فلسفي بود ؟ نتيجه معقول ايمان داشتن به يك نيروي برتر از خودم چه بود؟ چه نوقع الكلي قصد بيداري معنوي را دارد ؟ اين پرسشها و پرسشهايي از اين قبيل ذهن مرا مشغول كردند اما در بهتر شدنم به من كمك نكردند . در نهايت به رفتن به جلسات ادامه دادم و قدمها و سنت هاي دوازده گانه را بارها و بارها خواندم و تجديد نظر كردم . به تدريج شروع به درك آن كردم . وقتي كه تجزيه . تحليل و تفسير هر چيزي را متوقف كردم . زندگي كردن با اصول را شروع كردم در واقع آنها را در هر مرحله از زندگيم بكار مي بردم . برنامه الانان ناگهان باعث درك كردن من شد و من شروع به تغيير كردن نمودم .
ياد آوري براي امروز
آيا تجزيه و تحليل كردن هر موقعيتي در زندگيم نتائج مفيدي در بر خواهد داشت . يا تلاشي براي كنترل كردن چيزهاي غير قابل كنترل است ؟ آيا فهرستي تهيه كنم يا از كاهايي كه نياز به مشغوليت فكري دارد اجتناب كنم ؟ شنيده ام كه آگاهي داشتن قدرت است اما گاهي اوقات تلاش من براي آگاهي يافتن ممكن است تلاش براي قدرتي باشد كه من در آن ناتوان هستم . در عوض ميتوانم قدم اول را فرا گيرم . "زندگي تنها با نگاهي به گذشته قابل درك و فهم است . اما بايد به پيشروي زندگي كرد .
ياد آوري براي امروز
آيا تجزيه و تحليل كردن هر موقعيتي در زندگيم نتائج مفيدي در بر خواهد داشت . يا تلاشي براي كنترل كردن چيزهاي غير قابل كنترل است ؟ آيا فهرستي تهيه كنم يا از كاهايي كه نياز به مشغوليت فكري دارد اجتناب كنم ؟ شنيده ام كه آگاهي داشتن قدرت است اما گاهي اوقات تلاش من براي آگاهي يافتن ممكن است تلاش براي قدرتي باشد كه من در آن ناتوان هستم . در عوض ميتوانم قدم اول را فرا گيرم . "زندگي تنها با نگاهي به گذشته قابل درك و فهم است . اما بايد به پيشروي زندگي كرد .
حتی روز " مرگم " هم تفاهم نخواهیم داشت
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه
من اون روز سفید می پوشم
وتو سیاه