امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حریر خاطرم
#1
مگه میشه نباشی تو حریر خاطرم
مگه میشه نگذری از کنار پنجره ام
مگه میشه بی هوات لحظه ای نفس کشید
مگه میشه بی چشات رنگ خوشبختی رو دید
Heart
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#2
دروغ میـگفت ..

بارها از او پرسیده بودم که دوستم داری ؟؟

میگفت : آری ؟؟

ولی،

ولی از چشمانش آشکار بود که دروغ میگوید ...

نگاهش از ترجمه عشق عاجز بود

تا اینکه روزگار

روزگار پیش عشق دروغمان سنگی انداخت

و ما را بی هم از هم کرد..

برای همیشه ...

تا ابد ...

در دلم شراره آتشی بود که درونم را می سوزاند .

از جداییمان چند ماهی گذشت ...

تا روزی که ،،،

او را با دیگری دیدم ....

گمانم دل به او داده بود...

و در آن دور دست

به دل ساده من می خندید ...

دوباره دیدمـش !

دلم کـمی برایـش سوخت !

انگار دلش را کسی شکسته بود..

خیلی تنها شده بود ..

نه ...

تنها نبود ..

او خدایی داشت...

خط های روی صورتش گذر عمر را نشان می داد ..

این همون آدمی نبود که می شناختم .

از فراق یارش درد می کشید ....

گمانم معشوقش گرفتار چشمان دیگری شده بود ...

اما کسی جز من ، سواد خواندن نگاهش را نداشت ..

کاش می توانستم کمکش کنم ...

ولی باید او را تنها می گذاشتم تا با درد های خود آرام بگیرد ....

برای همین ،

بی گـمان آیـنـه را شکستم ..
پاسخ
#3
.
گاﻫﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﻻﺯﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﯾﻢ…
ﯾﺎﺩِ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺸﺎﻥ…
ﺑﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ !
پاسخ
#4
ﺩﺭ ﻣﺨﻔﯽ ﮔﺎﻩ ﺫﻫﻨﻤﺎﻥ ﮐﺴﻰ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻣﻰ ﻣﺎﻧﺪ،
ﺣﺘﻰ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﯼ ﻭ ﺟﺪﺍﯾﯽ!
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#5
کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشت
نوبت به ما که رسید قلم افتاد…
دیگر هیچ ننوشت!
خط تیره گذاشت و گفت:
تو باش اسیر سرنوشت…
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
پاسخ
#6
بهترین یاد مرا قاب کن وپشت نگاهت بگذار
تاکه تنهاییت از دیدن من جا بخورد
وبفهمد که دل من باتوست
درهمین یک قدمی.................
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#7
خدا یه دل بهت بده اونقد ربزرگ که پر بهانه ترین بهونه دنیا غمگینش نکنه !
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ
#8
[تصویر:  1399962190821.jpg]
"اندکی صبر سحر نزدیک است"
پاسخ
#9
فراموش کردن آدماى مهربون لطمه زدن به قانون خاطره هاست!

هرچندالان دیگه آدم های نامهربان بیشترهستند
[img]images/smilies/heart.gif[/img]هرگز توان خود را در تغییر دادن خویش دست کم نگیر[img]images/smilies/heart.gif[/img]
پاسخ
#10
با هم باشیم نه یک سال بلکه یک عمر
بگذار آوازه ی با هم بودنمان چنان در شهر بپیچد
که روسیاه شوند آنان که
بر سر جدایی مان شرط بسته بودند . . .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم 
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان