ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
میمیرم
…
یه دختر و پسر که زمانی همدیگرو با تمام وجود دوست داشتن بعد از پایان ملاقاتشون با هم سوار یه ماشین شدن و آروم کنار هم نشستن … دختر میخواست چیزی رو به پسر بگه ولی روش نمیشد ! پسر هم کاغذی رو آماده کرده بود که چیزی رو که نمیتونست به دختر بگه توش نوشته بود ؛ پسر وقتی دید داره به مقصد نزدیک میشه کاغذ رو به دختر داد ، دختر هم از این فرصت استفاده کرد و حرفشو به پسر گفت که شاید بعد از پایان حرفش پسر از ماشین پیاده بشه و دیگه اونو نبینه …
دختر قبل از این که نامه ی پسرو بخونه به اون گفت که دیگه از اون خسته شده ، دیگه عشقش رو نسبت به اون از دست داده و الان پسری پیدا شده که بهتر از اونه … پسر در حالی که بغض تو گلوش بود و اشک توی چشماش جمع شده بود با ناراحتی از ماشین پیاده شد که در همین حال ماشینی به پسر زد و پسر درجا مرد … دختر که با تمام وجود در حال گریه بود یاد کاغذی افتاد که پسر بهش داده بود ، وقتی کاغذ رو باز کرد پسر نوشته بود :
“اگه یه روز ترکم کنی میمیرم …”
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
دلت را هنـــگــامــي غــم مـي گيــرد
کـه نــگــاهــت بــه دستـــانِ گـــره خــــورده ي
دو آدم ،
خيـــره مـــي مـــاند!
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
.
یک شب خیال چشم تودیدیم به خواب
ز آن شب دگر، به چشم ندیدیم خواب را . . .
.
.
.
گفتمش: زیباترین لبخند چیست؟
گفت: لبخندی که عشق سربلند
وقت مردن بر لب مردان نشاند . . .
وه چه خوب آمدی صفا کردی
چه عجب شد که یاد ما کردی؟
بیوفایی مگر چه عیبی داشت
که پشیمان شدی وفا کردی؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بی وفایی کن وفایت میکنند با وفا باشی خیانت میکنند
مهربانی گر چه آیینه ی خوشیست مهربان باشی رهایت میکنند . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مگر غیر از وفا از من چه سر زد
که دل را بی وفا خواندی و رفتی
مگرغیراز نگاهت به چشمانم که درزد
که از ناز چشم خود ازدل گرفتی
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
خنده ام میگیرد
وقتی پس از مدت ها بی خبری
بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری
میگویی : دلم برایت تنگ است
یا مرا به بازی گرفته ای
یا معنی واژه هایت را خوب نمیدانی
دلتنگی ارزانی خودت . . .
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
تا کنون دریایی را دیده ای که به اندازه ی ته استکانی شده باشد؟
دل من تا این حد برای تو تنگ است ای عزیزم
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
بگذار بمیرم
بــگــذار كــه در حــسـرت ديـدار بـمـيـــرم
در حـسـرت ديــدار تــو بــگـذار بـميرم
دشــوار بـــود مـــردن و روي تــو نــديــدن
بـگـذار بـه دلـخـواه تـو دشـوار بـمـيرم
...
بـگـذار كـه چـون نـاله مـرغان شبـاهـنگ
در وحــشـت و انـدوه شـب تـار بميرم
بـگذار كـه چون شمـع كـنم پيكر خود آب
در بـستـر اشـك افـتـم و نـاچار بميرم
بـگـذار چـو خـورشيـد گـدازنـده مـس فام
در دامـن شـب بـا تـن تـب دار بـميرم
بــگــذار شــوم ســايــه ايـــوان بــلــنــدت
سـويت خــزم و گـوشـه ديــوار بميرم
ميميرم از اين درد كه جان دگرم نيست
تـا از غـــم عـشق تـو دگـربـار بميرم
تــا بـودهام اي دوسـت وفــادار تــو بــودم
بــگـذار بـدان گــونـه وفــادار بــمـيـرم
/ سیمین بهبهانی
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 4,243
موضوعها: 617
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
341
بگذار كه از درد تو بيمار بميرم
از آتش دل سوزم و تبدار بميرم
...بر گردنم آن زلف سيه حلقه كن ای سرو
در پای تو خواهم به سر دار بميرم
بگذر نفسی از بر بالينم و بگذار
از تاب و تب لحظه ی ديدار بميرم
چون سايه ات ای گل ز سرم رفت عجب نيست
از جور خس و سرزنش خار بميرم
سهل است ز تير نگهت مردنم اما
ترسم نزنی بر دل و دشوار بميرم
مستم كن ازآن لعل می آلوده كه حيف است
می باشد و من پيش تو هشيار بميرم
تا چند ز بی مهريت ای مادر ايام
يك بار شوم زاده و صد بار بميرم
اغيار پی زندگی از مرگ گريزان
من زنده كه در رهگذر يار بميرم
ای پرده نشين پرده ز رخ بفكن و برخيز
مگذار كه در پرده ی پندار بميرم
گر ديدن رخسار تو ای ماه گناه است
بگذار نگه كرده گنهكار بميرم
تا چند صبا در پی عمرم بدوانی
بگذر ز من خسته و بگذار بميرم
علیرضا صبای تبریزی
تمام ارسالهایم تجربه گذشته ام است و دیدم نسبت به بهبودی تغییر کرده است و اینها نیست
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
امروز معلم عشقم گفت دو خط موازی هیچوقت بهم نمیرسن مگر اینکه یکی از آنها خود را بشکند …
گفتم من که خودم را شکستم پس چرا به او نرسیدم ؟؟؟
لبخند تلخی زد و گفت شاید او هم به سوی خط دیگری شکسته شده باشد !!!
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم
ارسالها: 7,089
موضوعها: 1,453
Thanks Received:
0 in 0 posts
Thanks Given: 0
تاریخ عضویت: 2013Oct
اعتبار:
432
همچون روز روشن بر من هویداست
که در مسیر زندگی ات روانه خواهی شد
و شاید هیچگاه من در خاطرت نمانم
و من بی شک هر جا باشم
نشانی از تو دارم
که با تو بودن را برایم زنده می کند
تو می روی و من با لبخند بدرقه ات می کنم
من می مانم و کوله باری از احساس تنهایی
می مانم
باز هم مثل همیشه
اما می دانم
در تنهایی هم
با من هستی
مشگل اینه که به بعضیا بیشتر از حدشون بها دادم